+
خانه / مقایسه / مقایسه ی مهم ترین های اسلام و زرتشتی: پیامبر، کتاب آسمانی، شعار، مقدس ترین
مقایسه ی مهم ترین های اسلام و زرتشتی: پیامبر، کتاب آسمانی، شعار، مقدس ترین

مقایسه ی مهم ترین های اسلام و زرتشتی: پیامبر، کتاب آسمانی، شعار، مقدس ترین

به قلم مدیر سایت
یکی از راه ها برای پی بردن به برتری یک دین بر دین دیگر، مقایسه میان آنهاست. در اینجا تعدادی از مهم ترین های اسلام و زرتشتی را باهم مقایسه می کنیم.

پیامبر
پیامبر زرتشیان سراسر در هاله ای از ابهام است. تاریخ زندگی او چند هزار سال مورد اختلاف است. با اطمینان هیچ کتاب، سخن و رفتاری را نمی توانیم به او نسبت دهیم. نمی دانیم کجا زندگی می کرده. به قدری مبهم است که برخی محققان او را شخصیتی خیالی دانسته اند.
اما پیامبر اسلام اینگونه نیست. در تاریخ تولد او تنها پنج شش روز اختلاف دیده می شود. کتاب او دست نخورده به ما رسیده و سخنان فراوان از او داریم و بخش اصلی و مهم زندگی او برای ما معلوم است.

کتاب آسمانی
خود زرتشتیان قبول دارند که اوستا تحریف شده است. کتابی که در زمانی روی دوازده هزار پوست گاو نوشته می شد، امروزه بخش اندک آن باقی مانده و از این مقدار باقیمانده تنها حدود ۲۳ صفحه ی آن (گاتها) را قبول دارند که برای زرتشت است. هرچند این مقدار را هم نمی توان با اطمینان به زرتشت نسبت داد. ترجمه ی آن نیز به درستی معلوم نیست.
کتاب آسمانی اسلام (قرآن) دست نخورده تا این زمان باقی مانده است.

مقدس ترین چیز
مقدس ترین چیز در نظر زرتشتیان آتش است در حالی که نمی تواند ما را راهنمایی کند. همچنین در طبیعت می توان مهم تر از آتش را هم یافت؛ مثل هوا. نیم ساعت نبود هوا در کره زمین را با نیم ساعت نبود آتش مقایسه کنید. اگر هوا نباشد آتشی هم وجود نخواهد داشت اما عکس آن درست نیست.
مقدس ترین چیز در حال حاضر در نظر مسلمانان قرآن است به گونه ای که کسی نمی تواند بی وضو دست به کلمات آن بگذارد. قرآن بسیار پرمحتواست؛ با ما سخن می گوید و راه راست را به ما نشان می دهد.

شعار
مهم ترین شعار زرتشتیان «پندار و گفتار و کردار نیک» است. این شعار به دلیل کلی بودن کارساز نیست و دینی که امروز به عنوان زرتشتی می شناسیم به درستی تبیین نکرده که چه پندار و گفتار و کرداری نیک است.
مهم ترین شعار مسلمانان، شعار توحیدی «لا اله الا الله» است که اهمیت آن روشن است.

لینک مرتبط:
هیچستان

۱۰ نظر

  1. ابهاماتی که در مورد تاریخ زندگی زرتشت و اوستا مطرح است یکی به خاطر قدمت زیاد این دین و دیگری به خاطر کمر همت ۱۴۰۰ ساله ای است که مسلمانان منجمله شما در نابودی این دین و کتابها و پیروان آن بسته اید تا اسلام را جایگزین آن کنید.

    چیزی به نام مقدس ترین در دین زرتشت وجود ندارد و خداوند از جنس عقل و خرد بوده و بنابراین نادیدنی است که مقداری از این عقل ابتدا تبدیل به چیزی مانند آتش گردیده (به تازگی توسط علم کیهان شناسی کشف گردیده) و از آن کل جهان هستی منجمله من و شما به وجود آمده ایم برای همین است که بدن ما و خورشید و ستارگان گرمند و هیچ زندگی و سازندگی در جهان بدون وجود گرما و انرژی امکان پذیر نیست و بدرستی به عنوان اولین نماد قابل دیدن از پروردگار به عنوان نشان دین زرتشتی انتخاب گردیده است. دین زرتشت بر پایه علم یا قانون (اشا=قانونی که خداوند جهان را طبق آن آفریده و طبق این قانون کار می کند)  استوار است در حالی که معلوم نیست قرآن بر چه پایه ای استوار است و راه راستی که می گویید چیست ؟؟

    طبق دین زرتشتی پندار و گفتار و کرداری نیک است که مطابق قانون اشا= عشق باشد در صورتی که ماهیت الله آشکار نیست

     

    • بالاخره ابهامهای مهم در این دین وجود داره خواه منشاش مسلونها باشن یا افراد دیگه. این ایراد اساسی ضربه ی مهم به این دین محسوب میشه حتی اگر عاملش مسلمونها باشند

  2. هر چند که قدمت زیاد می تواندیکی از عوامل موثر در  گنگی و ابهام شودامااین که چون عقاید زرتشتی به دلیل قدمت زیاد دارای ابهام در این حد است درست نیست. شاید به عنوان مثال نقض بتوان به تاریخ نزدیک به ۴۰۰۰ ساله بنی اسراییل اشاره کرد که خیلی از اصول اعتقادی وتاریخیشان روشن است.اما آنکه ما این قضیه را به گردن مسلمین بیندازیم کمی احساسی است.با نگاه گذرا به تاریخ درخواهیم یافت که  از زمان روی کار آمدن بنی امیه تا سال های ابتدایی قرن ۴ هجری یعنی زمان خلافت مامون عباسی بدلیل مخالفت علمای شیعی و سنی با دستگاه اموی وعباسی وعلاقه وافر آنان به شیوه زندگی قیصر و کسرا،دستگاه های حکومتی و بروکراتیک بدست غیر مسلمانان و یا تازه مسلمانان مانند افرادی چون سرجون،ابن ماسویه،یختشیوع،خاندان برامکه و … افتاد.از طرفی تاریخ رافقط مسلمین ننوشتند بلکه هندی ها،چینیهاورومی ها که اتفاقا رقیب و دشمن شماره یک مسلمانان بود و از هر فرصتی برای تضعیف جهان اسلام استفاده می کرد،به رشته تحریر درآمده است.

  3. ۱.آنکه گفته شود چیزی بنام مقدسترین چیز وجود ندارد درست نیست نه در مورد عقاید زرتشتی و نه هیچ ایدئولوژی دیگر۲.آنکه خداوند  ازجنس عقل و خرد بوده درست نیست.خالقی که ما از آن می گوییم خود خالق عقل و خرد است نه آنکه آن را چون ماده دارای جنس بدانیم.آنکه ما خالق را از جنس چیزی بدانیم بدان معنا خواهد بود که خالق محکوم و محصور در آن جنس و نیازمند بدان است و ناچارا آن خالق،دیگر خالق نیست بلکه مخلوق است چون نیاز به علت دارد۳.انکه بگوییم مقداری از این عقل  تبدیل به چیزی مانند آتش گردیده و در جایی دیگر جنس خدا را عقل و خرد بدانیم نهایتا بایستی نتیجه گرفت که چیزی ازجنس خدا یا همان عقل کم شده تا به آتش تبدیل شود.در حالی که  قائل به کسر یا اضافه شدن خالق به معنای احتیاج و ضعف خالق است در حالی که احتیاج و ضعف از مختصات مخلوق است.

  4. ۴.این که بگوییم آتش و حرارت از عقل حاصل شده وآن را به کشفیات اخترشناسان ربط دهیم حرف نادرستی است. چون عقل مجرد و غیر مادی است و با تلسکوپ و یا در لابراتوار قابل کشف نیست.محدوده اختر شناسی مانند سایر علوم طبیعی در جایی است که امکان اندازه گیری و آزمایش باشد در حالی که مسائلی مانند عقل،احساسات،درک،خوشحالی،ناراحتی،بدی یا خوبی نه متری برای اندازه گیری آنان وجود دارد و نه زیر تیغ آزمایشگاه قابل لمسند.به هین دلیل است که در علوم انسانی مکاتب روی کار آمده ولی پس از مدتی از بیخ و بن سقوط میکنند مانند مارکسیسم و یا در یک زمان مشخص چند مکتب از بیخ و بن متضاد در کنار هم فعالیت می کنند در حالی که در علوم طبیعی یا شاهدش نیستیم و یا در حد خفیف می بینیم۵. براستی قانون اشا چیست؟بشر از چه طریق می تواند بدان دست یابد.در این قانون منظور از علم چیست و تعریفش از علم و عقل چیست.آیا منظورش تنها عقل حسی است یا به عقل منهای حس هم اعتقاد دارد. ایا به عقل شهودی و علم حضوری اعتقاد دارد یا خیر؟خداوند صاحب اشا برای معرفی این علم به بشر چه کرده و اگر این قانون اشا را تبیین کرده پی کجاست.ای کاش کمی کلی گویی ها کمتر بود!

  5. ۶.آنکه گفته شود اسلام کلی گویی کرده و حرف روشنی ندارد خلاف واقع است.دوستان اگر کمی اهل مطالعه باشند به وضوح در خواهند یافت که اسلام  حتی در جزئی ترین مسائل شخصی ورود کرده و حتی در مواردی که صورتش در گذر زمان و مکان متفاوت است از طریق رد اصول بر فروع  آن را حل کرده.در حالی که بقیه مکاتب یا جمود به خرج داده و چون توانایی پاسخگویی به نیاز های بشر را به علت قشری گری نداشته نابود شده و یا پس از مدتی که ناتوانی آنان در پاسخگویی به نیازهای بشر نمایان شد برای فرار از این اتفاق به دام تساهل و تسامح افتاده که نتیجه اش فرسایش اصول آن عقیده و هضم شدن در ایدئولوژی دیگر می باشد. ۷.اینکه گفته شود ماهیت الله مجهول است،نادرست است چون مسلمین برای مباحث خداشناسی علمی مستقل تحت عنوان علم توحید دارند.آنکه گفته شود قرآن مجهول است باز هم نادرست است چون علاوه برآنکه بسیاری از آیات قرآن محکم است،مسلمین برای شناساندن قرآن علم تفسیر را تعریف کرده.انکه گفته شود مسلمین تعریف روشنی از اخلاق ندارند درست نیست چون در مقابل کلی گویی پندار و گفتار و کردار نیک،مسلمین علم اخلاق دارند..اینکه گفته شود اسلام در مورد مسائل شخصی و حکومتی افراد مبهم گویی میکند بدون شک از علم فقه و اصول فقه بی خبرند.اگر گفته شود که مسلمین در مورد عقاید خود مبهم حرف میزنند باید به علم کلام اشاره کرد و اگر گفته شود که …

  6. آقای حمید از نظراتی که دادید مشخص می شود که مطلب من را با دقت نخوانده اید، در دین زرتشتی هیچ نکته مبهمی وجود ندارد چون پایه و اساس آن یعنی اشا = عشق کاملا مشخص است و خداوند صاحب اشا برای معرفی آن به بشر به او عقل داده است تا آن قانون و علم را شناسایی کند 

  7. به نام خدا
    نقدی بر دیدگاه های پیشین(متفکر .حمید و مدیر)
    ۱.اینکه جناب متفکر گفته اند خداوند از جنس خرد است سراسر اشکال است اصولا لازمه شناخت چیزی تسلط بر آن چیز است و چون ما بر خداوند تسلطی نداریم و اگر بخواهیم او را تصور کنیم خداوند رحمان را به اندازه تصوراتمان محدود کردهایم.(ما حتی بر عقل نیز تسلط و شناخت نداریم) نمی توانیم در ذات خداوند نظری دهیم
    اما در پیش از این و حتی در حال حاضر نیز بسیاری از مسلمانان قائل بر نظریه وحدت وجود بوده و هستند.

    ۴و۲.درباره ادامه گفتار متفکر
    باید بگویم که ایشان دارند به مبدا وجودی کیهان اشاره میکنند ما میدانیم که مبدا جهان هیچ است البته هیچ به معنای واقعی هیچ چیز نیست بلکه هیچ یک میدان است.و جهان از هیچ به وجود آمده است آنچنان که انرژی از خلا به وجود آمده است.باید بگویم که سخن مدیر سایت در این خصوص اشتباه است میتوان گفت که اگر آتش نبود اصلا هوایی نیز نبود.
    ( البته در اینجا آتش واکنش ماده با اکسیژن و فرآیند سوختن نیست .)

    ۳.در ادامه حمید این نتیجه را گرفته که اگر بگوییم مقداری از این عقل تبدیل به چیزی مانند آتش گردیده .باید نتیجه گرفت که چیزی ازجنس خدا یا همان عقل کم شده تا به آتش تبدیل شود نیز اشتباه است چرا که خداوند خود گفته است که از روحم به او تاباندم در این جا نمیتوانیم بگوییم چیزی از خداوند کم شده است.

    به نظر من دین زرتشتی (قانون اشا) به راحتی فرگشت را میپذیرد و تاییدی بر آن است اما اسلام فرگشت را نمیپذید البته نپذیرفتن فرگشت دلیل بر رد فرگشت توسط مسلمین نیست و برعکس وجود فرگشت نیز گفته های اسلام و مسلمانان را رد نمیکند.

    اگر بخواهیم از علوم انسانی پی به وجود یا عدم وجود خداوند ببریم نیز کاری اشتباه است .(شهید مطهری گفته اند خانه های خود را بر دهانه آتش فشان بسازید اما ایشان نتوانستند برهان شر را رد کنند به نظر من برهان شر استدلال محکمی است.)

    (**بنده طرفدار تشکیک علمی هستم بدین خاطر چنین دیدگاه هایی میگذارم من به هر چیزی شک میکنم تا به یقین برسم**)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>