+
خانه / ایران / اسلام و ایران / اسلام آوردن ایرانیان / اسلام اختیاری ایرانیان / زرینکوب: فتح اسلامی با جنگ اما نشر اسلام بدون جنگ
اسلام اختیاری ایرانیان / زرینکوب: فتح اسلامی با جنگ اما نشر اسلام بدون جنگ

اسلام اختیاری ایرانیان / زرینکوب: فتح اسلامی با جنگ اما نشر اسلام بدون جنگ

به قلم دکتر عبدالحسین زرین کوب

 «فتح اسلامی البته با جنگ حاصل شد اما نشر اسلام در بین مردم کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود.» (کارنامه اسلام، ص ۱۱)

 «اسلام رفته رفته در سرزمین های فتح شده انتشار و قبول می یافت و این انتشار و قبول نه از راه عنف و فشار بود.» (کارنامه اسلام، ص ۱۲)

 «درست است که بعضی خلفا در معامله با اهل ذمه خشونت نشان می دادند، از تجدید بنای معابدشان جلوگیری می کردند، یا آنها را از اشتغال به کارهای مهم منع می نمودند، یا وادارشان می کردند لباس های نشان دار بپوشند، بعضی شان حتی برخی از آنها را به عنف وادار می کردند که مسلمان شوند، عامه ی مسلمانان نیز گاه تحریک می شدند و به آزار آنها دست می گشادند، اما این احوال به ندرت اتفاق می افتاد و بی دوام بود؛ چنان که روی هم رفته اهل کتاب در قلم رو اسلام در صلح و آرامش به سر می بردند.» (کارنامه اسلام، ص ۱۲)

 «بسیاری  از ایرانیان، از همان  آغاز کار، دین  مسلمانی  را با شور و شوق پذیره  شدند. دین  تازه ای  را که  عربان  آورده  بودند، از آیین  دیرین  نیاکان  خویش  برتر می یافتند و ثنویت  مبهم  و تاریک  زرتشتی  را در برابر توحید محض  و بی شایبه ی  اسلام ، شرک  و کفر می شناختند. آن  شور حماسی  نیز که  در طبایع  تند و سرکش  هست  و آنان  را وا می دارد که  هر چه  را پاک  و نیک  و درست  است ، ایرانی  بشمارند و هر چه  را زشت  و پلید و نادرست  است  غیر ایرانی  بدانند، در دل های  آنها نبود. از این رو آیین  مسلمانی  را دینی  پاک  و آسان  و درست  یافتند و با شوق  و مهر بدان  گرویدند.» (دو قرن سکوت، ص ۲۶۹)

«این شورش ها و مقاومت ها (پس از ورود اسلام به ایران) برای بازگشت دولت ساسانیان نبود. برای آن بود که مردم به عربان سر فرود نیاورند.» (دو قرن سکوت، ص ۸۶)

«در قبول اسلام برای اکثر عامه ی اهل ایران که شاهد قوت نفس و شوق و ایمان مهاجمین و ناظر فساد و ضعف تشکیلات مذهبی ساسانی بودند تدریجاً تردیدی باقی نماند.» (دفتر ایام، مقاله ی اسلام در ایران، ص ۱۶۹)

«اکثریت اهل ایران از همان آغاز فتوح، دیانت اسلامی را به خاطر ارزش توحیدی و برتری اخلاقی آن با خرسندی و بی اکراه پذیرفتند.» (دفتر ایام، ص ۲۰۶)

«این مایه ی سادگی سپاهیانه یا زاهدانه (در سپاه اسلام) البته شگفت انگیز بود و ناچار در دیده ی مردمی که هزینه ی تجمل و شکوه امراء و بزرگان ساسانی را با عسرت و رنج و با پرداخت مالیات ها و سخره ها تأمین می کردند، اسلام را ارج و بهای فراوان می داد.» (دو قرن سکوت، ص ۸۴)

«سادگی و روشنی مبانی اسلام و مناسبت عقاید اسلامی با مذاهب اهل کتاب، هم خود از جهات توجه اهل کتاب به اسلام بود.» (کارنامه اسلام، ص ۱۲)

«آیا این پیروزی شگفت انگیز نابیوسیده ای که در جنگ با ایران بهره ی عرب گشت و همه ی جهان را به عبرت و شگفتی افکند تأیید آسمانی بود؟ کسی که به نیروی غیبی اعتقاد می ورزد، در این باره شک ندارد.» (دو قرن سکوت، ص ۶۰)

درج در سایت: فروردین ۱۳۹۳

۱۴ نظر

  1. «سادگی و روشنی مبانی اسلام و مناسبت عقاید اسلامی با مذاهب اهل کتاب، هم خود از جهات توجه اهل کتاب به اسلام بود.»!!

    این جمله دکتر زرینکوب باعث شادی و نشاط بنده گردید…!خخخخ دستتون درد نکنه دکتر!

  2. شما کتابهای دکترزرین کوب رو تحریف کردین . در نسخه اصلی که من دارم کمتر چیزی از این عبارات هست :
    عبدالحسین زرین کوب در رویه ۶۹ کتاب دو قرن سکوت می نویسد :
    فاتحان گریختکان را پی گرفتند ؛ کشتار بیشمار و تاراج گیری به اندازه ای بود که تنها سیصد هزار زن و دختر به بند کشیده شدند ؛شصت هزار تن از آنان به همراه نهصد بار شتری زر و سیم بابت خمس به دارالخلافه فرستاده شدند و در بازارهای برده فروشی اسلامی به فروش رسیدند ؛ با زنان در بند به نوبت همخوابه شدند و فرزندان پدر ناشناخته ی بسیار بر جای نهادند ؛ هنگامی که این خبر بگوش خلیفه رسید دستها را بهم کوفت .
    دختران و زنان ایرانی را در بازار مدینه فروختند و سبایا و اسرا خواندند. می گویند بیش از ۴۰۰ هزار زن ایرانی در میان اعراب به عنوان کنیز تقسیم کردند. چندین هزار پسر نوجوان ایرانی را با سوزن دوک… ( قدرت جنسی را از آنها گرفتند) و به عنوان غلام مانند حیوان آنها را بکار گرفتند.
    اینها نمونه هایی هستند از آن معنویتی که ایرانیان در اسلام دیدند و با آغوش باز به پیشباز آن شتافتند !!

    http://rasaaneh.com/2012/02/%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%83%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF/

  3. البته چاپ کتابهای استاد زرین کوب در قبل از انقلاب با چاپ بعد از انقلاب اختلاف اساسی دارند………

  4. نمیدانم دکتر زرینکوب به یکباره به چه مدارک ومنابعی دست یافت که چنین چرخشی عجیبی در نظراتش بوجود امد. حدس میزنم حرف مدیر سایت درست باشد احتمالا یهویی توبه کرده!! حالا نظرات همچین محقق ثابت قدمی چقدر میتواند سند باشد الله اعلم.

    • طبیعیه که انسان با مطالعات بیشتر و اطلاعات جدید که کسب می کنه ممکنه تغییر عقیده بده (خواه به طرف حق یا ناحق) چنانکه زیاد اتفاق می افته

      • جناب مدیر همیشه هم بحث مطالعات بیشتر و اطلاعات جدید در کار نیست! چرا زرینکوب از سال ۱۳۳۰ که از چاپ اول میگذشت تا سال ۵۷ که ۲۷ سال فاصله بود به این مطالعات بیشتر و اطلاعات جدید دست نیافت و یکباره با روی کار اومدن آخوندها علم و مطالعه و دریافته هاش بیشتر شد؟!!!

        بحث مطالعات بیشتر و اطلاعات جدید بوده و یا داغ و درفش و زندان و اعدام و یا تهدید به حکم ارتداد؟ اصولا نویسنده ای که پاره ای از نظریاتش تغییر کرده مثل بچه آدم میاد میگه خب در چاپ جدید من به مسایل و دیدگاه های جدیدی رسیدم که قابل چاپ و نوشتنه لزومی نداره بیاد توبه نامه نویسه!
        توبه نامه نوشتن و تواب شدن در اسلام معنی خاص خودش رو داره!

        • زرینکوب شش هفت سال بعد، از نظریات خود برگشت:

          http://www.raherasti.ir/311

          • جناب مدیر ما از چاپ دوم سال ۳۶ صحبت نمی کنیم ما از ویرایش بعد از انقلاب داریم صحبت میکنیم که حتی با چاپ دوم هم تفاوت های قابل توجهی داره! این نوشته ای که شما از زرین کوب گذاشتید و اسمش رو توبه نامه قرار دادید که توبه نامه نیست! شما نمی دونید توبه نامه چیه یا فکر میکنید مخاطب نمی دونه توبه نامه چیه؟ از اون چاپهای بعد از انقلاب صحبت کنید مقصود ما برخی اصلاحات سال ۳۶ نیست!

  5. چطور است که هر جایی از نویسنده ای بطور گزینشی خودتان استدلالی که بدردتان بخورد را میاورید و مطرح میکنید؟این نوع استدلال بسیار ضعیف است و جایی در دنیای فلسفه و منطق آکادمیک امروز و حتی هزلره ها پیش ندارد.ببینید.شما خودتان بطور مستقیم داده های خود را با منابع گرد آورید بین کنید و نتیجه بگیرید. تازه مناظره یعنی شخصی از عقیده مخالف شما در شرایط برابر با شما بحث کند و یک حکم بیطرف ولی عادل و باسواد این وسط نطاره گر باشد.این فلان و بهمان چه میگویند که نشد منطق. آقای ایکس استاد و دکتر و صاحب کرسی ولی نمیتوانید به گفته او استدلال کرده و پشت ظاهر فوکول کراواتی یا ریش مومنی یا هر ظهر دیگری که دارد قایم شوید. مناطره در یک کشور بی طرف باید باشد خارج ایران.شما اسلام را پدافند کنید و به مزدیسنی بتازید و طرف مقابل هم در شرایط مساوی و جوانمردانه از زرتشت پدافند کند و به مذهب شما بتازد.تاببینیم حکایت گجستگ ابالیش بار دگر تکرار میشود یا نه؟این بار عبدلله میبرد یا میبازد بحث را؟

  6. کراوات و فکل زرین کوب چطور است؟ گیرم ایشان گیرم چنین هم گفته باشند. چه دلیلی لست که هر چه گفته درست است؟نکند زرین کوب حلول کرده و زندگی پیشینی در دوره ساسانی داشته؟باید بگویم علم تاریخ در مورخین دوره زرین کوب که ایرانی بودند در حد ضعیفی بوده. نه بر اساس تحلیل و بلکه بر اساس احساس و نظر مولف و مورخ

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئوسرویس و تعمیر کولر گازی