+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام علی(ع) / امام علی(ع) چه تعداد از بنی قریظه را کشت؟
امام علی(ع) چه تعداد از بنی قریظه را کشت؟

امام علی(ع) چه تعداد از بنی قریظه را کشت؟

به قلم بیدارگر
می گویند: پس از پیمان شکنی یهودیان بنی قریظه، حضرت علی(ع) هفتصد تن از آنان را کشت.
در تاریخ طبری آمده که در این ماجرا کلاً بین ششصد تا نهصد مرد یهودی کشته شدند (ترجمه ی تاریخ طبری، ج ۳، ص ۱۰۸۸) نه اینکه حضرت علی(ع) به تنهایی این تعداد را کشته باشد.
در هر حال دوستمان بیدارگر در یک بررسی نشان داده است که حضرت علی(ع) این تعداد را نکشته است. وی می نویسد:
ادعای مطرح شده در مورد کشتن ۷۰۰ تن از افراد بنی قریظه یا بیشتر از این تعداد به دست توانمند علی ع به چهار دلیل (عقلی و قرآنی و دو گزاره ی تاریخی) که در پایین ذکر می کنم نادرست و غلط است!:

۱- دلیل عقلی: بر فرض که تعداد اعدامیان ۷۰۰ تن بوده باشد! برای کشتن و اعدام ۷۰۰ نفر اگر فرض را بر این بنهیم که مدت هر اعدام و آوردن افراد به مکان اعدام چیزی در حدود ۶ دقیقه زمان ببرد! کشتن ۷۰۰ نفر به دست یک تن چیزی در حدود ۳ شبانه روز طول خواهد کشید! توجه شود سه شب و سه روز به صورت مداوم و بی وقفه! در این صورت این امر (اعدام ۷۰۰ تن به دست یک تن)محال است و ابدا ممکن نیست!!

۲- دلیل قرآنی: آیه ی بیست و ششم از سوره ی مبارکه ی احزاب که توسط مفسرین مربوط به فرجام بنی قریظه دانسته شده است «وَ أَنْزَلَ الَّذینَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ صَیاصیهِمْ وَ قَذَفَ فی‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَریقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَریقاً» «گروهى از اهل کتاب را که از آنها حمایت کردند از قلعه‏هاى محکمشان پایین کشید و در دلشان وحشت انداخت و شما گروهى از آنها را به قتل رساندید و گروهى را اسیر کردید.» (الاحزاب/۲۶)

فعل «تَقْتُلُونَ»در اینجا اعدام توسط یک تن را نمیرساند! بلکه کشتن و اعدام تعدادی از قرظیان٬ توسط یک جمع و یک گروه را میرساند و نشان میدهد !

۳- گزاره ی تاریخی: در کتاب مغازی واقدی و سیره ابن هشام امده است که اوس و خزرج (گروه انصار) در کشتن بنی قریظه شرکت داشتند. حتی نام افراد قبیله ی اوس که در گروه های دونفره اقدام به اعدام تعدادی از مجرمین قرظی می کردند در کتاب مغازی نیز ذکر شده است که اسامی آنها چنین است: اسید بن حضیر و ابو نائله ‏+ ابو برده بن نیار و محیّصه ‏+ ابو عبس بن جبر و ظهیر بن رافع ‏+ قتاده بن نعمان و نضر بن حارث ‏+ جبر بن عتیک و نعمان بن عصر + عقبه بن زید و برادرش وهب بن زید + عویم بن ساعده و سالم بن عمیر (ر.ک: مغازى، ص:۳۹۰ و سیره ابن هشام، ج‏۲، ص: ۸۴)

۴- گزاره ی تاریخی دوم: حال شاید پرسیده شود: علی(ع) چند تن از ایشان را کشته است؟جواب این است:« فَقَتَلَ عَلِیٌّ ع عَشْراً وَ قَتَلَ الزُّبَیْرُ عَشْرا» یعنی: علی(ع) ده تن را کشت و زبیر نیز همین تعداد را. (ر.ک: المناقب، ابن شهرآشوب، ج‏۱، ص:۲۰۰)

پس علی(ع) ۱۰ نفر را اعدام کرد نه ۷۰۰ نفر را!

۳۸ نظر

  1. اگر کشتن هر نفر شش دقیقه طول بکشد مداوما حدود ۷۲ ساعت زمان میبرد که میشود دو روز و نه ساعت ، البته در تاریخ طبری به نقل از واقدی امده که علی بن ابی طالب و زبیر ابن عوام دو نفره انها را گردن زدند :
    …چون یهودیان تسلیم شدند پیمبر بگفت در زمین گودال هایی بکندند و علی و زبیر در حضور پیغمبر گردنشان را بزدند …(ج ۳ ص ۱۰۹۳)
    اگر تقسیم کار رو هم در نظر بگیریم امام علی برای قتل ۳۵۰ تا ۴۰۰ نفر ۳۶ ساعت وقت داشته که اگر زبان خواب و استراحت ایشان در نظر بگیریم در سه روز اصلا غیر منطقی نیست !

    • بنظر من تعداد مقتولان اهمیت نداره بلکه باید دید آیا حقشان بوده کشته شوند یا نه؟ اگر حقشان نبوده یک نفر هم زیاده اما اگر حقشان بوده، ده هزار نفر هم باشند ایراد نداره. چنانکه در جنگ ایران و عراق اگر رزمنده ای هرچه بیشتر از عراقیها را می کشت ایرادی نداشت

      • من یک سخنرانی از حضرت امام خمینی (ره) دیدم که ایشان وقتی درباره حضرت علی صحبت میکردند از واقعه بنی قریظه نیز یاد کردند و اون رو به نحوی تایید کردند حال جدا از مسائل دیگر به نظر من حضرت امام راحل حتما درباره این موضوع مطالعات و تحقیقات بیشتری داشتند

    • برادر من ۷۰۰ رو در ۶ دقیقه ضرب کن میشه ۴۲۰۰ تقسیم بر ۶۰ دقیقه کن میشه تقریبا سه روز اونوقت شما چجوری نتیجه گرفتی که دو روز ۹ساعت میشه؟!!!

  2. یهودیان مردمانی سخت کوش و بی ازار بودند که سالها با مشرکان مدینه و مکه با دوستی و مسالمت زندگی میکردند ، با هیچکس جنگ و دشمنی نداشتند ، با انکه یگانه پرست بودند اما حتی با مشرکان هم برخورد برادرانه داشتند ،اگر دید منطقی و بیطرفانه به تاریخ داشته باشیم بنی قریظه قبیله وحشت زده بود که شاهد غارت بی مورد دو قبیله هم کیششان بود ، سران این قبیله با مسلمانانی طرف بودند که به جای کشاورزی و تجارت از غارت قبایل خرد و کلان ارتزاق میکردند .
    تا اینجا بنده قصد تبریه سران بنی قریظه را داشتم که انان ناچار به همکاری با مشرکان قریش بودند اما در میان هفصد تا نهصد نفر احاد جمعیت بنی قریظه همه در همکاری با قریش مقصر نبودند مگر اینکه شما جرم یک یک انان را اثبات کنید !
    ازینها گذشته ان جمعیت تسلیم شده بودند ، کجای دنیا و تاریخ دیدید تسلیم شدگان را بکشند ؟
    حکم سعد بن معاذ کشتار بزرگسالان مذکر بود ، این یک سیاست بود و از اینجا مشخص میشه که ان هفتصد نفر گناهکار نبودند !

    • بحث حقوقی خوبی را مطرح کردید.
      طایفه ی بنی قریظه در واقع شبیه گروه های سیاسی در این زمان است که بر ضد حکومت ها شورش می کنند مثل سازمان مجاهدین خلق در ایران و حزب الدعوه در رژیم سابق عراق. در همه جا نفس عضویت در این گروه ها جرم است. البته قوانین کشورها در کیفیت مجازات این اعضا متفاوته اما مجرم بودن مشترکه حتی اگر کار مستقیم مجرمانه انجام ندهند زیرا آن شخص یا اشخاصی که در راس گروه، تصمیمات خطرناک می گیرند، به پشتیبانی این اعضاست.
      آن عده از یهودیان بنی قریظه که با پیمان شکنیها مخالف بودند می توانستند جدا شوند و بعید نیست بتوان گفت که کارشکنیهای آنها را باید به مسلمانان خبر می دادند.

      در مورد آنچه در پاراگراف اول بدون مدرک گفتید، قابل توجه است که به فرض کسی در سابق کار خوب می کرده، امروز اگر مرتکب جرمی شد مثلا قتلی انجام داد، خوبیهای سابق منجر به تعطیلی حکم نمیشه

      • نوام چامسکی فیلسوف انارشیست امریکایی ده ها کتاب علیه دولت و نظام مرکزی ایالات متحده نوشته و به صورت قانونی منتشر کرده است اما هیچکس ریشش را نمیگیرد ، اگر در ایران بود چه بلایی سر این بیچاره می اوردند ؟ کدام دولت دموکرات اپوزیسیون خود را زندانی میکند ؟
        بنی قریظه و یهودیان با قدرت مرکزی مواجه نبودند که قصد شورش علیه انرا داشته باشند ، انان با کسی کاری نداشتند و پیش از ان هم قصد شورش یا تصاحب قدرت را نداشتند ، اصلا در جوامع بدوی اعراب قدرتی وجود نداشت ، این محمد بود که با همه مخالف بود و در واقع تهدیدی برای زندگی عموم به شمار می امد و همانطور که خودتون هم میدانید کل جمعیت اعراب مقابل او ایستاده بودند ، بنابرین بهتر اینه که اعراب مدافع را قدرت مرکزی و عمومی بنامیم و گروه شورش گر که کاری جز غارت و تاخت و تاز و چپاول نداشت را مسلمانان بدانیم ،بر عکس انچه شما گفتید !

        • البته پس از تار و مار بنی قینقاع سخن گفتن از پیمان شرم اور است اما اقای فاطمی حرف خوبی گفتید ، چرا ساکنان بنی قریظه بعد از اینکه پیمان شکنی سران قوم خود را دیدند از قبیله حدا نشدند ؟
          اولا در ماجرای خندق پیمانی شکسته نشد و بنی قریظه با قریش همکاری نکرد و هر چه بین جاسوس محمد و سران قبیله صورت گرفته بود محرمانه بود ، یا اگر هم محرمانه نبود باز پیمانی شکسته نشده بود که مردم از قبیله جدا شوند ،بعد از نبرد خندق هم که محمد به سرعت به قبیله حمله کرد ، طبری میگوید موقعی که به انجا رسید به یهودیان گفت :
          ای همسنگان بوزینه خدا خوارتان کند …
          بعد از ان هم که عموم قبیله تسلیم شدند ، پیمان شکنی یا توطیه ای رخ نداده بود و اگر هم داده بود ربطی به عموم نداشت ، اما …

          • در جنگ خندق سپاه مسلمانان و طرف مقابل بشدت در گرسنگی بودند و علت پایان جنگ نیز همین بود که کافران ناچار به ترک میدان شدند. در این گیر و دار بنی قریظه بیست بار شتر خرما  برای دشمنان مسلمانان فرستادند که اهمیتش از سلاح در آن موقعیت، بیشتر بود. این یعنی پیمان شکنی.

          • خانم گرامی! تبعید بنی قینقاع تار و مار ساختن ایشان نیست!این دروغ های شماست که بی شرمانه و از سر عداوت و دشمنی با اسلام است!ناآگاهی شما حجابی شده برای شما در شناخت حقایق!

            ‍پیمان شکسته شد شما خبر ندارید!مورخین نوشته اند پیامبر ص بعد از اطلاع از پیمانشکنی بنی قریظه گروهی را فرستاد برای تائید خبر و همچنین برای آنکه آنها را بر سر پیمان بازگردانند و عواقب پیمانشکنی را به ایشان بازگو کنند ولی بنی قریظه نه تنها لجاجت کردند بلکه در جواب فرستادگان پیامبر ص فحاشی ناموسی کردند و مسلمین را به جنگ خانمان برانداز و کشتار تهدید کردند!که این خود نشان از صلح طلبی پیامبر ص و جنگ طلبی بنی قریظه دارد!با هم بخشی از این گزارش را در کتاب واقدی بخوانیم:(گروه اعزامی مسلمانان) آنها(گروه بنی قریظه) را به حق خدا سوگند دادند که پیمان را رعایت کنند و پیش از اینکه کار بالا بگیرد و منجر به خون ریزى گردد بر سر عهد خود بازگردند و از حیىّ بن اخطب پیروى نکنند.” کعب(سخنگو و رئیس بنی قریظه) گفت: ما هرگز بر سر آن پیمان باز نمى‏گردیم، من آن پیمان را چنان بریدم که بند کفش خود را !”سپس شروع به دشنام و ناسزا گفتن …(شرح کامل ر.ک مغازی واقدى ، ص:۳۴۴،۳۴۳)

          • در ضمن خیانت گروهی بود!:زبیر بن باطا به کعب بن اسد رئیس بنی قریظه چنین می گفت: قال‏ الزبیر: أنت صاحب عهدنا و عقدنا، فان اتبعته اتبعناه، و ان أبیت آبینا..زبیر بن باطا به او می گفت:تو صاحب و مسئول عهد و پیمان ما (با محمد ص)هستی اگر تو پیروی کنی ما نیز پیروی خواهیم نمود و اگر تو سر پیچی کنی ما نیز سر پیچی خواهیم کرد.( دلائل‏النبوه،بیهقی -ج‏۳،ص:۳۶۲)البته این گونه روایت ها تنها نشان دهنده ‍خیانت گروهی و دسته جمعی بنی قریظه است.والا اکثریت افراد بنی قریظه خود با ‍پیامبر ص کنیه و عداوتی شدید داشتند.عامل آن نیز حسد٬ قدرت طلبی و نژاد پرستی بنی قریظه بود.مثلا هر وقت سخنان رئیس قومشان کعب بن اسد با نظرات آنان موافق نبود حرفش را محل نمیدادند و به او اعتنا نمیکردند!
            کعب بن اسد در اواخر محاصره قعله هایشان توسط مسلمین به بنی قریظه چنین گفته بود:
            به خدا سوگند شما مى‏دانید که محمد فرستاده خداست، و هیچ چیزى غیر از رشک و حسد ما نسبت به اعراب مانع ایمان آوردن ما نشد، آن هم به این بهانه که چرا این پیامبر از بنى اسرائیل نیست‏! ..بنی قریظه در پاسخ کعب گفتند: ما پیرو کس دیگرى غیر از خود نیستیم، پیامبرى و کتاب از درون ما بوده، پس آیا مى‏توانیم تابع غیر خود باشیم؟ (مغازى ص:۳۷۹)– نژاد پرست بودن و قدرت طلبی و حسادت انها نسبت به پیامبر ص از این متن به خوبی آشکار است.

          • با تشکر از مطالب ارسالی شما
            حال که شما این بحث را گشودید، نظر به حساسیت این قضیه و توجه فراوان به آن، در صورت امکان لطف کنید متونی که حکایت از خیانت بنی قریظه می کند (با متن عربی وترجمه و آدرس و بدون توضیح) ارسال بفرمایید تا در پستی بگذارم. پیشاپیش تشکر می کنم

        • قرار نیست بحث سیاسی کنیم. نمی دونیم مضمون کتابهای چامسکی چی بوده؟ شاید خطر چندانی برای حکومت نداشته.
          اگر حضرت محمد حکومتی نداشت، پیمان نامه ها با او برای چه بود؟ اگر میخواهید بگویید حکومت او مشروعیت نداشت، بحث دیگری است

          • سلام چامسکی متفکر بزرگی است وانتقادات بزرگی به ایالات متحده وارد کرده است ولی چامسکی اطلاعات نظامی آمریکا را به کسی نداده 

            اگر کسی جاسوسی نظامی کند جرمش با مخالف حکومت بودن فرق دارد 

            یک مخالف مسالمت آمیز با یک گروه تروریستی هم فرق دارد 

             

          • سلام چامسکی متفکر بزرگی است وانتقادات بزرگی به ایالات متحده وارد کرده است ولی چامسکی اطلاعات نظامی آمریکا را به کسی نداده 

            اگر کسی جاسوسی نظامی کند جرمش با مخالف حکومت بودن فرق دارد 

            یک مخالف مسالمت آمیز با یک گروه تروریستی هم فرق دارد 

            طبق قانون اساسی آمریکا آزادی بیان وجود دارد وحق فعالیت سیاسی وجود دارد 

            وچامسکی که متفکر بزرگی است آزادانه سیاستهای آمریکا رو نقد میکند 

            اما در همین آمریکا شما اگر یک دلار هم به گروهک تروریستی وجنایتکار وادمخوار داعش کمک کنی بین ۱۰ تا ۱۵ سال میروی زندان 

            مشرکان مکه هم حکم داعش رو داشتند یعنی میخواستند بیایند اسلام را از بین ببرند ومسلمانان رو قتل وعام کنند 

            انوقت کمک کردن به انها در حکم کمک کردن به داعش در زمان ما بود 

          • آناهید خانم در اسلام هم صحبت کردن درباره ی حکومت و انتقاد کردن آزاد است، فقط زمانی با افراد برخورد میشود که آنها دست به مبارزه و توطئه بزنند، درسته اگر قرار باشد دروغ و تهمت و افترا زده بشه مسلما باید جلوگیری بشه اما بحث آزاد مانعی نداره، اینکه می بینید در آمریکا چرا بحثها درباره ی حکومت آسانتر زده میشه و در ایران چرا اینقدر این بحث ها با التهاب همراهه، ربطی به اسلام نداره، بخاطر اینه که آنها در دموکراسی از ما جلوترند چون زودتر شروع کردند، تعارف که نداریم، البته به نظر من درباره ی خودشون اینطورند وگرنه در قبال مردمان دیگر و ملت های دیگر به این حرف عمل نمیکنند و اثبات این حرف نیاز به مدرک نداره، کافیست همین الآن اوضاع جهان رو بررسی کنی و نظر انسانهای آزادمنش دنیا رو بخواهی، یک روز از صدام حمایت میکنند و روز دیگر میخواهند ازبین ببرنش، به رای مردم اگر مخالفشون باشه احترام نمیذارند و به همان شعار دموکراسیه خودشون عمل نمیکنند، یک روز از داعش و گروه های تروریستی بخاطر منافعشون حمایت میکنند و گاهی به مبارزه (البته دروغین) با آن میپردازند، از منافقین و جنایتکاران حمایت میکنند، از حکومتهای ظالم اگر در راستای اهدافشون عمل کنند حمایت میکنند، جالبه سازمان ملل رو تشکیل دادند که کشوری به کشور دیگر تجاوز نکند ولی بدون اجازه ی سازمان ملل به هرجا بخواهند حمله میکنند، فقط پنج کشور حق وتو دارند و کشورها و ملتهای دیگر رو بحساب نمیارند، همین الآن چه کسی در آمریکا میتواند درباره ی هلوکاست صحبت کند وووو…، آناهید خانم در مسایل سیاسی اینقدر ساده یا مغرض نباشید و با دید باز و با توجه به شرایط به مسایل نگاه کنید.

          • از ثعلبه بن ابی مالک قرظی روایت شده است:ابوسفیان در جنگ خندق از حیی بن اخطب خواستار خواربار برای سپاه احزاب و چهارپایان ایشان شد.حیی بن اخطب از بنی قریظه یاری خواست.و بنی قریظه برای قریش و لشکر احزاب خواربار فرستاند.محموله ‍ئی از خرما و جو و کاه که بار بیست شتر بود و از سوی بنی قریظه به سمت لشکر احزاب فرستاده شده بود.توسط گشتی های مسلمین کشف و ضبط شد.(ر.ک سبل الهدى و الرشاد، الصالحی الدمشقی ،ج‏۴،ص:۳۸۲)
            در صورت موفقیت بنی قریظه در ارسال این محموله این عمل آنان سبب تقویت لشکر احزاب و طولانی تر شدن محاصره ی مسلمانان و در نتیجه فشار بیشتر بر مسلمین می شد.هر چه حصر و محاصره بیشتر میشد عملا به نفع احزاب و ضرر مسلمین بود.اگر احزاب در جنگ خندق ‍‍پیروز می گشتند یکی از عوامل مهم پیروزی انها همین کمک های سخاوتمندانه ی بنی قریظه و یهودیان به آنها بود.قبیله ی یهودی بنی نضیر نیز محصول یک ماه خیبر را به غطفانی ها وعده داده بودند.در قرآن مجید هم می خوانیم:« وَ أَنْزَلَ الَّذینَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ صَیاصیهِمْ (احزاب/۲۶)»اشاره به بنی قریظه است که از مشرکان عرب حمایت و ‍پشتیبانی می کردند.

          • تشکر

          • این بیست بار شتر خرما رو کجای تاریخ خواندید که من ندیدم ؟ در طبری و منابع قرن سوم خواندید یا بحارالانوار؟
            هیچکدام مثال چامسکی متوجه نشدید ،چامسکی یک انارشیست است و اصل نظام دموکرات قبول ندارد و اتفاقا در پی بر اندازی حکومت است .

          • این مطلب را از کتاب فروغ ابدیت نقل کردم http://www.raherasti.ir/2658 و این کتاب از سیره حلبی نقل کرده

        • اگر نوع برخورد ایالات متحده آمریکا با نوام چامسکی در قرن حاضر برای شما قابل افتخار و ارزشمند است.و شما را به تحسین وامیدارد و آن را نشانی از تمدن و دموکراسی میدانید.پیامبر ما در ۱۴۰۰ سال پیش چنین رفتاری با معارضان و مخالفان کلامی خود داشت!پس آنحضرت ص از همه کس متمدن تر و آزادیخواه تر است.

          ابو اسحاق ثعالبى با اسناد از ابن عباس روایت مى‏کند که چون آیه ۲۴۵ بقره نازل شد که «چه کسى به خدا قرض الحسنه مى‏دهد؟» یک یهودى به نام فنحاص در مدینه گفت: پروردگار محمد نیازمند شده است. این سخن به عمر رسید شمشیر بسته به سراغ یهودى رفت. جبرئیل نازل شد و آیه «اى رسول ما بکسانى که ایمان آورده‏اند بگو از جور مردمى که امیدوار نیستند بروزهاى خدا درگذرند تا جزا دهد هر قومى را بآنچه کسب و عمل میکردند(الجاثیه/۱۴)»را آورد و به پیغمبر (ص) خبر داد که عمر شمشیر کشیده در تعقیب فنحاص یهودى است.
          پیغمبر (ص) به دنبال عمر فرستاد. وقتى حاضر شد فرمود شمشیرت را بگشاى.(یعنی کنار بگذار) عمر گفت یا رسول اللّه (ص) راست گفتى و رسول بر حقى. پیغمبر (ص) فرمود: پروردگارت مى‏گوید: «از کسانى که به روزهاى موعود خدا ایمان ندارند در گذرید». عمر گفت: چنین کنم و خشمگین نشوم.(أسباب نزول القرآن (الواحدی)، ص: ۳۹۴٬۳۹۳)

          امام علی ع زندانی سیاسی نداشت! امام صادق ع با منکرین خدا در محضر یارانش به بحث مینشست بدون اینکه بخواهد از حربه تکفیر یا تهدید علیه آن استفاده کند!

          • احسنت بیدارگر.

            آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم

            یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم

            عشق در سینه و ما بیخبران شهریم

            محمل اندر گذر و دل به خفی می‌بندیم

            مشت آب و گل این کوزه خاکی دیدیم

            بر می ناب درونش به خطا خندیدیم

    • ۱۸ فاطر: وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرى (هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد)

      ۴ محمد(ص): فَإِذا لَقیتُمُ الَّذینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِکَ وَ لَوْ یَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذینَ قُتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ (و هنگامی که با کافران ( جنایت پیشه ) در میدان جنگ رو به رو شدید گردنهایشان را بزنید ، ( و این کار را هم چنان ادامه دهید ) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید در این هنگام اسیران را محکم ببندید سپس یا بر آنان منّت گذارید ( و آزادشان کنید ) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [ غرامت ] بگیرید ( و این وضع باید هم چنان ادامه یابد ) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد ، ( آری ) برنامه این است! و اگر خدا می خواست خودش آنها را مجازات می کرد ، اما می خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید و کسانی که در راه خدا کشته شدند ، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی برد!)

      همونطور که دیدم حکم اسیر در اسلام کشتنش نیست، آنچه مسلم است این است که پیامبر خدا (ص) پیامبر رحمت و مهربانی بود و حتی با سرسخت ترین مخالفانش و آنهایی که قصد کشتنش را داشتند با مهربانی رفتار میکرد چرا در اینجا( با فرض درست بودن داستان) با عطوفت رفتار نکرد درحالی که قبلا اثبات کرده بودیم که کشتن آنها کاملا بحق بوده است، لطفا کمی بیشتر تامل کنیم.

  3. سیاوش امیرشاهی

    علی (ع) مظهر اسماء الهی است.

    هم مظهر رحمانیت خدا (اونجایی که در زمان خلافتش اون زن بهش فحش داد ولی آقا سرش رو انداخت پایین و هیچی نگفت)

    هم مظهر صفات غضبیه و سخطیه خدا (اونجایی که گردنِ گردن‌کشان عرب رو شکست و خون متکبرین رو به زمین ریخت).خدا مالک جان انسان هست. هر کسی را بخواهد واسطه گرفتن این جان (توفّی) میکند.
     

  4. خانم محترم! مجبور نیستید وقتی از مسئله یی اطلاع کافی و کامل ندارید درباره آن صحبت کنید!در غیر این صورت متهم به نا آگاهی و دروغ گویی خواهید شد!یهودیان با مشرکان مدینه و مکه با دوستی و مسالمت زندگی میکردند؟! کی و کجا ؟!
    محض اطلاع شما :فطیون پادشاهی از میان یهودیان در پیش از اسلام بود که به همراه جنگاوران یهودی که به همراه داشت.به مردم مدینه ظلم و بیداد فراوان میکرد.از جمله ستم های او این بود که هرگاه مردم غیر یهودی مدینه می خواستند ازدواج کنند باید اول عروس را به خانه ی فطیون یهودی می بردند تا او با تازه عروس آمیزش نماید و بعد از آن عروس را به خانه ی شوهر اصلی برند!!(أسماء المغتالین،ابن حبیب بغدادی،ص:۵۸ و ۵۹)یهودیان و هولکاست و آدم سوزی و کشتار چندین هزار نفری که آنان ازمسیحیان شبه جزیره عربستان به راه انداختند را میتوانید در این آدرس ها دنبال کنید!(ر.ک قرآن مجید آیات ۴ تا ۸ سوره ی مبارکه ی بروج+تاریخ طبری،ترجمه،ج‏۲،ص:۶۷۲+جنگ‏هاى ایران و روم(نوشته پروکوپیوس مورخ رومی(م ۵۵۶ میلادی) )، ص: ۹۸ )
    یهودیان عزیز عامل اصلی جنگ و خونریزی بین مشرکان مدینه بودند.و شعله بسیاری از جنگ ها را میان مردم مدینه پیش از اسلام بر افروختند.آن جنگ ها به ایام عرب معروف بود از جنگی موسوم به حرب کعب بن عمرو المازنی‏،یوم السراره،حرب الحصین‏……تا حروبی معروف به نام یوم الدار،یوم الفجار الأوّل للأنصار،یوم الفجار الثانی للأنصار و یوم حاطب، و یوم بعاث تنها یک عامل به این جنگها پایان داد آنهم قدوم مبارک پیامبر ص و ورود آنحضرت ص به یثرب(مدینه النبی) بود.(تاریخ‏ یعقوبى،ج‏۲،ص:۳۷ و ۳۸+الکامل ابن اثیر،ج‏۱،ص: ۶۵۸به بعد)طبری میگوید یهودیان در پیش از ورود اسلام به مدینه مردم آن سامان را تهدید میکردند که شما را چون عاد و ارم(اعراب بائده) خواهیم کشت و از بین خواهیم برد!(تاریخ طبری،ترجمه،ج‏۳،ص:۸۹۵+قرآن مجید بقره /۸۵)باری این بود داستان برادری و بی آزاری یهودیان شبه جزیره..

    بسیاری از مجرمان و جانیان بعد از انجام جرم و جنایت تسلیم پلیس و نیروهای امنیتی میشوند.خصوصا زمانی که در تنگا و زیر فشار و محاصره نیروهای امنیتی باشند.آیا باید جرم و جنایت این افراد را فراموش کرد!و آنها را مجازات نکرد؟ کجای دنیا چنین چیزی مرسوم است!؟

    طبق روایاتهای صحیح و متواتر حکم سعد بن معاذ کشتن نظامیان و کسانی که اسلحه بر علیه اسلام و مسلمانان کشیدند بوده است!نه چیز دیگری!

  5. به گفته واقدی به نقل از محمد بن کعب قرظی زمان اعدام از صبح تا غروب بود(مغازی/۳۹۱)اگر دستور پیامبر ص یعنی: با اسیران خوشرفتارى کنید، و به آنها آب بدهید و سیرابشان کنید تا خنک شوند، و بعد بقیه را بکشید. گرماى آفتاب و سوزندگى شمشیر را بر آنها جمع مکنید- و آن روز آفتابى و گرم بود. به اسیران آب و طعام دادند، و چون سیراب شدند و خنک گردیدند، به قتل بقیه دستور داده شد.(مغازی/۳۸۹) بر روایت قبلی بیافزاییم.باید ظهر آنروز بسیار گرم و بطور کل ساعت های گرم انروز را نیز از زمان اعدام کم کرد.در نتیجه کلا ۵ تا ۶ ساعت زمان اعدام وقت برده است نه سه روز یا ۳۶ ساعت مداوم!پس برهان شما عقیم است!
    در ضمن قرار نیست هر گزارش و روایتی صحیح و معتبر باشد!خصوصا آنکه معارض همان روایت در خود آن کتاب ذکر شده باشد.واقدی خود این واقعه را به چشم ندیده بلکه از دیگران روایت کرده است!این سخن دیگر واقدی است:اسید بن حضیر هم گفت: اى رسول خدا، چنین نیست. هیچ خانه‏اى از خانه‏هاى اوس را رها مکن، و یکى دو اسیر(قرظی) را بفرست تا آنجا گردن بزنند(مغازی/۳۹۰)+ابن اسحاق میگوید:افراد خزرج شروع بکشتن یهودیان مزبور(قریظه) کردند و رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سایر مسلمانان نگاه میکردند که چگونه خزرجیان با خوشحالى آنها را میکشند!(ابن هشام /۸۴) بعلاوه ما یک قرینه تاریخی دیگر و از همه مهمتر یک آیه از قرآن(قدیمی ترین سند تاریخ اسلام)نیز بر مدعای خود افزودیم و از جمیع اینها چنین نتیجه گرفتیم که اعدام قریظیان کار علی ع به تنهایی یا به همراهی زبیر نبوده و نمیتوانسته باشد!در نتیجه گفتار شما محلی از اعتبار و اعتنا ندارد!

  6. بریدن گردن و قطع سر برای افرادی که مهمترین دست افزار و همدم دایم و همیشگی عمرشان شمشیره کاری چند ثانیه ای می تواند باشد….شش دقیقه زمان برای بریدن هر سر خیلی جای تعجب داره!!!!……..حس انتقام و کسب ثواب از طریق کشتن دشمنان خدا و خاینین به اسلام بی شک عطش و اشتیاقی در نهاد مسلمانان بوجود آورده بود که بعید به نظر میرسد این بستر فیض یابی و کسب توشه آخرت!!!۱تنها به علی و زبیر اختصاص یافته باشه….!!!!!
     

    • به نظر می رسه این بحث که حضرت علی(ع) چند نفر را کشته اهمیت نداره بلکه باید دید آیا مقتولان استحقاق کشته شدن داشته اند یا نه. اگر حقشان بوده کشته شوند حضرت علی هرچه بیشتر آنها را بکشد بهتر . در جنگ ایران و عراق، متجاوزان به ایران استحقاق کشته شدن داشتند. رزمنده ای که هزار تن از متجاوزان را کشته بسیار بهتر از کسی است که یک نفر را کشته. 

  7. ممنون از پاسختون….نسبت به ایدئولوژی و دیدگاه افراد تعداد افراد کشته شده توسط یک نفر میتونه مایه مباهات باشه ولی چیزیکه به ذهن متبادر میشه اینه که اینگونه مطیع و تسلیم محض بودن نسبت به فرمانده و ایدئولوژی برای کشتن و ریختن خون زیاد تصویر قساوت و هراس آوری در ذهن بوجود نمیاره؟؟….علی یک شخصیت کاملا باورمند بود و نسبت امورات اعتقادی و ایدئولوژیک در همه ابعاد بی اغماض و سختگیر…این سختگیری و جمود در بعد عدالتورزی اجتماعی چندان غیرعادی نیست و یکی از صفات بارز مدیران لایق در طول تاریخ هست ولی در بعد جزادهی انهم به شکل مرگ و انهم به شکل دسته جمعی چندان مطلوب به نظر نمیاد… چاشنی کردن گذشت و اغماض در مجازات جمعی البته نسبت به افراد کم خطاکارتر میتوانست بهتر باشد…هرچند در قضیه بنی قریظه تصمیم گیرنده نهایی محمد بود و چندان ملامت بر دیگر افراد نیست.

    • فرض کنیم شما به عنوان قاضی واردشهری شدی و حکم قاتل اعدامه. اگر قاتل بودن یک نفر برای شما ثابت شد، باید او را اعدام کنی و اگر ده نفر قاتل بودند، هر ده نفر باید اعدام شوند حال اگر صد نفر بودند باز هم باید اعدام شوند. در قوانین جزایی چنین چیزی نیست که اگریک نفر قاتل بود، حکم اعدام باشه اما اگر ده نفر قاتل شدند (هرکدام قتل جداگانه داشته باشند) حکمشان تبدیل به حبس ابد شود و اگر صد قاتل بودند حکم تبدیل به بیست سال زندان شود و….

      بله گاهی ولی فقیه تشخیص می دهد که د رمواقعی تخفیفاتی داده شود که بحثی جداست

  8. تمامی اسیران  یهودی توسط علی گردن زده نشدند بلکه زبیر نیز در این عمل شراکت داشت. عده ای را نیز به خانه های مردم مدینه بردند و در آنجا گردن زدند. کتاب المغازی در این مورد توضیح داده است.

  9. بعضی ها منکر قتل عام جماعت بنی قریظه هستند و آنرا غبارآلود و افسانه بافی میدانند…سوال از پیروان این نظر این است که اگر جمعیت بنی قریظه علیرغم خیانت در جنگ احزاب کشته نشدند پس سرنوشتشان چه شد؟آیا تاریخ سرنوشت دیگری غیر از قتل عام ثبت کرده هست؟…..برخی دیگر دلیل دیگری عنوان میکنند که چون منابع ابتدایی یهودی به این ماجرا اشاره نکرده پس حتما قتل عامی اتفاق نیفتاده؟؟؟؟!!!!…..آنوقت سوال پیش میاید تواریخ ابتدایی یهودی به کدام ماجرای صدر اسلام که سراسر آمیخته با درگیری لفظی و گهگاه فیزیکی یهودیان با مسلمانان هست اشاره کرده است که بنی قریظه را از قلم انداخته ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

  10. از مطالب ارزنده مخصوصا این که با منبع و رفرنس بیان کردید خیلی استفاده کردم ممنون.فقط یک سوالی که خیلی منو اذیت می کنه و جوابی براش پیدا نکردم را لطفا شما که مطالعه تون در این زمینه بیشتره جواب بدید!
    اگر کلا قضیه ی بنی قریضه مشکوک و تقریبا مردوده پس سخنرانی امام خمینی در این مورد و تایید ایشان از این ماجرا چیه؟!؟

    • تشکر

      من قضیه ی بنی قریظه را رد نکردم

      لطفا سخن امام خمینی را بفرستید تا ببینم ایشان چه گفته

      البته بعید نیست امام خمینی با توجه به منابع تحقیق زمان خود مطلبی را تایید کرده باشه اما امروزه که تحقیقات بیشتر شده، مطلبی رد بشه و ایرادی نداره

      • خوب در کامنتهای بالا با توجه به شواهد و مدارک و متن قرآن و رفتار و منش پیامبر (صلی الله علیه وآله)و اسلام ، این عمل(کشتار هفتصدیهودی «اسیر» و دستور اسلام برای رفتار با اسرا و … دوستان به این نتیجه رسیده بودند(ثابت کرده بودند) که این حادثه به کل مورد تردید است و تحریفی بیش نیست. بالاخره چنین چیزی بوده یا نه؟!
        کیلیپ مربوطه الان در دسترسم نیست ولی به زودی برایتان ارسال می کنم.انشاالله

      • با سلام…

        میشه بگید از زمان امام تا حالا،چه منابع جدیدی کشف شده که امام دسترسی نداشته یا چه تحقیقاتی بر اساس چه منابعی و توسط چه کسانی انجام شده که به نتایج دیگری رسیدند؟

        در معرفی مهربانی اسلام، کاسه داغ تر از آش نباشیم بهتره.
        اسلام که مسیحیت نیست همه چی گل و بلبل…(هرچند در اصل مسیحیت هم اینگونه نیست)

        سایت بسیار عالی ای دارید.
        با امید نابودی ملی گرایی و اهتزاز پرچم حق…

  11. از ۱۹۷۶ که دکتر ولید نجیب عرفات استاد دانشگاه لانکاستر مقاله اش را در نقد قتل عام بنی قریظه در مجله انجمن سلطنتی مطالعات آسیایی لندن منتشر کرد یا حتی قبل از آن ده ها نقد جدی درباره گزارش ابن اسحاق منتشر شده. کافی است نام بزرگانی مثل آلفرد گیوم یا بلانکنشپ استاد دانشگاه تمپل یا سید برکات احمد یا سید جعفر شهیدی یا احمد صبحی منصور استاد الازهر را با بنی قریظه سرچ کنید. مدخل ” نقد سرانجام بنی قریظه ” هم در ویکی فارسی و انگلیسی و فرانسه خوش بختانه مفصل است. خلاصه : روایت مشهور اصلا بنیادی ندارد و پر از تناقض است و ظاهرا از روی قصه یهودی کشتار ماسادا کپی شده است.

  12. سلام.
    عزیزان لطفا بدون مطالعه نظر ندهند.
    میدانیم نیت دفاع از اسلام است اما راه اشتباه است.
    اسلام همانطور که دین رافت است، دین اقتدار هم هست.
    کسانی که شک دارند، رجوع کنند به صحیفه نور حضرت امام خمینی کبیر، جلد ۱۲ صفحه ۲۵۴
    متن جمله امام، این است:

    “یکی از اینها آمده بود گریه می کرد که چرا بعضی از اینها را می کشند، نه این آخری ها را، آنهائی که آقای خلخالی مثلاً می کشتند. اینها باز توجه ندارند که اسلام در عین حالی که تربیت است، یک مکتب تربیت است لکن آن روزی که فهمید قابل تربیت نیست، ۷۰۰ نفرشان را در یک جا، یهود بنی قریضه را در حضور رسول الله می کشند گردن می زنند به امر رسول الله…”

    همچنین امام موسی صدر نیز با عدد ۹۰۰ نفر، این داستان را ذکر کرده اند و آن را به حضرت علی علیه السلام نسبت داده اند.
    کتاب پرتوهایی از اندیشه امام موسی صدر، چاپ موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، متن سخنرانی امام صدر با عنوان: علی موحد بود و بس….

    امیدوارم همه ما به درک درست از اسلام برسیم و نه منکر رحمانیت آن باشیم و نه ندانسته منکر اقتدار و عدالت آن.
    اسلام را با ارزش های ذهنی مان تطبیق ندهیم، ارزش های مان را با اسلام تطبیق دهیم.

    ان شاءالله…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>