خانه / احکام / احکام زرتشتی / برده داری در زرتشتی / تکامل برده داری در زمان داریوش اول هخامنشی
داریوش

تکامل برده داری در زمان داریوش اول هخامنشی

به قلم ا. م. دیاکونوف
فرستنده: سید محمد ناطقی
برای فهم ویژگی و سبب شکست نهضت های خلق در زمان داریوش اول باید دانست که در جریان تکامل تاریخی آن زمان چه چیز ترقی خواهانه بود.
مسلماً در آن اوضاع و زمانه، تکامل همه جانبه ی شیوه ی تولید برده داری (چون شیوه ی رهبری کننده) و بسط سطحی و عمقی آن ـ یا به دیگر سخن، افزایش عده ی تأسیسات اقتصادی برده داری و بسط آن شیوه به دیگر انواع تولیدات و همچنین افزایش مقیاس تأسیسات برده داری و تشدید تقسیم کار و پیچیدگی بیشتر همکاری و تعاون داخلی اقتصادی آن تأسیسات … اینها در آن اوضاع و زمانه گام هائی ترقی خواهانه بودند.
شیوه ی تولیدات برده داری در آن زمان قوس صعودی را طی می کرد و با سطح تکامل نیروهای تولیدی مطابقت داشت. در آن زمان آلات آهنین کار معمول و متداول می گشت و نیروی بردگان به مقدار فراوان در دسترس بود.
منبع: تاریخ ماد، ا. م. دیاکونوف، ص ۵۳۹

تاریخ ماد ص۵۳۹

مهر ۱۳۹۸

همچنین ببینید

هخامنشیان زرتشتی نیستند/ روایت آتش زدن اوستا جعلی است

به قلم عبدالحسین زرین کوب فرستنده :حامد شادفر آیین خاندان هخامنشی ممکن نیست با عقاید …

۱۰ نظر

  1. سلام آقای فاطمی،
    پرسشم از شما این است که آیا برای ما مسلمانان جایز است که خالق عالَم را که در زبان عربی مُبین قرآنی نام او الله است را به زبان فارسی خودمان ایزد یا یزدان یا اهورامزدا بنامیم؟
    یعنی نامهای: ایزد و یزدان و اهورا مزدا با تعریفی که ما از خالق عالَم در اسلام داریم جور است و شایسته این هستند که خالق عالَم را به این نامها بخوانیم و صدا بزنیم یا خیر؟

    • مدیر سایت

      اگر همان صفات الله برای ایزد و امثال آن در نظر گرفته بشه، گفتن آن در غیر نماز و امثال آن ایراد نداره بشرطی که سبب تبلیغ و ترویج دینی باطل نباشه

  2. بسیار تاسف بار است ، قبلا مکرر گفته بودم وقتی هدف زدن اندیشه پارسی و فرهنگ ایرانی و دین ایرانی باشد هر وسیله ای برای رسیدن به این هدف توجیه می شود حتی استناد به کمونیستی ترین پاراگراف کتاب یک نویسنده کمونیست که بند بند آن را از نظریات مارکس و هگل و لنین برداشته است نگاه کنید :
    نویسندگان مارکسیست معتقد بودند که صرفا با طرح سوسیالیسم علمی و موضوع طبقات می توان نظریات نو در تاریخ ارائه داد . سوسیالیسم علمی ابزاری بود که ریشه اصلی وقایع تاریخی و نقش طبقات را در آن تفسیر میکرد و نهایتا به این نتیجه میرسید که مطابق نظریه هگل حتمیت تاریخی و فرجام تاریخ بشر پیروزی طبقه کارگر و کمونیسم و انترناسیالیسم جهانی است .به تعبیر کمونیست‌ها، برای اینکه در جامعه‌ای انقلاب سوسیالیستی رخ دهد، آن جامعه باید از مراحل تطور و تکامل کمونیستی، یعنی برده‌داری، فئودالیسم و بورژوآزی بگذرد .در مورد ایران نیز مورخان شوروی کوشش کردند تا دوره های تاریخ ایران را بر دوره های سه گانه ی یادشده تطبیق دهند . از نگاه مورخان شوروی، دوران ماد و هخامنشی، نماینده‌ی آغاز دوران برده‌داری و دوره‌ی اشکانی، برده‌داری پیشرفته و در شرف انحلال و دوره‌ی ساسانی دوره‌ی فئودالیسم می‌باشد. ( خنجی رساله ای در تاریخ ماد و …. ۱۳۵۸: ۳۴-۳۳) محمد علی خنجی بر این باور است که:«در «همایش لنینگراد» تاریخ محکوم گردید که بر طبق الگوهای معین تحول یابد و بدون استثنا، چه در شرق و چه در غرب، از مراحل سه‌گانه (بردگی، فئودالیسم و بورژوازی) عبور نماید… از این پس تاریخ‌نویسان و جامعه‌شناسان و شرق‌شناسان شوروی در وضع و موقع غم‌انگیزی قرار گرفتند؛ آنها موظف شدند که برای تمام کشورهای شرقی یک دوره اقتصاد برده‌داری و فئودالیسم «کشف» کنند. در این میان ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف (۱۹۹۹-۱۹۱۵م.)، مامور شد تا با نگارش کتاب تاریخ ماد، جامه‌ی برده‌داری را بر قامت ساختار اقتصادی و اجتماعی شاهنشاهی‌های ماد و هخامنشی بپوشاند. ادامه در کامنت یعد …………..

    • اکثر این سخنان تکراری است و جواب آن پیشتر داده شده است در ذیل این پست :
      http://www.raherasti.ir/15515
      نکته جالب اینجاست که این باستان ستای افراطی و البته نو زرتشتی جواب کامنت مرا نمیتواند بدهد و باز آمده ذیل پستی دیگر کامنت گذاشته است !!! شما را چه به نقد یک پژوهشگر ، فردی که سخنان پروفسور کریستین سن را قبول ندارد افراط و بی اعتباری اش بر همگان روشن است .
      و اما رد سخنان بی اعتباری که از فردی زده که یک دهم دیاکونوف هم نه پژوهش کرده و نه اصلا شناخته شده است [ سخنان این فرد را در پرانتز می آوریم ] :
      « نویسندگان مارکسیست معتقد بودند که صرفا با طرح سوسیالیسم علمی و موضوع طبقات می توان نظریات نو در تاریخ ارائه داد . »
      این سخن از اساس کذب محض است برای سخنان دیاکونوف که در این پست بیان شده است ، ما نه تنها هیچ چیزی با عنوان مارکسیست نمی بینیم بلکه این مبحث برده داری در زمان هخامنشیان را اتفاقاً اجماعی بر آن است بطوری که هیپ پژوهشگر معتبری آنرا رد نکرده بلکه در چند جای دیگر برخی پژوهشگران بدان اشاره کردند که در این سایت هم سندش است . متأسفانه افراد بی اعتبار و بدون فکر ، وقتی سندی ندارند روی به اظهارات پوپولیستی [ عوام فریبانه ] آورده تا ذهن خواننده را از موضوع اصلی منحرف کنند ، با این سخنان می توان گفت :
      سخنان موبدین زرتشتی درباره آیین زرتشت به هیچ عنوان قابل قبول نیست چرا که ایشان زرتشتی اند و به نفع این آیین سخن میگویند .
      سخنان غیر زرتشتیان نیز درباره آیین زرتشت قبول نیست چرا که غیر زرتشتی اند و با غرض ورزی سخن میگویند .
      این انسان هم که یک سند تاریخی در رد گفته های دیاکونوف ندارد و البته از گفته های یک پژوهشگر در حد و اندازه دیاکونوف هم سندی ندارد در رد گفته هایش آمده و این سخنان را بیان کرده است که حتی یک کلمه اش ربطی به زیر سؤال بردن سخنان دیاکونوف نیست .
      بقیه سخنانش تکرار مکررات است و جوابش همان جواب بالاست تا به این سخن میرسد :
      « از نگاه مورخان شوروی، دوران ماد و هخامنشی، نماینده‌ی آغاز دوران برده‌داری و دوره‌ی اشکانی، برده‌داری پیشرفته و در شرف انحلال و دوره‌ی ساسانی دوره‌ی فئودالیسم می‌باشد. ( خنجی رساله ای در تاریخ ماد و …. ۱۳۵۸: ۳۴-۳۳) »
      نکته جالب اینجاست که دیاکونوف اتفاقاً دوره هخامنشیان را دوران تکامل و پیشرفت برده داری میداند و برده داری دوران ماد و هخامنشیان را ابداً یکسان نمیداند که در همین پست و سخنانش روشن است .
      و اما این فرد میرسد به این سخن از اساس کذب :
      « از این پس تاریخ‌نویسان و جامعه‌شناسان و شرق‌شناسان شوروی در وضع و موقع غم‌انگیزی قرار گرفتند؛ آنها موظف شدند که برای تمام کشورهای شرقی یک دوره اقتصاد برده‌داری و فئودالیسم «کشف» کنند. در این میان ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف (۱۹۹۹-۱۹۱۵م.)، مامور شد تا با نگارش کتاب تاریخ ماد، جامه‌ی برده‌داری را بر قامت ساختار اقتصادی و اجتماعی شاهنشاهی‌های ماد و هخامنشی بپوشاند. »
      کذب محض است این سخن :
      ۱ : آیا والتر هینتس و هاید ماری کخ و دیودور سیسیلی و رومن گیرشمن نیز اینچنین وظیفه ای داشتند ؟ :
      http://www.raherasti.ir/11341
      http://www.raherasti.ir/14243
      دیودور سیسیلى، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخى‏، ترجمه: حمید بیکس و اسماعیل سنگارى، ص ۲۶۰ .
      رومن گیرشمن، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، ص ۸۱ .
      نکته جالب اینجاست که در میان پژوهشگران روس جدای از دیاکونوف ، گرانتوسکی هم تاریخ ماد را نگارش کرده است ، گویا نویسنده یادش رفته بگوید که دو نفری وظیفه داشتند برده داری در زمان مادها را بیان کنند ، چه نویسنده فراموشکاری !!! .

  3. ایگور دیاکونوف خود معترف است که اسناد و شواهد اندکی از دوره‌ی ماد به جا مانده‌است، که امکان بررسی دقیق تاریخ آن دوره را نمی‌دهد. در این شرایط مورخ باید از اظهار نظر قطعی پرهیز کند و تنها به ارائه‌ی فرضیه‌های محتمل بسنده کند. اما ایگور دیاکونوف در کمال شگفتی معتقد است مشکلات مربوط به کمبود شواهد و مدارک تاریخی در این دوران با استحکام تئوری‌های کمونیستیِ پژوهشگران شوروی برطرف می‌شود و مورخ به راحتی می‌تواند در مورد مسائل تاریخ این دوره حکم قطعی دهد:«مولف در بیان و احیای جریان تکامل تاریخ اجتماعی و اقتصادی ماد با دشواری‌های بزرگ و قلت فوق‌العاده مطالب و منابع روبرو شد. با این حال تئوری‌های علمی نقطه‌ی قابل اتکایی برای شخص محقق می‌باشد. اوضاع و احوالی که هم زمان با جامعه‌ی برده‌داری بوده‌است، و نخستین گام‌هایی که جامعه‌ی مزبور در طریق تکامل برداشته‌است، به حدی مورد مداقه‌ی نظری دانشمدان شوروی قرار گرفته‌است، که به محض در دست داشتن چند مدرک پراکنده و آثار و اشارات غیر مستقیم و غیره می‌توانند جریان و مشی تکامل را چنان که تقریبا موافق با حقیقت باشد، مشخص نموده و پیشرفت هر مرحله را جداگانه معین نمایند.» ( دیاکونوف ۱۳۵۷: ۴-۳) در حقیقت ایگور دیاکونوف به جای اینکه با استفاده از شواهد و یافته‌های اندک دوره‌ ماد، به ارائه‌ی یک فرضیه علمی بسنده کند، آن شواهد اندک را به گونه‌ای دستکاری می‌کند تا درستی تئوری مارکسیستی ثابت شود . با وجود تمامی کاستی-هایی که برای پژوهش ایگور دیاکونوف بر شمردیم، باید جانب انصاف را رعایت کنیم و نظر دکتر خنجی را بپذیریم که در «تاریخ ماد» ایگور دیاکونوف تمامی منابع باستانی مربوط به این دوره گردآوری شده و اگر نتیجه‌گیری‌های نویسنده را از آن حذف کنیم، برای پژوهش تاریخ دوره‌ی ماد بسیار راهگشاست. ( خنجی ۱۳۵۸: ۶۲) این گونه تناقضات در نوشته های دیگر مورخان کمونیست هم به کرات مشاهده می شود . داندامایف همزمان که کارگران تخت جمشید را نیمه برده می خواند اعتراف می کند که در آن زمان ۴ برابر کاگران بابلی مزد می گرفته اند . مشخص نیست این چه بردگانی بوده اند که مزد می گرفته اند ؟!!!! (داندامایف ۱۹۷۵ صفحات ۷۵ و ۷۸ ) ادامه در کامنت بعد

  4. در همین متن مشاهده می کنید که دیاکونوف بر اساس تئوریهای تکامل مارکسیستی بسط و توسعه نظام برده داری را شیوه ای ترقی خواهانه در زمان خود می خواند !!!!! برای من جالب است که نشر دهنده این متن که دیدگاه مذهبی و دینی اسلامی دارند چگونه چنین دیدگاهی را می پذیرد و به دیگران به عنوان حقیقت ارائه میدهد ؟ آیا اخلاق و روش های اخلاقی در اسلام ثابت نیستند ؟ آیا شما همچون کمونیستها پذیرفتید که در یک دوره گسترش وسایل برده داری عملی ترقی خواهانه بود چون منجر به تکامل تاریخی و گذر از دوران برده داری به فئودالیسم می شده ؟ اصولا مطرح کردن اصول فلسفه تاریخ مارکس و انگلس و لنین را عملی صحیح میدانید ؟ روزگاری در این مملکت کسانی را به جرم اعتقاد به دیالکتیک تاریخی اعدام کرده اند و امروز همفکران همان اعدام کنندگان برای مخالفت با دیدگاهی دیگر به اعتقادات اعدام شوندگان چنگ میزنند …….. جل الخالق آقای دیاکونوف و سایر مورخان شوروی با قرار گرفتن در قالب‌های تاریخنگاری اتحاد جماهیر شوروی، ثابت کرده‌اند که خود برده می‌باشند، نه کارگران در ایران باستان. داندامایف و دیاکونوف و مابقی مورخان شوروی، برده‌های تئوری‌های استالینیستیِِ در مورد تکامل تاریخی جوامع جهانی بودند، تئوری‌هایی که آنها برای انطباقشان با تاریخ ایران، به تحریف تاریخ پرداختند. اما جبر تاریخ نه در پیروزی اننرناسیالیم جهانی و حاکمیت پرولتاریا و انقلاب جهانی طبقه کارگر که در رو شدن دست این شیادهای تاریخی بود . دیگر برادر دیاکونف پس از دوره استالین و آزاد شدن بیشتر فضای تحقیق تمام نظریات داندامایف و دیاکونف را رد کرد و این نظریات امروزه با شکست جهانی مارکسیسم دیگر محلی از اعراب ندارند .

    • « ایگور دیاکونوف خود معترف است که اسناد و شواهد اندکی از دوره‌ی ماد به جا مانده‌است، که امکان بررسی دقیق تاریخ آن دوره را نمی‌دهد. »
      عنوان پست : تکامل برده داری در زمان هخامنشیان .
      سخنان پست : برده داری در زمان هخامنشیان .
      تأکید : هخامنشیان .
      « اما ایگور دیاکونوف در کمال شگفتی معتقد است مشکلات مربوط به کمبود شواهد و مدارک تاریخی در این دوران با استحکام تئوری‌های کمونیستیِ پژوهشگران شوروی برطرف می‌شود »
      چرا این نویسنده بی اعتبار ، یک سند از خود ارائه نمیدهد ؟ دیاکونوف در کجا این چنین اعتقادی داشته است ؟ در کجا ؟ .
      « و مورخ به راحتی می‌تواند در مورد مسائل تاریخ این دوره حکم قطعی دهد »
      کذب محض بوده و بر خلاف سخن خود دیاکونوف است ، دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد و در خلال بیان وقایع پایانی سلسله ماد بیان میکند که تنها با استناد به شواهد و اسناد باستان شناسی و تاریخ هرودوت و کتسیاس [ آن قسمتی اش که بر خلاف اسناد تاریخی نیست ] میتوان دید کلی از این وقایع بدست آورد . کذب گویی تا چه حد ؟ .
      نوشته های کذب ادامه پیدا میکند [ که جوابش همان سخنان بالاست ] تا بدینجا میرسد :
      « در حقیقت ایگور دیاکونوف به جای اینکه با استفاده از شواهد و یافته‌های اندک دوره‌ ماد، به ارائه‌ی یک فرضیه علمی بسنده کند، آن شواهد اندک را به گونه‌ای دستکاری می‌کند تا درستی تئوری مارکسیستی ثابت شود . »
      یک سؤال برای کل این نوشته بس است :
      دیاکونوف کدام سند و شواهد اندک را دستکاری کرده و چگونه دستکاری کرده است ؟ .
      چرا نویسنده با سند سخن نمیگوید ؟ .
      « داندامایف همزمان که کارگران تخت جمشید را نیمه برده می خواند اعتراف می کند که در آن زمان ۴ برابر کاگران بابلی مزد می گرفته اند . مشخص نیست این چه بردگانی بوده اند که مزد می گرفته اند »
      آیا نویسنده چشمهایش درست کار میکرده است ؟ :
      کارگان تخت جمشید نیمه برده اند – این چه بردگانی بوده اند که مزد میگرفته اند ؟ .
      نیمه برده را میخوانند برده و سپس میگویند برده که مزد نمیگیرد !!! ، جدای از این ، این دستمزدها در زمان هخامنشیان وجود داشته و الواح هخامنشی وجود این چنین دستمزدهایی برای کارگران را تأیید میکند ، در ضمن داماندامایف نمیگوید ایشان برده بودند بلکه از جهات کاری که میکردند و مزد کمی که میگرفتند ایشان را نیمه برده میخواند چنانچه بنا به گفته های پی یر بریان کارگران ساده در عصر هخامنشی جیره ی ناچیزی داشتند و البته جیره‌ بردگان از آنان نیز کمتر بود. بدین صورت که ۸۳ درصد مردان در ماه ۱۶٫۵ کیلوگرم و ۸۷ درصد زنان در ماه ۱۱ تا ۱۶٫۵ کیلوگرم جیره غلات داشته‌اند.
      پی‌یر بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ترجمه مهدی سمسار،ج ۲ ، ص ۹۰۰-۹۰۴ .
      همچنین درباره دستمزد زنان :
      http://www.raherasti.ir/11203

  5. عمده مطالب کامنت اول و دوم و سوم برگرفته از مقاله دوست و استاد عزیزدکتر علی علی بابایی درمنی محقق ارشد دانشنامه جهان اسلام در مقاله نقد و بررسی پژوهش‌های مورخان شوروی در حوزه تاریخ ایران باستان در کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره‌ی ۱۷۸ چاپ شده که اصل مقاله را به دلیل اینکه ارجاع به سایت های دیگر اخلاقا درست نیست با جستجو خودشون میتونن پیدا کنن وبخونن .

    • اینکه تا کسی مؤافق تفکر کذب و خیالی ما سخن گفت سخنانش را پیراهن عثمان کرده و پخش کنیم باید گفت که در بحثی علمی جایگاهی ندارد ، با ابتدا بررسی شود و دید اصلا این سخنان در حد و اندازه بحثی علمی هست یا حرفهایی بی پایه و اساس از روی احساس است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code