+
خانه / ایران / ایران پرستی / حمله ی شریعتی به باستان پرست ها / مقایسه ی بیست سال نخست اسلام با هزار سال ایران باستان
حمله ی شریعتی به باستان پرست ها / مقایسه ی بیست سال نخست اسلام با هزار سال ایران باستان

حمله ی شریعتی به باستان پرست ها / مقایسه ی بیست سال نخست اسلام با هزار سال ایران باستان

به قلم دکتر علی شریعتی
«اسلام را نگاه کنید، در همان بیست سال اول به اندازه ای چهره های درخشان طلوع می کند که در هزار سال ایران باستانی هرچه می گردی یکیش را نمی یابی!
این اواخر، در زمان انوشیروان و بعد از او به اسم چند طبیب و حکیم بر می خوریم اما چه زود دماغ سوخته می خرند! اسم ها همه خارجی است، بختیشوع و… آری، این ها دانشمندان روم شرقی اند که از ترس مسیحی شدن ژوستی نین دررفته اند و به اینجا آمده اند و دانشگاه گندی شاپور را ساخته اند، پناهندگان سیاسی اند. پس اوّلین دانشگاه ما را هم در عصر طلایی باستان، یونانی ها ساختند!
پس چرا پس از اسلام، همین ملّت یائسه و عقیم، چنان یکباره شگفت و بنیانگذار دانشگاه ها و مدرسه ها و کتابخانه های بی نظیر در عالم (حتّی امروز) و صاحب آن همه کشف و کرامات در عالم بشری شد و سلطه نبوغ علمی و هنری و فکری و سیاسی اش از چین تا شمال افریقا و جنوب اروپا سایه افکند و دامنه اش تا قلب اروپای قرون وسطی و رنسانس و اروپای جدید هم رفت؟
باز هم انقلاب، انقلاب فکری، ایمان داغ و نو و دگرگون کننده روح و نژاد و بینش و همه چیز! ایدئولوژی! آنچه خودجوشی و آفرینندگی و بارآوری و فرهنگ و تمدن راستین خلق می‌کند!
و چه دوستی خاله خرسه ای است دوستی ایران دوستان خیلی خیلی… بله! که به علّت دشمنی آلامد با اسلام، خط بطلان بر روی این همه سرمایه هایی عظیم و افتخارات شخصیّت ساز و گرانبهای پس از اسلام می کشند، که هیچگاه نژاد ایرانی این چنین ندرخشیده و اسناد این گونه زنده و موجود که دنیا بدان معترف است، از قدرت نبوغ و خلاقیت و شایستگی ذاتی خود در دست ندارد.
و آنگاه پس از تحقیر یا کتمان این فرهنگ و تمدن عالمگیر (اسلام) باید بدوند، دنبال سند قومیّت و افتخارات باستانی و چون چیز قابلی گیر نمی آورند، ببافند که بله، نخیر بوده، خیلی هم بوده، اما همین عرب ها از بین برده اند، بوده، خیلی هم بوده، اما اسکندر ملعون برداشته و با خودش برده به یونان و بعد از روی همان «بُُرده ها»ی ما، آن همه فیلسوف و هنرمند و دانشمند و ادیب درآمده و یونان، یونان شده است.
خوب، به چه دلیل؟ به دلیل عقل! یعنی ممکن است یک ملّت بزرگ و نامی و نیرومند و متمدّن مثل ایران دوره هخامنشی و اشکانی و ساسانی چیز حسابی نداشته باشد؟ فیلسوف و شاعر و متفکّر و دانشمند و نویسنده نداشته باشد؟ نخیر! پس داشته است! بله! خوب، برده اند! البته! همین اسکندر یا عرب ها برده اند! پدرسوخته ها! حتی اسم فیلسوف ها و شاعرها و نوابغ بزرگ ما را هم بی شرف ها برده اند.
خوب حالا تکلیف ما چیست؟ هیچی فحش بدهیم به عرب ها و اسکندر و کودکانمان را از کودکی با بغض و دشمنی با این ها بار آوریم تا فردا که بزرگ شدند بدانند که چه کسانی آنها را به این روز انداختند، تا دیگر گول اسکندر و عمر و یزید بن مهلب را نخورند و با پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک که تنها باقیمانده فرهنگ عظیم باستانی ما است زندگی کنند! احسنت!»

منبع:
بازگشت به کدام خویش؟، علی شریعتی، صفحه ۲۱۴ ـ ۲۱۷.

۸۹ نظر

  1. اسلام را نگاه کنید، در همان بیست سال اول به اندازه ای چهره های درخشان طلوع می کند که در هزار سال ایران باستانی هرچه می گردی یکیش را نمی یابی!
    این اواخر، در زمان انوشیروان و بعد از او به اسم چند طبیب و حکیم بر می خوریم اما چه زود دماغ سوخته می خرند! اسم ها همه خارجی است، بختیشوع و… آری، این ها دانشمندان روم شرقی اند که از ترس مسیحی شدن ژوستی نین دررفته اند و به اینجا آمده اند و دانشگاه گندی شاپور را ساخته اند، پناهندگان سیاسی اند. پس اوّلین دانشگاه ما را هم در عصر طلایی باستان، یونانی ها ساختند!
    من همین یک پارگرافو خوندم اما سند این حرف چیست این که میگه نمیدانم فلان دانشمند رومی بوده سندش چیه به چه دلیل میگه این که میگه فلان دانشگاه را رومی ها ساختن با چه سند ودلیلی میگه؟ و اینکه در ۲۰ سال اسلام چهره های درخشان بیشتر از هزار سال ایران است این فقط حرفه با چه سندی میگه اصلن ملاک چهره درخشان چیه البته چهره های دینی درخشان قبول دارم اما ملاک حرفشون چهرهای دینی بوده؟ والا من تا اونجاییکه حرف های شریعتی را تو این سایت خوندم فقط حرف بدون سند مدرک میزنه و حرف هاش بدون ارزش هست

    • دلیل آوردن سخنان بعضی صاحب نظران که حتی مدرک نشون نمیدن، اینه که نشون بدم اولا بعضی روشنفکران که چندان تعصب دینی ندارند چنین حرفهایی می زنند و دیگر اینکه برخی بازدیدکنندگان روی حرف چنین شخصیتهایی حساب می کنند حتی اگر سندی برای گفته ی خود ذکر نکنند.
      سخن شما از این نظر درسته که این سخنان را نمی توان بعنوان یک بحث علمی مطرح کرد

      • شریعتی متعصب دینی نبوده؟
        شوخی می کنید؟
        هیچ روشنفکری ایشون رو به عنوان یک متفکر مستقل و منصف قبول نداره. فقط متعصبان دینی وی را روشنفکر دینی(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) می نامند و همهخ م یدونند روشنفکر دینی یعنی ابوبکر بغدادی شیک و تمیز

  2. جناب بظاهر مسلمان، شما میخواین درباره شریعتی نظر بدین ؟؟؟ چون شریعتی مجوسیان رو رسوا کرده روشنفکر نیست ؟؟ لابد روشنفکر اونایی هستن که یک روز درمیون خودکشی میکردن یا یک مترجم بی سوادی بیشتر نبودن ؟؟ شریعتی سوربن فرانسه درس خونده و در خانواده ای با اصالت و تحت تربیت پدری مبارز و دیندار که اقای محمدتقی شریعتی باشن بوده . نه مثل زرتشتی زده ها و کوروش پرستان بی سرو پا باشه. شریعتی یک اصلاحگر افکار مردم ایران بود چه مسلمان چه مجوسی زده متوهم مثل تو .

    • سهیل حرفات ارزش پاسخ نداره. اول ادب بیاموز

    • برای مدیر سایت متاسفم که این آقا تمام زرتشتیان و ایران دوستان رو بی سر و پا میخونن و مدیر محترم هم تایید میکنند . لحظه ای یاد قوانین سایت افتادم … فکر کنم این قوانین فقط برای عده خاصیه !

      • سایرس جان اعتنایی به سهیل عرب پرست نکنید. بگذارید تا میخواد یاوه بگه. آدم از شدت بی وطنی و بی غیرتی و بی اصل و نسب بودن باید به کجا برسه که ادعاهای دشمنان ایران رو برای کوبوندن ایران و ایرانی ردیف کنه؟

        یارب این نو‌دولتان را بر خر خودشان نشان// کاین همه ناز از غلام و اسب و استر می‌کنن
        حافظ

    • سهیل تو کی هستی چرا به ایرانیهای با وجدان توهین می کنی

    • سلام به همه، این دقیقا همان فرهنگی هست که بعد از اسلام روی رفتار و کردار و پندار ما حاکم شده است، یعنی بی‌فرهنگی!!!!

  3. وقتی قدرت و سواد جواب دادن ندارین اجباری نیست بقیه از تحلیل و تفسیرهای آبدوغ خیاری شما مستفیض بشن . ضمنا به رفیقتون هم سلام یرسونید …همونیکه به بچگی دیگران میخواست بخنده ولی اول باید به حال خودش گریه کنه که دو سه روزه سایت مورد تازش شما زرتشتی زده ها و باستانپرستان متوهم قرار گرفته.

    • جدا از تمام بحثا، ادمایی ک گذشته کشورشونو زیر سوال میبرن و ب اجداد خودشون میگن مجوسی، توی هیچ فرهنگ و آیین و کشوری، ۱ ریال ارزش ندارن

      • مطلقا سهیل و اثال سهیل که بی ادبی رسم و آیینهشونه رو جدی نگیرید و پاسخ ندید. نمونه ای ازجمله های این … :

        ۱. سایت مورد تازش شما زرتشتی زده ها و باستانپرستان متوهم قرار گرفته
        ۲.شریعتی مجوسیان رو رسوا کرده
        ۳. روشنفکر اونایی هستن که یک روز درمیون خودکشی میکردن یا یک مترجم بی سوادی بیشتر نبودن
        ۴. نه مثل زرتشتی زده ها و کوروش پرستان بی سرو پا باشه.
        ۵.چه مسلمان چه مجوسی زده متوهم مثل تو .
        ۶.cyrus the great پسر چوپانی بود از ایل مردها که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد . cyrus the great در ایام جوانی به امور پست اشتغال ورزید و از این جهت مکرر تازیانه میخورد .او با استیگاس اخرین پادشاه ماد هیچگونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر به مقام سلطنت رسید . دوست او اوبارس هم از حیث تقلب معروف بود
        ۷. مثل تو دروغگو و متوهم نیستم و تعصب بیجا ندارم . اگر ایران باستان بجای تربیت رمال و جادوگر و فرمانده جنگی دوتا مثل طبیب کتزیاس که از یونان برای معالجه پادشاه ایران اومده و دربار ایران همیشه برای پزشک پشت دروازه های یونان و مصر و…دست گدایی دراز میکرده تحویل داده بود دیگه لازم نبود کوروش رو بزرگنمایی کنی .

      • وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلاَ یَهْتَدُونَ
        و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید میگویند نه بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافته ‏ایم پیروى می‏کنیم آیا هر چند پدرانشان چیزى را درک نمیکرده و به راه صواب نمی‏رفته‏ اند [باز هم در خور پیروى هستند]
        ۱۷۰ بقره

    • سهیل جان ، دمت گرم!

  4. کتاب ایران باستان پیر نیا ج ۱ ص ۲۱۵ به بعد کتزیاس در کتاب فوتیوس به نقل از نیکولای دمشقی ((((((( cyrus the great پسر چوپانی بود از ایل مردها که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد . cyrus the great در ایام جوانی به امور پست اشتغال ورزید و از این جهت مکرر تازیانه میخورد .او با استیگاس اخرین پادشاه ماد هیچگونه قرابتی نداشت و از راه حیله و تزویر به مقام سلطنت رسید . دوست او اوبارس هم از حیث تقلب معروف بود)))))))

    • سلام خب پزشک یک پادشاهی دلیل نمیشود که طرفدار آن خاندان باشد الان خیلی از پزشکان وخدمتکاران خاندان پهلوی هستند که به مناسبت پیروزی انقلاب میایند در تلوزیون واز خاندان پهلوی بد میگویند

    • درود. اقای سهیل لقب کتزیاس بزرگترین جاعل تاریخ است چه می گویید؟
      محمد بن عبدالله هم در کودکی راهزنی و دزدی از کاروان ها و این امور اشتغال می ورزیده !
      نیکلای دمشقی خود گفته کورش کبیر فلسفه را از مغان زرتشتی آموخته بود!
      کتزیاس فیثاغورس همشون ازادانه به ایران امدند و کسی دعوتشون نکرد!!
      در ضمن اشو زرتشت اینقدر دانا و خردمند بود که حدودا هزار سال فلاسفه و دانشمندان بزرگ رومی مصری و یونانی تمام دانش هارا به او نسبت میدادند. در نزد انان بالاترین دانش و خرد اسرار مرموز بود و زرتشت همه این اسرار را میدانست!نجوم، پزشکی و اخترشناسی حتی ریاضیات هم از ان او میدانستند!

  5. کتزیاس دشمنه ایران بوده ؟؟؟؟ کتزیاس که پزشک اردشیر دوم بوده .! من عرب پرست هستم ولی مثل تو که اسم خودت رو عقل گذاشتی و با صدتا اسم نظر میدی دروغگو و متوهم نیستم و تعصب بیجا ندارم . اگر ایران باستان بجای تربیت رمال و جادوگر و فرمانده جنگی دوتا مثل طبیب کتزیاس که از یونان برای معالجه پادشاه ایران اومده و دربار ایران همیشه برای پزشک پشت دروازه های یونان و مصر و…دست گدایی دراز میکرده تحویل داده بود دیگه لازم نبود کوروش رو بزرگنمایی کنی .

    • با توجه به همین نوشته ها، آشکارا و به راحتی و با استناد و استدلال به گفته های مورخان باستان و نیز اسناد و کتیبه های مکشوفه ی هخامنشی و بابلی و…، می توان بیان کرد که کتزیاس در گفتن روایات نادرست تبحر داشته است و افسانه سازی وی بین مورخان باستان شهرت داشته است. اکثر مورخان باستان از جمله فوتیوس، پلوتارک و دیگران وی را دروغگو و افسانه ساز قلمداد کرده اند.
      بنابراین تا آنجا که به ارزیابی مورخان باستان مربوط می شود؛ آنچنانکه پلوتارک میگوید کتزیاس کتابش را از افسانه ها و دروغ ها، پرکرده است. برای مثال در کتاب ایندیکا، درباره ی انسان هایی شگفت انگیز می گوید، از رودهای با آب طلا و از چشمه هایی که از آنها طلا می جوشد می نویسد و حیوانات افسانه ای و باورنکردنی را وصف می کند.
      جالب است که غالب این افسانه ها را نه بعنوان یک نقل قول از دیگران یا یک روایت از یک راوی یا راویانی، بلکه بعنوان مشاهده ی شخصی کتزیاس بنا به تصریح خودش شاهدیم.
      گویا کتزیاس مدعی بوده است که به اسناد رسمی هخامنشی دسترسی داشته است و از آنجا که وی در دروغگویی مشهور بوده است و ادعاهای دور از باور دیگر نیز داشته است (مثل سفر به هند و وصف حیوانات و انسانهای عجیب و طبیعت شگفت) می توان به این گفته با دیده ی تردید نگریست.
      پس طبیعی است که دیاکونوف می نویسد: «نوشته‌های کتزیاس جنبهٔ داستان‌سرایی و تفریح‌انگیز دارند»

  6. اصلا دوست ندارم وقتم رو با جواب دادن به حرفایه بی ارزش شما تلف ولی چاره ای نیست . اولا که من مثل شما از خودم حرف نزدم هر مطلبی آوردم از کتاب های معتبر نوشتم حالا چون بر خلاف توهمات شماست قرار نیست غلط باشه شما هم بخاطر اینکه جوابی ندارین بدین بهتره سکوت کنید یا دلیلی بر رد مطالب من بیارین نه اینکه حرف هایی که من نوشتم رو تحویل منو بقیه دوستان بدین و وقت گرانبهایه مدیر سایت و دیگر خلق الله بگیرین …

  7. این دروغ و توهم و کمبود اطلاعات و نژادپرستی وتهمت به بزرگان و… هست که ۱ ریال ارزش نداره

  8. جناب سهیل:
    مرحوم حسن پیرنیا سر گذشت کورش را از قول چندین مورخ از جمله هرودوت، گزنفون، کتریاس،دیودور،ژوستن در جلد ۱ کتاب تاریخ ایران باستان آورده است . شما فقط روایت کتریاس را انتخاب کردید(چون از کورش بد گفته)در صورتیکه نظرات چهار مورخ دیگر مخالف نظر کتریاس است. مخصوصا هرودوت و گزنفون

  9. آقای پیمان هرودوت که عقیده داشت پارسیان دنیارو به بردگی گرفتن !!!که درست هم گفته . میخواین روایات گزنفون از آتش زدن خانه های مردم رو توسط کوروش رو بنویسم تا با پدر ایرانزمین بهتر اشنا بشین ؟؟؟؟؟

    • بله بنویسید ، خیلی طرفدار غیاث ابادی هستی اما بهتر نیست حداقل چرندیاتش تا اخر بخونی ؟

      • غیاث آبادی کیه ؟؟ کوروش نامه صفحه ی ۲۱۴ ترجمه مشایخی انتشارات علمی فرهنگی ماله غیاث ابادیه باهوش ؟؟ گزنفون کتاب سیرت کوروش انتشارات دنیای کتاب ص ۲۶۷ ماله غیاتث ابادیه ؟؟ گزنفون غیاث ابادیه ؟؟؟

        • کوروش بی دلیل جایی رو آتش نزده

        • کورش هیچ جایی اتش نزده ، موضوع اتش زدن خانه ها فقط یک حرف بود که عملی نشد اما امثال غیاث بادی کذاب که تو به چرندیاتش چشم دوختی همین حرف به یک رخداد تاریخی تبدیل کردن !
          به همون صفحه ای که استناد کردی مراجعه کن و از اتش سوزی خانه ها اسکرین شات بزار ،زود !!!
          ثانیا خانه ها متعلق به غیر نظامیان نبود قسمت جلویی شهر مربوط به مدافعین شهر بود که همانطور که کورش گفت فقط حصار ها میسوختند و این فقط موجب فرارشان میشد !
          اسکرین شات از کتاب :
          http://uupload.ir/files/bv86_یک.jpg

  10. اولا اینکه پس از حمله اعراب تا قرنها ایران دچار رخوت و انزوا شده بود چون شواهد مکتوبی وجود داره که  اعراب هر نشونه ای که از تمدن ایرانی میدیدن رو از بین میبردند مثلا کتابخانه ها رو به آتش میکشیدن . و این به جز کشتار و خشونتی هست که مرتکب شدن . در مورد تمدن اسلامی هم باید گفت که دو دلیل اصلی داشت : اول اینکه بعد از مدتی که اعراب دیدند توانایی اداره امور مملکتی رو ندارن و از طرفی بدنبال خوشگذرانی و عیاشی بودند ناگزیر از ایرانیها برای اداره امور مملکتی بهره گرفتند و به این ترتیب پای ایرانیان به مناسب حکومتی و وزارت باز شد و زمینه ساز شکوفایی مجدد علم فراهم شد . دلیل دوم اینکه پس از تثبیت حاکمیت اسلامی در ایران بنا به دلایل سیاسی موجی از دانشمندان و اندیشمندان یونانی به سمت ایران سرازیر شدند و در شهرهای مهم ایران مانند جندی شاپور (نیشابور) دانشگاه تاسیس کردند و در واقع علومی که باعث ایجاد تمدن اسلامی در آن زمان شد از یونان به ایران وارد شد و به دلیل حضور ایرانیان در مناسب حکومتی زمینه برای رشد و ترقی و استفاده از دانش رومیان فراهم گردید .

    ماخذ:چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت .

  11. طرز تهیه روشنفکر :ابتدا ریشی سیبیلی سبیل هیتلری چیزی بلند میکنیم سپس با کمی سیگار ترجیها پیپ قاطی میکنیم سپس فحاشی به همه ادیان الهی را اضافه میکنیم و خوب هم میزنیم سپس خمیر مایه اصلی آن یعنی فحاشی به عرب و ترک و افغانی و بلوچ را میریزیم خب روشنفکر ما آماده شد .برای تزیین هم میتوانید خودکشی به مقدار لازم اضافه کنید

  12. عزیزان ما قبل از حمله اعراب وحشی و خون اشام در ایرانمون هم دین داشتیم هم خداپرستیداشیم خیلی هم بهتر از مال اعراب پس نتیجه میگییم که اعراب فقط برای غارت و دزدی و کشور گشایی به کشورها حمله میکردن و یک مشت خرافات چرت و پرت تحویل مردم میدادن دینی که میگه خورشید بعد از غروب تو چشمه گل فرو میره و صبح خورشیدو میزارن تو گاری میارن رو اسمون با عقل سالم جور درنمیاد برید دنبال خرد عزیزان از عرب واسه ما جز نکبت و بدبختی چیزی درنمیاد

  13. در اواخر سلسله ساسانیان وقتی که روحانیون زرتشتی به قدرت رسیدند و در سیاست دخالت کردند برای ایجاد قدرت بیشتر تحصیل میان افراد عادی جامعه رو ممنوع کردند و اختلاف طبقاتی به وجود اوردند تا مردم نتوانند علیه انان قیام کنند
    در زمان حکومت هخامنشیان به دستور کوروش بزرگ تمام فرزندان سرزمین ایران به صورت رایگان به سواد اموزی پرداختند
    ایرانیان دانشمندان زیادی داشتند به گونه ای که در زمان هخامنشیان نفت را تا مقطع بنزین تجزیه کرده بودن و سرستون ها را به قیر یا نفت خام اغشته کرده بودن تا سیاه شود
    حتی زمانی که عرب های مسلمان به ایران حمله کردند عمر به انها دستور داد که کتابخانه های ایران را اتش بزنند اگر مردم ایران نادان و بدون دانش بودند پس این کتاب ها رو چه جوری نوشتند که متاسفانه من از نام انها اگاهی ندارم
    بعد از ورود اسلام همه مردم نمی توانستند به علم و سواد اموزی رو بیارن واسه همین اون چند نفری هم که به مدارج بالای علمی رسیدند این همه معروف شدن حتی در برخی دوره ها سواد اموزی رو حرام می دونستن و مردم اجازه یاد گرفتن سواد به فرزندانشون به خصوص دخترها رو نمی دادند
    درسته که علم های زیادی در قران هست ولی از همون ابتدا که اسلام این علم رو به صورت مستقیم در اختیار مسلمانان قرار نداده بلکه با پیشرفت علم داره اثبات میشه

    “حضرت محمد فرمودند: اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین پارس به ان دست می یابند”
    این گفته خود گواه بر علم بالای مردم ایران هست و یادمان نرود وقتی حضرت محمد (ص) این سخن رو گفتن مردم ایران زرتشتی بودند و هیچ مسلمانی بینشون نبود
    اقای فاطمی من قبلا در این سایت منبعی برای حرفام معرفی کردم و شما به خاطر اینکه نویسنده اون کتاب از نویسندگان معاصر بود نپذیرفتید پس چه جوری سخنان اقای شریعتی رو که در زمان معاصر می زیستند رو قبول دارید

    کتاب ایران باستان
    کتاب سرزمین جاوید
    کتاب نفت از اغاز تا به امروز
    مستند تخت جمشید
    و…

  14. مگر با آتش زدن کتاب ، تفکر و علم ایجاد شده بین یک ملت از بین میرود ؟

  15. زرتشتیان میگویند:

    ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ !

    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ،
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ
    ﺍﺯ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ…
    ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻭ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ، ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ .
    “ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ “…..
    ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !

  16. کسی های هم که میخون از اعراب دفاع کنن دچار هذیان گویی شدن
    از یک طرف میگن این کشورگشاییهای اعراب مورد تایید شیعه نیست ،
    از یک طرف وقتی مقایسه فرهنگ و تمدن باشکوه ایران با اعراب وحشی میشه
    از اعراب حمایت میکنن

  17. در زمان ما روی تابلو بسیاری از مؤسسات زردشتی نقش اهورا مزدا با همان ریش و عصا ویال و کوپال به عنوان یک آرم ملی به چشم می خورد و این خیلی عجیب است زردشتیان از یک طرف خود را موحد قلمداد می کنند و اهورا مزدا را همان الله مسلمانان که به تعبیر قرآن «لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر؛ او را هیچ چشمی درک نمی کند و حال این که او بینندگان را مشاهده می کند و او نامرئی و به همه آگاه است.» (انعام/ ۱۰۳) معرفی می کند و از طرف دیگر شکل و شمایل برایش می کشند و تاج و ریش و عصا برایش می سازند و او را به صورت یک بت نمایش می دهند.
    به قول استاد شهید مطهری: «حقیقتا مایه شرمساری ایران و ایرانیان است که با این که چهارده قرن است به عالی ترین مفاهیم توحیدی نایل شده اند و نغزترین گفتارها را به نثر و نظم در این زمینه انشا کرده اند، خدای مجسم و شاخ و بالدار برایش بکشند و بعد هم اصرار کنند که این را به عنوان یک آرم ملی بپذیر. اگر این بت پرستی نیست پس بت پرستی در دنیا معنی ندارد.»

    • واقعا برای شما و امثال شما متاسفم…شماهایی که دم از علم و دانش و اگاهی و معرفت و بضیرت میزنید…واقعا متاسفم که هنوز تفاوت فروهر رو با مزدااهورا بزرگ دانای هستی بخش رو که اشوزرتشت بیش از ۲۰۰۰ سال قبل از حضرت محمد اونو به جهانیان معرفی نمود اشتباه میگیرید…از اقای مطهری هم بعید بود واقعا که…جالبیش اینه ادعاتون هم میشه که پیروعلم هستید

  18. در سال ۱۳۳۰ خورشیدی، باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانی را یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیل‌های الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانی ساخته شده و به کار برده می‌شده‌اند. او این پیل‌های تیسفون را Bagdad Battery نامید.

    اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازه‌ای تعجب و شگفتی جهانیان را بر انگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و آمریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقاب‌های پرنده و کشتی‌های فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود که ایرانیان ۱۵۰۰ سال پیش از گالوای ایتالیایی(۱۷۸۶ میلادی) پیل الکتریکی را اختراع نموده باشند.

