+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام علی(ع) / رفتار زمامداری قدرتمند
رفتار زمامداری قدرتمند

رفتار زمامداری قدرتمند

به قلم مدیر سایت
وسعت سرزمینی که حکومت امام علی(ع) حکومت می کرد بیشتر از بسیاری از پادشاهان بوده است. ببینیم این مرد بزرگ تا چه اندازه به مخالفانش میدان داده بود و رفتار او را با پادشاهان ایران مقایسه کنیم:

یک) امام على(ع) در حال نماز صبح بود که یکی از خوارج از پشت سر او این آیه را قرائت کرد (و به اصطلاح تکه انداخت): «همانا به تو و آنان که پیش از تو بوده ‏اند، وحى شده که اگر شرک ورزى، کارت تباه خواهد شد و از جمله زیانکاران خواهى بود». (زمر آیه ۶۶)
على(ع) به احترام قرآن سکوت ورزید تا قرائت آیه تمام شد. سپس به قرائت نماز ادامه داد. دوباره آن خارجی همان آیه را خواند و على(ع) نیز سکوت ورزید و پس از آن، به قرائت نماز ادامه داد. بار دیگر آن آیه را خواند. على(ع) سکوت کرد و آن‏گاه گفت: «شکیبا باش، که وعده خداوند حق است؛ و مبادا آنان که یقین ندارند، تو را بى‏ثبات سازند!». (روم، آیه ۶۱) سپس نماز را ادامه داد. (تهذیب الأحکام: ج ۳ ص ۳۵ ح ۱۲۷؛ المناقب لابن شهر آشوب: ج ۲ ص ۱۱۳)

دو) چون على(ع) در کوفه بر منبر بود که عده ای از خوارج ندا دادند: از آن آشوب، بى‏تاب شدى و به داورى رضایت دادى و خوارى را پذیرفتى. حکم، تنها از آنِ خداست. و على(ع) مى‏ گفت: در انتظار حکم خدا درباره شما هستم.
آنان مى‏ گفتند: «به راستى، به تو و آنان که پیش از تو بودند، وحى شد که اگر شرک ورزى، کارت تباه خواهد شد و از جمله زیانکاران خواهى بود»! (زمر آیه ۶۶)
على(ع) مى‏گفت: «شکیبا باش، که وعده خدا حق است؛ و مبادا آنان که یقین ندارند، تو را بى ثبات کنند!». (روم، آیه ۶۱) (مروج الذهب: ج ۲ ص ۴۰۶، أنساب الأشراف: ج ۳ ص ۱۲۸)

سه) روزى على(ع) در میان مردم سخنرانی می کرد. از گوشه مسجد، یکی از خوارج شعار داد: لا حکم الا لله. دیگرى هم برخاست و همان شعار را تکرار کرد. سپس گروهى به همان صورت شعار دادند.
على(ع) گفت: «اللّه اکبر! این، گفتارى حق است اما از آن باطل دنبال می شود. بدانید که تا با ما هستید، سه چیز از آنِ شما خواهد بود: شما را از درآمدن به مساجد خدا براى برپا داشتن یاد او باز نمى ‏داریم؛ و تا با مایید شما را از غنایم بى ‏بهره نمى‏ گذاریم؛ و تا جنگ را آغاز نکنید، با شما نمى ‏جنگیم». سپس به سخنرانی ادامه داد. ( تاریخ الطبری: ج ۵ ص ۷۳، السنن الکبرى: ج ۸ ص ۳۱۹ ح ۱۶۷۶۳)

چهار) امام على(ع) با یارانش نشسته بود که زنى زیبا از کنارشان گذشت‏. یاران با چشمان خود او را دنبال کردند. امام(ع) گفت: «دیدگان این مردان حریص است. این گونه نگریستن، مایه برانگیختن شهوت است. هر کدامتان چشمش به زنى افتاد که خوشش آمد، باید با زن خود آمیزش کند زیرا آن زن مثل زن خود اوست.»
مردى از خوارج گفت: خداوند، او را در حال کفرش بکشد! چه خوب مى‏ فهمد!
جماعت برخاستند تا او را بکشند. على(ع) گفت: «صبر کنید. پاسخ او، تنها دشنامى است برابر دشنام، یا درگذشتن از گناه». (نهج البلاغه: الحکمه ۴۲۰، المناقب لابن شهر آشوب: ج ۲ ص ۱۱۳)

گستره حکومت امام علی(ع)

۴۷ نظر

  1.  شماها بعد از ۱۴۰۰ سال برا فاطمه دهه وفات میگیرید درحالیکه همین علی بود که هفت روز بعد ازفوت فاطمه رفت زن گرفت و تا چهلم فاطمه نتونست بی زن بخوابه اونم نه یکی نه دوتا بلکه ۹ تا زن. علی حتی به دستورقرآن هم عمل نمیکرد که حداکثرتا چهارزن را توصیه کرده بود.

    • نظر به همراهی همیشگی حضرت فاطمه(ص) با کلمه ی «حضرت» و نیز امام علی(ع) جا داشت در بحث علمی، برای نگه داشتن احترام طرف مقابل هم که شده با القاب مناسب ذکر می کردید
      فیلم موبد رستم شهزادی را ببینید که چگونه تاخیر ازدواج بخاطر اموات را مورد انتقاد قرار میده و به اینکه زرتشتیها برای اموات، عزا نگه نمی دارند افتخار می کنه: http://www.raherasti.ir/2916
      حضرت علی(ع) در یک زمان نه زن نداشته. منبع را نشان بدید
      متاسفانه شیعیان در برخی عزاداری ها افراط می کنند و نباید بحساب اسلام گذاشت از جمله ده روز عزاداری گرفتن
      بنگرید: http://www.raherasti.ir/505

  2. شما ببینم اصلأ به زرتشتیها چیکاردارین؟ ۱۴۰۰ ساله که ولشون نمیکنید . اینقدر زرتشتیها رو مسلمونا کشتن تا شدن صد هزارنفریعنی کمتر از نیم درصد جمعیت. تو سرزمین آب و اجدادی خودشون اقلیت شدن. خیلیهاشون هم که ازشر مسلمونا جونشونو گذاشتن کف دستشون فرارکردن به هندوستان. چشم ندارین این صد هزارهم ببینید ؟ اینهمه سایت دروغ و سیاه نمایی برا چیه ؟

  3.  برای بحث علمی یک فراخوان عمومی ترتیب میدن با حضورفقهای اسلام و آیین زرتشت .شما واسه خودتون اینهمه سایت دروغپراکنی درست کردین، خودتون میبرید و میدوزید، بعد اسمشو گذاشتید بحث علمی؟ شما برین اول اختلافات و مشکلات خودتونو با اهل سنت و فرقه احمدیه و علویت وشیعیان ۷ امامی و بهاییت حل وفصل کنید بعد با ادیان دیگه شمشیرتونو از رو ببندید.

  4. من ضد اسلام نیستم وهیچ سایت وروزنامه و فعالیت ضد اسلامی داخلی هم وجود نداره که بتونن همچین مجوزی بگیرن که اصل اسلام روزیرسؤال ببرن. فقط شماها که وابسته به نظام هستین میتونین مجوزبحث علمی ودینی با دیگرادیان رو بگیرید. خواهشأ یکطرفه به قاضی نرید واین سایت سیاهنما کردن زرتشتیها را ببندید، این بندگان بی مدعا درطول تاریخ اسلام ستمها دیده اند وجزیی ازاین سرزمین هستند.  وگرنه ازحساب خدا بترسید، از روزی که با روی سیاه در محشر خدا حاضرشوید.

  5. زرتشتیان یکی از مظلوم ترین مردم در طول تاریخ هستند.اعراب بیابانگرد با رسومی نیمه وحشی به وطن زرتشتیان حمله کردند، زرتشتیان را قتل عام کردند. به ناموسشان تجاوز کردند. اموالشان را غارت کردند. دخترها و پسرانشان را به بردگی بردند. با رفتارهای نزادپرستانه عده ای از زرتشتیان را وادار کردند که خانه و کاشانه و وطن خود را ترک کنند وبه هندوستان و چین پناهنده شوند.مطالعه تاریخ دید دیگری به انسان میدهد لذا تاریخ ایران و تاریخ حجازواسلام را باید بیشتر خواند ودر آن کنکاش کرد.

  6. یکی از بهترین توصیفاتی که در مورد شخصیت علی خوندم وصف علی تو کتاب بامداد اسلام از زبان عبدالحسین زرینکوب بود….در واقع علی رو بجهت ظاهری و باطنی در تمام ابعاد خوب وصف کرده(حالا اگه نقصانی هم داشته باشه باید دید)…. به آقای پیمان عزیز هم توصیه میکنم حتما این کتابها رو بخونن: بیست و سه سال اثر علی دشتی_بامداداسلام اثر عبدالحسین زرینکوب_جانشینی محمد اثر ویلفرد مادلونگ_مکتب در فرآیند تکامل اثر حسین مدرسی طباطبایی….و سلسله برنامه های بحث و تحلیلی پرگار و افق که تو یوتیوب هست.

  7. و همچنین یادم رفت بگم مقالات و مصاحبه های دکتر حسین قاضیان که به نظر من یکی از باسوادترین و منطقی ترین جامعه شناسان و استادان هست….بعدش سخنرانی های  فرهنگ هولاکویی و علی نیری و همچنین مجموعه کلیپ های  من خدا هستم و من زئوس هستم که همه تو یوتیوب هست……..و نیز اکبر گنجی.عبدالکریم سروش.محسن کدیور.عبدی کلانتری و افراد دیگه ای که هر کدوم سهمی از واقعیاتو دارن دیگه.

  8.  

    اقای اکبر سلام

    این کتابهایی که گفتید هیچکدام نه از نظر ظاهری و باطنی شخصیت کسی رو نمایش نمیدهند بلک صرفا تفسیرهایی است از آنچه در کتابهای دیگر موجود هست. تفسیر هم شاخ و دم ندارد. هرکس هر طور که صلاح میداند یک شخص یا اتفاق تاریخی رو تفسیر میکند. این چنین هست که هزاران تفسیر قرآن و سیره و غیره تا حالا نوشته شده. به طور مثال در مورد همین حضرت علی در کتابهای شیعه و سنی آمده که چاق و کوتاه قد و با دندانهای جلو افتاده بوده چنانکه حضرت زهرا از ظاهر ایشان به پیامبر شکایت میکند!

    حالا شما کتابها را بخوانید : یکی برای خودش تفسیر کرده چاقی حضرت علی به خاطر علمی بود که در شکمش جمع شده بود!… خب سخنی که نقل میکند کاملا مشخص است که دروغی بیش نیست چون قاعدتا علم کسی باعث چاقی شکمش نخواهد شد و باقی تفاسیر… 

    یوتیوب و ماهواره هم خوب است. اما اکثرا تفسیر میکنند. طرف ۲ ساعت در یوتیوب برنامه میگذارد بدون آنکه به کتاب مرجعی ارجاع دهد که ارزش تاریخی و علمی داشته باشد. نمونه اش همین افرادی که ذکر کردید که بعضیهایشان حتی قرآن را درست بلد نیستند بخوانند ولی ادعای اسلام شناسی دارند و درمورد شخصیتهای اسلامی و وقایع تاریخی خودشان را صاحبنظر میدانند ! 

  9. باسپاس از جناب اکبر به خاطر معرفی کتاب: من هم چند کتاب پیشنهاد میدم.۱- تولدی دیگر. نوشته دکتر شجاع الدین شفا ۲- کورش و محمد ابن عبدالله.نوشته پروفسور مسعود انصاری ۳- کتاب المغازی۴- قرآن( البته فارسی زبانان باید معنی آنرا بخوانند)

  10. سلام جناب مهدی……منم نگفتم این منابع کاملا راست میگن گفتم هر کدوم سهمی از واقعیاتو دارند…کتابهایی هم که معرفی کردم برای شناخت متفاوت از اسلام بود ولی تشنه ی حقیقت تنها به اونها بسنده نمیکنه….میدونید عمق و شدت عقیده و باور موجب میشه در برخی مسایل باورمندان تفسیر واقع بینانه ای ندهند….به عنوان مثال باور عصمت موجب میشه نقاط ضعف تمام افرادی که شیعیان معصوم میخوانندشون رو نبینند و همیشه با یک دید فوق العاده و فرا انسانی به آنها نگاه کنند.

  11. درود جناب پیمان……..تعدادی از کتابهای شجاع الدین شفا و مسعود انصاری رو قبلا خوندم متاسفانه چیزی که در نوشته جات آنها موج میزنه تئوری توطئه هست….مسعود انصاری در بعضی گفته هاش مستقیما به بنیانگذار اسلام توهین میکنند که از لحاظ اخلاقی درست نیست….البته نقاط درست و جالبی هم دارند ولی چندان به حقیقت نزدیک ندیدمشون چون شدیدا تعصب ایرانیت رو دارند…..به نظر من علی دشتی و عبدالحسین زرینکوب منصف تر بودند.

  12. معتزله خطاب به اکبر

    اکبر جان آقای سید مصطفی حسینی طباطبایی هم مذهب من نیست وبهش نقدهای جدی دارم ولیکن ایشان بر کتاب ۲۳ سال آقای علی دشتی نقدی نوشتند که نوشته های آقای طباطبایی در این باب هم خالی از اشکال نیست ولیکن به نظر من نقد ایشان بر کتاب ۲۳ سال آقای علی دشتی نقدی اساسی است وخوب است شما هم علاوه بر کتاب ۲۳ سال این نقد را مطالعه بفرمایید:

    http://www.tabatabaie.net/index.php?option=com_content&view=article&id=167&catid=38&Itemid=104

    http://www.tabatabaie.net/index.php?option=com_content&view=article&id=168&catid=38&Itemid=104

     

    http://www.tabatabaie.net/index.php?option=com_content&view=article&id=169&catid=38&Itemid=104

     

  13. معتزله خطاب به پیمان

    جناب پیمان همانطور که گفتم با ا اقای طباطبایی مخالفهای شدیدی دارم ولیکن ایشان نقدی هم بر کتاب تولدی دیگر شجاع الدین شفا دارند  بنام دین ستیزی نافرجام البته سخنان ایشان در این باب هم خالی از اشکال نیست ولیکن نقد خوبی بر کتاب اقای شفا دارند بد نیست این کتاب را بخوانید :

    http://www.tabatabaie.net/index.php?option=com_content&view=article&id=166&catid=38&Itemid=104

     

  14. سلام معتزله جان………کتاب خیانت در گزارش تاریخ(سه جلد) رو با دقت و حوصله ی بسیار قبلا خوندم….کتاب جالبی بود ولی نقدش بر تمام کتاب بیست و سه سال نبود(ناقص بود) و حتی در برخی موارد پرش داشت……در برخی موارد حق با جناب مصطفی حسینی طباطبایی بود و در تعدادی موارد حق با جناب علی دشتی….ولی به نظر من دو بخش آخر کتاب بیست و سه سال که در مورد متافیزیک و مخصوصا مسئله جانشینی و بخش خلاصه خیلی واقع بینانه و جذاب و شیوا نوشته شده بود(ممکنه اشکال هم داشته باشه)……نقد جناب جعفر سبحانی تواینترنت نبود ولی جسته و گریخته بعضی جاها دیدم…….آثار شجاع الدین شفا رو خوندم متاسفانه با طبع حقیقت جویم زیاد سازگار نشد و در حد و اندازه های جناب علی دشتی نبود….. آثار زرینکوب رو هم جالب و واقع بینانه دیدم.

    • با درود دوست گرانقدر من نظر شخصی خودم را بیان میکنم : به نظر شخصی من سیدنا محمد کسی رو به عنوان جانشین انتخاب نکردند وخداوند یکتا هم جانشینی برای حضرت محمد تعیین نفرمودند به نظر معتزلی ها حکومت امری زمینی است وامر زمینی به دست خود زمینیها تعیین میشود وسیدنا ابوبکر بعد از رسول الله به حکومت رسیدند ممکن است کسی بگوید حضرت ابوبکر مسلمان نبوده ویا بگوید حضرت ابوبکر منافق بوده من با سخن این شخص در مورد حضرت ابوبکر مخالفم ولیکن باز این شخص را مسلمان وبرادر خود میدانم چون به نظر شخصی من در دین اسلام حقیقی جایی برای تقدس بشر نیست وحضرت ابوبکر جز دین نیست ابوبکر جز تاریخ اسلام است نه جز اسلام البته این نظر شخصی من است 

      ممکن است کسی بگوید سیدنا علی کرم الله وجهه از سیدنا ابوبکر شایسته تر بودند وممکن  است حرف این شخص درست باشد ولی اینها ربطی به دین ندارد 

       

      • اگر پیامبر ص جانشین تعیین نکرد، پس با این همه حدیث در مورد جانشینی حضرت علی ع چه می کنید؟ چطور ممکنه که دو سال بعد از رسول خدا، ابوبکر در فکر جانشین است اما پیامبر ص خیر؟!

        • سلام من سیدنا علی رو خیلی دوست دارم ولی با تقدیس بشر مخالفم احادیث باید متواتر وباسند صحیح باشد وبا عقل وقران سازگار باشد 

          عقل وقران حکومت را به نظر من زمینی معرفی کردند

           

          • منظورت از اینکه حکومت امری زمینیه چیست؟

            حال اگر خدا و پیامبر برخلاف نظر شما، کسی را بعنوان حاکم معرفی کرد، حق داریم زیر حرف خدا و پیغمبر بزنیم؟

        • ببینید قرآنیی ها تمام احادیث رو منکر میشوند من خیلی قرانی ها  رو دوست دارم واونها را مسلمان میدانم وبه نظرم دعوت اصلاحی خوبی دارند ولیکن من با انها اختلاف دارم 

          من احادیث متواتر ومنطبق با عقل ومنطبق با قرآن را درباره اعمال عبادی که قران به ان دستورداده مثل نماز وزکات میپذیرم یعنی قران گفته نماز بخوانید واحادیث طریقه ان را بیان کرده 

          واحادیث متواتر ومنطبق با عقل وقران در مسائل دیگر را به عنوان یک توصیه اخلافی قبول میکنم نه به عنوان دین 

          قران وعقل به نظر من حکومت را زمینی میداند

          • اگر فقط احادیث متواتر و منطبق با عقل و قرآن را قبول دارید، درسته که اصل نماز از نظر شما پذیرفتنی است اما کیفیت نماز و چگونگی انجام اجزای آن، نه متواتر است و نه عقل ما درک می کنه و نه در قرآن آمده. از چه راهی اینگونه نماز می خونی؟!

  15. ماجرای غدیر به نظر میاید دلالت چندانی بر جانشینی علی نداشته باشد چون محمد میتوانست این اعلام جانشینی را در مدینه بارها و بارها تکرار کند یا اصلا علی را جانشین بالقوه خود اعلام نماید……..مگر اینکه ساده انگارانه قبول کنیم که همه از جمله من کنتم مولاه مفهوم جانشینی علی را برداشت کردند(و برخلاف آن عمل کردند) که حوادث پایانی زندگی محمد نشانگر آن نیست……حوادث پایانی زندگی محمد و تکاپوی وی برای اعزام لشکر به فرماندهی اسامه میرساند که امید به زندگی و زنده ماندن هنوز در محمد بود.ماجرای قرطاس و قلم و بعد آن سقینه طمع ها و ادعاهای شایسته دانستن خود(گروه خود)را برای خلافت یا ریاست را به خوبی نشان میدهد(ساده زیست ترین افراد همانند عمر هم میتوانند دغدغه یا وسوسه خلافت با عنوان شایسته ترین فرد برای هدایت اسلام داشته باشند و این چیز چندان عجیبی نیست)……محمد با ذکاوت و آینده نگری ای که داشت احتمال وقوع تنازعات و اختلافات بعدی را میداد و شاید درخواست قرطاس و قلم اقدامی برای خنثای این احتمال بود که با حیلت خلیفه دوم (که باهوش و زیرک بود) ابتر ماند و محمد در آن شرایط سخت ترجیح به بقای اقوی داد…….محمد در میان یاران خود با ابوبکر و عمر و علی رابطه نزدیکتر و پایدارتری داشت(شاید کسان دیگری هم بودند) ولی به نظر میرسید اگر میخواست کسی را به جانشینی خود انتخاب کند به علت رابطه سببی و خونی و نیز امتیازات انتسابی و اکتسابی بارز حیدر نسبت به جانشینی علی تمایل بیشتری می داشت.
     

    • چند سال پیش با مطالعه ی تاریخ و خبرهای مربوط به جانشینی امام علی ع به نکته ای رسیدم که حدس می زنم در ذهن شما هم باشه. پیامبر ص از همان ابتدا که دعوت عمومی کرد و در نوجوانی حضرت علی ع، او را بعنوان جانشین خویش معرفی کرد (http://www.raherasti.ir/4301) و همین قضیه سبب شد که پیامبر ص را مسخره کنند. این معرفی جانشین تا ماجرای غدیر (دوماه پیش از ارتحال) ادامه داشت اما از آن ببعد که اعلام جانشینی اهمیت بیشتری دارد، یکباره فروکش می کند و پیامبر غیرصریح و مبهم و غیر روشن، این جانشینی را اظهار می کنه!! مثلا یک حدیثی است (که متاسفانه متن کامل و دقیق آن را به یاد ندارم) از قول امام علی ع آمده که وقتی پیامبر در روزهای آخر در بستر بود به من گفت که میان مردم بروم و سه چیز را به آنها اعلام کنم. یکی این بود: لعنت خدا بر کسی که والدینش از او ناراضی باشند (دقیق یادم نیست). حضرت علی در اواخر حیات خود توضیح می دهد که منظور از «والدین» در آن سخن رسول خدا، من و خود او بودیم. سؤال اینجاست که چرا پیامبر با صراحت چنین نگفت؟ چرا حضرت علی در همان هنگام رحلت پیامبر، مراد آن حضرت را بیان نکرد؟

      شواهدی نشان می دهد که حضرت علی نیز در همان ابتدای رحلت پیامبر، برای گرفتن حکومت، از خود کوتاهی نشان داد و تمایلی به آن نداشت (هرچند حکومت حق او بود) اما پس آنکه کار از کار گذشت، برای اتمام حجت، اقداماتی کرد. آن هنگام که پیامبر ص وفات یافت، دیگران برای تعیین جانشین ، در سقیقه جمع شده بودند، حضرت علی ع با اینکه خبر داشت چه خبره ، خود را به غسل و کفن پیامبر مشغول ساخت! وقتی عباس خبر تجمع در سقیفه و اقدامات برای جانشینی را به او گفت ،  ظاهرا امام علی خود را به آن راه زد و گفت: مگر ممکنه کسی چنین کاری کنه؟!

      برداشت من اینه که در پایان حیات رسول خدا شرایطی پیش آمد که معلوم شد دیگران برای حکومت امام علی ع مزاحمت های جدی ایجاد خواهند کرد ـ چنانکه وقتی حضرت علی به حکومت رسید چنین کردند و او همواره در جنگ با مسلمانان بسر برد) و کیان اسلام با خطر مواجه خواهد شد (هرچند مزاحمان، خطاکار و گناهکارند و حکومت حق امام علی است). دلیل این امر روشن است. عموم مسلمانان، تازه مسلمان بودند. حضرت علی شجاع ترین شخص در جنگها بود و بسیاری از نزدیکان آنها را به دست خویش کشته بود. تازه مسلمان ها هرچه هم به اسلام معتقد باشند، بالاخره به راحتی زیر بار این جوان ۳۳ ساله نمی روند که پدر یا برادر یا دیگر نزدیکانشان را کشته بود.

      بهرحال این امور دست بدست هم داد و نگذاشت پیامبر حکومت را در عمل به آن حضرت بسپارد و نیز خود امام با جدیت قضیه را دنبال نکرد و الا جامعه با مشکلات بیشتری مواجه می شد.

  16. این مطلب رو هم عرض کنم که درخواست قرطاس و قلم زمانی رخ داد که محمد دیگر احتمال قوی میداد(یا یقین حاصل کرده بود) که عمرش به دنیا نیست.

  17. سوال اصلی هم همینه که چرا با وجود اینکه علی خودشو از همه بیشتر محق خلافت میدونست اقدام جدی ای نکرد؟…. به نظر من عوامل زیادی میتونه دخیل باشه که مهمترینش شخصیت خاص علی بود…..علی با اینکه خودشو شایسته ترین فرد واسه اداره جامعه اسلامی میدونست ولی به سبب صفات دافعه ای که داشت(سختگیری فراوان در امور مربوط به اسلام و عدم توجه به روابط و کشته شدن بسیاری از افراد بدست او و به تبع اون کینه های فراوان نسبت به او و خاندانش وغیره)خودش متوجه بود که جامعه تحمل حکومتشو نخواهد داشت و حتی در زمانیکه خلیفه شد با اکراه و پس از اصرار فراوان قبول کرد و خیلی زود جامعه اسلامی با علی درافتاد و پس از چند سال پشت علی تقریبا خالی شد.

    • جواب خوبی به سوال خودت دادی. دنبال چی هستی؟ با این حساب با اینکه حکومت حق او بود صلاح نبود جلو بیاد

    • اگر کسی بگوید ابوبکر مسلمان نبوده وعمر مسلمان نبوده به نظر شخصی من سخن این شخص موجب خروجش از اسلام نمیشود برخی از علمای سنی گوینده این حرف را نامسلمان میدانند من از این علمای سنی ایراد میگیرم چون اینها ابوبکر وعمر رو تقدیس میکنند وجز دین میدانند اسلام جایی برای تقدیس بشر ندارد 

      به نظر من ابوبکر حاکم خوبی بوده یکی او را حاکم بدی بداند این موضوع ارتباطی به دین ندارد

  18. فرمودید اگر خدا کسی روبه عنوان جانشین پیامبر معرفی کرد ؟ خیلی خب شما بفرمایید این معرفی جز دین هست یا جز دین نیست ؟

    اگر جز دین هست که  من دین رو قرآن میدانم وسنت رو فقط در تشریع مسائل عبادی که قرآن دستور داده قبول دارم 

    مثلا قرآن گفته نماز بخون من از سنت طریقه خواندن نماز رو یادمیگیرم 

    از قران ابتدا باید نشان داد که خداوند جانشین پیامبر را الهی میداند وبعد از سنت ثابت کنید خداوند علی کرم الله وجهه رو جانشین کرده

    به من از قرآن نشان دهید که پیامبر جانشین دارد؟

    • وقتی خداوند فرمانی رو میده ماها باید بپذیریم اگر او را عالم و آگاه و عادل و… می دونیم و معرفی امام علی بعنوان جانشین پیامبر یکی از آن فرمانهاست خواه این معرفی جزئی از دین باشه یا نباشه

  19. ببینید کیفیت نماز در تواریخ ودر کتب حدیث نقل فراوان است که صحابه بسیاری با پیامبر اسلام نماز خواندند وهمه گفتند پیامبر اسلام نماز صبح را ۲رکعت خواند نماز ظهر را ۴رکعت ونماز عصر را ۴رکعت ومغرب را ۳رکعت وعشا را ۴رکعت 

    وشافعی ومالکی وحنبلی وحنفی واباضی وسلفی وصوفی وزیدی واسماعیلی  هم این را قبول دارند وتواتر همینکه ملیونها نفر از مذاهب مختلف از پدرانشان دیدند که همه همینگونه نماز خواندند 

     

    • اگر معنای تواتر اینه ، می تونیم بگیم: میلونها شیعه در طول تاریخ از پدرانشان شنیده اند که امام علی از سوی خدا و پیامبر بعنوان جانشین تعیین شده پس به تواتر خلافت امام علی ثابت میشه

  20. پیامبر اسلام در جمع همه نماز خواندند وهمه ان را دیدند مثلا ایت الله خمینی در جمع همه گفتند امریکا هیچ غلطی نمیکند این را همه قبول میکنیم که ایت الله خمینی گفتند ولی مثلا اقایی بگوید ایت الله خمینی در یک جلسه خصوصی به من گفتند این رئیس جمهور امریکا مرد نجیبی است من نقل دوم را قبول نمیکنم چون تواتر ندارد

  21. سوال اولی رو هم که مطرح کردین که چرا محمد در اواخر حیات با صراحت علی رو به جانشینی انتخاب نکرد….به نظر من پاسخش اینه که محمد هنوز مرگ رو نزدیک نمیدید و یا اینکه احتمال وقوعشو کم میداد…… به نظر میاد در لحظات پایانی عمرش زمانیکه یقین کرد آخر زندگی هست  قصد چنین کاری داشت که با ترفند عمر بی نتیجه ماند و محمد(که شرایط جسمیش هم کاملا بحرانی شده بود) نخواست اوضاع آشفته شود و شاید در ایام یا ساعات یا لحظات پایانی حالت کما یا غش بهش دست داد(شاید هم تمام توجهشو متوجه خدای خود و دنیای بعد مرگ کرد و مسئله تعیین جانشین رو فراموش کرد) و توانایی و قدرت این رو نتونست داشته باشه تا مسئله جانشینی رو حل کنه.

    • با این حساب قبول دارید که پیامبر اسلام امام علی را بعنوان جانشین خود می دانست. نمی دونم این بحث واسه چیه؟

    • دوستان عزیز وقتی شما حاکم هستید ومیخواهید کسی را جانشین خود سازید شرایط را برای قدرت گیری اش فراهم میکنید 

      آیا بعد از غدیر خم پیامبر نباید امام علی را فرمانروای مدینه میکرد یا ارتشی در اختیارش قرار میداد تا ایشان بعد از فوت پیامبر زمام امور را در دست بگیرند ؟

       

  22. نه منظورم این بود که علی عواقب به حکومت رسیدنشو میدید و به همین خاطرتمایل چندانی به آن نشان نمیداد.
     

  23. من قبول دارم که محمد بیشتر از همه به جانشینی علی تمایل داشت ولی این گفته جناب معتزله رو هم قبول دارم که پیامبر اقدامات کافی برای تعیین جانشین خود انجام نداد…..به قول معتزله می توانست علی را جانشین بالفعل خود قرار دهد…. که بخاطر حوادث پایانی و عوامل و اتفاقات دیگری که بالا توضیح  دادم جانشینی علی عملی نشد.

  24. نبی مکرم اسلام ص  میفرمایند کسی که من مولی و آقا و سرپرست اوهستم پس این علی ولی و سرپرست اوست (صحیح مسلم جلد ۵ ص ۲۵ شماره ۲۰۴۸)

    این حدیث رو آقای مسلم بن الحجاج بن مسلم بن ورد بن کوشاذ القشری النیشابوری همون کسی که بسیاری از  برادران بزرگوار اهل سنت کتابش  رو اصحح الکتاب بعد کتاب الله میدونن که اتفاقا  ایرانی هم تشریف دارن و لابد در موقع تالیف این کتاب یه عربی با ساطور بالای سر این آقا ایستاده بوده  !!

    سقیفه وحکومت شیخین  یک انتخاب عجله ای  و اتفاق و انحراف از مسیر اصلی بود و آب رفته به جوی بازنمیگردد حضرت علی و امام حسن و…ولش کردن

     

     

     

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>