+
خانه / احکام / احکام اسلامی / زن مسلمان / حرمسرای پیامبر اسلام(ص)!
حرمسرای پیامبر اسلام(ص)!

حرمسرای پیامبر اسلام(ص)!

به قلم مدیر سایت
نه زن داشتن پیامبر اسلام(ص) در یک زمان از جمله اموری است که همواره به رخ می کشند. اما توجه داشته باشیم حضرت محمد(ص) کسی است که:

یک) ادعای پیغمبری و آوردن دین جدید دارد
دو) دیگران را به عدل و مساوات دعوت می کند
سه) در سرزمینی که ازدواج با بیش از چهار زن مرسوم بوده اجازه نمی دهد مردان بیش از چهار زن بگیرند اما نه زن را برای خود مجاز می شمارد
چهار) به دیگران اجازه ی انتقاد و اعتراض می دهد و زندگی شاهانه ندارد.
پنج) او دشمنانی آشکار و پنهان (منافقان) دارد که همواره به دنبال یافتن ضعف او هستند تا آن را علم کنند
در این وضعیت چگونه ممکن است عربهای شهوتران ـ اعم از دوست و دشمن ـ به او  اعتراض نکنند که: چرا خودت بیش از دیگران می توانی زن داشته باشی؟ موفقیت های چشمگیر پیامبر اسلام(ص) نشان می دهد که او شخصی بسیار زیرک و مدیریتی عالی داشت. چنین شخصی که زندگی شاهانه ندارد و دیگران را به پیروی از خود دعوت می کند، چگونه ممکن است حرمسرا تشکیل دهد و به دیگران چنین اجازه ای ندهد و از سوی دیگر مریدانی فراوان پیدا کند که حاضرند داوطلبانه جان خود را در راه دین او بدهند؟
پس باید جستجو کنیم که چرا این حرمسرا برای او مشکل ساز نشد و مورد اعتراض کسی حتی دشمنانش قرار نگرفت؟

پاسخ دکتر شریعتی
«غالبا فراموش می کنند که "زیبایی" زن است که هوس را سیراب می کند، نه "شماره" ی زن. مرد هوس باز در پی دختر طناز و هوس انگیز است، نه زنان بیوه و جا افتاده و بچه داری که یا مثل دختر عمر بد ترکیب اند و یا اگر هم آب و رنگی داشته اند، در خانه شوهر و یا شوهران پیشینشان رفته است.
تمام این ازدواج ها بر اساس یک فلسفه ی اجتماعی یا اخلاقی بوده است. غالب اینها زنان شهدای اسلام بودند؛ و پیغمبر فرمان داد که زن شهدا را بگیرید یا مثلا "عبید الله جحش" که به حبشه رفته بود ، مسیحی شد اما زنش از اسلام برنگشت و چون آن زن یکباره تنها ماند، پیغمبر او را گرفت و با احترام به مدینه برگرداند و یا "ام المساکین" که پیرزنی بود، که بعد از دو سال فوت کرد. یا "ام سلمه" که زن یکی از اصحاب بود که شهید شد و می بینیم در سنین پیری وارد منزل پیامبر شد.
تنها ازدواج عادی، ازدواج عایشه است، که دختری در سن کم بود ، و آن هم یک فلسفه ی اجتماعی داشت و آن پیوند با یک شخصیت بسیار متنفذ و بزرگ اسلام به نام ابوبکر بود، که با پیشنهاد خود ابوبکر صورت گرفت. عایشه اولین دختری است که در اسلام متولد می شود و ابوبکر بعد از مرگ خدیجه که پیغمبر تنهاست، عایشه را با این تعبیر به او می دهد که: "اولین گل و میوه ای که در باغ می شکفد، نصیب خود باغبان است."
دوستی و عشقی که بین پیغمبر و عایشه به وجود می آید، مسلما بعد از ازواج است، پیش از ازدواج نیست برای اینکه پیغمبر ۵۳ سال دارد و عایشه شش ـ هفت سال؛ نمی شود بین اینها رابطه ی عاشقانه ای به وجود آمده باشد و بر اساس آن ازدواج صورت گرفته باشد بلکه ازدواج براساس یک مصلحت اجتماعی بوده است. اگر محمد(ص) طالب هوس بود، اوج جوانی خویش را با زنی چهل و پنج ساله که دو بار ازدواج کرده بود، به سر نمی برد.

چند نکته
ـ مسأله تعدد زوجات را در گذشته و به خصوص در جامعه ای ابتدایی، نباید بدان معنی که امروز احساس می شود گرفت و با چشم این عصر دید.
ـ در مدینه، پیغمبر (ص) از هیچ یک از زنانش فرزندی نیافت، در حالی که این زنان، که جز عایشه همگی بیوه بودند، در خانه شوهران سابق شان دارای فرزندانی بودند و این یکی از شگفتی های زندگی محمد(ص) است.
ـ اسلام "تعدد زوجات" را وضع نکرده است. پیش از اسلام هیچ حدی در این باره وجود نداشته و آنچه را اسلام آورده است، "تحدید زوجات" است. نه که "تا چهار زن بگیرید" بلکه "بیش از چهار زن نگیرید".
مطالعه ی دقیق آیاتی که از "تعدد زوجات" سخن می گوید، هم فلسفه ی آن را و هم شرایط آن را روشن می سازد. قرآن ابتدا مردم را ملزم به اجرای عدالت میان زنان می کند و بلافاصله اعتراف می نماید که: "هرگز نمی توانید عدالت ورزید، پس به یک تن اکتفا کنید" "فان خفتم الا تعدلوا فواحده" (نسا؛ ۳)

افسوس
من هرگاه که به یاد خانه و زندگی محمد(ص) می افتم، که جوانی و کمال را با بیوه زنی پنجاه تا هفتاد و سه ساله گذراند و در پیری با بیوه زنانی جا افتاده و بچه دار سر کرد و خانه اش آن بود و خوراکش آن که: "تا مرد، از نان جو سیر نخورد، گاه می شد که دو ماه می گذشت و آتشی بر منزل وی برافروخته نمی شد و در این مدت غذایشان خرما و آب بود. گاه از شدت گرسنگی سنگ بر شکم می بست" ، نمی توانم از افسوس خودداری کنم، که محمد(ص) می توانست زنانی زیباتر از آنها داشته باشد و زندگی ای بهتر از این.

شرم
هرگاه سخنان نویسندگانی را می خوانم که از حرم سرای محمد(ص) می گویند، نمی توانم از شرم پریشان نشوم؛ که یک انسان، حتی نویسنده تا کجاها می تواند ننگین شود و به خاطر مصلحتی زشت، سیمای حقیقتی زیبا را، که فخر انسان است و سرمایه تاریخ، به چنین پلیدی ها بیالاید.» (مجموعه آثار دکتر علی شریعتی، ج ۳۰، ص ۵۳۷ با تلخیص)

یادآوری:
بر این باورم که اگر وضعیت زندگی پیامبر و نوع زنان او را در نظر بگیریم، گردآوری این زنان به عنوان همسر را باید به حساب تهذیب نفس و نوعی ایثار و از خودگذشتگی پیامبر(ص) گذاشت نه شهوترانی و تشکیل حرمسرا. کسی که در تمام زمانی دارای چند همسر بود در حال جنگ بوده و در بسیاری از جنگها شخصا حضور داشت چگونه می توانست در فکر راه اندازی حرمسرا باشد؟

۵ نظر

  1. پیامبر اسلام اگر استغفرالله به گفته ی اسلام ستیزان زن باره و هوس باز بود . هیچگاه خود و دینش اینقدر نسبت به حجاب زن توصیه نمیکردند . هیچ مرد هوس باز و زن باره ایی نیست که از حجاب زن خوشش بیاید و دوست دارد حتی زنش هم بی حجاب باشد..  طبق تواریخ اسماء بنت ابوبکر ۱۰ سال از خواهرش عایشه بزرگتر بود و اسماء در سال نخست بعثت پیامبر ۱۴ سال سن داشت. پس عایشه در سال نخست بعثت ۴ سال داشت . عایشه میگوید پیامبر مرا در سال سیزدهم بعثت به عقد خویش در اورد. ۱۳+۴=۱۷ . و میگوید که سر انجام در سال دوم هجرت مرا به خانه ی خویش برد و رسما ازدواج کردیم ۱۷+۲=۱۹ . پس مشخص میشود عایشه در هنگام ازدواجش با پیامبر ۱۹ سال سن داشته . برخی تواریخ ثابت میکنند که عایشه در هنگام ازدواجش با پیامبر ۲۲ سن داشت. و پیش از پیامبر با پسر مشرکی به نام جبیر بن مطعم ازدواج کرده بود که با توجه به مشرک بودن جبیر در هنگام ازدواجش با عایشه دال بر این میباشد که این ازدواج پیش از اغاز اسلام و مسلمان شدن عایشه صورت گرفته است.. زیرا ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان خصوصا مشرک حرام است.

    • مخالفان حجاب و به خصوص اجباری بودن آن، واجب نبودن حجاب بر کنیز را گواهی بر این نکته می‌گیرند که هدف از فرمان حجاب رعایت امنیت جنسی جامعه نبوده، چرا که کنیزان نیز، حتی گاهی بیش از زنان آزاد عرب، دارای جذابیت جنسی بودند.
      گروه دیگری از مخالفان حجاب که به کارکرد جنسیتی آن معتقدند، ادعا می‌کنند که «حجاب زنان را تبدیل به یک شئ»و بلکه یک «شیء جنسی» می‌کند. آنان در بهترین حالت حجاب را یک پارادوکس می‌دانند که «حتی اگر هدف از حجاب حفاظت از زنان تعریف شده باشد، قانون شرعی شیعیان به نام متعه همان حفاظت را براحتی از سر راه بر می‌دارد… چرا که ازدواجی ۱۰ دقیقه‌ای با فاحشگی هیچ تفاوتی ندارد.» و در بدترین حالت حجاب را ابزاری برای سرکوب زنان میدانند. از دید آنان :
      حجاب صرفاً زن را نوعی وسیلهٔ هیجان‌آور معرفی می‌کند، و مرد را موجودی می‌داند که ذاتاً توانایی کنترل شهوات خویش را ندارد، و لذا از احساس وظیفه نسبت به کنترل شهوت خود معافش می‌کند. در واقع زنان باید جور ناتوانی کنترل شهوت مردان را بکِشند، و لذا حجاب قانونی از جانب مردان برای مردان است.

    • به گفته مخالفان حجاب: از دیدگاه فلسفهٔ حجاب، زن سرچشمهٔ تهییج شهوت‌های جنسی مردان است چراکه اسلام تمام یا اکثر بدن زن را عورت می‌داند، و لذا باید پوشیده شود.

      مخالفین حجاب اذعان می‌دارند که حجاب حتی در برخی مواقع می‌تواند باعث افزایش تنش‌های جنسی شود چنان‌که در سینمای هند از حجاب بعنوان نوعی وسیله برای تهییج جنس مخالف استفاده می‌شود.

      از زاویه اسلامی به این قضیه نگاه مکنید!

  2. ابوالقاسم پاینده در مقدمه نهج الفصاحه خود، مقدمه­ای در حد یک کتاب،  با عباراتی شیرین، زندگی حضرت رسول(ص) را به تصویر کشده است؛ وی پس از ذکر زندگی ساده پیامبر (ص) می­نویسد:

    «آیا همین زندگى محقّر که زهّاد جهان از تحمّل نظیر آن باک دارند دلیل صدق گفتار وى نیست؟ که دروغگویان چون بنوائى رسیدند اگر بساط عیش نگسترند لا اقل معاش خود را بسطى مى‏دهند، اما محمّد (ص) هر چه به دست مى‏آورد، و کم نبود، بى‏حساب و دریغ به این و آن بذل میکرد و دینارى ذخیره معاش نمیکرد. دریغ است اگر خرده‏بینان کم انصاف، آن همه آیات زهد و قناعت را در زندگى مردى که با امکان و قدرت از نعیم جهان گذشته بود نبینند و شمار زنان وى را که به قوّت پندار از آن حرمسرائى میکنند، دستاویز تعرض کنند که به پندار درست، آن همه زن که در خانه داشت براى‏ کسب لذت و اقناع شهوت نبود، بجز عایشه زن محبوب وى که سترون بود، بیشتر زنان وى فرتوتان مانده از شوهر یا شوهران بودند که در رعایتشان مصلحتى بود. حقا در آن تنور داغ تهامه که زنان از فوران اعصاب نه ساله بالغ میشوند، زن پنجاه و فزون ساله را بحکم دل بخانه نمى‏برند.

    به پندار من این زنهاى مکرّر گرفتن، بدنبال آن آرزوى قوى یعنى پسر داشتن بود که همه عمر به دل داشت که در طبع انسانى حبّ حیات مقوّم ذات است و چون همه انسانها بحکم آن جبر که در طبع اشیا هست از این ورطه هلاک میشوند، فرزند داشتن خاصه پسر که حامل نام و مظهر مواریث پدر است، گوئى استمرار بقاى اوست و اگر خطا نکنم این خاصّه، در مردم عرب نیرومندتر است.

    در آن دوران که محمّد (ص) بمکه بود و تشریف رسالت نداشت، پسر یا پسران او نزدیک بلوغ بمردند و غم مرگشان دل وى را چون لاله صحرا داغدار کرد، عجب نیست اگر بخاصّه بشرى، پیوسته هواى فرزند پسرى به سر داشت و در پى این آرزو که تقدیر از تحقیق آن دریغ داشت، زنان مکرر میگرفت. اما خدا نمیخواست و این عقده نمى‏گشود. مخالفان مکه که در زندگى وى خللى براى نمودار کردن میجستند و نمى‏یافتند، از اینکه فرزند پسر نداشت به تعبیر وى کوششها کردند که: إِنَّا أَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ به دفع آن آمده در مدینه نیز پسر نداشتن وى دستاویز معاندان بود و پراکنده بودند که ساحره یهودى وى را جادو کرده و بسیار عادیست که مردى آرزومند، چون او بطلب فرزند پسر، زنان مکرّر بخانه برد.. در سال‏هاى آخر عمر که تنش از حوادث ایام فرسوده بود و دل از حق ناشناسى کسان ریش داشت این آرزو رخ نمود و ماهى چندچشم و دل وى بدیدار ابراهیم روشن و شاد بود، اما مرگ وى داغى دیگر بر آن داغها که از ایّام قدیم مکه به دل داشت افزود و یاران با حیرت فراوان این مرد گرانقدر بلند همت دریا حوصله را که در مهالک صعب، خم به ابرو نداشت و در کام خطر، قهرمانى تأثّر ناپذیر بود دیدند که در غم مرگ طفلک شانزده ماهه بر خلاف شیمه خویش و رسم عرب، زار میگریست که امید عمرش در هم شکسته بود. وقتى بدو گفتند تو که ما را صبر میفرمودى و همه جا نمونه صبر و ثبات بودى پس این گریه بیتاب چیست؟ فرمود: «دل مى‏سوزد و اشک میریزد، و جز آنچه خدا پسندد نگوئیم.» چه میشد کرد! خداى رازدان به اقتضاى مصلحت نهان، پیمبر منتخب خویش را بکمال آرزو رسیده نمیخواست! در جهان ما دروغزنان فراوان بوده‏اند که بطلب جبروت و جاه، جماعات زود باور را بدنبال خویش به وادى ضلال برده‏اند و حاصل دروغشان همه وبال بوده و هبا شده اما با هر که دروغ گفته‏اند با خویش دروغ گفتن نتوانسته‏اند که دروغزن رسوا در اتّفاقات دشوار چون بند باز توازن باخته، لرزان مى‏شود که از راز خویش واقف است و نیک داند که در انبان چیست، اما محمّد (ص) در حوادث سخت‏تر میشد و هر چه حادثه سخت‏تر بود، اطمینان وى بیشتر بود که به هدف خویش ایمان داشت، چرا که او بمقام شهود کامل رسیده بود!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>