+
خانه / اعتبار دین زرتشتی / اوستا / گات ها / محتوای گات ها مهم است یا نویسنده ی آن؟
محتوای گات ها مهم است یا نویسنده ی آن؟

محتوای گات ها مهم است یا نویسنده ی آن؟

به قلم مدیر سایت
وقتی اعتبار گاتها را زیر سؤال می بریم، جواب می دهند: محتوا مهم است؛ نویسنده ی آن هرکه می خواهد باشد.

پاسخ:
بشر امروز از همه نظر نسبت به انسان های گذشته پیشرفته تر شده است. اگر محتوا مهم است، چرا دنبال کتابی برویم که چند هزار سال پیش نوشته شده؟! چرا از کتابی پیروی کنیم که نه تنها چند هزار سال پیش نوشته شده بلکه محتوای آن به درستی معلوم نیست؟!
«زرتشتی» یعنی کسی که از زرتشت پیروی می کند. اگر معلوم نشود گات ها برای زرتشت است، راهی برای زرتشتی بودن باقی نمی ماند؛ چون خود زرتشتیان معتقدند که تنها کتاب باقی مانده از زرتشت، گات ها است.
در صورتی دنبال کردن مطالب آن اهمیت می یابد که بدانیم آن کتاب، الهی است و نیز خود خداوند دستورهای آن را نسخ نکرده باشد. ما مسلمانان که به دنبال قرآن و احادیثی هستیم که به بیش از هزار سال پیش باز می گردند، برای این است که ریشه ی الهی دارند. اگر قرآن و احادیث، جنبه ی الهی نداشتند ما امروزه از آنها پیروی نمی کردیم؛ چنان که به سخنان اصحاب پیامبر اسلام(ص) و اصحاب امامان(ع) به عنوان دستورهای دینی، اعتنا نمی کنیم.

آبان ۱۳۹۲

۲۹ نظر

  1. به ما نسل اندر نسل از بچگی، اسلام و پیامبر و کتابش را مقدس و الهی تلقین کرده اند.
    تنها و تنها سند آنهم کتابی است به اسم قرآن . حال اگر این کتاب توانست پیامبری شخصی را بنام محمد و الهی بودن آیاتش را ثابت کند که هیچ، وگرنه تمام اسطوره های آن اعم از خلفای راشدین و اهل بیت و فرقه های جورواجور و کتابهای قطور چند جلدی تمامأ هیچ ارزش معنوی پیدا نمیکنند.
    متاسفانه قرآن نه تنها الهی بودنش را نمیتواند ثابت کند بلکه مشخص است که بدست انسان یا انسانهایی کاملا در سطح شعور وعلم زمان خود نوشته شده.
    کتابیست با محتوای کم و سطحی و پر تناقض و بشدت تحت تاثیر فرهنگ و سنتها و زبان عربی است با پیامهای تکراری که صدها بار تکرار شده اند مثل ترس از قیامت وجهنم و داستان موسی و جویبارهای بهشتی ………
    بخش عمده دیگر قرآن هم در پاسخ به حوادث روزمره و جنگهای مکه و مدینه است و بعضی دیگر در توضیح زندگی خصوصی محمد و زنان اوست وآیات بسیاری در باره زمین و آسمان ۷طبقه و ستارگان که برگرفته از تئوریهای یونانی و مصرباستان و سومریها و منطقه بین النهرین بوده. همچنین آیات مبهم و بی سر و ته و ادعاهای تاریخی بدون سندو نام و تاریخ و سرزمین که بیشتر به یک کتاب خاطرات شبیه است تا یک کتاب الهی

    • قرآن معجزه است. بنگرید:

      http://www.raherasti.ir/1661

      کلی گویی کردن مثل اینکه در قرآن پر از تناقض است، حرف علمی نیست. سخن علمی اینه که دو آیه رو نشون بدی و بگی بینشون تناقضیه و نمی شه میان اونها جمع کرد و الا منم می تونم چشامو ببندم و بگم فلان کتاب و فلان شخص نادرسته و…

      در یک پیام یک موضوع بنویسید تا بشه در موردش سخن گفت

  2. ببینید من ی مثال می زنم توی یکی از ایات قران می گه زمین واسمان پیوسته ما آنها را شکافتیم …….حالا ی عده می گن این اشاره به نظریه مهبانگ داره …….واز معجزات قرانه حالا من می پرسم آخه در زمان مهبانگ اصلا زمینی وجود داشته که با آسمون یکی باشه……..زمین خیلی خیلی بعد تر به وجود امده …….یا تو ی آیه دیگه آفرینش زمینو بعد آسمون بیان می کنه بنگرید فضلت ۹تا۱۲…….یا تو همین آیه ها وقتی روزای رو که برای آفرینش زمین می شماره به جای ۶به۸می رسیم و………

  3. اگر کتابی واقعأ الهی باشه باید صد در صد تمام آیاتش درست و اخلاقی و منطقی باشه:
    تنها معجزه قرآن همینه که به اسم چنین کتابی در طول تاریخ ، میلیونها نفر کشته بشن
    و میلیونها زن به غنیمت گرفته بشن و هنوز هم با قرائت خونده بشه.
    نه فقط مسلمانان بر علیه غیر مسلمانان بلکه مسلمانان بر علیه خود
    اگر این کتاب گفتار خداوند بود، نباید اجازه میداد حتی خون یک نفر بیگناه تحت اسم و کلماش ریخته بشه چون اعتبار خود و کتابش را از دست میدهد.
    همانند یک پزشک حاذق و مشهور که ناگهان اشتباهأ بیمارش بمیرد .
    آیا همچنان شهرت و اعتبار این پزشک باقی میماند ؟

    • راجع به برده داری در بخش احکام مفصل سخن گفتیم تکرار نمی کنم

      کشتن نه تنها همیشه بد نیست بلکه خیلی وقتها خوب و لازمه.وقتی که عراقیها به ایران حمله کردند و خواستند خاک ایران را بگیرند، آیا کشتن انها کار بدی بود؟
      بلکه باید دید چه کشتنی بد و چه کشتنی خوبه. در قرآن آمده که هرکس جان یک انسان را از مرگ نجات بده گویا تمام مردم را از مرگ نجات داده. همین قرآن چرا باید جای دیگر به کشتن تشویق کنه. جا بجا کنعبد جابجا کنستعین

  4. پس حتمأ کشتن ۷۰۰۰ زندانی سیاسی در سال ۶۷ بدستور خمینی بدون محاکمه خیلی بجا بود ؟
    یکی از تناقضات قرآن همین است که مسلمانان آیات را بخصوص مکی را گلچین میکنند و بوق و کرنا سر میدهند ولی همین گزینشی کردن آن نشانه بشری بودن آنست وگرنه هیتلر و استالین و ناپلئون هم سخنان خوب و حکیمانه زیاد زده اند.

    هیچ پیامبرى را سزاوار نیست که اسیرانى بگیرد مگر اینکه در زمین
    خونریزی بسیار کند شما متاع دنیا را مى خواهید و خدا آخرت را مى خواهد انفال ۶۷
    کسانی را از اهل کتاب که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آورند و چیزهایی را که خدا و پیامبرش حرام کرده است بر خود حرام نمیکنند و دین حق را نمیپذیرند بکشید، یا آنکه به دست خود در ذلت جزیه بدهند. توبه آیه ۲۹

    • من از یک قاضی که بمن اعتماد داشت در مورد آمار اعدامی های آن زمان که اشاره کردید، سوال کردم. او خبر نداشت و اظهار داشت که کسی نمی دونه. اما شما از کجا این آمارو بدست آوری نمی دونم!

      جای تعجبه چجور میشه که اگر کسی بخشی از قرآنو نقل کرد یعنی قرآن بشریه؟!

      اگر آیه ی دوم میخواد بگه که اهل کتاب را از دم باید کشت، پس چگونه است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، اهل کتاب آزادانه می تونن در سرزمین اسلامی زندگی کنند؟ چگونه است که یهودیان در زمان حکومت پیامبر(ص) در مدینه زندگی می کردند؟

  5. استاد گرامی نص قران رو نمیشه تحریف کرد وقتی که قرنها به شهادت هزاران سند به همین نص عمل میشده و میلیونها غیر مسلمان در کشورهای اسلامی با زور و حقارت مجبور به پرداخت جزیه بوده اند .
    شما با تکیه بر تعصب خودتون اگر صدها سایت راه بیندازین و هزاران کتاب بنویسید با استدلالی شبیه به اینکه
    چون امروز در ایران غیر مسلمانها جزیه نمی پردازند پس نص قران چیز دیگری بوده و منظورش چیز دیگر راه به جایی نمی برید . وقتی تعصب میانه دار باشد حکایت استدلال حکایت گربه مرتضی علی است که همیشه به یک صورت به زمین می رسد .

    اما اگر واقعا قصد دریافت حقیقت و روشنگری دارید لطفا لااقل در این زمینه تحصیل کنید . تا لا اقل بتوانید حداقل مقدمه یکی از کتابهای کلنز را درک کنید تا مفهوم سخنانش برای شما روشن شود . نه اینکه به مانند روش سیاسیون در میان صدها و هزاران جمله یه نفر با تقطیع چپ و راست بخواهیم بر دیگران همان چیزی که تعصب ما حکم می کند القا کنیم . همانگونه مثل منی شایسته نیست در درایه و رجال نظر بدهد مثل شمایی هم شلیستگی اظهار نظر در فرهنگ و زبان باستان قطعا ندارید و پاسخهای سفسطه گرانه اتان موید همین امر است و اگر شک دارید به دو سه سوال در همین مقولاتی که اظهار نظر می کنید شما را خواهم سنجید . اگر مرد میدان بودید انوقت به میدان مباحثه بیایید .

    •  

      در هر پیام یک موضوع را مطرح کنید تا بتوان در موردش صحبت کرد و کوتاه نویسی را حفظ کنید
      گویا شما پیش از آنکه نظر من را بدونید، رد می کنید! مگر من جزیه را رد کردم که با استناد به قرآن می خواهید، وجود آن را اثبات کنید؟!
      در مورد جزیه بنگرید:

      http://www.raherasti.ir/621 
      کجا چنین حرفی زدم؟:
      «چون امروز در ایران غیر مسلمانها جزیه نمی پردازند پس نص قران چیز دیگری بوده و منظورش چیز دیگر راه به جایی نمی برید .»
  6. پیروان فکری فلسفه دیالکتیک را مارکسیست می خوانند به اعتبار اینکه مبدع این نظریه مارکس بوده است . سوال اینجاست اگر امروز مارکس زنده بود و مثلا اصول فکری اش را تغییر میداد مارکسیسم تغییر می کرد ؟
    اعتبار مارکسیسم نه به ذات شخص مارکس که به مجموعه عقاید طرح شده و بنیان فکری ای است که توسط مارکس مرحله نهایی اش پخته و اماده عرضه شده است .
    زرتشتیان خود را مزدیسن یعنی ستاینده مزدا میدانند . از انجا که اورنده این پیام زرتشت بوده به نام پیامبرشان زرتشتی هم خوانده می شوند . ولی اصالت پیام زرتشت مستقل از ذات و وجود زرتشت است به یک دلیل ساده از سخنان خود شما این امر به سادگی ثابت می شود :
    شما مدعی هستید که وجود زرتشت ثابت نشده . بسیاری از دوستان شما هم معتقدند زرتشتی وجود نداشته . اما زرتشتیان وجود دارند و با اثبات بودن یا نبودن زرتشت حقیقت زرتشتیان را نمی توانید منکر شوید لذا اصالت وجود این ذوات از هم مستقل است .
    از نظر ما هم اصل پیام زرتشت است و اینکه هنوز کسانی به این پیام اصیل باورمند هستند ارزشمند است. تجربه بشر هم ثابت کرده چنین پیامهای فطری و توحیدی همیشه توسط مصلحین و بندگان نزدیک خداوند به انسان تقدیم شده است .

    اگر ملاک شما برای برتری عقیده تان تاریخ و اسناد تاریخی است که بهاییان می توانند بر دین شما تحدی کنند ولی برای قیاس بین عقاید انسانها باید فارغ از این موضوعات حاشیه ای اصل پبام و اصول اعتقادی و رفتار باورمندان ادیان با هم سنجیده شود .

    • در مورد وجود زرتشت هیچگاه اظهار نظر نکردم

      زرتشتی ها خود را پیرو زرتشت می دانند اما سخنی از او وجود نداره بگیم او گفته. پس چجوری از او پیروی می کنن؟ سخن شما جواب این پرسش نیست

  7. ملتی که تاریخ دروغین را به او تحمیل کنند، ناچار می‌شود که سرنوشت خود را به دفعات و به تکرار به دست سلطه‌گرانی بسپارد که برایش شخصیت‌های مقدس – هماننده زرتشت – می‌تراشند و با نام همان شخصیت‌ها سرکوبش می‌کنند. هنگامی که با افتخار نقشه‌های جغرافیایی سرزمین بزرگ و گسترده هخامنشیان یا سلوکیان یا ساسانیان یا مغولان را ترسیم می‌کنیم و با توجه به علائق خود به یکی از آنها می‌نازیم و از پهناوری آن غرق احساس شکوه و جلال فریبنده می‌شویم، آیا به این نکته نیز توجه داشته‌ایم که آن سرزمین‌ها جز با زور نیزه‌ها و جز با رنج مردم بینوا تبدیل به پهنه‌های پهناور نشده‌اند؟ این سخن داریوش اول در کتیبه یکم او در نقش‌رستم (DNa) قابل دفاع و افتخار نیست که می‌گوید: «نیزه مرد پارسی بسی دور از پارس رفته است، مرد پارسی بسی دور از پارس جنگیده است».
    از : رضا مرادی غیاث آبادی .

    • چه طور امروز در مورد موشک هایمان حتی نقد هم نمی توانیم بکنیم ولی ۲۵۰۰ سال پیش این سخن داریوش افتخار آمیز نبوده ؟!!!!
      با کدام استدلال امروز باید میلیاردها دلار خرج ارتش و تجهیزات نظامی کنیم ؟!!!
      همین دلایل ۲۵۰۰ سال پیش هم بوده است و ملنی که قدرت نظامی نداشته بیگانگان همه مواریث و جان و ناموس مردمش را می برده اند .
      عجیب است که در سرزمینی زندگی کنیم ملیت ایرانی در شناسنامه امان باشد و از کسانی در طول تاریخ این ملیت را ایجاد و از آن نگاهداری کرده اند قدردان نباشیم که هیچ ایشان را خونریز و جابر و ….. بخوانیم .
      آقای غیاث آبادی حمله کورش به ملل دیگر را می نویسد اما نمی نویسد که آشوریها و لیدیها بعد از حمله و غارت و کشتار ایرانیان دختران ایرانی را به بردگی می گرفتند و شهرها و تمدن ها را با خاک یکسان می کرده اند .
      تمدن های بین النهرین بعد از حمله به عیلام انجا را با خاک یکسان کردند و اسکندر پس از خمله به ایران تمام مظاهر تمدن ایرانی را به اتش کشید .
      برای بعضی دفاع از ایران فقط جنگ تحمیلی ایران و عراق بوده که به گواهی فرماندهانش هرگز جنگی ملی میهنی نبوده .

  8. دلیل اهمیت اش این موارد و صفات است اگر کتاب واجد این صفات بود حتما دنبال آن هم می رویم :
    ۱- به دلیل قدمت اثبات شده اش در شکل گیری فرهنگ و رفتار پدران ما و جامعه ایرانی نقش داشته و مطابق نیاز و طبیعت این مردم نگارش یافته باشد به زبان دیگر ایینه رفتار معنوی ایرانیان باشد
    ۲- اعتبار داشته باشد ، اعتبار هر نوشته یا اثر ناشی از چند پارامتر است
    - محتوی
    - قدمت
    - شناخته شده بودن توسط عموم مردم
    - مبنا قرار گرفتن برای سنن و ایین و روندهای اجتماعی و اخلاقی طی قرنها
    ۳- الهی باشد .
    ۴- فراتر از زمان و مکان باشد یعنی از ۲۵۰۰ سال پیش تا کنون در هیچ زمانی مطالبش با عقل و خرد و نیکی مخالفت نداشته باشد.
    ۵- جمع کثیری آن را شناخته باشند و محققین فراوان در مورد مطالبش و زبانش و فلسفه اش سخن گفته و کتب نوشته باشند
    ۶- عاری از هرگونه بدی باشد و در این باب ابهام نداشته باشد یعنی کسانی به استناد مطالبش رفتار غیر انسانی و غیر اخلاقی و خرافی انجام ندهند

    شما از همه صفات فوق به صورت کاملا سطحی فقط محتوی را مبنا قرار داده اید . این ها دلایل شخصی بنده هستند .اگر کتابی با صفات فوق می شناسید به بنده معرفی نمایید حتی به فرض غیر ممکن بودن وجود چنین کتابی به منزله بی اثر بودن گاتها و کنار گذاشتن آن نیست .

    • مگر چند ساله گاتها شناسایی شده؟ ما از گذشته ی گاتها خبر نداریم که چقدر مورد توجه بوده.

      من الان اطلاع از کتاب مشابه گاتها ندارم اما بفرض مشابه نداشته باشه دلیل نمی شه که از جانب خدا باشه در هر زمان میشه حرف خوب زد

      • زرتشتیها از زمان زرتشت گاتها را می شناخته اند و در تمام ادوار تاریخ از اشکانی و ساسانی و عباسیان و مهاجرت به هند و دوره بعد از مطالعات غربیها
        به عنوان شاهد مولف دینکرد در قرن دوم هجری اوستا را شامل سه بخش
        الف- گاسانیک

        ب-هاتَکْ مانْسَریک

        ج- داتیک

        می داند . در حقیقت در زمان دینکرد به صورت مشخصی در اوستا گاتها تفکیک شده بوده و در زمان های مختلف این بخش به سنت شفاهی و نوشتاری حفظ گردیده بوده .

        به شهادت علمای زبان شناس زبان گاتها چنان تشخصی در میان اوستا دارد که به سادگی توسط زبان شناسان از سایر بخشها تفکیک شد . بعدها تفکیک معنایی هم به کمک تفکیک زبان شناختی آمده و امروز از بدبین ترین منتقدین دین زرتشتی همچون کلنز و شروو گرفته تا هنینگز و … در شناخت گاتها و تفکیک آن از بقیه اوستا اختلاف نظر ندارند .
        عجیب است که خود را به نشنیدن می زنید و پیامبری و کتابی در طول دو هزار سال گذشته همیشه نامش مطرح بوده می گویید :” ما از گذشته گاتها خبر نداریم ” پس این همه کتاب فارسی و عربی که نام زرتشت را برده اند و مهم تر از همه دینکرد را نفی می کنید ؟!!!!
        حتما می خواهید بگویید در زمان ساسانیان را هم خبر ندارید ؟!!!!
        در مورد الهی بودن اثبات الهی بودن هر مطلب یا کتاب در خود آن کتاب است . اگر کتابی با فطرت بشر ناسازگار باشد الهی نیست و بالعکس . من شخصا ترجیح می دهم به جای گوش دادن به حرف کسانیکه صداقتشان مورد تردید جدی است و قدرت طلبیشان عدالت ایشان را رد می کند به حرف وجدان خودم گوش کنم . اگر ببه وجدانتان مراجعه نمایید متوجه می شوید در گاتها هیچگونه اثری از امر غیر فطری و خلاف طبع خداجوی بشر موجود نیست . ار شما بر خلاف حکمت و خواست خدا در گاتها چیزی می شناسید بیان نمایید . مشتاق شنیدنیم . اما با تکرار این جمله که معلوم نیست معلوم نیست سخن مشرکان مکه را تکرار کرده اید آنها هم در مورد خدا می گفتند معلوم نیست نشانمان بدهید .

  9. در جواب آنها که حق همه کشورها بجز ایران رو در کشورگشاییهای پر از خونریزی ، جهل و ویرانی محترم میدارند باید گفت :
    علت کشورگشایی‌های کوروش بزرگ می‌باشد. آنچه در بررسی‌های تاریخی، مورد توجه قرار می‌گیرد، اتحاد سه کشور لودیه، بابل و مصر علیه ایران است که قصد حمله به قلمروی کوروش را داشتند و کوروش به آنها واکنش نشان داد.
    پیش از هر چیز باید توجه داشت که همه وسعت قلمروی کوروش، به دلیل تصرفات خود او نبود. کوروش توانست بدون جنگ خاصی سرزمین وسیع ماد را به فرمان خود در آورد. بر اساس رویدادنامه نبونئید، پادشاه ماد با سپاهیانش به کوروش یورش برد اما سپاهیان ماد بر پادشاه خود شوریدند و پادشاه ماد را تحویل کوروش دادند (نک: رویدادنامه نبونئید، ستون ۲، بند های ۱ و ۲)
    ………..

  10. سوال :
    ۱.در تاریخ باستانی بشریت کدام امپراطوری کشورگشایی نکرده است ؟
    ۲. در تاریخ باستان کدام امپراطوری در کشورگشایی خونریزی نداشته است ؟
    ۳. در تاریخ باستان کدام امپراطوری برده داری نداشته است ؟
    اما فخر ما از جهت بزرگترین امپراطوری باستان جهان یعنی امپراطوری هخامنشی نه به جهت بزرگی و تصرف تقریبی نصف دنیاست که به جهت انصاف در جنگ است یعنی کوروش بزرگ تا تهدیدی علیه خودش و مردمش نبود به کشوری دست درازی نکرد و اگر کشوری در ستم بود به مردمش جهت آزادی از دست پادشاه انجا کمک کرد ، برده داری رو در زمان خودش برانداخت و بابت کار مزد می پرداخت و این مزد بر طبق کارایی ان فرد فارغ از جنسیتش بود چیزی که در امپراطوریهای باستان بی سابقه بود ! و این شد مایه فخر و مباهات

  11. یقینا جواب ندارند حتی دست اهل سنت از ایشان بازتر است چرا که اهل سنت همه اقدامات خلفا را تایید می کنند ایشان حتی نمی توانند کشورگشاییهای عمر و ابوبکر را تایید کنند و اگر هم تایید کنند درگیر تناقض بزرگتری می شوند که چرا با خلافت خلفایی که به رشد اسلام این چنین کمک کرده اند مخالف اند .

  12. با سلام ؛ گاسانیک هیچ ربطی به گاتها نداشته است و این را برترین پژوهشگران تأیید می کنند اصولا اثری از گاتها نبوده و در هیچ نوشته ای از گاتها خبری نیست تا این چند قرن اخیر . در دینکرد که اوستا را سه بخش میخواند حقایقی است که نشان میدهد اوستای اصلی افتضاح تر از این اوستا بوده . هیچ سندی نیست که نشان دهد گاتها در زمان ساسانیان و یا حتی در صدر اسلام وجود داشتند .
    خوانندگان عاقل تر باشید گاسانیک اصلا اسم گاتها نیست ، بروید و پژوهشهای آقایان دوست خواه و دکتر پورداود و … را بخوانید اصلا درمورد اسماء مختلف گاتها ، اسمی به نام گاسانیک وجود ندارد . بروید و تاریخ این آیین را بخوانید ، خبری از کتابی به نام گاتها هیچ گاه در زمان ساساینان نبوده است . موبد رشید خورشیدیان میگوید گاتها را در دل اوستا جای دادن تا تحریف نشود و این گاتها تا همین چند قرن اخیر در دل اوستا مانده بود . حتی زرتشتیان ساسانی هم حرفی از گاتها نمیزنند . زین پس کسی خواست حرف بزند یا بگوید که پژوهشگر اوستاست و دکترای فلان دارد عین دکتر پورداود بعد درمورد گاتها حرف بزند و یا بگوید مورخ مشهوری چون کریستین سن است و بعد درباره قدمت گاتها حرف بزند .

  13. با سلام ؛ خوانندگان بدانید هیچ اثری از گاتها در کتابهای زرتشتیان چه در زمان ساسانیان و چه بعد از ساسانیان نبوده است تا همین چند قرن اخیر که به کوشش ابتدا اروپاییان گاتها استخراج شد ، تمام اسماء گاتها هیچ ربطی به گاسانیک ندارند هیچ پژوهشگر اوستاشناسی اسم گاتها را گاسانیک نخوانده !! واعجبا از کم مطالعگی … اصولا گاسانیک چند نسک از ۲۱ نسک اوستای ساسانی بوده در حالی که گاتها حتی یک نسک هم نیستند . تا وقتی دکتر پورداود نشدید درباره گاتها اظهار نظر نکنید و تا وقتی کریستین سن نشدید درباره قدمت آنها نیز اظهار نظر نکنید … برخی میل به جهل دارند … زرتشتیان عاقل خوب میداننند که اثری از گاتها در نوشته های ساسانی نیست اما عقیده دارند این ترفند زرتشتیان بوده که گاتها را در دل یسنا جای دهند تا بعدها استخراج شود اما … با ایمیل حاضر به بحث در این مورد هستم :
    smn.automobile@gmail.com

  14. بنده نظرات خودم را بیان نمی کنم . تمام مطالبم مستند است بر خلاف مدعیان .
    در مورد گاتها و خاصه گاسانیک ( چون فقط پورداود را قبول دارید و بنده هم ایشان را معتبر می دانم )
    گاتها پور داود صفحه ۸۱ ( چاپ دانشگاه تهران )
    “قدیم ترین و مقدس ترین قسمت اوستا گاتا می باشد که ….. در خور اوستا گاتا آمده در پهلوی گاس گویند جمع آن گاسان می باشد و گاسانیک ترکیب صفتی آن است . در پهلوی نیز بطور خصوص هر یک فرد از اشعار گاتا را گاس گویند ”
    و پاسخ محکمی برای شما از سخنان استاد پورداود :
    “نه آنکه حالا گاتا مقدس ترین جزوات اوستا شمرده می شود بلکه از زمان بسیار قدیم هم می دانستند که آن از سخنان فرخنده خود وخشور زرتشت اسپنتمان است و احترام مخصوصی برای آن منظور داشتند . در اوستای عهد ساسانیان گاتا در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستوت یشت جای داشت ” گاتها استاد پورداود چاپ دانشگاه تهران صفحه ۸۱
    و البته ایشان هم از خود سخن نمی گویید خود اوستا سند این سخن است :
    “در یسنا ۵۷ فقره ۸ آمده است ما می ستاییم فرخنده سروش را کسکیه نخستین بار پنج گاتهای زرتشت سپنتمان مقدس را بسرود ” صفحه ۸۱ همان کتاب
    “در وندیداد فرگرد ۱۹ فقره ۳۸ از پنج گاتها یاری خواسته می شود ، نخستین کرده ویسپرد نیز از هر پنج گاتها اسم برده بهر یک درود می فرستد ” صفحه ۸۲ همان کتاب
    “برای تیمن و تبرک اشعار گاتها در میان سایر جزوات اوستا جای داده شد ” صفحه ۸۲
    و بعد دلیل اجتماعی هم می اورد از اسامی قدیم ایران :
    “در میان اسامی خاص ایرانیان قدیم بسا به اسم پنج بوخت بر میخوریم ، بوختن و بختن در پهلوی بمعنی رهانیدن است ، از پنج هم پنج گاتها مقصود است یعنی گاتها رهانید ” همان کتاب صفحه ۸۲

    نخستین پژوهشهای غربیان در اوستا مربوط به قرن ۱۸ می باشد و قدیم ترین نسخه یسنا و وندیداد و ویسپرد که نام گاتها و پنج بخش آن در آن ذکر شده مربوط به قرن سیزدهم میلادی بوده و در کپنهاگ نگهداری می شود .

    حال به تلاش خود برای نفی آفتاب ادامه دهید .

    • با سلام ؛
      ۱ : smn.automobile@gmail.com
      ۲ : گفته خودت را هم متوجه نمیشوی ؟ :
      .. در اوستای عهد ساسانیان گاتا در سر نخستین نسک گاسانیک که موسوم بود به ستوت یشت جای داشت .
      کجایش گفته است که گاسانیک همان گاتهاست ؟ فقط گفته که گاتها در گاسانیک جای داشت .
      ۳ : دکتر پورداود پژوهشگر اوستاست و در این هیچ شکی نیست و من هم در مورد زبان شناختی و ترجمه اوستا و … این آقا و آقای دوستخواه را قبول دارم چون نه موبد بوده اند که بخواهند تحریفی بنویسند و نه با غرض ورزی با آیین زرتشت نگاه میکردند . امـــا دکتر پورداود مورخ نبوده است و گفته ایشان را در موارد مربوط به تاریخ مورد قبول نیست .
      ۴ : پنج گاهان یک چیز است … مقدار هرکدام از آنها چیز دیگر ، از کجا معلوم که همین مقدار تعداد بند را داشتند ؟ اگر پورداود را قبول داری پس بدان که خود دکتر قائل به تحریفی بودن گاتهاست ، حال چه میگویی ؟. در ضمن یسنه بعد از گاتها و یشتها سروده شده پس این نیز میتواند از تحریفات باشد عین یشتها که خود دستوردهالا قائل به تحریفی بودن آنهاست با این که زبان آنها برای قبل یسناهاست .
      ۵ : در ضمن معلوم کن که کدام قسمتهای اوستا را قبول داری ؟ اصلا وندیدا را کاملا قبول داری یا نه ؟ .
      اگر اطلاعاتت کافیست با ایمیل ادامه بده نه اینجا . زین پس بیهوده جوابهای مرا بدون مطالعه نده .
      آفتاب ؟ من چیزی به نام آفتاب نمیشناسم مگر خورشیدی که پیکر اهورامزداست .

      • ادعاهای شما همه غیر مستند است لطفا بفرمایید پورداود در کجا گفته گاتها تحریف شده است ؟ لابد هرکس سخنان شما را بدون دلیل بپذیرد دانشمند و با معرفت است !!!!
        - “گفته خودت را هم متوجه نمیشوی ؟ :”
        هنوز متوجه نشدید که من از کتاب پور داود نقل کردم اگر کمی قبل تر را خوانده بودید ارتباط لغت های گات ها و گاس ها و گاسانیک را بیان کرده اند ،
        “در خود اوستا گاتا آمده در پهلوی گاس گویند جمع آن گاسان می باشد و گاسانیک ترکیب صفتی آن است . در پهلوی نیز بطور خصوص هر یک فرد از اشعار گاتا را گاس گویند”

        در مورد وندیداد بارها توضیح داده ام وندیداد به دلیل قدمت و مطالب و معارف فراوان آن کتابی است مورد توجه زرتشتیان ، ولی همه مطالب آن مطابق با تعالیم زرتشت نیست بلکه تحزیفاتی در آن وارد شده است لذا آن بخش از وندیداد که مطابق تعالیم زرتشت باشد مورد قبول زرتشتیان است . این کلمات کاملا نشانگر نگاه مطلق و سیاه و سفید شماست و لیکن بر خلاف خواست اهریمن خداوند گیتی را نه سیاه و نه سفید که خاکستری آفریده و این وظیفه اندیشه بشری است که خوب و بد را بازنمایاند .

        بارها گفته ام ، قصدم مجادله نیست اگر سخنی به خلاف منطق و واقعیت ببینم پاسخش را ذیل همان کامنت گذاشته ام . فکر می کنم در مورد گاتها و گاسانیک هم مطالب من که نه مطالب صفحات ۶۱ . ۶۲ چاپ جدید و ۸۱ و ۸۲ چاپ قدیم گات ها نوشته استاد پورداود پایان بخش این گفتگو است .

  15. در بالا چند ادعا شد :

    ۱- گاسانیک هیچ ربطی به گاتها نداشته است ، گاسانیک اصلا اسم گاتها نیست تمام اسماء گاتها هیچ ربطی به گاسانیک ندارند هیچ پژوهشگر اوستاشناسی اسم گاتها را گاسانیک نخوانده !! واعجبا از کم مطالعگی
    ۲- این را برترین پژوهشگران تأیید می کنند ( از جمله پورداود …..)
    ۳- اصولا اثری از گاتها نبوده و در هیچ نوشته ای از گاتها خبری نیست تا این چند قرن اخیر
    ۴-هیچ سندی نیست که نشان دهد گاتها در زمان ساسانیان و یا حتی در صدر اسلام وجود داشتند ، بروید و تاریخ این آیین را بخوانید ، خبری از کتابی به نام گاتها هیچ گاه در زمان ساساینان نبوده است حتی زرتشتیان ساسانی هم حرفی از گاتها نمیزنند
    ۵-دینکرد که اوستا را سه بخش میخواند حقایقی است که نشان میدهد اوستای اصلی افتضاح تر از این اوستا بوده
    ۶- بروید و پژوهشهای آقایان دوست خواه و دکتر پورداود و … را بخوانید اصلا درمورد اسماء مختلف گاتها ، اسمی به نام گاسانیک وجود ندارد
    ۷- موبد رشید خورشیدیان میگوید گاتها را در دل اوستا جای دادن تا تحریف نشود و این گاتها تا همین چند قرن اخیر در دل اوستا مانده بود
    ۸- اصولا گاسانیک چند نسک از ۲۱ نسک اوستای ساسانی بوده در حالی که گاتها حتی یک نسک هم نیستند
    ۹-زرتشتیان عاقل خوب میداننند که اثری از گاتها در نوشته های ساسانی نیست اما عقیده دارند این ترفند زرتشتیان بوده که گاتها را در دل یسنا جای دهند تا بعدها استخراج شود اما …

    چرا با ایمیل دوست عزیز ؟ دهها مطلب در مورد این موضوع در این سایت منتشر شده و شما هم دعاوی بالا را به آن اضافه کرده اید .
    شما ۹ ادعا مطرح کرده اید و فقط یک ارجاع به سخنان یک موبد که اصلا ربطی به اصل موضوع هم ندارد . یعنی مخفی نمودن گاتها در دل اوستا واقعیتی است که همه می دانند . لازم نبود از زبان یک موبد بگویید . اما این واقعیت چطور بقیه دعاوی را ثابت می کند ؟
    بقیه ادعاهای شما هم پاسخ داده شد . بنده حقیر نه جناب استاد پورداود به بلیغ ترین شکل پاسخ داده اند هم در مورد گاسانیک و هم در مورد قدمت گاتها و هم اسنادش . پنج بخش گاتها و اسامی آنها در ویسپرد آمده است چه چیز را می خواهید کتمان کنید ؟!!!
    ضمنا خوب است جای قلم فرسایی از بزرگان برای دعاوی خود دلیل و سند بیاوریم .
    خداوند گمراهان و کسانی که در شناخت حقیقت عناد می کنند هدایت فرماید .

    • با سلام ؛ من این جا بحث نمیکنم چون سایت از حالت اصلی خود جدا میشود ؛ این جا تالار گفتگو نیست ؛
      smn.automobile@gmail.com
      من سر حرف خودم هستم و درباره تک تک ادعاهای بالا حاضر به بحثم با دلیلی محکم ؛ اگر برای تشویش اذهان کامنت نمیگذاری با ایمیل حرف بزن ؛ تک تک ایمیل ها را هم از مدیر سایت تا … به همه نشان میدهم ، تو هم نشان بده .

    • راستی کدام خدا ؟ همان که دختر و پسر و زن و رقیب دارد ؟ من نیازی به هدایت این خدا ندارم .

    • با سلام ؛ اگر میتوانی ابطال حرفها را اثبات کن .. زرتشتیان ساسانی ابدا گاتها را منتسب به زرتشت نمیدانستند ، گاسانیک هم هیچ ربطی به گاتها ندارد . با دلیل حرف بزن .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی