+
خانه / مناسبت ها / محرم و اربعین / خاطرات کوتاه از پیاده روی اربعین ـ سال ۱۳۹۴ (۸) / روش نیابت
خاطرات کوتاه از پیاده روی اربعین ـ سال ۱۳۹۴ (۸) / روش نیابت

خاطرات کوتاه از پیاده روی اربعین ـ سال ۱۳۹۴ (۸) / روش نیابت

به قلم مدیر سایت


روشم برای اعمال نیابنی را می گویم. برای هر قدم پیاده رفتن برای زیارت امام حسین(ع) ثواب های قابل توجه در احادیث ذکر شده است. یکی از برنامه های من هنگام پیاده روی این بود که نیت می کردم: از اینجا هر قدمی که بر می دارم به نیابت از مثلا پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها باشد از آخرین نفری که از دنیا رفته تا بالا یا برای پیامبران باشد به ترتیب آخرین نفری که وفات یافته یا دوستان یا کسانی که رحم به حساب می آیند یا … یا هر کسی که به یادم می آمد.


وقتی که به حرم یکی از امامان می رسیدم، دائم افراد خاص ـ از زنده و مرده ـ به یادم می آمد و به نیابت آنها سلام به آن حضرت می دادم و به این صورت ثواب سلام را هدیه به آن شخص می کردم و نیز به سبک پیاده روی، افراد را به شکل گروهی نیت می کردم.

یک خاطره


دلیل روش من در زیارت نیابتی، قضیه ی زیر است.


سال ها پیش، از آیت الله سید نورالدین شریعتمدار جزایری ـ از استادان حوزه علمیه قم ـ مطالبی خواستم که جایی نوشته نشده باشد. ایشان دفتر خاطراتش که در طول سال ها نوشته بود، به من امانت داد و این خاطره را در آن دیدم:


برادرم حجت الاسلام جزائری مرحوم شد. پیرمردی عرب، برادرم را با شخصی دیگر به همین نام اشتباه گرفته بود و در مجلس ختم شرکت کرد. پس از مجلس این خاطره را تعریف کرد:


در بازار کربلا با دوست همکارم قرار گذاشتیم هرکداممان که زودتر از دنیا رفت، به خواب دیگری بیاید و از آن دنیا خبر دهد. پس از درگذشت دوستم، هرچه انتظار کشیدم به خوابم نیامد. پس از چندین روز به خوابم آمد. از او پرسیدم: چرا به قولت عمل نکردی؟ گفت: من و ۹۹ نفر دیگر تا دیشب در زندان بودیم. تا اینکه دیشب (شب جمعه) حجت الاسلام جزائری قبل از اذان صبح آمد و همه ی ما را از زندان آزاد کرد.


از خواب که بیدار شدم سراغ آقای جزایری رفتم و قضیه را برایش تعریف کردم و پرسیدم: دیشب چه کردی که من چنین خوابی دیدم؟


ایشان گفت: دیشب که مصادف با شب جمعه بود، قبل از اذان صبح به حرم امام حسین(ع) رفتم و تسبیحی صدتایی دست گرفتم و هرگاه می خواستم به حضرت سلام دهم یکی از اموات را نیت می کردم و مثلا می گفتم: «السلام علیک یا ابا عبدالله». دوست تو یکی از آن صد نفر بود.


پیرمرد عرب افزود: دلیل حضورم در این مجلس ختم این بود که این مرحوم را با حجت الاسلام جزائری که در کربلا دوستمان بود، اشتباه گرفتم.




آیت الله سید نورالدین جزایری

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی