+
خانه / شخصیت ها / شاعران / قرن پنجم / فردوسی / بستن دروغ به فردوسی / عمر کرد اسلام را آشکار!
بستن دروغ به فردوسی / عمر کرد اسلام را آشکار!

بستن دروغ به فردوسی / عمر کرد اسلام را آشکار!

به قلم مدیر سایت
در فضای اینترنت ابیات زیر را به فردوسی نسبت داده اند:

عمر کرد اسلام را آشکار
بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دوان بود عثمان گزین
خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول

نرم افزار شاهنامه با استفاده از نسخه های معتبر و متعدد این کتاب از جمله چاپ مسکو تهیه شده است اما چنین بیت هایی در آن نیست.
این ابیات در سایت گنجور آمده اما ملاحظه ی قبل و بعد آن حکایت از جعلی و افزودگی به شاهنامه دارد. عبارت سیاه شده در زیر، نمی تواند سخن پیامبر(ص) باشد. آن حضرت پیش از روی کار آمدن خلفا نمی گوید: عمر این کارها را کرده است یا خود پیامبر نمی گوید: «که او را به خوبی ستاید رسول» 

به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی

که خورشید بعد از رسولان مه
نتابید بر کس ز بوبکر به

عمر کرد اسلام را آشکار
بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دوان بود عثمان گزین
خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول

که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست

در نرم افزار شاهنامه بیت های فوق به صورت زیر درج شده است:
به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی

که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست

مرداد ۱۳۹۴

۲۲ نظر

  1. سلام

    نرم افزار قابل دستکاری است. بهتره چند نسخه معتبر شاهنامه مثل شاهنامه آقای جوینی باهم تطبیق شود و حتی با نسخه های قدیمیتر شاهنامه بررسی شود.

    همین گنجور که شما بعضی وقتها از آنجا شعر میگذارید، پر از اشکال هست و کاربران به سایت گنجور گوشزد میکنند که فلان شعر اشتباه است.

  2. به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر
    اونایی که از عمر بن خطاب, دفاع می‌کنند
    به خاطر خودشون همه که شده, برن روایات ضد و منتقد او رو در منابع اهل سنت و شیعه, مطالعه کنند
    بعد خودشون با “عقل” خودشون قضاوت کنند
    الان هم که عصر عصر اینترنته و اون زمان نیست که برای تحقیق در مورد چیزی به لقاء الله بپیوندی!
    خودشون برن قضاوت کنند
    اینکه نرم‌افزار قابل تغییره و این حرفها, تاریخ رو عوض نمی‌کنه!
    بعد همونطور که شما اشاره کردید, چنین سخنانی رو پیامبر (ص) نگفته که فردوسی هم با سرودن این جعلیات, بر پیامبر خدا دروغ ببنده.
    چرا ما باید خودمون رو از دانستن حقیقت محروم کنیم ؟
    اصلا هم سخت نیست!
    کافیه تو گوگل بنویسند عمر شیعه!
    اگر عمر بر حق باشه که فبها و اگر بر حق نباشه که بازهم فبها!
    در هر دو صورت نه تنها چیزی از دست داده‌ایم, بلکه چیزی رو هم به دست می‌آوریم!
    یا علی

  3. با سلام ؛ اگر از نرم افزار بیاوری میگویند تغییر داده شده ؛ اگر کتاب بیاوری میگویند تحریف شده ؛ اگر بحث کنی در نهایت توهین می کنند ، میدانی چرا ؟ :

    چون دلشان بی بند و باری و شرب خمر میخواهد .

