+
خانه / شخصیت ها / شاعران / قرن پنجم / فردوسی / فردوسی یک حکیم اسلامی نه حکیم زرتشتی
فردوسی یک حکیم اسلامی نه حکیم زرتشتی

فردوسی یک حکیم اسلامی نه حکیم زرتشتی

گوشه ای از بیانات رهبری در دیدار با عده ای از کارکنان صدا وسیما در سال ۱۳۷۰:
«حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الآن چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى گویند. حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهىِ اسلامى.
شما خیال نکنید که در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود دارد. فردوسى آن وقتى که از اسفندیار تعریف مى کند، روى دین دارى او تکیه مى کند. مى دانید که اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبىِ مبلّغ دین بوده که سعى کرده پاک دینى را در همه جاى ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب اللهى هاى امروز خودمان است؛ آدم خیلى شجاع و نترس و دینى بوده است؛ حاضر بوده است براى حفظ اصولى که به آن معتقد بوده و رعایت مى کرده، خطر بکند و از مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ایهفت خان بگذرد و حتّى با رستم دست و پنجه نرم کند. وقتى شما شاهنامه را مطالعه مى کنید، مى بینید که فردوسى روى این جنبه ى دین دارى و طهارت اخلاقى اسفندیار تکیه مى کند. بااینکه فردوسى اصلًا بنا ندارد از هیچ یک از آن پادشاهان بدگویى کند، اما شما ببینید گشتاسب در شاهنامه چه چهره اى دارد، اسفندیار چه چهره اى دارد؛ این ها پدر و پسر هستند. فردوسى بر اساس معیارهاى اسلامى، به فضیلتها توجه دارد؛ در حالى که برطبق معیارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. "به نیروى یزدان و فرمان شاه" یعنى چه؟ یعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنى حق با گشتاسب است؛ اما اگر شما به شاهنامه نگاه کنید، مى بینید که در نزاع بین اسفندیار و گشتاسب، حق با اسفندیار است؛ یعنى اسفندیار یک حکیم الهى است.
فردوسى از اول با نام خدا شروع مى کند "به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه بر نگذرد" تا آخر هم همین طور است؛ فردوسى را با این چشم نگاه کنید. فردوسى، خداى سخن است؛ او زبان مستحکم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسى امروز است؛ او دل باخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید.
البته بعضیها زردشتى مسلکند، بعضیها هم زردشتى مسلک نیستند. آن هایى که زردشتى مسلکند، خوششان مى آمد که به زردشتیگرى تظاهر کنند و چیزى در باره ى فردوسى بگویند؛ اما حقیقت قضیه که این نیست. این شاهنامه ى فردوسى در مقابلمان است. شما خیال مى کنید که اگر در شاهنامه ى فردوسى چیزى برخلاف مفاهیم اسلامى وجود داشت، این قدر در جوامع اسلامى جا مى افتاد؟ شما مى دانید که در این نسلهاى گذشته، مردم ما چقدر دینى بوده اند. در کدام خانه و کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمى شد؟ همه جا مى خواندند و منافاتى هم با مفاهیم اسلامى نمى دیدند.»

منبع:
نرم افزار «حدیث ولایت» (متن کامل بیانات، سخنرانى ها، خطبه ها، مصاحبه ها و دیدارهاى مقام معظم رهبرى از شهریور ۱۳۶۶ تا آذر ۱۳۹۰)

۴۳ نظر

  1. به نام خداوند جان و خرد

    مدیر محترم اگر این نظر طولانیه، چاره ای نبود، لطفا به صورت پاسخی به این مطلب در سایت قرار بدید.
    من در مورد گفته های ایشون نکاتی رو یاد آور میشم و قبلش هم متذکر می شوم که همانطور که خودش ایشون گفته
    “فردوسى بر اساس معیارهاى اسلامى، به فضیلتها توجه دارد؛ در حالى که برطبق معیارهاى سلطنتى و پادشاهى، در نزاع بین گشتاسب و اسفندیار، حق با شاه است. “به نیروى یزدان و فرمان شاه” یعنى چه؟ یعنى هرچه شاه گفت، همان درست است؛ یعنى حق با گشتاسب است؛ ”
    بنابراین ما در این قضایا به جای اینکه به نظر شاه(نماد حاکم و حکومت) توجه کنیم، بایستی بر اساس اسلام به حقیقت و فضایل توجه کنیم، بر همین اساس و ازآنجا که ایشون حاکم هستند، اما اسلام به دنبال تایید حاکم نیست بلکه به دنبال تایید حق است، بنابراین نظر ایشون رو به دلایل زیر کاملا نادرست می دانم:
    ۱. از نظر تخصصی ایشون صلاحیت نظر دادن در این مورد رو ندارند: چون نه مدرک دکترای ادبیات دارند، نه دکترای تاریخ، نه دکترای دین شناسی و الاهیات مرتبط با دین زرتشت، نه دکترای جامعه شناسی دین، نه دکترای فلسفه دین، نه فردوسی شناس هستند، نه زرتشت شناس، نه شاهنامه شناس و….
    ۲. از نظر منطقی و استدلالی دلایل ایشون برای اینکه “در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود ندارد.” کاملا مغشوش و نامرتبط هستند. اولا ایشون تعریف روشنی از حکمت زرتشتی و اسلامی مورد نظر ارائه ندادند که لازمه ارایه یک نظریه علمی است. ثانیا آنچه تصور میکنند حکمت زرتشتی و اسلامی است مورد تایید هیچ متخصص دین شناسی و الاهیات و تاریخ دین قرار نگرفته است.
    من تنها به برخی از ادعاهای ایشون که به راحتی قابل رد شدن هستند می پردازم:
    ادعای اول: حقیقت قضیه این است که فردوسى یک حکیم است؛
    دلیل ادعا از دید وی: تعارف که نکردیم به فردوسى، حکیم گفتیم. الآن چند صد سال است که دارند به فردوسى، حکیم مى گویند.
    دلیل ارایه شده کاملا غیر منطقی است؛ چون در طی چند صد سال به فردوسی، حکیم گفته اند و ما هم با کسی تعارف نداریم! ایشان حکیم می شوند؟ هر فرد آگاه به حکمت(ویزدم) می داند بر اساس معیارهای گوناگوی میتوان فردی را حکیم دانست از دید ایرانی، اسلامی، یونانی، چینی و …. که هرگاه بخواهیم کسی را حکیم بنامیم، بایستی وی را از دید یکی از حکمت های مورد نظر بسنجیم و ادعا را ثابت کنیم.

    ادعای دوم: حکمت فردوسى چیست؟ حکمت الهىِ اسلامى.
    پاسخ: جدا ازینکه ایشان صلاحیت علمی لازم برای تایید چنین ادعایی را ندارند. هیچ پشتوانه علمی و تاییدی از جانب فلاسفه و حکما و دین شناسان و تاریخ دانان ندارد.
    حکمت در زبان ایرانیان، خرد است و هنگامی که بحث حکمت می شود یکی از تعریف های بنیادین این است که حکمت توانایی اندیشیدن و عمل با استفاده از دانش، تجربه، درک، حس مشترک، و بینش است.
    wisdom.” Collins English Dictionary – Complete & Unabridged 10th Edition. HarperCollins Publishers. 28 Feb. 2014.

    در زبان ایرانیان، حکمت، خردمندی و حکیم، خردمند است که فراتر از هوش صرف در معنای آن به کارمیرود و آمیخته به کنش و واکنش عقلانه با در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و شامل آینده نگری و دور اندیشی است. کنش خردمندانه، کنشی است که پشیمانی به سراغش نیاید.

    اما خود فردوسی نیز بارها در شاهنامه به خرد و بخردی اشاره کرده است، چنانکه در باب حکمت(خرد) در آغاز کتاب به صراحتا می گوید:

    کنون ای خردمند وصف خرد* بدین جایگه گفتن اندرخورد
    کنون تا چه داری بیار از خرد* که گوش نیوشنده زو برخورد
    خرد بهتر از هر چه ایزد بداد* ستایش خرد را به از راه داد
    خرد رهنمای و خرد دلگشای* خرد دست گیرد به هر دو سرای

    فقط به ۴ بیت بالا و دیدگاه فردوسی دقت کنید:
    الف – خرد بهتر از هر چه ایزد بداد: خرد برترین آفریده خدا برای ماست، به عبارت دیگر از هر چیز دیگر حتی دین بالاتر است. خردگرایی برتر و شایسته تر از دین گرایی و سایر گرایش هاست.
    ب – خرد رهنمای و خرد دلگشای : راهنمای ما خرد است نه چیز دیگر از جمله دین. برای زندگی بیش از هر چیز از جمله دین، باید به راهنمایی خرد پیش رفت.
    ج – خرد دست گیرد به هر دو سرای: خرد است که آدمی را نجات می دهد و نه رعایت دین از جمله شرعیات و …
    اما سوال : جایگاه سایر پدیده ها از جمله دین در دیدگاه فردوسی چیست؟ دیدگاه وی کاملا روشن است و کسانی که شاهنامه پژوهی کرده باشند، می دانند که همه چیز دیگر از دیدگاه وی ثانوی و ذیل خرد و تابع خردند. دین عنصری نیک است به شرط آنکه تابع خرد باشد، اصولا نمی توان دیندار بود مگر اینکه دین با خرد معنا شود.

    سوال : آیا حکت مورد نظر فردوسی، اسلامی است؟ با توجه به تفاسیری که روحانیون از اسلام و قرآن ارایه می دهند، مسلما غیر اسلامی است اما اگر به برداشت های فلاسفه و حکمای مسلمان مانند سهروردی و پورسینا مراجعه کنید این دیدگاه، دیدگاهی الاهی اما مخالف برداشت عمومی و رایج روحانیون و مسلمین است و در این دیدگاه این خرد است که معیار است، نه سنت و کتاب.
    سوال: با مقایسه دیدگاه فردوسی با دیدگاه روحانیون اسلام، فردوسی حکیمی اسلامی نیست، اما از دیدگاه فلاسفه ای مانند سهروردی وی حکیم الاهی خسروانی است، اگر فردوسی حکیمی الاهی است، وی حکیمی غیر زرتشتی است؟
    پاسخ : نکته اول آنکه حکمت زرتشتی نامی دیگر برای حکمت ایرانیان باستان است که تمامی آن ها ذیل حکمت خسروانی طبقه بندی می شوند و به نظر سهروردی “این تصوفی را که بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، منصور حلاج و ابوالعباس قصاب آملی، پیام‌آور آن بودند، میراث کهن یا یادمان کهن، حکمای خسروانی بوده‌است”. این «خمیرهٔ خسروانی»، به گفتهٔ شهاب‌الدین سهروردی، از راه پیشوایان یاد شده به وی منتقل شده‌است. شهاب‌الدین سهروردی، زنجیره را تا «سرچشمه»، فراکشیده و دو تن از پیروان زرتشت، یعنی جاماسب و فرشادشور (فرشوشتر) را زیر همین عنوان، قرار داده‌است.
    نکته دوم آنکه تنها از طریق مقایسه حکمت مورد نظر فردوسی به حکت و فلسفه ایرانی باستان می توان به این موضوع پی برد. حکمت خسروانی فلسفه و عرفان ایران باستان است که به علمای آن حکمای خسروانی یا خسروانیون گفته می‌شود. نامداران اندیشه ایران باستان و میراث داران آنها در دوره اسلامی به این فلسفه شهرت داشتند. حکمت خسروانی بعدها در فلسفه اشراق به دست سهروردی در پیوند با فلسفه اسلامی معرفی و نمایان شد. از تاثیر گرفتگان حکمت خسروانی می‌توان به جاماسب، فرشوشتر، فلوطین، بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی، منصور حلاج و شهاب‌الدین سهروردی اشاره کرد.
    خسروانیون به گفتهٔ فیلسوف ایرانی «شهاب‌الدین یحیی سهروردی»، عارفانی بودند که حقایق را پس از ادراک از راه کشف و شهود، به زبان راز و در پوشش «نور و ظلمت»، بیان کرده‌اند. شهاب‌الدین سهروردی، معرفت یا آگاهی این حکیمان را با عنوان‌های حکمت اشراق یا خمیرهٔ خسروانی و خود آنان را، «حکیم متأله»، بازمی‌شناساند. یعنی فلاسفه‌ای که با میزان عقل و شهود قلبی (عشق) به حقیقت می‌رسند. (کتاب «المشارع و المکارمات»، نوشته شهاب‌الدین سهروردی.)
    نکته سوم: حکمت خسروانی بنیان‌هایی دارد. اول این بنیان‌ها این است که خداوند یگانه‌است که فزاینده‌است و ایستا نیست و رهرو راه خردمندی سروش خدایی را خواهد رسید. دوم خردورزی است. بنیان حکمت خسروانی راستی بی‌پایان است و نیکی با هستی همسان است. سوم هنجار و داد و قوانین پیشرفت در هستی است، حکمت خسروانی ایستایی می‌نکوهید و نوگرایی را می‌پسندد. چهارمین بنیان نفی کردن نیرو است و حکیم با هستی کنش‌گر است. بنیان پنجم « فر» است و فر از کلیدی‌ترین معروفات حکمت خسروانی‌ست. یعنی آدمی می‌رسد به جایی که هستی او را یاری می‌کند تا در هستی بیفزاید و افزوده شود.و فر را چندین اصل است. اول آن‌که به ارث نیست، دو آن‌که همیشگی نیست و سومی این که فر از کل هستی جدا نیست. بنیان ششم حکمت خسروانی وحدت آفرینش است. بنیان هفتم گشوده راهی است، یعنی این که فزایندگی هستی را پایان نیست. بنیان هشتم بهره‌جویی است از هستی و بنیان نهم نو شدن است. بنیان دهم نوروز است، به این معنا که که آدمی و هستی باید نو شوند. بنیان یازدهم چنین است که پوچی ناپایدار است و چون ناپایداری‌ش پدیدار شد، گمراهان و بداندیشان از زشتی کردار خود بازخواهند گشت. در سرانجام بنیان دوازدهم و آخرین حکمت خسروانی، رهانندگی از ایستایی است.

    با توجه به سه نکته بالا و تعاریفی که سهروردی و سایر فلاسفه اشراق کرده اند بدون شک حکمت فردوسی، حکمتی خسروانی، ایرانی و به عبارت بهتر برگرفته از حکمت زرتشتی است که از زرتشت سرچشمه گرفته و پیروانش جاماسب و … در دنیا گسترده اند.

    سوال: حال که حکت فردوسی زرتشتی و ایرانی است، حکمتی غیر اسلامی است؟
    پاسخ: اول آنکه از دید روحانیون اسلام چنین است، اما از آنجا که فلاسفه و خردمندان بزرگی چون سهروردی اشاره کرده اند، حکمت خسروانی، حکمتی الاهی است، پس اگر محمدبن عبدا… پیامبر حقیقی خدا بوده باشد، نمی تواند حکمتی که ارایه می کند با حکمت پیامبر الاهی زرتشت ایرانی در تضاد باشد. چون سرچشمه یکی است. اما همانطور که گفتیمم روحانیون و اعراب و مسلمین متعصب به دلیل دشمنی با ایران و ایرانی بخصوص پیامبرشان از این موضوع هراس دارند.

    ادعا:شما خیال نکنید که در حکمت فردوسى، یک ذره حکمت زردشتى وجود دارد.
    کافی است با مطالعه شاهنامه و مطالعه حکمت خسروانی به نادرستی این ادعا پی ببرید.

    ادعا: فردوسى بر اساس معیارهاى اسلامى، به فضیلتها توجه دارد؛
    سوال: آیا فضایل منحصر در اسلام است؟ آیا پیامبران الاهی، حکما و فلاسفه و اندیشمندان نه تنها ایران بلکه چین، هند و یونان از فضایل سخن نگفته اند؟ آن هم قرن ها و هزارها سال پیش از اسلام. آیا فردوسی برای سخن گفتن از فضایل نیازمند اسلام بوده است؟ آیا فلاسفه اخلاقی امروزه به اسلام برای نوشتن از فضایل استناد می کنند؟ فضایل یکی از بنیان های اندیشیدن در اخلاق است و پیش از محمد پیامبر اسلام و حتی پیش از زرتشت مورد بحث و جدل بوده اند. به نظر می رسد از هنگامی که انسان به ارزش گذاری پرداخت که می توان آن را به بدو تولد بشر رساند، بشر به ارزش و فضیلت اندیشیده و توجه داشته و برای این موضوع نیازی بنیادین به هیچ دینی نداشته است.
    آنقدر بدیهی است که این ادعا نادرست است که شاید نیازی به استدلال نباشد و همان سوال بالا کافی است.
    سوال: با توجه به این موضوع فردوسی از چه منبعی برای نوشتن کتاب و محتویاتش و خصوصا فضایل مورد نظرش استفاده کرده است؟

    فردوسی به صراحت گفتار اندر فراهم آوردن کتاب اشاره می کند که:

    یکی نامه بود از گه باستان*فراوان بدو اندرون داستان
    پراگنده در دست هر موبدی*ازو بهره‌ای نزد هر بخردی
    یکی پهلوان بود دهقان نژاد*دلیر و بزرگ و خردمند و راد
    پژوهندهٔ روزگار نخست*گذشته سخنها همه باز جست
    ز هر کشوری موبدی سالخورد*بیاورد کاین نامه را یاد کرد
    بپرسیدشان از کیان جهان*وزان نامداران فرخ مهان
    چو بشنید ازیشان سپهبد سخن*یکی نامور نافه افکند بن
    چنین یادگاری شد اندر جهان*برو آفرین از کهان و مهان

    توجه کنید که فردوسی می گوید: ” یکی نامه بود از گه باستان، پراگنده در دست هر موبدی، ازو بهره‌ای نزد هر بخردی، ز هر کشوری موبدی سالخورد، بیاورد کاین نامه را یاد کرد، چو بشنید ازیشان سپهبد سخن*یکی نامور نافه افکند بن”
    تکیه فردوسی بر زنده کردن هویت ایرانیان بوده است بنابرین بر خلاف ادعا، به سراغ هرچه از ایران باستان یادگار مانده بود رفته است و اتفاقا اشاره میکند که به سراغ موبدان و خرمندان رفته است. موضوع برای ذهن غیرمتعصب عاقل، واضح، روشن، دقیق و کافی است.

    ادعا: او دل باخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامى بود؛ شاهنامه را با این دید نگاه کنید.
    پاسخ: ما با خواندن شاهنامه به این پی می بریم که فردوسی دلباخته و مجذوب مفاهیم اسلامی بوده است؟!!! فردوسی به جای نوشتن نامه و زندگی شهان و مردم ایران، نمی توانست زندگی صحابه و یا علمای اسلام و… را بنویسد؟!
    نکته: همواره گفته اند، باز هم می گوییم مفاهیم اسلامی و برداشت ها و اندیشه ها درباره اسلام یگانه نیست که اگر کسی بگوید من به اسلام و مفاهیم آن علاقمندم، بتوان گفت وی به افکار و برداشت ها ی ما گرایش دارد. همین حوزه علمیه، ملاصدرا و فیض کاشانی را تکفیر کرد. پیش از وی صدها اندیشمند چون پورسینا، پیش از او سهرودی و رازی به خاطر افکار و برداشت هایشان از اسلام توسط علما و روحانیون اسلام تکفیر شدند! پس می توان گفت فردوسی مجذوب مفاهیم اسلام بود همانگونه سهروردی و .. بودند اما خوب این مفاهیم کجا و مفاهیم مورد نظر روحانیون کجا!

    ادعا : البته بعضیها زردشتى مسلکند، بعضیها هم زردشتى مسلک نیستند. آن هایى که زردشتى مسلکند، خوششان مى آمد که به زردشتیگرى تظاهر کنند و چیزى در باره ى فردوسى بگویند؛ اما حقیقت قضیه که این نیست. این شاهنامه ى فردوسى در مقابلمان است.
    پاسخ: دقیقا به خاطر همین که شاهنامه در مقابل ماست می گوییم که فردوسی نه تنها ایران دوست بزرگ تاریخ پس از اسلام است، بلکه به تمام معنا به افکار و دین ایرانیان باستان عشق می ورزد چنانکه در پادشاهی یزدگرد و در سوگ تازش تازیان به ایران می نویسد:
    چنین است و کاری بزرگست پیش*همی سیر گردد دل از جان خویش
    همه بودنیها ببینم همی*وزان خامشی برگزینم همی
    بر ایرانیان زار و گریان شدم*ز ساسانیان نیز بریان شدم
    دریغ این سر و تاج و این داد و تخت*دریغ این بزرگی و این فر و بخت
    کزین پس شکست آید از تازیان*ستاره نگردد مگر بر زیان
    چنین است گفتار و کردار نیست*جز از گردش کژ پرگار نیست
    نداند کسی راز گردان سپهر*دگر گونه‌تر گشت برما به مهر
    که من با سپاهی به سختی درم*به رنج و غم و شوربختی درم
    رهایی نیابم سرانجام ازین*خوشا باد نوشین ایران زمین
    چو با تخت منبر برابر کنند*همه نام بوبکر و عمر کنند
    تبه گردد این رنجهای دراز*نشیبی درازست پیش فراز
    نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر*ز اختر همه تازیان راست بهر
    چو روز اندر آید به روز دراز*شود ناسزا شاه گردن فراز
    بپوشد ازیشان گروهی سیاه*ز دیبا نهند از بر سر کلاه
    نه تخت ونه تاج و نه زرینه کفش*نه گوهر نه افسر نه بر سر درفش
    به رنج یکی دیگری بر خورد*به داد و به بخشش همی‌ننگرد
    شب آید یکی چشمه رخشان کند*نهفته کسی را خروشان کند
    ستانندهٔ روزشان دیگرست*کمر بر میان و کله بر سرست
    ز پیمان بگردند وز راستی*گرامی شود کژی و کاستی
    پیاده شود مردم جنگجوی*سوار آنک لاف آرد و گفت وگوی
    کشاورز جنگی شود بی‌هنر*نژاد و هنر کمتر آید ببر
    رباید همی این ازآن آن ازین*ز نفرین ندانند باز آفرین
    نهان بدتر از آشکارا شود*دل شاهشان سنگ خارا شود
    بداندیش گردد پدر بر پسر*پسر بر پدر هم چنین چاره‌گر
    شود بندهٔ بی‌هنر شهریار*نژاد و بزرگی نیاید به کار
    به گیتی کسی رانماند وفا*روان و زبانها شود پر جفا
    از ایران وز ترک وز تازیان*نژادی پدید آید اندر میان
    نه دهقان نه ترک و نه تازی بود*سخنها به کردار بازی بود
    همه گنجها زیر دامن نهند*بمیرند و کوشش به دشمن دهند
    بود دانشومند و زاهد به نام*بکوشد ازین تا که آید به کام
    چنان فاش گردد غم و رنج و شور*که شادی به هنگام بهرام گور
    نه جشن ونه رامش نه کوشش نه کام*همه چارهٔ ورزش و ساز دام
    پدر با پسر کین سیم آورد*خورش کشک و پوشش گلیم آورد
    زیان کسان از پی سود خویش*بجویند و دین اندر آرند پیش
    نباشد بهار و زمستان پدید*نیارند هنگام رامش نبید
    چو بسیار ازین داستان بگذرد*کسی سوی آزادگی ننگرد
    بریزند خون ازپی خواسته*شود روزگار مهان کاسته
    که تامن شدم پهلوان از میان*چنین تیره شد بخت ساسانیان
    چنین بی‌وفا گشت گردان سپهر*دژم گشت و ز ما ببرید مهر

    سوال: آیا ممکن است کسی که با ایران و تاریخ و تمدن و دین و پیامبرش تعارض، تضاد، اختلاف یا دشمنی دارد چنین از زیان هایی که اعراب به ایران و ایرانیان رساندند با سوز و گداز شعر گوید؟
    ابیات بالا نمایانگر نه تنها افکار خودش، بلکه قضاوت وجدان جامعه ایران درباره حمله اعراب است(توجه کنید که فردوسی به تازش تازیان هزار سال نسبت به ما نزدیکتر است و اتفاقا داغش از ما بیشتر است). فردوسی به صراحت میگوید ” چو با تخت منبر برابر کنند*همه نام بوبکر و عمر کنند” یعنی به نام دین بر جای شاه نشتند و تخت و منبر را یکی کردند. ابیات را با دقت بخوانید میتوانید از شرح ها و تفاسیری که بر این ابیات توسط متخصصان ادبیات و تناریخ نوشته شده است مراجعه کنید. فردوسی میگوید ” زیان کسان از پی سود خویش*بجویند و دین اندر آرند پیش” به عبارت بهتر برای سودشان دین را پیش کشیدند!

    ادعا:شما خیال مى کنید که اگر در شاهنامه ى فردوسى چیزى برخلاف مفاهیم اسلامى وجود داشت، این قدر در جوامع اسلامى جا مى افتاد؟
    پاسخ: شاهنامه در جوامع اسلامی جا نیفتاد بلکه در بین ملت هدف فردوسی(ایرانیان) جا افتاد. هنوز هم بسیاری از اعراب و مسلمین خشک مغز با دیده دشمنی به شاهنامه و فردوسی مینگرند. و این هم بدیهی است چراکه کسی که هزاره های شکوه ایرانیان را به تصویر می کشد و می گوید اعراب برای کسب سود با ابزار دین به ایران حمله کردند و آن همه فخر و خرد و شکوه را زیر و زبر کردند چگونه میتواند مورد علاقه اعراب و مسلمین متعصب خشک مغز تاریخ نخوانده قرار گیرد؟
    سوال: آیا در شاهنامه بر خلاف مفاهیم اسلامی، چیزی وجود دارد؟
    پاسخ: بستگی به تعاریفی دارد که شما از اسلام و مفاهیم و موضوعاتش دارید. بله با توجه به تعاریف روحانیون بسیار مطالب ضد اسلامی در شاهنامه است.

    خواهش می کنم با کنار زدن تعصب دینی و بکار گرفتن عقل مطالب را بخوانید. دوستان گرامی من ایران و فرهنگش که هزاران نفر چون فردوسی برای ماندن و ارتقای آن کوشیده اند را به خاطر تعصب و منافع زودگذر به باد ندهید.

    • من که حوصله نکردم این متنو بخونم. بنا ندارم چنین نوشته های طولانی را نشر دهم اما برای اینکه سوء ظنی بدنبال نداشته باشه نشر دادم

      • اول باید از اینکه فضای انتقادی بازی ایجاد کردین و سپاسگزاری کنم.
        دوم اینکه به نظر من نظرات بلند مانند این رو به عنوان مقاله در سایت قرار بدین تا بقیه هم نظر بدن.
        چون اگر بخواهید واقعا مقالات یا مطالبی که میگذارین مورد نقد و بررسی قرار بگیره راهی جز این نظرات بلند نیست.

    • منم حوصله نکردم کامنت طولانی بظاهر مسلمانو بخوانم اما چند خطش که خوندم نشون میده ایشون علم رو فقط در دانشگاه میدونه. هرکه در دانشگاه درس بخونه اطلاعات کافی داره!!!!!!!!!

      • ***من همان خندیدیم به بچگیهای شما هستم***

        علم تنها دردانشگاه نیست اما باید حاقل های پذیرش یک نظر یا نظریه در نظر گرفته بشه:

        ۱. فرد ارایه دهنده و ادعا کننده متخصص آن حوزه باشد
        ۲. اگر متخصص نیست محقق در همان حوزه باشد و
        ۳. منطق داشته باشد و مغالطه نکند
        ۴. از روش تحقیق علمی استفاده کند
        ۵. از همه مهمتر اکثریت متخصصین آن موضوع نظر وی را تایید کرده یا لااقل رد نکنند.

        شما به دنبال این هستید که حرفی بزنید و همه بگویند چشم پذیرفتیم. نخیر آدم باسواد هم در این جامعه هست. مگر می شود فردوسی را روحانی دوست و عرب دوست جا زد؟!

  2. شما که توقع نداری در جمع کارکنان صدا و سیما ایشان بحث علمی بکنند، ایشان راه را مشخص کردند وبسیار هم متین گفتند، گرچه خود رهبری هم بارها فرمودند که انتقاد کردن از ایشون هیچ عیبی نداره. جناب مسلمان شما در مورد علما و روحانیون اسلامی دچار تناقض هستید، شما علمایی را که در آن زمان سهرودی را تکفیر کردند و او را به جرم شیعه بودن به دست جلادان حکومت های جور به شهادت رساندند و اکنون هم اینجور عالم نماها در عربستان و جاهای دیگر دنیا فراوان وجود دارند(البته در جامعه شیعی هم خیلی کم از این عالم نماها وجود دارند) را عالم اسلامی میدانید، واقعا برایتان متاسفم، اکنون هم که ایران تنها حکومت شیعی جهان است، حکومتی که آرزوی فردوسی بوده و برای آن جنگیده و همراه مبارزان شیعی با حکومت های جور آن دوران مبارزه ی فکری کرده، هر ایرانی غیرتمندی وظیفه داره که برای اعتلای این کشور بکوشه، در ضمن این ادعا که فردوسی مجذوب شاهان باستانی ایران زمین شده باشه با آن همه ظلم هایی که آن شاهان باستان داشتند تهمتی بس گران به فردوسیت، چون ظلم هایی که خیلی از این شاهان ایرانی به ایران و ایرانی کردند برکسی پوشیده نیست، باید فضای سیاسی حاکم بر دوران فردوسی را دید و بعد درباره ی اهداف فکری فردوسی صحبت کرد، به همه ی عزیزان هم توصیه میکنم از آدرس زیر دیدن کنند.
    http://alef.ir/vdcdj50fjyt0jo6.2a2y.html?187488

  3. عرب هر که باشد به من دشمن است . کج اندیش و بدخوی و اهریمن است
    به یزدان که هرگز نبیند بهشت . هر آنکس که آیین زرتشت هشت
    ز شیر شتر خوردن و سوسمار . عرب را به جایی رسیدست کار
    که تاج کیانی کند آرزو . تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
    دریغ است ایران که ویران شود . کنام پلنگان و شیران شود
    «فردوسی حکیم»

      • جناب مدیر سایت
        پاسخ من به آزاد اندیش بیش از یک ساعته که منتظر چاپه. به نظر میرسه شما از پاسخ های منطقی به ادعاهاتون میترسین. شعار سایتتون رو اون جمله امام علی گذاشتین ولی رفتارتون شبیه امثال معاویست. اگر منطق دارید از نظرات مخالفین نباید بترسید. اگر می ترسید بر حق نیستید

        • نوشته ی شما هم توهین آمیزه و هم طولانی. باید شرایط ما را رعایت فرمایید
          اینکه گاهی انتشار نوشته طول می کشه برای اینه که ما چت نمی کنیم و طبیعیه که گاهی ممکنه چند ساعت به سایت سر نزنم

          • هیچ توهینی در نوشته نبود. من صرفا پاسخ ادعاها رو دادم. شما جهت گیری مغرضانه و اسفباری دارین.
            می تونین اگر کلمه توهین آمیزی بود حذف کنید. مشکلی نداره.
            اما رعایت امانت اونه که می تونین بدون حذف منتشر کنین و قضاوت رو با خوانندگان بگذارید.
            در هر صورت شما میاین و متن ها ونظرات متعددی بر ضد ایران وایرانی منتشر می کنین. باید به دقت و با منطق پاسخ داد. اگر هم نمی خواین کسی نظر بده و دلتون به همین روند خوشه. در بالای سایت بزنین تنها موافقان داخل شوند و نظر بدهند تا وقت دیگران گرفته نشه.
            وقت بقیه رو تلف نکنین و با ادعاهاتون خوش باشین.

            • بعلاوه، نوشته ی شما طولانی هم بود.
              عرض کردم حوصله ی خوندن نوشته های طولانی رو ندارم تا بخوام اصلاح کنم و ضمنا اصلاح از من وقت میگیره. خودتون توهین نکنید تا نیاز به اصلاح داشته باشه.
              گاهی نوشته های مسلمانها را هم بخاطر توهین به زرتشتیها نشر نمیدم. می تونید از جناب سهیل بپرسید

          • مدیر گرامی! برای اینکه بهانه شما گرفته شود هرجا که کلمات به نظر تندی بود حذف کردم. هرچند شما و دوستانتان با استفاده از کلماتی مانند بی سر و پا برای ایراندوستان و عاشقان تاریخ و فرهنگ ایران هیچ حقی برای اظهار نظر درباره توهین دیگران ندارید.

            -گفته اید: شما که توقع نداری در جمع کارکنان صدا و سیما ایشان بحث علمی بکنند.
            -نه پس می توان در هر جمعی که نشست و روش تحقیق علمی را نادیده گرفت و فارغ از منطق و روش تحقیق علمی هرچه خواست گفت؟! کدام فیلسوف و دانشمندی را می شناسیم که چنین کند؟
            – گفته اید: ایشان راه را مشخص کردند وبسیار هم متین گفتند،
            -همانطور که دوست ایرانی عزیزم، جناب مسلمان گفتند، این بحثی علمی و موضوعی تخصصی است و برای تشخیص راه در این موضوع کسی از دانشمندان و اندیشمندان این موضوعات که هیچ، حتی دانشجویان سال اولی هم به سراغ یک روحانی و حوزوی نمی روند بلکه به سراغ دانشمندان همین موضوع می روند. اگر کسی خواست حکم زکات و خمس و … بگیرد به سراغ حوزویان می رود. کدام حوزوی را می شناسید که به جای حفظ قرآن و سنت و حدیث از روش علمی و منطق برای اثبات ادعاهای خود سود بجوید؟ به حوزویان می گویید قرآن تحریف نشده است؟ می گویند در خودش آمده تحریف نمی شود!!!!!!
            – گفته اید: جناب مسلمان شما در مورد علما و روحانیون اسلامی دچار تناقض هستید، شما علمایی را که در آن زمان سهرودی را تکفیر کردند و او را به جرم شیعه بودن به دست جلادان حکومت های جور به شهادت رساندند
            -عزیز دلم شما اول جملات مسلمان را دقیق بخوانید:” با توجه به تفاسیری که روحانیون از اسلام و قرآن ارایه می دهند، مسلما غیر اسلامی است اما اگر به برداشت های فلاسفه و حکمای مسلمان مانند سهروردی و پورسینا مراجعه کنید این دیدگاه، دیدگاهی الاهی اما مخالف برداشت عمومی و رایج روحانیون و مسلمین است. فردوسی به جای نوشتن نامه و زندگی شهان و مردم ایران، نمی توانست زندگی صحابه و یا علمای اسلام و… را بنویسد؟!.همواره گفته اند، باز هم می گوییم مفاهیم اسلامی و برداشت ها و اندیشه ها درباره اسلام یگانه نیست که اگر کسی بگوید من به اسلام و مفاهیم آن علاقمندم، بتوان گفت وی به افکار و برداشت ها ی ما گرایش دارد. همین حوزه علمیه، ملاصدرا و فیض کاشانی را تکفیر کرد. پیش از وی صدها اندیشمند چون پورسینا، پیش از او سهرودی و رازی به خاطر افکار و برداشت هایشان از اسلام توسط علما و روحانیون اسلام تکفیر شدند! پس می توان گفت فردوسی مجذوب مفاهیم اسلام بود همانگونه سهروردی و .. بودند اما خوب این مفاهیم کجا و مفاهیم مورد نظر روحانیون کجا!”
            +++++++++
            گفته اید: سهروردی را به خاطر شیعه بودن کشتند؟!!!!!!!!!!!! همه با هم کمی تاریخ بخوانیم. کمی مطالعه کنیم. بیخود نیست سرانه مطالعه در روز اینقدر پایین است.
            سهرورردی را به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین می‌گوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، و چون وی از اجابت خواسته آن‌ها خودداری کرد، به صلاح الدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند (اتهام او معاندت با شرایع آسمانی اعلام شد).
            برخی از اتهامات وی از دید علمای اسلام عبارت بودند از:
            -کفر: سهروردی در آثار خود از فلاسفه به ویژه در همان سه مساله دفاع کرد و نخستین کسانی است که در رویارویی با غزالی تکفیر شد. چنان که عین القضات به احتمال قوی به سبب دفاع از ابن سینا و اظهار ارادت شدید به او در کتاب تمهیدا چند دهه قبل از سهروردی تکفیر و کشته شد.
            -ضدیت با شریعت
            -منسوخ دانستن شرع
            -آگاهی بر فلسفه
            -انکار خاتم انبیا: درمناظره ای سهروردی به انکار خاتمیت رسول اسلام متهم شد. این اتهام درباره فلاسفه مشائی نیز مطرح بوده است زیرا آنان نبوت و فلسفه را در ارتباط و اتصال یا اتحاد با عقل فعال تفسیر می کردند. سهروردی نیز بر آن است که رییس مدینه از راه درک حکمت اشراق به کمال انسانیت رسیده و «نفس» او با عالم قدس پیوند یافته است.
            -ستیز با حامیان خلافت بغداد
            -ترجیح فیلسوف بر پیامبر
            -شعوبی گری: ارجاع های فراوان سهروردی به حکمای پهلوی ایران باستان و شاهان اساطیری ایران و به کارگیری اصطلاحات کیان خره و غیره شبهه شعوبی گری را درباره خود تشدید کرده است.
            فکر می کنم موضوع برای اهل تحقیق و منطق روشن شده باشد. اتهام اصلی وی اندیشیدن و رد شریعت بوده است، هرگاه تمامی گفته های تکفیر کنندگان را بخوانید.
            * برای مطالعه: شمس الدین محمد بن محمود شهرزوری، نزهه الارواح و روضه الافراح (تاریخ الحکماء)، ترجمه مقصودعلی تبریزی، (تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی)
            ++++++++++
            رازی را به خاطر مسمان و شیعه بودن کشتند؟!!!!!!! چه می توان گفت که حتی نمی دانید رازی، دین اسلام را مطلقا قبول نداشت. به پاره هایی از کتاب “فی رد القرآن” وی در آثار ناصرخسرو مراجعه کنید.
            - گفته اید: واقعا برایتان متاسفم.
            -بله باید متاسف بود که اندک افرادی اهل تحقیق ومطالعه باقی مانده اند که گفته های متعصبان را بدون اندیشیدن نپذیرند! ولی چه تاسفی بالاتر از اینکه شما متعصبتان با در اختیار گرفتن مناصب مختلف، دستتان را برای مردم رو کردید؟ به قول حکیم ایرانی فردوسی خرمند : ” زیان کسان از پی سود خویش*بجویند و دین اندر آرند پیش” بله همه چیز برای مردم آشکار شده است.
            - گفته اید: اکنون هم که ایران تنها حکومت شیعی جهان است،
            -جواب این موضوع را از اهل تحقیق و همچنین مردم ایران بپرسید! سوال خوبی هم که وحود دارد این است: چه حکومتی شیعی است؟ اهل تحقیق می توانند از عهدنامه مالک اشتر شروع کنند.
            - گفته اید: حکومتی که آرزوی فردوسی بوده و برای آن جنگیده و همراه مبارزان شیعی با حکومت های جور آن دوران مبارزه ی فکری کرده،
            -شوخی نکنید! حکومت مورد نظر فردوسی این بوده است؟ چقدر ما باید بی فکر باشیم که شاهنامه نخوانده و تحقیق نکرده بیاییم همچنین ادعاهای بیهوده ای کنیم؟. واقعا پاسخی برای این حرف شما نمی دهم چون حس می کنم مطلقا سواد ادبی ندارید که هیچ، اصلا شاهنامه نخوانده اید که هیچ، نمی دانید حکومت صالح و اخلاقی یعنی چه.
            - گفته اید: هر ایرانی غیرتمندی وظیفه داره که برای اعتلای این کشور بکوشه،
            -چه ربطی به موضوع داره. تو ایرانی غیرتمندی که بزرگی ایران باستان و دین و حکمت و بزرگانش رو منکر میشی؟ دم از ایران نزنید لطفا! شما رو چه به نام پرشکوه ایران . لیاقت شما کوروش بزرگ و زرتشت پاک نیست. حد شما عمرخطاب و ابوبکر بغدادی است.
            - گفته اید: در ضمن این ادعا که فردوسی مجذوب شاهان باستانی ایران زمین شده باشه با آن همه ظلم هایی که آن شاهان باستان داشتند تهمتی بس گران به فردوسیت،
            -بله چه قشنگ دوستمون گفته که: فردوسی به جای نوشتن نامه و زندگی شهان و مردم ایران، نمی توانست زندگی صحابه و یا علمای اسلام و… را بنویسد؟!. حقیقت تلخ است و نیازی هم نیست اعتراف کنید که تکفیریها و خشک مغزها، تندروان دین پرست ضدملت ایران، هیچ ارزشی در نظر فردوسی و بزرگان تاریخ ایران ندارید. هیچ عارف، دانشمند و اندیشمند تاریخ ایران را نمی یابید که از دست شما ستم نکشیده باشد و از شما متنفر نباشد.
            از حوزه در طی چندصد سال دو نفر اندیشمند بیرون آمد آن هم ملاصدرا و فیض کاشانی بودند که هر دو به جرم اندیشیدن و رد نظریات نادرست برخی علمای شیعه، تکفیر و در به در شدند. هرکسی دوست دارد زندگی هر دو را بخواند.
            چه خوب حافظ ما را آگاه کرده بود از ماهیت علما:
            واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
            چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
            مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس
            توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
            گوییا باور نمی‌دارند روز داوری
            کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
            یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان
            کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
            ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان
            می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
            حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد
            زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
            بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی
            کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
            صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت
            قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

    • عرب هر که باشد به من دشمن است!!
      شما خودتون قضاوت کنید، با گفتار نیک و پندار نیک قضاوت کنید، اگر خدا خواسته باشه که پیامبرشو در میان اعراب مبعوث کنه ،این مصرع قابل قبوله، اگر یک انسان دانشمند عرب باشه این مصرع قابل قبوله، اگر یک انسان خوب پیدا بشه و از قضا عرب باشه باز باید اونو دشمن دونست، خیلی مزخرفه که این بیت رو که سرتاسر بی منطقی و تعصبه به فردوسی حکیم نسبت بدیم، این بیت در این دوران هیچ جایگاهی نزد بشریت نداره، از باستانگراهای افراطی خواهشمندم که برای تایید حرفای نژادپرستانشون، فردوسی رو خراب نکنند، کافر همه را به کیش خود پندارد.

  4. من اگر جایه اقای فاطمی بودم اصلا نظرات بظاهر مسلمان که با شصتا اسم دیگر نظر میده انتشار نمیدادم . چون دروغ میگه و قصدش نشر اکاذیبه . نوشته حکمت اشراق حکمتیست که از زرتشت گرفته شده و ایرانیست .لعنت خدا بر آدم دروغگو

  5. سهروردی هیچ مدرکی برای ارتباط فلسفه اشراق با ایران باستان نداشته و لازم هم نداشته .اگر حکمت اشراق برای زرتشت بود چرا موبدان و زرتشتیان قبل از اسلام پیگری نکردن؟؟؟ فلسفه اشراق شاخه ای از فلسفه ی اسلامیست که راه فلاسفه مصر و یونانی باستان رو ادامه داده و از ایران باستان مدرکی برای ارتباط نداره .این زرتشتیان بودن و هستن که خودشون رو به سهروردی وصل میکنن و میخوان از مسلمانان به سرقت ببرن .

  6. بعد هم فلسفه اشراق به هیچ وجه نتونست درخششی در مقابل فیلسوفان بزرگ حکمت مشاء پیداکنه . آثار ابن رشد اندلسی و ابو علی سینا و تاثیرشون بر تحول فرهنگ اروپا قابل مقایسه با فلسفه اشراق نیست . بزرگان و اندیشمندان اسلامی اگر یک بار نامی از ایران قبل از اسلام و شخصیت های او برده باشه توسط زرتشتی زده ها و … سرقت میرن .

  7. آقای مسلمان (همان عقل) ؛ دیدگاه شما رو خوندم. همونطور که شما به خودتون اجازه میدید دیگران رو نقد کنید، من هم حق دارم در مقابل سخن شما موضعی انتقادی بگیرم.
    ۱ – اولاً برداشت آقای خامنه ای درست است. حق معیار حق است. نه لزوماً سخن شاه.
    ۲ – اقای خامنه ای مجتهد اسلامی هستند و ایشان دقیقاً بر اساس دیدگاه اسلامی سخن گفتند.
    ۳- برای اظهار نظر نیازی نیست که کسی حتماً دکترا داشته باشد. بلکه انسان میتواند از نظرات کارشناسان و متخصصین هم استفاده کند (یعنی رجوع به متخصص).
    ۴- منظور از حکمت زرتشتی در اینجا، همان فرّه شاهی است ! فردوسی به خوبی در شاهنامه از این حکمت زرتشتی پرده برداشته است ! در دینکرت هم به این حکمت اشاره شده : که اگر کسی از حکم شاه تخلف کند، باید اعدام شود !
    ۵- درباره حکیم بودن فردوسی، عبارت بعدی آقای خامنه ای (قدمت چندصدساله این لقب برای فردوسی) دلیل نیست. بلکه مؤیّد است. شما هنوز فرق بین دلیل و مؤید را نمیدانید !!! عزیزمن ! شما وقتی تخصصی در زمینه استنباطات شرعی ندارید واسه چی نظر میدید ؟؟
    ۶- ایشان (آقای خامنه ای) در زمیه حکمت متعالیه صدرایی کاملاً مسلط هستند و این را میتونید در مباحث درس خارج فقه ایشان کاملاً مشاهده کنید ! پس ایشون حق اظهار نظر در زمینه حکمت اسلامی رو دارن. و فرمودند که حکمت فردوسی مبتنی بر حکمت الهی اسلامی هست.
    شما صلاحیت اظهار نظر ندارید ! چون از حکمت اسلامی آگاهی ندارید. پس نمیتونید ارتباط فردوسی با حکمت اسلامی رو رد کنید !
    ۷- حکم واژه ای عربی است ! لطف کنید برای تعریف واژگان عربی از فرهنگنامه های انگلیس استفاده نکنید ! فخرالدین طریحی در مجمع البحرین حکمت را اینگونه تعریف میکند : “دانش و آگاهی که موجب تعالی انسان میگردد.”
    ۸. شما فرمودید که عبارت “خرد بهتر از هر چه ایزد بداد* ستایش خرد را به از راه داد” در حالیکه این بیت شعر ترجمه ایه ای از قرآن و ترجمه حدیثی از امام علی (ع) است ! به زودی اسناد این مسئله را به طور مفصل ارائه میکنم !
    به هر روی این مسئله در کجای اوستا ریشه دارد ؟؟؟؟؟ در گاتهایی که زرتشت خرد و حکمت را واسطه رسیدن به روان گاو میگیرد ! یعنی روان گاو بالاتر از خرد است ! بازهم ادعا میکنید که سخنان فردوسی در زمینه خرد برگرفته از زرتشتیگری است ؟
    ۹- فردوسی آنچه از ایران باستان مانده بود را به صورت متن تاریخ + دیدگاه شخصی و نگاه خود سرود . نگاه فردوسی لزوماً زرتشتی نبود. یعنی اصلاً نبود. هرچند تاریخ را از موبدان گرفت.
    ۱۰ – درباره مسلمانی و دیدگاه اسلامی فردوسی، طلیعه شاهنامه در زمینه راستی و درستی راه محمد (ص) و علی (ع) گویای حقیقت است. علاقه به سرزمین به معنی زرتشتی گری نیست.
    ۱۱- مغالطه واضح اقای عقل : اینکه گفت : ” همین حوزه علمیه، ملاصدرا و فیض کاشانی را تکفیر کرد. پیش از وی صدها اندیشمند چون پورسینا، پیش از او سهرودی و رازی به خاطر افکار و برداشت هایشان از اسلام توسط علما و روحانیون اسلام تکفیر شدند! ”
    پاسخ : اولاً ملاصدرا و فیض کاشانی خود از بزرگان حوزه بودند. ابوعلی سینا هم مجتهد مسلمان بود یعنی خودش مقام مرجعیت فقه اسلامی داشت ! در ثانی اینکه برخی از صاحبان قدرت چنین کردند نمیتوان آنرا بر دوش کلیت جامعه و نهاد قرار داد ! اگر چنین است پس باید گفت که مانی و مزدک به جرم خردورزی توسط موبدان زرتشتی تکفیر شدند ! در نتیجه دین زرتشتی چنین و چنان گرفتار توحش است (بر اساس منطق خودتون).
    ۱۲- درباره ابیات انتهایی که از شاهنامه ذکر کردید، بلکه خیلی ها بین “بوبکر وعمر” و خسروان، خسروان رو انتخاب میکنند، اما گرایش اسلامی دارند.
    ۱۳- منظور از جوامع اسلامی، (همان جوامع ایرانیِِ مسلمان شده است)، یعنی ایران و تاجیکستان و افغانستان (مخصوصاً افغانستان که بیشتر اصیل ماند و فرهنک عمیق ایرانی در آن هنوز برقرار است.

    در پایان تإکید میکنم، فلسفه ایران باستان دو بخش است. یک بخش که ریشه در یونان دارد (یعنی فلسفه وارداتی است)، و بخش دیگر فلسفه بومی است. این فلسفه بومی را به راحتی در بخشهای کهن و جدید اوستا میتوان یافت. در بخش کهن اوستا، یک سر نور و زیبایی جهان، همان روان گاو است !! یعنی گئوش اوروان ! (که متأسفانه برخی مترجمین ماله کش گاتها این واژه رو به روان جهان ترجمه کردند ! جل الاخالق !!!) . یک سر دیگر فلسفه بومی ایران باستان، رسیدن به ده مادیان و اسب نر است ! (اینها همه ش در گاتاها اومده)، رسیدن به سعادت در نگاه گاتها همینهاست ! در یشتهاهم که همه ش تخیلات و از طرفی فره شاهی و ایزدی است . یسنا هم ستایش طبیعت و نفرین دیوها هاست و…
    فلسفه بومی ایران باستان اونقدری که درباره ش بزرگنمایی کردن ارزش نداره. شما اگه خودتون رو بکشید هم نمیتونید به تعداد انگشتان یک دست، فیلسوف از ایران باستان معرفی کنید. بله یکی مثل استانس هم بوده که مروج آدمخواری در یونان شد !

  8. آقای عقل گفتند :
    ” کدام حوزوی را می شناسید که به جای حفظ قرآن و سنت و حدیث از روش علمی و منطق برای اثبات ادعاهای خود سود بجوید؟ به حوزویان می گویید قرآن تحریف نشده است؟ می گویند در خودش آمده تحریف نمی شود!!!!!!”

    پاسخ :
    شما تا به حال در عمرتون یک کتاب کلامی یا فلسفی از حوزویان رو خوانده اید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ایا در متون فقهی اسلام ندیدید که عقل، حجت است ؟؟؟؟ در کلام اسلامی متکلمین از روشهای عقلی برای اثبات عقائد استفاده میکنند. برای تحریف نشدن قرآن هم مهمترین دلیل، تواتر قرآن هست که دلیلی عقلی است !

    آقای عقل ( با اسم دیگر مسلمان) گفتند :
    “همه با هم کمی تاریخ بخوانیم. کمی مطالعه کنیم. بیخود نیست سرانه مطالعه در روز اینقدر پایین است.
    سهرورردی را به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین می‌گوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، و چون وی از اجابت خواسته آن‌ها خودداری کرد، به صلاح الدین ایوبی شکایت بردند. متعصبان او را به الحاد متهم کردند و علمای حلب خون او را مباح شمردند (اتهام او معاندت با شرایع آسمانی اعلام شد”

    پاسخ : از مهمترین دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران، وجود ژن خویدوده بازی در بین عاریایی هاست. بگذریم. اولاً تمام حرلف و حدیث های درباره ارتداد سهروردی از منابع همان حاکم است ! همه اخبار مربوط به مناظرات او با فقها را همان درباریان ثبت کردند ! خودتان میگویید: او را متهم کردند ! امام حسین را هم به ارتداد و خروج از دین متهم کردند ! حالا شما بیا بگو امام حسیین هم به جرم زرتشتی شدن کشته شد !!!!
    رفتار چند نفر از افراد رو نمیشه به پای اصل مجموعه نوشت.
    درباره رازی هم همه اخبار مربوط به کفر او از یک نفر نقل شده و جزوه “فی ردّ القرآن” و “الغایات فی العنایات” را به او نسبت دادن. در حالیکه هیچ سند تاریخی از این قضیه وجود نداره. جز همونی که یک نفر از دشمنان رازی برای ضربه زدن به او شایعه کرد. (و این شایعه توسط حکومت وقت منتشر شد تا برای قتل رازی بهانه داشته باشند).

    آقای عقل گفت (درباره حکومت آرمانی فردوسی):
    -شوخی نکنید! حکومت مورد نظر فردوسی این بوده است؟ چقدر ما باید بی فکر باشیم که شاهنامه نخوانده و تحقیق نکرده بیاییم همچنین ادعاهای بیهوده ای کنیم؟. واقعا پاسخی برای این حرف شما نمی دهم چون حس می کنم مطلقا سواد ادبی ندارید که هیچ، اصلا شاهنامه نخوانده اید که هیچ، نمی دانید حکومت صالح و اخلاقی یعنی چه.”

    پاسخ : بنده احساسم این هست که شما در قعر بی سوادی حضور دارید. و از سویی دراوج ادعاهای پوشالی !
    واقعاً فکر میکنید فردوسی حکومت انوشیروان (که اوج حکومتهای باستان) بود رو آرمانی میدونسدت ؟؟؟ پس چطور از قتل عام مردم بلوچستان و گیلان به دست انوشیروان پرده بر میداره ؟؟؟؟؟ فردوسی اونقدر از جنایات انوشیروان گفت که حال هر آدم خرمندی به هم میخوره ! انوشیروان (بنا بر گفته فردوسی) حتی به بیگناهان هم رحم نمیکرد ! درباره حکومت کوروش هم اصلاً حرفی نمیزنه !! شما فکر میکنید فردوسی حکومتهای ایران باستان رو آرمانی میدونست ؟؟؟؟؟ بنی امیه و بنی عباس به مراتب کمتر از هخامنشیان و ساسانیان جنایت و غارت کردند.

    عقل به دوستمون گفت :
    ” -چه ربطی به موضوع داره. تو ایرانی غیرتمندی که بزرگی ایران باستان و دین و حکمت و بزرگانش رو منکر میشی؟ دم از ایران نزنید لطفا! شما رو چه به نام پرشکوه ایران . لیاقت شما کوروش بزرگ و زرتشت پاک نیست. حد شما عمرخطاب و ابوبکر بغدادی است.”

    پاسخ : بله ما لیاقت کوروش و زرتشت رو نداریم. چون تجاوز به خاله (آمیتیس) و دختر(پوروچیستا) در مرام ما نیست. خویدوده بازی در مرام ما نیست.
    عمر و ابوبکر بغدادی خیلی باشرف تر از بسیاری از پادشاهان ایران باستان هستند.

    اغل گفت :
    “از حوزه در طی چندصد سال دو نفر اندیشمند بیرون آمد آن هم ملاصدرا و فیض کاشانی بودند که هر دو به جرم اندیشیدن و رد نظریات نادرست برخی علمای شیعه، تکفیر و در به در شدند.”

    پاسخ : تا باشه اندیشمند رو چی تعریف کنید !
    باز خوبه از تو حوزه علمیه دو نفر اندیشمند بیرون اومدن !! ولی از درون مراکز ایران باستان حتی یه دانشمند هم بیرون نیومد !! جز کسانی که رفتن خارج از ایران علم یاد گرفتن ! یا کسانی که از یونان به این سرزمین اومدن (به زور).
    البته از درون آتشکده ها و خرفخانه های ایران باستان ، یه فیلسوف بزرگ به اسم استانس بیرون اومد که مروج آدخواری در مغرب زمین شد.

    درباره سخن حافظ هم حرفش رو به واعظان دغلکار هست ! نه همه علما.
    ولی حرف فردوسی در نقد همه مجوسیان هست :
    میازار موری که دانه کش است ! که جان دارد و جان شیرین خوش است !
    (با توجه به اینکه در فلسفه ایران باستان، مورچه موجودی اهریمنی است و کشتن اون و خراب کردن لونه ش خیلی ثواب داره). اسناد موجوده

    • گفته شد که مسلمان و عقل دو فردند. آقای مدیر سایت تا کی میخواین این حرف بچگانه رو تکرار کنید؟

      من از مدیر سایت که حامی این زشت سخنی هست گلایه ای ندارم. من میدونم چه روان اهریمنی و تار و تیره ای داره کسی که محیط زشتی برای تخریب نیاکان ایرانیان و فرهنگ و تاریخ و دینشون فراهم می کنه.
      از شما هم که در نظام آموزشی روحانیون تربیت شدین و هنوز ادب مناظره و مباحثه رو نمیدونین انتظاری ندارم. فقط کاش این دهان های گشاد بسته میشد و ذهن ها به جای دهان ها باز می شد. کاش ذره ای اصالت و پهلوانی و غیرت و شرافت ایرانی در ما تزریق میشد. برادرم، فرزندم، پسرم من نمیدونم چند ساله ای. شاید ازین بسیجی ها یا این آخوندهای تربیت شده برای دفاع از این سیستم باشی. هرکسی که هستی ادب داشته باش. من به اندازه سن تو سابقه دانشگاهی و پژوهشی دارم. کاش سن عقلیت بالا بره. جناب سیاوش امیرشاهی آنقدر زشت سخن و پلید نویس و بددهان هستید که انصافا لایق بحث نیستید. اما اگر کسی باشه که ادب رو رعایت کنه. هرچه بخواهد بحث خواهیم کرد اما با رعایت ادب و انسانیت و انصاف. نمونه هایی از ادب این بزرگوار:
      ۱- زرتشت خرد و حکمت را “واسطه رسیدن به روان گاو” میگیرد
      *** تصور وجودی مثل شما رو که می کنم شرم می کنم که برای دفاع از اسلام، چنین پیامبر ایرانی خدا رو تخریب می کنید. چی هستید؟ کی هستید؟ به چی خودت رو فروختی؟ چی شده که اینچنین پرده دری می کنید؟
      ۲-در بخش کهن اوستا، یک سر نور و زیبایی جهان، همان روان گاو است
      ۳- برخی مترجمین “ماله کش” گاتها
      ۴-یک سر دیگر فلسفه بومی ایران باستان، “رسیدن به ده مادیان و اسب نر” است
      ۵- از مهمترین دلایل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران، وجود “ژن خویدوده بازی” در بین “عاریایی” هاست
      ۶- این هست که شما در “قعر بی سوادی” حضور دارید. و از سویی در”اوج ادعاهای پوشالی” !
      ۷-بنی امیه و بنی عباس به مراتب کمتر از هخامنشیان و ساسانیان جنایت و غارت کردند.
      ۸- ما لیاقت کوروش و زرتشت رو نداریم. چون “تجاوز به خاله (آمیتیس) و دختر(پوروچیستا) در مرام” ما نیست. “خویدوده بازی “در مرام ما نیست.
      ۹-عمر و ابوبکر بغدادی خیلی باشرف تر از بسیاری از پادشاهان ایران باستان هستند
      ۱۰-”اغل”
      و…

      سه تا نکته از زبان بزرگان ایرانزمین به شما آخوند گرامی یا متعصب گرامی میگم که آویزه گوش سنگینتون کنین:
      اول : افتادگی آموز اگر طالب فیضی: این لحن زشت و اهریمنی، شما را به جایی نمیروسنه
      دوم: دنبال حقیقت باشید نه تایید تصورات و اوهام خودتون. دنبال حقیقت باشید نه دفاع از عقاید به ارث رسیدتون
      سوم- انسان باش. اگر انسان نیستی لااقل گرگ باش که همخون خودش رو پاره نمیکنه. چطور تو رو یک انسان بدونیم در حالیه ذره ای ادب نداری و همه تاریخ ایران رو با لحن پلیدت زیر سوال می بری؟ عمر بهتر از همه پادشاهان ایرانه؟ زرتشت به گاو دعوت می کرد؟ …. عجب.
      سایر دوستان هم با خواندن این مباحثه ها ومنابع مختلف می تونن حقانیت ادعاهای سیاوش ضد ایران و ایرانی رو درک کنن.

      • از این ببعد کامنت هایی که بیش از پنج شش سطر باشن منتشر نخواهد شد

        • پس چطور پاسخ مقالات شما باید داده شود؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
          شما دنبال بحث منطقی هستید واقعا؟
          اصلا یک قانون بهتر هم هست: هرکس نظرات سایت ما را زیر سوال ببرد منتشر نخواهد شد! بگذارید ما تاریخ ایران را براحتی لگدمال کنیم!

          • هر نکته را در یک کامنت جداگانه بنویسید تا بتوان زیر آن جواب داد. به عبارت دیگر یک کامنت بیست سطری را تقسیم به پنج شش کامنت کنید. ای خدااااااااااااااا

  9. جناب مسما به عقل صحبت های شما بوی تعصب میدهد، و پر است از کینه نسبت به روحانیت شیعه و برای من ارزشی ندارد، پر است از جهل در مورد دروس حوزوی و پر است از توهین به من چرا چون هرکس حرف های آدم هایی مثل شما رو قبول نداشته باشه با منطق شما ضد ایرانه. من هم با کسانی که هنوز در حوزه هستند و با فلسفه مخالفند موافق نیستم، همانهایی که خون به دل امام امت کردند و بعضی هاشون اکنون هم با رهبر آزاده ی ایران مخالفند، هرکس نظر من را بخواند و جواب شما را که پر است از توهین به من از حال و وضع شما باخبر میشود که تعصب تنفر تندخویی با وجود شما اجین است، معلوم نیست چی نوشته بودید که نظر ویرایش شده ی شما اینقدر پر از توهین بود بازم میگم برای شما متاسفم.
    هرکس فقط زندگی و آثار علامه طباطبایی رو مطالعه کنه میفهمه که این انسان های نازنین چه خدماتی به بشریت کرده کم نیستند و نبودند انسانهایی مانند علامه طباطبایی که چراغ هدایتند برای جویندگان حقیقت، برای من حوزوی یا دانشگاهی بودن ملاک نیست حق ملاکه، ممکنه کسی خیلی درسخون و عالم باشه و لقب دکتر و آیت الله رو یدک بکشه ولی بویی از انصاف نبرده باشه و مغرضانه حرف بزنه، مثل خودت که با نام عقل نظر میدی ولی بهتره اسم خودت رو بزاری جهل و تعصب، داعشی ها روحانیون شیعه رو بزرگترین دشمن خودشون میدونند مثل تو و امثال تو که کینه ی روحانیت به دل داری انشاالله خدا تو رو با همانها محشور کنه. نمیخواستم جواب بدم، نمیدونم چرا جواب دادم. حافظ:
    حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
    باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست
    از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
    غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست
    منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش
    که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست
    دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
    ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
    پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
    خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست
    بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
    فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
    زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار
    که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست
    دردمندی من سوخته زار و نزار
    ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست
    نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی
    پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

    • روحانیت شیعه و سنی تفاوتی ندارند وقتی بخوان نظرات نابخردانه و خامشون رو به جامعه تحمیل کنند. برادرم من هم مسلمانم، هم شیعه، اما با این نظر شریعتی موافقم که روحانیت آفت دین شده و باید اصلاح یا مطرود شه.
      شما لابد آخوند یا آخوندزاده هستی که تصور می کنی نقد روحانیت یا رد روحانیت نقد و رد اسلام هست؟ منافعت از دست میره فرزندم؟ این منافع رو همین امروز بریز دور! برو پیش مردم ببین چی می کشن از دست شماها! برو ببین زندگی همه رو جهنم کردید. بعدش شاید به خودت بیای.
      لابد منم باید بگم : خدا شما رو ابوبکر، عمر، عثمان، سعد ابی وقاص، ابوعبید ثقفی و دیگر ویران کنندگان این سرزمین اهورایی محشور کند؟
      نه عزیزم! خدا شما رو هدایت کند، عاقل کند، نسبت به نیاکانت و میراث گرانبهاشون مودب کنه، بیامرزتت و با بهترین ها محشورت کنه.

      عاشق به یقین دان که مسلمان نبود
      در مذهب عشق، کفر و ایمان نبود
      در عشق، دل و عقل و تن و جان نبود
      هر کس که چنین باشد نادان نبود
      ابوسعید ابولخیر

  10. جناب مسلمان و عقل: مباحث علمی شماکااملا منطقی و پسندیده بود.پیشنهاد من این است که بر اعصاب خود مسلط باشید. با توجه به معلومات غنی و خوبتان و از طرفی معلومات اندک مخالفین شما، لذا بحثها را علمی پیش ببرید و قضاوت را به خوانندگان واگذار نمایید.

  11. برای اینکه اون کاربر نتونه بحث رو احساسی کنه (چون اینها فقط بلدن بحث رو احساسی کنن) و برای اینکه برخی افراد که همواره نقش کش شلوار رو ایفا میکنن، جواب خودشون رو بگیرن، درباره والاترین مرتبه خرد و عقلانیت باستانی باید بگم که متأسفانه در کهن ترین بخش اوستا، سراینده سعی میکنه با خرد خودش به اوج برسه و اون اوج چیزی نیست جز روان گاو “به اوستایی : geosh urvan اسنادی از اوستا و گاتها : http://zartoshtquest.blogfa.com/post/49

    • اقای سیاوش امیر شاهی توصیه میکنم نام خود را تغییر دهید این نام برازنده یک مسلمان نیست حتما با نمایندگی مرجع خود در این مورد تماس بگیرید تا وقتی اسامی متبرک وجود دارند ناشایست است که نامی سراسر گبری و شاهی داشته باشید

  12. آقای عقل مسلمان (که با اسم “من به بچگی های شما میخندم” هم نظر دادید) اگر دقت کنید می بینید که لحن شما در کامنت اول و کامنتهای سابق بسیار توهین آمیز بود. حالا یکی اومد با لحن خودت بهت جواب داد، چه بهت برخورد ؟؟؟؟؟ انتظار داری دهنت رو وا کنی و هرچی خواستی بگی و کسی چیزی بهت نگه ؟؟؟؟؟؟ تربیت شده مکتب اخوندها بهتر از کسیه که در مکتب خویدوده بازها تربیت شده. اگر قرار باشه من هم میتونم همه بی ادبی ها و بی تربیتی هات رو لیبست کنم ! به هر حال مثل خودت بهت جواب دادم تا بفهمی که اگر بی ادبی کردی باید جواب بگیری !

    به قول کوروش کبیر : اگر به دیگران احترام بگذارید، احترام هم شما را خواهد گذاشت.

  13. دوستان از شوخی های ما ناراحت نشن !

    البته بگویم که ما حساب اشو زرتشت رو از موبدان دروغگو و ناموس باز ساسانی جدا میدونیم. (هرچند موبدان زرتشتی در گذر تاریخ همیشه کارهای خودشون رو به زرتشت نسبت میدادن. حتی امروز هم !)…
    اما قصد نداریم مثل آقای عقل که بچگی های همه میخنده (و بچه های خودش رو فراموش کرده)، حسابها رو با هم قاطی کنیم !!!!

  14. مقام معظم رهبری دریکی از سخنرانیهایشان فرموده اند:ملیت ما همان دین ما (اسلام)است

  15. منتقدین دیدگاه ایشان در خصوص فردوسی به موارد زیر توجه کنند
    فردوسی هرگز مدعی زرتشتی بودن نشده است و صراحتا مسلمان بودن خود را اعلام کرده .
    بخش بزرگی از شاهنامه شامل گفتگوهای دو طرفه است و خطاب مورد ادعا نه سخن فردوسی که سخن پهلوان ایران در زمان جنگ با اعراب است .
    حکمت منتسب به فردوسی یعنی حکمت اشراق بی شک پیوندی دیرین با فرهنگ ایران باستان دارد ولی شاهنامه قبل از آنکه نمایشگر وجه شهودی حکمت اشراق باشد واجد جنبه اخلاق گرایانه این فرهنگ است .
    از قضا دیدگاه ایت الله خامنه ای در مورد فردوسی تاکید بر همین جنبه اخلاق گرایانه دارد . این دیدگاه اخلاق گرایانه در برگیرنده همه ادیان است و نگاهی مقابله جو با اسلام نیست .
    ستایش ایشان از اسفندیار به عنوان یک زرتشتی نیک اندیش باید مورد توجه قرار گیرد .
    تلاش فردوسی در شاهنامه جلوگیری از گسست فرهنگی ایرانیان و انتقال جنبه های اخلاقگرایانه فرهنگ ایران باستان به ایرانیان مسلمان و غیر مسلمان دوره خود بوده است . مخاطبین فردوسی طی قرنها اکثرا مسلمان بوده اند و بی شک اگر فردوسی به عنوان یک زرتشتی شاهنامه را سروده بود هرگز شاهنامه در دل و جان ایرانیان نمی نشست . نگاه فلسفی فردوسی وابسته به دین و آیینی خاص نیست بلکه تلاش می کند روح همگرایی ملی و اخلاق مداری را در تار و پود فرهنگ ایران بپرورد . هر دبدگاهی که فردوسی را وابسته فرهنگ زرتشتی قلمداد کند در راستای جدایی اندیشه فردوسی با مردم ایران عمل کرده است .
    در مجموع دیدگاههایی همانند دیدگاه ایت الله خامنه ای در این باب می بایست مورد توجه و استقبال قرار گرفته و با تمرکز بر اخلاق مذهبی که نقطه اشتراک تمام ادیان و مذاهب است روح همگرابی ملی تقویت گردد .

  16. با سلام . بحث بسیار خوبی بود . متاسفانه در کشور ما خصوصا در صده اخیر با گسترش فرهنگ جدید مغرب زمین این تفکر شکل گرفت که دین از سیاست جداست. عملکرد ضعیف گذشتگان به همراه وازدگی حضرات در دوره پهلوی با راهنمایی کاری استعمار پیر در تحریف ، جعل و به ارایه چهره دگرگون از دین مبین اسلام و … در پیش از انقلاب و پس از آن عملکرد بسیار بدتر حضرات اسلامی در دوران جمهوری اسلامی کار را به جایی کشاند که به شکلی بسیار بد جامعه ایران دچار بی هویتی دینی و فرهنگی شدیدی شد.

  17. اما با مطالعه دیدگاه و مقاله با ارزش دوست عزیزمان با نام مستعار مسلمان سندیت علمی آن کاملا مورد تایید است. گر چه مدیر سایت با خواندن بخشی از آن دچار سرگیجه و اغتشاشات عقلی شدند ولی همین که آن را انتشار دادند نشانه اندکی از بهبود فضای نگه داری از بیماران خطرناک در کشور است. یاوران گرامی بگذارید شما را با یادآوری نکته ای به اهمیت ماجرا و حوادث پشت پرده آن رهنما گردم :

  18. ما در چه شرایطی قرار داریم ؟ آیا دفاع رهبری از شخصیت فردوسی بدین شکل رواست یا ناروا ؟ نکته آنکه استاد مطهری با آن همه دفاع از اسلام و مسلمین و مواضع سرسختانه در دوران پیش از انقلاب فقط بدلیل ایجاد کوششی جهت پیوند تاریخ اسلامی ایران با دوران پیش از آن هم در شرایطی که حاکمیت دین را افیون توده ها می دانست و طبقه عادی جامعه همه چیز را از منظر تفکر و برداشت شخصی از دین ارایه می داد ، این شخصیت بزرگوار با نوشتن کتابی ناچیز به نام خدمات متقابل اسلام و ایران که هنوز هم در مهجوریت کامل بسر می برد توسط رژیم پهلوی زندانی و تنها در اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب توسط گروهک به زعم خود اسلام گرایانه و شیعی مذهب فرقان که در توهمات خود را بالاتر از پیامبر می دانستند مرتد اعلام شد و جالب آنکه گروه بزرگی از حضرات مذهبیون با آنها هم مرام شده در نتیجه به خود اجازه دادند که حکم شیطانی خود به نام خدا جهت پاکسازی جامعه از … به اجرا گذارند. خلاصه آنکه استاد مطهری یکی از اصلی ترین تئورسین های انقلاب اسلامی سحرگاه اردیبهشت ۵۸ مدال پر افتخار زحمات خود را از دست پروردگارش دریافت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد و جز امام خمینی و گروهی اندک کسی در سوگش اشک نریخت.

  19. حضرات پس از شهادتش به حذف فیزیکی اش اکتفا ننمودند و کار را به آنجا رساندند که به ناچار امام خمینی وارد صحنه شد و … پس با یادآوری این خاطره در می یابیم که داعش در بین ما نیز حضوری طولانی دارد.
    اما جناب آقای خامنه ای : واقع شدن قبر این بزرگوار در کنار مزار شریف امام رضا علیه السلام و طبیعتا بافت جمعیتی اطراف آن در صورت کم بصیرتی و دستکاری های دشمنان مکار داخلی و خارجی می تواند که زمینه ساز بروز فتنه ای بزرگ همانند فتنه ۸۸ در درون نظام و ملت گردد. شما توجه کنید آقای خامنه ای این سخنان را در چه جمعی بیان نمودند : اساتید و دانشجویان خبره دانشگاه یا مردم کوچه و بازار ، پس می بینیم که سیاست آقای خامنه ای در این بلبشوی فکری بسیار زیرکانه است که بزرگان گفته اند ؛ دروغ مصلحت آمیز به از / صد راست فتنه انگیز.

  20. اما در مورد اعراب. سئوالی دارم. فرق عرب و تازی چیست ? با نگاه به آیات قرآن و تاریخ به نکته ای بسیار درخور در این زمینه می رسیم. عرب به مردمی گفته می شود که ساکن صحرا و بادیه با فرهنگ خاص خود می باشند. این مردم دارای ادیان گوناگون توحیدی و … و تمدن های جالبی همانند تمدن یمن ، آرامی ، بابلی و … طبقه بندی می شوند . اما تازی در فرهنگ ایرانی به جماعتی بدوی ، وحشی ، دور از تربیت دارای آیین های مشرکانه و کفر آمیز و خلاصه بلای جان خود و دیگران کاربرد دارد. البته این واژه به نیکی میراث دار واژه پارسی سک است که در جای خود بدان می پردازیم. خلاصه اینکه فهمیدیم تازی واژه ای است متفاوت از آنچه بدان عرب می گویند. با مطالعه شاهنامه در وصف تازیان ایشان را از جماعتی به رهبری دو نفر شاخص به نام های بوبکر و عمر می یابیم چه آنکه در کنار واژه منبر از این دو یاد می شود.

  21. پس تازیان جماعتی می شوند عبارت از مردمی وحشی و بی فرهنگ که دارای روح و رفتار آمیخته به منش بوبکر و عمر می باشند چه ایرانی ، آمریکایی ، عراقی ، افغانی و از همه مهمتر وهابی سعودی.

  22. اما توجه داشته باشید همه این ها در کنار سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن استعمار پیر که قرن هاست در این منطقه بدنبال رسیدن به اهداف شیطانی خود است می شود نورعلی نور . چه آنکه خود را آریایی هم می دارد و از خون ما اما نام خلیج فارس بر می اندازد. تازیان را چنان در آغوش می کشد گویا که مادر است ایشان را و هر جا که لازم شد پا بر حلق ما و هم نژادان آریایی هندیمان گذاشته و روی بوبکر ، عمر و اسکندر سفید می نماید . همو که اروپا را به صورت کشوری یک پارچه می خواهد و ما را چونان موجوداتی تشنه به خون هم. همو که یادش رفته کمتر از ۶۵ سال پیش همین اوضاع نابسامان و مردم سوز غرب آسیا را در اروپا به راه انداخته بود ، چه آنکه مورخین متعهد او را افروزنده آتش جنگ بین الملل دوم می دارند نه هیتلر را. همو که …

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئوسرویس و تعمیر کولر گازی