+
خانه / گوناگون / دین / با داشتن عقل چه نیازی به دین؟
با داشتن عقل چه نیازی به دین؟

با داشتن عقل چه نیازی به دین؟

به قلم مدیر سایت
برای رسیدن به پاسخ پرسش فوق، چند نکته را باید در نظر گرفت:

الف) اگر دینی انتخاب کنیم که دستورهای آن مخالفتی با عقل نداشته باشه (مثل اسلام) چه ایرادی دارد؟

ب) وقتی حقانیت یک دین برایمان ثابت شد لازم نیست با عقل خودمان دلیل صدور همه ی احکامش را درک کنیم. وقتی دانستیم پزشکی متخصص است به دستورهای او عمل می کنیم هرچند ندانیم چرا او می گوید: این را بخور؛ آن را نخور.

ج) اگر بخواهیم طبق عقل خودمان رفتار کنیم، هرکه با عقل خودش چیز خاصی را مطابق عقل می داند و در جامعه هرج و مرج پیش می آید. مثلا برخی افراد با عقل خودشان ممکن است به این نتیجه برسند که حتی بعضی اقسام دزدی، فریبکاری و… ایراد ندارد. چه معیاری وجود دارد که چه رفتاری معقول است و چه رفتاری نامعقول؟ البته معقول بودن بعضی امور روشن است اما همیشه اینطور نیست. بسیاری از دست به یقه شدنها و زد و خوردهای مردم، طبق عقل شروع کننده، درست است. اما اسلام می گوید: مجازات باید در دادگاه ثابت شود و الا جرم است. معتقد به اسلام، از زد و خورد دست برمی دارد هرچند این دستور اسلام خلاف عقلش باشد.

د) به فرض اموری را همگان با عقل خودشان خوب یا بد بودنش را متوجه شوند، چه پشتوانه و چه ترمزی وجود دارد که مردم آنچه را نامعقول می دانند عمل کنند؟ پس برای اصلاح جامعه باید دینداری را ترویج کرد نه بی دینی را.

هـ) اسلام و عقل در راستای هم هستند. اینکه ما به احکام اسلام عمل می کنیم هرچند فلسفه آن را ندانیم عین پیروی از عقل است مثل همان مثال که عقل می گوید وقتی از پزشک متخصص سفارشی شنیدی طبق آن عمل کن هرچند نتوانی علت آن را درک کنی. البته ممکن است بعضی ادیان با عقل در تقابل باشند اما ما مدافع آنها نیستیم.

۸ نظر

  1. مطلبتان بسیار تنگ نظرانه بود ، مگر ما انسانهای امروزی ، اعراب دوران جاهلیت یا قوم بنی اسرائیل هستیم که هنوز به جای پیروی از دانش و عقل ، به تقلید بپردازیم ؟
     مگر جوامع شرقی مثل ژاپن یا سنگاپور یا کره جنوبی ، یا غربی مانند اسکاندیناوی که مبتلا به ناهنجاریهای اجتماعی ایران اسلامی نیستند ، حکومت دینی دارند ؟
    در جوامع امروزی ، این دولتمردان هستند که چطور با تأیین و اجرای قوانین مدنی و شهروندی در همه موارد مثل استفاده صحیح از درآمد ملی ، منع کلاهبرداری و احترام و رعایت به حقوق همدیگرو غیره ، تمایل به ایجاد یک جامعه نمونه و خداپسند هستند یا نه

    • ـ اگر اینطوره چرا از پزشک تقلید می کنید؟

      ـ درمورد کشورهایی که نام بردید ما از نزدیک با اوضاع آنها آشنا نیستیم و نمی دانیم چه خبره. فقط می دونیم بر ضد اسلام و کشورهای اسلامی تبلیغات زیاده

      ـ در اسلام هم کلاهبرداری و رعایت حقوق دیگران و غیره مطرحه . اگر کمتر به آن عمل می کنند تقصیر اسلام چیه؟

  2. پزشکی یک علم تجربیه ،حتی بیسواد ترین مردم به علوم تجربی ایمان دارند ، هزار بار هم سنگی از اسمان رها کنید باز زمین میخوره ، این یعنی تجربه ، به عبارتی همه قبول دارند پزشکی که مثلا ده نفر بیمار مبتلا به قارچ پوستی را درمان کرده نفر یازدهم هم با شرایط مشابه به همان روش درمان خواهد کرد ، این موجب ایمان به پزشکی میشه وگرنه اگر پزشکی تجربی نبود و دارو روی هر کسی یک نتیجه تصادفی و متفاوت میداد علم پزشکی وجود نداشت و هیچکس به توصیه پزشکان عمل نمیکرد .
    تجربی بودن پزشکی و غیر تجربی بودن دین باعث میشه قیاس شما رو قیاس مع القارق بدانیم ، همون اصطلاح “متخصص” هم که بکار بردید مختص علوم تجربیه !
    هیچ پیامبری و دینی ثابت نکرده که عده ای را واقعا به بهشت برده تا ما هم به او ایمان بیاریم پس دین نمیتواند حقانیت خود را مانند علوم تجربی نظیر پزشکی ثابت کند .

    • این حرف درسته که باور به امور ماوراء ماده و غیرحسی به آسانی در حد باور به محسوسات نخواهد شد اما چنین نیست که نتوان از طریق عقل اثبات کرد . حقانیت پیامبر اسلام ص را می توان با معجزات او از جمله قرآن به اثبات رساند و وقتی او برحق بود، حقانیت سخنان او به اثبات خواهد رسید

  3. به این پرسش ها ی بسیار مهم باید از نگاه فلاسفه پاسخ داده بشه.

    به عقیده کانت درسته که عقل بشر میتونه بسیار فراتر از چیزهایی که بشر شناسایی میکنه جلوتر یره اما به دلیل اینکه ما جزء کوچکی  از یک کل هستیم هیچوقت نمیتونیم با عقل کل رو شناسایی کنیم .

    درمورد پرسشهای بزرگ مثل خدا و روح و لایتناهی بودن هستی و غیره عقل به همون اندازه که اونهارو محتمل میدونه به همون اندازه هم غیر محتمل .برای پاسخ به اینها باید به فطرت رجوع کنیم و ایمان بیاریم .

  4. از دیدگاه اسلامی شرع و عقل هم رو تایید میکنند . فیلسوف بزرگ و در عین حال فقیه بزرگی چون  ابن رشد اندلسی رحمه الله میگه الله لایمکن ان یعطینا عقولا ویعطینا شرائع مخالفه لها . خدا نمیتونه عقل هایی به ما داده باشه که با قوانین دینی که برای ما فرستاده مخالفت داشته باشه .اگر مخالف باشند در ظاهر مخالفند و فلاسفه و فقهای اسلامی باید ناسازگاری هارو بر طرف کنند .

  5. احکام ادیان با عقل پیامبر و پیروان آن دین مطابقت داشته ولی با عقل اکثرمردم این زمان مطابقت ندارد. مثلا برده داری (کنیز و غلام) ونصف بودن ارث بردن دختر نسبت به پسر و نیز نصف بودن دیه زن نسبت به مرد و نیز حق طلاق با مردها و… در این زمان عقلانی نیست و قوانین و احکامی عقب مانده و ظالمانه بشمار میروند. این احکام با خصوصیات خدایی که ما میشناسیم مطابقت ندارد.

    • هر حکمی که در این زمان قابل اجرا نباشه، اسلام ولی فقیه را پیش بینی کرده تا جلو اجرای اون رو بگیره.

      زرتشتیان هند هنوز هم به دختر نصف پسر ارث می دهند: http://www.raherasti.ir/302/ 

       

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>