  4. سلام علیکم
    همین الان که دارم متن رو مینویسم شاهنامه جلو رومه ،،،شاهنامه هم چاپ دهه بیست شمسی هست،،،ولی برخلاف ادعای شما تمام ابیات بالا در مدح پیامبر وخلفا در این نسخه موجوده،،،
    عمرکرد اسلام را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار ………

    • برادر یا خواهر عزیز
      اصلا سایت و نرم افزار و کتاب چاپ دهه بیست هیچکدام اعتباری ندارند. و همه رونوشته بوده و به سلیقه مصحح تحریف شده اند.
      تشیع فردوسی به قدرت قابل اثبات هست که شما رو به جست و جو در منابع دعوت میکنم.
      دلیلی که در اینجا بر الحاقی بودن اشعار گفته شد درست و محکم است اما شاید شما متوجه آن نشدید. بیت
      چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
      خداوند امر و خداوند نهی
      بنا به تاکید ابیات
      که من شهر علمم علیم در ست
      درست این سخن قول پیغمبرست
      گواهی دهم کاین سخنها ز اوست
      تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
      در حال نقل یک حدیث نبوی است و پر واضح است که محتویات ابیات میان آنها در هیچ منبع حدیثی ذکر نشده اما محتویات مصرع “که من شهر علمم علیم درست” یک حدیث نبوی مورد اتفاق شیعه و سنی است.
      از سوی دیگر شاعر در بیت
      “چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
      خداوند امر و خداوند نهی”
      میگوید که حضرت رسول چنینها گفته و بعد در مصرع “که او را به خوبی ستاید رسول” که قسمتی از اقوال حضرت رسول است از قول خود ایشان میگوید که حضرت رسول علی را به خوبی ستوده. مثلا من نامم ابراهیم است و بجای اینکه بگویم “من میگویم” بگویم ” ابراهیم گفته است. از نظز دستوری و ادبی این سبک گفتار نه در بلاغت رسول الله جای دارد و نه اگر شاهنامه خوانده باشید در کلام فردوسی چنین گافی ممکن است. بویژه اینکه فردوسی این ابیات را در پایان کار شاهنامه در دوره پختگی خود گفته است
      بنا به دلایل زیادی از جمله زبان شعری، سبک ادبی، کاربرد بی ملاحظه واژگان عربی مانند بعد و رسول که فردوسی در سراسر شاهنامه و قبل از سرودن این اشعار از معادل فارسی آنها به کرات استفاده کرده، غلبه جمعیت سنی مذهبان در خارج طوس و سلطه سنیان بر طوس، نشر شاهنامه در خارج محدوده طوس و اطراف آن بدست سنیان، شیعه بودن فردوسی، دشمنی مذهبی سلطان محمود سنی مذهب با فردوسی، نبود این ابیات در سه نسخه معتبرتر از میان ۱۵ نسخه مورد استفاده در تصحیحات در دسترس و تناقضاتی که این ابیات با بعد و قبل خود دارند.

  5. سلام علیکم
    نمیدونم چرا دوستان بدون کوچکترین تحقیق و بررسی دنبال اینترنت میرن چرا منابع و چرا ب منبع اصلی رجوع نمیکنند که اطلاعات دقیق بررسی کنند و خودشونو از شک و شبهه در بیاورند هم سنی و هم شیعه واقعا اگه با اینترنت پیش برید مذهب خودشونو هم گم میکنید خواهشانه هم برادران و خواهران سنی و هم برداران و خواهران شیعه شکی نیست که فردوسی این حرف نزده فردوسی درسته گفته عمر کرد اسلام را آشکار مگه من تو ایرانی که الان افتخار جمهوری اسلامی میکنیم ب برکت حضرت فاروق اعظم هست و بعد هم اگه سنی ها این الکی گفتن چرا در کتاب ضمیمه دین و زندگی دوم دبیرستان اهل سنت چاپ کتاب درسی و دولتی هست ب صراحت بیان کرده که زیر نظر آموزش و پرورش هست ما تا کی ب جون همدگه بیفتیم چشم و دلمونو از تعصب دور کنیم

  6. مدیر محترم سایت
    ۱- کهن ترین رونوشت شاهنامه رونوشت فلورانس است که این پاره سروده در آن امده است :
    http://teca.bncf.firenze.sbn.it/ImageViewer/servlet/ImageViewer?idr=BNCF0004147894#page/13/mode/1up
    ۲- فرهیخنه گرامی جلالی مطلق که به گواه شاهنامه پژوهان اندیشمندانه ترین ویرایش شاهنامه را چاپ نموده این بخش را در شاهنامه خود اورده .
    ۳- در تمامی رونوشت های تا پیش از دوره پهلوی دوم این سروده ها در شاهنامه ها امده است
    ۴- شما گواهی از یک نرم افزار می اورید که هیچ ارزشی در برابر شاهنامه فلورانس ، ویرایش خالقی و سایر ویرایش ها ندارد ؟ مگر می شود
    ۵- در کدام دانشگاه برای نسخه شناسی و ویرایش نسک های کهن از روش شما استفاده می شود . اینگونه که هر کسی می تواند در برابر ویرایش های کهن از خود ویرایش نوینی ارایه دهد ؟ مگر می شود ؟
    ۶- با اندوه فراوان کسانی چون شما پس از سال ۵۷ به دلخواه خود و برای باوراندن دیدگاه دینی خویش دست به شاهنامه برده و چیزهایی به ان افزوده یا کاسته اند . اما چون این دستکاریها با دست نویس ها برابری ندارد همگی بی ارزش هستند .
    ۷- اگر سخن شما درست بود فرهیختگانی چون مینوی و جلالی مطلق و نیکلسون و شاهنامه پژوهان روس به آن می پرداختند و اگر شده به اندازه گمان به ان می پرداختند .

    پس هیچ گمان نباید برد که در شاهنامه این بخش امده است و هیچ گواه برابر این گواه بزرگ و دستنویس ها و ویرایش ها ی بزرگان نداریم .

  7. اول قدیم ترین نسخه خطی شاهنامه فلورانس
    http://s8.picofile.com/file/8326674550/Untitled.jpg
    تصویر در سایت کتابخانه فلورانس
    http://teca.bncf.firenze.sbn.it/ImageViewer/servlet/ImageViewer?idr=BNCF0004147894#page/13/mode/1up

    دوم چند نمونه از نسخ خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی
    شاهنامه نیمه اول سده نهم
    تصویر در سایت
    http://dlib.ical.ir/faces/search/digitalresources/searchContentDownloadConfirmationPage.jspx?_afPfm=-i8xrf2hat
    تصویر بیت ستایش عمر و ابوبکر
    http://s9.picofile.com/file/8328176392/Untitled2.png

    سوم شاهنامه نسخه خطی سده نهم کتابخانه مجلس شورا
    http://dlib.ical.ir/faces/search/digitalresources/searchContentDownloadConfirmationPage.jspx?_afPfm=-i8xrf2hac
    تصویر بیت ستایش عمر و ابوبکر
    http://s8.picofile.com/file/8328177426/Untitled3.png

    چهارم نسخه چاپ سنگی در زمان مظفرالدین شاه کتابخانه مجلس
    http://dlib.ical.ir/faces/search/fulltext/fulltextFullView.jspx?_afPfm=-i8xrf2h80
    تصویر بیت ستایش عمر و ابوبکر
    http://s8.picofile.com/file/8328177968/Untitled4.png

    تعداد نسخ خطی کتابخانه مجلس ، موزه ملک و موزه آستان قدس نزدیک به هشتصد نسخه منحصر به فرد خطی شاهنامه است که همگی این بیت را دارند .
    بعضی از این شاهنامه ها چاپ شده اند ( به همان صورت نسخه خطی )
    مثلا شاهنامه طهماسبی یا شاهنامه و خمسه چاپ مرکز دایره المعارف اسلامی ( این نسخه را بنده در منزل دارم و این نسخه هم این بیت را دارد )

    جالب است که مدیر سایت در مقابل بیش از هشتصد نسخه خطی ، تصحیح مینوی ، تصحیح مسکو ، نسخ معتبر قاهره و لندن و مهم تر از همه قدیم ترین نسخه یعنی نسخه فلورانس به سایتها !!! و نرم افزار و شاهنامه های چاپ موسسات مطبوعاتی قم !!! استناد می کنند و دیگران را به بستن دروغ به فردوسی متهم می کنند .

  8. در خصوص تعداد نسخ خطی شاهنامه بنده مبالغه نکرده ام . در فهرستی که مرحوم ایرج افشار در کتاب شناسی فردوسی گزارش کرده ۲۶۳نسخه خطی تاریخ دار ” با رقم ” و ” ۲۴۵نسخه خطی بدون رقم ” فهرست شده است که غالب آنها تاقرن ۱۱هجری قمری تدوین شده اند. از قرن ۱۱ تا نیمه دوم قرن سیزدهم فقط در کتایخانه مجلس ۷۰ نسخه خطی شاهنامه فهرست شده است . لذا جمع ۵۰۰ نسخه مرحوم ایرج افشار فقط شامل نسخ قبل از قرن ۱۱ ام بوده است و با احتساب نسخ بعد از قرن ۱۱ به همین عدد ۸۰۰ می رسیم .
    اینکه از این تعداد نسخ خطی چه تعداد نسخ خطی معتبر و معروف هستند معمولا ۱۵ نسخه و در چاپ مسکو ۲۳ نسخه معتبر ذکر شده .
    بنده در هیچ کجا نگفتم که همه این ۸۰۰ نسخه معتبر هستند .
    مهم ترین نکته این است که نسخ قدیمی تر بر خلاف نسخ جدیدتر این ابیات را دارند و اینکه محققانی اصول بدیهی نسخه شناسی را زیر پا بگذارند و بر اساس تعصب دینی خودشان مدعی چیزی شوند بی اساس است
    اما در مورد کسانی که به استناد گواهی تشیع فردوسی مدعی می شوند این ابیات در شاهنامه نبوده باید گفت شما که حتی به نسخه ۸ قرن پیش شک دارید چگونه به نظر خوتان اینقدر اعتماد دارید ؟ شاهنامه فردوسی نه در خانه مردم که از ابتدا در کتابخانه های شاهان غزنوی تا به امروز باقی مانده و این شاهان متعصب اگر نشانی از شیعی گری در کتاب می یافتند آنرا از بین می بردند . لذا خود فردوسی برای نجات کتابش این ابیات را در آن گنجانده و نه کس دیگر .
    دیگر اینکه چگونه به ادعای شما سه قرن بعد از نگارش شاهنامه کسانی همه نسخه ها را دستکاری کرده اند ؟ مگر می شود در روزگاری که هر نسخه شاهنامه در درباری و در دست شاه و دودمانی بوده کسی پیدا شود و همه نسخ را تحریف کند ؟

    • با سلام آقای فاطمی . نظر به اینکه خوانندگان به احتمال قوی متوجه کار شما نمیشوند و البته دو سه نمونه دیگر هم در سایت شما بود [ ایمیل دکتر دوستخواه و گفته دکتر جهانگیر اوشیدری ] ، تمام آنها را در پستی در وبلاگ آوردم بعلاوه یک خلاصه در ابتدای پست :

      http://offer13.blog.ir/post/125

      این فرد نه میداند فردوسی کیست و نه شاهنامه چیست ، هیچ چیز نمیداند .

      • جواب نوشته سراسر توهین شما را داده ام :
        ۱- موضوع ۸۰۰ نسخه منحصر به فرد است یعنی ۸۰۰ نسخه با دست خط ۸۰۰ نفر که به عنوان نسخه خطی در کتابخانه ها و مجموعه های شخصی ثبت شده . فقط بیش از ۵۰۰ نسخه از این ها را ایرج افشار فهرست کرده و این از بی اطلاعی شماست که نمی دانید تعداد نسخ خطی شاهنامه زیاد است . در مورد اینکه کدام نسخه مبنا و مرجع محققین است البته بین ۸ تا ۲۳ نسخه اختلاف نظر است .
        ۲- دایما مشاهده می شود که شما نظر یک محقق را بیان کرده و با استناد به اینکه فلان شخص دکتر است و بنده سواد ندارم می خواهید مخاطب را در مغلطه بیندازید . وقتی می توانید به نظر محققین حکم قطعی بدهید که این نظر اجماعی باشد . در کنار جلالی مطلق دکتر محد دبیر سیاقی که استاد جلالی مطلق بوده خلاف نظر ایشان را دارد و در کشف الابیات شاهنامه این ابیات را آورده . ۳- یکی از مهم ترین منابع تشخیص اصالت ابیات شاهنامه ترجمه عربی شاهنامه بنداری اصفهانی در قرن هفتم است . در این مورد به اجماع همه مصححین شاهنامه به ترجمه شاهنامه بنداری استناد کرده اند و این ابیات در شاهنامه بنداری هم موجود است . اما این بیت
        بر این زادم و هم بر این بگذرم‏
        چنان دان که خاک پی حیدرم‏
        در بسیاری از نسخ خطی نیامده . حال چگونه بدون اثبات اینکه خود این بیت الحاقی نیست جلالی و دوستخواه پاسخ نظامی را به این ابیات فرض کرده و از آن ثابت کرده اند که ابیات ستایش خلفا الحاقی است !!!! در اینکه ابیات نظامی هم پاسخ این بیت بوده قطعیتی وجود ندارد .
        ۴- بلا شک این بخش از شاهنامه یکی از آشفته ترین بخشهای نسخ خطی است . و دلیل آن هم ورود اغراض مذهبی نسخه برداران در این ابیات است . اما کدام منطق می گوید وقتی نسخ کهن تر بیتی را اورده اند به صرف نبود ان در بعضی نسخ جدیدتر آن را الحاقی بدانیم !!! آیا منطق و انصاف حکم نمی کند در این موضوع که دعوای شیعه وسنی است نظر محققین غیر مسلمان که در این دعوا بی طرف هستند را بپذیریم . مشخص است که محقق شیعه و سنی ممکن است به دلایل اعتقادی از بعضی واقعیات چشم پوشی کنند .
        ۵- شاهنامه را حکام غزنوی ثبت و نگهداری کردند و این حکام متعصب ترین سنیان بودند . در زمان غزنویان هرکس به کوچک ترین اتهام شیعی گری به جرم قرمطی گری کشته می شد . یا بوعلی سینا که به ظن شیعی گری سالها از غزنویان گریزان بود .چگونه باور کنیم حکام غزنوی شاهنامه ای را که طبق نظر جلالی مطلق در مقدمه اش دین شیعه تنها راه رستگاری شمرده شده در دربارشان پذیرفته و حفظ کرده اند ؟
        ۶- موضوع مطلب جناب فاطمی این ادعا بود که در اینترنت کسانی این ابیات را به دروغ به فردوسی منتسب کرده اند . اگر حتی اعتقاد دارید که ابیات ستایش خلفا الحاقی است باید می پذیرفتید این اتهام که کسانی در اینترنت این ابیات را به دروغ به فردوسی منتسب می کنند فاقد وجه است و این انتساب نه در اینترنت که به واسطه اسناد مهمی مثل :
        ۱- کشف الابیات دکتر دبیر سیاقی
        ۲- شاهنامه عربی بنداری
        ۳- نسخه خطی فلورانس
        ۴- نسخ خطی چاپ شده دایره المعارف اسلامی در سال ۱۳۷۹ توسط دکتر مجتبایی
        بوده و قاعدتا کسیکه نظر امثال دبیرسیاقی و بنداری و دکتر مجتبایی را آورده نمی تواند جاعل و دروغگو باشد . حداکثر می توان گفت که این ابیات را اکثریت مصححین غیر الحاقی و اقلیتی از شیعبان الحاقی می دانند .

        و البته اینکه بنده نظری را بدون توهین به هیچ کسی ارایه دهم و در پاسخ با کلماتی مانند آدم دروغگو ، جاعل ، هیچ چیز ندان و …. خطاب شوم و به دروغ متهم شوم که فردوسی را سنی دانسته ام !!!! چیزی که هر خواننده منصف این چند کامنت درخواهد یافت که بنده در تمام این کامنت ها چنین چیزی نگفته ام . البته ایشان همواره معتقد است که اثبات شی در نظرات بنده نفی ما عدا است !!!! یعنی وقتی در باب الحاقی بودن چند بیت سخن گفته می شود لاجرم مانند تفکر جزمی و متصلب و متعصبانه امثال ایشان باید در پشت این بیان توطئه و نظرات ناگفته دیگری در ذهن من باشد که البته مسئول بیان این نظرات هم نه شخص ینده که جناب آفر هستند که از جانب من به بقیه بگویند که بنده چه نظری دارم !!! جالب است که بنده گفته ام که به نظر من فردوسی برای نجات کتابش این ابیات را در شاهنامه گنجانده ( یعنی خودش مایل به اینکار نبوده ) و اصلا موضوع سخن دین فردوسی نیست بلکه موضوع اصالت این چند بیت است .
        جل الخالق

      • ه کن سرانجام خود را ببین‏
        که کاری نیابی بر او برگزین‏
        به رنج اندر آری تنت را رواست‏
        که خود رنج بردن به دانش سزاست‏
        ترا دانش دین رهاند درست‏
        در رستگاری ببایدت جست‏
        دلت گر نخواهی که باشد نژند
        همان تا نگردی تن مستمند
        چو خواهی که یابی ز هر بد رها
        سر اندر نیاری به دام بلا
        بوی در دو گیتی ز بد رستگار
        نکوکار گردی بر کردگار
        به گفتار پیغمبرت راه جوی‏
        دل از تیرگیها بدین آب شوی‏
        چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی‏
        خداوند امر و خداوند نهی‏
        که من شارستانم علیّم در است‏
        درست این سخن گفت پیغمبر است‏
        گواهی دهم این سخن راز اوست‏
        تو گویی دو گوشم بر آواز اوست‏
        حکیم این جهان را چو دریا نهاد
        برانگیخته موج از او تندباد
        چو هفتاد کشتی بر او ساخته‏
        همه بادبانها برافراخته‏
        یکی پهن کشتی بسان عروس‏
        بیاراسته همچو چشم خروس
        محمد بدو اندرون با علی‏
        همان اهل بیت نبیّ و وصیّ‏
        اگر چشم داری به دیگر سرای‏
        بنزد نبیّ و وصیّ گیر جای
        گرت زین بد آید گناه من است‏
        چنین است و این دین و راه من است‏
        بر این زادم و هم بر این بگذرم‏
        چنان دان که خاک پی حیدرم‏
        نگر تا به بازی نداری جهان‏
        نه برگردی از نیک پی همرهان‏
        همه نیکیت باید آغاز کرد
        چو با نیکنامان بوی هم‏ نبرد
        از این در سخن چند رانم همی
        ‏ همانش کرانه ندانم همی

    • ۱ : تنها ۱۵ نسخه معتبر اند که در ۴ تای آنها نیامده است . میخواهید من نسخه خطی بنویسم و به آن استناد کنید ؟ جدا میخواهید ؟ .
      ۲ : یک نفر نه و دکتر دوستخواه و دکتر مطلق که هردو از صاحب نظران این حوزه اند، بنده خدا ، دکتر تنها نیستند، از صاجب نظران شاهنامه و ادبیات فارسی اند، جدا حواستان هست ؟ فکر کردید مثل امثال باستان ستاهایم که فلان دکتر را که هیچ اثری از وی نیست علم کرده و بگویم کورش در منابع فلان ؟ خیر ، بلکه از دو تن از معروفترین اساتید این حوزه مطلب گذاشته ام.
      ۳ : آنجا که گفت :
      « و در کشف الابیات شاهنامه این ابیات را آورده . »
      خیلی بیت ها را خیلی ها در شاهنامه ، چه در پاورقی و چه در متن آورده اند، بحث سر اصالت آنان است . اگر جناب دکتر سخن دکتر مطلق را رد کرده است، سند بیاورید تا بدانیم؟ سند ؟.
      « اما کدام منطق می گوید وقتی نسخ کهن تر بیتی را اورده اند به صرف نبود ان در بعضی نسخ جدیدتر آن را الحاقی بدانیم !!! »
      خوانندگان دقت کنید، این فرد دارد بحث را عوض میکند، دکتر دوستخواه و مطلق دلایل متقنی را آورده اند اما بجای رد آنها [ که نمیتواند ] دارد بحث را عوض میکند.
      « نظر محققین غیر مسلمان که در این دعوا بی طرف هستند را بپذیریم . »
      میخواهید نظر بی خدایان را هم بپذیریم؟ این سخن افرادی است که میخواهند با اظهارات عوام فریبانه حرف خود را به کرسی بنشانند، آقای مطلق در کجا از روی تعصب سخن گفته است ؟ دکتر دوستخواه در کجا از روی تعصب سخن گفته است؟ دکتر جهانگیر اوشدری در کجا از روی تعصب سخن گفته است؟ در کجا؟ با کدام دلیل ؟ کدام پژوهشگر معتبر این سخن را گفته است؟ شما که با نامی مجهول کامنت میگذارید که هستید که این چنین ادعایی میکنید؟ یک مدرک ساده و یا حتی یک پژوهش درست هم در این زمینه ندارید، آنوقت گفته های اساتید این حوزه را ابطال میکنید؟ آنوقت تمام شیعیان و اهل تسنن را متعصب خوانده و میگویید سخنشان باطل است؟ دلیل و سند؟ .
      « در اینکه ابیات نظامی هم پاسخ این بیت بوده قطعیتی وجود ندارد . »
      این یکی از دلایل اصلی است نه همه دلیل، و سند بیاورید که هیچ گونه قطعیتی ندارد؟ سند؟ اینجا فضای مجازی است و شما هم فردی مجهول الهویه، بنابراین باید گفته های خود را با سند بیان کنید.
      « در زمان غزنویان هرکس به کوچک ترین اتهام شیعی گری به جرم قرمطی گری کشته می شد . »
      سند ؟
      « چگونه باور کنیم حکام غزنوی شاهنامه ای را که طبق نظر جلالی مطلق در مقدمه اش دین شیعه تنها راه رستگاری شمرده شده در دربارشان پذیرفته و حفظ کرده اند ؟ »
      شما ابتدا سند گفته قبلی را بیاور و سپس بیان کن که چه سندی برای اینکار است؟ چه سندی است که غزنویان میل به تحریف شاهنامه داشته اند؟ چه سندی است که شاهنامه را تحریف کردند؟ چه سندی ؟ چه سندی وجود دارد که نشان میدهد شاهنامه فقط و فقط در دربار غزنویان بوده و هیچ نسخه ای از آن تا آخر دوره غزنویان در هیچ کجای دنیا وجود نداشته است و غزنویان هم دسترسی کاملی داشتند بگونه ای که هرچه میخواستند در آن می بردند و تک تک شاهنامه را اصلا آنان رونویسی کرده و نگه میداشتند؟ شما نمیتوانید دلایل دکتر مطلق را رد کنید، بگویید چرا حاشیه میروید؟ اگرهم اینطور نبوده پس این دلیل هم بی اعتبار است.
      « ۱- کشف الابیات دکتر دبیر سیاقی
      ۲- شاهنامه عربی بنداری
      ۳- نسخه خطی فلورانس»
      الف : سند که آقای دکتر سیاقی این ابیات را مسلم فردوسی خوانده است؟ سند برای اینکه دکتر قیاسی سخنان دکتر مطلق را رد کرده است؟ سند؟
      ب : درباره بنداری :
      http://www.ensani.ir/fa/content/189353/default.aspx
      لینک فوق را پیشتر در این سایت قرار داده بودم اما خب شما هیچ گاه نمیخواهید مطالعه بکنید. وجود چیزی در بنداری دلیلی بر آن نیست که در شاهنامه هم باشد.
      ج : نسخه خطی فلورانس :
      نسخ خطی دیگری هم هستند که این ابیات را دارند.
      د : آنجه که گفت :
      « نسخ خطی چاپ شده دایره المعارف اسلامی در سال ۱۳۷۹ توسط دکتر مجتبایی
      بوده و قاعدتا کسیکه نظر امثال دبیرسیاقی و بنداری و دکتر مجتبایی را آورده نمی تواند جاعل و دروغگو باشد .»
      درباره بنداری و … توضیحات کامل را دادم .
      «حداکثر می توان گفت که این ابیات را اکثریت مصححین غیر الحاقی و اقلیتی از شیعبان الحاقی می دانند . »
      سند که اکثر مصححین این ابیات را جزء مسلم شاهنامه و از فردوسی دانسته اند؟ سند برای گفته مصححی که گفته دکتر مطلق و دکتر دوستخواه را رد کرده باشد ؟ سند؟. وقتی هیچ کس نتوانسته گفته این دو پژوهشگر را رد کند، پس گفتن این حرفها سراسر بی اعتبار است، بجای اینکه دلایل دکتر مطلق را رد کنید آمده و اینطور اظهار نظر میکنید؟.

      • با سلام ؛ خدا را شکر کامنتش را پیدا کردم :
        مدیوماه در این کامنت :
        خرداد ۱۲, ۱۳۹۷ در ۴:۲۶ ب.ظ
        ذیل این پست :
        http://www.raherasti.ir/2321
        بیان کرد :
        « فردوسی حتی شیعه هم نبوده و در مقدمه شاهنامه در کنار ستایش پیامبر ، خلفای چهار گانه را ستوده ، عجبا که جماعت تحریف گر حتی به کتاب او هم رحم نمی کنند و در قم شاهنامه تحریف شده چاپ می کنند که هیچ ارزشی ندارد . »
        حال گفته فوقش را بگذارید کنار این گفته اش :
        « جالب است که بنده گفته ام که به نظر من فردوسی برای نجات کتابش این ابیات را در شاهنامه گنجانده ( یعنی خودش مایل به اینکار نبوده ) و اصلا موضوع سخن دین فردوسی نیست »
        در گفته اول از همین ابیات استفاده کرده و شیعه بودن فردوسی را رد میکند و حال میگوید خودش مایل به اینکار نبوده است !!!! این فرد وقتی با حقیقت روبرو میشود به طرز جالبی نظر خود را تغییر داده و فکر میکند ما حواسمان نیست . بحث اصلی سر شیعه بودن فردوسی است که شما میگفتید شیعه نیست !!! و حال کلاً نظر دیگری میدهید بدون آنکه بگویید پیشتر اشتباه میکرده اید ، بحث فرعی اصالت این ابیات است .

  9. دلیل دیگر بر جعلی بودن این ابیات اینه که در این ابیات کلماتی بکار برده شده که نظیر اون در هیچ کجای شاهنلمه نیست مثل روس و خروس

  10. دلیل دیگر بر جعلی بودن این ابیات اینه که در این ابیات کلماتی بکار برده شده که نظیر اون در هیچ کجای شاهنلمه نیست مثل کلمه وفی

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی