+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام حسن(ع) / لغزش ها در تاریخ بارگاه سیدالشهدا(ع)
لغزش ها در تاریخ بارگاه سیدالشهدا(ع)

لغزش ها در تاریخ بارگاه سیدالشهدا(ع)

مقاله ای از اینجانب در مجله ی مجله آینه پژوهش، شماره ۹۶، بهمن و اسفند ۱۳۸۴.

شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبداللّه  الحسین(ع) در راه ستیز با ستمگران، بارگاه منور او را از اماکن عبادى و سیاسى در آورده است و در طول تاریخ، شیفتگان فراوانى را با عشق غیرقابل وصف از سراسر دنیا به خود جلب مى کرده است. معمولاً ستمگران نسبت به این بارگاه مقدس حساسیت داشته اند. اگر قدرت مقابله با مردم را در خود مى دیدند، اقدام به تخریب آن مى کردند و در غیر این صورت با دیده احترام به آنجا مى نگریستند و حتى با کمکهاى مالى قابل توجه به بارگاه، خود را به مردم نزدیک مى کردند. لذا بناى مرقد همواره دستخوش تغییر و تحول بوده است و بسیارى از تغییر و تحولها در منابع تاریخى مضبوط است.

لغزش ها در تاریخ بارگاه سیدالشهدا(ع)

دانلود مقاله «لغزش ها در تاریخ بارگاه سیدالشهدا(ع)»

موسوعه امام حسین(ع) در مؤسسه فرهنگى دارالحدیث قم، در حال تدوین است و پرونده اى به تاریخ بارگاه حضرت سیدالشهدا(ع) اختصاص یافته است. تکمیل پرونده ناتمام آن به اینجانب واگذار شد. هنگام تحقیق، متوجه پاره اى لغزشها در ثبت تاریخ بارگاه منوّر ـ به ویژه در آثار معاصران ـ شدم و مناسب دانستم آنها را در این مقاله گرد آورم.

همه کتابهایى که در خصوص بارگاه مطهّر به نگارش در آمده اند، به سهم خود ابهامهایى را زدوده اند و داراى ویژگیهاى ارزنده اى هستند که نمى توان از آنها غفلت کرد و اینجانب بهره هاى زیادى از آنها بردم، هرچند در لابه لاى مطالب سودمند، لغزشهایى یافت مى شود که این نوشته در پى برطرف کردن آنها است تا به کتابهاى دیگر راه نیابند.

توجه: همه تاریخها در این مقاله به سال قمرى است و در غیر این صورت، شمسى یا میلادى بودن آنها مشخص شده است.

بارگاه در قرن اول

نظر به اینکه ساختمان سازى در قرن اول بسیار آسان بوده، ساخت بنا بر قبر مطهر در این قرن کاملاً امکان دارد؛ مخصوصا پس از مرگ یزید در سال ۶۴ و باز شدن فضاى سیاسى به نفع اهل بیت علیهم السلام و قدرت گرفتن امثال مختار و نیز رو آوردن مردم به سوى قبر جهت زیارت. کمى امکانات ایاب و ذهاب و اقامت چند روزه در کنار مزار و نیز گرمى هوا، حدس وجود بنا بیشتر تقویت مى کند.

در عین حال معاصران گزارشهایى از وجود بنا در قرن اول ذکر مى کنند که هیچ مستند تاریخى قابل اعتماد ندارند و نمى توان به عنوان واقعه تاریخى پذیرفت. از جمله این ادعاها عبارتند از:

الف) بنى اسد نخستین کسانى هستند که بر قبر امام(ع) سقیفه اى احداث کردند.(۱)

ب) سال ۶۴ قبیله هاى بنى نضیر و بنى قینقاع اولین بار صندوقى براى قبر ساختند که توابین اطراف آن گرد آمدند.(۲)

ج) مختار عمارتى از گچ و آجر و با نظارت محمد بن ابراهیم بن مالک اشتر ساخت و مرقد داراى دو در شرقى و غربى بود.(۳)

جمعیت فراوان کنار قبر مطهر در قرن اول

در کتاب شهر حسین، صفحه ۱۶۴ ـ ۱۶۵ مى خوانیم:

«کامل الزیارات نقل کرده: ابوحمزه [ثمالى] در آخر زمان بنى مروان از کوفه به قصد زیارت کربلا خارج گردید و از پاسبان شامى خود را پنهان مى کرد تا آنکه خود را در یک آبادى مخفى کرد. پس از نصف شب متوجه قبر حسین(ع) گردید و اتفاقا شب عرفه بود و جمع کثیرى در اطراف قبر به نماز مشغول بودند. از بس که جماعت زیاد بود، هرچه مى خواست خود را به قبر برساند و دعا کند ممکن نمى شد.»

خبر فوق در کامل الزیارات، صفحه ۲۲۱ آمده است. مراجعه به اصل خبر نشان مى دهد که در نقل از کامل الزیارات چند اشتباه رخ داده است:

۱. این خبر مربوط به حسین پسر دختر ابوحمزه ثمالى است نه خود ابوحمزه. نویسنده شهر حسین در صفحه ۱۷۳ نام ناقل خبر را درست نوشته است.

۲. حضور او در شب عرفه از خبر استفاده نمى شود.

۳. ترجمه و متن خبر در کامل الزیارات نشان مى دهند که زائر با ترس فراوان از حکومت وقت، به زیارت رفته است و چگونه قابل قبول است چنین جمعیتى در جوار قبر مطهر تجمع کرده باشند.

۴. خبر در کامل الزیارات صراحت دارد که براى زائر مکاشفه اى شده و کسانى که بر گرد مزار تجمع کرده بودند ملائکه بودند نه انسان.

تخریب بارگاه

متوکل عباسى چند بار بارگاه سیدالشهدا(ع) را تخریب کرد. گفته شده که اولین تخریب او در سال ۲۳۲ صورت گرفت. هنگامى که متوکل خبر شد در شعبان این سال یکى از کنیزان آوازخوانش جهت زیارت به کربلا رفته است، دستور تخریب را صادر کرد.(۴)

چنین نقلى از دو جهت ایراد دارد:

الف) در خبرى که در مورد زیارت بارگاه توسط کنیز رسیده تنها ماه شعبان ذکر شده و سال آن از خبر استفاده نمى شود.(۵)

ب) متوکل در ذى حجه سال ۲۳۲ به حکومت رسید.(۶) بنابر این در شعبان ۲۳۲ حاکم نبوده است تا دستور تخریب را صادر کند.

از این رو برخى تخریب اول را سال ۲۳۳ دانسته اند. نصى در مورد اینکه اولین تخریب در این سال بوده وجود ندارد. بلکه از خبر کنیز که در شعبان به زیارت رفته بود، استظهار کرده اند که در اوایل حکومت متوکل تخریب صورت گرفته و آن را مطابق با سال ۲۳۳ دانسته اند.(۷)

به نظر مى رسد اولین تخریب او به سال ۲۳۶ باز مى گردد که مورخان متعدد به آن تصریح کرده اند.(۸)

نویسنده شهر حسین، در صفحه ۲۰۶ سال ۲۳۳ را از قول ابوالفرج اصفهانى ـ صاحب مقاتل الطالبیین ـ نقل کرده که اشتباه است.

دفعات تخریب بارگاه توسط متوکل

برخى نویسندگان نوشته اند که متوکل چهار بار قبر مطهر را تخریب کرد.(۹) از اخبار متون کهن چنین استفاده مى شود که متوکل تنها دو بار و نهایت سه بار مرقد را خراب کرد؛ زیرا در اخبار از دو نفر به نامهاى ابراهیم دیزج(۱۰) و عمر بن فرج(۱۱) به عنوان مأموران تخریب نام برده شده و نیز دو سال ۲۳۶(۱۲) و ۲۴۷(۱۳) به عنوان تاریخ آن ذکر کرده اند.

استناد تخریب در سال ۲۳۷ خبر زیر است:

«… فأنفذ [المتوکل] قائدا من قوّاده و ضم الیه کتفا من الجند کثیرا لیشعب قبر الحسین(ع) و یمنع الناس من زیارته و الاجتماع إلى قبره. فخرج القائد إلى الطف و عمل بما امر و ذلک فى سنه سبع و ثلاثین و مأتین … .(۱۴)

متوکل عده زیادى از لشکریان را با یکى از فرماندهان فرستاد تا قبر حسین(ع) را خراب کنند و مردم را از زیارت و اجتماع در آنجا منع کنند. فرمانده به طف رفت و طبق دستور عمل کرد و آن در سال ۲۳۷ است.»

در بعضى نسخه ها به جاى «لیشعب قبر الحسین»، «لیشعّث من قبر الحسین» است. در این صورت به معناى پراکندن مردم از قبر امام(ع) خواهد بود. علامه مجلسى عبارت دوم را از نسخه هاى مصحّح نقل کرده است.(۱۵)

استدلال ابوالفرج اصفهانى

گفته شده که ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین دو استدلال آورده که تخریب اول متوکل در سال ۲۳۳ بوده است و یکى از مستندات او کتاب تسلیه المُجالس است.(۱۶)

اولاً، ابوالفرج در مقاتل الطالبیین اصلاً سخن از سال تخریب به میان نیاورده است(۱۷)

ثانیا، ابوالفرج در قرن چهارم مى زیسته و محمد بن ابى طالب نویسنده تسلیه المجالس در قرن دهم مى زیسته است.

ساخت بارگاه

از کتاب منتظم ابن جوزى نقل شده که محمد بن زید علوى (م ۲۸۳) در طول سیزده سال، همه ساله اموالى را براى علویهاى مستحق در جوار مرقد امام على(ع) و امام حسین(ع) مى فرستاد و با این اموال، بناى گنبد سیدالشدا(ع) به اتمام رسید و در کنار آن مسجدى بنا گردید و دیوار حائر ساخته شد.(۱۸)

چنین مطلبى را در منتظم نیافتیم.

زیارت ابوطاهر

در مدینه الحسین، سلسله ۲، صفحه ۱۰۱ از کتاب منتظم ابن جوزى آمده است که ابوطاهر سلمان بن حسن جنابى ـ رهبر قرامطه ـ در سال ۳۱۳ با کوفه جنگید و پس از پیروزى به زیارت بارگاه رفت.(۱۹)

چنین مطلبى را در منتظم نیافتیم.

بناى گسترده به دست عضدالدوله

در کتاب شهر حسین، صفحه ۲۵۱ ذیل عنوان «بارگاه حسین(ع) و تعمیر پنجم از عضدالدوله به سال ۳۶۹» مى خوانیم:

«بنا به نوشته ابن اثیر تاریخ نویس معروف، که عضدالدوله در باره مکه و مدینه خدمات مهمى انجام داد و مخصوصا آثار باعظمت او نسبت به حرم على(ع) و در خصوص حرم مطهر سیدالشهدا طوفان کرده قبه حرم را تجدید نمود و چهار را اطراف آن را ایجاد رواق نمود و در استحکام این بنا اهمیت فوق العاده به خرج داد و سپس در تزیینات قبه و رواقها مبالغه نمود و ضریح را با چوب ساج یک نوع چوب هندیست و پارچه هاى دیباج زینت داد.»

ظاهر عبارت فوق این است که همه مطالب فوق در کتاب کامل ابن اثیر آمده است؛ اما در وقایع مربوط به سال ۳۶۹ چنین طوفانى از سوى عضدالدوله نیامده است. در کامل ابن اثیر، ج ۵، ص ۴۳۷ آمده است:

«فى هذه السنه شرع عضدالدوله فى عماره بغداد و کانت قد خربت بتوالى الفتن فیها و عمّر مساجدها و اسواقها و ادرّ الاموال على الائمه و الموذنین و العلماء و القرّاء و الغرباء و الضعفاء الذین یأوون إلى المساجد و الزم أصحاب الاملاک الخراب بعمارتها و جدد ما دثر من الانهار و أعاد حفرها و تسویتها و اطلق مکوس الحجاج و أصلح الطریق من العراق إلى مکه ـ شرّفها اللّه  تعالى ـ و أطلق الصلات لاهل البیوتات و الشرف و الضعفاء المجاورین بمکه و المدینه و فعل مثل ذلک بمشهدى على و الحسین ـ علیهما السلام ـ و سکن الناس من الفتن و أجرى الجرابات على الفقهاء و المحدّثین و … .»

سال زیارت عضدالدوله

از فرحه الغرى سال زیارت عضدالدوله ـ حاکم مقتدر آل بویه ـ از مرقد سیدالشهدا(ع) سال ۳۷۰ نقل شده است.(۲۰) در حالى که در فرحه الغرى مى خوانیم:

«کانت زیاره عضدالدوله للمشهد الشریفین الطاهرین الغروى والحائرى فى شهر جمادى الاولى فى سنه احدى و سبعین و ثلاثمأه.(۲۱)

زیارت عضدالدوله از بارگاه شریف و پاک امام على(ع) و امام حسین(ع) در ماه جمادى الاولى سال ۳۷۱ بود.»

در تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، صفحه هاى ۱۶۶ و ۱۷۲ نیز سال ۳۷۰ ضبط شده است.

علامه حلى در رساله الدلائل البرهانیه، جلد ۲، صفحه ۸۶۹ سال ۳۷۱ را ضبط کرده است.

سال آتش سوزى در حرم مطهر

بنا به نوشته منابع تاریخى قابل اعتماد، حرم مطهر در سال ۴۰۷ آتش گرفت.(۲۲) اما در کتاب تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، صفحه ۱۷۴ سال ۴۰۸ ضبط شده است.

سال غارت حرم حسینى

سال غات حرم حسینى توسط مسترشد باللّه  را ۵۲۶ نوشته اند.(۲۳) در منابع تاریخى به سال آن تصریح نشده است؛ اما قرینه اى در خبر است که سال ۵۲۹ از آن استفاده مى شود. ابن شهر آشوب مى نویسد:

«أخذ المسترشد من مال الحائر و کربلاء و قال: إن القبر لایحتاج إلى الخزانه. و أنفق على العسکر فلما خرج قتل هو و ابنه.(۲۴)

مسترشد اموال حائر و کربلا را گرفت و گفت: قبر نیازى به خزانه ندارد. اموال را میان لشکریان تقسیم کرد و هنگام خروج، او و پسرش به قتل رسیدند.»

با توجه به اینکه مسترشد در سال ۵۲۹ کشته شد(۲۵)، ظاهرا قضیه غارت اموال مربوط به این سال مى شود.

سال زیارت ابن بطوطه

ابن بطوطه در گزارش سفر خود به کربلا، چگونگى بنا را بیان کرده است.(۲۶) سال ورود او به کربلا را ۷۲۶(۲۷) و ۷۲۷(۲۸) نوشته اند. در حالى که هیچ یک از دو تاریخ درست نیست و مراجعه به سفرنامه نشان مى دهد که او در سال ۷۲۸ به کربلا رسید.

زیارت شاه اسماعیل

گفته شده که شاه اسماعیل در سال ۹۲۰ به زیارت سیدالشهدا(ع) رفت و دستور داد صندوقى براى قبر بسازند و براى مرقد دوازده قندیل از طلاى خالص وقف کرد و رواقها را با فرشهاى قیمتى مفروش ساخت.(۲۹)

بنا به گواهى آثار قرن دهم، زیارت شاه اسماعیل و دستور تقدیم این هدایا مربوط به سال ۹۱۴ است.(۳۰)

در تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، صفحه ۱۱۲ نیز آمده است که در سال ۹۳۲ شاه اسماعیل دستور داد تا براى عتبات عالیات صندوقى بسازند. دستور مربوط به سال ۹۱۴ است و ممکن است در سال ۹۳۲ ساخت صندوقها به پایان رسیده یا در این سال موفق به نصب شده باشند.

سال اقدامات گوهرشاه خانم

گوهرشاه خانم ـ دختر سلطان حسین صفوى و همسر نادرشاه ـ اقدامات قابل توجهى در تعمیر و تزئین بارگاه مطهر انجام داد. سال آن را ۱۱۳۵(۳۱) و ۱۱۳۸(۳۲) و ۱۱۵۳(۳۳) نوشته اند. او در این راه بیست هزار نادرى صرف کرد.(۳۴) نادرشاه سال ۱۱۴۸ به حکومت رسید. بنابر این سالهاى ۱۱۳۵ و ۱۱۳۸ او حکومت نمى کرد تا گوهرشاه بتواند نادرى صرف کند. و نیز در کتاب تاریخ کربلاء و حائر الحسین آمده است که اقدامات عمرانى همسر نادرشاه پس از فتح هند بوده است.(۳۵)

بنابر این سال ۱۱۵۳ درست است.

سازنده صندوق

بر قبر مطهر صندوقى ارزشمند بوده که در هجوم وهابیها در سال ۱۲۱۶ آسیب دید. سازنده آن را شاه سلطان حسین(۳۶) و دخترش گوهرشاه خانم(۳۷) و شاه طهماسب دوم(۳۸) گفته اند.

گذشت که تاریخ کمکهاى گوهرشاه خانم به بارگاه را سال ۱۱۵۳ ترجیح دادیم و بر صندوق سال ۱۱۳۳ به عنوان تاریخ ساخت نوشته شده است.

بنابر این ساخت آن در زمان شاه سلطان حسین (پایان حکومت ۱۱۳۵) است؛ اما دلیلى نیافتیم که او دستور ساخت را داده باشد، هرچند معمولاً کارهاى مهم از این دست توسط افراد توانمندى مانند شاهان و درباریان صورت مى گرفته است.

سال ساخت صندوق

سال ساخت صندوق را ۱۱۳۳(۳۹)، ۱۱۳۵(۴۰)، ۱۱۳۸(۴۱) و ۱۱۵۳(۴۲) گفته اند. هردو تاریخِ ۱۱۳۳ و ۱۱۳۸ در کتاب مدینه الحسین آمده و هردو جا ادعا شده که بر صندوق این تاریخها نوشته شده است.

تاریخ درست ۱۱۳۳ است؛ زیرا این تاریخ بر صندوق نوشته شده و تصویر آن در کتاب بغیه النبلاء، صفحه ۱۶۸ چاپ شده است .

سال زیارت نادرشاه

مسلما نادرشاه از بارگاه منوّر زیارت کرد. در مورد تاریخ آن، سالهاى ۱۱۵۵(۴۳) و ۱۱۵۶(۴۴) گفته اند. سال ۱۱۵۶ ترجیح دارد؛ زیرا این تاریخ در کتاب دوحه الوزراء، تألیف رسول کرکوکلى(م ۱۲۴۰)، صفحه ۵۱ آمده است.

سال طلاکارى آقامحمدخان قاجار

آقامحمدخان گنبد منوّر را طلاکارى کرد. سال آن را مختلف گفته اند: ۱۲۰۵(۴۵)، ۱۲۰۶(۴۶)، ۱۲۰۷(۴۷)، ۱۲۱۱(۴۸).

برخى گفته اند: سال ۱۲۰۶ دستور طلاکارى را صادر کرد و در سال ۱۲۱۱ به پایان رسید.(۴۹)

از میان تاریخهاى فوق، سال ۱۲۰۵ ترجیح دارد؛ زیرا این تاریخ در کتاب تاریخ محمدى آمده که تألیف آن در سال ۱۲۱۱ پایان یافته است.

در خور ذکر است که در این کتاب ماده تاریخ آن از قول سلیمان صباحى کاشانى چنین آمده است: «در گنبد حسین على زیب جست زر» اما عددى که از این مصرع به دست مى آید ۱۲۰۷ است.

در برخى منابع ماده تاریخ به صورت «در گنبد حسین على زیب یافت زر» نوشته شده(۵۰) که عدد ۱۲۳۵ استخراج مى شود که مسلما اشتباه است.

طلاکارى فتحعلى شاه

فتحعلى شاه را به عنوان یکى از افرادى معرفى کرده اند که گنبد را طلا گرفت و سال آن را ۱۲۳۲ دانسته اند(۵۱) و نیز گفته شده که در سال ۱۲۲۷ دستور داد پس از تجدید بناى گنبد، طلا را تعویض کنند.(۵۲) همچنین گفته اند: پس از آنکه آقامحمدخان گنبد را تذهیب کرد، طلاهاى او به مرور سیاه شدند. اهالى کربلا طى نامه اى به فتحعلى شاه، خواستار تجدید تذهیب شدند. شاه هم دستور تجدید طلاها را صادر کرد(۵۳) و طلاهاى پیشین را در گنبدهاى کاظمین علیهماالسلام به کار بردند.(۵۴)

به نظر مى رسد تذهیب گنبد توسط فتحعلى شاه از اساس نادرست است؛ زیرا:

اولاً، این امر به معناى سیاه شدن طلاهاى آقامحمدخان پس از ۲۷ سال است، در حالى که طلا به این سرعت سیاه نمى شود و در ناسخ التواریخ طلاهاى آقامحمدخان موصوف به «ناب» شده اند.(۵۵)

ثانیا، سپهر از نویسندگان دربار قاجار است و اگر توسط فتحعلى شاه چنین اقدامى صورت مى گرفت، در ناسخ التواریخ ضبط مى کرد؛ چنان که طلاکارى گنبد حضرت معصومه علیهاالسلام توسط او را گزارش کرده است.(۵۶)

ثالثا، به کار بردن طلاى سیاه شده در بارگاه کاظمین علیهماالسلام نوعى توهین به آن دو امام بزرگوار است. اگر بگوییم خشتها دوباره روکش شدند و طلاى آنها نو شد، در این صورت لزومى نداشت آنها را به جاى دیگر ببرند.

رابعا، ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۷ به کربلا سفر کرد و در سفرنامه اش یادآور شده که طلاى موجود در گنبد از اقدامات آقامحمدخان است.(۵۷) اگر فتحعلى شاه تذهیب کرده بود، وى خبر داشت و چنین نمى نوشت.

خامسا، ادیب الملک در سال ۱۲۷۲ به کربلا سفر کرد و در سفرنامه اش طلاى موجود در گنبد را از آن آقامحمدخان ضبط کرده است.(۵۸)

احتمالاً فتحعلى شاه طلاى گنبد را تعمیر کرده است یا قسمت اندکى از آن که باقى مانده بود، تکمیل کرد.

تعمیر بارگاه با نظارت شهرستانى

گفته شده که با نظارت سید محمد مهدى شهرستانى در سال ۱۲۵۹ بارگاه مطهر تعمیر شد.(۵۹) درست است که شهرستانى تعمیرات قابل توجهى در بارگاه انجام داد؛ اما وى در سال ۱۲۱۶ از دنیا رفت. بنابر این در تاریخ مذکور اشتباهى رخ داده است.

سال مهاجرت شیخ عبدالحسین تهرانى

سال مهاجرت شیخ عبدالحسین تهرانى ملقب به شیخ العراقین از تهران و سکونت در کربلا جهت تعمیر و آبادانى عتبات عالیات را مختلف ضبط کرده اند: ۱۲۷۰(۶۰)، ۱۲۷۴(۶۱)، ۱۲۷۶(۶۲)، ۱۲۸۰(۶۳) و ۱۲۸۳(۶۴).

دو تاریخ اخیر مسلّما اشتباه است؛ زیرا شیخ عبدالحسین اقدامات گسترده اى از جمله طلاکارى گنبد عسکریین را انجام داد. با توجه به درگذشت او در سال ۱۲۸۶ عادتا نمى تواند این امور را در مدت حدود شش سال انجام دهد. ظاهرا سال ۱۲۸۳ تاریخ توسعه صحن از طرف غرب و بناى ایوان بزرگ طرف قبله است(۶۵) که با ورود او به کربلا اشتباه شده. از سوى دیگر سید شفیع جاپلقى(م ۱۲۸۰) تدوین کتاب الروضه البهیه را سال ۱۲۷۸ به پایان رساند و در خاتمه آن نوشته است که اکنون شیخ عبدالحسین مشغول تعمیر بارگاه سیدالشهدا(ع) است.(۶۶)

از میان سه تاریخ نخست ظاهرا سال ۱۲۷۰ درست است؛ زیرا از جمله اقدامات او طلاکارى قسمتى از گنبد سیدالشهدا(ع) یا تعمیر طلاکارى آن است(۶۷) و تاریخ آن در پایین گنبد سال ۱۲۷۳ است.(۶۸) و نیز در ناسخ التواریخ در ثبت وقایع سال ۱۲۷۲ و ۱۲۷۳ آمده که پیش از این شیخ عبدالحسین جهت تعمیر و توسعه عتبات عالیات به کربلا رفته است.(۶۹)

یکى از ناقلان سال ۱۲۷۰ شیخ آقابزرگ تهرانى است و شیخ عبدالحسین استاد استاد او محدث نورى است و به خبر او بیشتر مى توان اعتماد کرد.

منبع مالى شیخ عبدالحسین تهرانى

در کتابهاى مربوط به تاریخ بارگاه امام حسین(ع) تأمین هزینه اقدامات گسترده شیخ عبدالحسین را تنها از سوى ناصرالدین شاه دانسته اند یا عباراتشان به گونه اى است که این امر از آن استفاده مى شود.(۷۰) در حالى که شیخ آقابزرگ تهرانى یادآور شده است که شیخ عبدالحسین وصى امیر کبیر بود و ثلث ترکه او در اختیار شیخ عبدالحسین قرار داشت. شیخ عبدالحسین در برابر ناصرالدین شاه ایستادگى مى کرد و تخلفاتش را گوشزد مى کرد. ناصرالدین شاه براى خلاص شدن از دست او، به وى پیشنهاد کرد که این اموال را در راه گسترش عتبات هزینه کند و بودجه اصلى او ثلث ترکه امیر کبیر بود.(۷۱) هر چند شاه نیز کمکهاى مالى اى در این راه کرد و مقدار آن را پانزده هزار(۷۲) و بیست هزار تومان زر مسکوک(۷۳) نوشته اند.

تجدید بناى حجره هاى صحن

سیف الدوله در سال ۱۲۸۰ به کربلا سفر کرد و در سفرنامه خود مى نویسد: «شیخ عبدالحسین تهرانى از جانب ناصرالدین شاه مأمور شد… حجرات صحن مطهر را دوباره ساختند. داخل حرم را تعمیر کردند.»(74) اما ناصرالدین شاه که در سال ۱۲۸۷ به کربلا سفر کرد، سخن از تعمیر حجره ها مى کند نه تجدید بنا. وى مى نویسد: «… بعد رفتم دور حجرات صحن را گشتم؛ شیخ عبدالحسین مرحوم با پول ما تعمیر کرده است.»(75)

تجدید گنبد به دستور ناصرالدین شاه

برخى منابع تجدید بناى گنبد را به ناصرالدین شاه نسبت داده اند(۷۶) و سال آن را ۱۲۷۳ ذکر کرده اند.(۷۷)

ناصرالدین شاه سال ۱۲۸۷ به کربلا رفت و در سفرنامه اش نوشته است که بناى گنبد از آثار آقامحمدخان قاجار است.(۷۸) اگر وى گنبد را از نو بنا کرده بود چنین نمى نوشت.

طلاکارى گنبد به دستور ناصرالدین شاه

برخى به ناصرالدین شاه نسبت داده اند که گنبد را از نو طلاکارى کرد(۷۹) و برخى سال آن را ۱۲۷۶ نوشته اند.(۸۰)

چنین نقلى اشتباه به نظر مى رسد؛ زیرا:

اولاً، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در سال ۱۳۰۶ به مناسبت چهلمین سال پادشاهى ناصرالدین شاه کتاب المآثر و الآثار را نوشت و در باب هفتم اقدامات عمرانى شاه را نگاشت. در این باب از طلاکارى ایوان بارگاه امام رضا(ع) و ایوانهاى کاظمین علیهماالسلام سخن رفته است اما اشاره اى به طلاکارى گنبد سیدالشهدا(ع) توسط شاه نکرده است.(۸۱)

ثانیا، ناصرالدین شاه در سال ۱۲۸۷ به کربلا سفر کرد و در سفرنامه اش نگاشته است که طلاى موجود در گنبد از آثار آقامحمدخان قاجار است.(۸۲)

ظاهرا نقل درست آن است که وى تنها بخشى از گنبد را طلا گرفت.(۸۳)

سال درگذشت شیخ عبدالحسین

در کتاب تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، صفحه هاى ۱۳۱ و ۱۴۹ سال فوت شیخ عبدالحسین تهرانى ۱۲۸۲ نوشته شده که مسلّما اشتباه است و بر اساس نقلهاى متعدد به سال ۱۲۸۶ درگذشت.(۸۴) او در سال ۱۲۸۳ صحن مطهر را گسترش داد.(۸۵)

سال زیارت ناصرالدین شاه

در کتاب تاریخ کربلاء و حائر الحسین، صفحه ۲۵۸ سال زیارت ناصرالدین شاه ۱۲۸۸ نوشته شده، در حالى که این تاریخ مسلما اشتباه است و خود او در سفرنامه اش سال سفر را ۱۲۸۷ ضبط کرده است.(۸۶)

تاریخ فوق در تاریخ کربلاء و حائر الحسین اشتباه چاپى نیست، زیرا در آن آمده است که شیخ عبدالحسین تهرانى در سال ۱۲۸۶ دو سال قبل از سفر ناصر الدین شاه درگذشت.

نویسنده کتاب شهر حسین، صفحه ۴۰۸ با استناد به کتاب تاریخ کربلاء و حائر الحسین سفر ناصرالدین شاه را سال ۱۲۸۸ ضبط کرده است.

تاریخ این سفر در کتاب عراق از دیدگاه سیاحان و جهانگردان، جلد ۲، صفحه ۱۵۷۱ و در جلد ۳، صفحه ۲۲۴۱ نیز به اشتباه سال ۱۲۷۸ ضبط شده است. این تاریخها اشتباه چاپى نیست؛ زیرا در این کتاب، سفرنامه ها به ترتیب سال است و در هر دو جا سفرنامه ناصرالدین شاه پیش از سفرنامه سیف الدوله است که مربوط به سال ۱۲۸۰ مى باشد. شاهد اشتباه بودن این تاریخ این است که ناصرالدین شاه در سفرنامه اش از محل دفن شیخ عبدالحسین تهرانى(۸۷) و ملاآقاى دربندى(۸۸) سخن مى گوید در حالى که آن دو در سال ۱۲۸۶ از دنیا رفته اند.

طلاکارى گنبد در سال ۱۲۹۹

در کتاب تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، صفحه ۱۳۰ و شهر حسین، صفحه ۳۴۶ آمده است که سال ۱۲۹۹ طلاهاى گنبد زنگ زد و به دستور فتحعلى شاه طلاهاى گنبد را تعویض شد.

اولاً، گذشت که فتحعلى شاه طلاهاى گنبد را تعویض نکرد. ثانیا، او سال ۱۲۵۰ درگذشت.

ظاهرا این اشتباه از تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى به شهر حسین راه یافته است.

طلاکارى مناره ها

گفته شده: تاجرى به نام عبدالجبار در سال ۱۳۰۹ به کربلا رفت و نصف بالایى مناره شرقى و همه مناره غربى را طلا گرفت. سپس شخصى هندى وجوهى را پرداخت تا نیمه باقى مانده از مناره شرقى طلاکارى شود.(۸۹)

همچنین گفته شده: سید طاهر سیف الدین هندى در سال ۱۳۶۰ دو مناره را از سطح بام تا بالا طلاکارى کرد.(۹۰)

ظاهر عبارات فوق این است که مناره ها تا سال ۱۳۰۹ یا ۱۳۶۰ تذهیب نشده بود. در حالى که ناصرالدین شاه سال ۱۲۸۷ به کربلا رفت و در سفرنامه اش چنین نوشته است:

«طلاى مناره ها که از نصف به بالاست از زن خاقان مرحوم (فتحعلى شاه)، از دختر مصطفى خان عمو [است].»(91)

پیش از ناصرالدین شاه، ادیب الملک و سیف الدوله به ترتیب در سالهاى ۱۲۷۳ و ۱۲۸۰ به کربلا رفتند و در سفرنامه هاى خود به طلا بودن مناره ها خبر داده اند.(۹۲)

بعید نیست عبدالجبار تنها نیمه پایین مناره غربى را تذهیب کرده و نیمه پایین مناره شرقى را شخص هندى تذهیب کرده باشد.

سال تخریب مناره العبد

مناره العبد از آثار باستانى باشکوه بود که تاریخ بناى آن را سال ۷۶۷ نوشته اند.(۹۳) در قرن چهاردهم به دستور وزیر اوقاف عراق تخریب شد و علت واقعى آن به درستى معلوم نیست. در کتاب تاریخ العراق بین الاحتلالین، جلد ۴، صفحه ۱۱۶ سال تخریب آن ۱۳۵۶ ضبط شده که اشتباه است. در این سال، سلطان طاهر سیف الدین هندى مناره غربى بارگاه را که مایل شده بود، تخریب کرد و از نو بنا کرد.(۹۴) در تراث کربلاء، صفحه ۵۶ سال ۱۳۵۷ ضبط شده که این نیز اشتباه است.

تاریخ تخریب مناره العبد سال ۱۳۵۴ است و ماده تاریخهاى متعدّد براى آن گفته اند.(۹۵)

تجدید گنبد در سال ۱۳۷۱

در کتاب تاریخ مرقد الحسین و العباس، صفحه ۹۱ آمده است که در سال ۱۳۷۱ گنبد تجدید بنا شد. اگر چنین اتفاق مهمى افتاده بود، در کتابهاى متعدد دیگر که نویسندگان آنها در آن عصر مى زیسته اند، درج مى شد. حال آنکه چنین نیست.

منابع

احسن الودیعه فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه، محمد مهدى موسوى اصفهانى، نجف، چاپ دوم، ۱۳۸۸ق.

اعیان الشیعه، سید محسن امین (م ۱۳۷۱ق)، تحقیق سید حسن امین، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۶ق.

امالى، شیخ طوسى (م ۴۶۰)، تحقیق مؤسسه البعثه، قم، دارالثقافه، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

بحار الانوار، علامه مجلسى (م ۱۱۱۰ق)، بیروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

البدایه و النهایه، ابن کثیر (م ۷۷۴ق)، تحقیق على شیرى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.

بغیه النبلاء فى تاریخ کربلاء، سید عبدالحسین کلیددار آل طعمه، تحقیق عادل کلیددار، بغداد، مطبعه الارشاد.

تاریخ الامم والملوک، طبرى (م ۳۱۰ق)، بیروت، مؤسسه الاعلمى.

تاریخ المشهد الکاظمى، محمد حسن آل یاسین، بغداد، مطبعه المعارف، چاپ اول، ۱۳۸۷ق.

تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، عمادالدین حسین اصفهانى.

تاریخچه کربلا یا راه نماى زوار، محمد کلباسى حائرى، قم.

تاریخ حبیب السیر فى اخبار افراد بشر، خواند میر (م ۹۴۲ق)، تهران، چاپ دوم، ۱۳۵۳ش.

تاریخ حرم کاظمین (ترجمه تاریخ المشهد الکاظمى)، محمد حسن آل یاسین، ترجمه غلامرضا اکبرى، کنگره جهانى حضرت رضا(ع) ، ۱۳۷۱ش.

تاریخ عالم آراى عباسى، اسکندر بیگ ترکمان (م ۱۰۴۳ق)، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، ۱۳۵۰ش.

تاریخ کربلاء و حائر الحسین(ع)، عبدالجواد کلیددار، بغداد، مطبعه المعارف، ۱۳۶۸ق.

تاریخ محمدى (احسن التواریخ)، محمد فتح اللّه  بن محمد تقى ساروى (پایان تألیف ۱۲۱۱)، به اهتمام غلامرضا طباطبایى مجد، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۷۱ش.

تاریخ مرقد الحسین و العباس، سلمان هادى آل طعمه، بیروت، مؤسسه الاعلمى، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.

تحفه العالم فى شرح خطبه المعالم، سید جعفر آل بحر العلوم، تهران، مکتبه الصادق، ۱۴۰۱ق.

تراث کربلاء، سلمان هادى طعمه، بیروت، مؤسسه الاعلمى، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

جهانگشاى خاقان (تاریخ شاه اسماعیل)، پایان تألیف ۹۴۸ق، پاکستان، مرکز تحقیقات فارسى ایران و پاکستان، ۱۳۶۴ش.

دائره المعارف الحسینیه، تاریخ المراقد، محمد صادق محمد (کرباسى)، لندن، المرکز الحسینى، چاپ اول، ۱۴۱۹.

دائره المعارف تشیع، بنیاد شط، چاپ دوم، ۱۳۷۲ش.

رحله ابن بطوطه (م ۷۷۹ق)، بیروت، دار بیروت، ۱۴۰۵ق.

رساله الدلائل البرهانیه (چاپ شده در الغارات)، علامه حلى (م ۷۲۶)، تحقیق سید جلال الدین محدث.

ریحانه الادب، محمدعلى مدرس (م ۱۳۷۳ق)، تهران، خیام، چاپ سوم، ۱۳۶۹ش.

سفرنامه ادیب الملک به عتبات، ادیب الملک (م ۱۳۰۲ق)، تحقیق مسعود گلزارى، تهران، انتشارات دادجو، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.

سفرنامه سیف الدوله، معروف به سفرنامه مکه، سیف الدوله سلطان محمد، تحقیق على اکبر خداپرست، نشر نى، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.

سیماى کربلا، محمد صحتى سردرودى، سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوم، ۱۳۷۳ش.

شهر حسین، محمد باقر مدرس، تبریز، چاپ اول، ۱۳۵۳ش.

شهریار جاده ها، سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات، ناصرالدین شاه (م ۱۳۱۳)، به کوشش محمد رضا عباسى و پرویز بدیعى، تهران، سازمان اسناد ملى، ۱۳۷۲ش.

عراق از دیگاه سیاحان و جانگردان، هارون وهومن، تهران، انتشارات گوهر منظوم، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.

فرحه الغرى، سید بن طاووس (م ۶۹۳)، قم، منشورات رضى.

فوات الوفیات،

الکامل فى التاریخ، ابن اثیر (م ۶۳۰ق)، تحقیق على شیرى، بیروت، داراحیاء التراث العربى، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.

الکرام البرره، شیخ آقا بزرگ تهرانى (م ۱۳۴۸ش)، مشهد، دارالمرتضى، ۱۴۰۴ق.

کلشن خلفا، مرتضى افندى نظمى زاده (م ۱۱۳۶)، ترجمه موسى کاظم نورس، نجف، مطبعه الآداب.

المآثر و الآثار، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (م ۱۳۱۳ق)، چاپ سنگى، کتابخانه سنائى.

ماضى النجف و حاضرها، جعفر آل محبوبه، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۶ق.

المختصر فى اخبار البشر، ابوالفداء عمادالدین اسماعیل (م ۷۳۲ق)، قاهره، مکتبه المتنبى.

مدینه الحسین او مختصر تاریخ کربلاء، محمد حسن مصطفى آل کلیددار، چاپ اول، بغداد، مطبعه النجاح، ۱۳۶۷ق (سلسله ۱)، ایران، مطبعه شرکت سپهر، ۱۳۶۸ق (سلسله ۲).

مروج الذهب، مسعودى (م ۳۴۶ق)، تحقیق محمد محیى الدین عبدالحمید، مصر، السعاده، چاپ چهارم، ۱۳۸۵ق.

مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانى (م ۳۵۶)، تحقیق کاظم مظفر، نجف، المطبعه الحیدریه، چاپ دوم.

مناقب، ابن شهر آشوب (م ۵۸۸ق)، نجف، ۱۳۷۶ق.

المنتظم، ابن جوزى (م ۵۹۷)، تحقیق محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

موسوعه العتبات المقدسه، بخش کربلا، جعفر خلیلى، بیروت، مؤسسه الاعلمى، چاپ دوم، ۱۴۰۷ق.

ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، محمدتقى لسان الملک سپهر (م ۱۲۹۷ق)، به اهتمام جمشید کیانفر، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.

وفیات الاعیان، محمد بن شاکر کتبى (م ۷۶۴ق)، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۷۳م.

 

۱. تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۱۵۱.

۲. دائره المعارف الحسینیه، تاریخ المراقد، ج ۱، ص ۲۴۹.

۳. دائره المعارف الحسینیه، تاریخ المراقد، ص ۲۵۰ و ر.ک: مدنیه الحسین، سلسله ۱، ص ۲۰، پاورقى؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۷۶؛ تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص ۷۱ و ۸۷؛ شهرحسین، ص ۱۶۰؛ دائره المعارف تشیع، ج ۱، ص ۷۴؛ سیماى کربلا، ص ۸۰.

۴. موسوعه العتبات المقدسه، ج ۸، ص ۲۵۸.

۵. ر.ک: مقاتل الطالبیین، ص ۴۷۸.

۶. ر.ک: تاریخ طبرى، ج ۷، ص ۳۳۸.

۷. ر.ک: تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۱۹۴.

۸. ر.ک: تاریخ طبرى، ج ۷، ص ۳۶۵؛ مروج الذهب، ج ۴، ص ۱۳۵؛ الکامل فى التاریخ، ج ۴، ص ۳۵۵؛ البدایه والنهایه، ج ۱۰، ص ۳۴۷؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۳۶۵؛ المختصر فى اخبار البشر، ج ۲، ص ۳۸؛ فوات الوفیات، ج ۱، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۲.

۹. شهر حسین، ص ۲۱۷.

۱۰. مقاتل الطالبیین، ص ۳۹۵؛ امالى شیخ طوسى، ص ۳۲۶ و ۳۲۷؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۲۲۱.

۱۱. امالى شیخ طوسى، ص ۳۲۵.

۱۲. تاریخ طبرى، ج ۷، ص ۳۶۵؛ البدایه والنهایه، ج ۱۰، ص ۳۴۷؛ مروج الذهب، ج ۴، ص ۱۳۵؛ الکامل فى التاریخ، ج ۴، ص ۳۱۸؛ وفیات الاعیان، ج ۳، ص ۳۶۵؛ المختصر فى اخبار البشر، ج ۲، ص ۳۸؛ فوات الوفیات، ج ۱، ص ۲۹۱.

۱۳. امالى شیخ طوسى، ص ۳۲۸.

۱۴. امالى شیخ طوسى، ص ۳۲۸.

۱۵. بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۳۹۷.

۱۶. شهر حسین، ص ۲۰۶.

۱۷. ر.ک: مقاتل الطالبیین، ص ۳۹۵.

۱۸. مدینه الحسین، سلسله ۲، ص ۹۷ ـ ۹۸.

۱۹. ر.ک: دائره المعارف الحسینیه، تاریخ المراقد، ج۱، ص۲۹۲.

۲۰. بغیه النبلاء، ص ۱۷.

۲۱. فرحه الغرى، ص ۱۳۲.

۲۲. الکامل فى التاریخ، ج ۵، ص ۶۳۵؛ المنتظم، ج ۱۵، ص ۱۲۰؛ البدایه و النهایه، ج ۱۲، ص ۶.

۲۳.تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۱۷۴ و ۲۱۵؛ شهر حسین، ص ۲۶۱.

۲۴. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۲۲۰؛ بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۴۰۱.

۲۵. منتظم، ج ۱۷، ص ۳۰۴.

۲۶. رحله ابن بطوطه، ص ۲۲۱.

۲۷. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۰؛ شهر حسین، ص ۲۸۳.

۲۸. نزهه اهل الحرمین، ص ۳۳؛ دائره المعارف تشیع، ج ۱، ص ۷۵؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۳۵ و ۱۶۲.

۲۹. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۷.

۳۰. ر.ک: تاریخ حبیب السیر، ج ۴، ص ۴۹۴؛ جهانگشاى خاقان، ص ۲۹۲ و نیز تاریخ عالم آراى عباسى، ج ۱، ص ۵۸.

۳۱. بغیه النبلاء، ص ۷۶؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۵۰؛ دائره المعارف تشیع، ج ۱، ص ۷۶؛ شهر حسین، ص ۴۰۰؛ تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۴؛ تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص ۹۰.

۳۲. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۸.

۳۳. شهرحسین، ص ۳۲۵ – ۳۲۶؛ تاریخچه کربلا، ص ۷۶ ـ ۷۷.

۳۴. شهر حسین، ص ۳۲۵؛ موسوعه العتبات المقدسه، ج ۸، ص ۲۰۱؛ بغیه النبلاء، ص ۷۶.

۳۵. تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۴.

۳۶. تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۱۷؛ شهر حسین، ص ۴۶۸ و ۴۶۹.

۳۷. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۸؛ دائره المعارف تشیع، ج ۱، ص ۷۶؛ بغیه النبلاء، ص ۱۶۷؛ شهر حسین، ص ۳۲۵ ـ ۳۲۶.

۳۸. مدینه الحسین، سلسله ۲، ملحق مستدرکات سلسله ۱، صفحه ج.

۳۹. بغیه النبلاء، ص ۱۶۸؛ مدینه الحسین، سلسله ۲، ملحق مستدرکات سلسله ۱، صفحه ج؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۱۳؛ شهر حسین، ص ۴۶۸ و ۴۶۹.

۴۰. تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۴؛ تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص ۹۰.

۴۱. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۸.

۴۲. شهر حسین، ص ۳۲۵.

۴۳. تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص ۹۰.

۴۴. ماضى النجف و حاضرها، ج ۱، ص ۲۲۲؛ شهر حسین، ص ۳۲۸.

۴۵. تاریخ محمدى (احسن التواریخ)، ص ۲۰۳ ـ ۲۰۶.

۴۶. ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۱، ص ۶۱؛ مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۹؛ شهر حسین، ص ۴۰۲.

۴۷. تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۵؛ تحفه العالم، ج ۱، ص ۳۰۸؛ بغیه النبلاء، ص ۷۶؛ دائره المعارف تشیع، ج ۱، ص ۷۶؛ تراث کربلاء، ص ۴۵.

۴۸. تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص ۹۰.

۴۹. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۹.

۵۰. ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۱، ص ۶۱.

۵۱. شهر حسین، ص ۴۰۲؛ مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۹ ـ ۴۰.

۵۲. تاریخ مرقد الحسین والعباس، ص ۹۰. نویسنده در صفحه بعد مى نویسد که این دستور مربوط به سال ۱۲۵۰ است.

۵۳. تحفه العالم، ج ۱، ص ۳۰۸؛ تراث کربلاء، ص ۴۵.

۵۴. تحفه العالم، ج ۱، ص ۳۰۸؛ تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۵ ـ ۲۵۶؛ شهر حسین، ص ۴۰۲ ـ ۴۰۳.

۵۵. ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۱، ص ۶۱.

۵۶. ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۱، ص ۱۰۶.

۵۷. شهریار جاده ها، ص ۱۲۱.

۵۸. سفرنامه ادیب الملک به عتبات، ص ۱۵۹.

۵۹. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۴۱.

۶۰. الکرام البرره، ج ۲، ص ۷۱۴؛ تاریخ المشهد الکاظمى، ص۱۰۴؛ تاریخ حرم کاظمین، ص ۹۵.

۶۱. ریحانه الادب، ج ۳، ص ۳۲۹؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۳۷.

۶۲. تحفه العالم، ج ۱، ص ۳۰۸؛ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۶۲؛ تراث کربلاء، ص ۴۶؛ تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۷؛ شهر حسین، ص ۴۰۶؛ تاریخچه کربلا، ص ۸۵؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۳۱.

۶۳. اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۴۳۹.

۶۴. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۴۱.

۶۵. شهر حسین، ص ۴۸۱.

۶۶. احسن الودیعه، ج ۱، ص ۶۰.

۶۷. راجع: احسن الودیعه، ج ۱، ص ۶۲؛ تحفه العالم، ج ۱، ص ۳۰۸.

۶۸. تراث کربلاء، ص ۴۶.

۶۹. ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۳، ص ۱۳۴۲.

۷۰. ر. ک: مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۴۱؛ ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۳، ص ۱۳۴۲؛ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۶۰؛ المآثر و الآثار، ص ۵۴؛ ریحانه الادب، ج ۳، ص ۳۲۹؛ تحفه العالم، ج ۲، ص ۳۰۸؛ تاریخ کربلاء و حائرالحسین، ص ۲۵۷؛ شهر حسین، ص ۴۰۶؛ تاریخچه کربلا، ص ۸۵ ـ ۸۶.

۷۱. الکرام البرره، ج ۲، ص ۷۱۳ ـ۷۱۴.

۷۲. ناسخ التواریخ، تاریخ قاجاریه، ج ۳، ص ۱۵۱۴.

۷۳. ناسخ التواریخ، ج ۳، ص ۱۳۴۲.

۷۴. سفرنامه سیف الدوله، ص ۳۲.

۷۵. شهریار جاده ها، ص ۱۱۶.

۷۶. سفرنامه سیف الدوله، ص ۲۳۲.

۷۷. تراث کربلاء، ص ۴۶ و ۵۸؛ تاریخ مرقد الحسین والعباس، ص ۹۱.

۷۸. شهریار جاده ها، ص ۱۲۱.

۷۹. ریحانه الادب، ج ۳، ص ۳۲۹؛ احسن الودیعه، ج ۱، ص ۶۲؛ تحفه العالم، ج ۲، ص ۳۰۸؛ دائره المعارف تشیع، ج۱، ص ۷۶؛ تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۷؛ تاریخ جغرافیائى کربلاى معلى، ص ۱۳۱.

۸۰. شهر حسین، ص ۴۰۶.

۸۱. ر.ک: المآثر و الآثار، ص ۵۴.

۸۲. شهریار جاده ها، ص ۱۲۱.

۸۳. ر.ک: تراث کربلاء، ص ۴۶؛ تاریخ مرقد الحسین والعباس، ص ۹۱.

۸۴. ر.ک: الکرام البرره، ج ۲، ص ۷۱۴؛ اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۴۳۸.

۸۵. ر.ک: تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۸؛ شهر حسین، ص ۴۸۱؛ تاریخ مرقد الحسین و العباس، ص ۹۱؛ مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۴۱ ـ ۴۲.

۸۶. ر.ک: شهریار جاده ها (سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات عالیات).

۸۷. عراق از دیدگاه سیاحان و جهانگردان، ج ۲، ص ۱۵۷۳.

۸۸. همان، ج ۲، ص ۱۵۷۵.

۸۹. مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۴۳؛ بغیه النبلاء، ص ۱۶۶.

۹۰. تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۶۰؛ شهر حسین، ص ۴۷۱.

۹۱. شهریار جاده ها، ص ۱۲۱.

۹۲. سفرنامه ادیب الملک به عتبات، ص ۱۵۹؛ سفرنامه سیف الدوله، ص ۲۳۱.

۹۳. تاریخ کربلاء وحائر الحسین، ص۲۳۳؛ مدینه الحسین، سلسله ۱، ص ۳۴.

۹۴. ر.ک: تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۵۹؛ تاریخ مرقد الحسین والعباس، ص ۱۸۱ ـ ۱۸۲.

۹۵. تاریخ کربلاء و حائر الحسین، ص ۲۳۰ ـ ۲۳۳ و ۱۶۸؛ تاریخ مرقد الحسین والعباس، ص ۱۸۱ ـ ۱۸۲؛ شهر حسین، ص ۴۶۰ ـ ۴۶۳.

 

۴ نظر

  1. اقای فاطمی
    تاحالا خیال میکردیم شما فقط زرتشتیها را بباد نقد میگیرید اما مقاله های شما نشون میده که به همکیشانتون هم رحم نمیکنید! کارشما شده انتقادانتقادانتقاد!

  2. کلودیا خانم مسیحی در پیاده روی اربعین:
    http://film.tebyan.net/film/157895

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>