+
خانه / احکام / احکام اسلامی / فتوای چند مجتهد در مورد جواز تراشیدن ریش
فتوای چند مجتهد در مورد جواز تراشیدن ریش

فتوای چند مجتهد در مورد جواز تراشیدن ریش

به قلم مدیر سایت
متأسفانه فضای فرهنگی جامعه ی ما گاه اجازه نمی دهد برخی صاحب نظران حتی فقیهان، دیدگاه خود را اظهار کنند.
مرحوم دکتر صادق طباطبایی (درگذشت: ۱۳۹۳ش) ـ برادر همسر حجت الاسلام سید احمد خمینی ـ خاطره ای را نقل می کند که از آن، فتوای چند مجتهد در جواز تراش ریش به دست می آید. خلاصه ی خاطره ی او:
(چند سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران) در نجف در منزل آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی از ایشان در مورد حکم شرعی تراش ریش و طهارت آیت الله سید ابوالقاسم خوییاهل کتاب پرسیدم. ایشان هم تراش ریش را جایز شمرد و هم اهل کتاب را پاک معرفی کرد.
به ایشان گفتم: من مقلد پدرم (آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی) هستم. ایشان نیز تراشیدن ریش را جایز می داند.
ادامه دادم: حضرتعالی رساله ی عملیه را در چاپ بعدی اصلاح خواهید کرد.
آیت الله خویی لبخندی زد و چیزی نگفت.

آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطباییاز منزل ایشان که بیرون آمدم، خدمت آیت الله شهید سید محمد باقر صدر رفتم و با حالت اعتراض گفتم: چرا اینجور است؟! (در توضیح المسائل یک جور می نویسند اما در منزل جور دیگر می گویند!)
شهید صدر جواب داد: ما دو فقه داریم: یکی فقه بازاری یعنی فقهی که علما از بازار گرفته اند (جرأت نمی کنند خلاف کوچه و بازار بگویند) و دیگری فقه نبوی یعنی فقهی که مبتنی بر سنت پیامبر(ص) است که در مراجعه ی حضوری پاسخ شما را می دهند. عقیده ی آیت الله خویی همان است که به شما گفته اما آنچه در رساله آمده، براساس فقه بازاری است.

آیت الله یوسف صانعیمنبع:
خاطرات سیاسی ـ اجتماعی دکتر صادق طباطبایی، تهران، مؤسسه چاپ و نشر عروج (وابسته به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)، چاپ اول، ۱۳۸۷ ش، ج ۱، ص ۱۳۴ ـ ۱۳۵.

یادآوری:
خاطره ی فوق نشان می دهد که آیت الله خویی و سلطانی طباطبایی تراشیدن ریش را حرام نمی دانسته اند. چه بسا شهید صدر نیز به این فتوا متمایل بوده است. آیت الله شیخ یوسف صانعی نیز تراشیدن ریش را جایز می داند.
آیت الله سیدمیر محمد یثربییکی از امامان جماعت مسجد امام حسن عسکری(ع) در قم به من گفت: یک روحانی مورد اعتماد و مجتهد برایم گفت: یکی از مراجع تقلید فعلی که شهرت و مقلد زیاد دارد، خصوصی فرمود: از نظر من تراشیدن ریش جایز است اما نمی توان گفت!
در سایت آیت الله میر سید محمد یثربی این استفتا دیده می شود: حکم تراشیدن ریش چیست؟ بسمه تعالی مانعی ندارد.
عکس ها به همان ترتیبی است که نامشان در متن آمده است.

 

خاطرات دکتر صادق طباطباییخاطرات دکتر صادق طباطبایی

 

۱۱ نظر

  1. شما قصد دارید نظر فقهی تعداد زیادی از مراجع تقلید را با خاطره یک نفر ریش تراش که خاطرات وی درباره حضرت امام خمینی بارها و بارها توسط افراد مطلع تکذیب شده؟ و این فرد نسبتهایی را به امام خمینی ره داده اند که هر انسان فهمیمی در صحیح بودن آن شک دارد.

    شما تعداد کثیری از فتاوای مراجع تقلید را رها کرده اید و به سراغ اقوال شاذ رفته اید؟ به دنبال چه چیزی هستید؟

    اصلا فرض را بر این می گذاریم که تراشیدن ریش و شبیه شدن به کفار حلال است، آیا هر کار حلالی را باید انجام داد؟

    ما قشر متدین ترجیح می دهیم که مطابق نظر فقهی اکثر مراجع تقلید کسی که ریش خود را می تراشد فاسق بدانیم و خاطره ایشان را هم فاقد ارزش بدانیم.

    • ـ مرحوم دکتر بروجردی ـ داماد امام خمینی ـ که همواره ریشش را می تراشید، در خاطراتش نوشته که یکبار هم امام خمینی در مورد تراش ریش بمن تذکر نداد با اینکه ایشان به امر بمعروف و نهی از منکر مقید بود
      ـ امام خمینی می فرمود احتیاط واجب اینه که تراشیده نشه پس حکم تراشیدن خیلی روشن نیست
      ـ اگر در گذشته تراشیدن ریش تشبه به کفار بود این زمان اینگونه نیست و انسان وقتی شخص ریش تراش را می بینه به یاد کافران نمی افته
      ـ نگفتم باید ریش را تراشید. خودم نمی تراشم
      ـ توجه داشته باشید که بعضی سختگیریها سبب رانده شدن برخی از دین می شه

      • با این خاطرات مشکل شما حل نمی شود

        امر به معروف و نهی از منکر احکامی دارد و دلیل عدم تذکر می تواند موارد دیگر باشد، از جمله این که آقای بروجردی مقلد فرد دیگری باشد و یا حضرت امام احتمال تاثیر نمی دانند و … .

        دلیل باید دلیل باشد اینها که می آورید دلیل نیست. شما می خواهید یک حکم فقهی که اکثر علما بر روی آن اتفاق دارند را تضعیف کنید ولی با این روش نظر علما را تقویت می کنید.

        دفاع بد از هر حمله ای بدتر است، شما دارید بد دفاع می کنید.

        در ضمن توجه داشته باشیم که خیلی ها آمدند تا جذب حداکثری داشته باشند، بعکس دفع حداکثری داشته اند.

        به شما پیشنهاد می شود که این مطلب را از اصل حذف بفرمایید.

    • اقارضا طوری حرف می زنه که انگار ریش یکی از پایه های اسلامه که اگر تراشیده بشه یکی از رکن های اسلام فرو میریزه.
      خوبه که از نظر عقلی هم به احکام دینی نگاه کنیم. آخه چندتا مو باشه یا نباشه چه امتیازی برای اسلام داره یا نداره؟

      • مگر برای ترک یک کار باید اون کار پایه اسلام باشه؟

        عقلی مورد پذیرش هست که بتونه با ملاک های یک علم کارها رو بسنجه، این جمله دوم شما مثل اون میمونه که کسی بگه چند تا قرص رو بخورن یا نخورن چه تاثیری در سلامتی داره؟

        مهم چند تا مو نیست، مهم اثر تراشیدن ریشه، همان طور که مهم چندتا قرص نیست مهم اثر قرصهاست.

  2. جناب رضا آقای  شاذ کسی هست که  در مصاحبت و ملازمت حضرات آیات (امام خمینی و امام صدر و امام خویی و…)زندگی سپری کردن که مراجع تقلید حی شاگردان اونها هستن و قطعا افرادی که دکتر طباطبایی از اونها استفتا کردن  اعلم از  مراجع حی هستن .

    ثانیا در کجای فقه شیعه  اجماع حجیت دارد ؟؟ اجماع حجت نیست

    در خیابانها تشریف ببرین در  بعضی موارد کار از تشبه به کفار گذشته افراد خودشون رو متصل ومنتسب  به کفار کردن

    • مطلب اول این که مگر حضرات امام خمینی و صدر و خوئی قتوا به جواز تراشیدن ریش داده اند و ما بی خبریم؟

       این که فرمودید به این دلیل که مراجع تقلید فعلی شاگرد مراجع تقلیدی که نام بردید هستند، پس آنها اعلم از مراجع فعلی هستند، دلیل درستی نیست چون مراجع تقلید گذشته هم شاگرد مراجع تقلید دیگری بوده اند پس… .

      در ضمن کسی ادعای اجماع نکرد که بخواهیم درباره حجیت آن بحث کنیم

      این که در خیابانها چه می گذرد تکلیف و وظیفه شرعی ما را تغییر نمی دهد، در دین اسلام داریم که اگر در جامعه ای نمی توانید دین خود را حفظ کنید هجرت کنید، گفته نشده خودتان را شبیه به گناهکاران کنید.

      مطلب آخر هم این که نمی توانیم هر جا که نظر مراجع تقلید را پسندیدیم بگوییم به به ما متدین هستیم و مقلد فلان مرجع تقلید و هر جا که نپسندیدم بیاییم و بریم دنبال کسی بگردیم که مطابق میل ما فتوا بده.

  3. جناب رضا بادرود:

    لطفا فلسفه ریش داشتن یک مسلمان را و نیز فواید ریش داشتن ونیز معایب ریش  نگذاشتن را بیان کنید تا ما هم آنرا فرا گیریم.

    • وقتی حقانیت اسلام برای ما ثابت شد، لزومی نداره فلسفه ی احکامش را بدونیم مثل اینکه وقتی تخصص یک پزشک برایمان اثبات شد، به دستورهای او عمل می کنیم حتی آگاهی لازم از فلسفه ی دستورهای او را نداشته باشیم

  4. چناب آقای فاطمی با درود: اگر شما بخواهید یک شخص غیر مسلمان را مسلمان کنید در برابر سوال ریش داشتن همان پاسخ را میدهید؟ اسلام میگه یک ساعت تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت است. چرا نباید فلسفه احکام اسلام را بدانیم؟ یک مسلمان هرچه دانشش در مورد اسلام بیشتر باشد بهترمیتواند پاسخ منتقدین را بدهد وکم نمیاورد.

    • ما فلسفه ی خیلی از احکام را نمی دونیم و مواردی را که می دونیم شاید قسمتی از فلسفه ی اونه نه همه اش.
      یک مثال: معمولا میگن: فلسفه ی صیغه و تعدد زوجات اینه که زنها و دخترهای مجرد بیش از مردانه اما معلوم نیست فقط همین باشه شاید یک علت دیگرش این باشه که خیلی زنها در مسائل جنسی شوهرانشونو اذیت می کنن و حتی برای تن دادن به آمیزش شرایطی را می ذارن. اگر صیغه و ازدواج مجدد مطرح نباشه خیلی زنها تن ندادن به آمیزش را ابزاری برای فشار به مرد قرار می دهند و جواز صیغه و ازدواج مجدد می تواند وسیله ای برای کنترل خیلی زنها باشه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>