    باتری بغداد
    یونانیان و مصریان با الکتریسیته ساکن آشنایی داشتند. پارتیها (اشکانی) در بغداد در فاصله سالهای ۲۵۰ق. م تا ۲۲۴ پ.م. باتری الکتریکی ساختند. شرکت جنرال الکتریک این باتریها را شبیه‌سازی کرده است
    باتری بغداد ۲ .jpg
    ۲۰۰۰ سال پیش از اینکه کنت ولتا الکترودهای مشهور خود را به پای قورباغه متصل کند، باتری الکتریکی مورد استفادهٔ پارتیان بوده. این باتریها به باتری‌های بغداد مشهورند. با روش “تعیین عمر کربنی (Radiocarbon dating)”دریافتند که قدمت این پیل‌ها به ۲۰۰ پ.م. می‌رسد. این پیلها دارای بدنهٔ بیرونی از جنس ارتن ور بوده که حاوی میله‌ای آهنی است و به وسیلهٔ بخشی از بدنهٔ مسی (میلهٔ آهنی درون استوانهٔ مسی) ایزوله شده است. زمانی که درون محفظه با محلولی الکترولیت مانند آبلیمو پر شود، این وسیله جریان الکتریکی خفیفی تولید می‌کند. آزمایش‌های بعدی نشان داد که این وسیله ممکن است برای آبکاری جواهرات به کار می‌رفته
    در سال ۱۹۳۸ باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیگ که در آن زمان ادارهٔ موزهٔ بغداد را به عهده داشت، در زیر زمین این موزه به جعبه‌ای برخورد که شیئ (اشیاء) عجیبی در خود داشت. او پس از تحقیقاتی به این نتیجه رسید که این وسیله شبیه یک باتری مدرن است. او در مقاله‌ای این مطلب را منتشر کرد و از این وسیله با عنوان باتری باستانی یاد کرد که برای آبکاری و انتقال لایه‌ای از طلا یا نقره از سطحی به سطح دیگر به کار می‌رفته. وی همچنین این تئوری را مطرح کرد که احتمالاً با اتصال چند باتری باستانی قادر بودند که (ولتاژ) خروجی بیشتری تولید کنند.

    بسیاری از اشیای باستانی که در موزه‌ها به عنوان طلا در نظر گرفته می‌شوند ممکن است نقره‌هایی باشند که آب طلا داده شده‌اند. نمونه‌های بیشتری از این باتری‌های باستانی در سال ۱۹۹۹ توسط دانشجویان دکتر Marjorie Senechal، استاد ریاضیات و تاریخ علم در کالج اسمیت ماساچوست، ساخته شد. آنها با پر کردن کوزهٔ آن با سرکه قادر به تولید ولتاژ ۱٫۱ ولت بودند. علاوه بر تئوری استفاده از این باتریها برای آبکاری فلزات، تئوری‌های دیگری مبنی بر استفادهٔ پزشکی یا موارد دیگر داده شده
    ایرانیان از این پیل‌های الکتریکی جریان برق تولید می‌کردند و از آن برای آبکاری اشیاء زینتی سود می‌جستند. اما در پهنه دریانوردی ایرانیان از این اختراع جهت آبکاری ابزارهای آهنی در کشتی و جلوگیری از زنگ زدن و تخریب آنها استفاده می‌کردند.

    {ماهنامه پیام دریا، ماهنامه اطلاعات علمی، مقاله اختراعات ایرانیان در پهنه دریانوردی و نجوم (جعفر سپهری)}

  19. حرف های شریعتی را خیلی جدی نگیرید چون خودش هم نفهمید آخرش مسلمان هست یا نه……..شما گه شریعتی را قبول ندارید …….

  20. هوشتانه(کیمیاگر ،استاد دموکریت مبتکر نظریه اتم- دوره هخامنشیان)
    آرتاخه(مهندسی سازه)
    آذرباد مهراسپندان( حکیم و اندیشمند – دوره ساسانیان)
    بابد (موسیقی دان – ساسانیان)
    برزویه ( پزشک، اندیشمند، آشنا به زبان های گوناگون – ذوره ساسانی)
    بزرگمهر بختگان (اندیشمند – ساسانی)
    بورباس( مدیر آبراهه آتوس)
    مانی ( فیلسوف و هنرمند)
    نکیسا( موسیقی دان)
    ثرتیه(پزشک)
    جاماسپ(فیلسوف)
    جهان برزین(سازنده تاقدیس)
    مهرنرسی
    و…..
    منبع: مقدمه کلیله دمنه -باب برزویه دریچه ای بر فرهنگو تربیت در لیران باستان- جستاری در کشف ریشه های ایرانی مفاهیم مشترک حکمی متنبی و فردوسی- تمدن هخامنشی و …

    • تریتا اولین پزشک پارسی .

      اصلا نیازی به ردیف کردن اسامی هزاران هزار دانشمند و فیلسوف و مهندس و هنرمند و پزشک که خیلیهاشون بعلت نابود کردن کتب از دست رفته نیست.
      هر عفل سلیمی میگه
      بزرگترین امپراطوری دنیا با اون وسعت و عظمت و شکوه و بناهای عظیم و سیستم اب رسانی شهری و راه شوسه و چاپار و کاروانسراهای سر راه و گارت اعتباری معتبر برای وزیران و بزرگان و بازرگانان و ساخت کشتیهای عظیم و داشتن پادشاهان و امپراطوران و دریا سالاران زن و سیسیتم مالیات و گزیت پیشرفته و صنعت نساجی قوی و صنایع دستی ظریف و زیبا ، صنعت تهیه ابزارآلات جنگی متنوع، منشور حقوق بشر ، برابری زن و مرد در کار و شغل و درامد برحسب شایسته سالاری و قوانین مدون در هر منطقه با توجه به نوع زندگی ملتها بجهت وسعت امپراطوری ، آزادی عقیده و دین و هزاران امتیاز دیگر
      حتما یه همچین سیستمی دارای بهترین و بزرگترین دانشمندان و فیلسوفان و هنرمندان و مهندسان و صنعتگران بوده
      و هر ملتی که به ایران چشم طمع میدوخته درپی تصاحب این خاک و ازبین بردن مکتوبات این بزرگان و سلطه بر ایران بوده …… خیلی واضحه
      چون ما برخلاف اعراب وحشی بت پرست ، قرنها قبل به یگانگی خداوند رسیده بودیم

  21. بحث اسلام و عرب جدا است
    ما ایران را دوست داریم ، اما میان زرتشت و اسلام، اسلام را انتخاب می کنیم
    متاسفانه نوجوانان الان بخاطر حمله عرب، اسلام را قبول ندارد
    ایرانیان بهتر از عرب ها هستند اما بخاطر تفکر غلط نوجوانان و یکی فرض کردن عرب و اسلام
    باید از خوبی های عرب های مسلمان بگوییم

  22. آریایی هایی که آریایی نیستند!!!!!

    درصد پایین هاپلوگروه R1a (مارکر R-M17) در غرب ایران، نشان میدهد که مدل دوم Colin Renfrew در این مورد اتفاق افتاده است.یعنی گویشوران مهاجم هندواروپایی که تعدادشان نسبت به ساکنان بومی این مناطق کمتر بوده است، زبان خود را به مردمان بومی غرب ایران تحمیل کرده اند که Renfrew به این فرآیند تسلط اقلیت نخبه میگوید.
    در این مورد عواملی مانند قدرت نظامی، اقتصادی و توانایی سازماندهی به مهاجمان هندواروپایی از استپ های روسیه این امکان را داده است که فرهنگ خود را به تمدنهای باستانی غرب ایران تحمیل کنند.به عنوان مثال استفاده این صحرانشینان از اسب چه به صورت کشیدن ارابه و یا استفاده تحت عنوان سواره نظام می تواند عامل این تسلط باشد.
    صفحه ۱۶۸ کتاب سفر بشر نوشته اسپنسر ولز

    The Journey of Man:
    A Genetic Odyssey
    Spencer Wells

    The low frequency of M17 in western Iran suggests that, in this case, exactly the sort of scenario envisaged by Renfrew in his second model has occurred. It is likely that a few invading Indo-European speakers were able to impose their language on an indigenous Iranian population by a process Renfrew calls elite dominance. In this model, something – be it military power, economic might, or perhaps organizational ability – allowed the Indo-Europeans of the steppes to achieve cultural hegemony over the ancient, settled civilizations of western Iran. One candidate for this “something” was their use of horses in warfare, either to pull chariots or as mounts.

  23. ۲۰۰ هزار زرتشتی دنیا هم مال شما / نوعروس پر ناز و نیاز دنیا هم مال شما

  24. اسماعیل وفا یغمائی

    من ضد دین نیستم . حقیت طلبم/مطمئن باشید حقیقت روشن خواهد شد اسلام چیزی برای ما نیاورد جز آخوند و عزا و بدبختی در طول تاریخ یک دولت عدالتخواه و یک حکومت اسلامی ازاد نشان بدهید.تنها علویان سربداران و جمهوری اسلامی که هر سه عقب مانده و ارتجاعی اند

  25. اسماعیل وفا یغمائی

    در ضمن دکتر شریعتی اگر زنده بود نظراتش چون گذشته نبود. حرفهای او از روی احساسات است نه تحقیق من در دوره جوانی هزاران کتاب او را در شهرهای ایران پخش کردم با دوستانم ولی او یک محقق نبود او اسلام را قبل از تحقیق انتخاب کرده بود نه بعد از تحقیق. خدایش بیامرزد

  26. اسماعیل وفا یغمائی

    ممنون از بذل عنایت شما در انتشار نظراتم
    من سالهاست کارم تحقیق روی دین و تاریخ است. اعتقاد من این است که دین بصورت مساله شخصی میماند چون انسان تنهاست. چون جهان سرشار رازهاست و چون زیر بنای اخلاقی اکثر انسانها دین است در شرق
    اعتقاد من این است باید بطرف دولتی لائیک و سکولار رفت که قوانین آن را رای مردم و توجه به پیشرفت علوم نظری و عملی تعیین کند نه ادیان. و در این حکومت تمام دینداران بتوانند خدای خود را بپرستند
    مشکل اصلی دینداری نیست
    مشکل حکومتهای دینی هستند
    و بحث در این باره طولانی است
    با سپاس

    • منظورتون از اینکه «انسان تنهاست» چیه؟ یعنی انسان موجود اجتماعی نیست؟ آیا مثل بعضی حیوانات بتنهایی همه ی نیازهای خود را فراهم میکنه؟

    • من به شما توصیه می کنم به موسسه امام خمینی در قم رفته واین دیدگاه خودتون بههمراه نقدش رو بشنوید!
      بعدبه اشتباهتان پی خواهید برد!

  27. نظر اسلام و پیامبر گرامیمان درباره دین زرتشت و خود زرتشت و ایرانیان چیست ؟ اگر میشود در بعضی موارد از منبا استفاده نمایید … بسیار از شما سپارسگزارم

    با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
    آن چه از تاریخ ادیان الهی و برخی روایات اسلامی به دست می‌آید: زرتشت از پیامبران الهی است، دین زرتشت که منتسب به وی می باشد، دین الهی است . اگر چه محل و تاریخ تولد وی روشن نمی باشد. روایات ایرانی تولد زرتشت را در حدود ۶۶۰ سال قبل از میلاد نشان می‏دهد که اغلب محققان جدید آن را پذیرفته‏اند. بعضی دیگر با قرائن و دلایل ، زمان ظهور ا و را به حدود سال ۱۰۰۰ ق.م دانسته‏اند. به رغم این که درباره دین زرتشت اختلاف وجود دارد که از ادیان الهی است یا نه، در منابع اسلامی تأکید شده است که دین زرتشت یکی از ادیان الهی بوده و زرتشتیان از اهل کتاب هستند.(۱) قرآن به اصالت مذهبی زرتشتیان تصریح می‏کند. (۲) و پیروان این دین را به عنوان صاحب کتاب به رسمیت می‏شناسد.
    بر همین اساس در فقه اسلامی زرتشتیان در کنار یهودیان و مسیحیان قرار گرفته‏اند. در سیره و سنت پیامبر اسلام و ائمه(ع) نیز رهنمودهایی درباره برخورد با زرتشتیان وجود دارد که بیانگر اهل کتاب بودن آن ها است. ابن عباس می‏گوید: پیامبر اسلام دستور داد از زرتشتیان مقیم یمن جزیه بگیرند. زرتشتیان جزیه دادند و بر آیین خود باقی ماندند.(۳) و آنان اهل کتب بودند(۴)
    فقیهان نیز از آنان به عنوان اهل کتاب یاد کرده ‏اند.(۵)
    از برخی متون و منابع دینی استفاده می‏شود که برای زرتشتیان کتاب آسمانی داشته اند. در روایتی از امام علی(ع) آمده است که برای مجوسیان کتاب وجود دارد.(۶)
    مرحوم شیخ طوسی تصریح می‏کند که برای زرتشتیان کتاب آسمانی وجود دارد.(۷) مرحوم علامه طباطبایی عقیده دارد: زرتشتیان دارای کتاب آسمانی و پیامبر بوده است.
    دین زرتشت مانند بسیاری از ادیان دیگر به تحریف مبتلا شده و عقاید باطل و خرافات موهوم در آن راه یافته است (۸) و مسئله ثنویت و اعتقاد به دو مبدأ آفرینش نیز از همین قبیل است.
    دینی که این پیامبر ایرانی تعلیم کرده، یک آیین اخلاقی و طریقه یگانه پرستی است. زرتشت خدای معبود و متعال خود را “اهورامزدا” لقب داده، یعنی خدای حکیم، که دارای عالم و خلاّق و نظام طبیعت است. او مزدا را صاحب اهورای حقیقی پنداشته و عبادت و پرستش را خاص ذات او قرار داده و وی را خداوند متعال و قادر و قاهر شمرده است که ذاتش به حکمت محض و خیر مطلق متّصف است.

  28. دوستان عزیز همین الان ملاک ابرقدرت بودن کشورهای دنیا قدرت نظامی وحکومت انها بردیگرنقاط دنیاس که همین قدرت نظامی نتیجه پیشرفت ورشدعلمی ان کشورهاس.طبیعتا درزمان ایران قبل ازاسلام باتوجه به متون تاریخی وقدرت حکومت مرکزی بردیگراماکن حکومت ونیز حمایت خودمردم ودیگرحکومتها از استقلال نظامی وسیاسی خود باان وسعت عظیم .گرداندن همچین امپراتوری قطعا نیاز به مجموعه ایی ازنخبه ها وفلاسفه داشته .وگرنه بدون داشتن دانش سیاسی وعلمیو نظامی و…نگه داشتن امپراتوری به ان عظمت غیرممکن بوده

    • کاملا موافقم .
      نمیشه که یک مشت خنگ و عقب افتاده و بیسواد یه همچین امپراطوری رو اداره میکردن و با امدن اسلام به ناگاه همه دانشمند شده باشن.
      یکم عقل هم داشته باشیم متوجه میشیم IQبالا نمیخواد.

      • یکم هم مطالعه داشته باش اولا در زمان ساسانیان بخاطر ظلم موبدان به مردم(برخورد های بسیار تند با پیروان مسیح و مانی و بعضی اقوال کندن پوست پیروان این ادیان) و ظلم طبقاتی که موبدان هم در راس اون بودند نشان دهنده ی این است که ساسانیان در درون پوسیده بودند یک دلیل عقلی بر پوسیده بودنش سپاه اعراب نزدیک به ۳۰ هزار نفر و سپاه ساسانیان نزدیک به ۱۸۰ هزار نفر خب چی میشه که اعراب غالب بر ساسانیان میشه؟! در اقوالی هست خود ایرانیان با روی خوش تسلیم میشدند حالا خوبه خودتون میگید امپراطوری ساسانیان!!! مغلوب اعراب تازی!!!! خانه از درون ویران شده بود اعراب اومدن یک فوتش کردن فرو ریخت
        در ضمن شما برو در مورد دوران طلایی اسلام تحقیق کن جابر بن حیان یک مسلمان ایرانی ، شیعه “شارگرد امام صادق علیه السلام” پدر علم شیمی جهان است خب در زمان ساسانیان یکی مثل جابر بن حیان ایرانی به من نشون بدید!!
        و دیگر منجمان و طبیان و دانشمندان دوران طلایی اسلام اصلا خیلی از علوم امروز پایه اش دروان طلایی اسلام است
        کدوم علوم امروز پایه اش مال زمان ساسانیان یا قبل تر از اونه؟!

        • اتفاقا منم همین توصیه رو به شما دارم.
          منتهی مطالعه در همه ادیان و مذاهب و تاریخ بزرگ و باشکوه پیش از اسلام.
          شما حتی ابتدایی ترین تحلیل ها رو هم بلد نیستی بکنی
          کتاب ۲ قرن سکوت بخون.
          کتاب تاریخ طبری
          و کتاب بررسی جایگاه زن از عهد باستان تا پایان ساسانیان
          اگه متعصب و دگم نباشی متوجه و جواباتو می گیری.

          • کتاب دو قرن سکوت رو بعدا خود استاد زرین کوب در کتابهای بعدی خودش اصلاح کرد وحتی اذعان کرد انچه نوشته بیشتر بر مبنای احساسات و شور جوانی بود نه برگرفته از اسناد متقن . اگر اهل مطالعه هستی حتما اینا رو خوندی .

        • بیشتر علوم و صنایع پایش از ماقبل تاریخ ریخته شده و بیشترین شکوفایی هم در زمان امپراطوری هخامنشی بوده از مهندسی بگیر تا کشاورزی تا صنعت تا هنر تا بانکداری تا مالیات تا آزادی ادیان و مذاهب تا صنایع نظامی تا تاکتیک جنگی
          تا برابری مرد و زن در حقوق مزایا و ….. برحسب شایسته سالاری…
          شوخی نیست که درزمان کوروش و داریوش ایران ابرقدرت دنیا بوده چه بلحاظ تکنیکی و علوم و چه بلحاظ وسعت و جمعیت و رفاه و پیشرفت.
          و لاجرم این امپراطوری رو هزاران افراد نخبه در هر زمینه ای اداره میکردن.
          خیلی سادس قضیه چطور نفهمیدی؟

  29. گفتی یکی مثل جابرحیان نشون بدم . چرا راه دوری برم
    خیلی گنده تر از جابربن حیان محمدبن زکریای رازی هست که اتفاقا هم بعد از اسلام در ایران وجود داشت و بی دین بود یعنی حتی زرتشتی هم نبوده . مخصوصا هم از علم شیمی برات مثال زدم تا هم رشته جابر باشه.
    رازی کتابهایی را در تقبیح مذاهب و در باب روشهای شیادی پیامبران نوشت که اگر چه امروز خودشان موجود نیستند اما بخش‌هایی از آن‌ها در آثار دیگران بحث و بررسی شده‌اند. به گفته بیرونی رازی نه تنها اسلام که تمامی مذاهب را تقبیح کرد. او تمامی کسانی که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند را شیادانی می‌دانست که در بهترین حالت بیماری روانی داشتند. وی همچنین قرآن را مجموعه‌ای از افسانه‌های سراسر تناقض می‌خواند که هیچ اطلاعات مفید و بدردبخوری ندارد.[۹][۱۰][۱۱] هانری کربن در مقدمه‌ای که بر جامع‌الحکمتینِ ناصرخسرو نوشته (بخشی از آن با نامِ «نقد آراء محمد زکریای رازی در جامع‌الحکمتین» به فارسی ترجمه شده است)، می‌گوید وی نبوت و وحی را نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت.[۱۲] در تفکر رازی همهٔ انسان‌ها قدرت و توانایی رسیدن به معرفت و دانایی را دارند، و لذا از لحاظ توانایی کسب معرفت با هم برابرند و بر یکدیگر هیچ برتری ندارند. از دیدگاه او مقتضای حکمت و رحمت الهی این است که انسان‌ها همگی به منافع و مضار خود صاحب علم باشند و اگر خدا قومی را به نبوت اختصاص دهد به این معناست که آنها را بر دیگر انسانها برتری داده و این برتری باعث جنگ و دشمنی و در نهایت هلاکت انسانها می‌شود که این با حکمت و رحمت الهی سازگاری ندارد.[۱۳] کتب زیر به این اعتقاد وی اشاره دارند.[۱۴][۱۵]

    «فی‌النبوات»[۱۶] که دیگران به طعن و استهزاء، نام آن را «نقض‌الادیان» نهاده‌اند.[۱۷]
    «فی حیل المتنبین»[۱۸] دیگران به طعن نام او را «مخارق‌الانبیاء» گذاشته‌اند.[۱۹]

    • شنیده بودیم که به وی نسبت دین یهودی داده بودن اما دیگه این رو نشنیده بودیم . کیمیا علمی است که منتسب به مصر زمان فراعنه هستش که بعدها یهودیان دراون تلاش زیادی کردن .

  30. ما همه بچه ی همین مرز وبوم و همین آب و خاکیم چطور بخودمون اجازه میدیم که در زمانی که ما نبودیم با اندک اطلاعات موجود از ۲۵۰۰سال قبل که معلوم نیست چقدر از این مدارک موجود کافی وصحیح هست نظر و توهین به اجدامان میکنیم.ولی چیزی که از گذشت سالیان دراز ماندگار است.اسم جاودانه حضرت کوروش است. بی شک این بزرگ مرد تاریخ ایران یک فرقی بادیگر پادشاهان زمان خودش داشته.یکم فکر کنید.کوروش در تمام عمرش به کشور گشای و جنگ پرداخت و به احدی اجازه نداد خاک ایرانش را اشغال کنند.و جانش را در راه سرزمینش گذارده و درنهایت در جنگ با سکا به شهادت رسیده.بی شک اسم ذوالقرنین را بیخود به ایشان نداده اند.بی شک اسم این ابر انسان در قرآن نیامده. پیامبر ص.و حضرت علی ع .هم حتی کوروش بزرگ مرد را تایید و تحسین نمودند.ما از زمان آریا و دوران ایلام وماد تا الان جمهوری اسلامی شاهان وشاهزادگان زیادی داشتیم. چرا اسم این بزرگ مرد تاریخ می بایست اینچنین جاودانه بدرخشد و ماندگار باشد.من خودم یک مسلمان و شیعه ای مرتضی علی هستم.ولی ایرانی هم هستم.وبه اجدادم و گذشتگانم الخصوص این جوانمرد تاریخ بشر احترام میگذارم و ایشان پیشینه و اصل ما هستن.زنده باد کوروش.

  31. زنده باد ایران و ایرانی، زنده باد کوروش بزرگ مرد ایران زمین.

  32. جون مادرتون دست بردارید کدوم انسان روی زمین از نوادگان آدم و حوا نیست،،،، در هر رنگ و زبانی، همه اصالتشان می رسد به حضرت آدم…… پس دیگه مباحثه بی فایده است

  33. قضاوت با شما که ما باستان گرا هستیم یا شما سلفی و باستان پرست؟ شمایی که می گویید دین همان چیزی است که ۱۴۰۰ سال قبل امده و با وجود اشتباهات علمی فجیع قران مانند فرو رفتن خورشید در آب و … بر این باورید که حرفی بالاتر از آن نمی اید. همه استنادات شما به رفتار و سیره عربی اشت که ۱۴ قرن پیش می زیسته و سراسر زندگی او از کشتار مخالفان و ازدواج های بی حد و حساب و خود سایه و خلیفه خدا پنداری هایش قابل نقد است.

  34. حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا (بلد ۸۶)

    حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ یعنی از دید نوبسنده قران، خورشید محل غروب خاصی دارد که می توان به ان رسید.
    وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ آد را یافت که در چشمه گل آلودی غروب می کند (نه دریا، بلکه چشمه که تعریف خودش رو داره و کاملن ابعاد محدودی داره)

    و مردمی کنار اون بودند پس گواه و شاهد هم نوبسنده قران داره.
    داستی شما که این ایه دو از من نامسلمان جویا می شوید به جای حمله به دیگران چرا در دین خودتان تحقیق نمی کنید.

    • آیه ی فوق در حال بیان داستان ذوالقرنین است.
      «مغرب» هم اسم مکان است و هم اسم زمان. اگر اسم مکان باشد یعنی مکان غروب خورشید و به عبارت دیگر یعنی طرف غرب. همه ی ما میگیم: به طرف مغرب رفتم. یعنی آن طرفی که خورشید غروب میکنه و این به این معنا نیست که خورشید در یک جای خاصی فرو می ره. اگر اسم زمان باشه یعنی زمان غروب مثلا میگیم: اذان مغرب یعنی اذانی که هنگام غروب خورشید گفته می شود.
      در اینجا ظاهرا اسم زمان است نه اسم مکان. یعنی ذوالقرنین در زمان غروب آفتاب به محلی خاص رسید.

      در ادامه، کلمه ی «وجد» نشان می ده که داره تصور ذوالقرنین را بیان میکنه. میگه ذوالقرنین اینگونه متوجه شد و اینگونه احساس کرد که خورشید در چشمه یا دریایی فرو می ره.

      «ووجد عندها قوما» یعنی به آن محلی که رسید، قومی را یافت و دید. صحبت از شاهد و این حرفها نیست

      اگر به عربی تسلط داشته باشیم و نامسلمونی نکنیم، مشکلی در معنای آیه پیش نمیاد

      • تلقی شما اشتباهه و اسم زمان نیست زیرا که گفته وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ. در چشمه (مکان) فرورفتن معنی میده.
        من به عربی تسلط کامل دارم اما اساس دین اسلام رو نادرست میدونم پس نامسلمانی میکنم.

        • اگر مغرب اسم مکان هم باشه باز هم درسته یعنی وقتی که ذوالقرنین به مغرب رسید.

          چرا دقت نمی کنید؟ «وجدها» یعنی ذوالقرنین چنین یافت چنین حس کرد

          • اگر شما اندکی به عربی تسلط داشتید می دانستید که سوم شخص یا دانای کل در اصطلاح ادبیات و در اینجا الله شما یا محمد در حال واگویه کردن داستان ذوالقرنین است. پس الله یا محمد تلقی اشتباه دارد.
            راستی پیامبران که معصوم هستند و بویژه ذوالقرنین که با فرض شما به غیب متصل بوده چرا باید چنین اشتباه کودکانه ای کند؟
            اندکی انصاف داشته باشید و به جای حمله و متهم کردن من به بی دقتی چشمان خود را بشویید. کتاب دینی شما ۱۴۰۰ سال قبل نوشته شده و پر از خطاها و نتاقصات است.

  35. کجا گفنم ذوالقرنین معصوم بوده؟ ذوالقرنین افسانه هست پس سخن شما درست است و اصولا کسی معصوم نیست. من گفتم پیامبران (از دیدگاه شما) معصوم هستند و مخصوصن محمد را از گناه و اشتباه بری می دانید، چرا به عنوان دانای کل و راوی داستان ذوالقرنین چنین خطای علمی بزرگی داشته.

    • قرآن صرفا نقل حالت ذوالقرنین را کرده و احساس او را تایید نکرده. میگه او چنین خیال کرد

      • خیر تایید کرده. وجد به معنی یافتن یا پیدا کردن است و از طرف دیگر اگر می خواست بگوید خیال میتوانست از فعلهایی مانند بدا له یا ظن استفاده می کرد نه کلمه یافت که تاکیدی است.
        چرا بر خلاف گمان شما محمد معنی دیدن را تایید کرده؟ به آیه زیر بنگر. دو فعل وجد دارد. بنا به کلام کتاب قران، در درنباله وجد دوم خداوند مشاهدات او را تایید و به ذوالقرنین می گوید با انکسانی که دیده چه کند:
        حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا ۗ قُلْنَا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا (بلد ۸۶)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی