+
خانه / مقایسه / گوشه ای از رفتار زمامداری قدرتمند / اعتنا به زیردستان
گوشه ای از رفتار زمامداری قدرتمند / اعتنا به زیردستان

گوشه ای از رفتار زمامداری قدرتمند / اعتنا به زیردستان

به قلم مدیر سایت
یکی از ویژگی های رسول خدا(ص) مشورت با سربازانش بود و در خیلی مواقع آنها برخلاف نظر پیامبر نظر می دادند و گاه حضرت بر خلاف میل خود دیدگاه آنها را ترجیح می داد. اعتراض ها به عملکردهای آن حضرت،‌ در تاریخ ضبط است.
اگر در ایران باستان،‌ غنیمت هایی به دست می آمد و شاه برخلاف میل سربازان تقسیم می کرد، آیا آنها حق اعتراض داشتند؟ اصلا سربازها می فهمیدند که غنائم چگونه هزینه می شوند؟
جنگ حنین بعد از فتح مکه یعنی در اواخر حیات رسول خدا(ص) و در زمان اوج قدرت او رخ داد. از نظر اسلام، اختیار یک پنجم غنیمت با حاکم است تا هرگونه به مصلحت دانست هزینه کند. پیامبر پس از تقسیم غنیمتها میان مسلمانان، یک پنجم آن را فقط به تازه مسلمانان داد و با دادن بخشی از آن به غیرمسلمانانی که تمایل به اسلام داشتند، سبب شد آنها به اسلام بگروند.
از آن اموال نه خود حضرت بر نداشت و نه به عده ای از جنگاوران داد. این کار پیامبر دو اعتراض را به دنبال داشت که در اینجا می آورم:

اعتراض ذوالخویصره
آن‏گاه که پیامبر غنیمت‏هاى حنین را تقسیم کرد، یکی از مسلمانان جنگاور به نام ذوالخویصره پیش آمد. به جمع سلام کرد و بدون سلام به پیامبر(ص) گفت: ندیدم که عدالت ورزى!
پیامبر با خشم و ناراحتی فرمود: اگر من عادل نباشم چه کسى عادل خواهد بود؟
مسلمانان گفتند: آیا او را بکشیم؟
پیامبر اجازه نداد. (منابع متعدد این قضیه را نقل کرده اند از جمله: ارشاد: ج ۱ ص ۱۴۸، إعلام الورى: ج ۱ ص ۳۸۷، کشف الغمّه: ج ۱ ص ۲۲۵)
تصمیم بعضی اصحاب برای کشتن معترض و خشم حضرت، نشان می دهد آن شخص رفتاری تند و بسیار زننده داشته زیرا چنین اعتراضهایی از سوی اصحاب پیامبر(ص) امری عادی بود.

اعتراض انصار
پیامبر از غنائم حنین هیچ به انصار نداد. سعد بن عباده به نمایندگی از آنها اعتراض و رنجش انصار را به پیامبر رساند. پیامبر دستور داد تا انصار جمع شوند. رسول خدا(ص) در میان آنها حاضر شد و طی سخنانی خدمات خود به انصار و خدمات آنها به او را یاد آور شد و نیز آیه ای از قرآن در مدح آنها خواند. حضرت چنان عاطفی سخن گفت که انصار به گریه افتادند در حدی که ریش آنها خیس شد. همگی گفتند: یا رسول الله، راضى شدیم.
پس از آن شاد و خرم به خانه های خود باز گشتند. (ر. ک: سیره ابن هشام، چاپ بیروت، ج ۲، ص ۴۹۸ ـ ۵۰۰)

یادآوری:
آنچه گفتم،‌ نمونه ای اندک از آزادی هایی بود که پیامبر(ص) به اصحابش داده بود. آیا این نرمش حضرت قابل مقایسه با رفتار شاهان ایران باستان است؟ اگر آنها در مورد نزدیک ترین خویشان خود احتمال می دادند به حکومت طمع دارد، آیا او را نمی کشتند؟ کور نمی کردند؟

۲۰ نظر

  1. اقای فاطمی یک پرسش؟ ایا این حدیث یا روایت از محمد صحت دارد که میگوید:«روزی فرا خواهد رسید که چیزی جز نامی از اسلام باقی نخواهد ماند»سپاس.

  2. اقای فاطمی گرامی.راستش نمیخواهم نتیجه خاصی از این حدیث بگیرم،به هر روی میتواند پشت این حدیث سخنان فراوانی پنهان شده باشد!مثلا به چه دلیل دینی که «مبین» میخوانیدش و به قول خییییلیها همه جهان را فرا خواهد گرفت!!!!پیامبرش اینگونه ناامیدانه پیرامونش سخن بگویند?!ایا به پیروان دینش دیگر اعتمادی نخواهد داشت؟ایا دینش برای برهه ای از زمان خاصی بوده و دیگر پاسخگو خیلی از مسائل نخواهد بود؟و ایا های دیگری که از هر حیث وجود دارد…؟!چرا پیامبر اسلام باید چنین سخنی را میگفته؟!بالاخره نگفتید چنین حدیثی صحت دارد یا خیر؟

    • به فرض وجود و صحت این حدیث، ما نمی دونیم منظور ایشان چه زمانی است. شاید منظور ایشان انحراف بزرگی باشد که پس از حیات او با روی کار آمدن ابوبکر و عمر پدیدار شد و برای امام حسین(ع) حدود هشتاد یار بیشتر نماند و شاید چندهزار سال بعد از خود را می گوید که نمی دانیم در آینده چه رخ خواهد داد

  3. در زمان «ابوبکر و عمر»که اسلام دچار انحرافات بعضا شدیدی شد و امکان داشت در دین مبین!!!اسلام هم تحریفات اساسی رخ بدهد… ولی تا انجا که من تحقیق داشتم این حدیث از «محمد پیامبر اسلام»صحت کامل و قابل استنادی دارد.به عقیده من این حدیث پیامبر گویای هزارهای پس از خودش است و از باب این درگیریهایی که پیش امده و در اینده بیشتر ازین هم پیش خواهد امد…!و چه بسا در اینده نزدیک!باید منتظر ماند و دید که در اخر چه سرنوشتی برای اسلام و مسلمین رقم خواهد خورد…………….!!!

    • شما که حضرت محمد(ص) را پیامبر الهی نمی دانی پس چگونه به این پیشگویی او اعتماد می کنید؟

      • به نظر من هیچ کس افضل نبوده و نخواهد بود خود محمد که به گفته ی بزرگان فرستاده ی خداست وخاتم الانبیا است نواقصی دارد به عبارتی جد مهدی که امام سجاد و ایشان دنباله ی راه محمد هستند و خود محمد به سفارش خود مهدی رو منجی میخونه .به تحقیق و تفحص نیاز داره خود سجاد از خدا میخواد که اونو در رکاب مهدی قرار بده نتیجه میگیریم منطق از دین جداست دنباله ی منطق خود باشیم

  4. فکر کنم الان فرافکنی کرده اید اقای فاطمی!من در کجای کامنتم گفتم که محمد پیامبر الهی نیست؟!!!اصلا کدام انسان عاقلیست که محمد را پیامبر الهی نداند؟!بنده صرفا گفتم که این حدیث از محمد صحت مکفی دارد و شاید دلایلی که باعث شده این سخنان را بگوید را بازگو کردیم.فقط همییییین

    • هرکس حضرت محمد را پیامبر می دونه نباید پیرو دین دیگری باقی بمونه چون او دیگر ادیان را نسخ شده اعلام کرد: http://www.raherasti.ir/3320 

  5. خب اقای فاطمی گرامی اینجا باز یک پرسش؟دیگری به وجود می اید؟ان هم اینکه چرا ما باید پیرو دینی بمانیم که پیامبرش اقرار و اظهار کرده که:«روزی فرا میرسد که چیزی جز نامی از دین اسلام باقی نخواهد ماند»تا جایی که بنده میدانم هیچ پیامبر الهی چنین سخنی پیرامون دینی که اورده به زبان نیاورده است!!!حتی اشوزرتشت.«اساسا دین یک امر شخصیست»چرا باید به زوررررررر پیرو دینی بود که دوستش نداریم؟!چرااااااا؟!!!!

    • اینکه گفته بشه از دینم چیزی باقی نخواهد ماند، نشانه ی ضعف دینش نیست بلکه نشانه ی ضعف روزگار و مشکلاتیست که ظالمان پدبد می آورند. مثلا فرض کنیم شخصی غیبگو است و میگه: روزی خواهد رسید که فرزندانم ستمدیده خواهند شد. این به معنای بد بودن فرزندان نیست

  6. بله،اساسا هیچی دینی بد نیست.همه ادیان امدند تا انسانها را به خداوند یگانه اشنا و نزدیک بکنند…به هر روی دینی با اییییییینهمه ادعاااا و با وجود اینکه ایییینهمه مبین و کامل میخوانیدش! نبایست به این سادگیها صرفا نامی از ان باقی بماند!!! به عبارتی دیگر«اگر بخواهیم عقلانی به موضوع نگاه کنیم ورژن اخر خداوندی باید تا ابد پایدار بماند»البته دوست نداریم دین خدا از بین برود…!

    • اولا از کجا دانستید این حدیث معتبره ثانیا «به این سادگی ها» را از کجای حدیث به دست آوردید؟! ثالثا دین خدا بنا نیست بصورت غیرعادی پیش برود رابعا اگر روایت مذکور را بپذیریم، می تواند اشاره به این داشته باشد که توده ی مردم اسلام واقعی را کنار می گذارند نه اینکه اگر کسی واقعا بخواهد دنبال کند، دین واقعی را نمی یابد چنانکه در این زمان اکثریت مسلمانان، سنی هستند اما اگر بخواهند می توانند اسلام واقعی (تشیع) را بیابند

  7. حدیث کامل:«روزگاری بر مردم فرا می‌رسد که از قرآن، جز نشانه (نوشته ای) و از اسلام، جز نامی (گفتاری) چیزی به جای نمی‌ماند. مسجدهای آنان در آن روزگار، از لحاظ ساختمان؛ عمران و رونق دارد؛ ولی از نظر هدایت و سازندگی خراب و ناکار آمد است (صبحی صالح، همان: ص۵۴۰، ح۳۶۹).»اقای فاطمی گرامی به «این سادگیها» که تعبیر خودم هستش،مراد و منطورم هم این بود که دینی به این مستحکمی از هر حیث به هیچ عنوان نباید با وجود مسائل دگرگون کننده ی مانند «داعش و اهل سنت» صرفا جز نامی باقی بماند!!!این مصائب باید برای دین مبین!اسلام بایستی خیلی مصائب پیش و پا افتاده ای باشد!دین اسلام خیلی مشکلات اساسی تر از اینها را پشت سر گذاشته است.پیرامون جمله اخرتان بگویم که این صرفا تعبیر شخص شماست اقای فاطمی!شما از کجا تشخیص دادید که اسلام واقعی (تشیع)است!اهل تسنن خود را پیرو محمد میدانند از اول، و اهل تشیع خود را پیرو ولایت و امامین.پس اگر قاعدتا محمد را راهنمای اصلی بدانیم،اسلام واقعی اهل تسنن میشوند چون پیرو شخص خود پیامبر هستند.تشیع بیشتر پیرو علی هستند!

    • یک) این سخن برای حضرت علی(ع) است نه پیامبر و مراد از “همان” در منبع این سخن که نوشته اید، نهج البلاغه است و عبارت چنین است: یَأتی علَى الناسِ زَمانٌ لا یَبقى فیهِم مِن القرآنِ إلّا رَسمُهُ و مِنَ الإسلامِ إلّا اسمُه‏ 

      دو) عرض کردم این جمله ابهام داره و نمی دونیم چه زمانی رو پیشگویی کرده

      سه) در مورد حقانیت تشیع، باید در جای خود بحث کرد و اینجا جای آن نیست  و نمی تونیم به تفصیل وارد این بحثها شویم

      چهار) ما شیعیان خود را پیرو چهارده معصوم(ع) می دونیم نه صرفا پیرو حضرت علی(ع). پیروی از امامان براساس سفارش پیامبره پس پیروی از آنان عین پیروی از پیامبر است.

  8. اقای فاطمی عجیبه!!!در برخی جاهای معتبر هم به ضرس قاطع امده که این حدیث از پیامبر اسلام است!البته نهج البلاغه را هم چک کردم این جمله از علی وجود دارد.ولی اینگونه که از شواهد امر بر میاید فکر میکنم محمد پیش از نهج البلاغه علی مشابه چنین چیزی را گفته است!پیرامون بخش چهارم سخن شما باید بگویم که خیلی جالبه که اهل تسنن میگویند که تشیع پیامبر خدا و رهنمودهایش را رها کرده و به اعمال علی و اولاد او چشم دوخته،از ان طرف هم شما شیعیان میگویید که «ابوبکر و عمر» اسلام را به انحرافات اساسی کشانده اند و به نوعی اسلام را تخریب کرده اند!بالاخره ما متوجه نشدیم کدام یکی حقانیت دارند،(تشیع یا تسنن)به هر روی فعلا از این موضوعات بگذریم!

  9. پیامبر اسلام شخصی باهوش، زرنگ، خوش صحبت با کلامی فصیح و روانشناسی عربها را خوب میدانست. در ضمن سختکوش و پشتکار خوبی داشت. به اصول مدیریت هم خوب آشنا بود. گسترش اسلام مدیون چند عامل بود. ۱- مدیریت و فصاحت کلام و باهوشی پیامبر۲- فقرو بیسوادی اکثریت اعراب حجاز(بخشی از عربها برای بدست آوردن غنایم که شامل اموال و زنان و دختران و وپسران اسیربود، مسلمان میشدند و در جنگهای پیامبر شرکت میکردند)۳- وچود افرادی همچون علی(مدافع و یار همیشگی پیامبر)، ابوبکر، عثمان( پشتیبان مالی پیامبر)،عمر(خلیفه فاتح ایران و شام)، سلمان فارسی(مشاوراصلی پیامبر)، خالد ابن ولید(سردار فاتح اسلام) ، زبیر(مدافع اصلی پیامبر در جنگ احد که پیامبر اورا سیف الله نامید و از مردان بهشتی)، سعد ابی وقاص(فرمانده عربها در حمله به ایران) ، عمروعاص(فاتح مصر)، معاویه( فاتح بخشی از افغانستان و تاجیکستان و ترکمنستان و…) حجاج ابن یوسف( قاتل ایرانیان از اسلام برگشته)، خلفای بنی امیه و بنی عباس. درکشورگشایی و گسترش اسلام نقش زیادی داشتند.

    • اینکه بیسوادی عربها رو عامل رشد اسلام دانستید، آیا ایرانی ها هم بیسواد بودند که اسلام را پذیرفتند؟ 
      مسائل قبل و بعد از اسلام را باهم خلط نکنید. روی یکی چیز دست بذارید و با مدرک صحبت کنید تا بشه بحث کرد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>