+
خانه / اعتبار دین زرتشتی / آگاهی های زرتشتیان بر پایه ی اساطیر و خرافات
آگاهی های زرتشتیان بر پایه ی اساطیر و خرافات

آگاهی های زرتشتیان بر پایه ی اساطیر و خرافات

به قلم جلال الدین آشتیانی (درگذشت: ۱۳۹۴ ش)
«اصولا کانُن زرتشتی (canon = مجموعه رسائل و مدارکی که اصول و شرایع یک دین را تشریح می کند) بر پایه ی اساطیر و خرافاتی که در بین فرقه های مختلف کلیساهای بسیار پراکنده و ناهماهنگ اوایل سلطنت ساسانیان رایج بود، شکل گرفت و اطلاعات قابل اعتمادی که بر مبنای تاریخ و حوادث واقعی بنا شده باشد به هیچ وجه در دسترس نبود.
جامعه ی کلیسای زرتشتی نیز در آن زمان هرگز به تحقیق وقایع اهمیت نمی داد و اصولا با این نوع بررسی به کار غریبه بود».

منبع: زرتشت مزدیسنا و حکومت، جلال الدین آشتیانی، ص ۷۸

زرتشت مزدیسنا و حکومت ص 78

زرتشت مزدیسنا و حکومت ص ۷۸

شناسنامه زرتشت مزدیسنا و حکومت

فروردین ۱۳۹۷

۳۲ نظر

  1. جناب مدیر بارها گفته ام که مبنای تبلیغ شما بر علیه دین زرتشتی است و یکی از روش های اصلی این تبلیغ و جنگ مذهبی تحریف و جابجایی معانی :
    در اینجا آقای آشتیانی صراحتا می گوید کانن زرتشتی و برای اینکه هیچ ابهام هم نباشد تعریفش می کند . این تعریف همان فقه زرتشتی است که خود زرتشتیان امروز هم معترف اند فقه زرتشتی ساسانی ربطی به زرتشت نداشته و از قواعد مخالف مرام و دستور زرتشت مثل نوشیدن هوم تا خرافات و دستورات مغان را شامل می شده .
    اینکه می گویم دین را تعریف کنید برای همین است که کانن زرتشتی را به دین زرتشتی در عنوان تغییر نام ندهید آیا این تحریف نظر نویسنده نیست خوب اگر می خواست می گفت دین زرتشتی

    حالا اگر همین تحریف را کسی با اسلام بکند و مثلا فقه سنی و فقه چهارگانه را دین اسلام بخواند شما می پذیربد ؟
    اگر برای زرتشتیان دین یعنی همین فقه و شناخت آن هم در همه دوران چرا برای اسلام از یک مفهوم دیگر استفاده می کنید ؟

    اینکه در جواب این روش اصلی تبلیغاتی پراکنده گویی کرده و پاسخی نمی دهید مشخص است که خود هم میدانید چه کار می کنید و ترجیح می دهید درب این جعبه …. باز نشود .

    • منظور آقای آشتیانی فقط فقه زرتشتی نیست. از توضیح او در پاورقی بدست نمی آید که او فقط فقه زرتشتی را بی پایه می داند. شاهد حرفم این است که این سخن را در ابتدای بحث از «زمان ظهور زرتشت» مطرح می کنه یعنی این تاریخ نیز از همین دست است. روشن است که تاریخ حیات زرتشت بحثی فقهی نیست.

      منظورم از «دین زرتشتی» آن چیزی است که امروزه دین زرتشتی می دانیم نه دین حقیقی و اصلی که زرتشت آورد، زیرا به آن دسترسی نداریم و قابل بحث نیست

  2. جناب آقای مدیر ، شخصی که دست خودش از دنیا کوتاه است در ۵۰۰ صفحه کتاب گرانسنگی در تایید زرتشت و پیام او نوشته و در صفحه صفحه این کتاب زرتشت را ستوده ، آن وقت شما بخشی از کتاب که در مورد کانن زرتشتی و انحرافات ساسانی است جدا کرده با تغییر نام” کانن” به “دین ” زیرش می نویسید به قلم “جلال الدین آشتیانی ” . همه این کارها تحریف است
    ۱- نمی توانید یک مقاله را از بخشی از یک کتاب جدا کنید و بنویسید به قلم فلانی ، در صدها ارجاع اینگونه نهایتا می نویسند “برگرفته ” یا “تلخیص ” از کتاب فلان نوشته فلان
    ۲- تعریف کانن در اصول و فروع محدود است به صرفا اسناد و مدارک در حالیکه دین شامل عقاید گذشته و حال باورمندان و روحانیت و متولیان دین، اسناد و مدارک ، پیام و رسالت اصلی پیامبر ، اماکن مذهبی و ….. همه اینها می شود . دین زرتشت هرچه باشد قطعا کانن نیست و شما با تغییر حرف و موضوع اصلی نوشته دقیقا تحریف کرده اید .
    ۳- مطلب ناصحیحی که شما از خودتان در اورده اید و دایم تکرار می کنید وباور خودتان شده است این است که “دین حقیقی و اصلی که زرتشت آورد به آن دسترسی نداریم و قابل بحث نیست ” این سخن را نه اثبات کرده اید و نه توان اثبات ان را دارید . دلیل می خواهید : فصل سوم همین کتاب با عنوان پیام زرتشت ۱۲۶ صفحه مطالب مستند با ارجاع به نظرات مختلف برجسته ترین محققین و اساتید فرهنگ ایران باستان است و در مورد : برداشت زرتشت از خدا ، توحید او ، نبرد اش با دیو پرستی و …. سخن می گوید . سوال اینجاست آیا شخصی بدون دانش پایه فرهنگ و زبان باستان می تواند راسا و بدون داشتن تاییدیه از هیچ یک از دانشمندان این علم بر مبنای تک جمله ها و پاورقی ها و برداشت های شخصی نظریه و ادعایی ارایه دهد که توسط هیچ عالمی تا کنون ارایه نشده ؟ راستی اگر دین و شخصیت و نظریات واقعی زرتشت غیر قابل دسترسی و غیر قابل بحث است این همه کتاب و مقاله و پایان نامه در مورد زرتشت لغو و بیهوده است ؟ شما که مدعی هستید هیچ کس را یارای مناظره و پاسخ به دلایل متقن !!شما نیست لطف کنید همین نظریه و دلایل اش را برای این اساتید ارسال فرموده و ایشان را از رنج بیهوده تتبع در سرگذشت و اندیشه های زرتشت برهانید .

    • عنوان را به «آگاهی های زرتشتیان بر پایه ی اساطیر و خرافات» تغییر دادم

      من که میگم دین اصلی که زرتشت آورده در دسترس نیست، نباید حرفم را اثبات کنم. شما باید اثبات کنید که دین اصلی به این دلایل اینه

      اگر بخواهید اینطور استدلال کنید که اینهمه نویسنده، دسترسی به دین زرتشتی را پذیرفته اند، در هیچ زمینه ای حرف نو برخلاف گفته ی پژوهشگران پیشین نمی توان زد! از سوی دیگر کم نیستند پژوهشگرانی که از میان ادیان، حقانیت اسلام را ترجیح داده اند. چرا زرتشتیها مسلمان نمی شوند؟ یعنی حرف اینهمه پژوهشگر بیهوده است؟ چرا حرفی را می زنید که خود قبول ندارید؟

      کجا ادعا کردم که هیچکس یارای مناظره با من را نداره؟!

      • دیدگاه سیاه و سفید شما البته امور را اینگونه می بیند . یعنی مباحث نتیجه اش یا هیچستان است یا دین حق ، نخیر جناب فاطمی نه شما بر حق هستید و نه زرتشتیان باطل
        دین اصلی پیامبر اسلام چیست ؟ نظر وهابیون نظر آیت الله خمینی نظر آیت الله شیرازی
        اصلا می تواند این دین حقه را بیان کنید ؟ چه رسد به اثبات ؟
        ابهام در سور از روشهای مغلطه است البته شما وقتی می گویید دین اصلی زرتشت در دسترس نیست منظورتان این است که هیچ چیزش در دسترس نیست و این را در مطلب هیچستان خودتان کاملا نشان داده اید .
        اما بخشی از دین اصلی زرتشت قابل اثبات است کما اینکه مثلا در مورد شخصیت زرتشت جامع دانشمندان این حقیت را پذیرفته اند و نظرات شاذ کلنز را همگی رد کرد ه اند . در این مورد مراجعه کنید به نظرات گلدنر ، هنینگز ، رایشلت ، تفضلی ، آموزگار ، بویس ، کریستنسن و دهها نفر دیگر

    • این همه کتاب و مقاله و پایان نامه در مورد زرتشت لغو و بیهوده است ؟ …

      این همه کتاب و مطلب درباره اثبات غرانیق و بت ا… رد تشیع که توسط مستشرقان و وهابیون نوشته شده است بیهوده است؟
      یعنی هرچیزی که درباره او بدون سند و منبع و دلیلی محکم و برپایه خرافات و … کتاب و مقاله نوشته شد و جمعی در حدود دو میلیون نفر آنرا قبول کردند دیگر حتما صریح و قطعی است ؟
      اگر بنا به قبول کردن اینطوری است که بالای یک میلیارد نفر مسیحی اند پس بهتر است همگی مسیحی شده و تثلیث را قبول کنند چرا که کتابها و مقالات درباره مسیحیت هم از این آیین بیشتر است … بازهم از آن استدلالهای مضحک .
      جواب این سؤال مرا اگر نویسنده خرده اوستا هم از خاک بلند شوند نمیتواند بدهد چه رسد به این زرتشتیان :

      دکتر فرهنگ مهر در کتاب «دیدی نو از دینی کهن»، ص ۱۱۵ می نویسد:
      «با آن که همه دانشمندان شخصیت تاریخی اشو زرتشت را پذیرا هستند، در باره زمان و مکان پیدایش او همداستانی ندارند.»

      و اما جهل بی حد و نصاب مشرکین :

      ژان کلنز به این گفته رأی نداده

      جیمز دارمستتر به این دیدگاه رأی نداده

      ماریان موله هم رأی نداده

      اینها از بیست پژوهشگر معتبر نتوانستند رأی بر این حرف جمع کنند

      دِ ما نمی خواستیم اینطور مفتضح بشوید

      ما نمی خواستیم مردم از شما رویگردان بشوند

      با اکثریت قاطع ، تمام دانشمندان

      پس ژان کلنز دانشمند نیست ؟

      جیمز دارمستتر دانشمند نیست ؟

      ماریان موله دانشمند نیست ؟

      این اجماع دانشمندان کجاست ؟ این آرا از کجا آمد ؟

      من میگویم :
      هیچ زرتشتی یارای مناظره با آقای فاطمی را نداشته و ابدا نمیتوانند کتابی مستدل در رد راه راستی بنویسند .

    • ۱ : ابدا تمام نظریات ژان کلنز را رد نکرده اند و برخی از آنها بر قوت خود باقیست. به علاوه اینکه در این مهم ، دارمستتر و موله هم با او هم عقیده اند .
      ۲ : لفظ دهها نفر دیگر ، کلی گویی است . بیست پژوهشگر معتبر ؟ .
      ۳ : هر کسی که ایران در زمان ساسانیان را خوانده باشد میفهمد که پروفسور کریستین سن آنگونه که از کسانی چون انوشیروان حرف میزند از زرتشت اینگونه حرف ابدا نمیزند . وقتی به گفته او نگاه میکنیم می بینیم منظور او از زرتشت سراینده گاتها بوده است ، همین ، پژوهشگران معتبر برای نام سراینده گاتها از زرتشت استفاده کردند . کریستین سن هیچ گاه درباره زندگی و حتی سال تولد او نگفت که در فلان سال است . تمام اینها حکایت از یک شخصیت مبهم است که فقط گاتها را این پژوهشگران از او میدانند اما همین شخصیت مبهم را هم از گاتها استخراج کرده اند و نه از تاریخ و این یعنی میتواند وجود نداشته باشد . و البته این برای هر عاقلی روشن است ، اما پیامبر ما را چه ؟ پیامبر ما را از قران استخراج نکرده اند بلکه در تاریخ مشهود است پس تمام پژوهشگران با اطمینان و به روشنی از پیامبر ما حرف میزنند اما از زرتشت نه .
      ۴ : جای تعجب است که کسانی چون هانس رایشلت و والتر برونو هنینگ را هم رده پروفسور کریستین سن قرار داده اید و البته بازهم تعصب بیجا و بیهوده خود را نشان دادید . بیست پژوهشگر معتبر وجود ندارد ، بله وجود ندارد .
      و اما درباره هنینگ خوب بود میدانستید این فرد ، آیینی که زرتشت آورد را ثنوی میدانست ، در کل ، به عقیده هر مستشرق معتبری که رجوع کنید تمام حرفهایش رد کامل آیین زرتشت است ، عین همین هنینگ . اما متعصبانی چون تو هر حرفی که به نفعشان است را جمع آوری میکنند ولو از هر جایی ، این طرز حرف زدن کاملا باطل است . هرچه حرف میزنی خودت و اعتبارت را کاملا زیر سؤال میبری البته که تا همین جا هم به اندازه کافی ابطالت روشن است .

  3. - ابدا ، قطعا ، هرگز ، هیچگاه …… این کلمات مزمزه زبان کسانی که حقیقت را می جویند نیست ذره ای هم اعتبار به سخنت نمی دهد وقتی حتی یک خط و یک ارجاع و یک سند در کامنت تو نیست !
    - کلی گویی نقل های تحریف آمیز تو است وقتی که اسم چند نفر می آید خود خواننده آگاه است و میداند که نفرات دیگر چه کسانی و در چه سطحی هستند
    - می تواند وجود نداشته باشد ؟!! خودت می فهمی چه می نویسی ؟ اصلا این جمله چه چیز را ثابت می کند جز تلف کردن وقت دیگران ؟
    - کریستنسن از زرتشت مثل انوشیروان سخن نمی گوید ؟ از کرامات شیخ ما چه عجب !! گرچه پنجه وا کرده شما هم یک وجب نیست !!
    - نوح و سلیمان و داود و ابراهیم و اسماعیل و …. در کجای تاریخ قرار دارند ؟ حتی موسی هم شخصیت اش اسطوره است و دلالت تاریخی ندارد . اول بروید چند واحد درس اسطوره شناسی بخوانید تا فرق اسطوره و شخصیت تاریخی را بفهمید بعد افاضه فضل کنید . از نظر مورخین حتی شخصیت های قرآن هم تاریخی نیستند مثلا هنوز کسی ندانسته ذوالقرنین کیست ؟ پس سعی نکنید ارزش شخصیت زرتشت را با ابهامات از نگاه دانش تاریخ زیر سوال ببرید آن وقت به خیلی از داستان های خیالی ساخته شده در دینتان باید جواب بدهید .
    - باز هم کم سوادی خود را با نشناختن هنینگ نشان دادی ، کریستنسن استاد تاریخ و ادبیات فارسی بوده در زبان های باستانی اوستایی کار کرده ولی در پهلوی صاحب نظر نیست . کسی منکر دانش او نیست ولی مقایسه با هنینگ کسی که بالاترین سمت در معتبرترین مرکز تحقیقات شرق شناسی جهان یعنی مرکز مطالعات شرق شناسی دانشگاه لندن را داشته و استاد مسلم زبان های پهلوی و فارسی میانه است و مقایسه او با استاد دانشگاهی در اسکاندیناوی و دانمارک !! کریستنسن در اواخر عمر ترجمه هایی از گاتها و اوستا به دانمارکی ارایه داد و دانش زبان پهلوی اش آنقدر بوده که حتی یک ترجمه مستقل یا ارجاع مستقل به کتاب ماتیکان نداده و تماما از ترجمه بارتلمه نقل کرده . البته در تحقیقات آخرش چند مقاله در مورد زندگی زرتشت و تاریخ حیاتش منتشر کرده که از خواندنش خیلی خوشحال نمی شوی .بیشتر بخوان هنوز خیلی خامی
    - بقیه حرفهایت مثل همیشه بی سند و کلی و متناقض است . حمیری اموی که توسط شما یمنی شد که هنوز یادت نرفته . قبل از اینکه کلمه همه مستشرقین را بر زبان بیاوری کمی آنرا در مغزت بچرخان تا اینقدر گنده گویی نکنی .

  4. درباره سه بند اول :

    مهمل گویی ، چه میگویی ؟ مگر همه عین تو اند که تا چیزی را بر وفق مرادشان ببینند پرکشیده و فورا قبول کنند ، من اینقدر انسان بیهوده ای نیستم ، سند تاریخی دال بر وجود زرتشت ؟ جواب مرا بده ؟ با سند حرف بزن .

    درباره بند چهارم :
    از کامنت قبلی :
    وقتی به گفته او نگاه میکنیم می بینیم منظور او از زرتشت سراینده گاتها بوده است ، همین ، پژوهشگران معتبر برای نام سراینده گاتها از زرتشت استفاده کردند .
    از ایران در زمان ساسانیان :
    زردشت با گاثاهای خود، که نوعی موعظات نبوی به شعر است، آیین پرستش مزداه را اصلاح و آن را بر پایه محکمی استوار کرد، که امروز به نام شریعت زردشتی معروف است، …
    ( منبع : ایران در زمان ساسانیان ؛…..

  5. آقای فاطمی کامنت قبل طولانی شد ، از نقطه چین اول به بعد را در اینجا می اورم :

    حرف مدیوماه : اوستایی کار کرده ولی در پهلوی صاحب نظر نیست ….

    حرف من :
    اما همین شخصیت مبهم را هم از گاتها استخراج کرده اند و نه از تاریخ و این یعنی میتواند وجود نداشته باشد .
    برای تأکید دوباره : و نه از تاریخ

    حرف مدیوماه :
    کریستنسن استاد تاریخ و ادبیات فارسی بوده در زبان های باستانی اوستایی کار کرده ولی در پهلوی صاحب نظر نیست .

    حرف من :
    اما همین شخصیت مبهم را هم از گاتها استخراج کرده اند و نه از تاریخ …
    بازهم تأکید : و نه از تاریخ …
    حرف مدیوماه :…..

    • این می تواند وجود نداشته باشد چه عبارت مزخرفی است ؟ اصلا یعنی چه ؟ سایت راه راستی هم می تواند وجود نداشته باشد . این جمله از نظر منطقی درست است ولی مفهومش چیست ؟ حداقل حرف زدن و نوشتن یاد بگیر ………. شما قرار است فردا روزی حجت !!!! اسلام باشی . می خواهی بروی منبر و مثلا بگویی آب می تواند وجود نداشته باشد ، نان می تواند وجود نداشته باشد !!!

    • اگر به این لینک بروید سایت راه راستی را میتوانید ببینید :

      http://www.raherasti.ir

      اما اگر به تاریخ بروید زرتشتی نمی بینید .
      اگر به پژوهشکده دارالحدیث هم بروید آقای فاطمی را میتوانید ببینید .
      اما اگر به اسناد ایران باستان ولو مربوط به هر زمانی بروید زرتشتی را نمیتوانید بینید .
      اگر شیر آب را بازکنید میتوانید آب را ببینید .
      اما اگر تاریخ را عین شیر آب باز کنید زرتشتی از آن بیرون نمی آید .
      پس :
      در تاریخ نه اثری از زرتشت است و نه اثری از گاتها و نه این که نسخه ای از گاتها که برای زمانی قبل از فتح اسلام باشد … پس میتواند ابدا هیچ گاتهایی وجود نداشته باشد چه رسد به زرتشت … کمی دقت … کمی دقت … پژوهشگران از نام سراینده گاتها برای زرتشت استفاده کردند … کمی دقت و بازهم کمی دقت .
      من از این حرف خیلی خوشم می آید :

      با اکثریت قاطع ، تمام دانشمندان
      پس ژان کلنز دانشمند نیست ؟
      جیمز دارمستتر دانشمند نیست ؟
      ماریان موله دانشمند نیست ؟
      این اجماع دانشمندان کجاست ؟ این آرا از کجا آمد ؟

      • …. عقل !!!!
        می تواند وجود نداشته باشد یعنی مثلا ممکن است آقای فاطمی فردا سایت راه راستی را ببندد شاید هم نبندn
        تو اگر سواد داشتی در کتاب ماریان موله می خواندی که امشاسپندان مثل رتا همه از خدایان ودایی و آریایی بودند و موله ایشان را در فصل خدایان آریایی کتاب خود آورده و صراحتا در ص ۵۳ کتابش (ترجمه آموزگار) از مقام خدایی خرداد و امرداد سخن گفته است ” از هفت امشاسپند سخن می گویند و تعیین تک تک سایر خدایان ” ص ۵۳ لذا بر مطلب من ایراد برگ جغندری نمی گرفتی که موله صراحتا می گوید در اوستا در متون غیر گاهانی امشاسپندان مقام خدایی دارند و در گاهان ایزدانی دستیار اهورمزدا همچون فرشتگان و باز هم بر قرار گرفتن این خدایان در مقابل دیوها به استناد مطالب ص ۵۳ تا ۵۸ کتاب موله . البته هر ناظر بی طرف این سایت خوب میداند چه کسی از روی شکم و تعصب عربی خودش سخن می گوید و چه کسی مستند به نظرات دانشمندان و علما و از مطالب تو مشخص است که حتی وقتی از اسلام هم سخن می گویی در عالم هپروتی . اما اگر خیلی به نظر مستشرقین در مورد ادیان علاقمندی این گوی و این میدان :
        نولدکه ، گلدزیهر ، بلاشر ،ماسینیون ،مادلونگ ، کاسانوا ، وایل ،اسپرنگر ، برتون ،موریس بوکای ،همیلتون ، موتسکی و نیوبای قایل به تحریف قرآن هستند . اگر حجت شرق شناسان برای شما معتبر است باید نظر ایشان را هم بپذیرید .

      • بازهم افراط … بازهم افراط :
        گفته ماریان موله ابدا بی اعتبار نیست و اتفاقا ژان کلنز هم به کم توانی اهورامزدا اشاره کرده است . [ صفحه ۳۹ کتابش ] . اما همین ماریان موله در کتابش اهورا مزدا را برتر از بقیه خدایان میخواند ، چرا ؟ بیراه هم نیست ، چون این یک اهوره بوده است که به این مقام رسیده ، اهورامزدا همان اهوره ناتوان است ، قبل از حرف زدن درست مطالعه کن بعد … .
        آنجا که افراط مغزش را قفل کرد و گفت :
        « اما اگر خیلی به نظر مستشرقین در مورد ادیان علاقمندی این گوی و این میدان : »
        میخواهی بی مطالعگی ات آشکار شود ؟ :
        وقتی از زرتشت اثری در تاریخ نیست ، زرتشتیان اند که برای وجود این فرد بخصوص شخص فرهنگ مهر دست به دامن مستشرقین میشوند و ما هم برای پاسخ به آنان از مستشرقین نظر می اوریم . ما برای تحریف قرآن کاری به مستشرقین نداریم که زدی به جاده خاکی ، اما بهر حال چون درست نمیفهمی :
        از یک مستشرق که ۴۰ سال در زمینه اسلام و قرآن کار کرده باشد [ هماننده ژان کلنز ] و ترجمه کاملی از قرآن ارائه داده باشد [ بازهم هماننده ژان کلنز ] که در حیطه صرف و نحو عربی مورد تأیید متخصصین باشد و دانش او در زمینه صرف و نحو عربی هم مورد تأیید دانشمندان این حوزه باشد [ هماننده دارمستتر و ... ] و یا اولین ترجمه فارسی قرآن را ارائه داده باشد [ هماننده دکتر پورداود ] نـــــقـــــل قـــــول برای تحریف قرآن بیاور ؟ . اگر نتوانستی بی مطالعگی خودت را بر همگان اشکار کردی .
        تمام شخصیت های فوق که گفتم یا به تحریفی بودن گاتها و یا به نبود زرتشت و … اذعان کرده اند .
        و الله لایهدی القوم الجاهلین .

  6. سند تاریخی دال بر وجود حضرت نوح (ع) :
    ۳ کتاب دینی از ایشان حرف زده اند … در دو کتاب تناقضات و تحریفات دیده میشود اما یک کتاب … الهی بودنش اثبات و تناقضی هم ندارد و کسی که انرا آورد در تاریخ معلوم و تاریخ گواهی میدهد که این فرد ادعای پیامبری کرده و این کتاب هم متعلق به اوست ، حال که مشخص شد یک فردی وجود دارد که ادعای پیامبری کرده و این کتاب هم متعلق به اوست میتوان این کتاب را بررسی کرد … و الان که مشخص شد دارای بلاغت و اعجاز است به علاوه سنت آن فرد و معجزات خود و جانشینانش که یقین حاصل میشود پیامبر بوده است پس متن این کتاب هم وحیانی است و حال که وحیانی شد … پس به یقین کلمه به کلمه اش صحت دارد و اما درباره گاتها و زرتشت :
    ۱ : هیچ اثری از زرتشت نیست .
    ۲ : هیچ اثری نیست که گاتها برای او باشد .
    ۳ : هیچ اثری نیست که زرتشتی باشد تا ادعای پیامبری کرده باشد و بگوید گاتها وحی است [ جدای از اینکه خود زرتشتیان هم میگویند که کتاب وحیانی ندارند ] .
    پس تا اینجای کار :
    الف : تاریخ به وجود محمد بن عبدالله (ص) گواهی میدهد .
    تاریخ برای زرتشت گواهی نمیدهد و از وی اثری نیست .
    ب : تاریخ به ادعای…

    • نوح در قرآن اسطور ه و نمادین است و شخصیت تاریخی واقعی که کشتی بسازد و از هر حیوان یک جفت در آن بیاورد با عقل و منطق بشری سازگاری ندارد داستان حیوانات کشتی نوح امروزه به سادگی توسط دانشمندان جانور شناس قابل رد کردن است . مثلا گونه هایی از پزندگان شبیه به هم مانند سار وجود دارد که فسیل آنها هم پیدا شده و این گونه ها بیش از بشر قدمت دارند . تعداد گونه های پرندگان و جانوران آنقدر زیاد است که در یک کشتی نمی توان آنها را جای داد . بعضی از انواع جانوران اصلا با یک جفت امکان حیات ندارند .قرآن اسطوره و داستان نوح را بیان کرده نه شخصیت تاریخی نوح را . اگر بودن نام نوح در قرآن یعنی واقعیت تاریخی او به همین استناد هم بودن نام زرتشت و حتی روایاتی اسلامی که بر وجود داشتن زرتشت تاکید کرده اند در خود منابع اسلامی دلیل تاریخی وجود زرتشت است . دانشمندان حقیقت تاریخی را با معیارهای علمی تاریخی می سنجند و بودن نوح و عمر بسیار بلند او با هیچ منطق علمی سازگار نیست .
      اما ما این حقیقت را می پذیریم چون ایمان داریم . در مورد قرآن و تحریف شدن آن و مسایل مربوط به بلاغت و … آن نیز دعوی بسیار است و دلایل به اصطلاح علمی شما در اثبات قرآن اگر ایمان به قرآن نباشد پشیزی ارزش ندارد و با این دعاوی نمی توانید چیزی را ثابت کنید که اگر ثابت کردنی بود همانگونه که تمام بشر نسبیت انیشتین را پذیرفت این را هم می پذیرفت .
      شما در ذهن معیوب خود فرض کرده اید همه چیز اسلام با متر علم اثبات کردنی است . این توهم را حتی بزرگان شما ندارند .
      که تمام اعتماد و اعتبار و مشروعیت اسلام از ایمان مسلمانان آمده و بسیاری از مسایل و مندرجات اسلام با عقل و منطق بشری سازگاری ندارد از زرتشتیان می خواهید که با متر علم و منطق همه چیزشان را اثبات کنند کاری که خود شما در مورد اسلام از انجام آن عاجزید . پس لاف بیهوده نزنید و دعوی گزاف نکنید که در عقاید و برهان خود شما در دینتان خلل و سستی بسیار وجود دارد و اگر ایمان نباشد همه این استدلال ها بر باد است و به تاویلی و تحریفی و تقلبی هر کسی برای تعصب خود دلیل می تراشد .

  7. آقای فاطمی ببخشید کامنت قبل طولانی شد ، نیمی از آن را اینجا می اورم ، نیمی از کامنت فوق را حذف کنید . بازهم ببخشید :

    پس :
    ۱ : وقتی کتابی وحی نیست نمیتوان به آن استناد کرد .
    ۲ : وقتی کتابی منتسب به شخصی است که نه اثری از او در تاریخ است و نه ادعای پیامبری کرده است نیز نمیتوان به ان استناد کرد .
    از همه اینها که بگذریم :
    الف : تحریف و پاشیدگی در قرآن نیست و این قران همان قرآنی است که پیامبر ما آورد .
    تحریف و پاشیدگی در گاتها است و این گاتها همانی نیست که زرتشت آورد .
    ب : بلاغت در قرآن مشهود است اما بلاغتی در کتابی تحریف شده که زبانش منسوخ نیز شده است نیست و البته متنی شبیه به آن یعنی ریگ ودا هم است .
    ج : معجزه ای در گاتها نیست که بگوییم بشر عادی از دانستن آن ناتوان بوده است کما اینکه ریگ ودا هم بوده است .
    قرآن کم نیست از معجزات و حرفهایی که نشان میدهد یک بشر عادی نمیتواند آن را بگوید : هماننده گرد بودن و علق در قرآن که از جمله اعجاز قرآن اند .
    د : پیامبر ما و جانشینانش [ همچون امام علی (ع) هماننده فتح خیبر ] با اخلاق و معجزاتشان پاک بودن و بسیار بلند مرتبه بودن خود را اثبات کردند چنانکه در سنت پیامبر جز پاکی و …..

    • آره عزیز جان فقط تو خوبی !!!! لاف و ادعا و سخن گزاف بدون یک سند و دلیل انگار که همه مردم پای منبر حجت !!! الاسلام نشسته اند تا حقایق نا مکشوف الهی برایشان مشخص شود و این کلی گویی ها که قرآن همه اش معجزه است و گاتها اصلا اعجازی ندارد و هیچ برتری بر قرآن ندارد پشیزی ارزش علمی ندارد .
      اعجاز گاتها همین است که زبان اوستایی مربوط به مردمان ۳۰۰۰ یال پیش را تا امروز برای ما حفظ کرده و حداقل در قدمت بر قرآن برتری دارد . زور بیخود نزن که از تو نهایتا یک شیپورچی و تبلیغاتچی بیشتر در نمی آید .

      • آقای فاطمی ای کاش دو کامنت را کامل پخش میکردید طولانی نبود دو قسمتش کردم ، اما به هر حال شما صاحب اختیارید و این کار شما هم برای من محترم است . بگذریم :

        آقای فاطمی و خوانندگان این فرد چه میگوید ؟ دلش از کجا پر است ؟ با این طرز بی منبع و سند حرف زدن و مدام طفره رفتن از جواب … کامنتهای من بر همگان هویداست .
        در تعجبم از اسلام پوچ و خرافاتی کسی که میگوید اسلام با علم و منطق سازگار ندارد اما خود را مسلمان میداند !!!! در تعجبم از اسلام این نامسلمان . الحمد لله یک لحظه ام یقین نداشته ام که تو مسلمانی ولو یک لحظه . کسی که پیرو دینی باشد که خود آنرا با منطق و براهین علمی سازگار نمیداند پس … عجب دین و آیین پوچی دارد …
        و این که گفتی : گاتها هیچ برتری بر قرآن ندارد پشیزی ارزش علمی ندارد [ آنهم گاتهای تحریف شده و دارای تناقض که یک نسخه مربوط به قبل از اسلام از انها موجود نیست ] … البته که شما استاد زبان عربی و زبان اوستایی و دانشمند و خلاصه همه کاره اید … ای پیامبر مدیوماه ما به نظر شما احترام میگذاریم .
        الحمد لله که ذاتت دارد مدام روشن و روشن تر میشود الحمد لله .

        • اگر سواد داشتی از نظر آقای مصباح هم اسلام کلیت اش با منطق و علم سازگار نیست و اصلا ادیان بر مبنای براهین علمی متولد نشده اند . نه عیسی و نه موسی و نه پیامبر اسلام در دعوت به دینشان از روش علمی تبعیت نکردند بلکه دین خدا را بیان کردند و اگر قرار بود دین خدا با عقل ناقص همچو تویی اثبات شود که این همه بحث های کلامی و بین مذاهب وجود نداشت .
          مشخص است که نمی توانید در همه صفات قرآن را از همه چیز برتر بخوانید مثلا در حجم در قدمت در تعداد باورمندان به کتب آسمانی مثلا تعداد معتقدین به انجیل بیشتر است . حالا مثلا اگر کسی از روی تعصب گفت معتقدین به قرآن بیشتر از معتقدین به انجیل هستند او مسلمان است و کسی که حقیقت را می گوید نامسلمان !!!
          دست از این تعصب کور و جاهلانه و پیروی از عقاید خرافی بردارید . دیدن واقعیات به دینداری بسیار نزدیک تر است تا پیروی کورکورانه و متعصبانه از عقاید قدما
          در بدیهیات هم ان قلت وارد می کنید ؟!!! مشخص است که قدمت گاتها از قرآن بیشتر است . زبان گاتها زبان ۳۰۰۰ سال پیش است . یا مثلا کسانی هستند که جاهلانه مدعی اند در قرآن حتی در اعراب هم اختلاف وجود ندارد پس قرائات چند گانه قرآن قصه است ؟

        • من جواب این حرفت را بطور کامل دادم و منظور آیت الله مصباح هم براهین علمی نبود چون خودش از همین براهین علمی چه فلسفی و چه منطقی و چه تاریخی و … برای اثبات اسلام و شیعه استفاده میکند من این جواب را به تو داده بودم و قیاسی کامل هم در پست مربوطه انجام داده بودم .
          چقدر جاهل است کسی که دینش با براهین علمی سازگار ندارد ، مرتد عاقل تر از توست واقعاً عاقل تر از کسی است که دینش سازگار با براهین علم نیست اما … اما بازهم پیرو آن دین می ماند ، قبلاً هم گفتم پیش فرضهای بدرد نخورت همیشه در بحث کار دستت میدهد . آنکسی که خرافی است تویی که دینت با براهین علمی سازگاری ندارد تویی که خرافی هستی … جهل تا چه حد ؟ . ما در همه صفات ، در همه صفات قران را برتر از تمام کتب الآن میدانیم ، مگر آن انجیل و تورات اصلی .
          قدمت ریگ ودا هم با گاتهاست ، قدمت بیانگر چیزی نیست جدای از اینکه نسخه ای از گاتها ولو برای زمان ساسانیان هم نبوده و همه اش تقریبی است . چه میگویی ؟ قدمت صحف ابراهیم اما از همین قدمت گاتها بیشتر است و این قران تصدیق کننده همان است و حرفهایش نیز حرفهای همان صحف ابراهیم است مگر در مواردی چون پیامبران بعد از ان حضرت و برخی از احکام . پس بازهم قدمت آن بیشتر است . و اما کتیبه ها … اساطیر … این همه متن کهن داریم ، جهل تا چه حد ؟ تا چه حد ؟ کتاب تحریف شده و ناقص و نامفهوم آنوقت این شده سند ؟ کتابی که برای زمانی دراز است و ابدا نویسنده یا نویسندگانش هرکه بوده معلوم نیست اصلا مدعی پیامبری بوده یا نه چون در تاریخ اثری از او نیست آنوقت این را با چه قیاس میکنی ؟ جهل تا چه حد ؟
          در قرائت اختلاف است ؟ واعجبا … میگویم عربی بلد نیستی ، اختلاف در قرائت تحریف و تناقض و لطمه ای به قرآن وارد نمیکند ، البته استعداد تو حتی در همان زبان اوستایی هم صفر است پس اگر بگویم برو عربی یاد بگیر آنچنان افتضاح میشوی که همانطور که دکتر پورداود و هاشم رضی را به خیال خودت هرجا کم می آوردی زیر سؤال میبردی می ایی و زمشخری و … هم زیر سؤال میبری ، پس بهتر است توصیه نکنم بروی عربی یاد بگیری . مخلوقی نادر و عجیب .

          • نمونه کامل نابینایی در اثر تعصب :
            قرآن قدمتش از گاتها بیشتر است چون همان صحف ابراهیم است !!!!! تنهایی به این نتیجه محیر العقول رسیدی ؟!!!
            قرآن در همه صفات برتر است ؟!!!! نادان بعضی از صفات بد هستند بعضی از صفات خنثی هستند . مثلا تعداد صفحات قرآن از همه کتب بیشتر است ؟
            حالا مثلا می آید جواب می دهد فقط یکی از حروف مقطعه از همه کتب بشری بزرگ تر است !!!!! جهالت عربی تا چه حد ؟!!!!!
            می گوید اختلاف قرائت تحریف و جابجایی در حرف نیست ؟!!!! بی سواد کتاب ابن قتیبه دینوری را بخوان که ۷ نوع اختلاف قرائت قران در آن ثبت شده در چهار مورد این اختلاف تغییر در معنا ایجاد می کند کالعهن المنقوش در این قرائات به صورت کالصوف المتفوش هم خوانده شده . این تحریف نیست ؟ هم صورت و هم معنا کاملا عوض شده یا وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ که به صورت طلع خوانده شده حتی در قرائاتی جای دو کلمه کاملا عوض شده وَ جاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِ که جای موت و حق عوض شده . گاهی ضمایر متصل جا افتاده یا اضافه شده مثل ما عملت ایدیهم که ماعملته هم قرائت شده .
            از همه جالب تر وجود تفاوت در نحو عربی قرن یکم هجری بوده به صورتی که مناطق مختلف نجو متفاوت داشته اند .

        • آنقدر بی مطالعه که … :
          اختلاف قرائت در قرآن ابداً هیچ تغییری در معنا و مفهوم ایجاد نمیکند بطوری که مراد کلا چیز دیگری شود بلکه کاملا جزئی وناچیز است ، مکاتب بصری و کوفی و جمهور ، وقتی مختلف قرائت میکنند نهایتش ابداً نه قرآن را تغییر میدهند و نه جابجایی است ، جهل تا چه حد ؟ اسم کتاب را برای خودت بیاور و برو مطالعه کن تا بفهمی تغییری ایجاد نمیشود حرف من چه بود ؟ :
          اختلاف در قرائت تحریف و تناقض و لطمه ای به قرآن وارد نمیکند ،
          جاهل … لطمه ای به قرآن نمیزند ، تناقض ایجاد نمیکند ، چرا بی مطالعه ای ، یعنی پرت تر از تو ندیدم که اصلا هیچ چیز را نمیفهمد .
          آخر یک کم برو با یک استاد مشورت کن ، و اما درباره عوض شدن جای کلمه !!! واعجبا با خودت نگفتی این حرف اصلا اعتباری ندارد ؟ و بهتر است ولو برای آبروی خودم هم که شده آنرا نقل نکنم ؟ در کجای مسابقات بین المللی و یا اجماع یکی از مکاتب بصری و یا کوفی و یا در جمهور ولو در یک آیه قرآن این بوده است که جای دو کلمه را در قرائت عوض کنند ؟ باز هم مهمل گویی … بازهم همل گویی .
          و اما قدمت :
          الحمد لله که هر خواننده عاقلی روز به روز دارد میفهمد که تو اگر مسلمان باشی پس مسلمان کیست ؟ :
          قرآن تصدیق کننده کتابهای پیش از خود است و صحف ابراهیم از جمله کتابهای الهی پیش از قرآن بوده است و حرف قرآن هم همان حرف صحف ابراهیم است مگر در پاره ای از موارد ، پس در حقیقت قرآن یک نسخه از صحف ابراهیم که نه همان حرفهای خداوند است که به حضرت آدم (ع) گفت اما با مساولی و محتویاتی به اقتضای گذر زمان و پیشرفت بشر بیشتر . و اما کذب حرف تو اینجا بود که ادعا میکردی … ادعا میکردی … قدمت گاتها !!! واعجبا از این حرفهای کذب .
          درباره صفات :
          کدام کتاب الهی است که صفحاتش از قرآن بیشتر بوده است ؟ کدام کتاب الهی ؟ کدام کتاب الهی سالم مانده تا تازه بفهمیم که صفحاتش چقدر بوده است ؟ . درباره صفت هم هر عاقلی میداند منظور من از بکار بردن لفظ صفت و برتر (با هم ) یعنی چه ولی خب از تو این حرفها بر می اید .

          • حالا ببینیم متعصب و جاهل و بی مطالعه و بی سواد کیست :
            - می گوید “اختلاف قرائت در قرآن ابداً هیچ تغییری در معنا و مفهوم ایجاد نمیکند”
            به این سایت مراجعه فرمایید : http://wiki.ahlolbait.com/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D8%AA_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86
            آیتم شماره ۳ : اختلاف در حروف کلمه که در معنا تغییر ایجاد کند
            آیتم شماره ۲ : اختلاف در حرکات که تغییرى در معنى ایجاد کند
            آیتم شماره ۵ : اختلاف در حروف که معنى و شکل را تغییر مى دهد
            - “و اما درباره عوض شدن جای کلمه !!! واعجبا با خودت نگفتی این حرف اصلا اعتباری ندارد ؟ و بهتر است ولو برای آبروی خودم هم که شده آنرا نقل نکنم ؟ ”
            همین سایت آیتم شماره۶ : اختلاف در تقدیم و تأخیر مانند؛ «وَ جاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَقِ» که به صورت «و جاءت سکره الحق بالموت» یعنى به صورت تقدیم «الحق» به «الموت» قرائت شده است.
            نمی دانم آبروی من رفته یا آبروی تو یا آبروی سایت اهل بیت و مهمل گو چه کسی است در اینجا مشخصا جای دو کلمه عوض شده است . قضاوت با خوانندگان
            - اما استناد به مسابقات و …. مانند آن است که یهودیان و مسیحیان امروز به نسخه انگلیسی تورات و انجیل استناد کنند که کاملا یکسان است . در اسلام هم در تمام ممالک اسلامی نسخه قرآن مطبوع به روایت حفص از عاصم است و مشخص است که در این کتب تفاوتی وجود ندارد . اما سایر قرائتها تخیل ابن قتیبه و سایت اهل بیت نیست این اختلاف ها در کلمات و شکل آنها وجود داشته و در کتب بسیاری مستند گردیده است.
            - چنان از قیود ابدا و اصلا و …. استفاده می کند که گویی بر او وحی می شود . این تفکر خود حق بینی وقتی با جوانی و خامی و بی سوادی ات ترکیب می شود معجون مضحکی از تعصب و حماقت می سازد که آدمی نمیداند به ان بخندد یا گریه کند .

          • بیسواد ، یک قرائت مورد قبول شیعیان است و در کل هم ۷ قرائت معتبر است ، آخر بی مطالعگی تا چه حد ؟ قرائت عاصم هم مورد تأیید شعیان است ، نمیدانم لینکی میگذاری که خودت باید آنرا بخوانی جهل تا چه حد ؟ من دارم میگویم قرائات قرآن ، نکند میخواهی این قرائت را هم اضافه کنی :
            https://www.aparat.com/v/nP6VQ
            سر بحث تحریف قرآن آمدی و اسم یک کسی که عالم درجه چندم است را گذاشتی … واعجبا که طوری وانمود کردی و گفتی در کتب اربعه است و … بی مطالعه :
            در مسابقات بین المللی فقط قرائات معتبر و اصیل خوانده میشود نه قرائاتی که هر انسان جاهلی میتواند در بیاورد پس :
            برای آوانس دادن به تو هم که شده از هفت قرائت نمونه ای بیاور که جای کلمه را عوض کنند و در قرآن لطمه و تناقض ایجاد کنند اگر چه که شیعه یک قرائت را که به امیرالمؤمنین (ع) میرسد قبول دارد … گفتم با یک استاد برور مشورت کن اما بحث را سرسری میگیری … سر سری … یعنی هنوز اعتبار مسابقات بین المللی را نمی فهمی ؟ جهل تا چه حد ؟ . تا کی میخواهی اینطور بی منبع و مستدل حرف بزنی تا کی ؟ .

            • جهل و تعصب تو بر همگان روشن است . حداقل به اندازه کودک دبستانی زمان را درک کن . جاهل قرائات هفت گانه کدام یک به تایید امام علی رسیده ؟ آخر کدام کودک دبستانی ادعا می کند چیزی که سالها بعد از حضرت علی ایجاد شده به تایید او رسیده ؟ قرائت حفص از عاصم را کدام موجود بی نوایی غیر از تو مدعی شده که به تایید حضرت علی رسیده ؟
              بیچاره قرائات سبعه را ابن مجاهد در زمانی تدوین کرد که آخرین امام شیعیان هم غایب بود !!!! حود قراء سبعه بعد از سال ۵۰ ( یعنی ۱۰ سال پس از شهادت امام علی (ع)) به دنیا آمده اند !!!!
              به من می گوید که لینک خودم را نخوانده ام !!!!
              “قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح ترین قراآت دانسته اند. روایان وی عبارتند از: حفص و ابوبکر عیاش.”
              در این مطلب به صراخت بی سوادی و بی اطلاعی تو آشکار است :
              اینکه می گویی یک قرائت مورد قبول شیعیان است در حالیکه در اینجا لفظ قاطبه به کار رفته یعنی اکثریت نه همه شیعیان غلط اول تو
              غلط دوم همین قرائت عاصم هم یک روایت ندارذ وروایت عیاش و حفص یکی نیستند و هر دو از عاصم روایت کرده اند .
              اما همه این درشت گویی ها برای این است که اصل داستان فراموش شود
              من گفتم که جاهلانی مثل تو هستند که مدعی اند یک فتحه و کسره قران هم جابجا نشده در حالیکه همین روایت عیاش و حفص هم در اعراب تفاوت هایی دارند

              تمام نمونه های بالا از قرائات هفت گانه و ده گانه هستند که جابجایی کلمه هم در انها هست .
              امان از جهالت .

            • نمونه ای از هفت قرائت که کلمه در آن جابجا شده باشد . وقتی جواب نداری پس چرا مهمل گویی میکنی ؟ .
              روایت عاصم به امیر المؤمنین میرسد و کامل مورد تأیید و اعتبار است ، بی مطالعه ، بی دقت هم شدی ؟ . حرف من که در کامنتهای قبل نیز بیان کردم :
              اختلاف در قرائت تحریف و تناقض و لطمه ای به قرآن وارد نمیکند ،

              نمونه ای از اختلاف بین هفت قرائت که قرآن را تحریف کند و یا لطمه بزند و یا معنی را کلا عوض کند تا بتوان اسم تناقض را بر او گذاشت.
              ۱۰ قرائت در دین و کتاب تو است و نه در اسلام و قرآن .
              چطور است شیعیانی را هم که قرائت عاصم را بی اعتبار میدانند بگی جاهل ، هفت قرائت مورد تأیید همه است اما از نظر اعتبار شیعیان یک قرائت را قبول دارند ، و اما :
              راویان وی … آخر بی مطالعه اگر ارزه داشتی راویان را زیر سؤال میبردی . وقتی نمیتوانی پس چرا بیخود حرف میزنی ؟ .

              فکر کردی میتوانی بحث را عوض کنی ؟ این کار ها را برو و در سایتهای زرتشتیان انجام بده و نه در اینجا .

  8. باید قبول کنیم که زرتشت در وضع قواعد و اصول خود مهارت فراوانی داشت .
    بطور کلی بابد گفت دین زرتشت ، دین برجسته ای است که نسبت به سایر دین های معاصر ،
    کمتر جنبه جنگ طلبی ، خونخواری ، بت پرستی و خرافه جویی داشته است
    و به همین جهت روا نبود که به این زودی از جهان برافتد .
    مورخ ، نویسنده و فیلسوف آمریکایی ویل دورانت : مشرق زمین تاریخ تمدن صفحه ۴۷۰

  9. باز این متقلب فکر کرده با عوض کردن موضوع می شود مردم را فریب داد . جناب بحث عوض کن و تقلب کار شیاد :
    ۱- اصل حرف من این بود که شما زیاده گویان و غالیان دروغ هایی به مردم می گویید که کذب بودنشان معلوم است . می گویید حتی یک حرف از قرآن جابجا نشده پس این همه اختلافات در فتحه و کسره و فعل امر و متکلم در همین قرائات سبعه در چیست ؟
    ۲- حرف من را با این جمله که اصلا وجود اختلاف در قرائت و جابجایی کلمات حرف مفت و بی ارزش است پاسخ دادی . ثابت کردم که در قرائات مختلف حتی جابجایی کلمات هم وجود دارد و مثلا و جاءت سکره الموت بالحق و سکره الحق بالموت که یک روایت مشهور و عام دارد اما عبدالله ابن مسعود و ابوبکر نظرشان خلاف روایت مشهور است . این یعنی یا اولی درست بوده و عموم و قراء سبعه جای کلمات را عوض کرده اند یا برعکس عبدالله ابن مسعود و ابوبکر عوض کرده اند و در هردو حالت فرقی ندارد این نشان می دهد که حتی در میان صحابه کبار هم صحبت اختلاف در جابجایی کلمات قرآن وجود داشته
    .
    جالب است که من اصلا در اعتبار این جابجایی سخن نگفتم .در پاسخ تو نادان که می گویی طرح این موضوع هم غلط است و اصلا موردی ندارد و اعتبار ندارد این موضوع طرح شد وخوب جناب متقلب در تفسیر قمی و تفسیر ابن کثیر همین جابجایی نقل شده است . اگر نقل این جابجایی بی آبرویی است پس اول سراغ صاحب تفسیر قمی برو که چرا مطرحش کرده !!! دیدی که روز به روز شیادی و تقلب شما بیشتر رو می شود . اما وقتی که در این تگنا گیر افتادی و آبرویت رفت پاسخت این بود که بگویی ” نه بگو کدام یک از هفت قرائت رسمی کلماتش جابجا شده ؟ ” این چه ربطی به حرف من دارد . مگر من از قرائت رسمی صحبت کردم . این بنده متقلب خدا قرائات هفت قاری را با هفت وجه اختلاف قرائت ابن قتیبه یکی کرده تا باز هم دستش در تقلب و حیله گری بیشتر رو شود : “ابن قتیبه مى نویسد: «وجوه اختلاف قرائات را هفت وجه یافتم.یکی از این هفت وجه جابجایی در تقدم و تاخر کلمات است .
    من مثل تو از روی معده حرف نمی زنم برای هر مطلبی که نقل می کنم حداقل دو سند دارم . پس در اینجا آبروی تو رفت که نقل چیزی توسط من و ابن قتیبه و تفسیر قمی و ابن کثیر را بی آبرویی خواندی .
    حالا باز هم مثل … دم بریده بیا بگو این در کجای قرائات هفت گانه است اول برو فرق هفت وجه اختلاف قرائات و قرائات هفت گانه را یاد بگیر بعد آبروی خودت و هم پالکی هایت را ببر .

    • پاسخ به یک بیمار :
      گفتم یک نمونه از قرائات که کلمه در آن جابجا شده باشد که جوابی نگرفتم .

      مگر نمیگی فلان کتاب و … ، خب بگو ، یک نمونه از هفت قرائت که کلمه در آن جابجا شده باشد ، فقط یک نمونه از تو خواستم ، واعجبا از این ذهن بیمار تو .
      مگر نگفتی اختلاف است ؟ من هم گفتم نه تحریفی و نه تناقضی و … نیست ، خب یک نمونه از هفت قرائات را بیاور . مگر نمیگویی … بیاور یک نمونه اش را . بچه جان ، یک نمونه از قرائات هفت گانه را که کلمه را جابجا کند بیاور .
      فهمیدی ؟ فهمیدی بچه جان ؟ یک نمونه بیاور تا جایزه ات بدهم … فقط یک نمونه از قرائات هفتگانه . همین .
      من چیز زیادی خواستم ؟ . به من ربطی ندارد اختلاف بین چندین قرائت [ چونانکه بین چندین تفسیر از مذاهب مختلف و ... است ] این هم یک نوع قرائت که از جابجا کردن کلمه بدتر است :
      https://www.aparat.com/v/nP6VQ
      اما مسلمانان و البته در مسابقات بین المللی فقط هفت قرائت را قبول دارند ، مسلمانان فقط هفت قرائت را قبول دارند فهمیدی گلم ؟ ، بقیه به من ربطی ندارد برو و در مذهب خودت از آنان استفاده کن . خب بچه حان تو هم یک نمونه از هفت قرائت معتبر را بیاور که جای کلمه جابجا شده باشد ، تا بعد بتاونی بگویی قرآن هم شبیه گاتها مشکل دارد ، فقط یک نمونه ، همین . اما اگر نتوانستی بچه دروغگویی میشوی . و البته حقانیت قرآن نیز بر همه اثبات میشود که یک ذره هم شبیه گاتها در تحریف و نفهمیدن و … نیست .
      فهمیدی ؟ اگر به تو یارانه کم میدهند و ما غالی هستیم و … به من مربوط نیست ، فقط یک نمونه از هفت قرائت که جای کلمه جابجا شده باشد .
      حالا اگر تونست …

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی