+
خانه / مناسبت ها / 22 بهمن / تخریب چهارده کنگره از کنگره های کاخ انوشیروان و پیروزی انقلاب اسلامی پس از چهارده قرن
تخریب چهارده کنگره از کنگره های کاخ انوشیروان و پیروزی انقلاب اسلامی پس از چهارده قرن

تخریب چهارده کنگره از کنگره های کاخ انوشیروان و پیروزی انقلاب اسلامی پس از چهارده قرن

امام خمینی به مناسبت ولادت پیامبر اسلام(ص) در سال ۱۳۶۴ چنین گفته است:
«در ولادت حضرت رسول(ص) قضایایی واقع شده است، قضایای نادری به حسب روایات ما و روایات اهل سنت وارد شده است که این قضایا باید بررسی بشود که چی است. از جمله قضیه شکست خوردن طاق کسری و فرو ریختن چهارده کنگره از آن قصر و از آن جمله خاموش شدن آتشکده های فارس و ریختن بتها به روی زمین. قضیه شکست طاق کسری شاید اشاره به این باشد که در عهد این پیغمبر بزرگ، طاق ظلم، طاق های ظلم می شکند و مخصوصاً طاق کسری شکسته شد برای اینکه آن وقت این طاق کسری مرکز ظلم انوشیروان بود…
امام خمینیاینکه چهارده کنگره از کنگره های قصر ظلم خراب شد، به نظر شما نمی آید که یعنی در قرن چهاردهم این کار می شود، یا چهارده قرن بعد این کار می شود؟ به نظر شاید بیاید این. محتمل هست که این بنای ظلم شاهنشاهی بعد از چهارده قرن از بین می رود و بحمداللّه  رفت از بین. بتها همه به رو افتادند، این بتها هم خواهند از بین رفت، حالا چه بتهایی که تراشیده بودند از سنگ یا بتهایی که خود ملتها یا بعض از ملتها می تراشند با آدم. اینها هم رفتنی هست، منتها ما حوصله مان کم است.»
منبع: صحیفه امام مندرج در سایت جماران

امام صادق(ع) فرمود:
فَلَمَّا وُلِدَ رَسُولُ اللَّهِ ص …. ارْتَجَسَ فِی تِلْکَ اللَّیْلَهِ إِیوَانُ کِسْرَى وَ سَقَطَتْ مِنْهُ أَرْبَعَ عَشْرَهَ شُرْفَهً… (امالی شیخ صدوق، ص ۳۶۰)
در آن شب که رسول خدا(ص) تولد یافت ایوان کسری به لرزه در آمد و جهارده کنگره ی آن ریخت…

۳۳ نظر

  1. نظام شاهنشاهی ایران ۲۵۳۵سال بود و نه ۱۴۰۰ سال .
    تعبیر تخریب چهارده کنگره از کنگره های کاخ انوشیروان،
    به این معنی است که ایران با ورود شمشیر اسلام ،
    ۱۴ قرن در تاریکی و عقب ماندگی و تخریب فرهنگ و هویت خود فرو میرود .
    یعنی ۵ سال دیگر با به عرصه آمدن نسلی آگاه، ۱۴ قرن تحجر دین مخرب اسلام به پایان میرسد……

    • ایشان نگفت نظام شاهنشاهی عمرش چقدره بلکه گفتند: پس  از ۱۴ قرن، این حکومت برچیده میشه

      ناگفته نماند که ایشان بصورت صددرصد نفرمود بلکه صرفا بصورت پرسش واحتمال مطرح کرد

      اگر به معنای این باشه که بعد از ۱۴ قرن، اسلام برچیده میشه باید چهارده کنگره از خانه ی پیامبر یا مسجد او خراب بشه نه کاخ شاه ایران!

    • اره دقیقا همینطوره این پیشگویی رو هم یکی از دانایان دوران ساسانیان کرده و سه سال مونده به نوزایش ایران بزرگ. به امید پیروزی✌

  2. یا شما مطالعه نمیکنید یا آقای خمینی!!! من این موضوع رو از چندین منبع پیگیری کرده بودم و هیچکدام هیچ شباهتی به گفته های این مطلب نداشتن,, واقعیات رو به میل و غرض شخصی تغییر ندید,,,مردم رو اینقدر ساده لوح فرض نکنید,, اسم این وب رو هم بزار بیراهه,,بخاطره تمام مطالب هدف دار و مغروضت. ,نام این وب هزاران سال با راستی فاصله داره,

  3. این دری وریا چیه من خودم متن اصلیشو دیدم این یک پیشگویی هستش و بر روی یک لوح نوشته شده و تو موزه لوور فرانسه است بعدشم اصلش اینه با ولادت محمد چهارده کنگره تیسپون میریزه و آتش مقدس خاموش میشه شاه موبدان رو مطلع میکنه و فرا میخونه میگه تعبیرش چیه هیچکس نمیدونه چند روز بعد یک پیرمرد دانایی میاد و میگه من میدونم و میگه ریختن چهارده کنگره به معنی اینه که ۱۴قرن بدبختی و غم و اندوه ایران رو فرامیگیره و مردم ایران جز عزاداری کاری نمیکن و میگه بعد ۱۴ قرن نسلی میاد که رستاخیز میکنن و دوباره اصالت ایرانی و ایرانی بودن رو بر میگردونن و همچنین خاموش شدن آتش مقدس معنیش اینه که پایان حکومت ساسانیان نزدیکه این متن بر روی یک لوح و در موزه فرانسه قرار دارد حالا فهمیدی…

  4. آقای مدیر ولایت معاشی که این سایت رو داری یا با ریا و یا با در خواب غفلت بودن مدیریت میکنی اگه یکم هوشیار باشی میبینی که نسل جدید ایرانی بیدار شده هوشیار شده و دیگه خزعبلات و حرفهای مفت و خرافاتی شما روشون تأثیری نداره ما چهارده قرن زیر فرهنگ بیگانه و عوام فریبی مزدورانی چون شما که مایه ننگ بشریت وتاریخ ایران بوده اید به زودی خلاص خواهیم شد آن روز رستاخیز زمانی ایست که علم و دانش بجای خرافات شما و آن فرهنگ و شکوه والا با دانستن تاریخ گذشتگان و پدران ما خواهد رسید .التماس تفکر و تأمل در تاریخ ایران پیش از دوران جاهلیتی که وارد کشورمان شد و پس از آن .منابع موثق تاریخ بلاذری،طبری،و مسعودی

  5. با سلام ؛ شما اول اثبات کن از این نسل ها نیستی :
    ۱ : ایرانیانی که قبل از آریایی ها بودند .
    ۲ : یونانیان
    ۳ : عرب ها
    ۴ : مغول ها
    ۵ : ترک ها
    هر کدام از نسلهای فوق ، زمانی بر ایران حکومت میکرده و با ایرانیان ازدواج کرده اند و بعضا نسلها از ازدواج یونانیان میگذرد . درباره ترکها هم فقط منتهی به مناطقی خاص نیستند بلکه در زمان غزنویان و سلجوقیان کل ایران دست آنها بوده و به یقین کم نیستند افرادی که چهره شان شبیه نیست اما قطعا نژادشان به آنها بر میگردد .
    به جز سادات و عده ای خاص که شجره نامه ای معتبر دارند هیچ کس نمیتواند بگوید نژادش به کی بر میگردد .

  6. تا جایی که من مطلع هستم فرزندانی که نتیجه تجاوز اعراب به زنان ایرانی بودند رو سادات نامیدند. پس دنبال شجره نباش

    • هیچ اطلاع نداری، نه تا جایی که…

    • حالا تجاوز اعراب به زنان رو سادات میخونید اول اینکه اهانت کردید به زنان ایرانی که یعنی مورد تجاوز قرار گرفتند شما دیدید؟ دوم به اعراب مسلمان توهین کردید که به زنان تجاوز کردید اونها مسلمان بودند هر چه که بودند بعدشم باز هم شما دیدید؟ سوم من خودم ساداتم شجره نامه هم دارم تا اون بالا بالاهاشم اثبات شدش رو دارم بدون مدرک حرفی نزنید

  7. اعراب دختران ایرانی را پس از پیروزی در جنگ چون غنیمت جنگی بودن، کنیزشون کردن و بعد کنیزها به عرب ها حلال بودن ، اسم این کار از لحاظ بغضی ها تجاوز نیست، کلا برای هر جرمی یک توجیه مصلحتی پیدا می کنند یزدان را سپاس که نسل جدید ایران دارد روز به روز فهمیده تر میشود

  8. جناب مدیر شما در موضوعات از مبانی قابل قبول و جهان شمول به تایید نظر خود و رد ادیان دیگر نمی رسید . اگر بنا بر فرض نمودن اصول و فروع دین شما در نقد سایر ادیان باشد که دیگر جای بحث باقی نیست . به این روش همه همدیگر را تکفیر می کنند و حتی شیعه شیعه را مرتد می پندارد .
    اما مبانی :
    - اصلا مبنای مشروعیت ادیان از نظر شما چیست ؟ گاهی برمبانی خاصی اعمال زرتشتیان را نقد می کنید که خودتان آن را به عنوان مبنا قبول ندارید مثلا همین برده داری چگونه کسی که هنوز معتقد به مشروعیت برده داری طبق احکام اسلامی است این عمل را نزد دیگران نقد می کند . اگر برده داری از نظر شما مشروع است پس ایرادتان به چیست ؟ اگر نامشروع است صریحا بیان کنید .
    - شما در نقد ادیان دیگر گذشته و حال و آینده و مفروضات را نقد می کنید نوبت اسلام که می شود و مواجه با تناقضات در روایات ( حتی صحیحه ) می شوید یه تقیه و بدء ارجاع می دهید . ناسخ و منسوخ می آورید .همین تقیه و بدء را برای دیگران قبول ندارید و برای خودتان قبول دارید . مشخص است که اینگونه از هر محکمه ای راضی برگردید . بنده همین جا مدعی هستم اگر تقیه و بدء را فرض بگیریم می شود همه اعمال بد و همه تناقضات عقاید را به راحتی اثبات کرد .
    - اسناد و کتب و روایات و مدارک ناریخی و نقل ها را به چه معیاری می سنجید ؟ مطابقت با شرع خودتان ؟ مطابقت با عقل … مطابقت با نظر عامه … چگونه است که در ترجمه گاتها هیچ نوع تفسیر و فهم معنا از اصطلاحات و عبارات مورد قبول نیست ولی در تفسیر قرآن ” و تقلبک فی الساجدین ” و گردش تو در میان سجده کنندگان تبدیل می شود به ” تو صلب به صلب و رحم به رحم از موحدی به موحدی دیگر گردش کرده ای !!!!) آیا اینها معیارهای دوگانه در بررسی نظرات دینی نیست ؟

    • وقتی میگم در میان زرتشتیها در گذشته، برده داری بوده، بعنوان انتقاد از آنها نیست بلکه در مقام جواب نقضی هستم به انتقاد آنها به مسلمانها در مورد برده داری

      حل احتلاف احادیث با ابزارهایی چون تقیه و عرضه برقرآن و… کاملا معقول و عرفی است. یک مثال: اگر از پدر شما که شخصی درستکار و مورد اعتماد شماست بشما خبر برسه که گفته: مدیوماه انسانی درستکار است اما خبری دیگر برسه که گفته: مدیوماه انسان بدکردار است!

      شما با این دو خبر چگونه برخورد می کنی؟ در درجه اول سعی میکنی بدانی آیا این خبرها را شخص راستگو آورده یا دروغگو. اگر معلوم شد که هردو خبر درسته، به دنبال راه دیگر می روی. نکنه در آن زمانی که گفته: فلانی انسان بدکرداره، طبق مصلحتی مثل تقیه بوده و.. چون پدر شما تناقضگویی نمی کنه چون شخصی درستکاره

      ما با احادیث متناقض با همین روش عرفی پذیرفته شده برخورد می کنیم

      ترجمه ی گاتها را نمیشه با ترجمه ی قرآن مقایسه کرد. فهم چنددرصد از عبارتهای قرآن نامفهومه و چنددرصد از گاتها؟!

    • مشروعیت یک دین :

      ۱ : پیامبری معلوم و با سنتی روشن .
      ۲ : کتابی الهی و و حیانی بدون تحریف .
      ۳ و ۴ و … : بعد از روشن شدن موارد فوق ….

      زرتشتیان :
      ۱ : نامعلوم .
      ۲ : نامفهوم .

      و اما :
      درباره گاتها هیچ تفسیری قبول نیست مگر با استناد به خود گاتها . چون از سنت پیامبر ابدا هیچ خبری نیست پس اینکه :
      با این استدلال که منظور سراینده گاتها چه بوده … قبلا هم گفتم :
      منظور سراینده هر چیز نجس و پاکی میتواند بوده باشد .

      اما درباره قرآن علاوه بر ان آیه : حدیث از پیامبر در چند منبع است که در مقاله اوردم ، حدیثی معتبر و موثق از امام علی (ع) نیز است .
      پس :
      در اسلام میتوان فهمید منظور خداوند چه بوده است .

      • ۱- پس این همه اختلاف در سنت پیامبر ما بین مسلمانان در چیست ؟ این چه سنت روشنی است که بعضی از مسلمانان( اکثریت اهل سنت ) روشنی اش را نفهمیده اند ؟!!!
        ۲- قایلین به تحریف قرآن در بین شیعیان کم نیستند و صاحب مسترک یکی از انها است . اگر در بین مسلمانان کسانی هستند که تحریف قران را قبول دارند پس از کجا فهمیدی که بقیه قبول دارند قرآن تحریف نشده است

        خوب اول برو از علمای مذاهب اهل کتاب در سراسر جهان برای دو مورد اول از دینت تاییدیه بگیر تا بعد . مسیحیان ، یهودیان و همه ادیان کتاب دینی خود را تحریف نشده می دانند . شما که نمی توانی از قران برای یک مسیحی سند بیاوری که قرآن تحریف نشده . بدترین حجت را هم خود مشلمانان دست ایشان داده اند وقتی یک عالم شیعه به استناد به قرآن و روایات تحریف قران را بیان می کند انها هم استفاده می کنند .
        تو جز شعار و توهین به ادیان دیگر چیزی در چنته نداری اول تربیت و اخلاق و احترام به عقاید دیگران را یاد بگیر بعد در محیط عمومی ظاهر شو امثال تو با همین عقاید در حال بریدن سر همدیگر برای رسیدن به بهشت هستند و برای من تو با دواعش هیچ تفاوتی نداری

        • هم کوتاه بنویسید و هم در روز بیش از ۵ کامنت نذارید

        • شبهای پیشاور ؛ نویسنده : سلطان الواعظین شیرازی . دلیل اختلاف در ان کتاب روشن است اما زرتشتیان چیزی از پیامبرشان[ بر فرض وجود داشتن زرتشت ] ندارند که بخواهیم عنوان دین و شرع به آن بدهیم ، اولی الأمر هم ندارند که پیامبر منصوبش کرده باشد .

          قائلین به تحریف قرآن در میان شیعه بسیار کم اند و البته در میان اهل تسنن هم تقریبا شاید هیچ باشند ، یک عده ای بوده اند که الآن هم خبری از آنان نیست و من ندیدم ، مدرک ؟ با یک نفر و یا چند نفر شدند کم نیستند و زیاد شدند ؟ بازهم بی سند حرف زدی ، حتی نتوانستی از کتب اربعه سند بیاوری پس در اقلیت و تقریبا هیچ اند .

          ندیدم دینی که بتواند خود را اثبات کند و از اسلام حقانیتش بیشتر باشد ، تماماً تحریف شده و ناقص اند .
          خوب است ، برای من اما شما با بقیه فرق دارید ، یک باستان ستایی که بی سند حرف میزند .

      • مگه پدران شما کتابی هم برای ما گذاشتن که بخواهیم امروز حدیثی از پیامبر ایرانزمین برای شما بیاریم؟ هرچه بود و نبود رو به آتیش کشیدن، این راه اثبات کردن نیست که ما مدارک طرف مقابل رو نابود کنیم و بعد ازش مدرک بخواهیم، تنها چیزی که میتونم بگم اینه که دین اسلام برای رام کردن قبایل وحشی عربستان در آن زمان مناسب بوده، نه برای سرزمین ما، تاریخ نشون داده که قرنها در تاریکی هستیم. منم به اصطلاح یک مسلمان زاده ام مانند اکثر ایرانی ها.

        • اشتباه نکنید ، اسلام حتی برای اعراب ۱۴۰۰ سال پیش هم مفید نبوده .
          در محیط سرزمین حجاز قبل از اسلام تمامی عقاید با احترام به عقاید و خدایان دیگران بجز هرزگاهی کشمشکهای قبیله ای همزیستی مسالمت آمیز داشتن و زنان توسری خور و ذلیل مردان نبودند و مدیریت میکردند و این اسلام بود که آنان را بسوی شمشیر و قتل و غارت و کینه توزی و بعدها تجاوز و غارت سرزمینهای دیگر با هدف نزدیکی به بهشت و لذتهایش هدایت کرد ……..

          • اگر آن زمان به عقاید دیگران احترام می ذاشتند چرا پیامبر اسلام ص را بخاطر گفتن لااله الا الله این همه آزار می دادند؟

            اگر زنان جایگاه خوبی داشتند چرا عربها تا پیش از اسلام، دخترها را زنده به گور می کردند؟ چرا داشتن دختر برای آنها ننگ بود؟

            • پس چرا در نظام جمهوری اسلامی زندانهای ایران مملو از زنان
              و مادران و پدران مظلومیست که بخاطر انتقاد و گفتن حرف حق
              آزار و اذیت میشوند ؟
              اولا چطور زمانی که در مدینه قدرت گرفت ،
              آیات قتل و غارت و کاروانزنی را تفسیر و توجیه میکنید
              ولی آزار و اذیت شدن حضرت محمد را در مکه بد میدانید ؟

              چون محمد بن عبدالله به عقاید دیگران احترام نمیذاشت
              و تاکید داشت که همه عقاید خود را کنار بگذارند و باید الله را بپرستند
              چون خانوادگی قبل از اسلام الله پرست بودند.
              دوما در هیچ کجای تاریخ نیامده که همه عربها دخترانشان را زنده بگور میکردند
              این ادعای قرآن هست مثل بقیه ادعاها در باب عاد و ثمود و یاجوج و ماجوج که
              نویسنده قرآن آنها را در طول زندگیش در جایی شنیده یا دیده .
              سوما اگر زنان جایگاه خوبی بعد از اسلام گرفتند بعد از درگذشت پیمبر اسلام
              حنابندون نمیکردند و به جشن و پایکوبی راه نمیانداختند .

              • شما صحبت از عربهای ۱۴۰۰ سال پیش کردید اما حالا از جمهوری اسلامی ایران سخن می گید!
                نمی دونم آمار صحیح را از کجا آوردید که میگید زندانهای ایران مملو از زنان منتقده!
                اگر پیامبرص در مکه نجنگید، طبیعیست که قدرت نداشت. مثل این است که گفته بشه: چرا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با موافقت امام خمینی کسی اعدام نشد اما بعد از پیروزی، افرادی با موافقت ایشان اعدام شدند؟ پیامبر در مکه اصلا حکومتی تشکیل نداده بود
                ادعای قرآن مربوط به عربهای همان عصره نه زمانهای دور

  9. معیار شرعی بودن یا انتساب یک حکم یا عمل یا دعا بر شرع چیست ؟ می توانیم شرع را یک اصل ثابت و مستحکم و مشخص و لا یتغیر در نظر بگیریم . در این صورت برای نظرات فقهی متفاوت چه جوابی داریم ؟ جز اینکه اینها اجتهاد و برداشت از شرع بوده نه عین شرع . به این ترتیب باید در انتساب تمام کتب و روایات و ادعیه به شرع تجدید نظر کنیم و همگی را برداشت از شرع مطابق عقل و اجتهاد فقها بدانیم نه عین شریعت . با این پیش فرض تمام ادله شما بر علیه زرتشتیان در انتساب دینشان به زرتشت و تالیف کتب توسط موبدان از بین می رود چرا که هر دو نمی توانند مدعی باشند که کتب و محتویات مذهبی دینتان عین شریعت است . هر ایراد که بر کتب و احکامشان بگیرید بر خود شما هم بر می گردد چرا که شما اگر کتب و محتوای مذهبی و فتاوا را عین دین بنامید پاسخی بر تناقضات موجود و اجتهادات متفاوت ندارید و اگر عین مذهب ندانید نمی توانید از دیگران انتظار داشته باشید که کتب و شرعیاتشان عین مذهبشان باشد .(در این حالت مواردی مانند تقیه حجت بزرگی بر علیه دیدگاه شماست چرا که نمی توانید تشخیص دهید خبری از عین شریعت است یا نه )
    حالا فرض را تغییر دهیم و بگوییم که شرع تشکیل شده است از مجموعه احکام و اعمال و سنن که توسط متشرعین پذیرفته شده و بدان عمل می شود . در این حالت البته اصول شرعی قوت و ضعف دارند و بعضی از اصول بنیادین و برخی فرعی هستند (در بررسی آکادمیک دین در علوم انسانی تعریفشان از دین همین است چرا که دانشمندان و دین شناسان ، شرع را از طریق رفتار دینداران و کتب و احکامشان می شناسند ) . این همان چیزی است که بسیاری از نواندیشان شیعه هم پذیرفته اند و در حقیقت در عالم خارج و فهم آدمی عین شریعت را غیر دستیابی می دانند مانند خورشید که هرگز بدان نتوان نزدیک هم شد ولی انوارش بر ما می تابد . اصول دین هم جایشان مشخص است و باورهایی مستحکم تر از بقیه اند ( نه حتی لایتغیر چرا که همین اصول هم برداشت دینی هستند نه خود دین )پس دین را نه عین واقعیت جزمی که مجموعه ای از مفاهیم و برداشتها از دین می شناسند . در این حالت نیز تمام انتقادات شما بر دین زرتشتیان از بین می رود چرا که مشروعیت دین در این حالت نه از انتساب به پیامبر که از باورهایی است که خود زرتشتیان پذیرفته اند . ( طبق این تعریف حتی تقیه هم می تواند مبنای شرعی و درستی پیدا کند )

  10. ادامه ……
    در حالت اول هر انتقادی از دین زردشتی از بابت انتساب به مبانی الهی مانند وحی و امر و تایید پیامبر با انتقادی مشابه از باورهای خود شما روبرو می شود و اصلا مرجعیت تعقل در نقد ادیان از بین می رود چرا که هردینی مدعی می شود که اصول و احکام دین اش مبتنی بر حقیقت محض است و شما با دلایل منطقی و مفهومی نمی توانید در نقد دینی ورود کنید که مشروعیت اش اصلا مفهومه نیست بلکه بر مبانی غیر از فهم بشری مبتنی است . شما تنها می توانید عقاید دینی را به جای خود دین نقد کنید و نهایتا طرف مقابل پاسخ می دهد که اصل دین من درست است و نقد شما بر اصل دین وارد نیست . منطقی ترین نقد شما را با یک جمله پاسخ می دهد : عقاید ما از منبا علم الهی و وحی است و فهم شما ظرفیت نقد حکم خدا را ندارد !!
    در حالت دوم اما با پذیرش اینکه دین همانند مجموعه اعمال و عقاید دینی است شما می توانید همه برداشت ها و اعمال و ایین ایشان را نقد منطقی کنید چون ایشان پذیرفته اند که دینشان یعنی برداشتهای زردشتیان با قوه درک و فهم و تعقل از اصول عقاید زردشتی .
    در اینجا یک سوال خیلی خیلی جدی تر هم پیدا می شود . ایا شما می توانید تعریف زرتشیان از دین زردشتی را عوض کنید و تعریف خودتان ار دین را جای تعریف انها از دینشان بگذارید ؟
    آیا می توانید برای کلمه دین در دین زردشتی از یک تعریف و برای همین کلمه در دین اسلام از تعریف دیگری استفاده کنید ( کاری که همیشه انجام می دهید )

    • حوصله نکردم همه ی مطلب شما را بخونم. در آخر پرسیدید:
      ایا شما می توانید تعریف زرتشیان از دین زردشتی را عوض کنید و تعریف خودتان ار دین را جای تعریف انها از دینشان بگذارید ؟

      باید سر این مسئله مانند خیلی امور دیگر بحث کنیم. اگر قانع شدند که می پذیرند و اگر وجدانا قانع نشدند، در قیامت همان برداشتشان حجت است

      • البته به نظر من این پایه ای ترین سوال در بحث میان ادیان است . اینکه ما چه چیزی را دین و چه دینی را مشروع می دانیم . یک مثال خیلی دور از این بحث ها می زنم . کسی را فرض کنید که در عالم الهام چیزی را دیده ، وافعا با این حجت های منطقی می شود نظرش را عوض کرد ؟
        پس نخست باید به یک تعریف مشترک از دین با طرف مقابل برسید بعد ببینید که کدام عقیده با این تعریف سازگاری بیشتر دارد و مشروعیتش بیشتر است .
        و اگر با شما به تعریف مشترک نرسیدند همان اول نظر خود را در عموم بیان کنید بگویید ایها الناس اینها می گویند دین یعنی این ، ما می گوییم یعنی این …. حالا خود مردم تشخیص می دهند کدام بنز است کدام پیکان
        بیشتر مباحثاتی که هر دو طرف می کنند بدون مبانی مشترک مغلطه و به قول شما حرافی است چرا که از عقاید خاص حود در مقدمات بحث استفاده می کنند (خود را هم مستثنی نمی کنم ) از نظر علم منطق این مباحثات به این شکل ارزش خود را از دست می دهد .

  11. من کاملاً به چهار ده قرن وسایه شوم اعراب نه اسلام اعتقاد دارم واسلام دین کاملی است اما اعراب به این بهانه نباید به مرز هایی چون کشور ایران که مردمش خدای یگانه را می پرستند تجاوز می کردند

    • با سلام ؛ کدام خدای یگانه ؟ زرتشتیان ساسانی به اهریمن و زروان اعتقاد داشتند ، کدام خدای یگانه ؟ . اینرا هم پروفسور کریبستین سن میگوید و هم در مینوی خرد مشهود است و البته در اوستایشان هم چه وندیداد و چه یسنه .

  12. ایرانیان در زمان ساسانیان و هنگام حمله تازیان ، خداپرست بودند. ایرانیان هیچ وقت اهریمن را نپرستیدند بلکه اهریمن نماد گمراهی و ناپاکی بوده است .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی