+
خانه / شخصیت ها / مستشرقان / ادوارد براون / مقایسه قرآن و اوستا از زبان ادوارد براون
مقایسه قرآن و اوستا از زبان ادوارد براون

مقایسه قرآن و اوستا از زبان ادوارد براون

ادوارد براون (درگذشت: ۱۹۲۶م) ـ ایران شناس بریتانیایی ـ تفاوت قرآن و اوستا را اینگونه بیان می کند:
«هرچه بیشتر به مطالعه قرآن مى‏پردازم و هرچه بیشتر براى درک روح قرآن کوشش مى‏کنم بیشتر متوجه قدر و منزلت آن مى‏شوم؛ اما بررسى اوستا ملالت آور و خستگى افزا و سیرکننده است، مگر آنکه به منظور زبانشناسى و علم الاساطیر و مقاصد تطبیقى دیگر باشد.»

منبع:
تاریخ ادبی ایران، ادوارد براون
 (درگذشت: ۱۹۲۶م)، ترجمه علی پاشا صالح، چاپ تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم، ۱۳۵۶، ج ۱، ص ۱۵۵.

تاریخ ادبی ایران

۳۰ نظر

  1. افراط وتفریط مشکل اصلی دو طرفست و اغلب موافقان ومخالفان ایران قبل از اسلام گرفتار ان هستند. دایم اظهار نظرهای ابکی و بی مبنا طرح میکنند. اینگونه نظرات نمی تواند ملاک باشد زیرا مستشرقین زیادی هم هستند که اوستا وایران باستان را ستوده اند. هر دوره تاریخی و اساسا هر تفکری جنبه های مثبت ومنفی را با هم دارد. اینکه یک نفر نظر کلی بدهد وچیزی را رد کند بدون اینکه مبنایی مشخص را برای حرفهای خود بیان کند حرف علمی وبدرد بخوری نیست و بدرد مباحث پپولیستی میخورد که هدفشان عقده گشایی واظهار فضلست. مگر میشود زرتشتیت که سالها دین رسمی یک ملت فرهیخته ومتمدن بوده هیچ نکته مثبتی نداشته و کتاب این دین فقط یک متن ملال اور و بی محتوا باشد. دین بی محتوا را مردم بی فرهنگ وبی شعور قبول میکنندنه مردمی که با پذیرش اسلام نشان دادند که حقیقت طلبند. مردمی که علیرغم برداشت رسمی و غلط رایج در ان دوره از اسلام اسلام اصیل را و تشیع را انتخاب کردند و بزرگترین علمای اسلام از دل همین مردم بیرون امد. انها زبان وفرهنگشان عربی نشد تا نشان دهند فقط انچه بدردشان میخورد را قبول میکنند نه هر چه به انها تحمیل شود. حالا چطور این مردم پیش از ان در یک دین پوچ و بی محتوا رشد کرده باشند؟

    • اینکه سخن ایشون و امثال ایشون را گاهی می آوریم نه بعنوان اینکه حرف او سند و مدرکه بلکه چون برخی افراد روی حرف اینان حساب باز می کنند نقل کردیم
      مسلما اوستا کتابی پربار بوده اما نه آنچه امروز بعنوان اوستا مطرحه. ادوارد براون اوستای امروزی رو میگه

  2. تئودور نلدکه، پدر علم مطالعات قرآنی در اروپا، ضمن قابل شمردن ارزش بلاغی قرآن، قرآن را از نظر زیباحسیک به هیچ روی اثر تراز اولی به حساب نمی‌آورد. از نظر نلدکه محمد به هیچ وجه در سبکْ استاد نیست و این تعصب مسلمانان است که یک تولید معیوب ادبی را تا حد شاهکاری بی‌بدیل بالا برده‌اند. از نظر نلدکه اگر قرآن بی‌نقص از آب در آمده بود حقاً آن را می‌شد معجزه شمرد. چون تا پیش از قرآن اثر قابلی در نثر عربی تولید نشده بود و هرچه بود به شعر بود. از این رو از دید یک ناباور بر محمد نمی‌توان خرده گرفت که چرا نثری که تولید کرده‌است معیوب است چرا که کارهای آغازین هیچوقت بی‌نقص نیست. نلدکه در این عقیده تنها نیست. همهٔ مستشرقان تا اواسط قرن بیستم، نظیر نیکلسن و شوالی، همانند نلدکه قرآن را از نظر ادبی بی‌دقت، پراشتباه، ناقص و ملال آور می‌دانستند. بگفته استفان وایلد، استاد دانشگاه بن، اینگونه قضاوت‌ها از متن ادبی قرآن عموماً هم توسط اعراب مسیحی و هم محققان مسلمان رد می‌شوند. انتساب «قطعه، قطعه بودن» و «عدم پیوستگی» متن قرآن در نوشتارهای مستشرقین بعدی تا به امروز نیز تکرار شده‌است.
    بسیاری از اندیشمندان دیگر قران را معیوب دانسته اند حال انکه ادوارد براون فراماسون جاسوس استعمار اینگونه مقایسه می کند و میدانیم هدفش چیست..

    • کی گفته: تئودور نلدکه پدر مطالعات قرآنیه؟ در جایی که بزرگانی مثل علامه طباطبایی که بیست جلد قرآن را تفسیر کرده نوبت به این افراد نمی رسه که قرآن را ترجمه کرده اند قرآن دان دانست

      بقول یکی از متخصصان، بسیاری از اسلام شناسان غربی، صرفا ادبیات عرب می دانستند و خیال می کردند اسلام شناس شده اند!

      • درود. همه مستشرقان از قرن بیستم قران را ملال آور می دانستد. در این سخن تامل کنید.
        به گفته “لستر” هنگاهی که یک خوانندهٔ آشنا به نوشتارهای ابراهیمی قرآن را می‌خواند در می‌یابد که درون‌مایهٔ آن عموماً همان مطالب و داستان‌هایی است که در آن نوشتارها آمده‌است. “وین” معتقد است کتاب قرآن سرشار از اشتباهات و تناقضات تاریخی و علمی است. علاوه بر آن الله و کتاب خدا بعضاً و یا عموماً برخی رفتارهای ناپسند همچون دروغ‌گویی، دزدی، نیرنگ، فریب و حیله‌گری، برده‌داری، تجاوز جنسی، زجر، شکنجه و تروریسم را مجاز می‌شمارد.”چارلز تری” می‌نویسد بدون تردید می‌توان گفت نخستین اثری که از خواندن قرآن در ذهن خواننده آن می‌نشیند آنست که محمد، اصول و موازین اسلام را از یهودیان حجاز آموخته‌است. اصول و احکامی که برگه‌های ابتدایی قرآن را پرکرده‌است عبارتند از روز قیامت، بهشت و دوزخ، کتاب آسمانی، وحی به وسیله فرشته، مزایای پیروی از امور مذهبی و غیره که بگونه‌ای کامل از نوشتارهای مقدس کلیمی‌ها و یهودیان گرفته شده‌است.”لزلی هزلتون” نیز ان را بیشتر کتاب شنیدنی توصیف کرده و با خواندن قران انتظار نداشته بر خلاف تمجیدهایش چنین باشد.

        • چند بار گفتم که در هر پیام یک موضوع را مطرح کنید تا بشه در موردش صحبت کرد. هر ایراد به قرآن را جداگانه بگید

          • درود. یکی از اشکالات قران مدت زمان خلقت آسمان و زمین: در سوره الاعراف(۷) آیه ۵۴، سوره یونس(۱۰) آیه ۳، سوره هود(۱۱) آیه ۷ و سوره الفرقان(۲۵) آیه ۵۹ آفرینش زمین و آسمان (در برخی تفاسیر آکادمیک انگلیسی زبان بهشت، سپهر یا آسمان[۶]) ۶ روز بیان شده است اما در سوره فصلت(۴۱) آیات ۹ تا ۱۲ جمع روزهایی که الله برای خلقت زمین و آسمان به آنها اشاره می‌کند ۸ روز است. همچنین در سوره بقره(۲) آیه ۱۱۷ گفته شده است که جهان به صورت آنی خلق شد. برخی تفسیرکنندگان این واژه‌های روز را به عنوان دوره تعبیر می‌کنند اما در تناقض بین ۶ دوره و ۸ دوره یا خلقت آنی تفاوتی ایجاد نمی‌شود.
            همانطور که گفتیم برخی سعی در توجیه این تناقض کرده اند!

            • جواب اینجور ایرادات در اینترنت آمده و تکرار نمی کنیم
              اما نکته ی پایانی جالبه که اگر جواب ندی میگن جواب ندارن ولی اگر جواب بدی میگن توجیه می کنن!

          • ادامه :
            جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است. مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم. گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آنها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.گر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله و یا تمسخر قرار گرفته‌اند: برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آنها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آنها فاجعه بار است.».
            ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم.

          • درود فراوان. اقای فاطمی من درباره منتقدان اسلام گفتم شما می گویید :
            «چند بار گفتم که در هر پیام یک موضوع را مطرح کنید تا بشه در موردش صحبت کرد. هر ایراد به قرآن را جداگانه بگید»
            در مورد ایراد قران صحبت کردم گفتید :
            « جواب اینجور ایرادات در اینترنت آمده و تکرار نمی کنیم
            اما نکته ی پایانی جالبه که اگر جواب ندی میگن جواب ندارن ولی اگر جواب بدی میگن توجیه می کنن!»
            موضوع بحث را مشخص فرمایید!

            • بعضی بحثها پیش پا افتاده است. خسته میشم از حرفایی که در سایتها فراوان در موردش صحبت کرده اند . شما بجای اینکه در اینجا کامنت بذاری و وقت من گرفته بشه در گوگل گشتی بزن اگر جواب را نیافتی اینجا بگو

  3. متاسفانه باز هم از دیدگاه متعصبانه خود به حقایق نگاه می کنید و پاسخهای مدیر سایت سر شار از تعصب کم دانشی و عدم شناخت است . مثلا نلدکه را صرفا مترجم قران معرفی کرده اند در حالیکه اثر نلدکه تاریخ قران نام دارد نخستین اثر معرفت شناختی قرآن در اروپا با نگاه تحقیقی است و مقایسه ان با تفسیر یک عالم مسلمان شاید باورمندان به اسلام را راضی کند ولی برای محققین نامفهوم است . بهتر بود دیدگاه نلدکه را با روش معرفتی نقد می فرمودبد . اما ادوارد براون فراماسونری که اعتقاد خود به بابیگری و اسلام شیخیه را کتمان نمی کند به عنوان محققی بی طرف شایسته مقایسه کردن اوستا و قرآن نیست

  4. در مورد بابی بودن و ستایش های ادوارد براون فراماسونر از صبح ازل پیشوای بابیان و گرایش شدید او به بابی گری و شیخی گری پاسخی ندادید . آیا شما دیدگاه ادوارد براون در برتری بابی گری به فقه شیعه امامیه را هم ترویج می کنید یا فقط هرجا به نفعتان بود از دیگران مایه می گذارید ؟

  5. .
    کتابهای ادوارد براون که یک انگیسی بود ارزش تاریخی ندارد . او کتابهای بسیاری هم درباره ادیان بابی و بهایی و شکوفایی آنان در ایران ۱۵۰ سال پیش نوشته که تمامأ با واقعیت مطابقت ندارد و حتی با شیخ بهآلله هم چند باردیدار کرده و از او بعنوان یک رهبرعالیقدر یاد کرده .
    مثل این است که کتابهای نویسنده انگلیسی سلمان رشدی را در باره اسلام ، سند قرار دهیم.

    قرآن تکرار مکرارات افسانه های توراتیست و بخش دیگر آن ثبت جنگهای مسلمانان و پخش غنائم و زنان و کنیزان و وعده ها و لذتهای بهشتی که البته برای مردان هست که قابل مقایسه با تورات و انجیل هست و نه گاتها .
    چیزی که از زرتشت بزرگ بجای مانده سروده ها یا همان گاتهای اوست و نه اوستا .
    _____________________________________________
    باید قبول کنیم که زردشت در وضع قواعد و اصول خود مهارت فراوانی داشت . بطور کلی بابد گفت دین زردشت ، دین برجسته ای است که نسبت به سایر دین های معاصر ، کمتر جنبه جنگ طلبی ، خونخواری ، بت پرستی و خرافه جویی داشته است و به همین جهت روا نبود که به این زودی از جهان برافتد .
    ویل دورانت (مشرق زمین گاهواره تمدن)

  6. خیلی جالبه . یکی از سخنان ادوارد براون رو میزارید بعد از نوع سخن گفتنش پیداست داره تشویق میکنه که قرآن بخونید و اوستا چون براش حوصله سر بر بوده رو نخونید . جالب تر از اونم اینجاست که کسایی هم در ایران هستند که منتظر این هستند تا یکی بیاد براشون تعیین کنه که چه کتاب هایی بخونید . عزیزان شما برای پیشرفت نیاز دارید که هر نوع کتابی بخونید فارق از هر تعصبی . تعصب بیجا داشتن به چیزی یا کشیدن هاله ی تقدس دور اندیشه ای یا چیزی باعث پسرفتت میشه نه پیشرفت

  7. این آقای ادوارد براون از صبح ازل و علی محمد باب هم ستایش بسیار کرده ، اینجا مطلب سایت الشیعه در توصیف او به عنوان مبلغ بهائیت را نگاه کنید :
    https://farsi.al-shia.org/%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A8%D9%84%D8%BA-%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
    . انگلیسیها براون را به سرمایه گذاری روی جانشین باب یعنی صبح ازل مامور کرده بودند . ستایش های براون از قرآن هم در راستای بابی گری اوست . بعدها جنگ زرگری هم بین او و عبدالبها راه انداختند اما نهایتا به سفارش براون لقب سر به سرکرده بهایی ها داده شد .
    جالب است تمجید فراماسونی چون براون از قرآن !!!! و دشمنی اش به عنوان مامور انگلیسی با اوستا هم لابد دلیل انگلیس پسندی داشته
    در کنار این موضوع :
    - نقش سید جمال الدین و رابطه اش با لژ های فراماسونری
    - موقوفات هند و پرداخت وجوه وقفی توسط کنسولگری انگلیس در کربلا
    - تحریک علما در جنگ دوم با روسیه و سقوط تبریز و ترکمانچای که باز هم پای دسیسه انگلیس در میان است

    کتاب فراماسونری در ایران نوشته رائین اسناد دعاوی فوق را منتشر کرده خصوصا دو مورد اول

    • بارها آقای فاطمی گفته اند که سخنانی که از دیگران نقل میکنند در تأیید حرفی است که میگوید ، کسی به مستشرقی تکیه نکرده که اینطور کامنت میگذاری . اینها را هرکسی با جست و جویی ساده در اینترنت میفهمد نیاز به کامنت گذاشتن نیست اما حرف آقای فاطمی را یا نمیدانی یا نمیخواهی بدانی .
      سر بحث استاد شریعتی نیز همین کار اشتباه را تکرار کردی که البته اثری نداشت ، کما اینکه در فضای مجازی سخنان دکتر تأثیری خوب گذاشته است .
      سر ژان کلنز هم البته که جواب دادم بازهم سعی داشتی که اینکار را بکنی که آنهم جوابی نداد .

      اگر بنا به این باشد که مکسی با این دلایل کلا حرفهایش بی اعتبار شود پس در وهله اول کامنتهای شما در این سایت دیگر نباید پخش شود چون در بسیاری از بحثها کاملا شکست خورده اید . و حتی در زمینه ای هم که یعنی تحصیلات داشته اید ادعایی بس شگفت کرده و گفته اید [ در کامنتهایت در وبلاگت ] که ترجمه اوستا با استناد به زبان هندوان اشتباه است ، این در حالیست که روش سنتی ترجمه اوستا استناد به متون پهلوی بود ولی روشی که بارتولومه بکار گرفت سنتی نبود ، یعنی استفاده از متون هندو که نقطه عطفی در ترجمه اوستا بوده و اتفاقا این روش ترجمه کاملا معتبر است . اینرا هر انسان عاقلی که کتب دکتر پورداود را بخواند میفهمد که برای یشت ها و یسنه و … بهترین روش ترجمه استفاده از متون هندو است و چه وجهه اشتراکات زیادی دارند که دکتر پورداود اینرا بخوبی توضیح داده است .
      دکتر ژان کلنز در این باره میگوید :
      در نیمه دوم سده نوزدهم، مطالعات اوستایی با جدیتی خاص دنبال شد و اسیر مجادله ای خصمانه بین دو گروه شد : یکی مکتب سنتی که در رأس آن پژوهشگرانی چون اشپیگل و دارمستتر بودند و اعتقاد داشتند که اوستا را فقط باید با کمک تفسیر پهلوی اصلی شرح داد و دیگری مکتب ودایی که مشهورترین پیرو آن کارل فردریش گلدنر بود. آنها نسبتاً شکاک و به تفسیر ظنین بودند و هیچ راهنمای اوستایی را مطمئن تر از تفسیر ساینه بر ریگ وده نمی دانستند و معتقد بودند که بهترین رویکرد به معنای درست اوستا، رویکردی ریشه شناختی است که آثار ودایی از این بابت دارای مواد غنی ای هستند . [ لازم به تذکر است که کتاب هندوان سالم تر از اوستا مانده است ]
      در طی سال های پایانی سده نوزدهم، این اختلافات اگرچه برطرف نشد، حداقل کاهش یافت. نمایندگان هر دو مکتب فهمیدند که شیوه های خاصشان درست و در عین حال دردسر ساز است و مهم تر آن که، به ارزش واقعی تفسیرهای پهلوی پی بردند. این ارزیابی از تفسیرهای پهلوی از ان زمان به بعد هیچ تغییری نکرده است . این کار برای درک وندیداد و برخی قطعات مثل نیرنگستان الزامی، ولی برای یسنا و متن هایی چون ویشتاسپ یشت بدون ارزش است .
      منبع : کتاب مقالاتی چند درباره اوستا ؛ ژان کلنز ، گراردو نیولی ، کارل هوفمان و مری بویس ؛ مترجمین : سید سعید رضا منتظری و مجید طامه ؛ صفحات ۴۳ و ۴۴ .

      حال چکسی میتواند بگوید کار بارتولومه بی اعتبار بود ؟ در این صورت باید ژان کلنز و بسیاری از دانشمندان بزرگ این حوزه را نیز بی اعتبار بخواند !!! که ابدا هیچ کس این چنین اعتباری ندارد .

      ایتها را برای این گفتم که اگر بنا باشد تا نقل قولی از کسی نقل میشود بجای بحث روی آن نقل قول بحث را عوض کرده و به جای دیگری بکشانیم ، در این صورت خود شما در وهله اول بی اعتبار میشوید .

      • شما متاسفانه نمی دانید در مورد چه چیزی صحبت می کنید ،
        دعوای بین مستشرقین بر سر تفسیر اوستا بر مبنای ریشه شناختی و پهلوی بوده و ربطی به بحث ندارد . اگر تفاوت ترجمه و تفسیر را نمی دانی برایت توضیح دهم . حالا مثلا از کلنز که خود از هواداران نظر بارتلمه است برای من دلیل اوردی که چه ؟ ان هم با چاشنی دوباره کذب گویی و بازهم از طرف من دروغ گفتی “ادعایی بس شگفت کرده و گفته اید [ در کامنتهایت در وبلاگت ] که ترجمه اوستا با استناد به زبان هندوان اشتباه است ”
        لطف کنید متن کامنت را در همین جا لینک کنید و اگر اینکار را نکردید ثابت می شود کسی در بحث ها شکست خورده که مجبور است با دروغ بستن به دیگران کارش را به پیش ببرد .
        محض اطلاع شما پایان نامه تحصیلات ارشد من در دانشگاه شهید بهشتی در زمینه بازنگری مفهومی یشت ها بر اساس متون سانسکریت بوده . محض اطلاع شما همین الان در حال تدریس سانسکریت در دانشگاهها هستم . متاسفانه افراد نا اگاهی چون شما حتی نمی دانند که قرابت سه زبان سانسکریت ، اوستایی و پهلوی باستان به حدی است که با دانستن یکی آموختن دو دیگر را می توان در کمتر از دو هفته به پایان رساند .
        اشکال امثال بارتلمه و کلنز هم در این است که اساسا نقش زندهای اوستا و متون پهلوی را در ترجمه و تفسیر اوستا ندیده می گیرند و البته برای شما هر بشری در حد کلنز خداست .
        اما حکایت طرفه کتاب دارمستتر و ادعای شما در اینکه وندیداد منتشر شده در مجموعه Sacred Books of the East نوشته دارمستتر نیست !!!! هنوز در جای حود باقی است و البته ماست شما هم کماکان سیاه است . باید بگویم من از حضور شخصی چون تو در اینجا بسیار خوشحالم چون مخاطب سایت در می یابد که سطح سواد ، تعصب و اخلاق در دشمنان دین ایرانی تا چه حد است .
        موضوع براون و نقش او در لژهای فراماسونری و ارادتش یه بابیان و بهاییان و نقش همراهی اش با سید جمال الدین اسد ابادی فراماسونر معروف البته باید هم بی پاسخ بماند . یا نقش پوندهای انگلیسی خرج شده در کنسولگری انگلیس در کربلا

        • کتاب را مطالعه کردم ، شما انگار هنوز متوجه نشدید آن کتاب از دارمستتر نبود ، صفحات اول و دوم را ببین . ترجمه وندیداد منتسب به دارمستتر را در این قسمت کتاب آورده بودند همین . مشخصات کتاب را برو و دوباره مطالعه کن ، نمیتوانی و نمیخواهی متوجه شوی هم مشکلی نیست ، بهر حال هرچه را که با عقایدت درست نیاید قبول نمیکنی .

          بحث درباره تفسیر است ؟ لابد میدانی که ترجمه متونی که زبانش منسوخ شده است را باید با استناد به متون دیگر ترجمه کرد ، اگر کسی توانایی ترجمه گاتها بصورت مستقیم را دارد خب بگوید . شرح اوستایی که ژان کلنز گفت همین کاری است که این مترجمین کردند .

          و اما ادعایی بس شگفت :
          « از کلنز که خود از هواداران نظر بارتلمه است برای من دلیل اوردی که چه ؟ »
          یک کسی چهل سال پژوهش میکند .
          شروو کتابش را ترجمه میکند و آنطور درباره او حرف میزند و تأییدش میکند [ رجوع شود به مقدمه کتاب مقالاتی درباره زردشت و دین زردشتی ] .
          یک کسی ترجمه ای ارائه میدهد که نقطه عطفی در ترجمه گاتها است [ بارتولومه ] و …
          آنوقت یک نفر که یک دکترا ساده هم ندارد آمده و او را زیر سؤال میبرد . بله ، شما اصلا خود زرتشت هستید و بهتر به ترجمه گاتها واقفید .
          اینکه شما بگویید فلانید و … واضح است که پرگویی است .
          بله البته که شما استاد زبانهای … و … هستید ، بله ، البته . لطفا وقتی میخواهید این چنین ادعاهای شگفتی بکنید ، ابتدا سند خود را ذکر کنید ، تا مبادا هماننده بحثهای دیگر به یکباره ناپدید نشوید و بحث را نتوانید ادامه دهید .
          شما بارها اثبات کرده ای که هیچ چیزی جز حرفهای بی اعتبار نمیتوانی بزنید .

  8. اطلاعات من در مورد آیین زرتشتی زیاد نیست ولی اگر اشتباه نکنم زرتشت نگفته سخنانش سخنان اهورامزدا است. سخنی را مستقیما به خدا نسبت نداده است. و این بسیار خوب است. ولی پیامبر اسلام از قول الله سخن گفته و بعضی سخنانش(قران) را سخنان الله دانسته. لذا مذهبیون اسلامی نمیتوانند قبول کنند که قران ایراد داشته باشد. زیرا اعتقاد بر این است که خدا اشتباه نمیکند و سخن ایراد دار نمیگوید. اگر محمد نمیگفت که قران کلام الله است راحت میشد ایرادات را دور ریخت و اصلاحات انجام داد .محمد کار را خیلی مشکل کرده است.

  9. چرا در آیه «یُوصِیکمُ‏ اللَّهُ فىِ أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَینْ» (نساء: ۴/ ۱۱)، سهم ‌ارث زنان از مردان کمتر است؟ زنان نیز انسان هستند و نباید ارزش حقوقی انان کمتر از مردان باشد.این یک ایراد است. و تعیین دیه زنان نصف مردان نیز به دلیل امثال همین ایه از سوی فقها و امامان تعیین شده است . دیه یک زن باید با مرد برابر باشد نه انکه نصف باشد. ایا ارزش مادر شما نصف ارزش پدرتان است؟

    • مخارج زندگی به عهده ی مرد است. پس تعیین اینکه بیشتر از زن ارث ببرد بیجا نیست

      در گذشته، زرتشتی ها نیز قائل بودند که ارث مرد بیشتر از زن است:

      http://www.raherasti.ir/2590

      زن و شوهری را در نظر بگیرید

      وقتی که زن می میره صد ملیون تومان به شوهرش می دن

      اما وقتی مرد می میره دویست ملیون تومان به زنش می دهند

      کدامیک بیشتر گیرش آمده؟

  10. هر دین و ایینی چه مسلمان یا زرتشتی اگر ارث و دیه زن را کمتر از مرد بداند ،نشاندهنده آنست که برای زن ارزش کمتری نسبت به مرد قائل شده است و این بی حرمتی و تبعیض علیه زنان است.طبق قوانین اسلام اگر مردی بمیرد یک هشتم اموالش به زنش تعلق میگیرد لذا در پاسخ به مثال شما باید بگویم که بیست و پنج میلیون به زنش تعلق میگیرد نه دویست میلیون. ارزش زن نصف ارزش مرد. برگرفته از قوانین و سنتهای اعراب جاهلیت است. انها دقیقا برای زن نصف مرد ارزش قائل بودند.

    • مثالم برای زمانی بود که وارث دیگری در بین نباشد

      گویا توجه ندارید که مردها دستشان بیشتر در خرج است تا زنها

    • با سلام ؛ و اما بعد :
      آقای پیمان اول بگویم که تمام ادوار باستانی برای زن ارزش زیادی قائل نبودند ، در مطالعاتی که داشتم بهترین وضعیت زن را در سلسله تانگ در چین باستان [ مابین سالهای ۶۰۰ تا ۹۰۰ میلادی ] دیدم ؛ میتوان گفت وضعیت زن در تمام تمدنهای باستان ابداً خوب نبوده است و در آیین زرتشت ساسانی نیز زن دست کمی از اعراب جاهلی نداشته است.
      و اما درباره این حرف شما :
      ما طبق قرآن حرف میزنیم :
      مرد باید خوراک – پوشاک – وسایل و اساس زندگی را کاملا تأمین کند .
      برای زن در خانه پدری هزینه و کاری بر دوش نیست مگر کارهای خانه که پدرش بگوید و در خانه شوهر هم هیچ کار و هزینه ای بر دوش او نیست مگر تمکین جنسی ، عین یک ملکه .
      [ البته در عرف ، امده و جهیزیه را اضافه کرده و کار خانه و بعضا کار بیرون هم به نوعی اضافه کرده اند ، اما بحث سر قرآن و اسلام است و نه عرف ]
      حال ، آیا مرد و زن باید یکسان ارث بگیرند ؟ .
      یک مرد خوراک و پوشاک و اساس زندگی را تأمین میکرده است .
      یک زن فقط تمکین جنسی را انجام میداده است و در خانه پدری هم کارهای خانه .
      حال ، آیا دیه مادی زن و مرد باید یکسان باشد ؟ نفع مادی که مرد به خانواده خود میرساند با زن یکسان است که دیه مادی آن دو یکسان باشد ؟ ضرر مادی که خانواده ها از نبود مرد خود متحمل میشدند با ضرر مادی که از نبود زن خود متحمل میشدند یکسان است که بخواهد نفع مادی هم که از کشته شدن آنها بگیرد یکسان باشد ؟ ، اما … قصاص چه برای زن و چه برای مرد یکسان است و این یعنی دیه معنوی آن دو کاملا برابر است چون نزد خداوند مرد و زن هیچ فرقی ندارند [ برترین شما نزد خدا با تقواترین شماست ] ، این نکته ای بود که شما باید به آن دقت میکردید .
      ممکن است بگویید که در برخی موارد اینگونه نیست ، مثلا زن سرپرست خانوار و … اما در این مورد هم حکومت اسلامی وظیفه رسیدگی به مستضعفان و استفاده از بیت المال را دارد و این ربطی به بحث ارث و دیه ندارد . بعلاوه اینکه ولی فقیه هم است که میتواند بنا به ضرورت اقداماتی را برای موارد استثنایی ترتیب دهد .

  11. پل دو بروی» زرتشت شناس معروف فرانسوی درباره تاثیر گزاری اندیشه‌های زرتشت بر جایگاه زن در دوران باستان مینویسد:
    «تحولی که زرتشت در فرهنگ آن زمان به‌وجود آورد زنهای ایرانی را در همه‌ی زمینه‌ها همتراز مردان نمود و بانوان از چنان آزادی برخوردار شدند که همانند آنرا در هیچ جایی از جهان باستان نمیتوان یافت. در آن زمان یونانی‌ها با زنان خود مانند برده رفتار میکردند و ارستو میگفت زن نمیتواند روح داشته باشد. همین نویسنده در چند رویه جلوتر کتاب خود مینویسد:
    «هیچ برگه‌ای از کتابهای تاریخ نمیتواند گواه دهد که یک نفر به زور به اندیشه زرتشت وارد شده باشد. اگر جز این بود زمانیکه ایرانیان امپراتوری جهانی درست کرده بودند، یونان و هند و مصر و تمام خاورمیانه و نیمی از آفریقا زرتشتی شده بود
    تاریخ فلسفی زرتشت .پاریس ۱۹۸۴ رویه ۱۱۰

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی