+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام علی(ع) / مقایسه ی امام علی(ع) با پادشاهان(۱)
مقایسه ی امام علی(ع) با پادشاهان(۱)

مقایسه ی امام علی(ع) با پادشاهان(۱)

به قلم مدیر سایت
گستره ی حکومت امام علی(ع) از افغانستان تا آن سوی مصر تا طرابلس کشیده شده بود. بنابراین ظاهرا محدوده ی حکومت او بیش از همه ی پادشاهان ایران بوده است. مناسب دانستیم گوشه ای از رفتارهای آن امام همام را بیاوریم و او را مقایسه کنیم با پادشاهان متکبر ایران بویژه در ایران باستان:
آن حضرت در زمان زمامداری اش، زنی را دید که مشک آبی بر دوش دارد. مشک را از او گرفت و تا خانه اش بُرد.
زن گفت: علی بن ابی طالب، شوهرم را به یکی از مناطق مرزی فرستاد. او کشته شد و کودکانی یتیم برایم به جای گذاشت. ناچار به کلفتی مردم شده ام.
علی(ع) بازگشت و آن شب را تا صبح، مضطرب بود.
صبح زنبیلی غذا به دوش گرفت. برخی گفتند: بگذار به جای تو بر دوش کشیم. نپذیرفت. به درِ خانه ی همان زن آمد و در را کوبید. زن گفت: کیستی؟
فرمود: «بنده ای که دیروز، مشک آبت را به دوش کشید. در را باز کن. غذایی برای کودکان، همراه من است».
زن گفت: خدا از تو خشنود باشد و میان من و علی بن ابی طالب، داوری کند!
سپس داخل خانه شد و فرمود: «دوست می دارم ثوابی به دست آورم. تو خمیر می کنی و نان می پزی یا کودکان را سرگرم می کنی تا من نان بپزم؟»
زن پخت نان را پذیرفت. علی(ع) گوشت را پخت و از خرما و گوشت و دیگر خوراکی ها، لقمه به دهان کودکان می گذاشت، و هرگاه کودکان، لقمه ای می خوردند، به آنها می گفت: «فرزندم! علی بن ابی طالب را حلال کن به خاطر آنچه بر تو گذشته است».
وقتی زن، آرد را خمیر کرد، گفت: ای بنده ی خدا! تنور را روشن کن. علی(ع)، شتابان، برای روشن کردنش حرکت کرد.
زنی دیگر که علی(ع) را می شناخت، وارد شد و گفت: وای بر تو ای زن! این، امیر مؤمنان است.
راوی گوید: زن، با شتاب می گفت: شرمنده ات هستم، ای امیر مؤمنان!
امام(ع) فرمود: «من شرمنده ی تو هستم که درباره ات کوتاهی کرده ام.»
منبع: مناقب، ابن شهر آشوب: ج ۲ ص ۱۱۵، بحار الأنوار: ج ۴۱ ص ۵۲ با تلخیص

گستره حکومت امام علی(ع)

۷ نظر

  1. نظیر این داستانها که به شاهان دیگر نسبت دادن زیاد هست
    اشکال این روایت منابع ان هست ، ابن شهر اشوب در قرن ششم هجری از امام علی که در سال چهلم هجری درگذشت چه اطلاعی داشت ؟
    مگه میشه الان حرفی یا خاطره را به شاه عباس نسبت داد ؟
    بگذریم من از طبری و ابن هشام که شدیدا معتبر و قدیمی ترین هستند روایتی نقل شده دادم که امام علی امیدی به خلافت نداشت ، شما منبع قبول نداشتید ، حالا قصه افسانه وار با یک منبع فاقد ذره ای ارزش تاریخی میارید و انتظار دارید مخاطب بپذیره … مجلسی چاپلوس دربار صفوی بود که دکتر شریعتی هم اونو قبول نداره !
    شما چشم روی حقیقت ها بستید و به داستانهای بی پایه و شیرین باب میلتان دل بستید ، علی ابن ابی طالب کجا و علی که شیعه چند سال بعد ساخت کجا …

    • این سخن شما درسته که مناقب ابن شهر آشوب از اعتبار چندان بالایی حتی در حد تاریخ طبری نیست (غیر از مطالب ضد شیعی طبری) در عین حال اگر ابن شهر آشوب مطلبی تاریخی را نقل کند که پیش از آن در کتاب های دیگر نیامده، برخی صاحب نظران می پذیرند و برخی چندان اعتنا نمی کنند. شما می توانید اعتماد به نقل آن نکنید و ایرادی به شما نیست.

  2. چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است
    خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟
    خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود
    صید را زنده گرفتن هنر صیاد است!

  3. البته نیازی نبوده است! که ابن شهر آشوب برای دانستن مناقب و نیکی های امیرالمومنین علی ع شش قرن زودتر به دنیا می آمد! و برای دانستن فضایل و نیکی های امیرالمومنین علی ع نیازی هم به شیعه بودن نبود! شهرت و آوازه اعمال نیک شاه مردان و شیر یزدان بدان حدی بود که یاقوت حموی جغرافیدان از قومی کوه نشین!در کرمان میگوید که معبد و پرستشگاهی نداشتند.و نه در پیش و نه در پس از اسلام دین و آئینی که بدان پایبند باشند و به دیگران بیاموزند هم نداشته‏اند ولى با وجود این باز از میان همه مردم على بن ابى طالب ع را بزرگ میداشتند آن هم نه از نظر عقیده دینى ! بلکه به سبب آنچه با فطرت ایشان عجین شده که مقام وى را بزرگ بشمارند و چون وصف او و نام او را میشنیدند چهره‏شان شکفته میشد!(ن.ک معجم البلدان٬ج‏۴، ص: ۳۸۱ چاپ: بیروت‏ ناشر: دار صادر ۱۹۹۵ م)

    ابن بطوطه جهانگرد میگوید وارد کلیسایی شدم و عکسی از مردی عرب را آویخته بر دیوار آنجا دیدم از راهب مسیحی پرسیدم این عکس کیست؟گفت: عکس علی پیغمبر است!(ر.ک رحله ابن بطوطه/ترجمه دکتر محمد على موحّد، ج‏۱، ص: ۳۸۹ ٬ناشر: آگه ٬ چاپ تهران ۱۳۷۶)

    بقول فردوسی :دراز است دست فلک بر بدی/همه نیکویی کن اگر بخردی/اگر دادگر باشی و پاک دین/ز هر کس نیابی جز از آفرین!

    البته از تربیت شده پیامبر اسلام ص همین رفتارهای زیبا و نیک مورد انتظار است!علی ع را آنقدر فضیلت و کرامت بود که حتی دشمنانش بدان معترف بودند!در کتاب هایی که این حضرات از آن یاد میکنند نیز بسی از نیکی ها و راد مردی های علی ع گفتار و سخن آمده است!

  4. امام اهل سنت احمد حنبل(زاده ۱۶۴ ه.ق) با اسناد خود نقل میکند:على علیه السّلام در بازارها راه میرفت. در مسیر خود، هرگاه میدید که کفشى از پاى کسى درآمده، از زمین برمیداشت و به او میداد و اگر کسى راهى یا چیزى را گم کرده بود، او را به درستى و آنچنان که لازم بود راهنمائى میکرد و اگر باربرى در بردن بار ناراحت بود، به او کمک مى‏کرد! و در ضمن انجام این سلسله از امور این آیه را تلاوت ‏میکرد: تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ (سوره قصص، آیه ۸۳)؛ (آرى،) این سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که اراده برترى جویى در روى زمین ندارند و از فساد دورى مى‏کنند؛ و عاقبت نیک براى اهل تقواست…(ن.ک فضائل الصحابه لاحمد بن حنبل/۱۰۲۸)

    تا به کی افسانه از دارا و اسکندر کنی؟
    قصه یابد از امیرالمؤمنین حیدر کنی
    گر حدیث راست می خواهی و گفتار درست
    مدح باید از شه دین حیدر صفدر کنی

    پادشاهان خاک پای پیامبر ص و علی ع و اهل بیت ع هم نیستند!عزیزان باستانگرا خود را بخواب نزنید!

  5. این قصه هارو زمانی که بچه بودم مادربزرگم در گوشم میگفت که خوابم ببره.
    امام علی با ابوبکر بغدادی تفاوت چندانی نداشت ، کاری به غیر از سربریدن و همخوابی با کنیزان بلد نبود………

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئو