همه ی مطالب به ترتیب
خانه / اعتبار دین زرتشتی / نمادها و آیین ها / آتش / تناقض گویی در مورد آتش
تناقض گویی در مورد آتش

تناقض گویی در مورد آتش

به قلم مدیر سایت
یکی از اعتقادات حتمی زرتشتی ها این است که نباید آتش را آلوده کرد. چنان که دکتر اردشیر خورشیدیان ـ رئیس انجمن موبدان تهران ـ می نویسد:
موبد اردشیر خورشیدیان«زرتشتیان جسد مرده را پلید می دانند و نساء می خوانند و بایستی جوری از چرخه حیات خارج کنند که این چهار آخشیج (آب، هوا، خاک و آتش) آلوده نگردد.»
اما دکتر خورشیدیان در سطر بعد، به درستی اظهار می دارد که آتش هرگز آلوده نمی شود:
«آتش همیشه هویت خود را حفظ می کند و هرگز آلوده نمی شود و هرچه آلودگی و پلیدی در آتش ریخته شود، آتش می گیرد و از بین می رود.» (جهان بینی اشوزرتشت، ص ۱۲۰)
چگونه قابل قبول است که از یک طرف می گویند: آتش را نباید آلوده کرد؛ و از سوی دیگر قائلند که نه تنها آتش آلوده نمی شود بلکه آلودگی را از بین می برد؟!

جهان بینی اشوزرتشت ص 120شناسنامه جهان بینی اشو زرتشت

۵۰ نظر

  1. باز هم سفسطه ای دیگر
    آیا اعتقاد به تقدس قرآن منافاتی با جلوگیری از بی احترامی به قرآن دارد . اگر قرآن ذاتا پاک است آیا دستورات شرعی در حفظ طهارت مصحف شریف فاقد ارزش و یا به زعم شما متناقض است ؟

    • اگر کسی ورقهای قرآن را نجس کنه صفحات قرآن آلوده میشه برخلاف آتش که نه تنها آلوده نمی شه بلکه بقول دکتر خورشیدیان ـ که درست میگه ـ آلودگی را از بین می بره و لذا در فقه اسلامی هم آمده که اگر چوب نجسی بسوزد، در اثر سوختن، پاک می شود

  2. با سلام ؛ کم نیست دست و پازدن زرتشتیان . تقدس آتش اصلا به کدام استدلال ؟ آن وقت که روی خود را می بندند تا آلوده نشود و یا آن وقت که آن را پاک کننده میخوانند … اینها چه قومی هستند ؟ ، اگر سعد بن ابی وقاص این روزگار و این دروغ ها را می دید یک نفرشان هم زنده نمیگذاشت تا دیگر به خدا تهمت نزنند و خود را پیروی او بدانند . کار به جایی رسیده که حتی تازه به دوران رسیده هاشان هم گاتهای به این سختی را ترجمه میکنند !!!! ؛ این ها دیگر چه کسانی اند. گاتها میگوید دختر … میگویند نه معنی دیگر ، گاتها میگوید ای مزدا ای سپند مینو … میگویند نه اهورامزدا به اینها ربطی ندارد . ما میگوییم تفسیر قرآن به قرآن … میگویند تفسیر گاتها به عقل خودمان !!!!!! ؛ کلمه دختر در یک متن یک معنی فقط میدهد مگر انکه در همان متن یا همان کتاب از معنی دیگری از آن سخن رفته باشد .
    گفتم دینت چیست ؟
    گفت زرتشت
    گفتم کتابت چیست ؟
    گفت اوستا .
    گفتم همه اش برای شماست ؟
    گفت همه اش مال ماست …
    گفتم که پس این اوستا فلان است و بهمان ؟
    گفت فقط گاتها مال ماست …
    گفتم این گاتهاهم که کاملا قابل فهم نیست ؟
    گفت نه ! ، مهم نیک است پندار و گفتار و کردار .
    گفتم درست است ، مهم نیک است ، نیک است و نیک است .
    دزدی بر در خانه ای رفت و گفت نیک است … این مال مفت نیک است .
    کردار دزد نیک است ، پندارش نیک است ، کردارش نیک است … همه اینها از روی عقل است اما عقل خودش .

    • اینکه کسانی دین خودشان را نشناسند و به حجت نا اشنایی با اعتقد خودشان به دیگران افترا و تحریف روا دارند چیز جدیدی نیست مثال :
      می فرمایند تفسیر قرآن به قرآن : پس روایات کجا رفتند ؟ ۹۰ درصد دین شما روایات است !!!!
      عجیب است که در همه چیز تابع اصولیون شیعه هستید ولی نظرات وهابیون و سلفی ها و اخباریون را بیان می کنید :
      اخباریون تفسیر قران را جز به قرآن یا روایات جایز نمی دانند .( البرهان، ج ۱، ص ۷ – ۸)

      شما که می فرمایید تفسیر به عقل روا نیست :
      برخی بر این باورند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) کیفیت اجتهاد عقلی در فهم نصوص دینی (کتاب و سنت) را به اصحاب خویش تعلیم داده روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص ۵۸ – ۵۹
      - پس از پیامبر امام علی (علیه السلام) در برخی خطبه‌های نهج البلاغ ] از مقدمات عقلی برای فهم و تفسیر آیات استفاده کرده است ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱. . ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۳.
      - سایر امامان شیعه نیز از همین روش استفاده کرده‌اند : ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۱۸ – ۴۱۹.. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۹۴.. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۰۷. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۵۰. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۰۵. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۸۶.
      - در میان مذاهب اسلامی، امامیه بیشترین جای‌گاه را برای این روش قائل‌اند، زیرا از نظر آن‌ها افزون بر آن‌که عقل یکی از منابع استنباط حکم است، خود ابزار و راه رسیدن به حکم نیز هست اصول الفقه، ج ۳، ص ۱۲۷ – ۱۳۴.
      - نخستین کسی که به روش اجتهادی و عقلی جامع اشاره کرده، شیخ طوسی (م. ۴۶۰ ق.) در مقدمه تفسیر التبیان است که ضمن شمردن اقسام تفسیر و سطوح مختلف آن در آن زمان انگیزه خود را نوشتن تفسیری جامع و اجتهادی می‌داند. پس از ایشان می‌توان به کلام راغب اصفهانی در مقدمه جامع التفاسیر و طبرسی در مقدمه تفسیر مجمع البیان اشاره کرد. عمید زنجانی در کتاب مبانی و روش‌های تفسیری

      متوجه شدید که حتی دین خودتان را هم نیاموخنه اید .

      • گفتم که من بی استناد حرف نمیزنم :
        smn.automobile@gmail.com
        این جا بحث نمیکنم . جوابی محکم دارم اما این جا نمی گویم مگر این که خود مدیر سایت یا تالار گفتگو درست کند یا اجازه بحث در این جا بدهد در غیر این صورت فقط با ایمیل .
        تو اگر مطمئن بودی ایمیل میزدی نه این که بیهوده این جا کامنت بگذاری .
        تفسیر قرآن معلوم را هم با تفسیر اوستای نامعلوم و نامفهوم یکی نگیر .
        هنوزهم میگویم تفسیر قرآن به قرآن .

    • بازهم نو زرتشتیان روی به انحراف بحث آورده اند :
      ۱ : سخنانش که هیچ ربطی به پست نداشت .
      ۲ : سخنانی را هم که در کامنت بیان کرده بودم نتوانست رد کند [ دقت کنید : نتوانست یک کلمه اش را هم رد کند و کلا بحث را به انحراف برد ] .
      ۳ : کلا بحث را به انحراف برده است .
      ۴ : اما جواب :
      سخنان وی را در پرانتز می آوریم :
      « می فرمایند تفسیر قرآن به قرآن : پس روایات کجا رفتند ؟ ۹۰ درصد دین شما روایات است »
      اولاً این نود درصد از کجا در آمده است ؟ دوما همان قرآن است که ما را به اطاعت از روایات فرا میخواند و سوما اگر روایتی مخالف قرآن باشد مورد قبول نیست و این یعنی تمام روایات برای فهم و تشریح بهتر قرآن و فرامین خداوند هستند و چهارما استفاده از روایات در امور دینی چه ربطی به تفسیر قرآن دارد ؟ نگاهی به تفسیر المیزان می انداختید متوجه میشدید تفسیر قرآن به قرآن یعنی چه ، علامه در وهله اول از خود قرآن و علم لغت برای تفسیر استفاده کرده است .
      « عجیب است که در همه چیز تابع اصولیون شیعه هستید ولی نظرات وهابیون و سلفی ها و اخباریون را بیان می کنید : اخباریون تفسیر قران را جز به قرآن یا روایات جایز نمی دانند .( البرهان، ج ۱، ص ۷ – ۸) »
      از ایرادات نو زرتشتیان این است که در دین خود هیچ سررشته ای ندارند و نمیدانند حتی خدایشان چیست ، سپس به کند و کاو در ادیان دیگر پرداخته اند [ نمونه اش همین که نتوانست سخنان مرا درباره آیین زرتشت رد کند ] و اما جواب :
      از جمله نظرات وهابیون و سلفیون این است که محمد بن عبدالله (صلوات الله علیه) پیامبر خداست ، آیا ما که اینرا قبول داریم ایرادی دارد ؟ اصولا اینها چه ربطی به بحث داشته و به حقی آنرا ایراد فرض کرده اید ؟ شما با پژوهش بیگانه اید . همچنین روی چه حسابی گفته اید ما نظر ایشان را قبول کردیم ؟ اصولا چه کسی گفته است که این نظر مختص ایشان است و نه بقیه مسلمین ؟ .
      بازهم انحراف بحث آنجا که گفت :
      « شما که می فرمایید تفسیر به عقل روا نیست :برخی بر این باورند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) کیفیت اجتهاد عقلی در فهم نصوص دینی (کتاب و سنت) را به اصحاب خویش تعلیم داده روش‌شناسی تفسیر قرآن، ص ۵۸ – ۵۹- پس از پیامبر امام علی (علیه السلام) در برخی خطبه‌های نهج البلاغ ] از مقدمات عقلی برای فهم و تفسیر آیات استفاده کرده است ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۳. ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۱. .↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۳.- سایر امامان شیعه نیز از همین روش استفاده کرده‌اند : ↑نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۱۸ – ۴۱۹.. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۹۴.. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۰۷. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۵۰. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۰۵. ↑ نورالثقلین، ج ۱، ص ۷۸۶. »
      خوب است وقتی از جایی کپی میکنید منبع آنرا نیز بنویسید اگر نمی ترسید .
      http://ensani.ir/fa/article/6683
      و ما مانده ایم این چه ربطی به خدشه وارد کردن به تفسیر قرآن به قرآن دارد ؟ تا آنجایی که خود قرآن بیان کرده است ما از تفسیر قرآن به قرآن استفاده میکنیم ، پس از آن است که روی به روایات و … می آوریم .
      همچنین گفته است امامان شیعه از این روش استفاده کرده اند ، گویا نمیداند اصولا پیروی از سخنان امامان شیعه گفته خود قرآن است و بنابراین بازهم پیروی از قرآن است . اما مسئله اینجاست که عقل شما ازدواج با محارم و خوردن ادرار گاو را درست و صحیح می پندارد و عقل ما خیر ، حال شما میخواهید قرآن را عقلی بررسی کنید ؟ وقتی امام شیعه بررسی میکند ما موظف به پیروی از ایشان هستیم نه اینکه خود جداگانه بررسی عقلی کنیم این طبق نص صریح قرآن است .
      « در میان مذاهب اسلامی، امامیه بیشترین جای‌گاه را برای این روش قائل‌اند، زیرا از نظر آن‌ها افزون بر آن‌که عقل یکی از منابع استنباط حکم است، خود ابزار و راه رسیدن به حکم نیز هست »
      گفته فوق را از هفت صفحه یک کتاب درآورده است !!! . گویا نمیداند از نظر امامیه جایی که خود قرآن صریح گفته است و روایات موثق و معتبر است عقل یعنی پیروی از آنان . مانده ام اینها چه ربطی به تفسیر قرآن به قرآن داشت وقتی علمای مذهب امامیه همچون علامه طباطبایی تفسیر قرآن را آنطور که باید انجام داده اند .
      « »
      و ما مانده ایم این چه ربطی به تفسیر قرآن به قرآن داشت ، اصولا شیخ طوسی و … در کجا گفته اند تفسیر قرآن به قرآن صحیح نیست ؟ در کجا ؟ نگاهی به سخنانشان می انداختید در کتبشان ، چشمهایتان می دید بهره زیادی را که از آیات قرآن برده اند ؛ نکند خیال کرده اید آنچه را که به عقلشان میرسید میگفتند ؟ خیر ، واضح است که حتی سخنان ایشان را هم ندیده اید ، چهارچوب عقلی قاطبه علمای شیعه اثنی عشری از قرآن و سنت پیامبر خارج نیست . در برادران سنی نیز ؛ بحث سر برداشت از سنت و قرآن است نه تفسیر قرآن به قرآن یا … که هیچ ربطی به بحث ندارد . اینکه چهارچوبی برای تفسیر عقلی قرآن نباشد حتی خود قرآن، را کدام عالم در کدام سند بیان کرده است ؟ کدام سند ؟ .
      « متوجه شدید که حتی دین خودتان را هم نیاموخنه اید . »
      ۱ : گفته های پست سایت را نتوانست رد کند .
      ۲ : گفته های ما را نیز درباره آیین زرتشت نتوانست رد کند .
      ۳ : بحث را منحرف کرد که در همان هم روی به دروغ گفتن و تحریف آورد که جواب را گرفت .
      حال چه کسی اصلا هیچ دینی را نیاموخته است ؟ .

  3. شما چرا تربت و حتی لباس علما را مقدس می انگارید تا جایی که حتی توصیه به خوردن تربت برای شفا می نمایید ؟
    ار خاک می تواند مقدس باشد پس آتش هم می تواند ؟ من به شخصه تربت و آتش را مقدس می دانم چرا که یکی نشان جسم آدمی و طبیعت و دیگری نشان روح آدمی است .
    اگر مانند وهابیت تقدس را فقط لایق وجه الله می دانید صراحتا بیان کنید که این همه امام زاده و تربت و گرد ضریح و پرچم به چشم مالیدن و ضریح گرداندن برای چیست و اگر اینها می توانند مقدس باشند چرا آتش نمی تواند باشد ؟

  4. مقدس یعنی چه ؟ کلمه مقدس یعنی چه ؟ آیا بقیه آفریده های خدا نامقدسند ؟ !

  5. در عربی به معنی پاکی و پاکیزگی است . در حقیقت اگر بپذیریم که خداوند هستی را پاک و مطهر آفریده این سخن یعنی تمام هسنی مقدس است .
    ولی معنای عرفی تقدس فراتر از پاکی و پاکیزگی است نوعی ستایش و پرستش در معنای عرفی تقدس وارد شده .
    زرتشتیان عبادت نمی کنند بلکه ستایش می کنند همانگونه که خدا را می ستایند (مزدیسنا ) آب و نور و تجلیات خداوند را مانند آتش می ستایند .

    • و آذر پسر اهورامزداست … آتش جلوه ای از اهورامزداست … آیا هرچه در آتش است در اوهرمزد هم هست ؟ بلی … پس آتش میسوزاند فضولات را آیا اوهرمزد هم همین کارها را میکند ؟ و مغ بیچاره از جواب دادن عاجز ماند .
      آتش را میپرستید چون جلویش نماز میخوانید و می ستائید چون جلوه ای از اهورامزدا میدانید .

      • اول زرتشتیان هیچ چیز را عبادت و پرستش نمی کنند چرا که ذات خداوند را برتر از نیازمندی به پرستاری می دانند و انسان را بنده خدا نمی دانند که بخشی از ذات خداوند می دانند . بلکه خداوند و جلوه های او را می ستایند یعنی مزدیسن هستند . ( مزدا یسنا ) نام کتابشان نیز یسنا است .
        شما نیز با پرستش و عبادت خداوند به ذات خدا توهین روا می دارید و با عبادت غیر خدا و عبد و غلام خواندن انسان و سگ درگاه این و آن شدن به خلقت خدا توهین روا می دارید و به ذات انسانی خود .
        دوم زرتشتیان به سمت نور نماز می کنند نه آتش و این خطای همیشگی که می پندارید ایشان در آنشکده نماز می خوانند را اصلاح کنید .
        اما در مورد بخش نخست :
        البته آنش جلوه اورمزد است و هرچه در آتش است از اورمزد است . اورمزد آفرید بسیار دارد و کار بسیار تواند کرد و هر کسی از فهم و علاقه خود آن بخش بیند که تواند بفهمد و دوست دارد و لابد سوال کننده بیش از فضولات نفهمیده یا بسیار به آن علاقه داشته که جای نور و گرما و روشنی که همه از آتش است همین یکی را دیده .
        اما پاسخ او هم مشخص است که در جهان هیچ برگی از درخت نیفتد جز به حکمت و اراده اورمزد و در این پاسخ عجزی نیست ولی در سطح درک و فهم و دانش آدمی عجز بسیار است .

        • پرستش … ستاییدن … در اوستا همان طور که گفته اهورا مزدا را می ستاییم گفته آذر و … هم می ستاییم .

          … البته آنش جلوه اورمزد است و هرچه در آتش است از اورمزد است …
          آتش فضولات هم اورمزد است ؟
          خوب شد برق کشف شد تا جهل زرتشتیان معلوم شود … .
          چرا دروغ میگویی ؟ : … در جهان هیچ برگی از درخت نیفتد … قبلا هم گفتم الله را با این خدای عیال وار یکی نگیر ، چرا آیه قرآن را به این خدای آتشین ربط میدهی ؟ سوء استفاده نکن از آیات قرآن .کجای گاتها این عبارت است ؟
          حال که انگار بعد از کامنت های من شروع به خواندن کتاب دکتر فرهنگ مهر و شکند گمانیک ویزار کردی این را بدان عقیده دکتر مهر یعنی شرک به خدای واقعی و اگر قبول داشته باشی نه تنها از نظر اسلام بلکه از نظر مسیحیت و یهودیت هم مشرک به حساب می آیی . تمام عقاید این خدای تو در گاتها نیامده اصلا درباره ویژگی های اهورامزدا چیز زیادی در گاتها نیست پس :
          ۱ : اینها را به آیین زرتشتی نو ربط بده نه گاتها .
          ۲ : تمام اینها از نظر فلسفی و علمی دارای اشکالات اساسی است که با ایمیل میتوانم توضیح دهم :
          smn.automobile@gmail.com
          در ضمن زرتشتیان به سمت روشنایی باید نماز بخوانند این را پیشتر در مقاله ام نیز گفته ام اما … تقدس آتش در اوستا چیز دیگریست .

          • با سلام ؛ یک بنده خدایی میخواست دلیل خلقت را بگوید می گفت مهربانیست !! … گفتم مگر من از خدا خواستم که مرا به این دنیا بفرستد و این شر را قرار دهد؟ نه بهشت و نه جهنم … نخواستیم حال مرا از این دنیا میبرد ؟ پاسخ خیر است چون با هدف مرا خلق کرده …
            خدا پرستش نمیخواهد چون احتیاج ندارد ؟ بنده خدا ، خدا احتیاج به همکار ندارد (از نظر زرتشتیان انسان همکار خدا است ، جهلشان اندازه ای ندارد، همکار بودن با خدا یعنی خدا احتیاج دارد نه پرستش) خداوند پرستش کننده میخواهد چون دلیل خلقت ما این است . یعنی چه که من همکار خدا ام ؟ من چکاره ام که خود را همکار خدا بخوانم ؟ .

            اگر آتش در اورمزد است پس اهورامزدا را باید تشکیل شده از ذرات بنیادی بدانیم که آتش را تشکیل داده اند … علم اثبات کرده است که تمام ماده ها از ذرات بنیادی اند و نور هم از فوتون است پس اگر اینها تشکیل دهنده و یا جزء اهورامزدا اند اهورامزدا هم از ذرات بنیادی و فوتون تشکیل شده است . علم خدای زرتشتیان را از شغل خود جدا کرده و او را به محلی برای انزوا سوق داد .

            قائل به وجود این چنین خدایی یعنی بی خدایی محض .

            • به کدام استناد “از نظر زرتشتیان انسان همکار خدا است ….”
              این لفظ ” آتش در اورمزد است ” از کجا در آورده اید مگر هرچه در ذهن شما نقش بست جزو متون مذهبی زرتشتیان است !!!
              آتش جلوه اورمزد است
              اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
              لابد این هم فرق دارد .
              ضمنا شما دایما در حال توهین به زرتشتیان هستید و توهین کردن از ضعف منطق و دلیل می آید از مدیر محترم درخواست دارم اجازه توهین به کسانی به صرف عقیده و نظرشان داده نشود
              موارد متعدد است : “از نظر زرتشتیان انسان همکار خدا است ، ….. اندازه ای ندارد ….”

              • بازهم کم مطالعگی ؟ بازهم … بازهم ؟ .

                بنشین کتاب فرهنگ مهر را از اول تا آخر بخوان بعد بیا و بگو منبع من کجاست … بنده خدا من از تو بیشتر درباره فلسفه آیین زرتشت مطالعه دارم با این حرفی که زدی .

                • لطفا در روز بیش از چهار پنج کامنت نذارید

                • من به کتاب فرهنگ مهر چکار دارم !!!!
                  شما که دایما به زرتشتیان دروغ می بندید بفرمایید این جمله ” اتش در اورمزد است ” اختراع شماست یا از جایی نقل کرده اید .اگر منبع ارایه ندهید ثابت کرده اید که به زرتشتیان دروغ بسته اید .

          • اینکه می گویم شما از دین محمد چیز زیادی نمی دانید همین ها است :
            “اصلا درباره ویژگی های اهورامزدا چیز زیادی در گاتها نیست”
            تَفَکَّروا فی خَلقِ اللّه ، ولا تَفَکَّروا فی اللّه فتَهلِکوا پیامبر اسلام
            تَفَکَّروا فی کُلِّ شَیءٍ ، وَ لا تَفَکَّروا فی ذاتِ اللّه پیامبر اسلام
            فکّروا فی آلاء الله و لا تفکّروا فی الله فإنّکم لن تقدروا قدرَهُ و إذا بلغَ الکلام إلی الله فَامسَکُوا پیامبر اسلام
            إیّاکُم والتَّفَکُّرَ فی اللّه ؛ فإنَّ التَّفَکُّرَ فی اللّه لا یَزیدُ إلاّ تِیها ، إنَّ اللّه َ عز و جل لا تُدرِکُهُ الأبصارُ ولا یُوصَفُ بِمِقدارٍ : امام صادق
            تکلّموا فی خلق اللّه و لا تتکلّموا فی اللّه، فإنّ الکلام فی اللّه لا یزداد صاحبه الا تحیّرا : امام صادق

      • دیدگاه شما درباره ی بندگی نادرست و سطحی است. از نظر یک مسلمان انجام هر کار خوبی بندگی خدا به حساب می آید. اگر دست یک پیرزن را بگیری و او را از اینطرف خیابان به آن طرف خیابان ببری یعنی در آن لحظه بندگی خدا را کردی، اگر به پدر و مادرت احترام میکنی یعنی داری بندگی خدا میکنی، اگر به حیوانی غذا میدهی داری بندگی خدا میکنی، حدیث از پیامبر اسلام هست که عبادت اگر ده جزء داشته باشد نه جزءاش کسب روزی حلال است و همچنین ستایش و حمد خداوند هم جزءی از بندگی و عبادت پروردگار است.

        • شما برای اطاعت امر خدا به آن پیرزن نیکی می کنی یا برای اینکه نیکی کرده باشی به او نیکی می کنی ؟
          به این دو وجه و تفاوت اش دقت فرمایید .
          اگر برای اولی است که ممکن است مانند داعش امر خدا بر شما مشتبه شود و به جای کمک به خلق برای اطاعت خدا سر ایشان را ببرید .
          اما در دومی هیچ مفسده ای نیست .

        • یقینا برای رضای خدا نیکی میکنم چون نیکی مطلق اوست و اوست که توفیق این عمل خیر را به من داده است با این نیت هم از او برای این نعمت سپاسگزاری کرده ام و هم از او خواسته ام که باز به من توفیق کار خوب دهد. شکر نعمت نعمتت افزون کند.
          فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست
          کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی
          بهترین و قوی ترین و مؤثرترین انگیزه برای انجام کارهای نیک، انگیزه ی الهی است و کسی که برای رضای خدا کار خوب انجام میدهد چون رضایت محبوبش را بدست آورده در درون خود آرامش و رضایت خاصی را میابد که باعث میشود سختی ها و رنج هایی که در این راه به او رسیده برایش شیرین شود.
          موضوع داعش هم که محل بحث ما نیست و گفتگوی جداگانه ای میطلبد، ابتدا حق و راستی را با کمک هم پیدا کنیم، بعد باطل خود میرود.

      • گفته اید عبادت و بندگی خدا با بی نیازی خدا منافات دارد پس من هم میتوانم بگویم حمد ستایش خدا با بی نیازی او منافات دارد، مگر خداوند به ستایش من و شما محتاج است، یعنی خدا عقده ی ستایش شدن داشته؟ البته در قرآن در آیه ۳۰ سوره ی بقره به این موضوع به زیبایی اشاره شده است ( وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَهً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ) ( به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین ، جانشینی [ نماینده ای ] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می آوریم ، و تو را تقدیس می کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می دانم که شما نمی دانید.» ).
        حقیقت این است که خداوند محتاج عبادت بنده نیست این بنده است که برای رشد و کمال، به عبودیت و بندگی خدا نیازمند است. عبودیت و بندگی خدا مراحلی دارد که حمد و ستایش خداوند جزئی از آن و مقدمه ی آن است، و رسیدن به خدا و سیر مسیر الی الله جز با عبادت پروردگار ممکن نیست.

        • قیاس مع الفارق است در ستودن هیچ مفسده ای نیست ولی در تعبد مفسده هست و آن عبادت غیر خدا و استعانت از غیر خدا است . مفسده دیگر آن است که انسان موجودی است شریف و تعبد و بندگی عملی شریف نیست و لایق ذات انسان نیست .
          الحمد لله رب العالمین
          ایاک نعبد و ایاک نستعین
          در قرآن جستجو کنید و ببینید قرآن بیشتر نهی از عبادت غیر خدا کرده یا توصیه به عبادت خدا .
          این آیه که بیان کردید ترجمان سخن من است و واقعا خداوند نیازمند تسبیح و حمد و ستایش نیست . اما از روح خود در آدمی دمیده و در ستودن خداوند و جلوه های خداوند مانند طبیعت و خورشید و اتش هیچ مفسده نیست .
          دیگر سخن حضرت علی که فرموده اید هم مصداق سخن من است که اگر عبادت نه بخش اش اخلاق و نیکویی در حق خلق باشد که دیگر در آن مفسده نیست و دیگر بین ما در این مقال بحثی نمی ماند امری نیک است که هر دو قبول داریم ولی سخن از همان یک جزئی است که بیان نفرمودید یعنی بندگی کردن خدا ( معنای لغوی اصلی ) . ایکاش جان سخن حضرت علی را بفهمیم .
          جان این حدیث که هدف از تعبد چیست ؟ اگر آدمی به آن درجه از کمال و شناخت برسد که بداند نیکی و خوبی به بندگان خدا راه کمال و پیشرفت اوست دیگر برای گزیدن راه نیک به امر و اطاعت فرمان الهی و وحی نیاز ندارد . تعبد و پذیرفتن امر خدا برای خوبی و دوری از بدی برای موجودی که خود ذات نیکی را دریافته بی معنی است . اما آنکه هنوز در مراحل شناخت به سر می برد با قوه دستور دینی و امر الهی به اخلاق و نکویی خوانده می شود .

        • از شما میخواهم بار دیگر کامنت خود را بخوانید، بنده که چیزی نفهمیدم، از دوستان اگر کسی چیزی فهمید به ما هم بگوید.

  6. در گزارش گمان شکن ” شکند گمانیک ویچار ” می خوانیم :
    که جبرییل بر مریم مقدس مژده بادی مقدس و مولودی مقدس می دهد ، در این گزارش اشکال می کند که مگر دیگر بادها و مخلوقات خداوند ناپاک هستند ؟!!

  7. ۱.آیا آفریده های خدا نامقدسند ؟و پاک نیستند؟
    ۲. آیا عرف بودن حقیقت است ؟
    ۳. آیا نمیشود همه آفرینش رو ستایش کرد و مقدس شمرد تمام و تک تک گیاهان ، درختان ، آفتاب عالم تاب ،مادرزمین و خاک ، ستاره ، کهکشان ، انسان ، حیوانات حتی اشیاء و مفاهیم ؟
    ۴. هر چه از خداست در دایره قداست اوست.
    ۵.نمیفهمم تفاوت قداست آتش با خاک رو ؟ هر دومقدسند پس دلیلی برای دعوای مسلمان و زرتشتی نیست.
    تمام آلودگیهای ظاهری برمیگرده به همون نظام آفرینیش دوگانه این دنیای شر و خیر که ادامه داره چون ما نمیدانیم از کجا آمدیم و به کجا میرویم و این دونقطه مجهول هست .

    • آیا انسان درستکار و غیر درستکار در نظر شما مساوی اند؟

      • خیر اما انسان به ذات پاک است و پاک متولد میشود همانطور که طبیعت به ذات پاک است !آیا لوسیفر در ابتدا فرشته ای پاک نبود ؟ اما در چرخه دوگانه این جهان مظهر ناپاکی قرار گرفت از نظر ادیان الهی !
        آیا هیتلر در کودکی بچه ای پاک نبود ؟ من و شما آیا بی گناهتر نبودیم ؟
        اما در چرخه دوگانه این دنیا و تضاد دنیایی که قرار میگیریم دوگانگی پیدا میکنیم
        اما آیا این نادرستی و دوگانگی ماندگار است ؟
        اینها سوالاتی ساده اما پیچیده ان مدیرمحترم
        ساده ان اما فلسفی که برای برخی از انها جواب قاطعی در ادیان من حداقل ندیدم

  8. میدونید همه ما یک روز به دنیا اومدیم و روزی و در ساعتی و ثانیه ای معلوم میمیریم و فقط در محدوده ای خاص و در دایره ای خاص اختیار داریم بقیه زندگی جبره ! یعنی مجبوری که باشی و ادامه بدی ! حالا بهتر نیست که این آفرینش در رنج رو خودمون هم مضاعف نکنیم ! بالاخره همه ما در زندگی مسیرهایی رو عمدتا ناخواسته طی کردیم و تجربیاتی متعدد داریم ، بجای اشتراکات افکار چرا انشعابات رو نگاه کنیم ؟وقضیه رو سخت ترش کنیم ! خیلی جاها میشه نرمش داشت ، من به شخصه یادم نمیاد از خدا خواسته باشم برای حضور در این دنیا اما اومدم شاید حافظم در وقت امدن پاک شده باشه اما این دوگانگی و تضاد دنیا منشا همه رنجهای این دنیاست از نظر من !

    • اگر تاریکی نبود روشنی معنا نداشت و اگر غم نبود شادی ارزش نداشت ، حکمت خداوند در تعبیه نیروی خوب و بد و دیالکتیک بزرگ هستی و این همه عظمت زاییده این کنش و دیالکتیک پاسخ ماست . بعضی از نعمت های خداوند را درک کردن ارزش یک عمر رنج و مرارت را دارد .

      • این حرف اشتباه است … برهان شر فراتر از این حرفهاست . اگر بنا به این حرفها بود دانشمندی چون راسل ندانم گرا از دنیا نمی رفت و یا فرد مشهور دیگری چون دیوید هیوم بی خدا از دنیا نمیرفت . درباره برهان شر و شر خیلی بیشتر از چند خط باید کار شود متأسفانه خیلی ها جواب درستی به این برهان ندادند . برای نمونه :
        بد ، بد است … ویروس ایدز از بیخ و بن بد است و بیشعور که این به خالقش بر می گردد که چرا مخلوقی بیشعور و اختیار است که کلا شر است و خوبی در برابرش نیست .
        دیالکتیک در هرکجا و بنا به هر استفاده ای مضحک ترین مکتب است … ابتدا برچسب آنرا به ماتریالیسم زدند و … .

  9. سوالی برای همه ادیان :
    ۱.آیا یک فردی که معلول بدنیا می آید یا ناقص یا منگول با یک فرد سالم و باهوش تفاوت ندارد ؟
    ۲.آیا این تفاوت زیباست ؟
    ۳. آیا این منع فیض عدالت هست لااقل در این دنیا ؟
    ۴. آیا این نقص و معلول بودن که تمامی دنیای یک انسان رو تحت الشعاع قرار میدهد ارزش دارد و مگر ان فرد میتپاند سالم شود تا قدر سلامت خود را بداند ، فقط خود اوست که درک میکند سالم بودن چقدر خوب است درحالیکه از عدم سلاتی در رنج ابدی در این دنیاست تا وقت مرگ . یک انسان سالم هم فقط معلول را می بیند ولی درکی عمیق از شرایط او ندارد و بعبارت بهتر نمی خواهد که عدم سلامت را درک کند و در این بی درکی میماند مگر خودش مثلا در یک تصادف ناقص شود . اما همه انسانها دو مزه را درک نمی کنند ، مثلا همه زشت نیستند تا زشتی را درک واقعی کنند فقط تفاوتها را میفمند بدون کوچکترین درکی

    • با سلام ؛
      برترین شما نزد خدا با تقواترین شماست … از هرکس به اندازه توانایی اش انتظار داریم … در آن دنیا آنان را آفرینشی نو می بخشیم . (قرآن کریم) .
      اگر فرگشت نبود و خداوند ربّ نبود … تمام انسان ها یا کلا سالم و یا کلا معلول می شدند … روال دنیا و نشانه های ربّ بودن خداوند .

    • این تصاویر هم مطلق نیستند ما از یک فرد معلول و بیمار فقد تصویری می بینیم و تمام حقیقت و نور ازلی بر ما هویدا نیست لذا قدرت حکم کردن نداریم . اما عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیز در جای خود و باز هم نمی توانیم قضاوت کنیم که آیا آن شخص بیمار و علیل در جای خود قرار دارد یا نه حتی نمی داینم رنجی که می کشد به چه صورت در جهت تعالی اوست کما اینکه صد سال پیش خیلی چیزها که امروز می دانیم را نمی دانستیم . و اینکه همه ما رنج می کشیم و تجربه بشر ثابت کرده مرارت ها و رنج ها در جهت تکامل بشر بوده .
      اما شک نکنیم که هستی بخش یکتا مقدر نموده که آدمی راه خویش را از تاریکی به روشنایی بیابد و این سرنوشت آدمی است .

      • تکامل بشر ؟

        منتسب به دیوید هیوم :

        هیچ چیز نمی‌تواند استواری این استدلال – برهان شر – را متزلزل سازد، استدلالی چنین کوتاه، چنین واضح، چنین قاطع .

        حرف شما آقای مدیوماه بیشتر انسان را به ندانم گرایی سوق میدهد تا باخدایی . گفتم که برهان شر با این حرفها قابل حل نیست … اساسا وجود انسان معلول را بی خدایان شر میدانند که اصلا چرا معلول است ؟ . ماتریالیسم هم این حرف شما که : … بر ما هویدا نیست … را رد میکند چون از نظر بی خدا آنچه که می بینیم هستیم نه انچکه نمی بینیم .

  10. سوالی برای همه ادیان :
    در ادامه و تکمیل و باز کردن سوالات قبلی برای دوستان و خوانندگان محترم :
    ۱. آیا یک فرد معلول خوشحال است و رضایت دارد از معلولیتش ؟ و آیا ما حق داریم سالم باشیم و او حق ندارد ؟ ما حق داریم زیبا باشیم اما او زشت ؟ ما حق داریم باهوش باشیم اما او خنگ ؟ ما در ذهن خود بطور اتوماتیک مقایسه و قیاس میکنیم و نتیجه می گیریم و قضاوت می کنیم . ما موجوداتی عموما خودپسند هستیم .
    ۲. نظریه فرگشت ربطی به نقص ندارد بلکه نوعی تکامل تدریجی است ، چون غیر انسانها یا جانداران یا تک سلولیهایی که بتدریج به انسان تبدیل میشوند ناقص نیستند و فقط گونه ای متفاوت هستند که در نوع خود و گونه خود کاملند اما انسان نیستند که آنها را با انسان مقایسه کنیم
    ۳. سوال من درمورد برترین انسان در نزد خدا نبود ، درباره نقص و فقدان و منع فیض بود و به مشیت خداوند هم کاری ندارم اگر کار هم داشتم فرقی نداشت این روند دوگانه همچنان باقیست و بی جواب و خدا کار خودش را میکند .
    ۴. چرا خدا انسان ناقص را می آفریند که بخواهد به اندازه تواناییش از او انتظار داشته باشد ، آن انسان عمری در رنج و حسرت سلامتی است و از دیدن افراد سالم آه میکشد هر قدر قوی باشد اما در پستوهای ذهن خود خدایش را بازخواست میکند ! دنیای معلولیت و نقص او هیچ گاه به سلامتی و حس سالم بودن ختم نمیشود . غیر از اینست ؟ آیا اگر صد سال آینده بفهیم که مشیت یک معلول چیست یا بتوانیم برخی از معلولیت ها را درمان کنیم باز هم انسانهای بی شماری در همین وضع بدنیا امده و تا انوقت رنج خود را کشیده و مرده اند
    اینها سوالات انسانی است ، سوالات ساکنان زمین است

  11. پاسخی به من نداده اید و برای طفره رفتن از جواب موضوع بحث را عوض کردید و موضوع مفسده را پیش کشیدید. مسأله داعش و برداشت نادرست و خودخواهانه از دین و انحرافات و …، موضوع بحث ما نبود، موضوع بحث ما عبادت خداوند بود و اما بحث ما:
    برداشت شما از بندگی اشتباست، بندگی یعنی اطاعت کردن، برای مثال اگر شخصی دچار بیماری قلبی شد و برای درمان پیش رفتگر شهرداری نرفت و نزد پزشک متخصص قلب رفت و هرچه او گفت اطاعت کرد، به نظر شما کار قبیحی انجام داد! بندگی خدا یعنی اطاعت از خدا و قبول خواسته هایش، اگر شما خداوند را دانا و توانای کل میدانید این اطاعت نه تنها توهین نیست بلکه عین حکم عقل و مطابق با فطرت است، چون خدا جز خوبی فرمان نمیدهد. شما عبودیت پروردگار را توهین به انسان قلمداد میکنید! فکر نمیکنید این جمله توهین به خداست؟ حتی شیطان هم، چنین تکبری از خود نشان نداده!
    چه از روی جهل باشد و چه از روی عمد و چه بخواهید و چه نخواهید، تفکر مورد نظر شما میخواهد رابطه ی بین انسان و خداوند را قطع کند، رابطه ی انسان با خدا باید رابطه ای عاشقانه باشد و رابطه ی عاشقانه رابطه ای دوطرفه است، یک عاشق زمانی میتواند رضایت معشوقش را بدست آورد که هرچه او گفت با جان و دل قبول کند اگر غیر از این باشد یا عشقش عشق نیست یا دروغ میگوید که عاشق است. لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ       عشقبازان چنین مستحق هجرانند      عاشق تمام و کمال تسلیم خواسته های معشوق میشود و منتظر این است که معشوقش از او چه میخواهد تا عشقش را به اثبات برساند، انسانی که عاشق خداوند است برای کسب رضایت او و ابراز عشقش راهی ندارد جز اینکه مطیع و تسلیم فرمان پروردگارش باشد و منتظر اینست که خدا از او چه میخواهد تا انجامش دهد،   در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم       لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی     این رابطه است که انسان را رشد و به زندگی معنا میدهد و آدمی را به کمال مطلوب که خداوند است میرساند.

    • آنچه خداوند از انسان خواسته است اطاعت و بندگی مطلق نیست . اگر انسان اگاهانه حقیقت را بشناسد و بستاید و آموزش دهد یک قدم قراتر از اطاعت پرودگار گذاشته است .
      خداوند در برنامه رسالت پیامبران برای ترویج اخلاقیات در جامعه سفارش نموده است که دستورات اخلاقی را رعایت کنند و نیکی کنند . اما در اسلام طاعت محض و رهبانیت نداریم و خداوند بیش از طاعت بندگان از ایشان خواسته که اخلاق و عدل و داد و نیکی را گسترش دهند . حدیث حضرت علی که بیان نمودید شاهد این دعوی است .
      رابطه انسان با خدا نیز با نگرش طبیعت و ستایش نعمتها و جلوه های خداوند و ستایش ذات خداوند همیشه برقرار خواهد بود همین که بگوییم الحمد لله رب العالمین یعنی نخ ارتباطمان وصل است

  12. من که پاسخی دریافت نکردم همان حرفهای قبلی را با اندکی تلطیف بیان نموده اید و با کمال تعجب باز برداشت اشتباهتان از عبادت را بیان کردید، رعایت اخلاق و عدل و داد و نیکی کردن همه ی اینها زیرمجموعه ی عبادت پروردگار و مصادیق آن به حساب می آید. رهبانیت هم که ربطی به بحث ما نداشت، عرض کردم بحث ما سر افراط و تفریطها و انحرافات نیست، ضمنا طاعت محض با رهبانیت فرق دارد.
    چه کسی گفته میشود عبادت خدا را بدون عقل بجای آورد؟! مگر امکان دارد بدون تعقل خداوند را شناخت و عبادت و بندگیش را کرد؟! عقل میگوید اگر کسی را یافتی که دانا و توانای کل و خوبی مطلق است، امرش را قبول کن که اگر نکنی به خود بدی کردی، همین قبول نکردن، بدی به خود است و باعث میشود که انسان در درون از خود احساس نارضایتی کند و خود را ملامت کند از اینکه چرا چنین نعمت و بهره ی بزرگ را از دست داده است.
    از حرف تا عمل فاصله بسیار است. اطاعت از خداوند را زشت و توهین آمیز خواندن و حمد و ستایش او، با هم قابل جمع نیست، کسی که چنین حرفی میزند یا در ادعایش صادق نیست یا دچار مشکل فکری شده است.
    انسان عاشق خدا، منتظر فرمان اوست تا ابراز عشق کند و عشقش را به اثبات برساند. خداوند انسان را در بوته ی آزمایش قرار میدهد، میگوید حال که مرا میخواهی باید هرچه من میگویم قبول کنی وگرنه لاف عشق زدی، چطور میشود از دوست داشتن خدا حرف زد ولی نسبت به خواسته هایش بی تفاوت بود؟

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی