+
خانه / اعتبار دین زرتشتی / زرتشتیان و خلط آداب دینی با رسوم مردمی / پناه بردن به بدعت
زرتشتیان و خلط آداب دینی با رسوم مردمی / پناه بردن به بدعت

زرتشتیان و خلط آداب دینی با رسوم مردمی / پناه بردن به بدعت

به قلم مدیر سایت

مرز آداب دینی و رسوم مردمی میان مسلمانان
مسلمانان به اجرای امور فراوان پایبندند؛ مانند اعمال حج، روزه، مراسم اموات، مراسم ازدواج و… برخی از اینها مربوط به دین اسلام و برخی رسوم مردمی است که ربطی به دین ندارد. مرز میان این دو دسته معلوم است. اینکه در هفتمین و چهلمین روز درگذشت مرده، مجلس ترحیم برگزار شود یا در مجلس عقد ازدواج، سفره ای شامل آینه و شمعدان و تخم مرغ و… پهن شود، چه خوب باشند و چه بد، ربطی به اسلام ندارد و لذا علما در رساله های عملیه ی خود از آنها سخن نمی گویند و روحانیون عهده دار دفاع از این امور نیستند.
به عبارت دیگر هر کدام از رفتارهای مسلمانان که ریشه در قرآن و حدیث داشته باشد، مانند غسل و کفن و دفن مرده، دینی اند و الا مربوط به دین نیستند.

مرز آداب دینی و رسوم مردمی میان زرتشتیان
زرتشتیان به اجرای امور فراوان پایبندند؛ مانند نماز، مراسم اموات، مراسم ازدواج، انواع جشن ها و… اما موبدان مشخص نکرده اند که کدامشان مربوط به دین زرتشتی است تا موظف به دفاع از آنها باشند و کدامشان صرفاً آداب و رسوم مردمی است.
عجیب است که وقتی از ایرادات اوستا سخن می گوییم، جواب می دهند که فقط گات ها مربوط به دین زرتشتی است و بقیه ساخته ی موبدان است؛ اما بخش های مثبت اوستا (حتی در غیر از گات ها) را از افتخارات دین زرتشتی می شمارند.
عجیب تر آنکه انجمن موبدان تهران نظارت بر همان رسومی دارد که میان مردم زرتشتی رواج دارد اما اثری از آنها در اوستا  وجود ندارد و این انجمن آنها را جزئی از «مراسم دینی» می شمرد. به عنوان نمونه کتاب «یَزِشن» (yazeshn) با عنوان فرعیِ «چگونگی اجرای آیین های دینی زرتشتیان» تألیف موبدیار مهربان آفرین، آداب و رسوم میان زرتشتی ها را توضیح داده که سخنی از عمده ی آنها در اوستا نیست. مثلا هنگام اجرای مراسم ازدواج، این چیزها گذاشته شود: چراغ، نقل، کیک، آینه، گلاب، تخم مرغ، نخ و سوزن، قیچی، انار، قند و… همچنین در سفره های دیگر جشن ها و عزاها چه چیزهایی گذاشته شود.
نویسنده در مقدمه نوشته است که این کتاب به سفارش رئیس انجمن موبدان تهران برای هماهنگی و همسانی اجرای مراسم و آیین های دینی زرتشتیان به نگارش در آمده است. (ر. ک: یزشن، مهربان آفرین، تهران، فروهر، چاپ اول، ۱۳۹۳ش، ص ۷) و انجمن موبدان تهران محتوای کتاب را تأیید می کند.
با این حساب، هنگام مواجهه با اعمال فراوان رایج میان زرتشتی ها از کجا بدانیم، کدامشان مربوط به زرتشت و دین اوست و کدامشان ساخته ی مردم؟! انتقاد از کدامشان به دین زرتشتی باز می گردد و انتقاد از کدامشان به مردم؟!

بی اعتنایی به بدعت از سوی انجمن موبدان تهران
وارد کردن رسوم مردم در دین زرتشتی، همان بدعت است. (وارد کردن هرچه جزء دین نیست در دین، بدعت است و در اسلام حرام است.) این کار یعنی زدن تیشه به ریشه ی دین و لذا زمانی بود که در نظر زرتشتیان، بدعت گذار حکم اعدام داشت. (ر. ک: وندیداد، ۴ جلدی، ترجمه هاشم رضی، ج ۱، ص ۴۷۴، قسمت شرح)
گویا دلیل پناه بردن به بدعت در عصر حاضر این است که اگر بخواهند از بدعت خودداری کنند، حرفی برای گفتن باقی نمی ماند. رعایت بدعت یعنی منحصر شدن در گاتها و از گاتهای ۲۳ صفحه ای حرف چندانی در نمی آید.

photo_2016-04-03_14-30-04

تأییدیه ی انجمن موبدان تهران در آغاز کتاب یزشن

۱۷ نظر

  1. آیا اعتبار اعتقادات دینی فقط به سند است ؟
    نقش این کتاب را با نقش مفاتیح در زندگی ما مقایسه کنید . در کنار قرآن قریب به اتفاق شیعیان مفاتیح را در خانه دارند . مثلا همسر بنده تقریبا هر روزش را با خواندن مفاتیح آغاز می کند .
    خوب اگر بخواهیم با همین نگاه سراغ مفاتیح برویم متوجه می شویم که اعمال و ادعیه هایی در مفاتیح هست که نهایتا سندش به جناب مجلسی می رسد . مثلا بخش آخر باب اول مفاتیح که مجلسی آن را دعای منظوم حضرت علی و ۱۵ دعا منسوب به امام سجاد میداند ولی هیچ سلسله سندی ندارد و در صحیفه سجادیه هم ( که سند بسیار قوی دارد ) نیامده !!!

    اما مفاتیح و مندرجات آن کتابی معتبر است که توسط جامع علمای شیعه پذیرفته شده . مقبولیت مفاتیح نه به سند که به اجماع علما و مقبولیت اجتماعی آن است .

    خوب چرا همین مقبولیت اجتماعی و اجماع علما را برای زرتشتیان بدعت می خوانید ؟ چون تعصب شما موجب شده با معیار دو گانه ای ادیان را بسنجید و حجت های شرعی تشیع را برای زرتشتیان قایل نباشید .

    • شما اصطلاح «اجماع» را بجا بکار نبردید. شما نباید در خارج از حیطه ی تخصصتون وارد بشید

      دعاهایی که در مفاتیح آمده، از زبان کسانی است که سخن آنها از نظر اسلام شیعی حجت است (چهارده معصوم ع) بخشی از این دعاها سند معتبر اصطلاحی دارند و مضامین بخشی دیگر کاملا هماهنگ با دعاهای معتبر است و در تضاد با موارد پذیرفته شده نیست و چون منسوب به معصوم است می توان به قصد رجاء خواند

      گمان نمی کنم کسی از علما گفته باشد که یک یک دعاها در مفاتیح معتبرند

      در مفاتیح نیامده که آداب و رسوم میان مسلمانان را بعنوان دین اسلام باید پاسداری کنیم. اما زرتشتی ها همان آداب و رسومی که معلوم نیست از کجا آمده بعنوان آداب زرتشتی تلقی می کنند و ما آداب معتبری از دین زرتشتی نداریم تا بخواهیم هماهنگی با آنها را نشان دهیم

      • کسی که از حلیه المتقین حدیث نقل میکند و به زعم افتضاح خود میخواهد مثلا به شیعه ایراد بگیرد … بیشتر از این از او نمیتوان انتظار داشت . یعنی این قدر کم سوادی و اهل تحقیق نبودن ؟ .

        گمان نمی کنم … آقای فاطمی هیچ عالمی تک تک دعاهای مفاتیح را معتبر نخوانده است اما سفارش به آن شده است ، حتی درباره یک مورد هم یک تناقض در مفاتیح است و آن در مسئله دست دادن در بعد از نماز است . بسیاری از ادعیه ها حتی از علمای اسلام بعد از غیبت کبری است ، این بنده خدا درباره اسلام شیعی هیچ چیز نمیداند .

        • “کسی که از حلیه المتقین حدیث نقل میکند ……” با این همه دروغگویی دشمنی ات با نیکی و ایرانیان پاک نهاد تعجبی ندارد . دیگر دستت رو شده و فقط دروغگویی و جعل برایت باقی مانده . من به شما غالیان و کذابان و نحریف کنندگان ایراد می گیرم . شما هیج دین و ایمانی ندارید . دین و ایمان شما زر و زور و تزویر است . خدا کسانی که به نام دین به بزرگان دینی دروغ می بندند لعنت کند و به امید خدا در دنیا و عقبی خوار شوند .

  2. اول : اینکه آداب معتبری از دین زرتشت نداریم ، اعتبار نزد شما در چیست ؟ در قدمت که آدابشان از اسلام قدیم تر و به لحاظ قدمت معتبرتر است . اشکال شما به ایشان در عدم ارجاع به پیامبر و وحی است که قبلا گفتم خودشان ادعای این امر را ندارند . اصلا زرتشتیان نماز و سنن و آداب را نوعی استحباب می دانند . حالا این کتاب که بعضی ادعیه و آداب مستحب ایشان را آورده اشکالش در چیست ؟
    دوم : من کجا گفتم علمای شیعه هم دعاهای مفاتیح را معتبر می دانند بلکه وقتی در خانه اکثرشان این کتاب هست و در منابر توصیه به آن می کنند یعنی کتاب برایشان معتبر است . این معنایش مقبولیت اجتماعی است . من در آوردن لفظ اجماع کمی سهو کردم و منظورم مقبولیت اجتماعی است
    سوم : یک قاعده ای در فقه شیعه هست به نام ” تسامح ادله سنن ” و به نظر بنده اشکال در این قاعده هست . چون دین شما محدوده امر و نهی داردو بعض دیگر علمای شما استحباب و کراهت را در ردیف حلال و حرام حکم شرعیه می دانند که باید دلیل و حجت داشته باشند .
    ولی شیخ بهایی و جناب مجلسی در امور مستحبه احادیث بدون سند و ضعیف را قبول می کنند . بحار ج ۲ ص ۲۵۶ پذیرش ادعیه و اعمال مفاتیح هم از همین قاعده من بلغ و تسامح ادله آمده و اکثر هم توسط جناب مجلسی در کتاب مفتاح الجنان نقل شده که قایل به من بلغ بوده . حالا سوال این است چرا شما در امور مستحبه خودتان قایل به تسامح و من بلغ هستید و معتقدید خیلی مهم نیست که از سنت پیامبر باشد ولی نوبت زرتشتیان که می شود مخالفید ؟ چرا علمای شما می گویند کار ثواب و خیر لازم نیست حتما سفارش پیامبر باشد و شما در مورد زرتشتیان می گویید حتما باید باشد !!!!
    چهارم : شیخ عباس قمی در این کتاب هم سنن و آداب را آورده و هم ادعیه ها را ، بعضی ادعیه و آداب را به نقل از خواب فلان شخص و رویا نقل کرده ص ۲۱ و ص ۵۰۰، این اشکال نیست آن وقت نقل سنن زرتشتیان اشکال است ؟ یا مثلا دعای عدیله که خود شیخ عباس انرا منسوب به یکی از علما می داند یا دعای صباح که خودش می گوید انرا در کتب معتبره نیافتم یا مثلا می گوید کفعمی در بلد الامین گفته فلان دعا را نوشته در آب بیندازید !!! اگر موضوع عدم انتساب به پیامبر است چه فرق بین یک موبد زرتشتی که گهنبار بسراید یا فلان عالم شیعه در اینجا هم اذکار مراسم زرتشتیان همگی از گاتها و یسنه و یشت است در حالیکه دعاهای مفاتیح ؟!!!!
    پنجم : سرتاسر کتاب زرتشتیان فقط نقل آداب و رسوم است و چیزی را به خدا و پیامبر وصل نکرده اند فرق است بین این نقل با مثلا اینکه هرکس فلان ذکر را قبل از فلان نماز در فلان روز سال بخواند همه گناهانش حتی اگر بیشتر از دریاها باشد بخشیده می شود یا فلان روزه ماههای حرام معادل نهصد سال روزه !!! (ص ۳۴ ص ۲۵۱ )است . با کدام اندیشه باید مخالفت کرد جناب مدیر ؟ کدامیک خلاف عقل و شعور آدمی است ؟ بعضی از این نقل ها کاملا بدون سند و بعضی دیگر مانند مثلا فضیلت مسجد کوفه از راویان ضعیف (یکیشان منصور ابن یونس حدود ۱۰ راوی ضعیف فقط در همین بخش مسجد کوفه دارد که مثلا می گویند فضیلت این مسجد از الاقصی بیشتر است ) (ص ۳۸۶)
    ششم : در کجای این کتاب و تاییدیه انجمن موبدان آمده که این اداب و رسوم را به عنوان دین زرتشتی می شناسند ؟ هماهنگی بین زرتشتیان در انجام مراسم دینی و آیینی اشکالش در چیست ؟ فکر نمی کنید جلوگیری از خرافاتی مانند آش ابوالدردا و آش امام سجاد و … که هم وهن امامان است و هم خرافات محض است اولویت دارد بر مقابله با آداب و رسومی که به قول خودتان خیلی هم دینی نیست و بیشتر نشانه سنت های کهن ایرانیان است ؟ البته که در کتاب مفاتیح این ادعیه و آداب را به عنوان مستحبات و اعمال دینی ذکر کرده ؟ مگر نکرده ؟
    در این مقال سخن بسیار است و وقت کوتاه

    • اگر خود زرتشتی ها قائلند که آداب دینی شان ربط به زرتشت نداره، پس چرا خود را زرتشتی می دانند؟! زرتشتی یعنی پیرو زرتشت

      قضیه ی تسامح در ادله ی سنن، حرف ما و طبق عقل ما نیست که بگیم در دیگر ادیان هم جاری بشه. خود احادیث چنین گفته اند که در امور استحبابی اگر خبری بشما رسید که سند معتبر نداشت، اگر طبق آنها عمل کنید به ثواب می رسید. پس خود اسلام چنین اجازه ای را بما داده

      اما در مورد امور مستحبی زرتشتی، چنین اجازه ای از سوی زرتشت نرسیده است. دیگر آنکه زرتشتی ها خودشون میگن که این آداب ربطی به زرتشت نداره اما روایات استحبابی احتمال اینکه واقعا معصوم گفته باشه زیاده (مگر خلاف قرآن و خلاف عقل واضح باشه) اما مرور زمان سبب افتادگی اسناد شده.

      متن دعایی که براساس خواب است بگید چون اختلاف در چاپهای مفاتیح زیاده

      وقتی دعایی از زبان معصوم نقل میشه و معتبر نیست ادعا اینه که معصوم گفته اما آداب زرتشتی اقرار هست که میان مردم رواج داشته. هیچگاه مفاتیح نمیگه: فلان آداب را چون مسلمانها انجام می دن، از باب تسامح در ادله ی سنن، انجام بشه. دقت کنید.

      هرجا بعنوان انتقاد از مفاتیح سخن مگید عین عبارت را نقل کنید. تا بتوان در نرم افزار پیدا کرد. چند بار شما مطلبی را از کتابی نقل کردید اما وقتی وقت گذاشتم و مراجعه کردم در آن نبود مثل قضیه ی مسلمان شدن موبد و خود را سید جا زدن در فلان کتاب، اما در آن نبود.

      چندبار گفتم که کوتاه بنویسید تا بشه جواب داد

  3. چند مطلب است که به ترتیب و اختصار میگم :
    اول حدیث مستند تسامح ادله سنن همان حدیث من بلغ از پیامبر است که سندش ضعیف است لذا به استناد حدیث ضعیف نمی شود عمل مستحبی را که ان هم بر اساس اسناد ضعیف است به معصوم منتسب کرد در این مورد بحث بسیار تخصصی است هم در اسناد و هم طرق و هم معنی بلغ … بنده نظر علمای معاصر را از منبع ویکی فقه بیان می کنم :
    “فقیهان عصرما چو ن دلالت اخبار من بلغ را بر فتوای به استحباب ناتمام دیده‌اند و اشکال‌های مرحوم شیخ انصاری ود یگران بر دلالت این احادیث را غیرقابل جواب دانسته‌اند و در نتیجه به تسامح درادلّه سنن قائل نشده‌اند و نیز به علل و عواملی ـ که فعلاً در صدد بسط آنها نیستیم ـ نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند همه آداب غیر مستند، مکروهاتِ غیر مستند، کتاب‌های دعا و زیارت غیر مستند و… را از میان شیعه و به ویژه عوام آنان خارج سازند، به شیوه جدیدی متمسک شدند که خالی از اشکال ا نیست”
    فکر کنم خود متن گویای همه چیز هست و این شیوه جدید ” نان هنگامی که به آداب، مستحبات، کتاب‌های ادعیه و زیارات غیر مستند امام زادگان و…می رسند و یا از آنان استفتاء می‌شود، جواب می‌دهند: (به قصد ثواب) یا (به امید ثواب به جا آورده شود).”
    اما به خوبی می دانید که بخش بزرگ مفاتیح بر اساس قاعده “من بلغ ” تدوین شده و ادعیه به نقل ضعیف در آن فراوان است . لذا علمای معاصر دقیقا به همین روش انجمن موبدان بدون اعلام نظر در انتساب این احادیث ( و با اشکال در این انتساب )به معصوم گفته اند به نیت ثواب به جا اورده شود .
    لذا ادعای شما که “احادیث چنین گفته اند که در امور استحبابی اگر خبری بشما رسید که سند معتبر نداشت، اگر طبق آنها عمل کنید به ثواب می رسید. پس خود اسلام چنین اجازه ای را بما داده ” مخالف نظر علمای معاصر است و بین اعلام قطعی ثواب با اینکه به نیت ثواب بخوانید فرق بسیار است
    http://wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%AA%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%AD_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87_%D8%B3%D9%86%D9%86

    • همانگونه که در پایان مقاله ی ویکی فقه آمده، این نوشته در واقع دیدگاه یک نفره و همانطور که از قول آیت الله خویی ـ بعنوان یک حدیث شناس برجسته ـ نقل شده، ایشان صحت برخی از اینگونه احادیث را تایید کرده است

      باز هم شما متوجه احادیث من بلغ نشدید. این احادیث نمیگن اگر حدیثی ضعیف، عملی مستحبی را بیان کرد، منتسب به معصومه بلکه از باب اینکه امید است که معصوم گفته باشه، به ثواب می رسیم.

      انصافا احادیث ضعیف در مفاتیح، چنددرصد احتمال داره از معصوم باشه و آدابی که پس از چندهزار سال در بین مردم رواج داشته چند درصد احتمال داره به سفارش زرتشت باشه و حالا سندش افتاده؟! تفاوت از زمین تا آسمان است

      • منصفانه من هر دو را آداب مذهبی برگرفته از سنت پیامبرشان می دانم ( یعنی خلق مردم و دینداران است ) . مبنای مشروعیت و موافقت من با آداب و سنن هر دینی رواج در بین مردمان وقدمت و مطابقت با عقل و دوری از خرافات است .
        مساله اثبات اینکه این ادعیه و آداب منشاء اش پیامبر است یا نیست به دلیل امکان پذیر نبودن اثبات اش ( چون ضعیف است ) موضوع فرعی است در مقابل اصل موضوع که وابستگی مردم و آرامش و تکیه ایشان بر همین ادعبه و آداب است .
        من یک سوال می کنم : انصافا برای یک مسلمان که در یک امامزاده دعایی را می خواند و اشکی می ریزد و دلش سبک می شود یا حاجتی می طلبد چقدر مهم است که این امامزاده چقدر سندیت دارد یا دعایی که خوانده چقدر سندش صحیح است . اصل موضوع رابطه معنوی با خدا و اعتقاداتش هست . من همین مبنا را برای زرتشتیان قبول دارم انها هم با یشت خوانی و گهنبار و زیارتگاهشان همین کار را می کنند . پس مباحث علمی را بگذاریم برای علما و دانشمندان و این ها را وارد اعتقاد و باور مردم نکنیم . از نظر من این کتاب و مفاتیح یک کارکرد دارند هر دو مثبت اند و خداوند به هر دو نویسنده اجر و ثواب دهد .

        • بنده با خواندن دعایی که معلوم نیست از طریق معصومان باشه حال معنوی پیدا میکنم اگر آن را  به اسلام نسبت بدهم ایراد دارد اما اگر همینطور میخونم خیلی هم خوبه

  4. ادامه :
    دوم همان گونه که قاعده ففهی شیعه بر دین مزدیسنی حجت نیست ، انطباق تعاریف اسلام هم بر دین دیگران حجت نیست .
    سوم همین که گروهی پیامبر خویش را زرتشت بدانند این حق را برایشان ایجاد می کند که خود را زرتشتی بدانند . اینکه آداب و سنن ایشان چه مقدار از زرتشت به ایشان رسیده باشد و چه مقدار عرفی باشد در همه ادیان هست و مثال مفاتیح از همین باب بود . در جای خود می گویم که مسلما بخشی از مفاتیح مرتبط با سنن پیامبر اسلام نیست ولی با هر تعربفی مفاتیح کتاب اسلامی شیعه است چه در کل و چه در جزء و اینکه بخشی یا بیشتر آن مطابق سنت پیامبر و قرآن باشد یا نباشد در این انتساب خلل وارد نمی کند چرا که این انتساب به صورت عرفی توسط اکثریت شیعه و علمای ایشان پذیرفته شده
    چهارم این بحث که اجازه زرتشت صادر شده بارها مطرح شده . سخن زرتشت که مورد قبول زرتشتیان است و از خود او می دانند گاتها است و در گاتها در روش زندگی و دین امر به انتخاب خردمندانه شده . شما می توانید در جای دیگر انتساب گاتها به زرتشت را نقد کنید و اگر قویا رد کردید ( که بعید می دانم چون وقتی زرتشتیان برای بیش از ۲۰ سده این انتساب را قبول دارند و بخشی از دانشمندان و شرق شناسان هم قبول دارند سخن آنها حجت است همانگونه احادیث ثقات برای شما حجت است ممکن است برای بقیه حجت نباشد ) آن وقت بگویید که این رفتار مطابق امر پیامبرشان نیست .
    پنجم : البته نقل کامل دعا و آداب دور از امر شما به اختصار است و من صفحه را داده بودم اما نقل از رویا ص ۴۹۷ (ص ۵۰۰ ) ” مردی از صالحین در خواب دید حضرت رسول (ص) ……گفتم یا رسول الله از این فرملیش رضا را قصد کردید فرمود بگو …….ذکر ……سه مرتبه این را فرمود ” و دیگری ص ۲۱ “مولف گوید که شیخ ما نوری (محدث نوری ) … در کتاب …. از شیخ خود …..نقل فرموده که فاضل مقدس آخوند ملا محمد صادق عراقی در غایت …..تا آنکه شبی در خواب دید ……( متن طولانی است مختصر اینکه امام زمان را در خواب می بیند و ایشان هدایت می کندشان به سید دیگری باز هم در خواب که دعایی بیاموزد ایشان را …. ادامه ) …. پس سید برای گشایش امر و وسعت رزق او را دعای تعلیم نمود پس از خواب بیدار شد در حالیکه آن دعا در خاطر او بود …..(ادامه داستان که حالا در بیداری می رود و همان سید و همان دعا تکرار می شود ….ادامه )… اما انچه را که سید تعلیم آخوند کرده بود در خواب و بیداری پس سه چیز است .. ( ادامه یک ذکر بدون سند یک دعای با سند ضعیف و یک دعای منقول از شیخ ابن فهد نامی است ) ایشان مجموع این اوراد و ادعیه سه گانه را به استناد خواب شخص دیگری در تعقیبات نماز صبح آورده
    بازهم متذکر می شوم که …. ها فقط برای تخلیص است و هیچ نکته مهم را بنده جا نگذاشتم (اصل مطلب ۳ صفحه است !!)
    ششم موضوع نقل سید و موبد را بنده از هیچ کتابی نقل نکردم در اولین کامنت در این مورد صراحتا نوشتم که یکی از اساتید نقل کردند شما اسم و سند خواستید گفتم من از سند نقل نکردم ولی در این کتاب فلان چیز هست لذا این انتساب که من از اول گفته ام در کتاب امده را به حساب کم توجهی شما می گذارم گرچه در همان کتاب هم نقل اینکه سادات عقدا از بستگان زرتشتی ها خود را می دانستند رفته بود )
    هفتم اول ذکر یک اشتباه رایج و اینکه مولف مفتاح الجنان جناب مجلسی نیست و این سهو حتی در سایت های معتبر کتب شیعه و در چاپها رفته لازم است که اصلاح کنند این خطا را ، نقل های بدون سند یا با سند ضعیف در مفاتیح اثبات این مطلب است و اعمال و ادعیه منقول علما بسیار دارد . من که مدعی نشدم خود شیخ عباس گفته نقلش ضعیف است واقعیت را گفتم و اینکه مولف بگوید یا نگوید از کدام قاعده استفاده کرده در اصل موضوع تفاوت ایجاد نمی کند .

    • یک اشتباه مهم زرتشتی ها اینه که خیلی از ایرادها در دین زرتشتی را میگن در اسلام هم هست اما به غلظت و شدت ایراد در دو دین توجه نمی کنن. ایرادهایی در دین زرتشتی مطرحه که کیان این دین را زیر سوال می بره اما همان ایرادها در اسلام بقدری ضعیفه که با کیان اسلام مشکل نداره

      مثلا وقتی میگیم: زمان تولد زرتشت معلوم نیست، میگن: در مورد زمان تولد پیامبر اسلام هم چند روز اختلاف به چشم می خوره. اما توجه ندارن که چند روز اختلاف کجا و چندهزار سال اختلاف کجا؟ چند روز اختلاف در روز تولد حتی انسانهای زنده هم هست بلکه چند سال. یک بار به دفتر یکی از مراجع تقلید زنگ زدم که ایشان در چه سالی متولد شده؟ گفتند: خود ایشان هم نمی دونه! منظورشون این بود که ایشون با پنج شش سال اختلاف میدونه.

      وقتی میگیم: هیچ آداب دینی و حکم شرعی عملی از زرتشت به ما نرسیده میگن: بخشهایی از کتاب مفاتیح و حلیه المتقین هم معلوم نیست از معصوم باشه. اما این کجا و آن کجا؟!

  5. حالا از این زاویه نگاه کنید که تفاوت اش در چیست ؟ اگر قصد هر دو تعزیز پیامبرشان با نام گذاری یک روز به نام ایشان باشد چرا ما با شک کردن در زمان اش مردم را مشوش کنیم ؟!!
    فایده تعیین دقیق زمان تولد پیامبر در چیست ؟ اگر یک روز یا دو روز یا چند ماه جابجا شود چه تفاوتی در هدف اصلی نامگذاری روز تولد ایجاد می شود ؟

    در بالا توضیح دادم زرتشت مبانی انحراف عقیدتی مردم زمان اش را اصلاح کرد . پیامبر نمی تواند همه اداب و سنن را تغییر دهد بلکه رنگ و بوی اش را باید خدایی و عقلانی کند . کار هر دو پیامبر در این مساله یکسان بوده .

    از میان آداب و سنن اسلامی از حج و عبادت و زیارت و …. چقدر توسط پیامبر بیان شده ؟چقدر توسط ایشان شکل گرفته (مثلا حج ) از نظر من دینداران بر اساس کلیات و راهنمایی که قرآن و سخنان پیامبر بوده اداب و سنن را اصلاح کرده اند در بعضی جاها هم به خطا رفته اند و باید اصلاح کنند .

    اهل سنت و خاصه سلفی ها بیشترین سخت گیری در این امر را دارند . و این ها را شرک خوانده اند .اما این سخت گیری کاملا خطا است . انکه پیامبر زیارت نکرده ما هم نکنیم ، پیامبر فلان کار را تایید نکرده پس حتما غیر شرعی و مشرکانه است است! نه اگر عملی به لحاظ عقل و اخلاق و معنویات و مطابقت با اصول دین اشکال نداشته باشد نظر من هم مثل علما است ( به قصد ثواب انجام دهند ) مثلا امروز حفظ زمین و محیط زیست باید در ادیان تشویق شود . مطابق اصول دین هم هست ولی در روایات و سنن به پر رنگی امروز نیست وظیفه ما است که پر رنگش کنیم و این بدعت نیست عین ثواب است یقینا اگر پیامبر اسلام امروز در بین ما بودند دهها و صدها سفارش به حفظ طبیعت میکردند ولی برای اعراب حجاز این مساله موضوعیت چندانی نداشته . با این حال در قران دقیقا رعایت شده (چون قرآن کاملا فرا زمانی است ولی سنت پیامبر بسیار به زمان خودش وابسته بوده )

    • یک روز را بعنوان گرامیداشت زرتشت قرار دادن غیر از آن است که گفته شود در این روز تولد یافته

      • موافق هستم ولی این جزئی در مقابل کلیت موضوع است .اگر این جزء را پر رنگ کنیم نباید از طرف مقابل گله کنیم که چرا در تاریخ وقایع اسلامی تشکیک می کنند . توجه کنید که ما نمی دانیم زرتشت در این روز تولد یافته یا نه و اصلا چرا این روز برای زرتشتیان محترم بوده به ماتیکان ماه فروردین که نگاه کنید متوجه می شوید منطقا وقوع همه حوادث مهم در این یک روز امکان ندارد . آن واقعه مهم که باعث شده این روز مورد توجه باشد کدامین است ؟ نمی دانیم .
        در اینجا باید به نقل معتبرتر و مشروع تراحترام بگذاریم . منابع مشروعیت :
        ۱- سند قطعی و یقینی
        ۲- خبر قدیمه
        ۳- اجماع و قبول کردن از طرف مردم
        همین که زرتشتیان این تاریخ را قبول دارند باید به صورت عرفی بپذیریم ( مثلا در تقویم وارد شود ) وقتی می توانید بر ان اشکال کنید که ثابت کنید در این روز قطعا متولد نشده .
        مثلا بعضی از کهنسالان که تاریخ تولد دقیق ندارند فرزندان و نوه ها یک روز سال را به صورت اتفاقی یا محتمل برای احترام ایشان تعیین می کنند . همه هم می دانند که این تاریخ قطعی نیست . ولی عرفا می پذیرند .
        شما مجموعا در نظرات خود توجهی به پذیرش عرفی عقاید دیگر مذاهب نمی کنید . در حالیکه در رفتار علما و مراجع و بزرگان این پذیرش عرفی دیده می شود . مثلا آیا کریسمس در فقه شیعه قطعا روز تولد مسیح است ؟
        پس پیامها و تبریکات علما و درج ان روز در تقویم نه از روی تایید و قطعیت که پذیرش عرفی است .
        یا احترام مسیحیان و ارامنه و حتی زرتشتیان به امامان شیعه و روزهای مربوط به ایشان و مراسمشان از روی اعتقاد دینی نیست بلکه پذیرش و احترام عرفی است .
        عدم پذیرش عرفی عقاید دیگران به بی احترامی و جنگ مذاهب منجر می شود .

      • ۱ : درباره کریسمس :
        https://www.aparat.com/v/mOv7L

        ۲ : درباره عرف :

        الف : در حالیکه در رفتار علما و مراجع و بزرگان این پذیرش عرفی دیده می شود …

        اگر منظورتان کریسمس است :
        بحث کاملا سیاسی است .
        اگر منظورتان تأیید آیین زرتشت به عنوان دینی الهی و تقریبا بکار نبردن لفظ مشرک برای آنها توسط عده ای مشهور است :
        این بحث نیز سیاسی است :
        a : با یکی از پژوهشگران و معاونین حوزه علمیه حرف میزدم در خلال صحبت به من گفت که آیین زرتشت الهی نیست [ این آیین ابدا الهی نیست ، آن آیین الهی هرچه بوده زمان هخامنشیان کاملا محو شد و با آیین های دیگر مخلوط شد ] ، من کمی متعجب شدم از این حرف اما در تأیید آن :
        b : در استفتایی از دفتر رهبر معظم انقلاب مبنی بر الهی بودن و مشرک بودن زرتشتیان ، جواب مرا ندادند در حالیکه اگر مشرک نبودند میتوان با آنان ازدواج کرد اما وقتی جواب مرا ندادند کاملا متوجه شدم مسئله سیاسی است .

        من هیچ چیزی را عرفی ابدا قبول نمیکنم ، هر چه که میخواهد باشد .
        درباره روز تولد این فرد هم هیچ اثری نیست ، هیچ اثری . متأسفانه وقتی مورخین یونانی از این فرد یادی نمیکنند و از دینی منتسب به او حرف میزنند این نتیجه گیری کاملا واضح است که زرتشت از زمانی دراز ناشناخته و مجهول بوده . وقتی شاهان هخامنشی مهر را ستایش میکنند به همراه اهورامزدا این کاملا واضح است که این دین کلا از بالای ۲۰۰۰ سال پیش تحریف شده بوده و وقتی یک نفر از شاهانشان از زرتشت حرفی نمیزند این نیز کاملا واضح است که زرتشت در ۲۵۰۰ سال پیش هم ناشناخته و مجهول بوده و وقتی امام علی (ع) درباره مجوس نام زرتشت را نمیبرد و میگوید پیامبری داشتند … این یعنی پیامبر مجوس را باید در میان انسانهای آریایی و بلکم قبل از مادها جستجو کرد .

        عرفی رفتار کردن و قبول وجود زرتشت و پیامبر بودن او ، همانطور که ژان کلنز گفت فقط باعث شده است که پژوهندگان آیین زرتشت دچار سردرگمی بشوند و هیچ ثمره دیگری نداشته است و باعث وارد کردن ترجمه هایی بعضا عجیب در اوستا شده است تا جایی که لفظ شتر در گاتها را نیز کاملا به چیز دیگری گرفتند .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار