+
خانه / مقایسه / مقایسه ی مهم ترین های اسلام و زرتشتی: پیامبر، کتاب آسمانی، شعار، مقدس ترین
مقایسه ی مهم ترین های اسلام و زرتشتی: پیامبر، کتاب آسمانی، شعار، مقدس ترین

مقایسه ی مهم ترین های اسلام و زرتشتی: پیامبر، کتاب آسمانی، شعار، مقدس ترین

به قلم مدیر سایت
یکی از راه ها برای پی بردن به برتری یک دین بر دین دیگر، مقایسه میان آنهاست. در اینجا تعدادی از مهم ترین های اسلام و زرتشتی را باهم مقایسه می کنیم.

پیامبر
پیامبر زرتشیان سراسر در هاله ای از ابهام است. تاریخ زندگی او چند هزار سال مورد اختلاف است. با اطمینان هیچ کتاب، سخن و رفتاری را نمی توانیم به او نسبت دهیم. نمی دانیم کجا زندگی می کرده. به قدری مبهم است که برخی محققان او را شخصیتی خیالی دانسته اند.
اما پیامبر اسلام اینگونه نیست. در تاریخ تولد او تنها پنج شش روز اختلاف دیده می شود. کتاب او دست نخورده به ما رسیده و سخنان فراوان از او داریم و بخش اصلی و مهم زندگی او برای ما معلوم است.

کتاب آسمانی
خود زرتشتیان قبول دارند که اوستا تحریف شده است. کتابی که در زمانی روی دوازده هزار پوست گاو نوشته می شد، امروزه بخش اندک آن باقی مانده و از این مقدار باقیمانده تنها حدود ۲۳ صفحه ی آن (گاتها) را قبول دارند که برای زرتشت است. هرچند این مقدار را هم نمی توان با اطمینان به زرتشت نسبت داد. ترجمه ی آن نیز به درستی معلوم نیست.
کتاب آسمانی اسلام (قرآن) دست نخورده تا این زمان باقی مانده است.

مقدس ترین چیز
مقدس ترین چیز در نظر زرتشتیان آتش است در حالی که نمی تواند ما را راهنمایی کند. همچنین در طبیعت می توان مهم تر از آتش را هم یافت؛ مثل هوا. نیم ساعت نبود هوا در کره زمین را با نیم ساعت نبود آتش مقایسه کنید. اگر هوا نباشد آتشی هم وجود نخواهد داشت اما عکس آن درست نیست.
مقدس ترین چیز در حال حاضر در نظر مسلمانان قرآن است به گونه ای که کسی نمی تواند بی وضو دست به کلمات آن بگذارد. قرآن بسیار پرمحتواست؛ با ما سخن می گوید و راه راست را به ما نشان می دهد.

شعار
مهم ترین شعار زرتشتیان «پندار و گفتار و کردار نیک» است. این شعار به دلیل کلی بودن کارساز نیست و دینی که امروز به عنوان زرتشتی می شناسیم به درستی تبیین نکرده که چه پندار و گفتار و کرداری نیک است.
مهم ترین شعار مسلمانان، شعار توحیدی «لا اله الا الله» است که اهمیت آن روشن است.

لینک مرتبط:
هیچستان

۷۰ نظر

  1. ابهاماتی که در مورد تاریخ زندگی زرتشت و اوستا مطرح است یکی به خاطر قدمت زیاد این دین و دیگری به خاطر کمر همت ۱۴۰۰ ساله ای است که مسلمانان منجمله شما در نابودی این دین و کتابها و پیروان آن بسته اید تا اسلام را جایگزین آن کنید.

    چیزی به نام مقدس ترین در دین زرتشت وجود ندارد و خداوند از جنس عقل و خرد بوده و بنابراین نادیدنی است که مقداری از این عقل ابتدا تبدیل به چیزی مانند آتش گردیده (به تازگی توسط علم کیهان شناسی کشف گردیده) و از آن کل جهان هستی منجمله من و شما به وجود آمده ایم برای همین است که بدن ما و خورشید و ستارگان گرمند و هیچ زندگی و سازندگی در جهان بدون وجود گرما و انرژی امکان پذیر نیست و بدرستی به عنوان اولین نماد قابل دیدن از پروردگار به عنوان نشان دین زرتشتی انتخاب گردیده است. دین زرتشت بر پایه علم یا قانون (اشا=قانونی که خداوند جهان را طبق آن آفریده و طبق این قانون کار می کند)  استوار است در حالی که معلوم نیست قرآن بر چه پایه ای استوار است و راه راستی که می گویید چیست ؟؟

    طبق دین زرتشتی پندار و گفتار و کرداری نیک است که مطابق قانون اشا= عشق باشد در صورتی که ماهیت الله آشکار نیست

     

    • بالاخره ابهامهای مهم در این دین وجود داره خواه منشاش مسلونها باشن یا افراد دیگه. این ایراد اساسی ضربه ی مهم به این دین محسوب میشه حتی اگر عاملش مسلمونها باشند

  2. هر چند که قدمت زیاد می تواندیکی از عوامل موثر در  گنگی و ابهام شودامااین که چون عقاید زرتشتی به دلیل قدمت زیاد دارای ابهام در این حد است درست نیست. شاید به عنوان مثال نقض بتوان به تاریخ نزدیک به ۴۰۰۰ ساله بنی اسراییل اشاره کرد که خیلی از اصول اعتقادی وتاریخیشان روشن است.اما آنکه ما این قضیه را به گردن مسلمین بیندازیم کمی احساسی است.با نگاه گذرا به تاریخ درخواهیم یافت که  از زمان روی کار آمدن بنی امیه تا سال های ابتدایی قرن ۴ هجری یعنی زمان خلافت مامون عباسی بدلیل مخالفت علمای شیعی و سنی با دستگاه اموی وعباسی وعلاقه وافر آنان به شیوه زندگی قیصر و کسرا،دستگاه های حکومتی و بروکراتیک بدست غیر مسلمانان و یا تازه مسلمانان مانند افرادی چون سرجون،ابن ماسویه،یختشیوع،خاندان برامکه و … افتاد.از طرفی تاریخ رافقط مسلمین ننوشتند بلکه هندی ها،چینیهاورومی ها که اتفاقا رقیب و دشمن شماره یک مسلمانان بود و از هر فرصتی برای تضعیف جهان اسلام استفاده می کرد،به رشته تحریر درآمده است.

  3. ۱.آنکه گفته شود چیزی بنام مقدسترین چیز وجود ندارد درست نیست نه در مورد عقاید زرتشتی و نه هیچ ایدئولوژی دیگر۲.آنکه خداوند  ازجنس عقل و خرد بوده درست نیست.خالقی که ما از آن می گوییم خود خالق عقل و خرد است نه آنکه آن را چون ماده دارای جنس بدانیم.آنکه ما خالق را از جنس چیزی بدانیم بدان معنا خواهد بود که خالق محکوم و محصور در آن جنس و نیازمند بدان است و ناچارا آن خالق،دیگر خالق نیست بلکه مخلوق است چون نیاز به علت دارد۳.انکه بگوییم مقداری از این عقل  تبدیل به چیزی مانند آتش گردیده و در جایی دیگر جنس خدا را عقل و خرد بدانیم نهایتا بایستی نتیجه گرفت که چیزی ازجنس خدا یا همان عقل کم شده تا به آتش تبدیل شود.در حالی که  قائل به کسر یا اضافه شدن خالق به معنای احتیاج و ضعف خالق است در حالی که احتیاج و ضعف از مختصات مخلوق است.

  4. ۴.این که بگوییم آتش و حرارت از عقل حاصل شده وآن را به کشفیات اخترشناسان ربط دهیم حرف نادرستی است. چون عقل مجرد و غیر مادی است و با تلسکوپ و یا در لابراتوار قابل کشف نیست.محدوده اختر شناسی مانند سایر علوم طبیعی در جایی است که امکان اندازه گیری و آزمایش باشد در حالی که مسائلی مانند عقل،احساسات،درک،خوشحالی،ناراحتی،بدی یا خوبی نه متری برای اندازه گیری آنان وجود دارد و نه زیر تیغ آزمایشگاه قابل لمسند.به هین دلیل است که در علوم انسانی مکاتب روی کار آمده ولی پس از مدتی از بیخ و بن سقوط میکنند مانند مارکسیسم و یا در یک زمان مشخص چند مکتب از بیخ و بن متضاد در کنار هم فعالیت می کنند در حالی که در علوم طبیعی یا شاهدش نیستیم و یا در حد خفیف می بینیم۵. براستی قانون اشا چیست؟بشر از چه طریق می تواند بدان دست یابد.در این قانون منظور از علم چیست و تعریفش از علم و عقل چیست.آیا منظورش تنها عقل حسی است یا به عقل منهای حس هم اعتقاد دارد. ایا به عقل شهودی و علم حضوری اعتقاد دارد یا خیر؟خداوند صاحب اشا برای معرفی این علم به بشر چه کرده و اگر این قانون اشا را تبیین کرده پی کجاست.ای کاش کمی کلی گویی ها کمتر بود!

  5. ۶.آنکه گفته شود اسلام کلی گویی کرده و حرف روشنی ندارد خلاف واقع است.دوستان اگر کمی اهل مطالعه باشند به وضوح در خواهند یافت که اسلام  حتی در جزئی ترین مسائل شخصی ورود کرده و حتی در مواردی که صورتش در گذر زمان و مکان متفاوت است از طریق رد اصول بر فروع  آن را حل کرده.در حالی که بقیه مکاتب یا جمود به خرج داده و چون توانایی پاسخگویی به نیاز های بشر را به علت قشری گری نداشته نابود شده و یا پس از مدتی که ناتوانی آنان در پاسخگویی به نیازهای بشر نمایان شد برای فرار از این اتفاق به دام تساهل و تسامح افتاده که نتیجه اش فرسایش اصول آن عقیده و هضم شدن در ایدئولوژی دیگر می باشد. ۷.اینکه گفته شود ماهیت الله مجهول است،نادرست است چون مسلمین برای مباحث خداشناسی علمی مستقل تحت عنوان علم توحید دارند.آنکه گفته شود قرآن مجهول است باز هم نادرست است چون علاوه برآنکه بسیاری از آیات قرآن محکم است،مسلمین برای شناساندن قرآن علم تفسیر را تعریف کرده.انکه گفته شود مسلمین تعریف روشنی از اخلاق ندارند درست نیست چون در مقابل کلی گویی پندار و گفتار و کردار نیک،مسلمین علم اخلاق دارند..اینکه گفته شود اسلام در مورد مسائل شخصی و حکومتی افراد مبهم گویی میکند بدون شک از علم فقه و اصول فقه بی خبرند.اگر گفته شود که مسلمین در مورد عقاید خود مبهم حرف میزنند باید به علم کلام اشاره کرد و اگر گفته شود که …

  6. آقای حمید از نظراتی که دادید مشخص می شود که مطلب من را با دقت نخوانده اید، در دین زرتشتی هیچ نکته مبهمی وجود ندارد چون پایه و اساس آن یعنی اشا = عشق کاملا مشخص است و خداوند صاحب اشا برای معرفی آن به بشر به او عقل داده است تا آن قانون و علم را شناسایی کند 

  7. به نام خدا
    نقدی بر دیدگاه های پیشین(متفکر .حمید و مدیر)
    ۱.اینکه جناب متفکر گفته اند خداوند از جنس خرد است سراسر اشکال است اصولا لازمه شناخت چیزی تسلط بر آن چیز است و چون ما بر خداوند تسلطی نداریم و اگر بخواهیم او را تصور کنیم خداوند رحمان را به اندازه تصوراتمان محدود کردهایم.(ما حتی بر عقل نیز تسلط و شناخت نداریم) نمی توانیم در ذات خداوند نظری دهیم
    اما در پیش از این و حتی در حال حاضر نیز بسیاری از مسلمانان قائل بر نظریه وحدت وجود بوده و هستند.

    ۴و۲.درباره ادامه گفتار متفکر
    باید بگویم که ایشان دارند به مبدا وجودی کیهان اشاره میکنند ما میدانیم که مبدا جهان هیچ است البته هیچ به معنای واقعی هیچ چیز نیست بلکه هیچ یک میدان است.و جهان از هیچ به وجود آمده است آنچنان که انرژی از خلا به وجود آمده است.باید بگویم که سخن مدیر سایت در این خصوص اشتباه است میتوان گفت که اگر آتش نبود اصلا هوایی نیز نبود.
    ( البته در اینجا آتش واکنش ماده با اکسیژن و فرآیند سوختن نیست .)

    ۳.در ادامه حمید این نتیجه را گرفته که اگر بگوییم مقداری از این عقل تبدیل به چیزی مانند آتش گردیده .باید نتیجه گرفت که چیزی ازجنس خدا یا همان عقل کم شده تا به آتش تبدیل شود نیز اشتباه است چرا که خداوند خود گفته است که از روحم به او تاباندم در این جا نمیتوانیم بگوییم چیزی از خداوند کم شده است.

    به نظر من دین زرتشتی (قانون اشا) به راحتی فرگشت را میپذیرد و تاییدی بر آن است اما اسلام فرگشت را نمیپذید البته نپذیرفتن فرگشت دلیل بر رد فرگشت توسط مسلمین نیست و برعکس وجود فرگشت نیز گفته های اسلام و مسلمانان را رد نمیکند.

    اگر بخواهیم از علوم انسانی پی به وجود یا عدم وجود خداوند ببریم نیز کاری اشتباه است .(شهید مطهری گفته اند خانه های خود را بر دهانه آتش فشان بسازید اما ایشان نتوانستند برهان شر را رد کنند به نظر من برهان شر استدلال محکمی است.)

    (**بنده طرفدار تشکیک علمی هستم بدین خاطر چنین دیدگاه هایی میگذارم من به هر چیزی شک میکنم تا به یقین برسم**)

    • با سلام ؛ ببخشید انسان آتش را کشف کرد یا آتش او را ؟
      هوا را چه ؟ انسان نیاز داشت به هوا یا هوا به او ؟ آب را چه ؟ هوا منوط به آتش است ؟ این چه حرفیست بیشتر فکر کنید … در موقع به وجود آمدن حیات اثری از آتش نیست ، چرا این حرف ها را میزنید .
      بعضی از شک گرایان تا زمان مرگ در شک ماندند تا مردند … .

    • شک‌، مقدمه یقین؛ پرسش، مقدمه وصول و اضطراب، مقدمه آرامش است. شک، معبر (پل و عبورگاه) خوب و لازمى است هر چند منزل و توقف گاه نامناسبى است (مطهری ).
      از حضرت علی هست که :خواب بر یقین بهتر از شب زنده داری با شک است.[۱۸] و نیز : اندکی از شک کافی است که یقینی را (که محکم نشده) نابود کند.
      کسی که بر چیزی شک نکرده آنرا بپذیرد از دو حال خارج نیست : یا خداوند را درک کرده است یا در ان مورد علم و ذهنی ندارد ،
      ان موقع شک موجب مرض است که بعد از یقینی محکم و استوار و طولانی حاصل شود که موجب از دست رفتن یقین به ان موضوع گردد
      پس جایگاه و زمان شک مهم است که در ابتدای پذیرش یا عدم پذیرش امری باشد یا بعد از یقین حاصل کردن به ان امر اتفاق افتاده باشد .

  8. لطفا مبانی علم کیهانی رو مطالعه کنید و بعد اظهار فضل کنید ما هنوز نمیدونیم دنیا از چی ساخته شده نه کلی نه جزیی هنوز شتابدهنده جهانی بخش کمی از ذرات بنیادی رو کشف کرده و در حالت کلی بخش اعظم دنیای ما که چون نمیدونمی چیه بهش میگیم ماده تاریک کاملا نامفهمومه برای ما چیزی در حد عدم شناخت خدا.
    اونوقت چطور در مورد جهانی که حدس میزنیم ۱۴ میلیارد سال پیش بوجود امده و اصلا فقط میگیم یه چیز بوده منفجر شده یا واکنش داده یا هر چیزی و بعد منبسط شده نظر میدیم قران حتی اینجا کمک کرده ولی نه به صورت جزیی
    چطوری با این همه ابهام راحت میگیم عقل بوده که ازش اتش جدا شده و بعد جهان بوجود امده.
    اخه کدوم عقل سلیمی همچین چیزی رو قبول میکنه.
    یکم مطالعه کنید میفهمید خصوصا اختر شناسی حتی این اطلاعات جزیی ما هم از دنیا تصاویری که میلیارد ها سال پیش نورش حرکت کرده و اومده سمت ما و خدا میدونه الان اون کهکشانا چه وضعیتی دارن هم تصاویر واقعی مثل عکس دوربین شما نیست که اینا اکثرا از طریق تلسکوپایی طیف نگار کشف میشن.
    تو رو تدا به جهل خودمون اعتراف کنیم تا بتونیم پیشرفت کنیم.
    بشر امروزی زیر ۱۰ درصد از ظرفیت مغزش استفاده کرده
    ببین دیگه چند هزار سال پیش چه خبر بوده.
    پیشنهاد میکنم فیلم لوسی ۲۰۱۴ رو ببینید شاید در ابتدا با مبانی فکری اسلام در تضاد به نظر برسه ولی اگه کمی سواد وقدرت تحلیل داشته باشین میبینید که اصول اسلام رو میشه دید توش.اینکه چطور انسان هایی میتونن طی العرض کنند و یا کارهایی که بهش معجزه میگیم.
    در هر صورت این اطلاعات که اینجا در خصوص دین زرتشت گذاشتین کاملا ابط است و قادر به پاسخ گویی به عقل و درک و استنباط بشر ۲۰۱۶ نیست شاید همون زمان چند هزار سال پیش کارساز بوده.
    شما میگی پایه دینت عشق که خدا داده به بشر و چیز مبهمی نداره.ایا به نظر شما واژه عشق و مفهوم اون در مقابل هزاران کتاب تفسیر قران.فلسفه های شرق و غرب و کلی مسایل اینچنین حرفی برای گفتن داره این دینی که شما میگی در حدی نیست که از نظر عقلی و استنباطی حتی با فلسفه های نو پا و بدرد نخور امروزی و ایدوولژی های چند نفره ای که توی امریکا در ۲۰۰ سال پیش رواج یافت مقابله کنه چه برسه با صد ها هزار کتاب و تفسیر و مطالب علمی و فلسقی و اخلاقی و اسلام و قران که دیگه حرفی اصلا نمیتونید جلوش بزنید.بعض جملات کوتاه قران خودش میتونه واسه یه عده که تشنه داشتن یه ایدولوژی هستن یه دین باشه خیلی کامل تر از گفتار نیک پندار نیک کردار نیک.
    در هر صورت سعی کنید مطالعه کنید
    شاید ۳ هزار سال پیش که نه کتابی بود نه کتاب خونه ای نه دیجیتالی نه راهی نه سفر دور و درازی مردم جاهل به علم هستی رو میشد با سه جمله قانع کرد ولی توی دنیای امروز نه شما نمیتونی الان به جوونا بگی ما دنیا و اجتماع رو با عشق اداره میکنیم ولی ببین اسلام چه بیان محکمی داره که تو همین دنیا یک و نیم میلیارد ادم حداقل اسمی هم که شده پیروشن هر روز هم زیاد مین هر چند یه عده وهابی به لجن کشیدن اسم اسلامو.
    شما ببین از امام پرسیدن واسه تغییر جنسیت امام فتوا داد که مشکلی نداره.این میشه فقه زنده و پویا و جوابگو.
    اینم بدون از نظر ما خدا کمال مطلقه از اول بود اصلا واسه خدا اولی وجود نداره چون خدا زمان روش تاثیر نداره و زمان رو هم خدا خلق کرده.جسم نداره هیچ تغییری نداره پس هر جا که دیده کمال خدا نقض شد بدون اون مربوط به خدا نیست.
    کمال مطلق نیاز به هیچی نداره.
    حتی در جهان بعدی و جهان های یه رده بالاتر از ما که در مقابل خدا چیزی نیست زمان یه بعد نیست و تو هر جهانی ظرفیتای جدیدی واسه موجوداتش وجود داره.
    شنیدی ما مسلمونا میگیم شهدا زندن و میبینن ما رو یا پیامبر و ایمه ما؟این همون مفهوم رو میرسونه اونا در بند بعد و مکان و زمان نیستن.تازه اینا که مخلوقای خدان ببین خود خدا چه عظمتی داره.
    یه فیلم دیگه هم بهت پیشنهاد میکنم ببینی در میان ستارگان ۲۰۱۵ اونم خوبه
    مطالعه مطالعه مطالعه بعد تحلیل
    یا حق
    @stone1987

  9. چگونه وقتی در مورد هیچ چیز از زرتشت نمیدانید اینجوری اظهار نظر میکنید زمانی که بیابان های عربستان پیامبری نداشت زمانی که تو شرق حیوان پرستی رواج داشت و زمانی که حضرت عیسی مسیح نبود پیامبر ما ایرانیا ما آریایی ها از آذربایجان متولد شد و مهد دین یکتاپرستی رو پرورش داد و هفت کتاب داشت به اسم گاهان ، یسنه ،اوستا ،یشت ها ،ویسپرد و خرده اوستا ، وندیدها . که در اثر حمله مغول بیش از نصف اصلی اینها از بین رفت و شما دین پرست هستی که با گفتن دروغ و حرف های نامناسب داری اسم دین اسلام خودت رو خراب میکنی واگرنه با گفتن حرف های بی ربط شما هیچ چیزی در زرتشت پیش نمی آید . خوبه یکم تحقیق کنی بعد بیای دروغ بگی

    • چیزی که ریشه داشته باشه از بین نمیره و انسانها همیشه دنبال پاسخ به جواب های خود هستند و آیین زرتشت حرفی برای گفتن ندارد و بخاطر همین در حال انقراض هست اما امروزه بعد از گذشت هزارو چهارصد سال اسلام هنوز دو میلیارد پیرو داره و فوج فوج از گوشه کنار دنیا به آن گرایش پیدا میکنند و آن را راه و روش زندگی خود. قرار میدهند من دفاعیات مجوسی ها خواندم و هیچی برای دفاع ارائه‌ نداشتند یکی گفت مسلمانان کتابهای ما را خوردن و یکی گفت مغول ها کتاب های ما را بردن ،،،

      • با سلام ؛ خوب بود یکی هم میگفت : به ما سه میلیون قاطی این هفت میلیارد چکار دارید ؟ بر فرض که جهنمی هم باشیم به جایی برنمیخورد ، ما هم میگوییم خب تبلیغ و دفاع نکنید و عین صابئین یا شیخیه که تقریبا به انزوا رفتند شما هم بروید اما … بعضی انگار مشکلات خاصی دارند.

  10. حالا با خوبه زردشتی یه شعار درستی داره کی گفته گقتار نیک پندار… کار ساز نیست
    پس حتما لا اله الله کار ساز است ؟
    اسلام همینه که میبینین جنگ و خون ریزی و تفرقه خشکسالی وطن فروشی
    زردشت هم مثال بارزش کورش ،

    • با سلام و اما :

      به گفته دونالد ترامپ :
      اندیشه نیک : کشتن مسلمانان . گفتار نیک : اسلام هراسی . کردار نیک : نابودی ایران !

      به گفته یک پورن استار – با عرض پوزش از گفتن این مطلب اما مثل این که بعضی … – .
      اندیشه نیک : چگونه رابطه … برقرار کردن . گفتار نیک : بهترین حرف ها برای جذب مشتری زدن . کردار نیک : … انجام دادن و پول درآوردن .

      به گفته محمد رضا شاه :
      اندیشه نیک : چگونه نوکری کردن آمریکا . گفتار نیک : چاپلوسی کردن برای آمریکا . کردار نیک : ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ .

      به گفته صدام حسین :

      اندیشه نیک : نقشه برای نابودی ایران . گفتار نیک : حمله لفظی و توهین به ایران . کردار نیک : استفاده از بمب شیمیایی بر علیه ایرانیان .

      اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک نه تنها به نفع ایران و ایرانی نبوده بلکه به ضرر هم بوده است .

      • جز تاسف چیزی ندارم بگویم . اینکه عالی ترین وجوه اندیشه و گفتار و کردار بشری که نیکی است در ذهن شما چنین معانی را به ذهن من و شما می آورد اشکال در آن عالی ترین وجوه اندیشه بشری نیست اشکال در ذهن من و شماست .
        دیگر اینکه چرا مسایل جنسی در تفکر شما این اندازه اهمیت دارد که هر چیزی را به این مسایل می چسبانید در دنیا نعمتهای دیگری هم هست اگر بهتر ببینیم .
        اما نیکی مفهومی مطلق نیست و یکی از تفاوتهای آیین زرتشت با اندیشه شما همین نگرش سیاه و سفید یه صقات و اشیا است .
        از نظر زرتشت نیکی و بدی حاصل کنش همیشگی دو عامل موثر نیروهای خیر و شر و نور و ظلمت است . هرگاه در ذهن شما شر بر خیر غلبه کرد اندیشه شما و به تبع آن تعریف شما از نیکی هم اهریمنی تر از وجه اهورایی آن خواهد بود .
        این در مورد ترامپ و ….. هم صادق است . و در مورد کل جوامع بشری هم خداوند در قران مثالهای بسیار از اقوامی که به انحطاط گراییدند و رفتارهای زشت برایشان سنت نیک شد ارایه داده .

        اما اگر فکر می کنید خبیو بوی امری مطلق و مشخص است که بشود توسط یک آیین یا مذهب به خورد مردم داد بفرمایید پس چرا خداوند مطابق عقاید شما مذاهب مختلف به وجود اورده .
        قبل از اسلام در یک زمان در چند نقطه ادیان مختلف بوده اند کدامیک حق مطلق بوده ؟
        اصلا چرا خداوند این حق مطلق را در یک کتاب احکام برای بشر نازل نکرد که این همه دعوا بر سر مذاهب و حتی بین مراجع تقلید بر سر یک موضوع وجود نداشته باشد .
        بفرمایید در اختلافات علمای شیعه کدام مطلقا بر حق بوده ؟ شریعت حق مطلق را در این روزگار به بنده نشان بدهید تا دربست مطیع آن شوم .

    • ۱. گفتار نیک ، پندار نیک ، کردار نیک از آموزه های اسلام نیست ؟
      ۲. آیا گفتار و پندار و کردار نیک در اسلام و زرتشتیت متفاوت است ؟
      ۳. مگر ماهیت و حقیقت نیک در ادیان مختلف متفاوت میشود ؟
      ۴. اگر شخصی در لحظه ای که در مخمصه ای افتاد بهترین راه رو کشتن شخص مقابلش بداند که خودش را تبرئه کند آیا این اندیشه نیک او حقیقتا نیک است ؟ یا واقعیتی است که توهم حقیقت نیک اندیشی دارد
      چطور ممکن افرادی شناخته شده رو ردیف کرد و اعمال نفسانی آنها رو به نیکی حقیقی مرتبط دانست
      گمان نمی کنم فهم نیکی در اعماق وجود انسانی بشر گم شده باشد که آنرا در بیرون خویش جستجو کند که این تصوری مخدوش است

      • به آنها که نگاهشان به نیک و بد این گونه است می گویم : وقتی یک داعشی سر مسلمان شیعه را می برد گمان می کند حق مطلق بر او ظاهر شده و غیر از او و اندیشه اش همه باطل ، کافر و شایسته مرگ اند .
        هر مذهبی که به چنین نتیجه ای در مطلق اندیشی نیک و بد برسد فرجام اش باطل است . حتی نزدیک ترین ها به تفکر داعش یعنی سلفیون نمی توانند از رفتار ایشان دفاع کنند . دو گانه حق و باطل خود از اهریمنی ترین اندیشه هاست در مقابل دوگانه نیکی و بدی چرا که حق و باطل نگاه سیاه و سفید و مطلق دارد و نیکی و بدی نگاهش خاکستری است . حتی در فیزیک هر چه پیش می رویم متوجه می شویم که حتی در ذات ماده قطعیت وجود ندارد بنابر اصل عدم قطعیت ، نسبیت مطلق و مکانیک کوانتوم (هایزنبرگ و انیشتین این موضوع را به صورت ریاضی و تجربی ثابت کرده اند )

  11. بسیار متاسفم از این نوع مقایسه من حدود پانزده سال پژوهشگر اسلام بودم بله شاید قران تحریف نشده باشد اما چه در شیعه و چه در سنی و تمام شاخه های وابسته به این دین تحریف بصورت کاملا پیشرفته ای صورت گرفته است چه با ترجمه وچه با تفسیر و چه …. دین اسلام انحراف تاریخی بیشتری نسبت به ادیان دیگر داشته است چه در اهل سنت که عملا کتاب و اصل دین را رها کرده به سنت عربی قبل از اسلام برگشته و چه شیعه که خرافات محض تمام اصلیت آن را تشکیل میدهد پس بواسطه تعصب به اسلام بر ادیان دیگر خرده نگیرید و اینگونه مقایسه تخریبی نکنید اجازه بدهید هر کس خود با میل خود کیش و آیین خود را انتخاب کند نیاز به لطف امثال جنابعالی نیست .

  12. سوشیانت به مدیوماه

    مدیوماه با توجه به تبریک مغان و سه موبد زرتشتی به تولد عیسی چرا به آیین عیسی نمیگروید؟
    سه موبد نخستین دیدارکنندگان با مسیح
    از انجیل تا هنر مسیحی گواهی می‌دهند که سه فرزانه‌ی ایرانی نوید آمدن مسیح را دادند. به راستی آنان که بودند که دارای چنین جایگاه برجسته و بی‌مانند‌ی در اندیشه و هنر مسیحی یافتند؟!
    آنچه در بالا آمده بخشی از نوشتار «سه فرزانه‌ی ایرانی نخستین دیدارکنندگان با مسیح» به قلم فرشید ابراهیمی پژوهشگر تاریخ است که در امرداد شماره‌ی ۳۸۰ چاپ شده است. ابراهیمی در این نوشتار تاریخی با تکیه بر درون‌مایه‌ی انجیل و نوشتارهای یونانی به چگونگی این دیدار و تاثیر آن‌ها بر هنر کلیسایی و جهان‌بینی مسیحی پرداخته است.
    در بخشی از این نوشتار آمده:
    «اگر به داستان بازگردیم، در ادب اروپایی از دیگر پاژنام‌های این سه مغ، می‌توان سه مجوس شرقی، سه شاه، سه پادشاه مقدس و سه فرزانه را یادآور شد. اگرچه در داستان‌های نخستین بر پایه‌ی انجیل متا، آن‌ها سه مرد دانا یا «مجوس» بودند، اما در روایت‌های پسین، به ویژه از سده‌ی دهم پس از مسیح، پادشاه خوانده شدند. این دگرگونی هم می‌توانست به ماندگاری داستان یاری برساند و هم به نهاد پادشاهی که در اروپا گسترش یافته بود، رنگ آسمانی ببخشد و آن جایگاه زمینی را در پوششِ پشتیبانی کلیسا جای دهد.همچنین نام هر یک از این سه تن به روشنی پیدا نیست. هر یک از گفتارها نام آنان را دیگرگون آورده‌اند. گاه از آنان با نام‌های…»
    «سه فرزانه‌ی ایرانی نخستین دیدارکنندگان با مسیح» در رویه‌ی تاریخ امرداد ۳۸۰ چاپ شده است.
    منبع: http://www.amordadnews.com///content/4138/سه-موبد-نخستین-دیدارکنندگان-با-مسیح

    • من مسلمان هستم و برای رستگاری نیازی ندارم که هر روز به آیین جدیدی بپیوندم !!!!!
      گرویدن به این و ان مذهب را به کسانی توصیه می کنم چون شما که آن چنان از قدرتی که خداوند برایتان قرار داده غافلید که برای رستگاری چشم به دهان این و آن دارید و سعادت اخروی را تقلید می کنید .
      به مذهب باور ندارم چه از نوع اسلامی چه مسیحی یا هر چیز دیگری چون اراده خداوند بر خلق مذهب نبوده است
      اندیشه خود را از پالودگی های فراوان دور نگاه میدارم و پیام زرتشت برای من راهنمایی است از جانب خداوند . در این پیام هیچگونه آلودگی و پلیدی راه نیافته پس به کمک آن می توانم آلودگی و انحرافهای موجود در سنن آیینی و دینی و اجتماعی و سیاسی پیرامون را بشناسم و از ان دوری کنم . اینگونه هیچ ارباب تزویری ، مرا دستمایه قدرت و ثروت و شهوت خود قرار تخواهد داد .
      در مورد آن سه مغ هم ایشان ظهور یکی از رهنمایان الهی را نوید دادند . هیچ گزارشی مبنی بر مسیحی شدنشان وجود ندارد .

      • سوشیانت به مدیوماه

        درود بر سوشیانت عزیز
        من یک زرتشتی تازه مسلمانم.
        همه ادیان در دوران خود اسلام هستند.
        از کجا میدانید که آن سه مغ، مسیحی نشدند؟
        آن موقع عیسی هنوز نوزاد بود.هرچند عیسی در گهواره با مردم سخن میگفت و در نوزادی به نبوت رسید ولی هنوز دین جدید را به ارمغان نیاوره بودند و مغان بعد از ارمغان خود به وطن خود بازگشتند و گر نه مسیحی میشدند.
        اصلا سه مغ، مسیحی نشده باشند سوشیانتی که ظهور او را پیشگویی کرده بودند یعنی عیسی، یهودیان و فریسیان را به دین خود دعوت میکرد و به مسیحیان فرمود بروید و ملتها را غسل تعمید دهید.
        در ضمن دین ایرانیان قبل از زرتشت دین مهر بود و پیامبر آنها حضرت مهر نام داشت.آیا پس از ظهور زرتشت باید بر مهرپرستی باقی ماند؟
        زرتشت و مهر و بودا و کریشنا دینشان به انقضا رسیده و عقل حکم میکند دیگر مهرپرستی و زرتشت و بودا نیازهای جامعه مدرن امروزی را نمیتواند برآورده کند.
        در ضمن اوستا قدیمی ترین کتاب مقدس آریایی ها نیست و قبل از اوستا آریایی ها از کتاب ودا استفاده میکردند که به نظر من اعتبار آن کتاب در حال حاضر هم بیشتر از اوستاست چون کمتر مورد هجوم و نابودی قرار گرفته.و آریاییهای هندوستان هنوز پیرو ریگ ودا هستند.نخستین آریایی دین ودایی بود.
        اوستا هزاران سال بعد از زرتشت در دوره ساسانی که آخرین حکمت قبل از اسلام است از سینه پیشینیان به رشته تحریر درآمد و زمان تحریر آن با قرآن فاصله چندانی ندارد و این در حالی است که بارها در حملات اسکندر و اعراب و حتی پس از اسلام اوستا از بین رفته و از نو تحریر شده.در حالیکه زرتشت که معلوم نیست یک نفر بوده یا سلسله ای از زتشتها بوده اند آخرین زرتشت حدودا ۱۲۰۰۰ سال پیش میزیسته.
        توصیه میکنم با این اوصاف حداقل به ریگ ودا و دین ودایی برگردید بهتر است.

        • جنابعالی قطعا زرتشتی تازه مسلمان نیستید .
          با یک سوال از شما اثبات می کنم . زرتشتیان ایران در نمازشان یک اختلاف فاحش با زرتشتیان هند داشته اند . هر زرتشتی زاده ای این اختلاف را میداند لطفا آن را بیان کنید ؟
          ا

      • سوشیانت به مدیوماه

        درود بر مدیوماه عزیز عذر خواهی که در کامنت قبل اشتباهی به سوشیانت درود فرستاده بودم.
        در ضمن بزرگمهر، به ظهور پیامبر اسلام بشارت داد و حتی در اوستا از ظهور آخرین سوشیانت که مهدی موعود میباشد نیز سخن بمیان رفته.
        بزرگمهر و پهمچنین پسر انوشیروان به دین مسیحیت پیوستند چون آخرین دین دوران آنها بود.
        بشارت متون باستانی ایران و نیز شاهنامه فردوسی به ظهور پیامبر در لینک زیر:
        http://www.adyannet.com/fa/news/1712

  13. اما آنچه در مورد دین مهر و حضرت مهر!!!!! گفته اید عاری از دلیل برای پاسخگویی است .
    زرتشت هرگز برای مردم دین جدید نیاورد همان اعتقادات کهن ایشان را تصحیح کرد و ایشان را از پرستش دیوها بازداشت . به مردم توصیه کرد راه خود را بر اساس منطق و راستی بجویند و بیابند .
    به جرات می گویم همه مذاهب بشری خلاف این را از مردم می خواهند و می خواهند که بر دین پدرانشان بمانند .
    زرتشت و سخنش بر دل مردم نشست و کاسبان مذهبی مانند همیشه از ان دکان ساختند . دکان دین سازی
    لذا هر انسان آزاده ای که ستایشگر خداوند باشد از درون خویش الحمد لله بگوید یا چیز دیگر قطعا پیرو زرتشت است و هرکس که شرک بورزد و خدایان و سنن جعلی را بر خدا ترجیح دهد بر هر مذهب و دینی باشد دشمن خدا و دشمن زرتشت است .
    ضمنا هر وقت در شناخت نفس خود و خدای خود بر خود غالب آمدید به دیگران توصیه اعتقادی بفرمایید و البته از توصیه هایتان در پذیرش دین ودایی مشخص است که بنده اهورمزدا هستید یا اهرمن

    • سوشیانت به مدیوماه

      درود، من زرتشتی زاده ام نشان به اینکه تمام اختلافات زرتشتیان هند با زرتشتیان ایران را میدانم به باور من ناهمگونی تنهابین برخی از سنت و رفتارهای آیینی بین زرتشتیان ایران و پارسیان هند است. زمانی که نیاکان آنان بیش از هزار سال پیش، از ایران به این کشور کوچ کرده اند، زرتشتیانی که در ایران نیز زندگی می کردند برخی از همین باورها را داشته اند. ولی در روزگاران کنونی تفاوت های فرهنگی و آیینی بسیاری پیش آمده و به چند شوه (دلیل) روی داده است. که برجسته ترین آنها نخست این که نیاکان آنها در سده های نخستین حکومت اسلامی از ایران کوچ کرده اند و باورها و سنت های آنها به زمان پادشاهان ساسانی و برداشت موبدان آن زمان باز می گردد، بنابراین برخی از سنت های غیر گاهانی(بینش زرتشت) نیز به آیین های زرتشتی افزوده شده و همچنان در رفتار دینی پارسیان سینه به سینه منتقل شده است، همانند باور به گنجینه نوشته های اوستایی و پهلوی غیر از سرودهای زرتشت، مانند«وندیداد» و احترام ویژه ای که برخی از پارسیان به گاو دارند چون در برخی از نوشته های ساسانی به معجزه هایی اشاره شده است که گاوی در کودکی زرتشت، پس از حمله گله گاوها به زنده ماندن او کمک کرده است!… و دوم اینکه پس از هزاران سال که این قوم در کنار ادیان دیگر(هندو) در هندوستان زندگی کرده اند، برخی از آداب و رسوم مردم آنها را نیز فراگرفته و به باورهای خویش افزوده اند و آنها را در نیایشگاه ها ویا به هنگام نیایش به کار می گیرند، همانند آداب خرافی بیش از اندازه ای که برای رفتن به کنار آتش درآتشکده انجام می دهند، چنانکه هندوها نیز برای رفتن به معبد و راز ونیاز با بت های سنگی خود، چنین کارهایی را انجام می دهند. یا اینکه هندوها پس از نیایش در معبد، خال کوچکی از پودر قرمز رنگی برپیشانی خویش می گذارند، برخی از پارسیان نیز لکه ای از خاکستر آتش موجود در نیایشگاه را بر پیشانی می گذارند که کمتر از آنها نباشند. اینها و مواردی دیگر از اختلاف های سنت های این دو گروه است ولی هردو پیروان اندیشه زرتشت هستند و پارسیان چون در گذر دوازده سده گذشته از آزادی بیشتری برخوردار بوده اند اکنون از جایگاه بهتر علمی، اقتصادی و پیشرفت صنعت در جهان برخوردار شده اند.

      • شما که تمام اختلافات زرتشتیان ایران و هند را می دانید ! و زرتشتی زاده هم هستید ! چرا جواب سوال بنده را ندادید ؟!
        زرتشتیان ایران در نمازشان یک اختلاف فاحش با زرتشتیان هند داشته اند . هر زرتشتی زاده ای این اختلاف را میداند لطفا آن را بیان کنید …

  14. سوشیانت به مدیوماه

    فرموده اید:
    زرتشت هرگز برای مردم دین جدید نیاورد همان اعتقادات کهن ایشان را تصحیح کرد و ایشان را از پرستش دیوها بازداشت.

    پاسخ: عزیز من همه پیامبران دین جدیدی نیاوردند.دین از همان اول که آدم خلق شد اسلام بود.حضرت ابراهیم و محمد هم آمدند انحرافات و بدعتهای پیروان زرتشتی و مسیحی و ادیان دیگر را اصلاح کنند.در ضمن اطاعت از آیین پدران در اسلام در صورتی صحیح است که پدران به راه راست باشند ووقتی پدران ما در راه درستی بوده اند آیین آنها همان آیین انبیا و زرتشت و محمد و ابراهیم است:

    وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلی ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا

    یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ
    و چون به ایشان گویند که به آنچه خدا نازل کرده است و به پیامبر روی ، آورید ، گویند : آن آیینی که پدران خود

    را بدان معتقد یافته ایم ما را بس است حتی اگر پدرانشان هیچ نمی دانسته اند و راه هدایت نیافته بوده اند ؟
    +++++++++++++

    • جالب هست که این آیه شده ورد زبان مسلمانها
      سوال اینجاست که اسلام خودش چه جدید آورده که در آیینهای قبلی وجود نداشته ؟
      در صورتیکه خود دستورات قرآنی به پیروی از آیین ادیان گذشته و حتی بت پرستان حجاز هست ،
      مراسم حج و طواف کعبه که بزرگترین مراسم اسلام و از واجبات هست ، دقیقا مراسم بت پرستان
      پیش از اسلام بوده که بعد از هجرت به مدینه تاکنون مراسم مسلمانان شده

    • اینکه دین از اول اسلام بود که داستان و تمثیل است و گرنه خود اسلام گزیده ای است از احکام یهودی و اساطیر عهد قدیم و سنن و اداب عرب و عجم .چگونه دینی که در برگیرنده بعضی از سنن عرب ۱۴۰۰ سال پیش است در اغاز خلقت می تواند وجود داشته باشد . اگر ظرف اسلام باشد مظروف ان همین چیزهاست
      اگر مدعی باشید که ظرف و مظروف از ابتدا با هم وجود داشته اند که در عقلتان باید شک کرد مثلا سنت طواف عرب جاهلی در ابتدای خلقت کجا وجود داشته ؟
      اگر مدعی هستید که ظرف بوده و مظروف بعدها اضافه شده پس چرا امروز این مظروف را تغییر نمی دهید و از کجا معلوم زمانی مظروف ان همان دین زرتشتی نبوده ؟

    • با سلام آقای سوشیانت ؛ واقعا زرتشت دین جدیدی نیاورد ، این را در بطن عقیده کسانی چون دستور دهالا میتوان دید . آنجا که در کتابش (خداشناسی زرتشتی ، از ص ۳۲۱ به بعد ) تمام محتوای اوستا به جز گاتها را زیر سؤال میبرد و واقعا هم تا حدی درست میگوید و بسیاری از مورخان نیز اتفاق نظر دارند که گاتها هماهنگی کامل حتی با یشتها نیز ندارند . اما مسئله ای که هست این است که :
      ۱ : جای انکار نیست که سپنته آرمیتی به عنوان یک امشاسپند در گاتها دختر اهورامزدا خوانده شد (حال خواهد برای علو مقام این امشاسپند بوده و یا خواه دختر واقعی ، این جا جای بحث نیست ) .
      ۲ : پس امشاسپند وجود داشته و دستور دهالا شاید این قسمت را به عنوان گاتها قبول نداشته که به کل منکر تمام امشاسپندان میشود .
      ۳ : دستور دهالا موبد نبود چه رسد به موبد موبدان ، و این حرف او بیانگر عقیده حتی اکثریت زرتشتیان هم نمیشود کما این که ندیدم موبدی حرفهای دستور دهالا را تأیید کند تا جایی که موبد فیروزگری نیز حتی قائل به تحریفی بودن وندیداد نیست چه رسد به یشتها و … .
      ۴ : باید توجه داشت که خود دستور دهالا در کتابش چندین بار به وندیداد استناد میکند و در پاورقی وندیداد را به عنوان منبع آنهم برای بحثی چون خداشناسی زرتشتی مطرح میکند ، پس برخی از قسمت وندیداد را قبول داشته است .
      ۵ : این فقط استناد به گاتها چون حتی چیزی شبیه به سوره اخلاص قرآن در آنها نیست ، وجود همتا – اهریمن – ، دختر و پسر و همسر را برای اهورامزدا نه رد و نه تأیید میکند اما اگر فقط گاتها ملاک باشد ممکن است کسانی بگویند چون نگفته دختر دارد پس دختر ندارد ! .
      ۶ : گاتها در نهایت فقط نفی برخی از عقاید آریایی های باستان است .
      ۷ : از امشاسپند آذر هم در خود گاتها آمده است ؛ این دومین امشاسپند .
      = امشاسپند به گفته خود گاتها وجود دارد و البته دستور دهالا موبد نبوده که بخواهد این طور آیین زرتشت را زیر سؤال ببرد .

      • سخنی از …..
        دستور دهالا موبد نبوده !!!!!!

        “در سورات هندوستان در خانواده‌ای از موبدان زاده شد. هنگامی که سه سالش بود به‌همراه پدرش نوشیروان‌جی دالا به کراچی برده شد. در ۱۵سالگی به کارآموزی موبدی پرداخت.در ۲۰ سالگی او آموزش‌های موبدی را به پایان رساند و نخستین سخنرانیش را در زمینهٔ آتش انجام داد. در سه سال پس از آن او شش کتابچه درزمینهٔ دین مزدیسنا و به زبان گجراتی به چاپ رساند.در ۱۹۰۱ او در آموزه‌های پهلوی و اوستایی در مدرسه سر جمشیدجی ججیبوی در بمبئی پذیرفته شد وزیر دید خورشیدجی رستم‌جی کاما استاد زبان‌های ایران باستان دورهٔ پنج‌سالهٔ این آموزشکده را سه ساله به پایان برد.در آمریکا هرگز جامهٔ فرنگی نپوشید. در بازگشت به هندوستان او دستور بزرگ ایالت سند وبلوچستان هند شد.در ژوئن ۱۹۳۵ دولت مستعمراتی هند بدو لقب شمس‌العلما داد ( شمس العلما لقب مشترک رسمی زرتشتیان هند که به تایید ملکه انگلیس نیز می رسید و همزمان هم تایید دینی و هم تایید رسمی داشت )

        حرف زدن راحته ولی فکر کردن قبل از سخن گفتن ……

        • سوشیانت به جواد

          سلام به offer عزیز خداوند نه پسر دارد و نه دختر و اگر زرتشتیان امشاسپندی را دخترخدا میدانند مثل مسیحیان برای خدا فرزند قائل شده اند.پس معلوم میشود گاتها هم مثل انجیل تحریف شده و شرک وارد آن شده.

          • با سلام آقای سوشیانت ؛ دکتر پورداود این گفته شما را تأیید میکنند ، راستی جناب سوشیانت قبلا واقعا زرتشتی بودید ؟ .
            ایضاً اضافه کنید :
            ۱ : آریایی ها نیز خدایشان دختر داشت .
            ۲ : مردم بابل نیز خدایشان دختر داشت .
            ۳ : هندو ها نیز خدایشان دختر دارد .
            ۴ : یونان و روم باستان نیز خدایشان دختر داشت .

            این جهل را فقط برخی از یهودیانی که عزیر را پس نمیدانند و اقلیتی از مسیحیان (مثل فرقه شاهدان یهوه) ندارند اما :
            کل مسلمانان این جهل را ندارند … و قرآنی که تحریف نشد : رمز مؤفقیت اسلام .

  15. سوشیانت به مدیوماه

    از حضرت زرتشت و حضرت مهر حتی تاریخ درستی هم در دست نیست دوست من.حال چگونه از آئین و رسم آنها چیزی مانده است؟
    باور کنید اگر خود زرتشت هم زنده بود مردم را به سوشیانتهای موعودش هدایت میکرد.همچنان که اگر حضرت مهر زنده بود به سوشیانتش زرتشت میگروید و دعوت میکرد.
    من خودم پیرو زرتشت بودم.اما نمیدانیم زرتشت یک نفر بوده و یا آنکه سلسله ای از پیامبران بوده اند که آخرین آن زرتشت سپیتامان بوده که عقاید زرتشتیان را تصحیح کرده.
    وقتی شما خودتان میفرمایید زرتشت عقاید پیروان مهر را تصحیح کرده چرا عیسی را که موبدان از ظهور و نشانه هایش مطلع بودند یک تصحیح کننده ندانیم؟

    • چرا سخن دیگران را تحریف می کنید ؟ من کی سخن از دین مهر زدم ؟!!! مهر پرستی یک ایین بوده نه دین پیغمبر هم نداشته این رسم ادیان ابراهیمی است که هر دین باید پیامبری هم داشته باشد .
      اصلا حضرت مهر هم مگر داشته ایم ؟!!!! ایشان را معرفی بفرمایید تا ما هم از دانش شما مستفیض شویم .
      اگر زرتشت امروز زنده بود همانند روزگار خودش مردم را از پرستش دیوهای امروزین و خرافات دروغینی که به جای دین خدا نشسته باز می داشت .

      • به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می‌توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می‌پیوسیدند (بردبار می‌بودند). در باور غربی او نماد خورشید بود و در پایان زمان به زمین بازمی‌گشت. خورداد و خورتات و خور واژگانی وابسته به این خدا یاپیامبر هستند. خورشید از دو واژه خور (خدا) و شید (درخشنده و ماندگار) آمیخته شده‌است مانند جم شید.
        هویت مهر مثل هویت زرتشت بر ما چندان آشکار نیست.

        • “خورداد و خورتات و خور واژگانی وابسته به این خدا یاپیامبر هستند. خورشید از دو واژه خور (خدا) و شید (درخشنده و ماندگار) آمیخته شده‌است مانند جم شید.”
          از جناب فاطمی درخواست دارم این جملات را برای یکی از اساتید زبان باستانی ایران یا حتی اساتید زبان فارسی دانشگاه ارسال فرمایند

          اما پاسخ : در هیچ منبع ، مدرک یا کتابی واژه خور معنی خدا نمی دهد
          خورشید از ریشه هور (huvara) اوستایی و فارسی باستان یا همان هور می باشد که معنای درخشیدن می دهد و از کلمات مصروف در اوستایی است که کلمه هورخشئیت از آن ساخته شده huvare-xshaeta و خورشید چهر (هورچیثر ) نام پسر زرتشت است
          اما خرداد که همان هئوروتات اوستایی ششمین امشاسپند است به معنای پشتیبان و نگهبان تندرستی است واز واژه هئورو (haurva) که معنای نگهبان و پشتیبان می دهد آمده است
          واژه مهر از میترا (mithra) اوستایی آمده است . این واژه اصلا مصروف نیست !!! هیچ ارتباط صرفی با کلمات خورشید و خرداد ندارد و به معنای نیروی نگهدارنده نور است .

          در کجای اوستا از آفرینندگی میترا سخن رفته است ؟!!!!!! و اینکه در باور غربی میترا نماد خورشید بوده است به کلمه خورشید اوستایی چه ربطی دارد ؟!!!!!

          مراجعه فرمایید به فرهنگ کانگا و و Verb-avestique نوشته کلنز

  16. دین همان اسلام بوده و هست ، اما در شرایعی مختلف و ان بدین جهت بود که مردم مناطق مختلف بلحاظ فرهنگی ، جغرافیایی و دوره های گذر شرایط یکسانی را طی نکرده بودند لذا پیام خدا به بشر در عین یکسانی محتوا و کلیت در جزییات متفاوت شد
    چنانکه در قرآن به صراحت آمده است :
    ، ما برای هر قومی از شما شریعت و طریقه‌ای مقرّر داشتیم، و اگر خدا می‌خواست همه شما را یک امت می‌گردانید، و لیکن (این نکرد) تا شما را به احکامی که در کتاب خود به شما فرستاد بیازماید ، مائده ۴۸
    و این آیه جز آیات مدنی است نه مکی

  17. با سلام ؛
    کجا دستور دهالا موبد خطاب شده است ؟ . کمبود مطالعه . من گفتم موبد نبوده ، خب ؟ موبد بود ؟ با چه استناد ؟ .
    وقتی زندگینامه کسی را میگذارید از آنجایی که علم غیب ندارید منبع را هم البته اگر موجود است بگذارید .
    نکند منبعتان ویکی پدیا بوده ؟ دم روباه .

  18. ای انسان، عنصری مقدس تر از تو نیست.
    اما عنصر پرستان، برای اینکه خاک و آب و هوا و آتش آلوده نشود پیکر تو را به بدترین شیوه ممکن دخمه گذاری میکردند تا طعمه لاشخوران شود.
    ای انسان بهتر است کوشید تا مبادا عناصر طبیعت تورا آلوده کنند و پاکی تو مهمتر از پاک ماندن عناصر از وجود تست…..
    ای انسان،زرتشتیان هند تو را میسوزانند تا خاک را آلوده نکنی و حال آنکه تو خود را با اعمالت به آتش میآلایی….
    پاک ماندن آتش از جود تو بهتر است یا پاک ماندن تو از آتش؟؟؟؟
    کمی اندیشه کنیم…….
    .‌‌

    • پاکی انسان به راستی اوست و درستی !!!
      سوالی در مورد نماز زرتشتیان ایران و هند داشتم از شما هنوز پاسخ نگرفته ام !!!!

      • من گاهی با زرتشتی هایی برخورد داشته ام که از مسائل ابتدایی زرتشتی ناآگاهند

        • بله کسانی هستند که اصلا دین نقشی در زندگی آنها ندارد ولی ایشان می گوید زرتشتی زاده بوده و مسلمان شده و امروز هم در حال نقد دین زرتشتی است اگر دین پدری خود را نشناخته و نقد می کند قطعا بر خطاست .
          البته ایشان مدعی است که دین زرتشتیان هند و ایران را خوب می شناسد .
          ضمنا کدام مسلمانی است که مثلا سوره حمد را بلد نباشد ؟!!! به فرض وجود آیا مسلمانی که حتی ترتیبات ساده نماز یومیه را هم نمی داند صلاحیت نقد دین اسلام را دارد ؟!
          حداقل در حد کتاب دوره ابتدایی که دانش باید داشته باشند سوال من هم در همین حد بود .
          نهایتا از دو حال خارج نیست :
          یا دروغ می گوید
          یا با دانشی که در حد کتب دوره ابتدایی مدارس زرتشتی هم نیست در حال نقد دین زرتشتی و توصیه به دیگران است

          اگر حالت سومی دارد یا من خطا گفته ام شما یا ایشان بیان فرمایید.

    • البته جنابعالی به عنوان یک زرتشتی زاده ؟!!! حتما می دانید که زرتشتیان هند هرگز اجساد را نمی سوزانند تا خاک را آلوده نکنند!!!!!
      و بازهم قضاوت بنماییم که این طبیعت است که انسان را آلوده می کند یا انسان است که طبیعت را می الاید ؟ !! بیچاره طبیعت که هر روز از انسان زخم می خورد و همه چیز خود را نثار انسان کرده و متهم به آلوده کردن انسان هم می شود ؟!!!
      مگر پیامبر شما نفرموده : “تحفظوا من الارض فإنها أمکم” مگر خداوند نفرموده “هو انشاکم من الارض” و نفرموده “وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ ۖ” و نفرموده “وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا”
      به راستی که : “وَ آتاکم من کُلِّ ما سألتموه و إن تُعِدُّ نِعْمَتَ اللهِ لا تُحصُوها إنَّ الإنسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ”
      بیاییم همراه با نیاکانمان در فروردین یشت بخوانیم :
      همه آبها را میستاییم؛ همه گیاهان را میستاییم… آبها را نام میبریم و میستاییم، گیاهان را نام میبریم و میستاییم
      به سرچشمه آب درود می‌فرستیم، به کوههایی که از بالای آنها آب جاری می‌شود درود می‌فرستیم، بر گذرگاههای آب درود می‌فرستیم، به دریا و دریاچه‌ها و استخرها درود می‌فرستیم …”

      و بدانیم “هنگامی که خورشید برآید، زمین اهورا آفریده پاک شود، آب روان پاک شود؛ آب چشمه ساران پاک شود، آب دریا پاک شود، آب ایستاده پاک شود” خورشید یشت
      یادمان باشد که وسواس ایرانیان زرتشتی در پاک نگاهداشتن آب، خاک، هوا و آتش زبانزد یونانیان بوده است. هرودوت و گزنفون درباره آن قلمفرسایی کرده و نوشته اند که ایرانیان هیچ چیز آلوده و کثیفی را در آب نمیریزند و در پاک نگاهداشتن خاک و زمین مراقبت میکنند
      “حتی امروز بین پارسی ها آب دهان انداختن، پاک کردن بینی یا دور شدن برای قضای حاجت در مقابل دیگران عیب بزرگی محسوب است” کوروش نامه گزنفون

      • سوشیانت به مدیوماه

        درود هموند گرامی مدیوماه عزیز
        محض اطلاعتان بعضی از زرتشتیان هند سوزاندن اجساد را از بودائیان یاد گرفته اند.همچنانکه زرتشتیان ایران رسم خاکسپاری را از ادیان ابراهیمی جایگزین دخمه گذاری کردند.زرتشتیان تعصب خاصی در نوع برخورد با جسد مردگان ندارند زمانی آنرا در دخمه ها و بالا ی کوه ها قرار می دادند تا مرغان لاشخور آنها را از بین ببرند و این عمل را شاید از نیاکان آریایی خود به یادگار داشتند چون آنها در مناطق پوشیده از برف بودند و امکان خاکسپاری وجود نداشت و در برخی از نقاط ایران جسد مردگان را به شیوه های گوناگون به خاک می سپردند بهر حال هم اکنون در ایران رسم خاکسپاری وجود دارد در حالیکه در برخی از کشورها مانند هندوستان و پاکستان در کنار خاکسپاری رسم دخمه گذاری هم انجام می گیرد . آنچه مسلم است مانند بسیاری از رفتارهای اجتماعی دیگر زرتشتیان می کوشند تا با خردمندی از دانش زمان در هر رشته به ویژه موضوع برخورد با مردگان نیز بهره بگیرند .

        • زرتشتیان تعصب ویژه در نیالودن چهار آخشیج با جسد و دروج نسا دارند . لذا حتی در رسم جدید خاک سپاری ، اجساد را در تابوت های فلزی بدون تماس با خاک قرار می دهند. در میان چهار اخشیج حساسیت بالا در نیالودن اتش با جسد دارند حتی هنوز هم صورت خویش را می پوشانند تا نفس ایشان اتش را الوده نکند . فارغ از اینکه این سنت ربطی به خود زرتشت ندارد زرتشتیان پارسی هند هنوز متعصبانه به دخمه گذاری مشغول هستند چگونه می شود ایشان اجساد را به اتش بسپارند که بزرگترین گناه نابخشودنی در دین ایشان است ؟!!!

      • سوشیانت به مدیوماه

        هموند عزیز
        بله عناصر طبیعت سزاوار ستایشند و باید آنها را پاک نگه داشت.اما پاک نگاهداشتن انسان از آلایش عناصر بسیار مهمتر از پاک نگاهداشتن عناصر از آلایش انسان است.
        خداوند به انسان نخستین آفریده نیاموخت که برای از بین بردن ناپاکی اجساد دخمه گذاری کند.

  19. بدیهیات منبع نمی خواهد . مثلا نمی شود آیت الله العظمی بروجردی را حجت الاسلام بروجردی خطاب کرد و بعد یکی بیاید بگوید اصلا آیت الله بروجردی روحانی نبوده چون حجت الاسلام ایشان را نمی خوانده اند !!!!!
    مقام دستوری بالاترین مقام مذهبی زرتشتیان است البته ایشان موبد هم بوده آن هم در سن ۹ سالگی

    منبع کتاب بیوگرافی ایشان نوشته خودشان
    http://www.avesta.org/dhalla/saga.htm
    و
    Life and Works of Shams-ul-Ulema Das-tur Dr. Maneckjee N. Dhalla”, Pub-lished by Dastur Dr. Dhalla Memorial Institute, Karachi, 1973.

    My forefathers were Athornans of Navsari of the Bhagarsath sect
    ایشان به دلیل موبد زاده بودن در کودکی با دختر یک موبد زاده ازدواج می کند
    here his father and uncle practiced the priesthood. According to the custom of those times, Maneckji was married at the age of nine to a girl, Cooverbai, from a well-to-do priestly family of Navsari, who was barely 5 or 6 years old.
    جالب است مطابق آن سنن ایشان در۹ سالگی نوجوت navjote می شود ( نوجوت اولین مرحله موبدی است )
    “Bapa and Motamama had their navjote performed in the morning and got married the same evening
    و شغل مذهبی ایشان قبل از بیست سالگی !
    Maneckji was ordained a navar at the age of 12. At 19, in order to make a living, he took up a clerical job in Karachi

    حضور ایشان در بمبئی در مدرسه دینی زرتشتیان به همراه دیگر موبدان
    while I had my meals with a few other mobeds in a house nearby belonging to a mobed
    رسیدن به مقام هیربدی ( آموزگاری در دین زردشتی )
    و نهایتا مقام دستوری که بالاترین مقام مذهبی زرتشتیان هند است ( زرتشتیان ایران دستور ندارند )
    در مورد مقام علمی ایشان هم در تاریخ زرتشتیان ایشان یکی از چهار نفری است که لقب عظمای شمس العلما گرفته اند ( بالاترین لقب رسمی مذهبی زرتشتیان )
    British goverment had bestowed the exalted title of “Shams-ul-Ulema” in 1935. Only three Parsis (Dastur Peshotan, Dastur Darab Sanjana and Ervad Jivanji Mody) had earned this prestigious title before him.

    انتخاب به بالاترین مقام مذهبی زرتشتیان سند (پاکستان امروز)
    Dr. Maneckji Nusserwanji Dhalla, M.A., Ph.D., whom the Parsis of Karachi (now in Pakistan) had appointed as their High Priest

  20. سلام آقای offer بله من پیرو دین زرتشتی هستم و در محله زرتشتی نشین کوچه بیوک یزد سکونت میکنم که متوجه شدم دین آریاییها که به ما میراث رسیده مانند ترسایان برای اهورامزدا دختر قائل شده و برای انسان ارزش قائل نیست و عناصر را مقدس تر از انسان میداند و انسان را دخمه گذاری میکنند تا به عناصر آلایش نرسد.

    • با سلام ؛ اگر الآن پیرو دین اسلام هستید ، مقاله ای دارم که قسمتی از آن در نقد آیین زرتشت است و البته از همه کس چه غربی چه مسلمان و چه زرتشتی در آن مطلب آورده ام . اگر مایلید این ایمیل من :
      smn.automobile@gmail.com
      مکاتبه کنید تا آن قسمت را برایتان بفرستم ؛ معاون پژوهشی حوزه ما نیز فعلا در حال بررسی آن است . البته به شرطی که قول دهید حقوق کپی رایت را رعایت کنید .

      • با سلام ؛ راستی جناب سوشیانت فرق بین نماز پارسیان هند و زرتشتیان ایران در این است که زرتشتیان ایران دعا را با دو دست جدا از هم میکنند اما پارسیان هند با دو کف دست بغل هم :

        https://www.quora.com/Does-the-Zoroastrian-Prayer-differ-between-the-Parsis-in-India-and-Zoroastrians-in-Iran

        جناب سوشیانت این نسبتا مسئله ظریفی بود اما چیزی نبود که نشان دهد شما قبلا زرتشتی نبودید شاید خیلی از زرتشتیان دیگر هم این مسئله را ندانند .

        • البته اگر کسی مدعی مسلمان بودن بود و سوره حمد را بلد نبود و در عین حال مسلمانان را نقد هم میکرد چه می گفتید ؟
          در عین حال پاسخ سوال من این نیست و سوالی هم نکردم که قابل یافتن در اینترنت باشد . نماز اشم وهو در دین زرتشتی بسیار معروف است و هر زرتشتی در کتابهای دینی آن را آموخته . سوال من در مورد این نماز بود و اگر ایشان زرتشتی زاده بوده پاسخ را می داند یا حداقل از پدر و اطرافیانش می پرسید .
          اثبات اینکه کسی زرتشتی بوده یا نه بسیار ساده است ادعای این امر هم بسیار ساده است ولی اگر این دوست ما برای تبلیغ اسلام خلاف گفته باشد پس تابع آن است که هدف هر وسیله را موجه می سازد .
          اینکار خطاست .

        • یَوانِم، هومَنَنگهم، هو وَچَنگهم، هو شیَه اًتنِم، هو دَاِنِم، اَشَه وَنِم، اَشَهه رَتوم، یَزَه مَییده..

          درود دوست عزیز

          • این بارگذاری شده از سایت موبد نیکنام است حتی کاما ها را هم از انجا گرفته در تلفظ هم مورد تایید موبدان نیست (اتنم درست نیست اثنم درست است )
            به هر حال چون پاسخ سوال من داده نشد و قبلا هم گفته بودم پاسخ را فقط از روی کتاب های خود زرتشتیان یا از زبان خودشان میشد شنید .
            پاسخ این است :
            زرتشتیان در تمام نمازها اشم وهو می خوانند و در گذشته نه خیلی دور (قبل ار انقلاب ) به جای اشم وهو ، اشم وهی می گفتند . این مطلب را هر کودک زرتشتی میداند چون اشم وهو در کتاب دینی ابتدایی زرتشتیان آمده . یحتمل شما مدرسه هم نرفته اید !!!! علی ایحال قران را با نگرش بخوانید که قرآن سفارش به راستی هم می کند .

      • من فعلا دارم قرآن را میخوانم و بیشتر مایلم طریقه وضوی صحیح و نماز اسلام را یاد بگیرم.
        سپاسگزارم.

    • شما کماکان پاسخ سوال من در مورد تفاوت نماز زرتشتیان ایران و هند را نداده اید ؟!!!!

      • سوشیانت به مدیوماه

        درود مدیوماه عزیز
        بعد از آیه خوشنوتره اهورهه مزدا
        نماز اشم وهو:
        اشم وهو هیشتم استی اوشتا استی اوشتااهمائیهیت اشایی وهیشتایی اشم
        نماز یتااهو: یتا اهو وئیریو اتا رتوش اشات چیت هچا ونگهئوش دزدا مننگهوشیوتنم انگهه اوش مزدایی خشترم چا اهورایی آییم در گوبیو ددت و استارم.
        فرق نماز زرتشتیان هند با ما دز نماز اشم وهو در طریقه گذاشتن دستهاست.
        من موبد نیستم و برخی از اختلافات مهمتر در سنت را با زرتشتیان هند برای شما گفتم.

        • ایضاً اضافه کنید که تقدس آتش در بین پارسیان هند بیشتر است … پارسیان هند خیلی از هندوها تأثیر گرفتند . تقصیر خودشان نیست چون فقط گاتها منتسب به پیامبرشان است پس دینشان عین خمیر بازیست .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوفروش ویلا و اجاره ویلاسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلافروش ویلا