همه ی مطالب به ترتیب
خانه / شخصیت ها / موبدان / اردشیر خورشیدیان / نقد چهارمین دلیل برای اعتبار گات ها
نقد چهارمین دلیل برای اعتبار گات ها

نقد چهارمین دلیل برای اعتبار گات ها

به قلم مدیر سایت
موبد دکتر اردشیر خورشیدیان ـ رئیس انجمن موبدان تهران ـ یازده دلیل برای اعتبار گات ها ذکر کرده است. خلاصه ی دلیل چهارم این است که:
«زیر و بم خط گات ها، مانند نت موسیقی است که هرچه گفته می شود عین آن نوشته می شود. موبدی که امروز گات ها را می خواند مانند تلفظ پیامبر است. پس کمتر کسی می توانسته تلفظ و مضمون آن را دستکاری کند.»
ندانستیم چگونه است که نتوان نت موسیقی را کم و زیاد کرد؟! اگر کتابی را به گونه ای تلفظ کنیم که نویسنده اش تلفظ می کرده، چرا نتوان آن را تحریف کرد؟! جناب خورشیدیان اعتراف کرده که کمتر کسی می توانسته آن را دستکاری کند. از کجا همان افراد کم این کار را نکرده باشند؟!

عبارت دکتر خورشیدیان:
«بنا به دلایل زیر، کتاب آسمانی ما زرتشتیان، "گاتاها"، تمام و کمال به جا مانده و ذره ای از آن از بین نرفته و تحریف نشده است: …
دلیل ۴ ـ گاتاها با خطی نوشته شده که خط دین دبیره نامیده می شود، خطی که هنوز هم می توان ادعا کرد که کامل ترین خط جهان است، این خط چهل و چهار حرف دارد و زیر و بم آن مانند نت موسیقی ضرب دارد، به گونه ای که دیکته ندارد و هرچه می گویید، می توانید با این خط به طور کامل و دقیق بنویسید، این خط به گونه ای گاتاها را تنظیم کرده که موبدی که امروز آیات گاتاها را تلاوت می کند، همان تلفظی را دارد که پیامبر داشت و این یکی از بهترین شگردی بوده که پدران دوراندیش ما به کار برده اند، خطی که مانند نت موسیقی ست و هرکس در هر کجای دنیا بر حسب آن نت، آن موسیقی را بنوازد، همان آوایی از ساز بیرون می آید که منظور سازنده آن آهنگ بوده است.
و بنابراین کمتر کسی حتی اگر دلش می خواسته می توانسته تلفظ آن را عوض کند، چه برسد به اینکه بخواهد مضمون آن را دستکاری نماید.» (پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، ص ۷۲ ـ ۷۳)

شناسنامه کتاب: پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، فروهر، چاپ دوم، ۱۳۸۷.

پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ـ شناسنامه

پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ص 72پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ص 73

۸ نظر

  1. قصدم توهین نیست .
    وقتی گاتهارا میخوانیم بیشتر شبیه رمان ویا نوشته های رمانتیک نویسنده های غربی است.
    اولش که خوندم تعجب کردم.
    ولی وقتی دربارش تحقیق کردم و سخنان ژان کلنز را خوندم فهمیدم که موبدان بیشتر از نوشته های انگلیسی ترجمه میکنند نه از اوستایی.

    • من توصیه می کنم، گات های استاد علی اکبر جعفری رو بخونید.

    • این حرف شما علمی نیست.کجاش رمان است؟آیا ما ماشود بگوییم تورات و قران و ….و داستان یونس و یوسف و…نوح که بیشتر به رمان شبیه است.شما صلاحیت و دانش این ادعای سخیف و یاوه را ندارید.

    • محض آگلهیت عبدلله جان نع داود پور ابراهیم نه علی اکبر جعفری و نه خسرو خزایی و نه وحیدی و نه رضی و شوشتری و جلیل خان دوستخواه هیچکدامشان موبد که هیچ زرتشتی که هیچ که جملگی مسلمان زاده بودند.شما دانش پایینی دارید.اصولا این موضوع سی شما دشخوار مینماید .توصیه اکید داریم که به کتاب های راحت فهم بپردازید مانند قصه های خوب برای بچه های خوب-قصه ما همین بود- و کتاب امیر حمزه صاحبقران و مهتر نسیم عیار

  2. ببینید پایه های آیین زرتشتی خلاصه و مختصر این هایند:۱-تنها یک خدا وجود دارد، خداوند خرد، اهورا مزدا، آفریدگار و پروردگار پیوسته، پشتیبان و پیش برندهٔ کیهان (سرود۸ و ۹)
    ۲-همهٔ باورهای خرافی به خدایان و الهه‌ها و موجودات تخیلی مشابه دروغین و اجرای مراسم برای خشنود ساختن آنها بایستی کنار گذاشته شود و همهٔ تصورات و اعمال غیرمنطقی باید رها شوند. (سرود ۵)
    ۳-آئین وجدان نیک، دین، نام گاتایی مزدیسنا، جهانی و همگانی است. (سرود ۹٫۱۰ و ۱۷٫۱)
    ۴-روشن‌اندیشی خدایی (سروش) توانایی‌های خداوندی را آشکار می‌کند که منجر به درکِ اصول بنیان کیهان و نظم گیتی می‌شود.
    ۵-جهان به نیکی آفریده شده‌است و رو به تکامل پیشروی می‌کند چنان‌که آفریدگار آن اورمزد می‌خواهد. (سرود ۸و۹)
    ۶-به بشر آزادی اندیشه، گفتار و کردار بخشیده شده و ذهنی روشن برای تشخیص میان آنچه نیک و بد برای جامعه انسانی دارد. (۳٫۲و۴٫۹و۱۱و۱۲)
    ۷-انسان دو روان سپنتا مَینیو یا روانِ پیش برنده و اَنگره مَینیو یا روانِ پس برنده دارد. روانِ پیش برنده به ترقیِ شخص و دنیای پیرامونش کمک می‌کند.
    حال سخن یک موبد معاصر چه اهمیتی دارد که میخواهید نقضش کنید؟شما بنیان ها و کلیات را بگیرید چکار به جزییات دارید.

  3. با سلام ؛ رد دلیل چهارم :
    ۱ : بزرگنمایی در ارزش خط اوستایی :
    http://zartoshtquest.blogfa.com/post/43

    ۲ : بیایید ببینیم گاتها را چگونه نوشتند :
    اصل حرف زرتشتیان در این باره این است که گاتها اگر چه در حافظه زرتشتیان بوده اما چون زبانش منسوخ شده بود [ از زمان اشکانیان و احتمالاً از زمان هخامنشیان نیز ] بنابراین کسی معنی این اشعار را متوجه نمیشده که بخواهد آنرا تحریف کند و موبدین نیز که اشعار را حفظ بودند آنرا سینه به سینه نقل میکردند بدون آنکه معنا و مفهومشان را بدانند ، بنابراین نمیتوانستند تغییری در آن ایجاد کنند . این از دلایل پوچ زرتشتیان برای تحریف نشدن گاتهاست [ جدای از اینکه ، مضحک و مسخره است پیروان دینی متنی را چندین سال در ذهن خود داشته باشند بی آنکه معنایش را بدانند و تازه این متن را مقدس هم بدانند و در نیایشهایشان استفاده بکنند !! این اوج پوچی آیین زرتشت را میرساند ] . و اما رد کردن این ادعای پوچ :

    ادامه در کامنت بعد …

  4. ما به شما یک سری اشعار مثلاً به زبان چینی [ زبان گاتها ] یاد میدهیم و از شما میخواهیم آنرا حفظ کنید و البته شماهم اینکار را میکنید ، سپس طی مدت هزار سال شما این متن را سینه به سینه به فرزندانتان میگویید و حال که ده قرن گذشته است ، یکی از نوادگان شما میخواهد این اشعار را بر روی کاغذ بیاورد ، بهمین خاظر یک خطی را برای پیاده کردن این متن نامفهوم اختراع میکند [ چون چیزی از این متن نمی فهمد و تنها یکسری اصوات در ذهنش دارد ] و سپس این متن نامفهوم را که خودش هم متوجه نمیشود ، فقط بر اساس صداهایی که از خود در می آورده و از پدرش آموخته ، روی کاغذ پیاده میکند . حال ، مثلاً اول شعر عبارت 水 ( شِی ، که در زبان چینی یعنی آب ) بوده است و بر فرض اینکه در طول هزار سال تلفظ آن تغییر پیدا نکرده باشد و چه این فرد و چه جد هزار سال پیشش که شما باشید ، همین شِی را تلفظ کنید [ که بعید است ، این واضح است که در طول هزار سال میتوانسته این صدای شِی که در ذهن این افراد نسل به نسل میگذشته است ، ولو به لفظی با تفاوت بسیار کم در ذهن افراد تغییر پیدا کند ] ، اما حال میخواهید خطی اختراع کنید تا با آن بتوانید تمام اشعاری که در ذهنتان است را روی کاغذ پیاده کنید ، حال شما چکار میکنید ؟ بله ، بر روی کاغذ می نویسید شِی ، اما این شِی چیست ؟ زبان چینی وجود ندارد [ زبان گاتها منسوخ شده است ] چون منسوخ شده است و حال، مثلاً پژوهشگران ناچارند بیایند و با استفاده از زبان ژاپنی [ زبان متون هندوان ] که زبان و متونش سالم تر مانده ، به معنا و مفهوم این شِی پی ببرند ؛

    ادامه در کامنت بعد …

  5. اما از کجا معلوم این شِی از کلماتی بوده که مشابه نمونه ژاپنی اش بوده ؟ آب در ژاپنی 水 ( میزِ ) است ، با اینکه شکل نوشتن آب در زبانهای ژاپنی و چینی کاملاً عین هم است [ بیش از دو سوم کاراکترهای زبان ژاپنی با زبان چینی عین هم اند ، شباهتهای این دو زبان چیزی شبیه به شباهتهای زبان گاتها با زبان ریگ ودا است ] اما تلفظشان فرق دارد [ لغات زیادی هستند که شکل و معنی شان در زبان چینی و ژاپنی عین هم است اما تلفظشان فرق دارد ] و این گاتهای الآن را نه در زمان خود و به خطی که شاید در آن زمان رایج بوده [ چنانچه حتی در زمان هخامنشان هم نسخه مکتوبی از اوستا وجود نداشته است ] ، بلکه در زمان بعد از فتح ایران و به خطی که زرتشتیان در زمان ساسانی اختراع کردند نوشته شده است [ نسخه خطی از گاتها موجود نیست که قدمت آن به زمان ساسانیان برسد ] که آن خط اختراعی هم تنها برای پیاده سازی اصوات از ذهن بوده است ، همین ، بنابراین ما نه با 水 ، بلکه با لفظ شِی طرف هستیم [ این نیز بعید است در موقع پیاده سازی اصوات بر روی کاغذ ، کاملاً بتوانند همان صوت اولیه را که در ذهنشان است پیاده کنند و یقیناً در اینجا نیز اشتباهی رخ خواهد داد ( بعلاوه تحریفی که بواسطه سینه به سینه نقل شدن اتفاق افتاده است ) ] ، معنی شِی مشخص نیست [ چرا که زبانش چندین قرن است منسوخ شده و اثری از آن نمانده است و حال نیز این لفظ شِی دارد به خطی اختراعی نوشته میشود که هیچ گونه ارتباطی با زبان هزار سال پیش نداشته و تنها برای پیاده سازی اصوات بر روی کاغذ آنرا اختراع کردند ] و بوضوح می بینیم که این کلمه الی الأبد به آب که یعنی لغت واقعی اش بوده ترجمه نخواهد شد بلکه به لغتی ترجمه میشود که تلفظش در زبان ژاپنی معادل شِی باشد [ قطعاً لغاتی با معانی مشابه در زبان چینی و ژاپنی خواهند بود که تلفظشان در زبان چینی با تلفظشان در زبان ژاپنی یکسان باشد ، اما مگر تعدادشان چقدر است ؟ واضح است که اکثر لغات اینگونه نیستند ] پس این کلمه شِی به چه چیزی ترجمه میشود ؟ میدانید پاسخش چیست ؟ نگاهی به ترجمه های گاتها انداخته و اختلاف فاحش آنها را با هم ببینید ، پاسخ این سؤال اختلاف فاحش بین ترجمه های گاتها است و دکتر ژان کلنز بخوبی این مشکل را توضیح میدهد و میگوید : « در واقع، اتفاق آرا بر سر معنای ظاهری گاهان چیزی نیست جز یک توافق قراردادی _ آخر الدواء الکی. » ؛ ژان کلنزی که کل گاتها را ترجمه کرده است اینرا میگوید ، کسی که بالای چهل سال در اوستا و آیین زرتشت پژوهش کرده و سابقه تدریس در یکی از برترین مؤسسات علمی دنیا یعنی کلژ دو فرانس را دارد اینرا میگوید و البته حرف ما را نیز کاملاً تأیید میکند . اما اینکه بگویید پس دکتر ژان کلنز چطور گاتها را ترجمه کرده است پاسخ این است که اولاً برخی لغات را همان تلفظشان را در ترجمه گاتها می آورند چون نمیدانند معنی دقیق و یا حدودی شان چیست و دوم اینکه برخی دیگر را هم معادل با لغات دیگر گرفته یا بر اساس رأی خود تفسیر [ و نه ترجمه ] میکنند ، البته در ترجمه های خود زرتشتیان و بعضی از پژوهشگران می بینیم که بسیاری از لغات را کاملاً از اصل خود دور کرده و به معنای دیگری گرفتند . اگر هم بخواهند با استفاده از زبانی که مثلاً در چین الآن جریان دارد ، شِی را ترجمه کنند ، میدانید ، اگر ذره ای فایده داشت ، پس زرتشتیان ساسانی هم باید ذره ای گاتها را می فهمیدند و اگر می فهمیدند که پس میتوانستند تحریف کنند و اگر نمی فهمیدند پس ترجمه با استناد به زبان آنان هم هیچ فایده ای ندارد [ چنانکه می بینیم ترجمه اوستای جیمس دارمستتر بعنوان ترجمه ای که از این روش بیشتر استفاده کرده است الآنه دیگر فایده چندانی ندارد ، چون اینکار واژه را از اصلش دور می سازد [ به جز متونی چون وندیداد چون جدید ترند ] ، بعبارتی ، برای همین است که دکتر ژان کلنز میگوید برای جزوات قدیمی اوستا باید از متون هندوان کمک گرفت ، چرا که زبان هم خانواده ی زبان گاتها ، برای ترجمه بسیار بهتر و بیشتر کمک میکند تا زبانی که ریشه اش به گاتها بر میگردد اما در هزار سال پیش و این یعنی کلاً این زبان چیز دیگری شده است ] ؛ پس چه کسی میتواند بفهمد این شِی واقعاً چه بوده است ؟ معلوم است : هیچ کس ؛ برای همین است که اختلاف فاحشی را بین ترجمه های گاتها می بینیم و لغاتی در گاتها هستند که شاید هیچ وقت کسی معنای آنها را نفهمد .
    این بود رد یکی از دلایل زرتشتیان برای تحریف نشدن گاتها .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی