+
خانه / شخصیت ها / پیامبر اسلام(ص) / کشتار یهودیان بنی قریظه به دست مسلمانان
کشتار یهودیان بنی قریظه به دست مسلمانان

کشتار یهودیان بنی قریظه به دست مسلمانان

به قلم مدیر سایت

با حکم سعد بن معاذ، مسلمانان تمام مردان طایفه ی بنی قریظه را یکجا کشتند و زنان و فرزندان آنها را به اسارت در آوردند. آگاهی و مانع نشدن پیامبر، حکایت از تأیید حضرت دارد. در این ماجرا بین ششصد تا نهصد مرد یهودی کشته شدند. (ترجمه ی تاریخ طبری، ج ۳، ص ۱۰۸۸)

ذوق زدگی از این حادثه
برخی مخالفان ما، با شنیدن این قضیه، ذوق زده شده اند که به ضعفی از اسلام دست یافته اند و همواره آن را در کامنت ها و سایت هایشان به رخ مسلمانان می کشند.

پیمان یهودیان با مسلمانان
یهودیان بنی قریظه در قلعه ای در مدینه زندگی می کردند و با پیامبر پیمان بسته بودند که بر ضد پیامبر(ص) و یاران او قدمی بر ندارند و با دست و زبان ضرری به او نرسانند. اسلحه و مرکب در اختیار دشمنانش قرار ندهند و الا دست پیامبر در ریختن خون آنها و ضبط اموال و اسیر کردن زنان و فرزندانشان باز خواهد بود. (بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱۱۰ ـ ۱۱۱)

پیمان شکنی بنی قریظه
جنگ احزاب (خندق) جنگی بسیار خطرناک برای مسلمانان بود. هنگامی که مشرکان و یهودیان و انواع مخالفان مسلمانان، با اتحاد خود، مدینه را به محاصره در آوردند، در این چنین موقعیتی، یهودیان بنی قریظه پیمان شکنی کردند و بنا شد با محاصره کنندگان همراهی کنند. (مغازی واقدی، ج ۲، ص ۴۵۵ ـ ۴۵۶) حتی پیمان نامه ای را که به امضای رئیسشان و پیامبر رسیده بود پاره کردند. (بحار، ج ۲۹، ص ۲۲۳)
خبر پیمان شکنی به رسول خدا(ص) رسید و در این وضعیت خطرناک، او را بسیار غمگین ساخت. او سعد را بعنوان نماینده ی خود نزد بنی قریظه فرستاد تا از واقعیت خبر دهد. یهودیان بنی قریظه، پیامبر و سعد را به فحش کشیدند و به این صورت معلوم شد که خبر درست بوده است. (مغازی واقدی، ج ۲، ص ۴۵۸ ـ ۴۵۹)

نقشه ی بنی قریظه
نقشه ی ابتدایی آنان این بود که در زمان محاصره ی مدینه، آنها نیز از درون شهر، به غارت بپردازند و در شهر ایجاد وحشت کنند. حتی از قریش و غطفان دو هزار سرباز درخواست کرده بودند. پیامبر از ماجرا خبر شد و پانصد نفر را مامور کرد تا نقشه ی آنها را خنثی کنند. (سیره حلبی، ج ۲، ص ۳۱۵)

کمک بنی قریظه به دشمنان مسلمانان
یهودیان بنی قریظه بیست بار شتر خرما برای کسانی که مدینه را به محاصره در آورده بودند، فرستادند؛ هرچند سپاه اسلام بارهای شتر را توقیف و خرماها را ضبط کردند. (سیره حلبی، ج ۲، ص ۳۲۳)

مجازات بنی قریظه
به محضی که جنگ احزاب به پایان رسید، مسلمانان دژ بنی قریظه را به دلیل پیمان شکنی به محاصره در آوردند. باز هم یهودیان از روزنه های دژ، به پیامبر اسلام فحاشی می کردند. (سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۳۴ و تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۴۵ ـ ۲۴۶)
بنی قریظه پیشنهاد کردند اموالشان را به مسلمانان بدهند و مدینه را ترک کنند اما پیامبر نپذیرفت. (سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۳۷) اگر آنان را رها می کرد بعید نبود بار دیگر در فرصت مناسب، باز هم در صدد ضربه به حکومت اسلامی بر آیند. تصمیم نهایی بنی قریظه این شد که هرچه سعد بن معاذ در مورد آنان حکم کرد بپذیرند و پیامبر نیز قبول کرد.
سعد حکم داد که مردان جنگنده ی آنها کشته، اموالشان تقسیم و زنان و فرزندانشان به اسارت در آیند. (سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۲۴۰ و مغازی واقدی، ج ۲، ص ۵۱۰)
پیش از این، پیامبر بنی قینقاع را بخشیده بود و از آنان خواست تا مدینه را ترک کنند اما آنان به دشمنان پیوستند. همچنین بنی نضیر را بخشید اما آنان در عوض، جنگ احزاب را راه انداختند. تجربه ی گذشته اجازه نمی داد بنی قریظه به حال خود رها شوند.

یادآوری
یک) تعداد زیاد کشته های یهودیان دلیل بر ناحق بودن کشتنشان نیست. پیش از توجه به آمار کشته ها باید دلیل کشته شدن را بررسی کرد. اگر حقشان بوده که کشته شوند، تعداد آنها اهمیت ندارد. عراقی هایی که در رکاب صدام به ایران تجاوز کردند، حقشان بود کشته شوند هرچند تعداد کشته هایشان زیاد باشد. بله، اگر کشتنی ناحق باشد هرچه تعداد بیشتر باشد بدتر است.
دو) گاهی برای نادرست نشان دادن کشتار یهودیان، سر بریدن آنها را مطرح می کنند. سرهای آنها را با شمشیر زدند و آن زمان کشتن مجرمان به همین صورت بود. مگر کورش و داریوش چگونه مجرمان را می کشتند؟
سه) گاهی سروصدا راه می اندازند که حضرت علی(ع) در این ماجرا چندصد نفر را کشت. اگر یهودیان حقشان بوده که کشته شوند، هرکس به آن اقدام کند کار خوبی کرده و هرچه بیشتر بکشد بهتر است؛ چنانکه در عصر ما رزمنده ای که عراقی بیشتری را کشته در نظر ما ارجمندتر از کسی است که کمتر کشته. پس در درجه اول باید بررسی کرد که آیا این کشتنها به حق بوده یا ناحق.

تاریخ جنگ بنی قریظه برگرفته از:
فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، قم، بوستان کتاب، چاپ نوزدهم، ۱۳۸۳ ش، ص ۶۱۸ ـ ۶۴۳ (بخش مربوط به حوادث سال پنجم هجرت)

اسفند ۱۳۹۲

۳۵ نظر

  1. سلام من خیلی به عزیزان کلیمی وکتاب مقدسشان احترام میگذارم بهتر است ببینیم احکام جنگ در تورات کتاب تثنیه باب ۲۰ چگونه است
    متن ترجمه از سایت عزیزان انجمن کلیمیان تهران :
    هرگاه علیه دشمنت به جنگ رفتی، اسب و ارابه و جمعیت زیادتر از خود دیدی از آن‌ها ترسی نداشته باش، زیرا خداوند خالقت که تو را از سرزمین مصر بیرون آورد با توست.

    ۲. موقع نزدیک شدن شما به جنگ، چنین مقرر است که کُوهِن (کاهن) پیش آمده با جمعیت صحبت کند.

    ۳. به آن‌ها بگوید: ای ییسرائل (اسرائیل) گوش بده: «شما امروز به جنگ علیه دشمنانتان نزدیک می‌گردید. رقت قلب پیدا نکنید، ترس نداشته باشید، مضطرب نشوید و از آن‌ها نهراسید.

    ۴. زیرا خداوند، خالق شماست که برای نجات شما با شما می‌رود تا برای شما علیه دشمنانتان جنگ کند.»

    ۵. مامورین اجرا با قوم چنین صحبت کنند. آن شخصی‌که خانه‌ی نو بنا کرده و جشن افتتاح آن را نگرفته است کیست، برود به خانه‌ی خود برگردد. مبادا در جنگ بمیرد و شخص دیگری آن (خانه) را افتتاح نماید.

    ۶. و آن شخصی که تاکستانی بنیاد نهاده و (محصول) آن را حلال[۱] نکرده است کیست برود و به‌خانه‌اش بازگردد مبادا در جنگ بمیرد و شخص دیگری (محصول) آن را حلال کند.

    ۷. و کیست شخصی که زنی را نامزد کرده و با او ازدواج ننموده است. برود و به خانه‌اش بازگردد مبادا در جنگ بمیرد و شخص دیگری با (نامزد) او ازدواج کند.

    ۸. آن صاحب‌منصبان به سخن گفتن با آن جمعیت ادامه داده بگویند: کیست شخصی که ترس و رقت قلب دارد برود و به خانه‌اش بازگردد تا دل برادرانش را مثل دل خودش به رقت درنیاورد.

    ۹. همین‌که آن صاحب‌منصبان سخن گفتن با آن جمعیت را به پایان رسانند چنین مقرر است که سران لشکرها را در رأس آن جمعیت بگمارند.

    ۱۰. هرگاه برای جنگ کردن علیه شهری به آن نزدیک شوی به آن پیشنهاد صلح بده.

    ۱۱. اگر به تو پاسخ صلح‌آمیز بدهد و (دروازه‌هایش را) به روی تو بگشاید پس چنین مقرر است که تمام جمعیتی که در آن یافته می‌شود باج‌گذار تو شده و تو را خدمت نمایند.

    ۱۲. و اگر با تو صلح ننماید و با تو جنگ کند آن را محاصره کن.

    ۱۳. خداوند خالقت آن را به دست تو تسلیم خواهد کرد. پس تمام (افراد) ذکورش را به ضرب شمشیر بکش.

    ۱۴. فقط زنان و اطفال و چارپا و آن‌چه در آن شهر باشد –تمام غنیمت آن را برای خود غارت کن و از غنیمت دشمنانت که خداوند خالقت به تو بخشید استفاده کن.

    ۱۵. با تمام شهرهای بسیار دورتر از خودت که از شهرهای این قوم‌ها نیستند، همین‌گونه عمل نما.

    ۱۶. اما در شهرهای این قوم‌هایی که خداوند خالقت به تو به ملکیت می‌دهد ذیحیاتی را زنده نگذار.

    ۱۷. بلکه همان‌طوری‌که خداوند خالقت به تو فرمان داد حیتی، اِمُوری، کِنَعَنی (کنعانی)، پریزی، حیوی و یِووسی را حتماً قتل عام کن.

    ۱۸. تا این‌که همان کارهای زشتی را که برای معبودانشان می‌کردند به شما یاد ندهند که انجام دهید و نسبت به خداوند خالقتان خطاکار شوید.

    ۱۹. هرگاه مدت زیادی شهری را محاصره کنی و برای تصرف آن با آن جنگ نمایی، درختش را با تبر زدن بر آن قطع نکن، چون از آن می‌خوری آن را نابود نکن. مگر درخت صحرا انسان است که در مقابل تو به محاصره درآمده باشد؟

    فقط درختی را که بدانی میوه‌اش خوردنی نیست تباه نموده آن را قطع کن و علیه آن شهری که با تو جنگ می‌کند سنگر بساز تا سقوط کند.

    [۱] حلال کردن میوه‌ی درخت با اجرای مفاhttp://www.iranjewish.com/Torah/Devarim_F20.htmد آیه‌های ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ از فصل ۱۹ کتاب وَییقْرا (لاویان) عملی می‌شود.

    • به دلیل طولانی بودن، حوصله نکردم بخونم. با این متن چه چیزی رو خواستید ثابت کنید؟ تورات تحریف شده است و معلوم نیست تورات موجود در صدر اسلام دقیقا همان توارتی باشه که اکنون موجوده و متنش را اوردید

      • سلام اقای فاطمی اولا عزیزان کلیمی تحریف شدن تورات را قبول ندارند
        میخواستم بررسی کنم احکام جنگی که عزیزان کلیمی به ان باور دارند چگونه است
        هدفم این بود

  2. سلام اقای فاطمی خوب است سند تاریخی این موضوعی را که میگویم بیاورید : در منابع اسلامی میگوید یهود بنی قریظه به مشرکین مکه گفته بودند دین شما (مشرکین مکه ) از دین اسلام به حق نزدیک تر است
    اگر این موضوع را گفته باشند بت پرستی را دین الهی دانسته وطبق تعریف یهودیت کفر ورزیدند وببینیم مجازات کفر در کتاب لاویان در تورات باب ۲۴ آیات ۱۰ تا ۱۴ چگونه است: ترجمه انجمن کلیمیان تهران:

    ۱۰. پسر زنی یهودی که پسر مردی مصری بود از میان فرزندان ییسرائل (اسرائیل) بیرون آمد. پسر آن زن یهودی و مردی یهودی در اردوگاه نزاع کردند.

    ۱۱. پسر آن زن یهودی، آن نام (یعنی نام خداوند) را بر زبان جاری ساخته ناسزا گفت. وی را که نام مادرش شِلُومیت دختر دیوری از سبط دان بود، نزد مُشه (موسی) آوردند.

    ۱۲. وی را در بازداشتگاه گذاردند تا (نوع مجازات) طبق امر خداوند برای آن‏ها روشن گردد.

    ۱۳. خداوند به مُشه (موسی) چنین سخن گفت:

    ۱۴. کسی را که ناسزا گفته است به خارج از اردوگاه ببر و تمام کسانی که شنیده‌اند دستشان را روی سر وی بگذارند. سپس تمام جماعت وی را سنگ‏باران کنند.
    http://www.iranjewish.com/Torah/Vaeeghra_F24.htm

  3. از اونجایی که بقیه مورخین از ابن اسحاق کپی کردن .آشنایی با روایت کننده در دروغ بودن شاخ و برگ های مسخره داستان کفایت میکنه مالک ابن انس شاگرد امام صادق ع و به قول اهل سنت حجه الامه و امام اهل سنت چهره واقعی راوی اصلی رو به همه نشون میده . قال مالک انظرو هذا دجال الدجاجله(ابن اسحاق ) مسائل احمدبن محمدبن حنبل ص ۴٧٨. فقال مالک ابن اسحاق انما هو دجال من الدجاجله نحن اخرجنا من المدینه .کنی و الالقاب ج ١ ص ١٩٣ ابن اسحاق راوی داستان بنی قریظه دروغگو و دجال بود. از مالک بن انس و هشام بن عروه که از حفاظ الحدیث بوده که نزد اهل سنت بسیار بسیار قابل اعتماد و معتبر هستن چه کسی رو میشه پیدا کرد ؟؟که همعصر ابن اسحاق دجال کذاب بودن و از مدینه بخاطر دروغگویی بیرونش کردن ؟؟

  4. سلام البته من با کشتن افراد به خاطر عقایدشان موافق نیستم وحکم کفرگویی را قبول ندارم
    اما میخواهیم ببینیم حکم اعدام یهود بنی قریظه با احکامی که عزیزان کلیمی به ان باور دارند تطابق دارد یا نه؟

  5. یعنی میخواین بگین بخاطر اینکه کفر گفتن پیامبر اونارو مجازات نکرده ؟!؟!ههههه چه خنده دار خیلی بامزه بود. یکم تاریخ را بخونین میبینین.
    اونا که نگفته اند که ما هم بت پرست میشویم و……..تازه همانها دربعد باپیامبر جنگیدند و به درک واصل شدند. حتی قبل از مجازاتشون. درضمن این حرف اونا در قران امده و حکمش مشخص شده ….. اونجاهم خودشان گفته اند که مطابق تورات مارا مجازات کنید ونه غیراز این … یهودیان درحالا هم مستشرقینشان میگویند این حرف یهودیان انجا تاابد لکه ننگی برای ما است …….
    اگرهم یهودیان بگویند کتابشان تحریف نشده بازهم چیزی راحل نمیکنه …مثل مجوس که میگن گاتها تحریف نشده ولی هیچ دلیلی ندارن….
    پیامبر عزیز اسلام انهارا مطابق تورات خودشان و البته به پیشنهاد خودشان مجازات کرده اند …همین حکم هم در تورات الان هست برید ببینید…. اگر ادرس حکم را مدیریت بزارند میتونید راحت برید وببینید….. این تورات برادران عزیز و محبتان کلیمیان گرامی و محترم ……..

  6. «هنگامی که به قصد نبرد آهنگ شهری نمودی، نخست آنها را به صلح دعوت نما، و اگر آنها از در جنگ وارد شدند، شهر را محاصره کن و همینکه بر شهر مسلط گشتی همه مردان را از دم تیغ بگذران ولی زنها و کودکان و حیوانات و هر چه در شهر موجود است، همه را برای خود به عنوان غنیمت بردار»

    تورات، سفر تثنیه، فصل .۲۰

    من نمیدونم جناب عبدالحق که هستند که اینقدر باعتماد سخن میگن ولی اگه شمامیگین کتب کلیمیان تحریف نشده و اوستا و انجیل هم تحریف نشده … آیا اینراهم قبول دارین که همین الان قرن بیست و یکم در کتاب تورات و انجیل چه تحریف شده چه نشده اش در نسخه ی سامی انها هزاران بار نام پیامبر شریف اسلام صراحتا و یا عیر مستقیم گفته شده وهمینطور در اوستای مجوس از پیامبر اسلام یاد شده؟!؟!

    • سلام اقای سروش متاستفانه شما نظرات من را با دقت نمیخوانید
      وفقط بدون اینکه متوجه نظر من بشوید انتقاد میکنید

    • سلام جناب اقای سروش بحث بر سر این است که : اگر روایاتی که خبر از اعدام یهود بنی قریظه میدهد صحیح باشد این مجازات مطابق با احکام یهودیت بوده که بنی قریظه به ان باور داشتند؟
      جواب من این است انکه در از تورات بر می اید اگر یهودی کفر بگوید باید اعدام شود ان روایاتی که خبر میدهد که یهود بنی قریظه اعدام شده اند میگوید یهود بنی قریظه به مشرکین مکه گفته اند که دین شما از دین محمد بهتر است وبدین ترتیب یهود بنی قریظه به نوعی بت پرستی مشرکین مکه را تایید کردند وطبق احکام یهودیت حکم این موضوع اعدام است
      ادامه دارد

  7. وبعد اقای جناب سروش عزیز من گفتم من با اعدام انسان به مجازات ارتداد وکفر گویی موافق نیستم
    وبه نظر شخصی من هم اسلام هم موافق کشتن افراد به جرم کفرگویی وارتداد نیست البته این بحث دیگری است که من نمیخواهم به ان وارد شوم
    اما گفتم بر فرض صحت روایات اعدام بنی قریظه اعدام انها انگونه که از تورات کنونی بر می آید مطابق با احکام یهودیت بوده است

  8. معذرت میخوام به علت کمبود وقت ، خلاصه نویسی می کنم.
    ۱- سعد بن معاذ بر طبق تورات ، حکم داد نه بر اساس قوانین اسلام.
    ۲- خودِ یهود بنی قریظه از پیامبر درخواست کردند که سعد بن معاذ را داور قرار دهد.
    ۳- قبل از صدور حکم از آنها خواسته شد که توبه کنند و برخی توبه کردند و نجات یافتند و آنهایی که توبه نکردند ، حکم اعدام آنها صادر شد.
    ۴ – قطع گردن از سایر روشها بهتر است چون شخص تقریباً دردی احساس نمی کند اما در روشهایی مانند طناب دار ، شخص ، با درد و ترس و آهسته آهسته میمیرد.
    ۵ – داستان بنی قریظه را بسیار خلاصه نوشتید که ممکن است خیلی ها را راضی نکند. متأسفانه وقت ندارم که همه داستان را بنویسم. انشاء الله شما سعی کنید که همه این ماجرا را بنویسید تا شبهه به طور کامل برطرف شود.

  9. اگه نگاهی به انفال۱۰ تا۱۳بکنین….ومحمد ۴ بکنید…..می فهمین این.کار مورد تایید اسلامه

  10. نه ولی داری توجیه می کنی میگی چون پیمان شکستن و…..من می گم اسلام اجازه داده بدون این چیزام سر کافر یا حتی اهل کتابو جدا کنی وانگشتاشو ببری ……به بقره ۲۹و۱۳۲هم مراجعه کنید بد نیست

  11. طالب علم ببین چی نوشته …..میگه گردن زدن بهتره دردش کمتره آخه چی بگم ……وقتی کسی تسلیم شده وحکم انتخاب می کنه ینی دنبال ی راهی برای صلحه دیگه وگرنه خب می جنگیدن تا کشته شن ……حداقل اسیرشون می کردن…….تجربه گذشته اجازه نمی داد ؟؟؟؟؟مگه شما معتقد نیستی پیامبر معصومه ؟؟؟؟؟؟؟؟پس چرا اشتباه کرده؟؟؟؟؟

    • با این حساب هیچ خلافکاری نباید تنبیه بشه!

      گفتم: پیش از این، پیامبر بنی قینقاع را بخشیده بود و از آنان خواست تا مدینه را ترک کنند اما آنان به دشمنان پیوستند. همچنین بنی نضیر را بخشید اما آنان در عوض، جنگ احزاب را راه انداختند. تجربه ی گذشته اجازه نمی داد بنی قریظه به حال خود رها شوند.

  12. من از قران دلیل اوردم براتون محمد۴ببینید بعد بگین ……….

    • آیه چنینه:

      فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا 
      چون با کافران روبرو شدید ، گردنشان را بزنید . و چون آنها را سخت فرو کوفتید ، اسیرشان کنید و سخت ببندید . آن گاه یا به منت آزاد کنید یا به فدیه . تا آن گاه که جنگ به پایان آید

      عبارت «حتی تضع الحرب اوزارها» نشان میده که قضیه در مورد جنگه

  13. جنگ در اسلام دو نوعه جهاد ابتدایی ودفاعی ………خودتون می دونین که در جهاد ابتدایی میشه به مردم دیگر کشور ها وپیروان دیگر ادیان حمله کرد وگردنشونو زد ….مثل داعش که گردن ایزدی ها رو زد وزناشون مصادره کرد ………اگه این روش مورد تایید اسلامه مک دیگه حرفی ندارم

  14. بقره ۱۹۱ را هم ببینید بکشید کافران را هر کجا که یافتید

    • آیه ۱۹۱ توضیح آیه ی قبل و در مورد جنگ است. آیات ۱۹۰  و ۱۹۱ چنین است:

      وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّه الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّه لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ ‹ ۱۹۰ › وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ
      ترجمه :
      ۱۹۰ – و در راه خدا ، با کسانى که با شما مىجنگند ، نبرد کنید ! و از حد تجاوز نکنید ، که خدا تعدى کنندگان را دوست نمىدارد ! ۱۹۱ – و آنها را هر کجا یافتید ، به قتل برسانید

  15. خب این دوتا آیه همدیگرو نقض نمی کنن آیا

    • نخیر. نقض یعنی یکجا بگه اینکارو نکن و بعد بگه همان کار را بکن

      • خب یک جا می گه بکشید هرجا که دیدین یه جام میگه فقط تو جنگ بکشید …….درضمن دادن فدیه هم در قران امده که مثالی بزای تبعیض مذهبیه .وعدم آزادی عقیده در اسلام ……….

        • در علم اصول بحثی است با عنوان «مطلق و مقید» که نشون می ده اینجا تناقض گویی نیست و حوصله ندارم وارد این بحث بشم. می تونید باجستجو در گوگل بحثو دنبال کنید

        • یکجا میگه بکشید یکجا میگه هر کافری هس بکشید؟ خب شما هر آیه رو جدا جدا معنی میکنید وگرنه هر آدم عاقلی با خوندن این دو آیه باهم میفهمه منظور از کافران در آیه دوم همون نوع از کافران در آیه اول است … یعنی گروهی از کافران که دست به جنگ بر علیه مسلمین زدن…

  16. وبنگرید توبه ۱۲۳کافرانی را که نزد شمایند یا نزدیک شمایند بکشید وباید در شما خشونتی ببینندو……………برای این چ توجیهی دارید؟؟؟؟؟؟؟ …….کافران نزدیک شما ؟؟؟؟؟؟لابد اینم برای جنگه آخه برادرمن اینکه تو جنگ باید زدو کشتو که بچه ۴ساله ام می دونه دیگه وحی و….. نمی خواد ……..ینی مسلمونا نمی دونستن تو جنگ بایدطرف مقابلو بکشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • آیه این نکته را میخواد بگه که برای از پا در آوردن دشمن، باید دشمن نزدیک تر را ترجیح داد همان دستوری که امام خمینی در جنگ با عراق داد که اول باید با عراق بجنگیم و بعد سراغ قدس برویم. این جمله ی امام خمینی مشهوره: راه قدس از کربلا می گذرد.

      بنابراین چنین تذکری مفیده.

      پیامبر(ص) هیچگاه خلاف قرآن عمل نمی کنه. این سوال را از شما می پرسم که اگر قرآن گفته: کافران را از دم تا دم بکشید، پس یهودیان در مدینه چه می کردند؟ اگر بنا باشه کشته شوند پس جزیه چه معنایی پیدا میکنه؟

      معلوم میشه که آیه در مقام جنگه نه اینکه هر کافری را دیدید بکشید.

  17. پیمان شکنی بنی قریظه هیچ دلیل موجهی برای قتل عام یک قبیله و غارت اموال و زنانشان نیست چراکه فقط سران قبیله تصمیم گیرنده بودند و نه همه مردم .
    آیا این اخلاقی و درست است که اگر مثلأ دولت ایران پیمان هسته ای را نقض کرد، تمام مردم ایران را هم مقصر و قابل مجازات بدانند ؟

    • قبیله بنی قریظه را با یک کشور مقایسه نکنید بلکه باید آنها را با گروهک های ضد انقلاب مقایسه کرد. هیچ حکومتی با گروهکهای سیاسی مخالف نظام که نقشه ی براندازی دارند مدارا نمی کنه و نفس عضویت در این گروه ها جرمه

      پیمان شکنی، تنها تصمیمی از سوی سران قبیله نبود بلکه بوسیله ی اعضای این قبیله نیز اقداماتی شد

      توجه داشته باشیم که در چه شرایطی پیمان شکنی کردند در زمانی که مدینه در محاصره ی دشمن بود و در شرایط بسیارسختی بود

      آن عده از مردمی که پیمان شکنی را قبول نداشتند می توانستند از قبیله جدا شوند اما نشدند

  18. https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B9%D8%B1%D8%A8

    قبایل عربستان

    جناب فاطمی توجه کنید اون زمان کشوری به نام عربستان بی معنا بود و قبیله قبیله بودند این سایت رو باز کنید و کامل بخوانید

    من با نظر آرام بانو کاملا موافقم

    در ضمن شما از کتاب طبری هم مدرک آوردید مگر شما نبودید که گفتید معتبر نیست؟؟!!!

    • اگر گفتم عربستان منظورم همان سرزمینه. بحث بر سر الفاظ نیست

      نگفتم همه ی خبرهای طبری قابل قبول نیست بلکه خبرهای نادرست هم درش یافت میشه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلا