خانه / شخصیت ها / شاعران / قرن هشتم / حافظ / به چه دلیل حافظ زرتشتی بوده؟ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
حافظ

به چه دلیل حافظ زرتشتی بوده؟ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

به قلم مدیر سایت
ادعا می کنند حافظ (درگذشت: ۷۹۲ق) زرتشتی بوده. اما ابیاتی از حافظ:

صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم

حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار
تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با کتاب قرآنی

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی
باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری

نگار من (پیامبر اسلام) که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

همچنین ببینید

ماتیکان هزار داتستان

برده داری در عصر ساسانیان میان زرتشتیان(۱)

به قلم مدیر سایت در جای جای کتاب “مادیان هزار دادستان” (احکام حقوقی زرتشتیان در …

۴۴ نظر

  1. در فضای مجازی پیام باطلی زیاد رد و بدل می شود؛ما بر آن شدیم که جوابی برای آن تهیه کنیم و در فضای مجازی پخش کنیم
    و آن پیام باطل این است
    سلام دوستان کسی نقد این مطلب را تفصیلا بلده جواب بده. شایدخیلی از شما دلیل ایمان نیاوردن خسروپرویز
    شاه ایران را به اسلام این میدانید که پیامبر مسلمانان
    اسم وی را در نامه ننوشته و او نامه را پاره کرده,
    اما بگذارید حقیقت را بازگو کنیم:
    پیکی از اسلام به ایران آمد خسروپرویز او را به حضور خواست,از وی در باره اسلام پرسید:
    وی گفت:در دین ما پرستش خدا مهم ترین مورد است,
    خسروپرویز گفت:ما۱۱۰۰ سال است که خدا پرستیم.
    پیک گفت:دراسلام زنده به گورکردن دختر کار حرامی است,
    خسروپرویز گفت مگر این کار را انجام میدادید؟ننگ برشما!
    پیک گفت:برده داری دراسلام حرام است,
    خسروپرویزگفت:ما از زمان کوروش کبیر برده داری نکرده ایم.
    پیک گفت در اسلام همه برابرند,
    خسروپرویز گفت:درایران من هم اگراشتباه کنم به دادگاه میروم,
    وتا آنجا بحث طول کشید که اسلام چیز جدیدی برای ایران نداشت,خسروپرویز نامه راپاره کرد,وبه پیک گفت,اگرشما هم اکنون میخواهید راه انسانیت راپیدا کنید,ما۱۱۰۰سال پیش آنرا پیدا کردیم.

    و اما جواب آن
    ✔ این نوشته نه تنها در منابع تاریخی نیست با ادبیات امروزی و به قول معروف لوسانجلسی بیشتر هماهنگ است تا منابع تاریخی قدیمی
    و ازاین قبیل جعلیات فراوان است که نه این اولی است و نه اخری
    ✔شبیه همین نوشته ، نامه عمر بن خطاب به یزدگرد وجواب یزد گرد است که نه تنها در هیچ منبعی نیست بلکه جاعل به خود زحمت نداده لااقل ادبیات را به ادبیات زمان صدور نامه شبیه کند ، بلکه یا بی اطلاع از ادبیات ایران باستان و عرب صدر اسلام بوده یا اینکه مخاطبش را نادانتر از این فرض کرده که به این اشکال پی ببرد ، بلکه تصور کرده ، عده هر چه بگویی قبول می کنند، و به محتوا سند مطلب اصلا توجه ندارند

    ✔نمونه دیگر این جعلیات ، نوشته و کلمات قصار و …. که به کورش هخامنشی نسبت می دهند که نه تنها در هیج مدرک تاریخی حتی مدرک تاریخی ضد اسلامی دیده نمی شود، بلکه با ادبیات ایران باستان نیز تنافی دارد.

    • خواهش میکنم از روی تعصب و بی سوادی مطالب رو اینجوری جلوه ندید.هر کسی ممکنه دین و افکارش عوض بشه و واقعیتها رو بفهمه.حافظ یکی از اون افراده.افکار زرتشتی تو شعراش موج میزنه.

    • مدیر سایت

      حاج آقا نظری زنده باشید. آنچه انجام دادم جبران کوچکی از حقوق دیگران برماست و کمترین توجه به گذشتگانه. خود خوبید و دیگران را زیادی خوب میبینید. بنظرم لزومی نداشت در تارنما نشوته می شد. ممنون

  2. استاد بهاءالدین خرمشاهی درباره مذهب حافظ چنین می‏گوید:

    “نگارنده این سطور به سائقه و سابقه انس سی ساله خود با شعر حافظ و با اعتقاد به این اصل که شعر حافظ آیینه تمام نمای روح و روحیه و عقیده و سلیقه و نگاه و نگرش او به انسان و جهان و طبیعت و ماورای طبیعت است … تردیدی ندارد که حافظ:

    … حافظی که من می‏شناسم ایمانش آمیزه‏ای از معنویت و رهیافت سه گانه و در عین حال یگانه “شریعت، طریقت، حقیقت” است.

    …. حافظ در اصول عقاید، یعنی مکتب کلامی، پیرو اشعری و در فروع (مذهب فقهی) شافعی است و در عین حال آشکارا گرایش به تشیع دارد، اما شیعی کامل عیار نیست و مسلّم است که مثل هر مسلمان پاک اعتقاد بی تعصب صاحبدلی دوستدار خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) است. حافط نامه چاپ یازدهم ۱۳۷۹ قسمت حافظ و اشعری گری

    البته بنگی ها و جاعلین تاریخ  و متوهم ها و کورش پرستان و بی سواد ها حرف های دیگری میزنند .

    • درود بر شما. بحث این نیست که کی درباره حافظ چه می گوید ( مخصوصا اینکه خود مسلمان باشد!) حافظ اول مسلمان بود و در کودکی قران را حفظ کرده بود ولی با بزرگتر شدن و کمک گرفتن از خرد خویش بعدها به این امر اعتراف کرد که زرتشتی شده است. ( ناگفته نماند دچار شک و تردید شده بود و بعد اسلام را رها ساخت)

      در خرابات مغان نور خدا می بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
      از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

      برای مثال زکریای رازی مسلمان بزرگ شد ولی بعدها اسلام را رها کرد.
      سوال : چرا سخنان حافظ درمورد باستان و زرتشت مورد حذف قرار میگیرد؟؟ پنهانکاری برای چه!؟

      • مدیر سایت

        اگر اشعار حافظ در مورد قرآن، در کتابی دیگر بود این حرف شما احتمال داشت درست باشه که آن را در زمان مسلمانی نوشته و دیوانش را در زمان زرتشتی شدن اما مستند سخن شما تنها یک کتابه

        • به این توجه داشته باشید. حافظ بعد از روی گردان شدن در اسلام در پی اندیشه ای نو بود و می گوید :
          دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم
          حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر نکن چون دگران قرآن را

          بعد اعتراف می کند با حقیقت اشنا نبوده است و به اندیشه دیگری کشیده میشود.
          اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم
          آن روز بر دلم در معنی گشوده شد کز ساکنان درگه (( پیر مغان)) شدم
          در پی توطئه های ملایان ، بارها و بارها حافظ از شیراز رانده شد و او را تبعید نمودند:
          گر ازین منزل غربت بسوی خانه روم دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
          اما پس از بازگشت از تبعید ، باز اعترافات رند شیراز در غزل های وی متبلور میشود:
          گر مسلمانی از این است که حافظ دارد وای اگراز پس امروز بود فردایی
          (( مغ)) در لغت به انسان اوستایی ، و یا پیشوای آیین اوستا گفته می شود و پیر مغان به زرتشت نخستین و یا بزرگترین پیشوای آیین اوستا اطلاق می شود. حافظ در هنگامه ی پایانی عمر خود، بسیار به این مسئله کشیده می شود و در غزلیات بسیاری وفاداری خود را به پیر مغان و (( آیین مهر )) اعلام می کند:
          جام می ، گیرم و از اهل ریا دور شوم یعنی ازاهل جهان پاک دلی بگزینم
          بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند که مکدر شود آیینه ی (( مهر آیینم))
          در این ابیات حافظ صریحا اعتراف می کند که آیین ودین ا و میترایی یا همان آیین مهر است.
          و اما اسناد میترایی بودن رند شیراز و پیرو (( آیین اوستا = پیر مغان )) بودن وی در لابه لای غزلیات او با صراحتی ویژه به چشم می خورد:
          بنده ی پیر خراباتم که لطفش دائم است ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست گاه نیست
          چل سال پیش رفت که من لاف می زنم کز چاکران پیر مغان کمترین منم
          منم که گوشه میخانه خانقاه من است دعای پیرمغان ورد صبحگاه من است
          حافظ جناب پیر مغان جای دولت ست من ترک خاکبوسی این در نمیکنم
          گرمدد خواستم از پیرمغان عیب مکن شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
          مرید پیرمغانم زمن مرنج ای شیخ چرا که وعده توکردی واو بجا آورد

          • مدیر سایت

            با این حساب وقتی در شعرش گفت: «که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم» یعنی امام خمینی در اواخر عمرش ضد اسلام شد

            دوست عزیز زبان شعر با زبان نثر فرق میکنه.

          • امام خمینی گفته از مدرسه و مسجد بیزار شدم نگفته من پیرو آیین مغانم و اتشی که نمیرد در دل ماست و اینجور اشعار!!

            حافظ واضح گفته من به دین میترایی و اوستا هستم.
            در ضمن یکی دوتا شعر نیست خیلی هست.

          • حافظ یک شیعه اثنی عشر مخلص بود. او تربیت شده امام زمانش بود و با او ملاقات هایی داشت. “پیر مغان” در شعر حافظ همان امام زمانش است.
            خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان زین فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت
            اصلا تقریبا تمام شعر حافظ امام است و کمتر غزلی از او را می توان یافت که اشاره ای به امام زمان نکرده باشد.
            به این ابیات دقت کنید چه کسی جز امام زمان میتواند در این ابیات منظور باشد:
            غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند*پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز
            نظر پاک تواند رخ جانان دیدن*که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد
            چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است*بر رخ او نظر از آینه پاک انداز
            او امام زمانش را میدید و معنای نظربازی در شعر او همین است:
            در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند*من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
            البته برای مدتی هم حافظ امام را نمیدید و غزل های فراقی او شروع میشد:
            یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست*جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست*حالیا خانه برانداز دل و دین من است*تا در آغوش که می‌خسبد و همخانه کیست
            و هنگام وصال نیز غزل های وصالی:
            گل در بر و می در کف و معشوق به کام است*سلطان جهانم به چنین روز غلام است
            او حتی از امامش نام برده است:
            کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل*بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید
            **************************************************
            در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست*مست از می و میخواران از نرگس مستش مست
            در نعل سمند او شکل مه نو پیدا*وز قد بلند او بالای صنوبر پست
            آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست*وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
            شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست*و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست
            گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید*ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست
            بازآی که بازآید عمر شده حافظ*هر چند که ناید باز تیری که بشد از شست

    • بیچاره تو که ازبنگی هزاربار بدبخترهستی.زمان حافظ کلمه ای به نام شیعه وجودخارجی نداشته.شیعه گری از زمان حکومت شاهان صفوی برروی کارآمده.یعنی حداقل سیصدسال بعدازفوت حافظ.هم سعدی وهم مولوی اهل تسنن بوده اند.ازاینهاگذشته حافظ معتقدبه آئین مهرپرستی وکیش مهربوده.ازهمه مهمتر حافظ تمام ابیاتش را به شکل داستان و اتفاقی بسیاربزرگ که درآینده درایران رخ خواهدداد به صورت شعرسروده.ازششصدسال بعدازوفاتش توسط مهرموعود که ناجی مردم ایران هست وتمام شعرای قبل وبعدازحافظ ازظهوردوباره آئین مهرپرستی درایران وظهور منجی آن که به واسطه معجزه پروردگار:این منجی وارث اجدادونیاکان هفت هزارسال قبل خود هست.
      خدیو زمین،پادشاه زمان
      مَه برج دولت،شه کامران
      مفهوم این بیت مهم حافظ این است:بزرگ زمین(متولدروزبیست وهشتم ازبروج دوازده گانه [زامیاد یاسروش زمین]نامیده میشده.
      پادشاه زمان هم یعنی: صاحب تولد روز مهم در ماه مهر وروز بیست وهشتم ماه(برج مهر)
      مَه برج دولت هم یعنی: هرهفته هفت روزاست وهر ماه چهار هفته که هفت ضرب در چهار هفته هربرج کنی؛باز معنی این رادارد که آن شخص هم مهراست وهم ماه
      شَه کامران هم یعنی :پادشاه پیروز[ شاه شاهان زمین ]

      • آقا فرید شما مطلب بالا را بخوان
        حافظ فقط ۸ بار اسم قرآن را در ابیاتش آورده
        چطور به اون مهرپرست میگید؟!!!

  3. زرتشتی نبوده ، به خاطر ازار های بی اندازه محتسب که یک اخوند حقه باز و ستمگر بود میترایی شده بود :
    ﻣﺤﺘﺴﺐ ﺷﯿﺦ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺴﻖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﺩ …
    در اشعار کاملا معتبر مستقیما به ایین مهر خود اشاره میکنه اما حالا ممکنه معدود اشعاری از دوران مسلمانی حافظ بوده باشه ، البته این اشعار خیلی کمند و حافظ یقبنا شخص مذهبی نبوده ، اشعاری چون عشقت رسد به فریاد … اعتبار کافی ندارند ، یا شعر اخر هم در مورد پیامبر اسلام نیست یا بعضی اشعار دیگه که گفتید مثل دام تزویر مکن چون دگران قران را … نگاه منفی به قران و اسلام دارد .
    در کل حافظ با هر دین مذهبی محبوبیت خاصی برای من داره ،

    • مدیر سایت

      اینکه میگید شعرهایی که نشانه ی مسلمانی حافظه، در زمانی گفته شده که هنوز مسلمان بوده، نیاز به اثبات داره. اگر اینطور بخواهیم حرف بزنیم بگیم: همه ی شاعران نامسلمون بودند و شعرهای مسلمانی اونها برای زمان مسلمان بودنشونه. حتی با این منطق می توان حتی علمای گذشته مثل شیخ طوسی را متهم به کفر کرد و همه ی کتابهایش را برای زمان مسلمانی اش بدانیم!

      • مرید “پیر مغانم” ز من مرنج ای شیخ
        چرا که تو وعده کردی و او به جا اورد !
        خیلی واضحه که مرید پیر مغان بودن و طعنه زدن به شیخ یعنی چه !
        من اگر “رند خراباتم” و گر زاهد شهر
        چه تفاوت که کنون کیش خرد شد دینم
        بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند
        که مکدر شود ایینه “مهر ایینم” …
        همه چیز کاملا واضحه

  4. به نام خدا

    …………..
    جهان چون خلد برین شد به دور سوسن گل/ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود

    چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار / سحر که مرغ در آید به نغمه داوود

    به باغ تازه کن آیین دین زردشتی/ کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود

    (حافظ)

    • مدیر سایت

      با این همه سروده ی حافظ در مورد قرآن چه می کنید؟

      • به نام خدا
        من که نگفتم حافظ زرتشتی بوده شما بیت هایی را قرار دادید که درآن واژه قرآن آمده من هم تحقیق کردم ببینم حافظ از زتشت سخن گفته یا نه که به این شعر برخوردم.

      • سلام، بعضا این سروده ها سوبرداشت شما هستند
        در بیت اول دولت قران غلط است ، دولت رندان درست که در جاهای دیگر هم امده :
        هرچه کردم همه از دولت رندان کردم .
        از جاه عشق و “دولت رندان”پاکباز
        پیوسته صدر مصطبه‌ها بود مسکنم
        بیت دوم مربوط میشه به دورانی که حافظ از دریافت جیره و مواجب محروم میشه و شبها مجبوره به کودکان درس قران بده همانطور که به وضوح به “درس قران”اشاره شده ، یعنی در این حالت فقر و تنگدستی تا زمانی که از راه درس قران به کودکان درامدی داری غصه بی پولی نخور.
        دیو بگریزد از ان قوم که قران خوانند …
        این مصرع در اصل از سعدی است که حافظ انرا تضمین کرده یعنی اگر زاهد از رندی من خوشش نمی اید همانند شیطان است که از قران میهراسد یعنی حافظ یه کار خلاف شرعی کرده که زاهد از رفتارش خوشش نمی امده و از طرفی تضمین شعر سعدی یک مثل بوده و شاید از اعتقاد حافظ ریشه نگرفته باشد .
        نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت …
        همانطور که در ابیات پیشین امده منظور بیت سلطان ابوالفوارس بوده نه پیامبر اسلام .
        ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
        به قرانی که اندر سینه داری
        ابیات پیشین حکایت از درگیری لفظی با یک شیخ پشمینه پوش دارد که قبلا با حافظ دوست بوده اما ان شیخ به خاطر تغییر عقیده در حافظ و رندی او با او بهم زده ، حافظ در این بیت میگوید خوشتر از شعر های خودم ندیدم به قرانی که تو ای شیخ در سینه داری . تقریبا مصرع های دوم که به “داری” منتهی میشود همه برای شیخ است.
        حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
        دام تزویر نکن چون دگران قران را
        یعنی مانند دیگران از قران و دین برای منافع شخصیت و فریب و سرکیسه کردن مردم استفاده نکن ، نگاه حافظ انتقادیه !
        البته نمیشه گفت حافظ مسلمان نبوده اما شکی نیست دل خوشی از اسلامگرایان نداشته تا جایی به طرف دین مهرپرستی و زرتشتی و پیر مغان و میکده های مغان گرویده ، اشعار مربوط به گرایش به زرتشتی واضحند .

        • مدیر سایت

          وقتی که حافظ از قرآن سخن میگه، با تجلیل از آن یاد میکنه نه صرف بیان خاطره و…
          بله حافظ از خیلی مسلمانان انتقاد میکنه اما این به معنای انتقاد از اسلام نیست. ظلم ظالمانی مثل امریکاییها و اروپاییها را به پای دین مسیحیت نمی گذاریم

          • قطعا همینطوره ، اگر برای قران احترام قایل نبود انرا حفظ انهم در چارده روایت !

            • حافظ مسلمان بود یکی از دلایلش این هست
              که در قبرستان مسلمین خاک شده است !!!
              محل فعلی آرامگاه حافظ در واقع یکی از
              قبرستان های قدیمی شیراز است که مربوط
              به مسلمین بود و تا زمان قاجار وجود داشت
              و در زمان پهلوی در طرح ایجاد آرامگاه حافظیه
              خیلی از سنگ قبرها را از بین بردند هنوز هم در
              آرامگاه حافظ چندین قبر شخصی وجود دارد

    • اگر با ادب فارسی عصر اسلامی آشنا باشید، هر جایی زرتشت به قرینه آزمایش آتش و نمرود بیاید، منظور ابراهیم خلیل الرحمن است. چون ایرانیان بسیاری در عصر اسلامی معتقد بودند که یکی از القاب ابراهیم (علیه الرحمه) زرتشت بود (و این زرتشت با زرتشت مجوسیان متفاوت است). در شعر فوق نیز قرینه نمرود به روشنی موجه و صریح است. من در این زمینه مطالعات فراوان به همراه ۴۵ سند از منابع معاجم تهیه کردم که در روز ۱۳ فروردین منتشر خواهم کرد.

  5. منظور از نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت، شاه شجاع است. تمام اون غزل در مورد شاه شجاع ست و اتفاقا از غزلهاییه که تمامش یک مضمون رو دنبال میکنه و پراکندگی نداره. در بیت چهارم میگه: خیال آب خضر بست و جام اسکندر/به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد. ابوالفوارس لقب شاه شجاع است و مصرع اول هم حافظ به خودش ارجاع داده. دو بیت بعدی باز میگه: لب از ترشح می پاک کن برای خدا/که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد. که اشاره به شاه شجاع و شرابخواری او داره. بیت بعدی: چو زر عزیز وجود است نظم من آری/قبول دولتیان کیمیای این مس شد. که دیگه از این واضحتر نمیتونه بگه که این شعر برای مقامات دولتی و بخصوص شاه شجاع گفته شده. بیت آخر هم تنها بیت در اشعار حافظه که در ذم میخانه گفته شده و توصیه به شاه شجاع هست. بیت اول هم اشاره به مکتب نرفتن شاه شجاع داره که در عین حال از دانش بالایی برخوردار بود. از این واضح تر دیگه در غزلیات حافظ پیدا نمیشه و عجیبه که برخی مفسرین فقط با توجه به بیت دوم میگن این شعر در مورد پیامبر اسلامه.

  6. مسلمانان چون نتوانستند فردوسی و حافظ و خیام و زکریا رازی و سهروردی و بقیه را
    از تاریخ ایران پاک کنند ، پس تلاش میکنند آنها را بنفع خود و دین عربی شان مصادره کنند .

    حافظ هم همانند بوعلی سینا و بسیاری از ایرانیان چون از کودکی، نبوغ استعدادهای آنها را
    به نمازخواندن و حفظ قرآن در مکتب خانه ها وادار میکردند، اسلام در مغز آنها نهادینه شده بود
    و آنها حدود ۱۱ سالگی کل قرآن را حفظ بودند بدون آنکه آنرا با عقل و منطق، تحقیق کرده باشند،
    ولی در میانسالی به غیرعقلانی بودن اسلام پی برده بودند و اشعار و نوشته هایشان
    رنگ و بوی زرتشت و پیرمغان بخود میگیرد :

    به باغ تازه کن آیـیـن دیـن زرتـشـتـی >> کنون که لاله بر افروخت آتش نمرود
    ****************
    بـیـار سـاقـی آن آتـش تـابـنـاک >> که زرتشت می‌جویدش زیر خاک
    ***************
    بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند >> پیر ما هرچه کند عین عنایت باشد
    ************
    منم که گوشه می‌خانه خانقاه من است >> نیایش پیر مغان ورد بامداد من است
    ***********
    نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان >> هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
    **********
    سینه‌ گو شعله آتشکده پارس بکش >> دیـده‌ گو آب رخ دجلهٔ بغداد ببر
    *********
    از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند >> که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
    **********
    گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت >> در هیچ سری نیست که سرّی ز خدا نیست

    تا جایی که علمای اسلام حافظ شیراز را زندیق خواندند و او را به یزد تبعید کردند
    و حتی به آرامگاهش هم رحم نکردند
    و آخوندهای عرب زاده به سرکردگی سیدعلی‌اکبراسیری سه بار آرامگاهش را خراب کردند.
    .او گفته بود : اگر شاه هزار مرتبه هم آرامگاه برای حافظ بسازد، من آنرا خراب میکنم.

    و همینطور سایر اندیشمندان ایرانی در طول حیاتشان به شکلی تکفیر و شکنجه و کشته شدند :
    سهروردی . ابن راوندی . . ابوالعباس سرخسی . صالح بن عبدالقدوس . ابن ابی العوجاء .
    بشار بن برد . حسین بن منصور حلاج . ابن عطاء آدمی . عین القضات همدانی . محمد بن سعید بن حسان

    البته کینه مسلمانان نسبت به شاعران از زمان صدر اسلام نشات میگیرد و پیامبرشان هم در مدینه
    دستور به قتل چند شاعر یهودی میدهد :
    عصماء دختر مروان شاعری آزاده بدلیل انتقاد از قتل عام یهودیان
    و همچنین ترور “ابو عفک” ( دیگر شاعر ۱۲۰ ساله یهودی ) اشعاری سروده بود.
    بهمین دلیل بدستور حضرت محمد ” عمیر بن عدی” مامور کشتن عصماء شد.
    عمیر شبانه به خانه عصماء می رود و او را میکشد و صبح زود خبر کشته شدن
    عصماء را به حضرت محمد می دهد.
    حضرت محمد می گوید: ای عمیر ، الله و رسولش را یاری کردی.
    (سیره ابن هشام .جلد ۳. صفحه ۶۰۳ )

    • خانم پردس قبلا این نظر تکراری را جای دیگه نوشته بودید که
      بنده هم جواب دادم یادتون رفته به این سرعت ؟!!!
      در نظر قبلی نتوانستی سندی از تخریب قبر حافظ ارائه کنی
      به ویکی پدیا استناد کردی که اصلا معتبر نیست !!!
      یا یک سری اسم آوردی که تکفیر یا شکنجه شدند
      قبلا این را هم نوشته بودی جواب هم گرفته بودی !
      دلایل تکفیر یا شکنجه این افراد با هم متفاوت بوده است
      مثلا در باب ابوالعباس سرخسی آمده است که :
      در ابتدا معلم معتضد عباسی (خلافت ۲۷۹-۲۸۹ هـ) بوده
      به حدی که محرم اسرار و از دوستان خصوصی او شد، لذا وقتی معتضد به قدرت رسید
      او را متولی امور حسبه و مواریث در بغداد کرد، ولی چون اسرار او را فاش کرد،
      به دستور او تازیانه خورد و به زندان افتاد
      بعضی هم دلیل آن را، شیعه‌بودن او و نقل حدیثی بر ضد معاویه دانسته‌اند
      منابع :
      ۲. عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۱، ص۱۸۹.
      ۳. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۷، ص۵.
      ۴. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج۳، ص۱۵۳.
      این چه ربطی به ایرانیت و ضد اسلام بودن داشت که ازش مثال زدید ؟؟؟

      • تا زمانی که به دزدی ادبی و تکرار دروغها و تحریف تاریخ ادامه میدهید،
        ایرانیان هم موظف به افشاء آن هستند تا به دام دروغهای مسلمانان نیوفتند.
        بجای آنکه کپی های کلیشه ایی و بی ارزش بفرستی، کمی تحقیق میکردی .
        آخوندی که سه بار آرامگاه حافظ را خراب کرد :

        https://fa.wikipedia.org/wiki/سید_علی‌اکبر_فال_اسیری

        https://khour.ir/?p=2254
        تو که از سایت ویکی فقه کپی پیست میکنی، لا اقل کامل کپی پیست کن. میترسی اسلام بخطر بیوفته و مردم بفهمند که آموزه های اسلام چه بلایی سر فیلسوفان وادیبان میاورده :
        ابوالعباس سرخسی عالمی حکیم، ادیب، نحوی، شاعر، فیلسوف، مورخ، سیاستمدار، بوده که بجرم افشای اسرار بدستور ابوالعباس احمد بن موفق معتضد عباسی شانزدهمین خلیفه مسلمان عباسی، بعد از شلاق خوردن و زندان افتادن، اموالش مصادره شده و به قتل رسید :
        http://wikifeqh.ir/ابوالعباس احمد بن طیب سرخسی

        علمای اسلام تا همین هشتاد سال پیش استفاده از دوش حمام را حرام اعلام کردن و جنبش خزینه راه انداختند و فتوا دادند که خزینه های پر از میکروب و کرم و باکتری، آب کر و شرعی ست، و در چنین آبی می‌توان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوان یا انسانی ادرار کرده باشد :
        https://fa.wikipedia.org/wiki/جنبش_خزینه

        اونوقت خنده داره که ادعا کنید از بحث علمی حرف بزنید و تمام دانشمندان را بنفع اسلام مصادره کنید و ایرانیان عصر ساسانی منتظر اجداد عرب شپشو بیابانگردتان بودند که بیایند و با کنیز گرفتن زنان و دختران ایران، علم را به ایران و اروپا منتقل کنند …….

        • تکرار دروغ ها ؟ خانم پردیس خوبه که اینجا همه می دانند
          شما دروغ و بی اساس حرف میزنید !
          اما در مورد ماجرای مرحوم فال اسیری و مقبره حافظ
          باز لینکی از ویکی پدیا گذاشتید !
          ویکی پدیا به خودی خود معتبر نیست !!!
          در این دو لینکی که گذاشتید منبع داستان مرحوم فال اسیری
          و قبر حافظ نقل نشده پس قابل استناد نیست !!!
          منبع یعنی کتاب نه وب سایت و فضای مجازی !!!
          در مورد ابوالعباس سرخسی علت شکنجه و مرگ او را
          قبلا عناد با اسلام و اسلام ستیزی معرفی کردید
          من هم گفتم چنین نبوده و منبع هم آورده ام !!!
          شما بهتر است مرگ بزرگمهر وزیر ساسانی
          و کشتار مزدکیان در عهد ساسانی را توجیه کنید !
          مسلمین همه میدانند روایات بسیاری در مورد
          اهمیت حفظ بهداشت فردی وجود دارد به گونه ای
          که چند نمونه غسل در اسلام موجود است
          پیامبر اسلام(ص) فرمودند پاکیزگی نشانه ایمان است !!!
          تمام دانشمندان مطرح ایرانی متعلق به بعد از اسلام است
          و حاصل سیستم آموزشی جهان اسلام هستند
          شما قبل از اسلام حتی یک دانشمند که دارای شهرت جهانی
          و منطقه ای باشد نداشتید !
          بهتر است برای مصادره دانشمندان مسلمان الکی دندان تیز نکنید
          و به آنها برچسب ضد اسلام نزنید !!!
          بحای ایجاد هیاهوی الکی و به قول جناب آفر بجای
          استفاده از نام های متعدد و کپی مطالب جعلی و تکرار
          آنها روش خود را اصلاح کنید !
          شما تبلور شعار گفتار نیک ، کردار نیک و پندار نیک
          هستید !!!
          دفعه بعد با چه اسمی میخواهی پیام بگذاری ؟؟؟

    • و دیگه این که خانم پردیس
      در مورد شعرای یهودی هم در این سایت و جاهای دیگه توضیح داده شده
      چرا وقت بقیه را با کپی پیست های تکراری میگیری ؟
      از همونجا که کپی پیست کردی جوابش را هم مطالعه میکردی !
      در مورد قتل ابو عکف لینک زیر برای مطالعه برادران و خواهران مسلمان وجود داره
      https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=43&lid=0&catid=46073&mid=409280
      در مورد ماجرای کشتن عصما هم لینک زیر برای مطالعه مسلمین وجود داره
      https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=43&lid=0&catid=46073&mid=409281
      خانم پردیس ایجاد شبه های دروغین و تکرار آنها
      در تضاد با شعار گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک نیست ؟؟؟

    • سلام پردیس خانم قبلا یک لینکی از خواص باقلا گذاشته بودین خیلی مفید بود
      اگه زحمتی نیست یک لینک هم از خواص سیر اینجا بگذارین

  7. با سلام؛ و اما بعد:
    آقای گورکانی این جماعت برای این کار از جایی تغذیه میشوند، سه سال است که در این وبسایت و ادیان نت کامنتهای سال ۹۲ به بعد را مرور میکنم و اگر دقت کنید افرادی را می بینید که محتوای کامنت همه شان تقریباً با یک هدف است و البته این افراد گویا همگی یک نفرند:

    فرشاد [ادیان نت و راه راستی] – پگی [راه راستی] – مدیوماه [راه راستی] – shirin [ادیان نت] – آناهیتا [راه راستی] – جواد [راه راستی] – علیرضا [راه راستی] – pardis [راه راستی] – کیقباد سیستانی [راه راستی] – پیمان [راه راستی] – کیان دخت [راه راستی] – دوست [راه راستی و ادیان نت]

    تمامی افراد فوق همگی یک رویه را دنبال میکنند و شده است بعنوان مثال شبهه مضحک و مسخره ای را مدیوماه مطرح کند بعد می بینیم آناهیتا قبلا آنرا مطرح کرده بود و بعد از چند ماه می بینیم علیرضا یا پردیس آنرا تکرار میکنند!!. جدای از اینکه فحوای تمامی کامنت هایشان اگر دقت کنید یک چیز است و حول یک محور میچرخد، چند ویژگی خاص دیگر هم دارند :

    ۱: هدفشان تنها بیان سخنان عوام فریبانه [پوپولیستی] و کامنت گذاشتن زیر پست سایت است تا تعداد کامنتها زیاد شد آن پست را رها کرده و به سراغ پستی دیگر میروند.
    ۲: دیدگاهشان نه دیدگاه زرتشتیان است و نه دیدگاه مستشرقین یا مورخین، نوعی دیدگاه نو زرتشتی و باستانگرایی افراطی است که به هیچ مسلک و آیین و حتی منطقی باور ندارند، بعنوان مثال مدیوماه در جایی از دکتر پورداود تعریف میکرد و در جایی سخن وی را قبول نداشته و او را کلا رد میکرد و اصلا منکر وی میشد و در جایی هم او را انگل پان ترک خطاب کرد. یا مثلا در جایی میگوید من ادعایی ندارم اما در جایی دیگر ترجمه گاتها از خودش ارایه میداد!!
    ۳: بشدت با نظام جمهوری اسلامی مخالف ولی در عوض شیفته پهلوی هستند از قبل از پهلوی تا برسد به هخامنشیان شیفته حکومت دیگری نیستند!!.
    ۴: مهم نیست شما چه میگویید، سخن خود را باز تکرار میکنند. اگر از صد منبع هم پاسخ بگذارید باز سخن مضحک خود را تکرار میکنند [بنگرید به بحث درباره شعار زرتشتیان بین من و پگی و بحث دخمه گذاری بین من و مدیوماه، این اعجوبه خلقت حتی سخن پروفسور کریستین سن و ترجمه وندیداد دارمستتر را هم قبول نمیکرد!!]
    ۵: شبهه هایشان نه جدید بلکه همگی در سایتها و کانالهای فضای مجازی مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی پیشتر پخش شده است و حتی تمامشان در سایتهای دیگر در فضای مجازی پاسخ داده شده اند؛ بنده برای اینکه اینها را امتحان کنم ببینم خودشان بر اثر پژوهش و تحقیق به شبهه رسیده اند یا از فلان کانال یا سایت که چند سال پیش شبهه را قرار داده بود کپی پست کردند، از این جماعت کذاب، متن اصلی و نام راویان را خواستم که متأسفانه در طول این سه سال شاهد طفره رفتن و آشکار شدن کذب این جماعت هستیم. مثلا مدیوماه از یک کتاب متن عربی را نقل میکرد بعد که میگفتیم این ایراد را دارد و راوی اش فلان است دهنش را بسته و باز در جای دیگری از یک کتاب دیگر با همان ایرادات مشابه همان را نقل میکرد!! ســـنگ پــــای قزوینی بود برای خودش.

    معمولاً چند نفری در میان این جماعت آمده و پس از مطرح کردن شبهه در سایت میگویند:
    «من هم مثل شما مسلمان شیعه بودم چون از بچگی باید قرآن میخواندم و آنرا حفظ میکردم»

    «بالاخره من هم زمانی متاسفانه بدلیل تحمیل اسلام در مدارس، مسلمان بودم»

    و سعی میکنند با گفتن سخنان فوق خواننده را از اسلام منحرف کنند و نشان دهند او هم هماننده خواننده مسلمان، پیشتر مسلمان بوده است در حالیکه خوانندگان بدانند که ناف این جماعت را با دروغ بریدند.

    نمونه این سخنان را از سال ۹۲ تا به امروز در این سایت میتوان دید. بنده پیشتر به آقای فاطمی هم گفتم که کامنت های تکراری این جماعت را پخش نکند اینها فقط بدنبال شبهه انداختن در ذهن برخی خوانندگان هستند که بنظرشان اطلاعات کاملی از اسلام ندارند و زمینه انحراف در ایشان است همچنین با زیاد کردن کامنت ها ذیل پست های هدفمند سعی میکنند خواننده را از قبول اینکه این پست صحیح و موثق است منحرف کرده و به این سمت سوق دهند که ببینید این ایرادات و شبهات است و سخن سایت و نقد آیین زرتشت اشتباه است و … . برای همین یک شبهه را با چندین مضمون در ذیل چند پست در طول مدت زمانی مدام تکرار میکنند.

  8. متاسفانه مدیرسایت که عرب زاده ایی از جنس خودتان هست و به جوسازی و ایجاد اختلاف و
    کوه کردن کاه زرتشتیان و کاه کردن کوه خطاهای مسلمانان صدر اسلام اشتغال دارد،
    تومارهای اتهامات کذب شما خرافه گرایان را منتشر میکند ولی بارها چهار خط مطالب
    من را سانسور کرده و میکند چون تاریخ قابل قبول او، تاریخ مرتضی مطهری و آخوندزاده هایی
    مثل علی شریعتی و مصطفی مالکیان هاست.

    این خیلی خوبه که مدیرسایت و شماها خودتان را مدافع نظام مافیایی جمهوری اسلامی به رهبری
    امامان خمینی و خامنه ایی معرفی میکنید و آنرا آیینه اسلام ناب محمدی میدانید
    و این اعتراف شما برای خوانندگان بسیار مفید هست که بدانند با چه قشر و افکار ناسالمی سروکار دارند
    و متوجه باشند که دین اسلام و اعمال پیامبر و امامان آن، جدا از اعمال و تقیه های جمهوری اسلامی نیست
    که اتفاقا من هم به همین معتقدم، برخلاف آنچه که بسیاری از مردم عامی تلقی میکنند
    و سیاستهای جمهوری اسلامی را متضاد با سیاستهای پیامبر اسلام تصور میکنند……

    • مدیر سایت

      آنچه از شما حذف شد بخاطر توهین آمیز بودن بود و حرف علمی توش نبود

    • خانم پردیس رفتار شما هم تبلور رفتار و اندیشه
      باستانگراها و پان ایرانیست ها می باشد
      به قول جناب آفر استفاده از نام های متعدد کاربری برای
      پیام گذاشتن و مطالب دروغین را به اسم افراد مختلف تکرار کردن
      گواه عدم صداقت است !!!
      اتفاقا خوانندگان سایت بهتر متوجه خواهند شد دشمنان اسلام
      از چه روش های ناجوانمردانه ای برای ضربه زدن به اسلام استفاده می کنند!!!

  9. ظاهرا معنای علم را نمیدانید ،
    شما در سایت تان با کمال وقاحت، زرتشتیان را حرام زاده معرفی کرده اید ،
    آنوقت دم از علم و ادب و راه راستی میزنید ؟
    این هم نشانه ضعف شماست که اسناد تاریخ تبری و ابن هشام را توهین تلقی میکنید :
    هر چند افشای حقایق پنهان اسلام برای شما تلخ هست :
    چون توهم و حیله اکبرگورکانی را برملا کردم که کشتن پیرمرد ۱۲۰ ساله و دختر شاعر یهودی
    تحت هیچ شرایطی بدستور پیامبر اسلام توجیه انسانی ندارد ، سانسور کردید :
    شاید هم چون این اعمال را ترور خطاب کردم؟ من که کلمه مناسبتری برای آن پیدا نمیکنم :
    آیا میشود اینها را برکات و شوکت اسلام نام نهاد ؟

    در رمضان سال ششم هجری، محمد گروهی را به فرماندهی زید بن حارثه به ناحیه‌ وادی القری فرستاد.
    او ام قرفه یعنی فاطمه دختر ربیعه بن بدر، را بکشت و قتل وى صورتى بسیار سخت داشت
    که دو پایش را به دو شتر بستند و براندند تا به دو نیمه شد، و او پیرى فرتوت بود.
    تاریخ طبری​ ج ۳، ص ۱۱۳۱
    سیرت رسول الله ، ابن هشام ،جلد۲، برگ ۳۹۳

    • مدیر سایت

      کجا گفتم زرتشتی ها حرامزاده هستن؟
      لینک اونجایی که گفتم بذارید

    • خانم پردیس چه توهم و حیله ای ؟
      وقتی آقای آفر می گویند شما با اسم های مختلف نظرات تکراری
      و جعلی را می نویسید اینجا معلوم است که کی حیله گر می باشد !
      امروز به اسم پردیس پیغام گذاشتی اما فردا خدا داند با چه اسمی
      نظر تکراری و جعلی می نویسی !
      بهتر است دفعه بعد با نام “دخترشاهنامه ” پیغام بگذاری !!!
      این هم لینکهایی که قبلا گذاشتم و ثابت میکرد دروغگویی شما را
      و نسبت دروغ قتل شاعران یهودی به پیامبر اسلام(ص) :
      در مورد قتل ابو عکف لینک زیر برای مسلمین
      https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=43&lid=0&catid=46073&mid=409280
      در مورد ماجرای کشتن عصما هم لینک زیر برای مطالعه مسلمین
      https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=43&lid=0&catid=46073&mid=409281
      و اما در مورد ام قرفه یعنی فاطمه دختر ربیعه بن بدر
      این هم باز یک شبه تکراری که مدتی قبل در سایت مطرح و جواب داده شده
      اولا این مدل کشتن در اسلام وجود ندارد و مورد تایید اسلام نیست
      ثانیا ابن هشام معاصر با دوران پیامبر اسلام(ص) نبوده است
      پس از جنبه تاریخی هم نقل او مورد تایید نیست
      ثالثا ما فقط منابع مورد تایید مذهب شیعه را قبول میکنیم
      این لینک هم در مورد شبه تکراری شما یعنی قتل ام قرفه
      برای مطالعه مسلمین
      http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa92302

  10. بر کسی پوشیده نیست وقتی مسلمانان در ماله کشی به تبهکاریهای صدر اسلام عاجز میشوند،
    به تخریب شخصیتی که مکری کثیف و پوسیده هست متوسل میشوند.
    اتفاقا کسانی که مرتبا از سایتهای کذب ادیان نت و مکارم و ویکی شیعه لینک میگذارند،
    یک مسلمان تقیه کارست که به نامهای انگیسی و جعلی offer یا اکبرگورکنی یا مرصاد یا سهیل ابراز وجود میکند.

    البته انتظار بیشتری هم از مسلمان نمیرود، چون پندارنیک در دین اسلام وجود ندارد و
    بجای آن تقیه کردن یعنی دورویی به آنها توصیه شده :
    سوره آل عمران آیه ۲۸
    مؤمنان نباید کافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگیرند و هر که چنین کند
    در دوستى الله برای او بهره ایی نیست مگر اینکه از آنان به نوعى تقیه کند……

    ظاهرا هیچ درکی از اسناد متصل السند نداری .
    اسناد ترور افراد پیر و سالخورده و شاعران در صدر اسلام در تاریخ تبری و ابن هشام،
    جزء اسناد ” متصل السند ” هستند و با مغلطه ها و سفسطه های سایتهای شیعیان قابل انکار نیست .

    این سایتهای دروغگو چنان به قصه پردازی از جزییات حوادث صدر اسلام میپردازند،
    انگار لحظه به لحظه در آنزمان حضور داشته اند و همه حرکات و حرفها را ضبط کرده اند.
    در صورتیکه هیچکدام از این رفتارهآی ناهنجار در کارنامه حضرت زرتشت و یا سایر پیامبران وجود ندارد.

    بهرحال هیچ حاکم بامرامی خون شاعران را بخاطر سرودن اشعار انتقادی نمیریزد،
    آنهم یک شاعر سالخورده ۱۲۰ ساله و عصماء بنت مروان یک شاعر مادر با ۵ فرزند .
    اینم یک مورد دیگه، ماشا الله برکات اسلام یکی دوتا نیست :

    دو کنیز آوازه خوان عبد الله بن خطل، در مذمت محمد شعر می سرودند.
    یکى از آنها نامش فرتنى و دیگری قریبه بود،
    پیغمبر اسلام دستور داد آن دو را هر کجا یافتند بکشند.
    یکی از آن دو همراه با عبدالله بن خطل به قتل رسیدند و آن یکی نیز از ترس گریخت
    و مجبور به توبه شد تا برایش امان گرفتند.
    سیرت رسول الله ، ابن هشام ،جلد۲، برگ ۸۸۲

    • خانم پردیس یا آقای نمیدانم چی صدات کنم
      من اکبر گورکانی هستم و آقای آفر نیستم
      هرچند باعث افتخار بود اگر هم بودم
      تو خودت با چند اسم میای خیال میکنی بقیه هم مثل خودت هستن
      خنده ام گرفت
      شاعر میگه : کافر همه را به کیش خود پندارد
      از شانس بدت آقای آفر آدم شناخته شده ای هست
      تو غیر مسلمان حالا تشخیص سند صحیح از غیر صحیح میخوای بدی ؟

    • خانم یا آقای پردیس اینم از شبه کشتن عبدالله بن خطل با مطلبی که گذاشتی نحوه کشتنش
      فرق داره و خبری از کنیزآوازه خوان هم نیست پس کل شبه آوازه خوانها هم زیر سوال رفت
      عبدالله بن خطل: او مردى از قبیله تیم بن غالب بود که پیش از آن مسلمان شده بود و رسول خدا صلى الله علیه و آله او را به همراه مردى از انصار براى جمع آورى صدقات و زکات به جایی فرستاد. و در یکى از منازل به غلامش که مسلمان بود دستور داد بزغاله‌ای را بکشد و براى او غذائى طبخ کند، سپس خوابید، و چون از خواب برخاست دید غلام دستور او را انجام نداده و غذا طبخ نکرده است، از این رو خشمگین شده و آن غلام را بقتل رسانید، سپس مرتد شده بحال شرک و بت پرستى باز گشت.(ارتداد و قتل یک مسلمان).
      ( پیشین، ج ۲،ص:۲۷۲)

  11. خانم یا آقای اکبر گورکانی, پس خبر از جهالت و دروغهات نداری که بدجوری زیر سؤاله .
    واقعا که شما جماعت عرب ستا، اگه ماشین گوگل نبود ،
    از کجا میخواستید کپی پیستهای مضحک رو انجام بدید ؟

    اتفاقا از همون سایت اسلامی که کپی پیست کردی ، بلافاصله بعدش از دو کنیز عبد الله بن خطل حرف زده که
    بدستور حضرت محمد باید بقتل میرسیدند، ولی تو مخفی ش کردی :

    https://www.porseman.com/article/دستور-ترور-پیامبر-برای-برخی-دشمنان/۲۶۴۷۰

    دو کنیز آوازه خوان عبد الله بن خطل:
    کار این دو کنیز سرودن شعر در مذمت پیامبر خدا بود. و یکى از آنها نامش «فرتنى» بود،
    پیغمبر اسلام دستور داد آن دو را هر کجا یافتند بقتل برسانند. ( پیشین، ج ۲،ص:۲۷۲)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code