+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام علی(ع) / آزردن مورچه در نگاه امام علی(ع) و زرتشتیان
آزردن مورچه در نگاه امام علی(ع) و زرتشتیان

آزردن مورچه در نگاه امام علی(ع) و زرتشتیان

به قلم مدیر سایت
بنا به نوشته ی کتاب های کهن زرتشتی، کشتن مورچه و دیگر حشرات، ثواب فراوان دارد حتی اگر انسان را آزار نرسانند و کفاره ی برخی گناهان است. حضرت علی(ع) در سخن زیر علاوه بر آنکه اذیت مورچه را در برابر دریافت کل جهان، نفی می کند بلکه عظمت او از این سخن معلوم می شود:
وَاللّهِ لَو اعطیتُ الأَقالیمَ السَّبعَهَ بِما تَحتَ أفلاکِها، عَلى أن أعصِیَ اللّهَ فی نَملَهٍ أسلُبُها جُلبَ شَعیرَهٍ ما فَعَلتُهُ، وإنَّ دُنیاکُم عِندی لِأَهوَنُ مِن وَرَقَهٍ فی فَمِ جَرادَهٍ تَقضَمُها، ما لِعَلِیٍّ ولِنَعیمٍ یَفنى، ولَذَّهٍ لا تَبقى! (نهج البلاغه: خطبه ۲۲۴، الصراط المستقیم: ج ۱ ص ۱۶۳)
به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم با آنچه زیر آسمان هاست، به من داده شود که با نافرمانى خدا پوستِ جوى از مورچه اى برُبایم، چنان نخواهم کرد؛ و به درستى که دنیاى شما، نزد من، خوارتر است از برگى در دهان ملخى که آن را مى جَوَد. على را چه کار با نعمتى که فانى گردد و لذّتى که نپاید؟!

لینک مرتبط:
حکومت بر بخشی بزرگ از کره ی زمین فدای یک حرف راست!

۲ نظر

  1. بررسی جایگاه جانور شناسی در اوستای زرتشتی عصر ساسانی !

    تعریف علمی سگ آبی :
    فرگرد ۱۴ بند ۱:
    کسی که سگ آبی را – سگی که از هزار سگ نرینه و
    هزار سگ مادینه زاده شده است – چنان بزند که جان از تن وی جدا شود …

    اوج علم “حقوق” در عصر ساسانی :
    مجازات کسی که سگ آبی را بکشد :

    باید ده هزار تازیانه … بدو بزنند. …

    او باید ده هزار مار بر شکم خزنده را بکشد.

    او باید ده هزار مار سگ نمای را بکشد.

    او باید ده هزار سنگ پشت را بکشد.

    او باید ده هزار از قورباغگانی را که در خشکی می زیند، بکشد.

    او باید ده هزار مور دانه کش را بکشد.

    او باید ده هزار مور گزنده و گودال کن و آسیب رسان را بکشد.

    او باید ده هزار کرم خاکی را بکشد.

    او باید ده هزار مگس چندش برانگیز را بکشد…

    همه ی اینها به کنار ، آیا کسی که مجازات کشتن
    یک حیوان را ، کشتن ده هزار مور دانه کش قرار می دهد،
    بویی از انسانیت برده ؟!

    به قول سعدی :

    چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
    که رحمت بر آن تربت پاک باد
    میازار موری که دانه کش است
    که جان دارد و جان شیرین خوش است
    مزن بر سر ناتوان دست زور
    که روزی در افتی به پایش چو مور
    گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است
    توانا تر از تو هم آخر کسی است
    خدا را بر آن بنده بخشایش است
    که خلق از وجودش در آسایش اس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>