+
خانه / ایران / اسلام و ایران / خدمات متقابل اسلام و ایران / نشر اسلام در هند به همت ایرانیان
نشر اسلام در هند به همت ایرانیان

نشر اسلام در هند به همت ایرانیان

شهید مطهری در مورد نشر اسلام در هند می نویسد:
غزنویان
غزنویان نخستین افراد ایرانى هستند که دین مقدس اسلام را از طریق سند به هندوستان بردند. در زمان این پادشاهان جماعتى از دانشمندان ایرانى به هند رفتند که از جمله آنها بیرونى دانشمند و حکیم معروف خراسانى است.

غوریان
سلاطین غور اصلًا از غور هرات هستند. مورخین مى نویسند در زمان بنى امیه که امیرالمؤمنین را در منابر سب مى کردند و حکام بنى امیه مردم را وادار به این عمل مى نمودند، مردمان غور زیر بار این عمل نرفتند و حکام غور و غرجستان (گرجستان) نسبت به آن جناب اسائه ادب نکردند.
اولین پادشاه مسلمان غورى که به هندوستان لشکر کشید (آغاز قرن هفتم) و دهلى را فتح کرد و آنجا را پایتخت قرار داد، سلطان محمد سام غورى بود. غوریان در هند مصدر خدمات مهمى شدند و در عصر آنان علما و دانشمندان زیادى از ایران به هند رفتند و در آنجا متوطّن شدند. در حقیقت تبلیغات اسلامى در هند از زمان غوریان شروع گردید و مدارس و مساجد رونق پیدا کرد.

تیموریان
ظهیرالدین محمد بابر که از احفاد امیر تیمور بود به هندوستان لشکر کشید و دهلى را مرکز خود قرار داد. پس از وى گروهى از فرزندانش تا مدت چهار قرن بر هندوستان حکومت راندند. روابط تیموریان هند و پادشاهان صفویه بسیار حسنه بود و در این زمان جماعت زیادى از ایران به هند رفتند. در عصر تیموریان تمام مناصب حکومتى و مذهبى در دست ایرانیان بود. هزاران شاعر، عارف، فقیه، مجتهد از ایران به هندوستان رهسپار شدند و در آنجا به تبلیغات اسلامى پرداختند.

قطبشاهیان دکن
محمدعلى قطبشاه در همدان متولد شد و در عنفوان جوانى از ایران به هند رفت. او در سال ۹۱۸ هجرى رسماً زمامدار منطقه دکن شد. هنگامى که شنید شاه اسماعیل مذهب شیعه را در ایران رواج داد، وى نیز در منطقه دکن مذهب تشیع را رواج داد و مذهب رسمى اعلام کرد.
قطبشاهیان در دکن در تبلیغ دین اسلام و مذهب تشیع سعى و کوشش کردند و در ایام سلطنت این طبقه جماعتى از ایران براى تبلیغات دینى به ناحیه دکن رفتند.
قطبشاهیان مدت دو قرن بر این منطقه حکومت کردند و تاریخ آنان بسیار مشروح است.

عادلشاهیان بیجاپور
سرسلسله این خاندان یوسف عادلشاه ایرانى است که در ساوه بزرگ شده است. وى در آغاز جوانى از ایران به هندوستان رفت و بعد از مدتى سلطنت این ناحیه را در دست گرفت و به یوسف عادلشاه ساوه اى معروف بود.
عادلشاهیان نیز مذهب تشیع داشتند و در ترویج و تبلیغ امور دینى بسیار کوشش کردند و بسیارى از مناطق مرکزى هندوستان که در دست بت پرستان بود، در زمان على عادلشاه به تصرف مسلمین درآمد.
در اردوى عادلشاهیان پیوسته گروهى از علما و دانشمندان ایران و سادات نجف اشرف، کربلاى معلّى  و مدینه منوره شرکت داشتند و امور دینى را زیر نظر خود مى گرفتند و بیشتر کارهاى سیاسى و حکومتى را نیز ایرانیان در دست داشتند.

نظامشاهیان احمدنگر
پس از استقرار تیمابهت بر اریکه سلطنت در هند مذهب تشیع را پذیرفت و در ترویج مذهب جعفرى بسیار کوشش کرد.
رجال دربارى و حکومتى و شخصیتهاى مذهبى مملکت نظامشاهیان نیز اکثر ایرانى بودند و امور سیاسى و مذهبى را اداره مى کردند. شاه طاهر همدانى، معروف به دکنى در عصر این پادشاهان به هندوستان رهسپار شد.
شاه طاهر که ابتدا از طرفداران شاه اسماعیل بود با وى مخالفت کرد و نزدیک بود کشته گردد. وى به طور مخفیانه وارد هند شد و در دربار نظامشاهیان بسیار معظّم و محترم زندگى مى کرد. خدمت شاه طاهر در هند بسیار اهمیت دارد؛ علماى زیادى را در موضوعات مختلف اسلامى تربیت کرد و حوزه درسى وى یکى از بزرگترین حوزه هاى علمى هندوستان بود.

ملوک نیشابورى اود
در زمان شاه سلطان حسین صفوى، سیدمحمد نامى از علماى نیشابور به هندوستان رفت. یکى از احفاد سیدمحمد به نام برهان الملک فرماندار صوبه اود شد. وى بعد از چندى در آنجا استقلال به هم رسانید و ارتباط خود را با دهلى قطع کرد. پس از وى فرزندانش در این ناحیه سلطنت مى کردند.
در زمان پادشاهان نیشابورى جماعت زیادى از نیشابور و مشهد مقدس و سایر شهرهاى خراسان به هندوستان رفتند و در شهر لکهنو که مرکز حکومت آنان بود ساکن شدند، و تقریباً تمام رجال مذهبى و سیاسى این دسته از ملوک هند خراسانى بودند.

غیر از چند طبقه از سلاطین که ذکر شد، طبقات دیگرى نیز در بنگاله، بهار، گجرات، برار و پنجاب سلطنت کرده اند و هرکدام در منطقه خود در ترویج اسلام کوشش کرده اند. («مجموعه آثار استاد شهید مطهری»، ج ۱۴، ص ۳۴۳ ـ ۳۴۷)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>