+
خانه / قرآن و حدیث / حدیث / شادمانی در احادیث اسلامی
شادمانی در احادیث اسلامی

شادمانی در احادیث اسلامی

به قلم مدیر سایت
به دلیل اهمیت و توجه به عزاداری برای حضرت سیدالشهدا(ع) برخی تصور می کنند که اسلام، دین غم و اندوه است و شرط مسلمانی، غمگین بودن است. در حالی که احادیث ما به شاداب بودن و شاد کردن دیگران نیز اهمیت داده اند.
چند نمونه:

۱. پیامبر خدا(ص): هر که برای شاد کردن برادرش، آن گونه که وی را خوش حال می کند با وی دیدار کند، خداوند در روز رستاخیز، او را شادمان می سازد.

۲. امام علی(ع): در میانتان خوش رویی و در ملاقاتتان شادمانی را آشکار سازید.

۳. امام علی(ع): هنگام روبه رو شدن با برادرانتان، دست دهید و خوش رو و خوش برخورد باشید، تا همگام با جدا شدن از هم، گناهانتان زدوده شود.

۴. یونس شیبانی: امام صادق(ع) فرمود: «با یکدیگر شوخی هم می کنید؟». گفتم: کم. فرمود: «این گونه نباشید؛ زیرا شوخی، از خوشخویی است و تو بدان وسیله، برادرت را شاد می سازی. پیامبر خدا(ص) برای این که کسی را شاد کند، با او شوخی می کرد».

۵. امام باقر(ع): هر کس نیت روزه کند، سپس بر برادرش وارد شود و او از وی بخواهد که نزدش افطار کند، باید افطار نماید و او را شاد سازد. برای او به ازای آن یک روز، ده روز روزه محسوب می شود.

۶. امام باقر(ع): از جمله گفتگوهای خدا با بنده اش موسی(ع) این بود: «مرا بندگانی است که بهشتم را ارزانی شان می کنم و آنها را در آن جا فرمان روا می کنم». 
 گفت: پروردگارا! آنان که بهشتت را نثارشان می کنی و در آن، فرمان روایشان می سازی، کیانند؟ 
 فرمود: «هر کس که مؤمنی را دل شاد کند».

۷. امام صادق(ع): خداوند به داوود(ع) وحی فرستاد که: «همانا یکی از بندگانم کار نیکی به جا می آورد و من بهشتم را ارزانی او می کنم». داوود(ع) گفت: پروردگارا! آن نیکی چیست؟
 فرمود: «بنده با ایمان مرا، هر چند به دانه خرمایی خوش حال می کند».
 داوود(ع) گفت: پروردگارا! آن که تو را شناخت، بر اوست که امیدش را از تو نگسلد.

۸. امام صادق(ع): هر که را خوش آید که خداوند، حوریان را به ازدواجش در آوَرَد و تاجی از نور بر سرش بنهد، می بایست برادر مؤمنش را شادمان سازد.

۹. پیامبر خدا(ص): برترین کارها پس از انجام دادن واجبات، خوش حال کردن مؤمن است.

۱۰. از پیامبر خدا(ص) پرسیده شد: برترین کارها کدام است؟ فرمود: «این که برادر مؤمنت را شادمان سازی یا قرضش را بپردازی یا به وی غذایی بخورانی».

۱۱. عبداللَّه بن سنان گوید: امام صادق(ع) از من پرسید: پاداش کسی که مؤمن را شاد می کند، چیست؟ گفتم: فدایتان شوم! ده حسنه.
 فرمود: «آری، به خدا سوگند چنین است و بلکه هزار هزار حسنه».

۱۲. امام باقر(ع): خداوند عزّ وجلّ کسی را که در میان جمعی، بدون ناسزا گویی شوخی کند دوست دارد.

۱۳. پیامبر خدا(ص): دو مسلمانی که با هم ملاقات کنند و دست بدهند و هر یک در چهره دیگری بخندد و جز برای خدا چنین نکنند، از هم جدا نمی شوند مگر آن که هر دو تن، بخشیده شوند.

۱۴. امام علی(ع): خوش برخوردی، برادری را استوارتر می کند.

۱۵. امام علی(ع): پدیدآورنده دوستی، خوش رویی است.

۱۶. پیامبر خدا(ص): هر کس مؤمنی را خوش حال کند، خداوند را خوش حال می کند.

۱۷. امام صادق(ع): هر مسلمانی که در ملاقات با مسلمان دیگری، او را شاد کند، خداوند عزّ وجلّ شادمانش خواهد کرد.

۱۸. پیامبر خدا(ص): هر کس برادر مسلمانش را با کلمه ای لطف آمیز بنوازد و گرفتاری و اندوه را از او بزُداید، تا زمانی که چنین کند، پیوسته، در سایه گسترده رحمت خداوند است.

۱۹. امام کاظم(ع): هر کس مؤمنی را شاد کند، خداوند در روز رستاخیز، او را بسیار دل شاد خواهد کرد.

۲۰. پیامبر خدا(ص): محبوب ترین کارها در پیشگاه خدا، شادی ای است که به مؤمن برسانی، گرسنگی اش را بر طرف کنی و اندوهش را بزدایی.

یادآوری:
شاد کردنی که در اسلام به آن بیشتر سفارش شده، شاد کردن از طریق حل مشکلات مردم است.

متن عربی احادیث با منبع:
۱. رسول الله(ص): مَن لَقِی أخاهُ بِما یسُرُّهُ لِیسُرَّهُ سَرَّهُ اللَّهُ یومَ القِیامهِ. (ثواب الأعمال: ص ۱۵۱)
۲. الإمام علی(ع): أظهِرُوا البِشرَ فیما بَینَکم، وَالسُّرورَ فی مُلاقاتِکم. (مصباح المتهجّد: ص ۷۵۷ ح ۱۱۲)
۳. الامام علی(ع): إذا لَقیتُم إخوانَکم فَتَصافَحوا وأظهِروا لَهُمُ البَشاشَهَ وَالبِشرَ ؛ تَتَفَرَّقوا وما عَلَیکم مِنَ الأَوزارِ قَد ذَهَبَ. (خصال: ص ۶۳۳ ح ۱۰)
۴. یونسَ الشیبانی: قال أبو عبد اللَّه(ع): کیفَ مُداعَبَهُ بَعضِکم بَعضاً ؟ قُلتُ: قلیلٌ، قالَ: فلا تَفعَلوا، فَإِنَّ المُداعَبَهَ مِن حُسنِ الخُلُقِ، وإنَّک لَتُدخِلُ بِهَا السُّرورَ عَلی أخیک، ولَقَد کانَ رَسولُ اللَّهِ(ص) یداعِبُ الرَّجُلَ یریدُ أن یسُرَّهُ. (کافی: ج ۲ ص ۶۶۳ ح ۳)
۵. الإمام الباقر(ع): مَن نَوَی الصَّومَ ثُمَّ دَخَلَ عَلی أخیهِ فَسَأَلَهُ أن یفطِرَ عِندَهُ فَلیفطِر، وَلیدخِل عَلَیهِ السُّرورَ، فَإِنَّهُ یحتَسَبُ لَهُ بِذلِک الیومِ عَشرَهُ أیامٍ. (کافی: ج ۴ ص ۱۵۰ ح ۲)
۶. الإمام الباقر(ع): إنَّ فیما ناجَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ عَبدَهُ موسی (ع) قالَ: إنَّ لی عِباداً اُبیحُهُم جَنَّتی واُحَکمُهُم فیها، قالَ: یا رَبِّ، ومَن هؤُلاءِ الَّذینَ تُبیحُهُم جَنَّتَک وتُحَکمُهُم فیها ؟ قالَ: مَن أدخَلَ عَلی مؤمِنٍ سُروراً. (کافی: ج ۲ ص ۱۸۸ ح ۳)
۷. الإمام الصادق(ع): أوحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إلی داودَ(ع): إنَّ العَبدَ مِن عِبادی لَیأتینّی بِالحَسَنَهِ فَاُبیحُهُ جَنَّتی، فَقالَ داودُ: یا رَبِّ، وما تِلک الحَسَنَهُ ؟
 قالَ: یدخِلُ عَلی عَبدِی المُؤمِنِ سُروراً ولَو بِتَمرَهٍ.
 قالَ داودُ: یا رَبِّ حَقٌّ لِمَن عَرَفَک أن لا یقطَعَ رَجاءَه مِنک. (کافی: ج ۲ ص ۱۸۹ ح ۵)
۸. الامام الصادق(ع): مَن سَرَّهُ أن یزَوِّجَهُ اللَّهُ الحُورَ العینَ ویتَوِّجَهُ بِالنّورِ، فَلیدخِلِ عَلی أخیهِ المُؤمِنِ السُّرورَ. (تحف العقول: ص ۳۰۲)
۹. رسول اللَّه(ص): إنَّ مِن أفضَلِ الأَعمالِ بَعدَ الفَرائِضِ إدخالُ السُّرورِ عَلَی المُؤمِنِ. (أعلام الدین: ص ۲۵۴)
۱۰. سُئِلَ رَسولُ اللَّهِ(ص): أی الأَعمالِ أفضَلُ ؟ قالَ: أن تُدخِلَ عَلی أخیک المُؤمِنِ المُسلِمِ سُروراً، أو تَقضِی لَهُ دَیناً، أو تُطعِمَهُ خُبزاً. (قضاء الحوائج: ص ۹۵ ح ۱۱۲)
۱۱. عن عبداللَّه بن سنان ـ لَمّا سَأَلَهُ الإِمامُ الصادِقُ(ع) عَن ثَوابِ إدخالِ السُّرورِ عَلی المُؤمِنِ -: جُعِلتُ فِداک، عَشرُ حَسَناتٍ، فَقالَ: إی وَاللَّهِ وألفُ ألفِ حَسَنَهٍ. (کافی: ج ۲ ص ۱۹۲ ح ۱۳)
۱۲. الإمامُ الباقرُ(ع): إنَّ اللَّهَ عَزَّوجَلَّ یحِبُّ المُداعِبَ فِی الجَماعهِ بِلا رَفَثٍ. (کافی: ج ۲ ص ۶۶۳ ح ۴)
۱۳. رسول الله(ص): إنَّ المُسلِمَینِ إذَا التَقَیا وتَصافَحا وضَحِک کلُّ واحِدٍ مِنهُما فی وَجهِ صاحِبِهِ، لا یفعَلانِ ذلِک إلّا للَّهِ، لَم یتَفَرَّقا حَتّی یغفَرَ لَهُما. (المعجم الأوسط: ج ۷ ص ۳۲۵ ح ۷۶۳۰)
۱۴. الامام علی(ع): حُسنُ اللِّقاءِ یزیدُ فی تَأَکدِ الإِخاءِ. (غرر الحکم: ج ۳ ص ۳۸۶ ح ۴۸۲۷)
۱۵. الامام علی(ع): سَبَبُ المَحَبَّهِ البِشرُ. (غرر الحکم : ج ۴ ص ۱۲۶ ح ۵۵۴۶)
۱۶. رسول اللَّه(ص): مَن سَرَّ مُؤمِناً فَإِنَّما یسُرُّ اللَّهَ عزّ وجلّ. (حلیه الأولیاء: ج ۳ ص ۵۷ الرقم ۲۱۱)
۱۷. الإمام الصادق(ع): أیما مُسلِمٍ لَقِی مُسلِماً فَسَرَّهُ، سَرَّهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ. (کافی: ج ۲ ص ۱۹۲ ح ۱۵)
۱۸. رسول اللَّه(ص): مَن أکرَمَ أخاهُ المُسلِمَ بِکلِمَهٍ یلطِفُهُ بِها وفَرَّجَ عَنهُ کربَتَهُ، لَم یزَل فی ظِلِّ اللَّهِ المَمدودِ عَلَیهِ الرَّحمَهُ ما کانَ فی ذلِک. (کافی: ج ۲ ص ۲۰۶ ح ۵)
۱۹. الإمام الکاظم(ع): مَن أدخَلَ عَلی مُؤمِنٍ سُروراً فَرَّحَ اللَّهُ قَلبَهُ یومَ القیامَهِ. (کافی: ج ۲ ص ۱۹۷ ح ۲)
۲۰. رسول الله(ص): أحَبُّ الأَعمالِ إلَی اللَّهِ سُرورٌ تُدخِلُهُ عَلَی المُؤمِنِ، تَطرُدُ عَنهُ جَوعَتَهُ أو تَکشِفُ عَنهُ کربَتَهُ. (کافی: ج ۲ ص ۱۹۱ ح ۱۱)

۲۳ نظر

  1. از قران که ایه نیاوردید ، شرط اعتبار حدیث مطابقت با قران است :
    شادی مکن که خدا شادی کنندگان را دوست ندارد :
    … ﻟَﺎ ﺗَﻔْﺮَﺡْ ﺇِﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﻟَﺎ ﯾُﺤِﺐُّ ﺍﻟْﻔَﺮِﺣِﯿﻦَ
    … ﺷﺎﺩﻯ ﻣﻜﻦ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺷﺎﺩﻯﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﻤﻰﺩﺍﺭﺩ (قصص ۷۶)

    • اگر آیه را کامل می نقل می کردید، معنای این بخش از آیه روشن می شد. این کار شما مثل این می مونه که کسی بگه در قرآن آمده «لا اله؛ خدایی نیست» و دروغ هم نگفته اما متن کامل نقل بشه قضیه متفاوت می شه: «لا اله الا الله»
      متن کامل آیه: إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَیْهِمْ وَآتَیْناه مِنَ الْکُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَه لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قالَ لَه قَوْمُه لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّه لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ. وقتی آیه کامل نقل شود می بینیم که «لا تفرح» یعنی سرمست نشو، از روی غقلت شادی مکن و حتی در آیه ی بعد نیز توجه به آخرت را مورد تاکید قرار میده. بنابراین معنای آیه چنین میشه:
      قارون از قوم موسى بود که بر آنان ستم ورزید و ما از گنجینه‏ها، آن قدر به او داده بودیم که کلیدهاى آن براى یک گروه نیرومند، سنگین مى‏آمد. [به خاطر آورید] آن هنگام [را] که قوم وى به او گفتند: سرمست مشو که خدا، سرمستان را دوست ندارد.

      اگر تصور شما درست بود، علما  به حرام بودن شادی، فتوا می دادند

  2. مدیر سایت میشه یک نمونه شادی که مورد تایید اسلام باشه نام ببرید که هم برای جوانها جذاب باشه و هم ادرنالینشون رو بالاببره؟؟؟؟؟؟؟؟

    • شاد کردن دیگران با کمک مالی یا با قرض دادن و امثال آنها نمونه هایی از شاد کردن دیگرانه و اینگونه شاد کردن خیلی بهتر از اینه که با ساز و آواز و رقاصی دیگران را شاد کنیم

      • اینکه دیگران رو شاد کردن هست بیشتر.
        کی ما رو شاد کنه؟ اومدو کسی بما کمک نکرد….

        • از هرراهی که خلاف شرع نباشه شاد بشو
          طنز بخون، فیلم طنز ببین، تفریح در طبیعت برو
          مگر فقط شادی به اینه که دختر و پسر باهم بلاسن و بعدش مشکلات متعدد بوجود بیاد؟

        • مدیر محترم :فرح شرح صدر است به سبب لذت زودگذر که اکثراً درباره‌ لذات حسی و دنیوی صدق می‌کند که در اسلام نیست درحالیکه ما در دنیای مادی زندگی می کنیم نه غیر مادی واگه قرار بود از این لذتهای بعضا بی ضرر بهره نبریم در این دنیا آفریده نمی شدیم و دنیای ما دنیای دیگری بود.
          فرح به معنی خوشحالی کاذب یا توهم خوشحالی به کار می‌رود. برخی واژه شناسان معتقدند «فرح» به سه معنی متفاوت به کار گرفته می‌شود:

          - فرح (افراط در شادی): یعنی شادمانی که از حد اعتدال خارج شود و همراه باطل، ظلم، تکبر و نیز به قصد ریا و خودنمایی باشد.

          ﴿ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ﴾

          « خداوند شادی کنندگان را دوست نمی‏دارد».

          ۲- خشنودی و رضا:

          ﴿ مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ ﴾

          «از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسیم شدند و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آن‌هاست (دلبسته و) خوشحالند».

          ۳- سرور (شادمانی حقیقی):

          ﴿ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴾

          «آن‌ها به خاطر نعمت‌های فراوانی که خداوند از فضل خود به آن‌ها بخشیده است خوشحالند و به خاطر کسانی که (مجاهدانی که) بعد از آن‌ها به آنان ملحق نشدند (نیز) خوش وقتند (زیرا مقامات برجسته آن‌ها را در آن جهان می‏بینند و می‌دانند) که نه ترسی بر آن‌ها است و نه غمی خواهند داشت».

        • درصورتیکه شنیدن یک موسیقی شاد یا رقصیدن لزوما اصلا توام با غرور و تکبر نیست و شخصی که موسیقی شاد مثلا گوش میده قصد خودنمایی و تحریک بقیه رو نداره .
          همینطور حرف زدن و خندیدن دوجنس لزوما بقصد لاس زدن نیست که اگر اینطور بود جوامع غربی به این سطح از پیشرفت علمی و عملی در علم دانش نمیرسیدن
          چون اینقدر مشغول لذات و عیش و نوش میشدن زنان و مردان غربی که دیگه فرصت تحقیق و توسعه کشورشون رو نداشتن.
          انسان اتفاقا از هر چیزی منع بشه بیشتر حریص تر خواهد شد!!!!!!

  3. مدیر سایت این چیزها که گفتین با شادی در نظر جوانها فرق داره راحت میگفتین در اسلام شادی نداریم

  4. ببینید اقای فاطمی اصولا به لحاظ «علم روانشناسی»شادی و شادمانی به ۲ گونه تقسیم بندی میشوند۱_شادی درونی ۲_شادی برونی.شادی درونی به چه چیزهایی اطلاق میشود؟اصولا خوشحال کردن دیگران مانند:قرض دادن مالی به دیگران_کمک معنوی_خوشحال کردن پدر و مادر و…..حالا شادی برونی به چه چیزهایی اطلاق میشوند؟که البته غالبا و قاعدتا به صورت «ری اکشنها و رفتارهای فیزیکی» انجام میشوند که البته بسیار مهم و اساسیست مانند:خندیدن به شکل عادی و گاها بسیار شدید_گریه از فرط خوشحالی ان هم میتواند شدید باشد_فریاد زدن و جیق بنفش کشیدن از فرط خوشحالی و شادمانی_رقص و پایکوبی(اخه مگر چه اشکالی دارد؟؟؟؟!!!)_حالا بپردازیم به مقوله خوشحالی و شادمانی در دین مبینتان!!!این طبیعیست که «شادی درونی»در اسلام وجود داشته باشد اگر نباشد جای بسی تعجب است!اما پیرامون «شادی برونی» در دین مبینتان چه؟!! در همه گونه ان اشکال شرعی وجود دارد!!!صرفا به یک نمونه کوچک اکتفا میکنم.در دین و جامعه اسلامی شما خندیدن به شکل شدید در کوچه و خیابان گاها جرم محسوب میشود!!!و سریعا به محض اطلاع میایند و با گیر سه پیچ علت را به طرق گوناگون جویا میشوند،از تست اعتیاد و مستی گرفته تا کتک کاری و اقدامات فیزیکی!!!اخه مگر نمیشود کسی بدون اینکه مشروب یا مواد مخدری مصرف کرده باشه از ته دل بخندد یا فریاد بزند و کلا خوشحال باشد؟!!!یا به جوان مادر مرده! انگه مستی و کثافت کاری میزنید یا در بهترین حالت انگه شیرین عقلی و دیوانگی!!!اقای فاطمی بنگرید که چه دین سرتاسر مبین و شادمانی دارید!!!!اقای فاطمی با لودگی و مسخره بازی در رسانه ملی_نوحه سرایی و نهایتا کف زدن صرفا در تولد امامان و یک چیز عجیب تر «گریه برای امامان»!!!! نمیشود به «شادی اصولی و اساسی برونی»دست یافت.«اساسا ادمیزاد به چیزهای بهتری و بنیادین تری نیازمند است»

    • http://www.riqh.ac.ir/n3647-e31773-p8.html

      تعجب می کنم که میگید: هرکه با صدای بلند بخنده دستگیر میشه؟ تا بحال نشنیده بودم مگر اینکه کسی با خنده اش ایجاد مزاحمت برای دیگران بکنه که بعیده.

    • آقای فرشاد شما لطفا مرز بین اربده کشی و خنده رو
      اولا مشخص کنید.
      دوم
      مگه تو ایران زندگی نمیکنید ,تا الان چند نفر فقط به جرم بلند خندیدن دستگیر شده اند!!!؟
      نهایت ممکنه یک دوست یا رهگزر به ایشان تذکر دهد که این طور رفتار ها خلاف ادب است.
      سوم
      جالبه این همه حدیث در مورد شادی اینجا آورده شده بازکر منبع,
      باز هم به جای مطالعه متعصبانه برخورد میکنید.
      چهارم
      کی گفته رقص در دین مبین ما ایراد داره خیلی هم تا کید شده اما با اصول خودش
      رقص زن و شوهر برای همدیگر.
      پنجم
      تمام این قوانین برای اینه که خلوص و لذت و اثر مثبت شادی برای انسان حفظ شود
      و با مسائلی از قبیل مردم آزاری,بی ادبی,شهوت رانی,تمسخر,لودگی و ….. آلوده نگردد.

      • نمونه عملی در جامعه ما نداریم.
        تعریف شادی در اسلام؟ آداب شادی در اسلام ؟ روزهای شادی در اسلام ؟
        هر کس به هر دلیلی از قیافه طرف خوشش نیاد میتونه با شما برخورد کنه؟
        مرزی وجود نداره . مرز نامشخص هست.
        مکانهایی برای تفریح یه ادم بزرگسال بخصوص زن نداریم.
        دیگه یه استادیوم چیه ؟ کف تفریح یه ادم رفتن به استادیوم هست.
        چرا یه زن در قرن ۲۱ در ایران نمی تونه یه بازی ورزشی رو بره ببینه؟
        و هزاران چرای دیگر

    • احسنتتتتت
      اگه یه بچه شیرخواره که که داره گریه میکنه براش آهنگ شاد بزاری شروع میکنه به تکون دادن خودش و رقصیدن و دست زدن با همون اندام کوچکش . پس شادی و رفص در نهاد بشر و در ذات بشر نهادینست و جز خوی بشره و اگه اینو ازش بگیری انگار قسمتی از ذاتش رو کشتی
      دلیل اینهمه امار افسردگی طلاق خودکشی بی رمقی و ناامیدی در جامعه علاوه بر مشکلات اقتصادی ، عدم وجود شادی هست.
      شادی کلمه گم و گور امروز ماست

      • اگر همون بچه شیر خواره جیشش بگیره فوری اقدام میکنه,میخواد مامانش پای سفره باشه حما م باشه و یا خودش تو بغل رئیس خانواده.
        پس ما هم باید همین طوری باشیم!!!!!؟
        لطفا مثالهای خنده دار نزنید..
        همهی این امیال در وحود انسان هست اما خداوند به انسان عقل داده و برای راهنمایی عقل قطب نمای وحی را قرار داده.
        اگر انجوریه که شما میگید پس غریز هی جنسی رو هم که خداوند عطا فرموده هر وقت که شروع به تحریک شد باید هرجا و هرزمان و با هر کسی اوون رو ارضا کنیم!!!؟

        • ببخشیدا از این مثال ساده تر و قابل دریافت تر!!!
          خودتم داری اعتراف میکنی که گریه و شادی توامان در ذات بشره.
          چقدر ادم باید فکرش بسته باشه که گریه رو ببینه ولی رقص و خنده و خوشحالی یک کودک رو نه!!!!!!
          چرا انسان از بخشی از ذاتش باید محروم باشه؟
          حرفت خیلییی خنده دار و در عین حال بدون فکره

          اتفاقا خداوند عقل رو داده تا بفهمی شادی و رقص جزئی از ذات بشره نه چیزی بد و جدای آن.
          هر چیزی توی غرایز انسان خاموش بشه مثلا شادی لطمات جبران ناپذیری در انسان بوجود میاد و بالانس زندگیش رو از دست میده !!!!

          در مورد غریزه جنسی هم همینطوره منتهی یک فرق بزرگ میان حیوانیت انسان و حیوانات دیگر هست و اون قوه تعقل هست .
          حیوان سالی یه بار یا چند بار بنا به غریزه و بقای خودش جفت گیری می کنه و عاقلانه هم اینکار رو نمیکنه ولی انسان چون عقل و قوه تشخیص داره اگر بخواد به نیازش پاسخ بده کاملا راجع بهش فکر میکنه و اینطور نیست که مثل حیوان تا تحریک بشه بره سمت پاسخ دادن به نیازش !!!!
          مگر انسانی مجنون یا روانی باشه و یا انسان نباشه و به حیوان تبدیل شده باشه که در همه جوامع هم از ایران بگیر تا چین و امریکا و عربستان از این دست حیوانات هست.
          اگه یه انسان رو سالیان سال زندانی کنی و بگی ببینید این انسان چقدر خوبه نه قتل کرده نه تجاوز نه هیزی نه …… که هنر نیست و ارزشی نداره
          انسانی وارسته است که آزاد باشه و مطابق خوی حیوانیش رفتار نکنه!!!!!

          • جالبه پگی خانوم
            خودت داری جواب خودتو میدی.
            انسان با عقلش میفهمه که همه جا و هر زمان و با هرکی نباید جیش کنه,غریزه جنسی شو ارضا کنه,داد بزنه,بخنده,برقصه و ……
            آخه اینکه خیلی واضح و روشنه تعجبه که شما متوجه نمیشی.
            حالا البته اگه بعضیا عقده رقاصی دارند اون بماند!!!!؟

        • وحی خداوند در ادیان مختلف فرق داشته و بنا به شرایط مردمان اون زمان و درجه فهم و عقل و پیشرفتشون بوده برای همین شراب در دین مسیحی هست و ممنوع نیست ولی در اسلام ممنوعه چون عربهای جاهلی حد تعادل رو در خوردن شراب رعایت نمیکردن و بیشترشون شرابخواره و زنباره بودن !!!!!
          حرف خداوند و وحی خداوند که نمیشه دوتا باشه!!!!!
          هم آزاد باشه هم ممنوع!!!!!

  5. اقای فاطمی فرافکنی نکنید لطفا!من کجا حرفی از دستگیری زدم؟!مدتها پیش خودم با چشمانم دیدم عده ای جوان در خیابان مشغول بگو و بخند بود که نیروی خدمتگزار پلیس البته به صورت اتفاقی سر رسیدند و به انها گیر سه پیچ دادند که عین عبارتشان: «هرهر نکنید در معابر عمومی بینم!!!».مزاحم هیچ احد الناسی هم نبودند به خدا.شما که ساکن قم هستید این مسخره بازیها انجام نشود!!اخه میدانید شهر قم پایتخت «علم و فقاهت» است!!!!!!ضمنا بنده اصلا مایل نیستم وارد مباحث سیاسی بشوم لطفا بنده را مجبور نفرمایید….!!

    • اگر آن جوانها برای مردم ایجاد مزاحمت نکرده باشند، تخلف نکرده اند و نباید کار خلاف چند تا پلیس را بحساب اسلام و جمهوری اسلامی گذاشت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>