+
خانه / گوناگون / در باره سایت / پاسخ‌نامه به نقدنامه ی استاد آقایی (۱۴) / آتش و توهین به زرتشتی ها
پاسخ‌نامه به نقدنامه ی استاد آقایی (۱۴) / آتش و توهین به زرتشتی ها

پاسخ‌نامه به نقدنامه ی استاد آقایی (۱۴) / آتش و توهین به زرتشتی ها

استاد آقایی:
«1ـ۹ـ گفته‌اید که «مقدس‌ترین چیز در نزد زرتشتیان آتش است» که البته حرف بی ربط و گزافه‌ای است؛ و در جایی دیگر، ناگهان دچار شهود گشته و پس از قدری کلی‌گویی در مورد وجه عمومی تقدس آتش،‌ چنین فرموده‌اید که «چه بسا قضیه‌ی آتش در میان زرتشتیان همان داستان شمع را دارد. همانگونه که در این زمان، اهمیت دادن به روشن کردن شمع ربطی به اسلام ندارد، بعید نیست قداست آتش نیز ربطی به دین اصلی زرتشت نداشته باشد. لذا قداست آتش را در میان اقوام کهن دیگر غیر از زرتشتیان نیز می‌بینیم.»
آقاجان! آخر من به جنابعالی چه بگویم؟! از جنابعالی که خبر ندارید نماد گیتیانه‌ی «اشه»، آتش است و از اسطوره‌شناسی آتش و انطباق دو وجه همزمانِ سوزندگی و سازندگی این عنصر با فلان آموزه‌ی زرتشتی هم بویی نبرده‌اید، چگونه انتظار داشته باشم که وجه خاص و نمادین آتش در دین زرتشتی را (که به کلی متفاوت با تقدس عمومی آن است) فهمیده باشید؟»

استاد عزیز!
یک. به چه دلیل مقدس ترین چیز دانستن آتش در نظر زرتشتیان، حرفی بی ربط و گزافه است؟ شما بفرمایید مقدس ترین چیز چیست؟ در موارد متعدد در این نقدنامه، بدون ارائه ی دلیل و توضیح، با چشمانتان بسته می گویید: این درست نیست؛ آن درست نیست؛ متوجه نشدید و..!
اینطور حرف زدن، علمی نیست.

دو. می گویید: «نماد گیتیانه‌ی «اشه»، آتش است و از اسطوره‌شناسی آتش و انطباق دو وجه همزمانِ سوزندگی و سازندگی این عنصر با فلان آموزه‌ی زرتشتی…»
از کجا می دانید که زرتشت چنین باوری داشت؟ قبلا توضیح دادم که نمی توان به اسطوره، مُسطوره اعتماد کرد؛ چون معمولا اصل و اساس مسطوره معلوم نیست. مهمتر از آتش در طبیعت وجود دارد. اگر اکسیژن نباشد نه تنها آتش بلکه هیچ موجود زنده ای زنده نخواهد ماند.

سه. اینکه آتش صرفا نماد است و جنبه ی تقدسی ندارد، پذیرفته نیست. شواهد و قرائن متعدد، گویای قداست آتش در نظر زرتشتیان است: رو به آتش نماز خواندن و نیایش کردن، آلوده نکردن آتش و حتی اعدام برای این کار و…
در اوستا این همه از ایزد آذر تجلیل شده و حتی به عنوان «مهترین ایزد» از او یاد شده. آذر همان ایزد نگهبان آتش است.

چهار. تعبیرهایی چون: «گزافه»، «ناگهان دچار شهود گشته»، «من به جنابعالی چه بگویم؟!» و «بویی نبرده اید» انسان را به تردید وا می دارد که هدف شما از این نقدنامه، ارائه ی مطلبی علمی باشد.

استاد آقایی:
«چگونه است که امام صادق (ع) بر عربی که (درست مانند جنابعالی) مجوس را به سبب خویدوده سرزنش می‌کند، شدیداً غضب می‌نماید؟ (شگفتا که در عین نقل این حدیث، کمابیش همان رفتاری را کرده‌اید که از آن عرب جاهل سر زده است!)
جنابعالی که در سایت خود ماجرای توهین یهودی و واکنش امام علی (ع) را با افتخار نقل کرده‌اید. پس،‌ به فرض توهین زرتشتیان به اسلام، چگونه نیازی نمی‌بینید که شیوه‌ی حضرت را الگوی خود قرار بدهید؟!
به بنده بفرمایید با اعلان این که «امروز زرتشتی واقعی وجود ندارد» آن هم با استنادی معوج به سخنان پرویز رجبی، یا این حکم علی‌الاطلاق که «یکی از ویژگی‌های زرتشتی‌ها اعتماد به مدارک غیر قابل اعتماد و واهی است»، اخلاق اسلامی را مراعات کرده‌اید؟
به بنده بفرمایید این اظهار که زرتشتیان در امر مخالفت با زیارت اهل قبور،‌ از وهابیون الگو یا تأثیر گرفته‌اند، چیزی جز تهمت و بلکه هرزه‌درایی است؟»

استاد عزیز!
یک. اینکه این همه پشت سر هم مرا متهم به توهین به زرتشتی ها می کنید، به سبب عینک بدبینی است. نمی دانم چرا موارد تجلیلم از زرتشتی ها را ندیدید یا نادیده گرفته اید؟! موبد مهران غیبی، زرتشتی ای بود که در فضای مجازی به تبلیغ زرتشتی می پرداخت و با من نیز بارها در تارنمای گفتگو با زرتشتیان بحث کرد. اما در زمان حیات و نیز مماتش از او تجلیل کردم و حتی به مناسبت درگذشتش چند روز سربرگ این سایت را مزین به تصویر او کردم.
وقتی خبر شدم آقای اسفندیار اختیاری ـ نماینده ی زرتشتیان در مجلس ـ در پیامی، به امام جمعه ی اصفهان اعتراض کرده که چرا زرتشتیان را دوگانه پرست معرفی کرده و چون می دانستم آنها دوگانه پرست نیستند، همان موقع متن نامه را در سایت گذاشتم. چند روز بعد امام جمعه اصفهان به این اعتراض ها پاسخ گفت و طبیعی بود که باید پاسخ را نیز بیاورم.
بله، بعضی حرفها که برداشت به توهین از آنها می شود، واقعا نمی توان بهتر گفت و الا حق مطلب ادا نمی شود. چه کنم دست من نیست. مثلا در ذیل عنوان «امروز زرتشتی واقعی وجود ندارد»، آمده که نمی دانیم زرتشت چه دستوراتی آورده و لازمه اش این است که کسی نمی تواند خود را پیرو او بداند. چگونه این را بگویم تا به زرتشتی ها بر نخورد؟

دو. در مورد پاراگراف آخرتان باید بگویم که در سایت نوشته ام: «گویا تبلیغات گسترده ی وهابیان، بر زرتشتیان نیز اثر گذاشته است» کلمه ی «گویا» حکایت از تردید دارد و نمی توان به حساب تهمت گذاشت. مگر در ایران باستان در آخر سال به زیارت اهل قبور نمی رفتند؟

۶ نظر

  1. با جناب آقایی هم عقیده هستم ، بزرگترین ضعف آقای فاطمی و کلا سایت ایشان بی بهره بودن از دانش علم ادیان و دانش فرهنگ ایران باستان و زبان های باستانی ایران است ، ایشان می خواهد با ابزار اصول تشیع از دین زردشتی نقد کند و این روش خود روشی غیر اصولی و به لحاظ منطقی درگیر دور باطلی هستند . نمونه این کم دانشی ادعای نماز حواندن زرتشتیان به سوی آتش است که ادعایی خلاف واقع است
    یکی دیگر از روشهای شاذ ایشان آن است که هر کجا درمانده می شود و با اعتقادی اخلاقی و بر حق از زرتشتیان مواجه گزاره ای مطرح می نماید که نه قابل رد است نه تایید . سپس با استناد به همین گزاره نامعین نتیجه گیریهای محیر العقول می نمایند . این گزاره که به صورت دایم توسط ایشان طرح می شود :
    از کجا می دانید که زرتشت چنین باوری داشت؟
    سوالی که بارها از ایشان پرسیده شده و کماکان برایش پاسخی ندارند این است که اعتقاد یا عدم اعتقاد زرتشت به یک باور دینی زرتشتیان امروز در ارزیابی حق و باطل بودن آن باور چه تاثیری دارد ؟ اگر این باور باطل است که با اثبات هم عقیده بودن با باور زرتشت تغییری در وضع آن صورت نمی گیرد و اگر حق است چه نیاز به اینکه یک باورمند به عقیده ای برحق ثابت کند که عقیده درستش عینا همان عقیده پیامبرش بوده است و با زهم به فرض رد یا اثبات باورمند بودن زرتشت به آن عقیده چه تغییری در درستی یا ندزستی آن عقیده ایجاد می شود . بدتر از همه آنست که این گزاره اساسا قابل اثبات هم نباشد .

    • ـ روی اصولی از تشیع دست می ذارم که مورد تأیید عقلاست بدون ارتباط با دین خاص شخص مثلا اینکه گفته میشه نمیشه به حرف هرکسی اعتماد کرد، ربطی به تشیع نداره
      ـ مگر نماز و نیایش زرتشتیان به سوی نور از جمله آتش نیست؟
      ـ وقتی که کسی چیزی را به پیامبری نسبت می دهد که چند هزار سال پیش زندگی می کرده، آیا نباید مدرک این انتساب را از او بخواهم؟ اگر درخواستم اشتباهه هرکس هرچه دوست داشت به زرتشت نسبت دهد و کسی مدرک از او نخواهد! در این صورت سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.
      ـ در پاسخ به پرسش در آخرین پراگراف بارها گفته ام که: اگر کسی خود را پیرو پیامبری می داند، باید از دستورهای او پیروی کند نه اینکه از هر حرفی که آن را حق دانست پیروی کند و الا او پیرو حرف حق خواهد بود (البته حق از نظر خودش) و این به معنای پیروی از آن پیامبر نیست به عبارت دیگر چنین شخصی پیرو هیچ دینی نیست.

  2. با سلام خدمت جناب آقای فاطمی
    در حقیقت اشکال اصلی این نوع مباحثات ، بحث در باره مظروفی است که هر کس با ظرف خود آن را می سنجد در حالیکه در ابتدا می بایست ظرف مباحثه را یکی کرد .
    امثال حقیر به دین مزدیسنی به عنوان واقعیتی تاریخی اجتماعی و مذهبی نگاه می کنیم که فارغ از اصول عقاید پیروانش دارای خصایص دیگری نیز هست که لزوما همه این خصایص با اصول عقاید پیروان یکی نیست . به صورت قطعی می توان گفت که بخشی از این خصایص به زرتشت هم ارتباطی ندارد .
    برای ما این نتیجه گیری دایمی شما که زرتشتی گری الزاما در همه وجوه تابع شخصیت و عقاید خود زرتشت نیست بسیار بدیهی و واضح است .
    ولی شما با نگاه از زاویه اصول عقاید می خواهید بطلان عقاید زرتشتیان را از این مقوله نتیجه بگیرید .
    اشکال وارده به این نگرش آنست که با چنین استدلالی همه اصول عقاید سایر ادیان را هم می شود باطل دانست . کدام دانشمند مسلمانی اعتقاد دارد که مجموعه عقاید متفاوت نحل مختلف اسلام لزوما عقاید پیامبر اسلام است بلکه مسلمانان مختلفی وجود دارند که تنها اعتقاد به نبوت پیامبر اسلام از دیدگاه منطقی ایشان را واجد صفت مسلم میسازد ولی قطعا عقاید هیچ گروهی ۱۰۰ درصد همان عقاید پیامبر نیست چرا که اساسا بخش اعظم بنیان شرایع اسلامی پس از رحلت رسول بنا گردیده است و این واقعیت در سایر ادیان نیز مشابه است مثلا کتاب مقدس مسیحیان اساسا بعد از عروج عیسی تدوین شده و عهد عتیق بعد از موسی تدوین شده است .بابت اطاله کلام متعذرم. در پناه خدا باشید

    • روی همان ملاکی که گفتم، اسلام واقعی همانه که از پیامبر اسلام برسه. قرآن را پیامبر اسلام آورده، حجیت حرف امامان بخاطر اینه که پیامبر اسلام آنها را تایید کرده
      فرقه های اسلامی دیگر باید بنشینند  روی تاریخ صحیح بحث کنند و اگر عالمانه و بدون تعصب تحقیق کنند در کلیات به نتیجه ی واحد می رسند و ریزه کاری ها اهمیتی نداره

      در ضمن لزومی نداره صددرصد به نظر ایشان برسیم همان اطمینان عرفی بسه

      براین اساس ادیان دیگر با مشکل جدی مواجهند
       

  3. در خصوص نماز به آتش
    قبله زرتشتیان نور است . زرتشتیان هرگز در خانه رو به آتش نماز نمی کنند . هرگز رو به اتشکده نماز نمی کنند . مطابق دستورات امروزین دینی مزدیسنان نماز به هر منبع نوری مجاز است .
    حتی اگر منظور شما نماز به آتش در آتشکده باشد باز هم این دلیل آتش پرستی نیست گو اینکه نماز شیعیان به مهر و کعبه هم مهر پرستی و کعبه پرستی نیست .
    نکته مهم دیگر اینکه زرتشتیان ستایشگران مزدا و اتش و اب هستند . لغت پرستش که امروزه در معنای اشتباه ترجمه عبودیت تلقی شده از رشه پرستیدن یعنی نگاهداری می اید و این واقعیت که مزدیسنان پرستار آتش هستند به اشتباه معنای عبادت اتش یافته است حال آنکه اصولا عبادت لغت مترادفی در کیش مزدیسنی ندارد . برای حقیر همین معنا که زرتشتیان خود می گویند آتش را عبادت نمی کنند برای پذیرش واقعیت اعتقادی ایشان کافی است و زمانیکه کسی به صراحت عقیده خود را بیان می کند جای تاویل من و شما نیست .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی