+
خانه / شخصیت ها / شاعران / قرن هشتم / حافظ / به چه دلیل حافظ زرتشتی بوده؟ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
به چه دلیل حافظ زرتشتی بوده؟ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

به چه دلیل حافظ زرتشتی بوده؟ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

به قلم مدیر سایت
ادعا می کنند حافظ (درگذشت: ۷۹۲ق) زرتشتی بوده. اما ابیاتی از حافظ:

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با کتاب قرآنی

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی
باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری

نگار من (پیامبر اسلام) که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

۱۷ نظر

  1. در فضای مجازی پیام باطلی زیاد رد و بدل می شود؛ما بر آن شدیم که جوابی برای آن تهیه کنیم و در فضای مجازی پخش کنیم
    و آن پیام باطل این است
    سلام دوستان کسی نقد این مطلب را تفصیلا بلده جواب بده. شایدخیلی از شما دلیل ایمان نیاوردن خسروپرویز
    شاه ایران را به اسلام این میدانید که پیامبر مسلمانان
    اسم وی را در نامه ننوشته و او نامه را پاره کرده,
    اما بگذارید حقیقت را بازگو کنیم:
    پیکی از اسلام به ایران آمد خسروپرویز او را به حضور خواست,از وی در باره اسلام پرسید:
    وی گفت:در دین ما پرستش خدا مهم ترین مورد است,
    خسروپرویز گفت:ما۱۱۰۰ سال است که خدا پرستیم.
    پیک گفت:دراسلام زنده به گورکردن دختر کار حرامی است,
    خسروپرویز گفت مگر این کار را انجام میدادید؟ننگ برشما!
    پیک گفت:برده داری دراسلام حرام است,
    خسروپرویزگفت:ما از زمان کوروش کبیر برده داری نکرده ایم.
    پیک گفت در اسلام همه برابرند,
    خسروپرویز گفت:درایران من هم اگراشتباه کنم به دادگاه میروم,
    وتا آنجا بحث طول کشید که اسلام چیز جدیدی برای ایران نداشت,خسروپرویز نامه راپاره کرد,وبه پیک گفت,اگرشما هم اکنون میخواهید راه انسانیت راپیدا کنید,ما۱۱۰۰سال پیش آنرا پیدا کردیم.

    و اما جواب آن
    ✔ این نوشته نه تنها در منابع تاریخی نیست با ادبیات امروزی و به قول معروف لوسانجلسی بیشتر هماهنگ است تا منابع تاریخی قدیمی
    و ازاین قبیل جعلیات فراوان است که نه این اولی است و نه اخری
    ✔شبیه همین نوشته ، نامه عمر بن خطاب به یزدگرد وجواب یزد گرد است که نه تنها در هیچ منبعی نیست بلکه جاعل به خود زحمت نداده لااقل ادبیات را به ادبیات زمان صدور نامه شبیه کند ، بلکه یا بی اطلاع از ادبیات ایران باستان و عرب صدر اسلام بوده یا اینکه مخاطبش را نادانتر از این فرض کرده که به این اشکال پی ببرد ، بلکه تصور کرده ، عده هر چه بگویی قبول می کنند، و به محتوا سند مطلب اصلا توجه ندارند

    ✔نمونه دیگر این جعلیات ، نوشته و کلمات قصار و …. که به کورش هخامنشی نسبت می دهند که نه تنها در هیج مدرک تاریخی حتی مدرک تاریخی ضد اسلامی دیده نمی شود، بلکه با ادبیات ایران باستان نیز تنافی دارد.

    • حاج آقا نظری زنده باشید. آنچه انجام دادم جبران کوچکی از حقوق دیگران برماست و کمترین توجه به گذشتگانه. خود خوبید و دیگران را زیادی خوب میبینید. بنظرم لزومی نداشت در تارنما نشوته می شد. ممنون

  2. استاد بهاءالدین خرمشاهی درباره مذهب حافظ چنین می‏گوید:

    “نگارنده این سطور به سائقه و سابقه انس سی ساله خود با شعر حافظ و با اعتقاد به این اصل که شعر حافظ آیینه تمام نمای روح و روحیه و عقیده و سلیقه و نگاه و نگرش او به انسان و جهان و طبیعت و ماورای طبیعت است … تردیدی ندارد که حافظ:

    … حافظی که من می‏شناسم ایمانش آمیزه‏ای از معنویت و رهیافت سه گانه و در عین حال یگانه “شریعت، طریقت، حقیقت” است.

    …. حافظ در اصول عقاید، یعنی مکتب کلامی، پیرو اشعری و در فروع (مذهب فقهی) شافعی است و در عین حال آشکارا گرایش به تشیع دارد، اما شیعی کامل عیار نیست و مسلّم است که مثل هر مسلمان پاک اعتقاد بی تعصب صاحبدلی دوستدار خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) است. حافط نامه چاپ یازدهم ۱۳۷۹ قسمت حافظ و اشعری گری

    البته بنگی ها و جاعلین تاریخ  و متوهم ها و کورش پرستان و بی سواد ها حرف های دیگری میزنند .

    • درود بر شما. بحث این نیست که کی درباره حافظ چه می گوید ( مخصوصا اینکه خود مسلمان باشد!) حافظ اول مسلمان بود و در کودکی قران را حفظ کرده بود ولی با بزرگتر شدن و کمک گرفتن از خرد خویش بعدها به این امر اعتراف کرد که زرتشتی شده است. ( ناگفته نماند دچار شک و تردید شده بود و بعد اسلام را رها ساخت)

      در خرابات مغان نور خدا می بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
      از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

      برای مثال زکریای رازی مسلمان بزرگ شد ولی بعدها اسلام را رها کرد.
      سوال : چرا سخنان حافظ درمورد باستان و زرتشت مورد حذف قرار میگیرد؟؟ پنهانکاری برای چه!؟

      • اگر اشعار حافظ در مورد قرآن، در کتابی دیگر بود این حرف شما احتمال داشت درست باشه که آن را در زمان مسلمانی نوشته و دیوانش را در زمان زرتشتی شدن اما مستند سخن شما تنها یک کتابه

        • به این توجه داشته باشید. حافظ بعد از روی گردان شدن در اسلام در پی اندیشه ای نو بود و می گوید :
          دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
          حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر نکن چون دگران قرآن را

          بعد اعتراف می کند با حقیقت اشنا نبوده است و به اندیشه دیگری کشیده میشود.
          اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم
          آن روز بر دلم در معنی گشوده شد کز ساکنان درگه (( پیر مغان)) شدم
          در پی توطئه های ملایان ، بارها و بارها حافظ از شیراز رانده شد و او را تبعید نمودند:
          گر ازین منزل غربت بسوی خانه روم دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
          اما پس از بازگشت از تبعید ، باز اعترافات رند شیراز در غزل های وی متبلور میشود:
          گر مسلمانی از این است که حافظ دارد وای اگراز پس امروز بود فردایی
          (( مغ)) در لغت به انسان اوستایی ، و یا پیشوای آیین اوستا گفته می شود و پیر مغان به زرتشت نخستین و یا بزرگترین پیشوای آیین اوستا اطلاق می شود. حافظ در هنگامه ی پایانی عمر خود، بسیار به این مسئله کشیده می شود و در غزلیات بسیاری وفاداری خود را به پیر مغان و (( آیین مهر )) اعلام می کند:
          جام می ، گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی ازاهل جهان پاک دلی بگزینم
          بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه ی (( مهر آیینم))
          در این ابیات حافظ صریحا اعتراف می کند که آیین ودین ا و میترایی یا همان آیین مهر است.
          و اما اسناد میترایی بودن رند شیراز و پیرو (( آیین اوستا = پیر مغان )) بودن وی در لابه لای غزلیات او با صراحتی ویژه به چشم می خورد:
          بنده ی پیر خراباتم که لطفش دائم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست گاه نیست
          چل سال پیش رفت که من لاف می زنم کز چاکران پیر مغان کمترین منم
          منم که گوشه میخانه خانقاه من است دعای پیرمغان ورد صبحگاه من است
          حافظ جناب پیر مغان جای دولت ست من ترک خاکبوسی این در نمیکنم
          گرمدد خواستم از پیرمغان عیب مکن شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
          مرید پیرمغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده توکردی واو بجا آورد

          • با این حساب وقتی در شعرش گفت: «که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم» یعنی امام خمینی در اواخر عمرش ضد اسلام شد

            دوست عزیز زبان شعر با زبان نثر فرق میکنه.

          • امام خمینی گفته از مدرسه و مسجد بیزار شدم نگفته من پیرو آیین مغانم و اتشی که نمیرد در دل ماست و اینجور اشعار!!

            حافظ واضح گفته من به دین میترایی و اوستا هستم.
            در ضمن یکی دوتا شعر نیست خیلی هست.

          • شما می تونی همین اندازه بگی که امام خمینی از مسجد و اسلام بیزار شد؟
             

  3. زرتشتی نبوده ، به خاطر ازار های بی اندازه محتسب که یک اخوند حقه باز و ستمگر بود میترایی شده بود :
    ﻣﺤﺘﺴﺐ ﺷﯿﺦ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺴﻖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﺩ …
    در اشعار کاملا معتبر مستقیما به ایین مهر خود اشاره میکنه اما حالا ممکنه معدود اشعاری از دوران مسلمانی حافظ بوده باشه ، البته این اشعار خیلی کمند و حافظ یقبنا شخص مذهبی نبوده ، اشعاری چون عشقت رسد به فریاد … اعتبار کافی ندارند ، یا شعر اخر هم در مورد پیامبر اسلام نیست یا بعضی اشعار دیگه که گفتید مثل دام تزویر مکن چون دگران قران را … نگاه منفی به قران و اسلام دارد .
    در کل حافظ با هر دین مذهبی محبوبیت خاصی برای من داره ،

    • اینکه میگید شعرهایی که نشانه ی مسلمانی حافظه، در زمانی گفته شده که هنوز مسلمان بوده، نیاز به اثبات داره. اگر اینطور بخواهیم حرف بزنیم بگیم: همه ی شاعران نامسلمون بودند و شعرهای مسلمانی اونها برای زمان مسلمان بودنشونه. حتی با این منطق می توان حتی علمای گذشته مثل شیخ طوسی را متهم به کفر کرد و همه ی کتابهایش را برای زمان مسلمانی اش بدانیم!

      • مرید “پیر مغانم” ز من مرنج ای شیخ
        چرا که تو وعده کردی و او به جا اورد !
        خیلی واضحه که مرید پیر مغان بودن و طعنه زدن به شیخ یعنی چه !
        من اگر “رند خراباتم” و گر زاهد شهر
        چه تفاوت که کنون کیش خرد شد دینم
        بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند
        که مکدر شود ایینه “مهر ایینم” …
        همه چیز کاملا واضحه

  4. به نام خدا

    …………..
    جهان چون خلد برین شد به دور سوسن گل/ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود

    چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار / سحر که مرغ در آید به نغمه داوود

    به باغ تازه کن آیین دین زردشتی/ کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود

    (حافظ)

    • با این همه سروده ی حافظ در مورد قرآن چه می کنید؟

      • به نام خدا
        من که نگفتم حافظ زرتشتی بوده شما بیت هایی را قرار دادید که درآن واژه قرآن آمده من هم تحقیق کردم ببینم حافظ از زتشت سخن گفته یا نه که به این شعر برخوردم.

    • اگر با ادب فارسی عصر اسلامی آشنا باشید، هر جایی زرتشت به قرینه آزمایش آتش و نمرود بیاید، منظور ابراهیم خلیل الرحمن است. چون ایرانیان بسیاری در عصر اسلامی معتقد بودند که یکی از القاب ابراهیم (علیه الرحمه) زرتشت بود (و این زرتشت با زرتشت مجوسیان متفاوت است). در شعر فوق نیز قرینه نمرود به روشنی موجه و صریح است. من در این زمینه مطالعات فراوان به همراه ۴۵ سند از منابع معاجم تهیه کردم که در روز ۱۳ فروردین منتشر خواهم کرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>