+
خانه / شخصیت ها / موبدان / اردشیر خورشیدیان / کوچک نمایی ضعفی بزرگ / شش روز اختلاف در تاریخ تولد کجا و شش هزار سال کجا؟!
کوچک نمایی ضعفی بزرگ / شش روز اختلاف در تاریخ تولد کجا و شش هزار سال کجا؟!

کوچک نمایی ضعفی بزرگ / شش روز اختلاف در تاریخ تولد کجا و شش هزار سال کجا؟!

به قلم مدیر سایت
اگر ندانیم پیامبر یک دین، در چه هزاره ای می زیسته، هیچ سخن و رفتاری را نمی توان با اطمینان به او نسبت داد. این، ضعفی بزرگ است که دامنگیر دین زرتشتی شده.

زرتشتی پژوه برجسته هاشم رضی می گوید:
«در باره شناخت درست زمان زرتشت نمی توان داوری درست و پابرجایی کرد. دانشمندان از روزگاران کهن تا امروز تاریخ هایی یاد کرده اند که اندازه میان آنها تا شش هزار سال اختلاف دارد.» (راهنمای دین زرتشتی، هاشم رضی، تهران، انتشارات فروهر، ۱۳۵۲ ش، ص ۲)

ftj7cre4676l1a3bexw9

از موبد دکتر اردشیر خورشیدیان ـ رئیس انجمن موبدان تهران ـ سؤال می شود:
«چگونه می توان ثابت کرد که حضرت زرتشت در چه سالی متولد شده یا در چه سالی به پیامبری برگزیده شده است؟»
دکتر خورشیدیان هیچ مدرک تاریخی نشان نمی دهد. گزیده ی پاسخ او چنین است:
«… نخستین روز دقیق زایش هیچ پیامبری مشخص نیست… بین فرقه های مختلف مسیحی بین روز تولد حضرت مسیح(ع) پنج روز اختلاف است… در مورد روز تولد حضرت محمد(ص) هم اینچنین است. بین باور پیروان مذاهب شیعه و سنی، هفت روز اختلاف است…
در مورد تاریخ دقیق زایش حضرت زرتشت آن هم بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد وگرنه در بین پیروان اشوزرتشت اختلافی نیست و همه زرتشتیان جهان تاریخ تولد اشوزرتشت را روز ششم فروردین ماه ۱۷۶۸ سال پیش از میلاد می دانند و از دید ما و همه پیروان مذاهب، باور ما در مورد کیش خودمان مهم است و بس… مردم پیروان ادیان گوناگون نمی نشینند که ببینند دانشمندان مادی گرا در مورد باورهای آنها رأی یا تصمیم بگیرند…
محل زایش یا تاریخ تولد پیامبر چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟ مهم پیامهای پیامبران [است].»
(پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، انتشارات فروهر، چاپ ۲، ص ۱۶ ـ ۱۷)

جناب خورشیدیان!
پنج یا هفت روز کجا و شش هزار سال کجا! خیلی فرق است! چند روز اختلاف در تولد شخصی، مشکل ایجاد نمی کند اما کسی که نمی دانیم سه هزار سال پیش متولد شده یا نه هزار سال پیش، نمی توانیم هیچ سخن و هیچ تاریخی را به او با اطمینان خاطر نسبت بدهیم. پس دانستن تاریخ حیات یک پیامبر هرچند بصورت تقریبی خیلی اهمیت دارد. مشکل در زمانی حادتر می شود که آموزه ها چند هزار سال شفاهی منتقل شده باشد!
بحث از زمان تولد زرتشت بحثی تاریخی است نه اعتقادی و اینکه محقق، پیرو چه دینی است اهمیت ندارد. به فرض که بپذیریم آن تاریخی را که شما می گویید مورد قبول همه زرتشتیان جهان باشد و بپذیریم که باور خود زرتشتیان ملاک است، اما زرتشتیان نیز باید برای این باور خود که زرتشت در فلان تاریخ به دنیا آمده، دلیل داشته باشند.

838kekno9zl41i3tlb5

۲۷ نظر

  1. تاریخ تولد از نظر دلالت بر وجود یک شخص با مکان یک شخص ویا زندگینامه ان شخص چه فرقی دارد

    • اگر تاریخ تولد شخصیتی تاریخی در حد چند ماه و حتی سی سال باشه مهم نیست اما چندهزار سال اختلاف شد خیلی مهم خواهد بود. لطفا پس از خواندن، بنویسید

  2. فاصله ی چند روز در تاریخ تولد از نظر وجود یک شخص  با چند هزار سال چه فرقی دارد  این فاصله چند روز چه طوری  باعث وجود داشتن یک نفر می شود  وچطور فاصله چند هزار ساله باعث نامعلومی می شود  شما در متنتان فقط گفته اید که 

    که فاصله چند روزباعث وجود داشتند و فاصله چند هزار باعث نا معلومی می شود ولی نگفته اید چطور لطفا توضیح دهید

     

    • بنده شخصا قبول دارم که زرتشتیان پیامبر داشته اند اما وقتی که چندهزار سال اختلاف در زمان حیات او شد، نمی توان هیچ سخنی را به او نسبت داد.

      یک مثال: شخصی به شما می گوید: خانه شما وقف فقیران است و باید آن را به اداره اوقاف بسپارید. وقتی شما از او می پرسید که واقف در چه زمانی متولد شد؟ می گوید: احتمال دارد صد سال پیش متولد شده و احتمال هم دارد پنج هزار سال پیش! همین حرف کافی است که هیچ عاقلی چنین ادعایی را نپذیرد

      اما اگر گفت: احتمالا صد سال پیش متولد شده و احتمال دارد صد و پنج سال پیش. در این صورت عقلا این ادعا را مورد بررسی قرار می دهند. اگر معتبر بود می پذیرند و الا خیر

      • درود. اقای فاطمی مثالتان ربطی ندارد.کسی که فوت کرده اگر برای ۵ هزار سال پیش باشد چگونه میتواند کسی را که میخواسته خانه اش را وقف کند بشناسد؟؟شما اصلا فکر کردید برای مثالتان یا از روی هوا نوشتید!؟

        اولا باید بررسی کرد که زمان زندگی ایشان متعلق به کی است.
        زمان گاتها به چندین سده پیش از میلاد مسیح میرسد. یعنی متعلق به هخامنشی ها پارتیان یا ساسانیان نیست ! ( و گاتها به زمان زرتشت نزدیک است)
        یشت ها مربوط به دوران هخامنشی(۶۴۸ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) ، وندیداد در دوره پارتیان (۱۴۱پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی) و ویسپرد مربوط به دوره ساسانی (۲۲۶ تا ۶۵۱) میلادی) بر می‌گردد.
        از همین رو گاتها را اوستاشناسان و مورخان ازن زرتشت میدانند .

        • گویا در اثر نقص فنی نوشته ام خلط شده بود چون در میان آن، حروف انگلیسی بیجا آمده بود. اصلاح کردم
          اگر تالیف گاتها به چندین سده قبل از میلاد برسه، چگونه با آن تاریخ تولد زرتشت بدست میاد؟ چگونه معلوم میشه که برای زرتشته؟

  3. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    به راستی زمان بودن یک پیامبر و جای بودن او چه اهمیتی دارد؟ اینکه اشو زرتشت کی و در کجا بوده چه اهمیتی دارد؟ به راستی چه اهمیتی دارد؟ خداوکیلی چه اهمیتی دارد؟

     

    حساسیت در زمینه اختلاف چند روزه زاد روز پیامبر اسلام (ص) به این دلیل است که شما مذهبتان را بر نقل قول (حدیث و روایت و سنت) استوار کرده اید. از این روی این اختلاف نشان میدهد که بر نقل قول اعتماد و اعتباری نیست.

    • یک مثال: شخصی به شما می گوید: کسی که الان فوت کرده، به دیگران گفته است که من خانه ی شما (موبد غیبی) را وقف فقیران کرده ام و باید آن را به اداره اوقاف بسپارید. وقتی شما از او می پرسید که واقف در چه زمانی متولد شد؟ می گوید: احتمال دارد صد سال پیش متولد شده و احتمال هم داره پنج هزار سال پیش! همین حرف کافی است که هیچ عاقلی چنین ادعایی را نپذیرد

      اما اگر گفت: احتمالا صد سال پیش متولد شده و احتمال دارد صد و پنج سال پیش. در این صورت عقلا این ادعا را مورد بررسی قرار می دهند. اگر معتبر بود می پذیرند و الا خیر

      • موبدیار مهران غیبی

        به یاری هستی بخش دانا

        درود

        جناب آقای فاطمی خب کدام آموزش گاتها و یا کدام آموزش اوستا و یا ادعاهای زرتشتیان وابستگی به تاریخ زایش اشوزرتشت دارد؟

        • بحث اینه شما که خود را زرتشتی می دونید، باید از دستورهای او پیروی کنید. پس نگویید زرتشتی هستیم بفرمایید ما بدنبال حرف خوب هستیم. در این صورت با این همه پیشرفت ها که حاصل شده، چرا بدنبال کتابی باشید که چند هزار سال پیش نوشته شده؟

  4. پس لطفأ روز وفات فاطمه هم را مشخص کنید که سه بار در سال دهه فاطمیه میگیرید.
     زرتشتیان میخواهند مرتکب هیچ دروغی نشوند ، وگرنه آنان هم مثل مسلمانان و مسیحیان یک تاریخ دقیق در این مورد ذکر و برایش سند سازی هم میکردند.
    اگر اعراب مسلمان کتابسوزی در ایران راه نمی انداختند ،  ، حتمأ متون با ارزشتری از تاریخ کهن ایرانیان در دست بود.
    هدف شما هم از این اراجیف ، تضعیف ادیان رو به رشد و بتدریج تکفیر کردن آن مثل فرقه بهایی است.

    • یک مثال: شخصی به شما می گوید: کسی که الان فوت کرده، به دیگران گفته است که من خانه ی شما (shamloo) را وقف فقیران کرده ام و باید آن را به اداره اوقاف بسپارید. وقتی شما از او می پرسید که واقف در چه زمانی متولد شد؟ می گوید: احتمال دارد صد سال پیش متولد شده و احتمال هم داره پنج هزار سال پیش! همین حرف کافی است که هیچ عاقلی چنین ادعایی را نپذیرد

      اما اگر گفت: احتمالا صد سال پیش متولد شده و احتمال دارد صد و پنج سال پیش. در این صورت عقلا این ادعا را مورد بررسی قرار می دهند. اگر معتبر بود می پذیرند و الا خیر

  5. جناب مدیر سایت با درود: طبق گفته اسلام، ملاک سنجش انسان نزد خداوند اعمال وی میباشد. در روز قیامت  از انسان نمی پرسند تاریخ تولدت چرا معلوم نبوده؟ بلکه ازنیات و گفتار و اعمالش در دنیا پرسش میکنند. بنده سخن پر محتوایی مانند: پندارنیک، گفتارنیک،کردارنیک را تاکنون نشنیدم. کدامیک ازسخنان ابراهیم، موسی ، عیسی ، پیامبر اسلام و حتی قرآن با ان سخن قابل مقایسه هست؟

  6. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    آقای فاطمی یادداشت های مرا تایید نمیکنید؟
     

    • تا پیش از این پیام شما ، همه ی نوشته هایتان بدون استثنا منتشر شده و دلیلی برای عدم انتشار نیست. شما محترمانه و نیز علمی می نویسید

  7. سلام

    گفتار نیک پندار نیک و کردار نیک خوب است. به شرطی که چهارچوبش مشخص باشد. نه اینکه انسان هرکاری که خودش میگوید خوب است حتما کردار نیک است. نظر من برعکس جناب غیبی است. چون بار محتوایی این ۳ شعار مبهم است. انسان میتواند هیچ دین و مذهبی نداشته باشد در عین حال چندین خیریه و موسسه کمک به ایتام داشته باشد و بسیار کارهای نیک کند و گفتار نیکی هم داشته باشد ولی معتقد به هیچ دین و خدایی نباشد. 

    خب این ۳ شعار شده تکه کلام بعضی ها که میگویند "بهترین دین، بی دینی است"

     آیا واقعا از این ۳ شعار، پرمحتواتر نشنیده اید؟!

  8. سلام آقای غیبی

    بحث سر الفاظ نیست! بحث سر بی محتوا بودن است. اینکه "پندار" اندیشه و شخصیت است قبول، ولی آیا این ترجمه مشکلی را حل کرده؟! اندیشه نیک یا شخصیت نیک! خب باز مبهم است. همین اندیشه و شخصیت را اگر تحقیق کنید، صدها شرح و تفسیر برایشان داده اند که شخصیت چیست و چه کسی باشخصیت است. و اندیشه چیست و چه کسی اندیشه میکند. من یک کتابی خواندم به نام "تحلیل ذهن" از برتراند راسل که اندیشه و تفکر ، راست و دروغ و وهم و خیال را به سبک خودش تعریف میکند. 

    و همچنین عقل و دانش. این مسائل و الفاظ و تعاریفی که کردید شد قوز بالا قوز! 

     

    • و اما گفتید "نیک" چیزی است که به دیگران سود میرساند و ابزارش هم عقل است؟!

      بسیار خب. من همین الان بروم خیابان یک پسربچه را بکشم، پلیس که من را بگیرد میگوید چرا پسربچه را کشتی؟! میگویم چون میخواستم به پدر و مادرش سود برسانم!… آیا عقل من را کسی اینجا قبول میکند؟! برداشت من از "نیک" بودن کار من قابل توجیه است؟! 

      قرآمقرآن را بخوانید… داستان خضر پیامبر…

       

  9. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    آقای مهدی راه سفسطه پیش گرفته اید . دیگر پاسخ شما را نمیدهم.

  10. از قدیم گفتند عیسی به دین خود موسی به دین خود
    اصلا مقیاس انسان در گزینش در آخرت دین او نیست
    رفتار و کردار و گفتار اوست
    در ضمن تمام دلایل شما از کتاب هاشم رضی می باشد و منبع دیگری ندارید که شخصا سخنان این کتاب ها را مغرضانه می بینم و خواهشمندم قبل از نظر دادن تمام جوانب و منابع را در نظر بگیرید با تشکر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>