+
خانه / ایران / اسلام و ایران / خدمات متقابل اسلام و ایران / پیشرفت ها و خدمات علمی مسلمانان
پیشرفت ها و خدمات علمی مسلمانان

پیشرفت ها و خدمات علمی مسلمانان

به قلم زرین کوب
برخی افراد ـ از روی ناآگاهی یا عناد ـ مسلمانان را انسان هایی عقب مانده از نظر علمی می دانند اما جملاتی از دکتر عبدالحسین زرینکوب:

«وقتی طب از دست سریانی ها به دست مسلمین افتاد تحقیق و مطالعه در آن جنبه ی جدی تر و دقیق تر گرفت. به جای رساله های کوتاه علمی که معمول سریانی ها بود، دائرهالمعارف های جامع طبی به وسیله ی مسلمین تألیف شد.» (کارنامه ی اسلام، ص ۵۲)

«مسلمین در بعضی رشته های طب تحقیقاتی کردند که بی سابقه بود؛ چنان که درباره ی جذام ظاهراً اولین تحقیقات به وسیله ی آنها شد. فرق بین آبله و سرخک را اول بار آنها ملتفت شدند. درباره ی مامائی و قابلگی خیلی بیش از یونانی ها مطالعه کردند. همچنین در استعمال بعضی ادویه و پاره یی وسائل معالجه سابقه ی آنها محقَّق است… بعضی معالجات آنها در امراض جسمانی یا روحانی ابتکاری بود.» (کارنامه ی اسلام، ص ۵۵)

«طب اروپا، دین زیادی به طب اسلامی دارد.» (کارنامه ی اسلام، ص ۵۶)

«جبر و مقابله را اولین بار مسلمین وارد نظام علمی کردند. همچنین استعمال جبر در هندسه و بالعکس به وسیله ی مسلمین انجام یافت و این امر نیز در بسط هندسه ی تحلیلی تأثیر بسزائی داشت.» (کارنامه ی اسلام، ص ۶۶)

«در تمام قرون وسطی، پیش رفت ریاضیات در واقع به نبوغ ریاضی مسلمین مدیون بود.» (کارنامه ی اسلام، ص ۶۶ ـ ۶۷)

«در نیمه ی اول قرن پانزدهم میلادی که مسلمین با مشکل ترین مسائل هندسه دست و پنجه نرم می کردند، معادلات درجه ی سوم جبری را به کمک مقاطع مخروطی حل می کردند و در مثلثات کروی تحقیقات ارزنده انجام می دادند، در اروپا تحقیقات ریاضی از حساب تقویم و طرز به کار بردن چرتکه ـ که غالباً در سطح حوائج روزانه بود ـ در نمی گذشت.» (کارنامه ی اسلام، ص ۶۷)

«مسلمین در استخراج معادن، در ساختن رنگ، در آب دادن فولاد، در تهیه ی چرم و کاغذ و در ساختن اسلحه طی قرن های دراز تفوق خود را بر دنیای غرب حفظ کردند.» (کارنامه ی اسلام، ص ۷۴)

«در جغرافیا، هم وسعت عرصه ی تحقیقات مسلمین خیلی بیش از یونانی ها بود و هم شور و توفیق آنها و از حیث وسعت قلم رو و دقت مواد حاصله هم، علم جغرافیا در نزد مسلمین به مراتب از آنچه نزد یونانی ها بود پیش تر رفت.» (کارنامه ی اسلام، ص ۷۶)

«مسلمین در تاریخ کتاب های بسیار زیادی به وجود آوردند و هیچ قومی قبل از شروع عصر جدید در این رشته به پایه ی مسلمین نرسیده بود.» (کارنامه ی اسلام، ص ۸۶ ـ ۸۷)

«کار مورخین اسلام در مقایسه با کار قدماء یونان و روم ـ شاید با چند استثنا ـ و مخصوصاً در مقایسه با کار مورخین اروپا در قرون وسطی و حتی بعد از آن شایسته ی تحسین و اعجاب است.» (کارنامه ی اسلام، ص ۸۷)

«غلط مشهوریست که گفته اند: فلسفه ی اسلامی چیزی نیست جز نقل فلسفه ی یونانی به عربی. حقیقت آنست که آنچه فلسفه ی اسلامی خوانده می شود التقاطی محض نیست، جنبه ی ابتکار و اصالت نیز دارد. از لحاظ غایت و حاصل، حاکی از یک مرحله ی اساسی است در طریق تحقیقات فلسفی که به هر حال هرگز در جایی متوقف نمی شود و فردا هم مثل امروز در حرکت و ترقی خواهد بود.» (کارنامه ی اسلام، ص ۱۸)

«که گفت که در اسلام دین را با هنر سازگاری نیست؟ برعکس، این هر دو با یک دیگر ملاقات می کنند و آن هم در مسجد. خدای اسلام ـ الله تعالی ـ نه فقط رحیم و حکیم است بلکه جمیل هم هست.» (کارنامه ی اسلام، ص ۱۴۴)

«اهمیت میراث اسلامی نه به علم و صنعت آن محدود شد، نه به فلسفه و عرفان آن. ادب اسلامی نیز از همان تنوع و نشاط حیاتی بهره یافت که علم و فلسفه ی اسلامی را بلندآوازه کرد. در سراسر این ادب، نفوذ قرآن محسوس بود، هم در اسلوب بلاغت هم در قصه ها و مواد و هم در فکر و اخلاق. از این روست که این ادب ارزنده را به هر زبانی که هست ـ خواه عربی و خواه فارسی، خواه ترکی و خواه سندی ـ جز ادب اسلامی نمی توان خواند.» (کارنامه ی اسلام، ص ۱۵۹)

«این میراث علمی عظیم مسلمین، هم از حیث وسعت موجب اعجاب است هم از لحاظ دقت.» (کارنامه ی اسلام، ص ۶۸)

درج: تیر ۱۳۹۲

۲۷ نظر

  1. در کتاب کارنامه اسلام قبل از انقلاب همچین مطالب غلیظی وجود ندارد
    طب از دست سریانیها یا ایرانیها به دست مسلمین عرب نیفتاد
    بلکه همانها بالجبار مسلمان شدند و به تحقیق ادامه دادند .
    مگر در طب اسلامی چیزی بغیر از تجویز ادرار شتر هم وجود داشته
    که اروپا را بدان مدیون کرده ؟
    برعکس بسیاری از اندیشمندان ایرانی و سریانی به عناوین مختلف تکفیر شدند
    و آثارشان سوزانیده شد مث ابن سینا و رازی و یا تبعید شدند مث حافظ که از اسلام
    تحمیلی به آیین پیرمغان یا همان زرتشت گروید
    و یا مث روزبه پور دادویه ابن مقفع نویسنده و مترجم ایرانی بطرز فجیعی بدست مسلمین کشته شد.
    و صدها اندیشمند دیگر ……….

  2. گردش خون و کار آن در بدن در حدیث امام صادق (ع)
    قال الامام الصادق(ع): و اعرف مع ذلک العله فی تلک العروقالدقاق فإنھا جعلت تتخلل الورقه بأسرھا لتسقیھا وتوصل الماء إلیھا بمنزله العروق المبثوثه فی البدن لتوصل الغذاء إلى کل جزء منه…(توحید المفضل،الامام ابی عبدالله الصادق علیه السلام، علی المفضل بن عمر الجعفی، منشورات مکتبه احمد عیسی الزواد، الطبعه الاولی۱۴۰۳ه.ق-۱۹۸۳م، سیهات السعودیه،ص۱۰۲)
    ترجمه: خوب است که راز این رگ های ظریف(در برگ گیاهان) را بدانی. این رگ ها که یکسره برگ را پوشانیده برای آن است که به آن، آب و املاح برساند. چنانکه رگ ها در بدن پراکنده شدند تا غذا را به تمام اجزای بدن برسانند.

    توضیح:
    امروزه در حالی دنیای غرب کاشف گردش خون را “ویلیام هاروی” معرفی می کند که دانشمندان و طبیبان مسلمانی مانند: ابن نفیس و… قرن ها قبل از او به این موضوع آگاهی داشته و در تالیفات خود بصورت مفصل به آن پرداخته بودند. اما نکته قابل تامل در این خصوص، این است که چنین موضوعاتی در احادیث وارده از معصومین هم وجود دارند که حدیث بالا نمونه ای از آن است که در آن امام صادق(ع) رگ های موجود در برگ گیاهان را تشبیه به رگ های بدن می نمایند که وظیفه آن رساندن آب و غذا به تمام اجزای بدن است. که این تشبیه بدون حرکت خون در رگ های بدن امکان نخواهد داشت؛ همانند حرکت آب و مواد غذایی از ریشه به سمت برگ گیاهان. از طرفی این روایت به صراحت بیان می کند که اجزا بدن(سلولها) برای ادامه فعالیت خود، نیازمند آب و غذا می باشند. و وظیفه خون در بدن رساندن آب و غذا به آنها می باشد. که بنا به ادعای علم جدید، تمام این موارد(چه گردش خون، چه وظیفه خون در رساندن مواد لازم و چه نیاز اجزاء بدن به آب و غذا) در دوران معاصر توسط دانشمندان غربی کشف شده است!!!

  3. حدیث امام صادق(ع) و تعریف علمی صوت

    و انبئک عن الهواء بخله اخری، فان الصوت اثر یوثره اصطکاک الاجسام فی الهواء، و الهواء یودیه الی سامع…(توحید المفضل،الامام ابی عبدالله الصادق علیه السلام، علی المفضل بن عمر الجعفی، منشورات مکتبه احمد عیسی الزواد، الطبعه الاولی۱۴۰۳ه.ق-۱۹۸۳م، سیهات السعودیه،ص۸۹)
    ترجمه: (ای مفضل) تو را از یک ویژگی و خاصیت دیگر هوا آگاه می کنم. صدا اثری است که از اصطکاک(ارتعاش) اجسام در هوا ایجاد می شود. و هوا آن صوت را به گوش شنونده می رساند…

    مطابق تحقیقات و یافته های دانشمندان علم فیزیک در دوران معاصر، بعنوان اصلی قطعی اثبات گردیده که عامل اصلی شنیده شدن صدا توسط گوش، ارتعاش اجسام در هوا می باشد. بطوری که مطابق آزمایش های انجام گرفته اگر ساعتی را در محفظه ای بدون هوا که در آن خلاء وجود دارد؛ قرار دهیم. در هنگام زنگ زدن ساعت درون این محفظه، کوچکترین صدایی به گوش شنونده نخواهد رسید. یعنی همانطور که امام صادق(ع) می فرمایند: صوت از حرکت اجسام در هوا ایجاد می شود. و این تعریف امام(ع) در سیزده قرن پیش، دقیقا همان تعریف علم فیزیک امروز از صوت می باشد.

  4. حدیث ائمه(ع) در خصوص کیهان شناسی و موجودات فضایی

    حدیث اول: حدثنا أحمد بن موسی عن الحسین بن موسی الخشاب، عن علی بن حسان عن عبدالرحمن بن کثیر عن أبی عبدالله (ع) قال: إن من وراء عین شمسـکم هـذه أربعین عین شـمس فیهـا خلق کثیر و إن من وراء قمرکم أربعین قمرا فیها خلق کثیر لا یـدرون أن الله خلق آدم أم لم یخلقه ألهموا إلهاما لعنه فلان و فلان.(بصائر الدرجات، ج۲، محمد بن حسن صفار قمی، ترجمه علیرضا زکی زاده رنانی، قم، وثوق، ۱۳۸۹،ص۷۶۳)
    عبد الرحمان بن کثیر گوید: امام صادق(ع) فرمود: پشت این چشمه(جوشان و خروشان) خورشید شما، چهل خورشید است که در آن ها خلق بسیاریست؛ و همچنین پشت ماه شما چهل ماه(قمر) است که در آنها(نیز) خلق بسیاریست. نمی دانند خدا آدمی آفریده یا نه. و به وسیله الهام لعن بر فلان و فلان را دانسته اند.(بحار ۳۰: ۱۹۶ ح ۶۰ و ۵۴: ۳۲۹ ح۱۳)

  5. بیشترین و بزرگترین دانشمندان شعرا و فیلسوفانی که بعد از اسلام به بشریت خدمت کردند ایرانی بودند و اعراب از این دانش بهره مند شدند و بعد عده ای زیادی از انها به جان ایرانیان افتادند

  6. سلام بهتره بدونید دانشمندان به نام ایرانی در قرن چهارم و پنچم ظهور پیدا کردن که همگی مسلمان بودند مثل ابن سینا، ابوریحان بیرونی، فارابی، غزالی، خواجه نظام الدین طوسی و ابن هیثم … که همگی مسلمان بودند پس نتیجه میگیریم بعد از حمله اعراب طی دو قرن در ایران تحول به وجود اومده.

  7. بوجود امدن دانشمندان ایرانی که به نام دانشمندان اسلامی شناخته شدند از برکت وجود اسلام نبود. بعد حمله اعراب مسلمان به ایران و از بین بردن کتابها و کشتن دانشمندان و ویرانی ایران، تا دویست سال هیچ دانشمندی در ایران بوجود نیامد .بعد از تشکیل حکومتهای ایرانی و برداشتن تبعیض و فشار از روی مردم ایران و ایجاد بستر ارامش و امنیت، کم کم دانشمندان ایرانی ظهور کردند و علوم دوباره شکوفا شد و نفسی راحت کشید. اگر اسلام دانشمند پرور میبود پس چرا درسرزمین عربستان که مهد اسلام است حتی یک دانشمند پرورش نیافت؟!!!

    • این جمله ی شریعتی را بنگرید:

      http://www.raherasti.ir/2076

      ما با تاریخ عربستان آشنا نیستیم و بفرض هم که حرف شما درست باشه، باید توجه داشت که ایرانیها خودشان هم زمینه برای پیشرفت علمی داشتند خودشان هم متمدن بودند و برای همین بود که زبان فارسی را از دست ندادند

    • برده داری با توجه به شرایط پذیرفته شده در قبل است و لذا امروزه ولی فقیه از آن جلوگیری کرده و اگر در آینده همان شرایط پیش بیاد دوباره میتوان اجرا کرد

       

  8. سلام
    گفتن اینکه دین باعث پیشرفت علمی شده است اصلا منطقی نیست چون دین یک فرهنگ و جهانبینی دارای باید و نباید ها معرفی شده که میکوشد به پرسش هایی در مورد چگونگی افرینش و نظام هستی پاسخ دهد. این باید و نباید ها نمیتواند به علوم ریاضی و تجربی ربط داشته باشد و اصلا در قران یا منابع دیگر ادیان هم هیچ جا توصیه ای به اموختن ریاضی و فیزیک و پزشکی نشده که مطالعه فلان علم ثواب داشته باشد و مطالعه دیگری حرام باشد !
    شاید منظور شما این باشد که اعراب مهاجم برای ایران علم اوردند که این از همه خنده دار تر است چون عربهای سرزمین حجاز با سبک زندگی بدوی و قبیله ای نمیتوانند برای جامعه ای که از دوران هخامنشی “سازمان قبیله ای” بوده تاثیرات فرهنگی جدید و مفیدی بیاورند .
    به طور کلی پیشرفت علمی به یک سری پیش نیاز ها احتیاج دارد ، جامعه ای که این پیش زمینه ها را داشته باشد میتواند بستر نرم و گرمی برای پرورش علم و فناوری بوجود اورد:
    ۱_سرمایه گذاری برای رشد علم
    نظام حاکم برای تحقیقات و ازمایشات علمی بودجه ای در نظر بگیرد ، مثلا سازمان فضایی امریکا رشد بسیاری داشته زیرا مبالغ هنگفتی برای پروژه های فضایی در نظر میگیرد اما سازمان فضایی ایران در حد یک سازمانک است چون ایران بودجه جالبی برای پروژه های فضایی ندارد .
    ۲_امنیت و ثبات اجتماعی و اقتصادی
    دانشجویان برای تحصیل و اظهار نظریات علمی نیاز به امنیت و ارامش دارند ، در شرایط جنگ و اغتشاش و تنش های سیاسی شاهد رشد علم و فناوری نخواهیم بود ، کشور های سوسیال دموکرات مانند سوئد ، دانمارک و المان این پیش زمینه را بخوبی برای شهروندان فراهم کردند و غالب کشورهای مسلمان متاسفانه خیر .
    ۳_ پشتیبانی از اندیشمندان
    اندیشمندان باید امنیت شغلی داشته باشند و همچنین برای انجام فعالیت های علمی و اظهار نظریات ازادی داشته باشند ، در دوران عباسی در مناظراتی که مامون برگزار میکرد مامون حتی به پیروان سایر ادیان اجازه اظهار نظریات کفرامیز را هم میداد . از انها تقدیر میکرد ، به انها جوایزی اعطا میشد.
    ۴_حضور دانشمندان و سابقه علمی
    بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان هم دوره و شاگرد و استاد بوده اند، مثلاً سقراط، افلاطون، ارسطو – هگل، فوئرباخ، مارکس – راسل، فریگ، ویتگنشتاین و سایر این دست افراد در مراکزی رشد یافتند که سابقه علمی وجود داشت و قد بلند علمی آنها بخاطر پا روی شانه گذاشتن فرد پیشین بوده است. لذا وجود «سنت علمی» برای پیشرفت علم نیز ضروری به نظر میرسد، این سنت علمی گاهی از پیشرفتهای انفرادی افراد یک جامعه شروع میشود.
    در دوران اسلامی تنها در ایران و مصر تمام پیش نیاز ها تا حدودی وجود داشته است و پیشرفت علمی هم صورت گرفته است ، در دوران ساسانی هم همینطور . اما در سرزمین حجاز هیچ کدام ازین امکانات وجود نداشته !
    در امپراطوری بیزانس عصر ساسانی شرایط بهتر بوده احضور دانشمندان و سابقه علمی، بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان هم دوره و شاگرد و استاد بوده اند، مثلاً سقراط، افلاطون، ارسطو – هگل، فوئرباخ، مارکس – راسل، فریگ، ویتگنشتاین و سایر این دست افراد در مراکزی رشد یافتند که سابقه علمی وجود داشت و قد بلند علمی آنها بخاطر پا روی شانه گذاشتن فرد پیشین بوده است. لذا وجود «سنت علمی» برای پیشرفت علم نیز ضروری به نظر میرسد، این سنت علمی گاهی از پیشرفتهای انفرادی افراد یک جامعه شروع میشود.اما دانشمندان مسیحی مذهب اریوسی به دلیل وجود نداشتن گزینه سوم به امپراطوری ساسانی وارد میشدند .
    بنابرین هیچ رد و نشانی از خدمات اسلام به دانشمندان ایران وجود ندارد .

    • من نیز با تحقیقی که در قرآن و احادیث کردم به این نتیجه رسیدم که سفارشهای دینی به علم، درواقع علم دین و علم توحید مراده نه فیزیک و شیمی و… در عین حال دین می تونه زمینه ی پیشرفت را فراهم کنه مثلا در زمان ساسانیان، تحصیل علم برای طبقات خاص بویژه مرفهین بود و معلومه که مرفهین معمولا اهل دانش نیستند اما اسلام که آمد، تبعیضها را کنار زد و این می تونه در پیشرفت علمی جامعه خیلی اثرگذار باشه

  9. درود
    تبعیض ها مربوط به جابجایی در طبقات اجتماعی بوده است و هیچ ربطی به تحصیل نداشته است ، شما که میگویید در دوران ساسانی حق تحصیل وجود نداشته پس طبقه موبدان چه وظایفی داشتند ?
    مگر اردشیر در شاهنامه نگفت که هر کوی و برزن دبستان بدی :
    همان کودکـی را به فرهنگیـان
    سپردی چه بـودی از آهنگیـان(تلاشگران)
    به هر برزن اندر دبستان بــدی
    همان جای آتش پرستان (موبدان)بدی
    در شاهنامه ابیاتی از قول شاپور امده که همه طبقات حق تحصیل داشتند چه از طبقه شهریاران و چه از طبقات زیردست :
    دگر آنکه دانش نگیرند خــوار
    اگر زیر دستیــد اگر شهریــار
    زمانـی میاســای از آموختــن
    اگر جان همی خواهی افروختن
    موبد بزرگ اذرباد ماراسپندان موبد موبدان دوران شاپور میگوید : اگر تو را فرزندى خردسال است، خواه پسر خواه دختر، او را به دبستان بفرست زیرا فروغ دانش دیده ى روشن و بیناست (آذرباد ماراسپندان بند ۵۸) .
    زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب و هنر بازمدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نگردى (همان، بند ۵۴) اى پسر من تو را مى‏گویم بهترین چیزها براى سخاوت تعلیم و تربیت مردم است (همان بند ۱۲۴)
    آذرباد، مهرسپندان، (۱۳۷۹)، رهام اشه، شهین سراج، مؤسسه انتشاراتى – فرهنگى فروهر
    مگر داستان ان قاضی را نشنیدید که چون پنج زن از او در مورد ضمانت و اهلیت پرسش میکردند و پاسخ داد اما در سوال اخر بازماند گویی هیچگاه پاسخ انرا نمیدانست که یکی از زنان پیش قدم شد و گفت جناب قاضی به مغز خود فشار نیاورید و بگویید نمیدانم ، پاسخ ان را در فلان کتاب پیدا میکنید ( بارتلمه ، حقوق زن در عصر ساسانی برگ ۲۰)
    مگر ابن ندیم مورخ نامدار مسلمان در برگ ۲۴ کتاب فهرست خود ننوشته که ایرانیان هفت خط برای نگارش داشتند که ۳۳ حرفی خط عام الدبیره برای عموم مردم بود ?
    مگر همان سلمان فارسی که پسر یک دهقان بود کجا درس خواند ? به گفته واقدی در یک مکتب خانه عمومی (ابن هشام ج۱برگ ۲۴۹)
    اقای مطهری با این تصور که عالم دهر هستند به خود اجازه میدهند در تمام علوم دخل و تصرف کنند در ژنتیک ، در تاریخ، در فلسفه ، در ریاضیات ، در شاهنامه و … حال انکه مفهوم داستان انوشیروان و کفشگر را هم به درستی متوجه نشده اند ، پسر کفشگر باسواد بوده است و تقاضای او از انوشیروان این بوده که پسرش دبیر دیوان عالی کشور شود :
    یکی پور دارم رسیده بجـــای
    بفرهنگ جوید همی رهنمـای
    اگر شاه باشد بدیـن دستگیــر
    که این پاک فرزند گردد دبیــر
    منظور از فرهنگ اموزش های طولانی و دشواری بوده که دبیران به فرزندان خود می اموختند تا نسل بعدی هم از طبقه خودشان دبیر شود ، این اموزش ها به این دلیل که دبیران محارم شاه و معتمدان دربار بودند بسیار اهمیت داشت به طوری که دبیران یک خط جداگانه داشتند که به گفته ابن ندیم عموم مردم از یادگیری ان محروم بودند زیرا اگر اسناد دولتی و دادگستری و حساب نامه های مربوط به خزانه لو میرفت اسیب های زیاد به نظام حکومت وارد میشد .

    • موبدان که موبدزاده هم بودند، از طبقه ی خاص بودند

      هیچکدام از چهار بیتی که از شاهنامه نقل کردید در نرم افزار آن نیست

      شماره صفحه ی کتاب آذرباد را ذکر کنید. شاید این اندرزها خطاب به فردی خاص از همان طبقات بالا باشه نه عموم مردم

      از کجا آن زن، از یکی از همان طبقات نبوده؟

       

      • سلام
        عرض کردم که وظیفه موبدان اموزش مردم بوده است اما اینکه ابیات را نیافتید !
        در بخش پادشاهی اردشیر ،قسمت ۱۱ یا همان به گفتار این نامدار اردشیر بیت سوم امده است :
        دگر انکه دانش مگیرید خوار
        اگر زیردستید اگر شهریار
        در ابیات میانه :
        زمانی میاسای از اموختن
        اگر جان همی خواهی افروختن
        در بخش پادشاهی بهرام گور قسمت ۲۵ اینچنین امده :
        کسی کش بود پایه سنگیان
        دهد کودکان را به فرهنگیان
        نکته جالب اینجاست که طبقه موبدان و دبیران که اموزش کودکان برای انها الزامی بوده و به اصطلاح فرهنگ موروثی مربوط به دبیری و موبدی را به کودکان خود منتقل میکردند پس این توصیه بهرام گور که میگوید کسی که توانایی مالی (پایه سنگیان)دارد کودکانش را به فرهنگیان بسپارد به کدام طبقات است ? دبیرانی که به گفته بیهقی ماهی ۷۰ هزار درهم درامد داشتند چگونه ممکن است در طبقه انها شخص فقیری وجود داشته باشد (تاریخ بیهقی برگ ۱۴۶)
        شاهنامه پژوه معاصر جلال الدین کزازی در توضیح این ابیات میگوید :
        پیداست که در زمان پادشاهی اردشیر بابکان اموزش همگانی و فراگیر وجود داشته است و دستگاه دیوانی زمینه انرا برای همه کسانی که خواستار دانش اندوزی بودند را فراهم اورده است (کزازی برگ ۵۸۸)
        نبود این ابیات در نرم افزار شما ربطی به بنده ندارد چون شما شاهنامه را با جستجوی ابیات در یک نرم افزار میخوانید حال انکه بنده ادرس دقیق انرا در شاهنامه که شامل بخش و بند هاست به شما دادم .
        کتاب اذرباد مهراسپندان فقط ۷ صفحه است و ترجمه دکتر خنجی است ، چه ضرری دارد که همه این هفت برگ را بخوانید ? شما چه سندی دارید که اذرباد به طبقه خاصی اشاره کرده باشد ? حال انکه این موبد در پند ۱۱۵ از اموزش مردم سخن گفته است نه اموزش طبقه ای خاص !
        معلوم نیست ان پنج زن که قاضی را مورد سوال و جواب قرار دادند از چه طبقه ای بودند و واقعیت اینست که زنان هم در دوران ساسانی حق تحصیل داشتند ، این یک برتری به عهد اسلامی است . بارتلمه در توضیح این داستان میگوید احتمال اینکه زنان عصر ساسانی حتی امکان تحصیلات در زمینه های تخصصی هم داشته بودند وجود دارد .

        بگذریم ، صحبتی در مورد فهرست ابن ندیم نکردید ! اینکه ابن ندیم از یک خط خاص برای عموم مردم سخن گفته است مورد مخالفت شما قرار نگرفت ? خط عالم الدبیره ! اصلا به صفحه مذکور مراجعه کردید ?

      • نمیدانم تحریف کردن تاریخ چه نفعی برای شما دارد وقتی آخر حقیقت بیان میشود ؟ اینجا جای اینکارها نیست :
        نظام طبقاتی در زمان ساسانیان مشخصه اصلی این سلسله است و البته حق تحصیل نداشتن طبقات پایین .
        https://www.adyannet.com/fa/news/3040
        https://www.adyannet.com/fa/news/15790
        برای گفته های فوق تا دلتان بخواهد سند است .
        « کسی که توانایی مالی (پایه سنگیان)دارد کودکانش را به فرهنگیان بسپارد به کدام طبقات است ? دبیرانی که به گفته بیهقی ماهی ۷۰ هزار درهم درامد داشتند چگونه ممکن است در طبقه انها شخص فقیری وجود داشته باشد »
        بنده خدا ، طبقاتی بودن نظام ایران بر احدی پوشیده نیست مگر کسی که نخواهد ببیند :
        https://www.adyannet.com/fa/news/10075
        « پیداست که در زمان پادشاهی اردشیر بابکان اموزش همگانی و فراگیر وجود داشته است »
        این سخنی است که اسناد خلاف آنرا بیان میکنند که اشاره ای کردم .
        « اندرزنامه … »
        شایست ناشایست درباره آذرباد مهرسپندان میگوید :
        آزمایش فلز گداخته که روی دل (سینه) به عمل میīید. دل باید به اندازهﺍی پاک و بیīلایش باشدکه وقتی فلز گداخته روی آن ریخته شد نهﺳوزد. آذربد مهراسپند چنان زیست که وقتی فلز گداخته به روی سینهﺍش ریختند به این میﻣاند که به روی سینهﺍش شیر دوشیده باشند.
        این فرد و کارهایش بعید نیست از خرافات زرتشتیان باشد .
        http://www.dinebehi.com/pe/index.php/2012-05-27-20-15-10/190-2012-05-31-21-01-59
        این بندهایی که میگویید شماره اش یا صحیح نیست یا وجود ندارد .
        آذرباد اسپندان در بند ۱۱۶ میگوید :
        اس پسر من تو را می گویم بهترین چیزها برای بخشش تعلیم و تربیت مردم است.
        در وندیداد نیز این بند آمده است :
        http://www.raherasti.ir/14705
        در بند وندیداد گفته میشود که اگر کسی تعلیمات دینی خواست باید به وی یاد دهند .
        مراد تعلیمات دینی است نه سواد خواندن و نوشتن ، معلوم نیست این سخنان را از کجا می آورید که سندی برای آن نیست . اسناد نشان میدهند مراد تنها یاد دادن تعلیمات دینی بوده است که البته تطهیر با ادرار گاو هم جزء آن تعلیمات است .
        سخن از زنان در دوره ساسانیان زده اید و البته نام بارتلمه هم آورده اید ، پس بنگرید :
        http://www.raherasti.ir/14976
        باستان ستایان با منابع و اسناد جور نیستند و تنها از خودشان سخن میگویند .

  10. نظام طبقاتی در ایران فقط در عصر ساسانی بوده است البته درس خواندن و با سواد شدن برای عوم آزاد بوده است .فقط تغییر طبقه یک فرد اسان نبوده و شرایط خاص خود را داشته است . شاید انهم به خاطر نفوذ روحانیون زرتشتی و مداخلات دین در حکومت بوده باشد.

  11. جناب مدیر در تایید نظر ارسطو باید بگم که دبیران ساسانی نوعی انحصار خانوادگی داشتند . در آن زمان رایانه و قفل نرم افزار وجود نداشت . دبیران محرم اسرار دیوان شاهی بودند و اکثرا زبانشان هم پهلوی نبود بلکه آرامی بود آنها در نوشتن دیوان علامات و خطی به کار می بردند که نوعی رمزینه و کد بود و این رمزینه را به کسی جز خاندان خود نمی دادند . اما این انحصار محدود به دوره ساسانی نبود . امویان مجبور بودند که همین دبیران را به خدمت بگیرند و دیوان اموی همواره در انحصار همین دبیران ایرانی بود . نهایتا در دوره حجاج دیوان به عربی ترجمه شد و دبیری شغلی عام گردید .
    داستان دیوان پارسی در فتوح البلدان بلاذری امده و اینکه دیوان ایران و عراق به دست پیری و سپس فرزندش مرادنشاه و نهایتا زادان فرخ پسر مردان شاه سپرده شده و صالح نامی از اهالی سیستان به طمع حجاج خیانت ددر دیوان پارسی کرده و آنرا به عربی برگرداند .
    لذا انحضار دیوان حتی از دست پادشاهان و خلفا هم خارج بوده و دبیران دیوان را چز به نزدیکان نمی اموختند و در حکایت صالح هم می بینیم که حجاج به زور او را به دبیری می گمارد . لاجرم فرد قدرتمند و سفاکی چون حجاج می توانسته این انحصار را از بین ببرد .

    اما شریعتی و مطهری برای نخستین بار ( کسی غیر از ایشان چنین ادعا نکرده بود ) با تحریف معنای دبیری به آموزش عام به دروغ مدعی شده اند که انوشیروان از اموزش پسر کفاش جلوگیری کرده . این در حالی است که در شاهنامه در داستان بزرگمهر حکیم می خوانیم که او کودکی از عوام بوده که از مکتب خانه به دربار می برندش
    اما نقل داستان از شاهنامه

    بدو گفت شاه ای خردمند مرد

    چرا دیو چشم تو را تیره کرد

    برو همچنان بازگردان شتر

    مبادا کزو سیم خواهیم و در

    چو بازارگان بچه گردد دبیر

    هنرمند و بادانش و یادگیر

    چو فرزند ما برنشیند بتخت

    دبیری ببایدش پیروزبخت
    سایت گنجور در پادشاهی کسری انوشیروان ، این ابیات در کشف الابیات دبیر سیاقی هم موجود است و در شاهنامه چاپ مرکز دایره المعارف
    https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/anooshirvan/sh12/

    …..

    • وقتی پاسخی از آقای فاطمی نمیگیرید بدانید باز سخنانی عجیب گفته اید :
      «اکثرا زبانشان هم پهلوی نبود بلکه آرامی بود »
      سند ؟ شاید بتوان گفت زبان پهلوی برگرفته شده از زبان آرامی است اما اینکه زبان اکثر دبیران ساسانی آرامی بوده است ، سند ؟ .
      « نوعی رمزینه و کد بود و این رمزینه را به کسی جز خاندان خود نمی دادند . اما این انحصار محدود به دوره ساسانی نبود . امویان مجبور بودند که همین دبیران را به خدمت بگیرند و دیوان اموی همواره در انحصار همین دبیران ایرانی بود . نهایتا در دوره حجاج دیوان به عربی ترجمه شد و دبیری شغلی عام گردید . »
      طبقات ایران در زمان ساسانیان چهار طبقه بودند که دبیران و ارتشتار و روحانیون زرتشتی بودند و طبقه چهارم هم عامه مردم و حال : ۱ : نوعی رمزینه و کد که هیچ کس نمیتوانست به جز دبیران آنرا بفهمد ؟ سند ؟ .
      ۲ : آیا امویان بخاطر این رمزی بودن مجبور شدند که این دبیران را به خدمت بگیرند ؟ حکایت آن کاتبی که بد می نوشت و میگفت من دو برابر پول در می آوردم، بد می نویسم تا کسی نتواند آنرا بخواند و تنها من بتوانم آنرا بخوانم و پول اضافه ای هم برای آن بگیرم .
      ۳ : « به عربی ترجمه شد و دبیری شغلی عام گردید … » این باعث عام شدن این شغل شد ؟ سند ؟ .
      « داستان بزرگمهر حکیم می خوانیم که او کودکی از عوام بوده »
      این چنین چیزی را از شاهنامه نمیتوان برداشت کرد . بزرگمهر هم از عوام نبوده است :
      خانم پروانه پورشریعتی میگوید :
      was an Iranian nobleman from the Karen family ؛ منبع :
      Pourshariati, Parvaneh (2008). Decline and Fall of the Sasanian Empire: The Sasanian-Parthian Confederacy and the Arab Conquest of Iran. London, United Kingdom: I.B. Tauris , p. 114
      بزرگمهر از خاندان کارن بوده است ، برای خاندان کارن :
      https://en.wikipedia.org/wiki/House_of_Karen
      « »
      https://www.adyannet.com/fa/news/1694
      همین جلوگیری از دبیری یعنی عین نظام طبقاتی و ظلمی که به طبقات مردم میشد ، عین این می ماند که الآن بگویند تنها آقازاده ها میتوانند نماینده مجلس و … شوند و مردم عادی حق ندارند حتی مدیر اداره دولتی هم شوند ، این عین نظام ساسانیان است ، همین دبیری نیز یعنی همین ، یک نظام کاملاً طبقاتی .

  12. ادامه …
    این ابیات هم

    همان کودکـی را به فرهنگیـان سپردی چه بـودی از آهنگیـان

    به هر برزن اندر دبستان بــدی همان جای آتش پرستان بدی

    دگر آنکه دانش نگیرند خــوار
    اگر زیر دستیــد اگر شهریــار
    زمانـی میاســای از آموختــن
    اگر جان همی خواهی افروختن

    در بخش پادشاهی اردشیر آمده
    https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/ardeshir/sh11/
    فردوسی در بزم ششم انوشیروان و بزرگمهر می‌فرماید:

    «دبیری»ست از پیشه‌ها ارجمند کزو مردِ افکنده، گردد بلند
    چو با آلت و رای باشد «دبیر» نشیند بر پادشا ناگزیر
    بلاغت چو با خط فراز آیدش به اندیشه معنی بیفزایدش
    ز لفظ آن گزیند که کوتاه‌تر به خط آن نماید که دلخواه‌تر
    خردمند باید که باشد دبیر همان بردبار و سخن یادگیر

    به این عبارت‌ها از چهار مقاله‌ی نظامی عروضی زیر نام «در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه بدین تعلق دارد»… ژرف بنگرید:
    «دبیری، صناعتی است مشتمل بر قیاسات خطابی و بلاغی، منتفع در مخاطباتی که در میان مردم است بر سبیل محاورت و مخاصمت، در مدح و ذم و حیله و استعطاف و اغراء و بزرگ‌ گردانیدان اعمال و خرد گردانیدن اشغال و ساختن وجوه عذر و عتاب و احکام وثائق…
    یا
    چو از پیش خسرو برون شد هجیر سپهبد همی «رای زد» با «دبیر»۲۹
    یکی نامه فرمود پس، تا «دبیر» نویسد سوی پهلوان ناگزیر۳۰
    «دبیر» خردمند را پیش خواند سخن‌های بایسته با او براند۳۱
    «دبیر» آمد و نامه برخواند زود به گودرز گفت آنچه در نامه بود۳۲
    همان‌‌گه بفرمود تا شد «دبیر» قلم خواست هندی و چینی حریر۳۳
    «دبیر» جهان‌دیده را پیش خواند هر آنچه به دل بود با او براند۳۴
    «دبیر» جهان‌دیده را «خوش‌نواز» بفرمود تا شد بر او فراز۳۵
    سر موبدان و ردان، اردشیر چو شاپور و چون «یزدگرد دبیر»۳۶
    چنین گفت پس «یزدگرد دبیر» که ای شاه دانا و دانش‌پذیر
    ابرشاه زشتی‌ست خون ریختن به اندک سخن، دل برانگیختن۳۷
    به یک دست موبد که بودش وزیر به دست دگر «یزدگرد دبیر»۳۸
    بفرمود تا پیش او شد «دبیر» ابا موبد موبدان، اردشیر۳۹

    یش از پنجاه بار نام «دبیر» در شاهنامه آمده است که این «دبیر»: رازدار، هم‌دم، محرم و رایزن پادشاه است و می‌بینیم که هم‌پای «گودرز» و «موبد موبدان» می‌نشیند و از نگاهی دیگر، همه‌ی کارهای «سری» کشور زیر نگاه «دبیر» انجام می‌گرفت.

    • « همه‌ی کارهای «سری» کشور زیر نگاه «دبیر» انجام می‌گرفت. »
      در شاهنامه و اسناد تاریخی این چنین چیزی وجود ندارد ، همچنین :
      « که این «دبیر»: رازدار، هم‌دم، محرم و رایزن پادشاه است »
      بنده خدا تمام اینها اصلش تنها برای یک دبیر بوده است یعنی یزدگرد دبیر و این چه ربطی به تمام دبیران داشت ؟ فردوسی در کجا طبقه دبیران را هم رده طبقه موبدان خوانده است ؟ کدام پژوهشگر در کجا طبقه دبیران را هم رده طبقه موبدان و یا ارتشتاران خوانده است ؟ در کجا ؟ سخنان شاهنامه ناظر به یک دبیر است نه طبقه دبیران .
      همچنین فردوسی میگوید :

      سه موبد نگه کرد فرهنگ جوی
      که در شورستان بودشان آب‌روی
      یکی تا دبیری بیاموزدش
      دل از تیرگیها بیفروزدش
      دگر آنک دانستن باز و یوز
      بیاموزدش کان بود دلفروز
      ودیگر که چوگان و تیر و کمان
      همان گردش رزم با بدگمان
      چپ و راست پیچان عنان داشتن
      به آوردگه باره برگاشتن
      چنین موبدان پیش منذر شدند
      ز هر دانشی داستانها زدند

      برای تأکید بیشتر :
      یکی تا دبیری بیاموزدش … به چه کسی ؟ به یک موبد ، آموزش دبیری انحصاری نبوده است ، قویترین طبقه هم موبدان بوده اند که دبیران در مقابل آنان بشدت کوچک اند [ اگر کلی حساب کنیم نه اینکه یزدگرد دبیر را گرفته و بقیه را رها کنیم ] ، گفته هایی از پروفسور کریستین سن است که این ادعای مرا کاملاً اثبات میکند ، شاید در آینده إلا بما شاءالله در پستی در وبلاگ منتشرشان کردم . کسانی که کانال نگاهی نو را دنبال کرده اند که در کامنتی معرفی اش کردم عکس نوشته هایی مربوط به این سخنم در آن با ذکر منبع از پروفسور پخش شده است .

  13. جمشید کرشاسب چوکسی دانشمند زرتشتی: بی سوادی فرهنگ عمومی جامعه زرتشتی بود. تعداد زرتشتیان باسواد خیلی خیلی کمتر از مسلمانان: https://www.adyannet.com/fa/news/25589

    • البته لینک مطلب از سایت ادیان هم حکایتی است . در همین مطلبی که شما لینک کردید نویسنده سایت ادیان به عمد کلمه زرتشتیان باسواد در نوشته چوکسی را به کلمه زرتشتیان بی سواد تحریف کرده .در کنار تحریف سایت ادیان شما دو جمله از چوکسی نقل کرده اید که در هر دو جمله نقلتان کذب و دروغ است یعنی در هیچ کجا چوکسی نگفته بی سوادی فرهنگ عمومی جامعه زرتشتی بود. تعداد زرتشتیان باسواد خیلی خیلی کمتر از مسلمانان بود .
      با دروغ گویی و بهتان به جایی نمی رسید . لا اقل عین مطلب کتاب چوکسی را نقل میکردید . چوکسی گفته تعداد مسلمانان با سواد از زرتشتیان باسواد بیشتر بوده و این امری مسلم است . مشخصا در همانجا گفته معلوم نیست چند درصد از مسلمانان با سواد بوده اند و جالب است که گفته درصد مسلمانان باسواد کم بوده . مشخصا وقتی جمعیت مسلمان بیشتر است باسوادش هم بیشتر است .
      تحریف نکنید کار درستی نیست .

      • ۱ : تحریف یا اشتباه ؟ اصولاً زرتشتیان باسواد خدشه ای به این وارد نمیکند که ایراد از آیین زرتشت است .
        ۲ : ببینیم تحریف گر کیست :
        « این امری مسلم است . »
        بله ، ضعف آیین زرتشت مسلم و اهمیت ندادن این آیین به علم و دانش بدیهی است .
        « چند درصد از مسلمانان با سواد بوده اند »
        اما گفته است که هرچه بودند تعدادشان از زرتشتیان باسواد بیشتر بوده است .
        « گفته درصد مسلمانان باسواد کم بوده »
        اینها که یعنی کم بوده اند تعدادشان از زرتشتیان باسواد بیشتر بوده است ، پس ببین دیگر زرتشتیان با سواد چقدر کم بوده اند !!! واعجبا از کسانی که جواب خود را خود میدهند .
        « مشخصا وقتی جمعیت مسلمان بیشتر است باسوادش هم بیشتر است . »
        ۱ : چوکسی سخن از نخستین سده های اسلامی میزند و در پاراگراف بالاهم سخن از قرن چهارم و پنجم میلادی و حال :
        سند برای اینکه اکثر ایرانیان در آن زمان مسلمان بوده اند ؟ .
        چرا زرتشتیان اکثرا با سواد نبوده اند ؟ .
        ۲ : چوکسی میگوید :
        در پایان سده هفتم م / اواخر سده نخست هـ . ق فقط بخش بسیار کوچکی از ایرانیان مسلمان شده بودند.
        بنابر آمار، در سال ۷۵۰ م / ۱۳۲ هـ . ق که عباسیان به قدرت رسیدند، در حدود ۸ درصد از شهرنشینان ایران مسلمان بودند. در اواسط سده نهم میلادی / اواسط سده سوم هـ . ق (صد سال بعد) این شمار تا ۵۰ درصد افزایش یافته بود … و در پایان هزاره نخست میلادی / اواخر سده چهارم هـ . ق استیلای خود را بر شهرها کامل کرد.
        ستیز و سازش ، صفحات ۹۵ و ۱۰۷ .
        در نتیجه می بینیم که طبق گفته چوکسی تا اواسط سده سوم هجری قمری خبری از جمعیت زیادتر مسلمانان نیست و همینطور اگر بنا را بر اواخر سده چهارم بگذاریم [ که صحیح نیست ] بازهم این پرسش می ماند که اگر زرتشتیان باسواد از مسلمانان باسواد بیشتر بودند [ حداقل در سده های سوم و دوم و اول ] چرا سندیتی ندارد و چوکسی هم بدان اشاره نمیکند ؟ .

  14. نوشته های بدون ماخذ و مرجع ارزش تاریخی ندارند .
    بعضی از محتویات کتابهای عبدالحسین زرین کوب هم همانند علی شریعتی
    از هیچ منشا تاریخی استناد نشده اند و ناشی از تعصبات و علایق دینی خودشان هست
    این چنین متنهایی فقط در حد یک انشای دبستانی ست .

    معلوم نیست این مسلمینی که در کتاب کارنامه اسلام چاپ بعد از انقلاب ،
    در همه موارد علمی پیشرفت داشته اند چه کسانی و از کدام سرزمین اسلامی بوده اند ؟

    مُشت نمونه خروار هست .
    پس چرا مسلمین در عصر حاضر از بنگلادش گرفته تا ناف افریقا ، جز کشورهای جهان سومی
    و عقب مانده هستند ؟
    پیشرفت علمی جهان مدیون تحول سیصد ساله عصر رنسانس در اروپا در سده ۱۴ میلادیست .
    بعید میدانم که جناب زرین کوبها ، عصر رنسانس را در لابلای مطالعاتشان دیده باشند
    وگرنه لا اقل بجای مغلطه در میراث علمی عظیم مسلمین اشاره ایی هم به عصر رنسانس میکردند.

    • سلام
      نکته بسیار جالب تر این است که نمیتوان پیشرفت های که در دوران اسلامی اتفاق افتاد را پیشرفت مسلمانان دانست زیرا به غیر از ایران (بغداد) و اسپانیا(اندلس) مراکز علمی قابل توجهی در سایر کشور های فتح شده بوجود نیامد .
      بیشتر دانشمندان دوران اسلامی اصالتا ایرانی بودند و در کشورهایی مانند عربستان ، یمن ، افریقای شمالی و خاور دور نه مراکز علمی بوجود امد و نه دانشمندان قابل توجهی از میان انها برخاست ، چگونه میتوان پیشرفت هایی که در بغداد اتفاق افتاد و ایرانیان مسبب ان بودند(و بعضا زرتشتی یا زرتشتی زاده بودند) را به گروه اعتقادی وسیع تری که مسلمانان باشند نسبت داد ?

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی