+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / اهل بیت (ع) / اهل بیت(ع) در بحث با موبد غیبی
اهل بیت(ع) در بحث با موبد غیبی

اهل بیت(ع) در بحث با موبد غیبی

به قلم مدیر سایت
ذیل یکی از پست های وبلاگ "گفت و گو با زرتشتیان" بحثی میان من و جناب موبد غیبی انجام شد. نظر به اهمیت آن، خلاصه اش را می آورم و در ادامه، بحث را تکمیل می کنم:

موبد غیبی: ادعای عصمت باید از طریق قرآن ثابت شود و الا بدعت یا تحریف است.
فاطمی: در قرآن می خوانیم: إِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیرا (احزاب، آیه ۳۳)؛ خداوند فقط مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

موبد غیبی: مگر اهل بیت فقط همین چهارده نفرند؟ مگر حضرت زینب نیست؟ مگر فقط یکی از فرزندان امامان جزء اهل بیت هستند؟
فاطمی: اهل بیت پیامبر(ص) طبق گفته ی آن حضرت، تنها شامل ۱۲ امام و حضرت فاطمه(ع) می شود.

موبد غیبی: باید آیات قبل از آن آیه را هم در نظر گرفت که بحث در مورد زنان پیامبر است. پس منظور آیه ی مذکور، زنان پیامبر است. (۱) در هیچ جای آیه اشاره به ۱۴ معصوم ندارد.
فاطمی: اگر منظور آیه زنان پیامبر بود قرآن می گفت: «عنکنّ» و «یطهرکنّ» با ضمیر مؤنث نه به صورت ضمیر مذکر. (چنانکه در آیه های قبل و بعد چند بار «کنّ» به کار رفته است.)

موبد غیبی: اگر میان هزار زن، یک بچه پسر یا حتی جنین پسر باشد، ضمیر به صورت مذکر به کار می رود. کجای آیه اشاره به چهارده معصوم دارد؟
فاطمی: همه ی همسران پیامبر، زن بودند. مگر مرد هم میان آنها بوده که ضمیر به صورت مذکر به کار رود؟ احادیث ما آیه را شرح کرده اند که مراد از «اهل بیت» 13 معصوم دیگر است.

موبد غیبی: اگر قرآن اعجاز ادبیات عرب است، بسیار ناپسندیده است که شرط تطهیر ۱۴ معصوم و ۱۲ امام شما را در تبرج نکردن زنان پیامبر همچون دوران جاهلی و به پا کردن نماز و… بداند.
چگونه ممکن است در نیمه ی نخست آیه از زنان پیامبر بخواهد که چنین و چنان باشند تا در نیمه دوم آن آیه بگوید که خداوند می خواهد ۱۴ معصوم و ۱۲ امام را تطهیر کند؟
فاطمی: این دو بخش آیه، مجزّا از هم است و ربطی به هم ندارند و موضوعاتشان متفاوت است (این شیوه در جاهای دیگر قرآن و نیز در سخنان فصیحان عرب و اشعارشان دیده می شود) و این دو قسمت آیه با هم نازل نشده اند.

موبد غیبی: مراد آیه زنان پیامبر است. کافیست که یکی از این زنان، جنین مذکر داشته باشد. آنگاه بنابر ادبیات عرب، ضمیر مذکر برای آنها به کار برده می شود.
فاطمی: تنها چند سال اخیر است که می توان مذکر یا مونث بودن جنین را تشخیص داد. آن زمان زن باردار تا نمی زایید، پسر یا دختر بودن جنین معلوم نمی شد.

موبد غیبی: با احتمال مذکر بودن جنین هم صیغه مذکر به کار می بردند. برخلاف ادعای شما، مذکر مونث بودن جنین، از روی شکل و رفتار مادر و حتی رفتار جنین، در حد درصد بالا قابل تشخیص بود.
به هر روی چند ملکه ساسانی به دلیل بارداری و این که شاه آینده را باردار هستند به تخت نشستند.
فاطمی: به زودی پستی مستقل در مورد آیه ی مورد اشاره می نویسم.

توضیح امشب
یک) فرض می کنیم، تشخیص داده بودند که جنین مذکر است. در کدام کتاب ادبیات عرب آمده که اگر در میان هزار زن، یک مرد باشد ضمیر مذکر به کار می رود؟ از کدام متن ادبی استفاده کردید که اگر میان نه زن، یکی از آنها جنین پسر در شکم داشت، با ضمیر مذکر مورد خطاب قرار می گیرند؟
دو) به فرض ادعای شما در مورد کاربرد ضمیر مذکر درست باشد، خود شما می گویید: زن های پیامبر مورد خطاب آیه هستند اما جنین مورد خطاب نیست تا ضمیر مذکر به کار رود.
سه) اگر جنین هم در نظر بوده، چرا در آیه های قبل و بعد، ضمیر به صورت مؤنث است؟ طبق قاعده ای که گفتید، در آن موارد هم می بایست ضمیر مذکر به کار می رفت.
چهار) از پاره ای سخنان شما به دست می آید که قرآن را وحی و سخن خدا می دانید. بر این اساس ، خدا در قرآن فقط می گوید: اقیموا الصلاه (نماز را بپا دارید) اما چگونگی انجام دادن آن را برای ما توضیح نداده است. شما دائم می گویید: احادیث حجت نیستند. در این صورت ما چگونه نماز بخوانیم؟ این خدایی که از ما نماز را خواسته، باید راهی به ما نشان دهد که چگونه آن را بخوانیم و الا این قبیل دستورهای قرآن لغو خواهد بود. آن راه، چیزی جز روایت نیست. خود قرآن فرموده: ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (حشر،‌آیه ۷)؛ آنچه را رسول خدا براى شما آورده است بگیرید، و اجرا کنید، و آنچه را از آن نهى کرده از آن خوددارى نمائید.
پس عمل ما به روایات طبق دستور خود قرآن است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱.    متن آیات قبل و بعد از آیه ی مذکور در سوره ی احزاب:
یانِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ مَن یأْتِ مِنکنَّ بِفَحِشَهٍ مُّبَینَهٍ یضَعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینْ‏ِ  وَ کاَنَ ذَالِک عَلىَ اللَّهِ یسِیرًا(۳۰)
وَ مَن یقْنُتْ مِنکنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَلِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَینْ‏ِ وَ أَعْتَدْنَا لهََا رِزْقًا کرِیمًا(۳۱)
ینِسَاءَ النَّبىِ‏ِّ لَسْتنُ‏َّ کأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ  إِنِ اتَّقَیتنُ‏َّ فَلَا تخَْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِى فىِ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(۳۲)
وَ قَرْنَ فىِ بُیوتِکنَّ وَ لَا تَبرََّجْنَ تَبرَُّجَ الْجَهِلِیهِ الْأُولىَ‏  وَ أَقِمْنَ الصَّلَوهَ وَ ءَاتِینَ الزَّکوهَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمُ‏ْ تَطْهِیرًا(۳۳)
وَ اذْکرْنَ مَا یتْلىَ‏ فىِ بُیوتِکنَّ مِنْ ءَایتِ اللَّهِ وَ الحِْکمَهِ  إِنَّ اللَّهَ کاَنَ لَطِیفًا خَبِیرًا(۳۴)

۲۹ نظر

  1. مخاطب ایه زنان پیامبرند
    ﻧِﺴَﺎﺀ ﺍﻟﻨَّﺒِﻲِّ ﻟَﺴْﺘُﻦَّ ﻛَﺄَﺣَﺪٍ ﻣِّﻦَ ﺍﻟﻨِّﺴَﺎﺀ ﺇِﻥِ ﺍﺗَّﻘَﻴْﺘُﻦ …
    ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﻴﭻ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ‏[ﺩﻳﮕﺮ‏] ﻧﻴﺴﺘﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﭘﺮﻭﺍ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺎﺯ ﺳﺨﻦ ﻣﮕﻮﻳﻴﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﺩﻟﺶ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯﺍﺳﺖ ﻃﻤﻊ ﻭﺭﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭﻯ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﮔﻮﻳﻴﺪ ‏(۳۲)
    در ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﻳﺪ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺟﺎﻫﻠﻴﺖ ﻗﺪﻳﻢ ﺯﻳﻨﺘﻬﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻣﻜﻨﻴﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﺪﻫﻴﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻭﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﺮﻳﺪ ﺧﺪﺍ ﻓﻘﻂ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻟﻮﺩﮔﻰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷما اهل خانه ‏[ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ‏] ﺑﺰﺩﺍﻳﺪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭘﺎﻙ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ‏(۳۳)
    ترجمه از pars quran بود و احتمالا از مکارم شیرازی ، البته ایشان اهل بیت به خاندان ترجمه کرده بود که ترجمه بی پایه و مطابق میل خودشان بود.
    منظور از اهل خانه یا اهل بیت به هیچ وجه فرزندان حضرت فاطمه و خاندان پس از او نیست ، منظور زنان پیامبر است و بس .

  2. آناهید عزیز…خواهشا متن پست رو با دقت و کامل مطالعه کن…آیه تطهیر مربوط به زنان پیامبر،نیست، به این دلیل که در آیه از ضمیر جمع مذکر استفاده شده.

    • اتفاقا متن پست کامل خوندم و فقط میخواستم بحث به داخل کامنت ها بکشونم اما بهتر بود با یک نفر از اهل سنت مناظره میکردید نه یک موبد زرتشتی ، ایشان اگاهی کافی نداره و گذشته ازین اینکه ایشان به عنوان ایرانی جانب شما رو میگیره و زود کوتاه میاد …
      این پست پاسخ به شبهه شماست، نگاه کنید

      • http://hadith.al-islam.com/Page.aspx?pageid=192&BookID=25&PID=4522

        ///(صحیح مسلم) فى کتاب فضائل الصحابه، فى باب فضائل أهل بیت النبى صلى اللّه علیه (و آله) و سلم بسنده عن صفیه بنت شیبه قالت: قالت «عائشه»: خرج رسول اللّه صلى اللّه علیه (و آله) و سلم غداه و علیه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن على فأدخله ثم جاء الحسین فدخل معه ثم جاءت فاطمه فأدخلها ثم جاء علىّ فأدخله ثم قال: (إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً) (أقول) و رواه الحاکم أیضا فى مستدرک الصحیحین (ج ۳ ص ۱۴۷) و قال: هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین، و رواه البیهقى أیضا فى سننه (ج ۲ ص ۱۴۹) و رواه ابن جریر أیضا فى تفسیره (ج ۲۲ ص ۵) عن عائشه، و ذکره السیوطى أیضا فى الدر المنثور فى تفسیر آیه التطهیر فى سوره الأحزاب و قال: أخرجه ابن أبى شیبه و أحمد و ابن أبى حاتم، و ذکره الزمخشرى فى الکشاف فى تفسیر آیه المباهله بمناسبه و هکذا الفخر الرازى، و قال: و اعلم أن هذه الروایه کالمتفق على صحتها بین أهل التفسیر و الحدیث ..(شرح کامل ر.ک فضائل الخمسه من الصحاح السته، فیروزآبادی ،ج‏۱،ص:٬۲۲۴ناشر:اسلامیه٬ چاپ تهران سال ۱۳۹۲ ق- )///

      • چنانکه مشاهده میکنید٬ اینکه آیه تطهیر مربوط به علی (ع) و فاطمه (س) و حسن (ع) و حسین (ع) است و آنانند که شامل اهل بیت پیامبر (ص) میشده اند و نه افراد دیگر غیر از آنها در زمان رسول (ص)٬ گزارشات متعددی که در این زمینه وجود دارد.از زنان پیامبر (ص) بویژه از ام المومنین! «عایشه» نقل شده است.و ایشان به این حقیقت اعتراف نموده اند! و این سخن صرفا ادعایی از سوی شیعه نیست!چنانچه در بسیاری از مصادر معتبر و صحیح اهل سنت و مورد اعتماد ایشان بدین مسئله اشاره شده است!پس حضرتعالی و برادران متعصب اهل سنت ما بهتر است بروید کشکتان را بساوید!حقیقت مثل روز روشن است!بعد از ۱۴۰۰ سال سخنان پرت و توهمی نگویید!لطفاْ !

  3. یکی نیست به این بابا بگه به شما چه! حالا شما شدی دلسوز اسلام! شدی اسلام شناس! من نمیدونم با اهل بیت چرا!!

  4. ///[صحیح مسلم‏] در کتاب «فضایل صحابه» در باب فضایل اهل بیت پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله، به سند خود، از «صفیّه دختر شیبه» او هم از «عایشه» روایت کرده است، بامداد یکى از روزها رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله گلیمى را که از پشم سیاه بافته شده بود، بر دوش داشت و عازم بود از خانه بیرون برود، در آنحال، حسن بن على علیه السّلام وارد شد، حضرت او را در زیر آن گلیم جاى داد پس از آن، حسین علیه السّلام وارد شد، او را هم در زیر گلیم قرار داد بعد از آن، فاطمه علیها السّلام آمد، او را هم در زیر گلیم برد پس از آن، على علیه السّلام آمد، او را هم در زیر گلیم در آورد سپس این آیه را تلاوت کرد:إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً مؤلف گوید: این حدیث را «حاکم نیشابورى» در [مستدرک الصحیحین ۳/ ۱۴۷] نقل کرده و گفته است: این حدیث طبق نظریه «بخارى»و «مسلم» از احادیث صحاح است. «بیهقى» هم، در [سنن ۲/ ۱۴۹] این روایت را نقل کرده است و «ابن جریر طبری» در [تفسیر ۲۲/ ۵] حدیث مزبور را از «عایشه» نقل کرده است و «سیوطى» در «الدّر المنثور»، ذیل آیه تطهیر، در سوره احزاب، به نقل آن پرداخته و گفته است: این حدیث را «ابن ابى شیبه» و «احمد» و «ابن حاتم» روایت کرده‏اند. و «زمخشرى» در «کشّاف» در ذیل آیه مباهله، به مناسبتى به نقل حدیث مزبور پرداخته است و «فخر رازى» هم، در تفسیر آیه مباهله به نقل آن حدیث پرداخته است و اظهار مى‏دارد این روایت تا حدى مورد اتفاق مفسّران و محدّثان است و صحت آنرا پذیرفته‏اند.///////////

  5. سلام خانم آناهیتا متاستفانه جناب آقای فاطمی لینک به بخش نظزات ندادند هم من وهم جناب استاد موبد مهران غیبی نظرات بسیاری دادیم وهم جناب آقای خیمه گاه ابوالفضل

    نیازی به تکزار آن نظرات نمیبینم

    http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Comments/636/

    اگر خواستید مراجعه کنید

    http://zartoshtimosalman.parsiblog.com/Comments/636/

    • این بحث انقدر پیچیده و دشواره که فکر میکنم اظهار نظر من درست نباشه ،اینکه مخاطب ایه امامان باشند نه زنان پیامبر خیلی هم دور از ذهن نیست اما فعلا ترجیح میدم یک مناظره رسمی بین شیعه و سنی رو بخونم ، اقای عبدالحق راهنمایی میکنید ؟

  6. با سلام
    ای کاش میشد جناب موبدیار مهران غیبی بازم توی بحث های سایت شرکت کنند.

    استاد فاطمی شما خبری ازشون ندارید؟

  7. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بهش دانا

    آقای فاطمی درود

    راستش سخنان شما مرا قانع نمیکند و همه اش را تفسیر به رای میبینم ولی به سخن شما گوش میدهم و دیگر به این گفتگو پایان میدهم.
     

    • با سلام ؛
      جنین ؟ اصلا خبری از جنین نبوده است ، با کدام تاریخ حرف میزنید ؟ اگر هم بود که خداوند جنین را نمیخواهد تطهیر کند زنان پیامبر را میخواهد معصوم کند پس ربطی به جنین ندارد چون منظور زنان پیامبر است فقط زنان پیامبر (طبق قول اهل تسنن) . مثل اینکه اصلا عربی بلد نیستید … وحدت سیاق ؛ بیشتر دقت کنید وقتی ضمیری مؤنث می آید باید تا پایان مؤنث بیاید نه این که به یکباره بین همه اینها تغییر کند … گفتم زرتشتیان با زبان عربی بیگانه اند :

      https://www.aparat.com/v/CLfwm

      البته برخی از وهابیون سعی در تحریف سخنان آیت الله حیدری در فضای مجازی داشتند که این ویدیو دروغ پردازی آنان را اثبات می کند .

  8. سلام کلمه ی اهل و کلمه عیال دو کلمه هستند که جداگانه بکار برده میشوند و میشدند معنی اهل فرزندان وهم خون ها است و عیال وکلمات هم ریشه اش برای همسر استفاده میشه و همسر ان پیامبر هیچ رابطه خونی باهاشون نداشتن که جزو اهل بیت حساب بشن .حتی در زبان فارسی هم این دو کلمه از هم جدا هستند و اکثرا حتما در مکالمات و احوالپرسیها متوجه میشوید

  9. در کتاب سعد السعود سید ابن طاووس در اسلام آوردن حضرت علی آمده “فبینما رسول الله (ص) قائما یصلى إذ طلع علیه على بن ابی طالب (ع) وذلک بعد اسلام خدیجه بثلاثه ایام فقال ما هذا یا محمد فقال (ص) هذا دین الله عز وجل فهل لک فقال ان هذا دین مخالف دین ابی وانا انظر فیه فقال له رسول الله انظر واکتم على فکتم یومه ثم اتاه فامن به وصدقه ”

    در این روایت سه نکته مخالف دیدگاه عام علمای اصولی مبتنی بر موحد بودن و مسلمان بودن ابوطالب و نیز مخالف دیدگاه علم لدنی امام علی علیه السلام و همچنین امر پیامبر به حضرت علی که نمی فرمایند حتما دین را بپذیر بلکه می گویند اول “انظر ” یعنی نخست نگاه کن و بررسی کن ، دیده می شود : هنگام عرضه دین اسلام بر حضرت علی ایشان می فرمایند این دین مخالف دین پدرم است (ایشان هیچگونه نکته ای نفیا و اثباتا در مورد دین نمی گویند فقط می گویند مخالف دین پدرم است ) پیامبر از ایشان می خواهند فعلا این موضوع مکتوم بماند و از حضرت علی می خواهند که دین جدید را بررسی کنند .
    این دیدگاه موافق نظر بنده در موافقت اسلام و بیان زرتشت در اینکه هر عقیده ای را باید نگریست و بررسی کرد و سپس گزینش کرد . فضیلت حضرت علی در این نیست که بگوییم علم لدنی داشت و باطن همه امور را می دید و بعد ایمان آورد . اینکه فضیلت نمی شود . اگر خداوند علم لدنی و باطن امور را به هر انسانی نشان بدهد تا حق را به صورت قطعی ببیند ، بهشت و جهنم را ببیند و …. آن وقت برای او در انتخاب حق چه فضیلتی باقی می ماند . همانند اینکه گفته شده امام حسین بهشت را به حر نمایان کرد (این ادعا اگر تمثیل باشد تمثیل زیبایی است ولی اگر واقعا نظر کسانی بر این است که حر قبل از شهادت بهشت را به چشمش دیده ، پس فضیلت شهادت اش در راه خدا بسیار کم ارزش می شود . ) ضمن اینکه از عدالت خداوند هم به دور است . شاید عده دیگری از مردم اگر چشم حقیقت بین و علم لدنی داشتند باطل را دور می انداختند و به حق می گرویدند و چگونه خداوند برای بعضی مردم علم و حکمت و عرفان را پس از تلاش و شناخت و تقوا و غلبه بر هوای نفس به ایشان ارزانی می دارد و برای کسانی حتی در سن کودکی همه این نعمات را به ایشان بخشیده است ؟
    بنده معتقدم فایل شدن به عصمت برای پیامبر و امامان و قرار گرفتن نور الهی در پشت ایشان صلب به صلب و پشت به پشت، دیدگاهی است که فضیلت ایشان را در چشم مردم کم ارزش می سازد و از ایشان ایزدانی نیمه انسان نیمه فرشته می سازد .

    • در سفرم نتونستم این حدیث را پیدا وبررسی کنم. در این نوشته بموضوعات متعدد پرداختید که نمیشه بهمه پرداخت
      بفرض باشه از اساس حدیث نادرسته چون براساس روایتهای فراوان شیعه وسنی امام علی پیش از خدیجه اسلام آورد
      اینکه ابوطالب اسلام اورد یانه ربطی به علم اصول نداره
      شما نمی دونی علم اصول یعنی چه ولی وارد این بحثها میشی!!

      • اشکال شما این است که موضوع و محمول را باز یکی کردید . اینکه من در تمام پستها بر انتقاد از فقهای اصولی تاکید دارم به چند دلیل است :
        ۱- ایشان جریان غالب فعلی حوزه های علمیه هستند و اخباریون اقلیت بسیار کوچکی هستند ( نه در تاریخ )
        ۲- علمای اصولی برای عقل حجیت قایل هستند پس می شود بر اساس عقل و قرآن آرای ایشان را هم در اصول و هم فروع نقد کرد .

        چنمین بار است که این ذکر بنده را به نشناختن علم اصول فقه ربط می دهید و یکبار دیگر این جواب را به شما داده ام : محور علم اصول استنباط احکام فقهی از طریق مبانی چهار گانه مبتنی بر اجتهاد است . مباحثی که در اینجا طرح می شود عمدتا در خصوص اصول عقاید و مباحث کلامی است . لذا اصلا ربطی به علم اصول فقه ندارد که بنده آنرا بشناسم یا نشناسم اما خط کش صافی که شما در دست دارید و اصول و فروع دین را از هم جدا می کنید وجود خارجی ندارد

        آن چیزی که شما نمی دانید یا برای تحقیر و تخفیف منتقدین خود ، به ندانستن می زنید این است که :
        اولا : علم اصول فقه در دامن مباحث کلامی شکل گرفته
        دوم : بسیاری از کتب اصول فقه علمای شیعه حاوی فصول مشخصی در مباحث اعتقادی و کلامی هستند مثلا :
        در کتاب (الذریعه الى اصول فقه الشیعه) و (عده الاصول) این مباحث و عناوین را مى‌بینیم: (فصل فى ذکر الشروط التى معها یحسن الامر بالفعل)، (حسن الامر و النهى بحسب الحسن و القبح)، (فصل فى ذکر ما یجب معرفته من صفات اللّه تعالى و صفات النبى (صلی‌الله‌علیه‌واله‌وسلم) و صفات الائمه (علیهم‌السلام) حتى یصح معرفه مرادهم).

        جالب است که علمای شما در کتاب اصول فقه شیعه فصلی مختص صفات ائمه من جمله علم لدنی نگارش می کنند و شما برای تحقیر منتقدین خودتان می گویید :
        “شما نمی دونی علم اصول یعنی چه ولی وارد این بحثها میشی!! ” در حالیکه مشابه همین مباحث در کتب ایشان وجود دارد و حتی در کتاب اصول فقه آقای مطهری
        آیا موحد بودن اجداد ائمه بخشی از صفات ایشان نیست ؟

        سوم : اصلا دسته بندی علمای اخباری و اصولی بر بستر مباحث اعتقادی و کلامی شکل گرفته ، اگر امروز این مباحث در کتب اصول فقه آمده دلیل بر این نیست که مباحث فوق اعتقادی و کلامی نیستند .

        نمونه هایی از مباحث کلامی در اصول فقه معاصر :
        مباحثی مانند : قاعده لطف و اجماع لطفی ، حجیت ظواهر قرآن ، حجیت خبر واحد ، مرجعیت ادله چهارگانه و جایگاه (مرجعیت طولی یا عرضی حجت های عقلی و نقلی و قرآنی )

        • همه ی بحثهای اعتقادی در علم اصول مطرح نیست. تنها ان بخشی مطرحه که در استنباط احکام تاثیر داره
          علمهای اصول اعتقادات واصول فقه دوشاخه جدا از همند.
          دوست عزیز صرفا باسرچ در گوگل نمیشه تسلط برعلمی پیدا کرد
          گاهی در بحثی چنان عالمانه وارد میشید که تعجب میکنم و در موضوعی دیگر چنان ناشیانه وارد میشید که تعجب میکنم
          سعی کنید از محدوده ی تخصص خودتان خارج نشید

          • من متعجبم از روش شما در انحراف از موضوع ، اصلا این مطلب و کامنت من چه ربطی به علم اصول داشت ؟
            بنده در تمام نقدهایم نسبت به علمای شیعه از عبارت علمای اصولی شیعه استفاده کرده و خواهم کرد و برای این کار نیز دلایل بسیار دارم اما ارتباط عبارت ” علمای اصولی شیعه ” که در مقابل ” اخباریون ” به کار می رود چه ربطی به علم اصول فقه دارد ؟!!! مبانی این علم اشکال دارد و به بدعت در دین منجر می شود . حالا بنده اصلا علم اصول را بشناسم یا نشناسم چه ربطی به بحث دارد ؟
            از نظر من این یکی از روشهای مغالطه و انحراف بحث از مسیر اصلی است . کامنت من در مورد خبری در یکی از کتب شیعه است که با دیدگاه من در مورد علم امام و اندیشیدن و اختیار در پذیرش دین و اصول اعتقادی مطابقت دارد .
            شما معتقدید حضرت علی بدون اندیشیدن و بدون درنگ اسلام را پذیرفت ؟ بر چه اساسی ؟ اگر علم لدنی داشت که اسلام حق است پس این موضوع برای او نسبت به دیگران فضیلت نیست چون اگر علم لدنی را خداوند به دیگران هم داده بود انها هم بدون درنگ مسلمان می شدند .
            اگر بگویید که داشتن علم لدنی برای او فضیلت بود ؟ ایشان پیش از اسلام چه فضیلت و برتری بر دیگران داشته که خداوند علم را به او داده و به بقیه نداده ؟
            می توانید مانند مسیحیان امامان و پیامبر را ورای بشر بدانید آن وقت تمام این شبهات ذایل می شود اما اگر ایشان بشر و مانند بقیه هستند پس تبعیض خداوند در مورد ایشان با صفات خداوند سازگار نیست .
            اینکه طبق اعتقاد شما بنی هاشم شجره طیبه و بنی امیه شجره خبیثه اند یعنی از بنی امیه کسی حتی مانند معاویه ابن یزید با تمام شایستگی و گذشتن از دنیا و قدرت به خاطر اعتقاد دینی هرگز شایسته ستودن نبوده و بسیار افراد صرفا چون زاده یا نواده امام هستند مقدس و ستوده اند در حالیکه هیچ عمل ارزشمند در عمرشان مشاهده نشده با کدام منطق و شناخت از اسلام است ؟ مگر در اسلام برتری به غیر از تقوا است ؟ در دین شما برتری به نسب است نه نقوا

  10. با سلام ؛ خود خداوند صراحتا میگوید معصوم اند … آیه قرآن را رد کن که البته علمای طراز اول اهل تسنن هم نتوانستند .
    وقتی خود امام علی (ع) میگوید پس چه جای مجادله ؟ نه فراید السمطین کتاب بی اعتباری است و نه سلیم بن قیس هلالی انسان بی اعتبار .
    پس با سند حرف بزن .
    خداوند به حضرت یحیی (ع) هم در کودکی مقام نبوت داد ، این بر خلاف گفته خودت نیست ؟ . خداوند علم و کرامات را در هر زمانی و به هر کسی که او را شایسته ببیند میدهد .
    فضیلت در همین است که باطن را ببیند ، کسی که اینقدر خالصانه برای خداوند است باید هم معصوم شود و باطن را ببیند اینها فضیلتهایی است که یک اولی الأمر باید داشته باشد . مگر نه اینکه بدنیا آمدنش هم مورد حیرت همگان بود ؟ مگر نه اینکه رشادتهایش در جنگ احزاب و خیبر مورد حیرت همه بود ؟ تمام اینها فضیلت است و یک معصوم است که به این درجات میرسد و یک معصوم است که باطن را هم می بیند … این باطن یعنی علم غیب :

    https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&mid=246103&catid=22710

    خداوند خودش صراحتا میگوید علم غیب را به غیر از خودش هم میدهد پس این حرف کذب محض و بر خلاف خود قرآن است :

    اگر خداوند علم لدنی و باطن امور را به هر انسانی نشان بدهد تا حق را …

    بلعم باعورا هم معصوم نبود اما تا حدی علم داشت ، نداشت ؟ پس خدا به هر کسی بخواهد میدهد ولو بلعم باعورا که خود خداوند هم میدانست آخرش کارش به کجا میکشد .
    اما وقتی کسی اولی الأمر و معصوم است قطعا علم غیب را به او داده آنهم بسیار بیشتر از کسانی چون بلعم باعورا ، عصمت مطلق ائمه را حتی پیامبران هم نداشتند … آیه تطهیر در شأن ایشان نازل شده است و حدیث ثقلین هم خود حجتی دیگر است که با قرآن با هم ثقلین خوانده شده اند .
    وقتی پیامبر میگوید مدینه العلم یعنی چه ؟ به یقین علم غیب و بسیاری از علوم دیگر هم در این است و وقتی میگوید امام علی (ع) در ان است یعنی چه ؟ اینها همه حاکی از دارا بودن جمیع علوم نزد امام علی (ع) است . وقتی دست کسی را بالا میبرد و او را جانشین خود معرفی میکند یعنی چه ؟ بیقین این یعنی این فرد عین ما نیست … بشری است هماننده ما [ طبق آیه قران ] اما هیچ گاه پیامبر نگفت ذاتش هم عین ما است . این بشر بودن جسم است بله ، اما ذاتش چه ؟ آیه تطهیر نشان میدهد بشر بودنشان عین ما بود و نه ذاتشان .
    مگر حضرت عیسی (ع) نگفت : و به شما خبرمى دهم از آنچه مى خورید، و آنچه را در خانه هاى خود ذخیره مى کنید … این علم باطنی و غیب نیست ؟ .
    چرا بر خلاف قرآن حرف میزنی ؟ .
    آن کسانی که ایزد ساختند سراینده گاتها و یشتها و … بودند نه ما شیعیان . آن کسانی که غلو کردند و مشرک شدند مسیحیان بودند نه ما شیعیان ، آن کسانی که پیامبران را هم خطا کار دانستند یهودیان بودند و نه ما شیعیان و خداوند چه قشنگ همین یهودیان و مسیحیان را مشرک و جهنمی میخواند . انسان ، بخصوص ائمه از فرشتگان برتر است. پس نیمه فرشته چه صیغه ای است ؟ آنجایی که پیامبر رفت را جبرئیل هم نتوانست برود … .

  11. خداوند به حضرت یحیی (ع) هم در کودکی مقام نبوت داد ، این بر خلاف گفته خودت نیست ؟ کدام گفته !!!!!!!!!!!!!
    من با این ادعا که کسی در کودکی برای نبوت و وحی برگزیده شود کلا مخالف هستم . مسیحیان هم عیسی را انسان نمی دانند بلکه مسیح خود خدا است در نظرشان که به جسم آدمی درآمده لذا مسیح از نظر عقاید مسیحیان هم شاهد درستی برای بحث نیست .

    اما چه یحیی چه مسیح (مطابق عقاید مسلمانان درباره او ) و چه پیامبر و امامان و چه زرتشتی که مطابق عقاید مغ ها از قبل از تولد فره ایزدی داشته همگی شامل نقد من هستند .

    اگر فره ایزدی و نور خلقت در پشت من و شما هم نشسته بود طبق اعتقادات شما می توانستیم پیامبر و امام شویم ؟
    اگر خداوند علم غیب و لدنی و باطن امور را از قبل تولد بر ما عرضه کرده بود چه می شد ؟
    اگر عصمت (عدم امکان گناه ) و علم لدنی و نور خدایی در پشت پدران و عنایت ویژه الهی بر کسی قرار گیرد آیا او بشر است ؟ آیا عدالت است که اعمالش با دیگران در یک ترازو سنجیده شود ؟ شما فقط بر منبر می روید که ائمه این فضایل را داشتند و این بودند و آن بودند . خوب مگر دعوا سر فضایل ایشان است ؟
    ارزش این فضایل مطرح است . امامی که نمی تواند خطا کند و علم به ذات همه امور دارد (از لحظه تولد ) و باطن همه چیز را می بیند آیا بشر است ؟ ارزش فضایل او در چیست ؟
    آیا این عدالت است که یکی این همه ریاضت و تقوی و عبادت پیشه کند و بعد خدا به او عنایتی کند اما کسی بدون این رنج ها و مرارت ها صاحب همه عنایات خداوند شود ؟
    امامی که تمام هستی برای او خلق شده (طبق نظرات غلو آمیز شما ) اگر مثلا چند خرق عادت هم کند چه ارزشی دارد ؟
    اجنه که به بسیار بیشتر از این قادر هستند ؟!!! فرشتگان که بسیار فضایل بیشتر دارند . در میان اجنه مثلا ابلیس قرنها عبادت خداوند کرده بود ! چگونه انسان از همه ایشان برتر است ؟ فقط با قدرت اختیار و انتخاب . حالا اگر کسی با علم لدنی و امکان دیدن ذات امور و معجزه فضایلی کسب کند که دیگر انسان نیست . فرشته ای در کالبد انسان است و به اعتراف قرآن درجه اش از آدمی پایین تر است .

    خود ائمه داشتن علم غیب را تکذیب می کردند . حدیث از امام صادق است که با عصبانیت در مورد افرادی مثل شما فرمودند اینها فکر می کنند ما علم غیب داریم در حالیکه جای کنیز خود را در خانه نمی دانیم .
    در قران هم به صراحت علم غیب مختص خداوند ذکر شده . البته خداوند در مواقعی بنا به مصالح و خواست خود بعضی از امور غیبی را به صورت موردی به بعضی از نیکان عنایت می کند ولی حتی پیامبر نیز دارای علم غیب نبوده . در مورد علم لدنی نیز اصلا با فلسفه خلقت آدمی و فطرت اش سازگار نیست خداوند علم را بنابر پیشرفت و تلاش و قابلیت هرکس به او عطا می کند نه اینکه در بدو تولد به کسی همه علم را بیاموزد .
    علم در ذات خداوند هم کلا برای همه نوع بشر دست نیافتنی است چه پیامبر چه غیر پیامبر .
    این توجیهات مثل دلالت آیه تطهیر هم ارزشی ندارد . آیه تطهیر عنایت خداوند بر اهل بیت پیامبر بوده که دامن ایشان را از آلودگی پالایش کرده و این معنی یعنی آلودگیهایی که از بدو تولد تا نزول آیه بر ایشان وارد آمده همه پاک شده اند . این پاکی و طهارت ( که می تواند حمل بر هر نوع پاکی اعم از ذات و جسم باشد ) چه ربط به عصمت با ان تعریف گسترده علمای شیعه دارد ؟!!!
    برگزیدگان خدا انسانهایی بودند که با عبادت و تلاش و تحمل سختی و مرارت و هجرت و انفاق و اخلاق نیکو شایسته عنایت و لطف خداوند شدند . اگر کرامتی هم از ایشان صادر شده نه در پشت پدرانشان که بر اثر همین قابلیت و ثمره تلاش انسانی ایشان بوده .

  12. اقای مدیوماه مطلبتون خوانایی نداشت که بخونم اگه دوست داشتین پایین برام مطلبتون رو بگید .

  13. آقای فاطمی این کامنت را با کامنت بالا یکی حساب کنید ، این یادم رفته بود :

    …و برای کسانی حتی در سن کودکی همه این نعمات را به ایشان بخشیده است ؟ …

    در جواب کذب گویی ات در گفته بالا حضرت یحیی (ع) و عیسی (ع) را مثال زدم .

    تو حتی یادت نیست چه گفتی !! .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار