+
خانه / شخصیت ها / اسلام شناسان / زرینکوب / پیامبر اسلام(ص) از زبان زرینکوب
پیامبر اسلام(ص) از زبان زرینکوب

پیامبر اسلام(ص) از زبان زرینکوب

به قلم دکتر عبدالحسین زرین کوب

ـ «(حضرت محمدص) در غایت سادگی می زیست. روی زمین می نشست و روی زمین غذا می خورد. در بازارها راه می رفت. عبا بر تن می کرد و با بینوایان می نشست. می گفت: بنده ام؛ مثل بنده می خورم و مثل بنده می نوشم. در معاشرت مهربان و مؤدب و در غذا ساده و قانع بود. مکرر گرسنگی می کشید و غذا را نیز تا حد سیری نمی خورد…
با این همه پرهیز رهبانان را هم دوست نداشت. وقتی چند تن از یاران پیش او سخن از زهد و پرهیز خویش می گفتند، یکی گفت: من زن نگرفته ام، دیگری گفت: من گوشت نمی خورم، سومی افزود که: من بر زمین خشک می خوابم و چهارمی گفت: من پیوسته روزه دارم، پیغمبر گفت: شکر خدا من روزه می دارم و هم می خورم، و شب زنده داری می کنم و هم می خوابم، و زن هم دارم و هر کس نمی خواهد از سنت من پیروی کند نیز از من نیست.» (بامداد اسلام، ص ۵۴)

ـ «کسانی که در سیرت او خواسته اند محققانه سخن برانند شیوه ی زندگی او را که در مدینه داشت با سیرتی که در مکه نشان می داد تفاوت نهاده اند. البته در مدینه که وی عنوان رهبر و پیشوای امت داشته است شیوه ی زندگی اش با روش زندگی مردی که در مکه عرصه ی جور و استخفاف مخالفان بوده است، تفاوت داشته است؛ لیکن این نکته را نمی توان نشانه ی دوگونگی احوال روحانی او دانست.
با تفاوتی که در زندگی مکه و زندگی مدینه ی او هست در هر دو جا سیرت وی بر پایه ی پاکی و درستی بوده است. در هر دو جا رفق و مدارا و جوان مردی و شفقت دستور کارش به شمار می آمده است. باری سیره ی او سرمشق واقعی نیکی و پاکی بود.» (بامداد اسلام، ص ۵۵)

ـ «محققان اروپا رفتار او را با یهود بنی قریظه که تقریباً همه را کشت برخلاف مروّت شمرده اند اما گویی فراموش کرده اند که حتی در روزگار ما پیشوایان آزادی اروپا و امریکا گاه اهل یک قبیله یا یک شهر را به کلی نابود می کنند تا صلح و آزادی را برای دیگران تأمین کنند.» (بامداد اسلام، ص ۵۵)

ـ «در وجود محمد شور و ایمانی خلل ناپذیر بود که او را بر تحمل هر سختی و هر خطر دل می داد. با این همه تا کار به صلح برمی آمد از خون ریزی اجتناب داشت.» (بامداد اسلام، ص ۵۵)

ـ «این ترس از خدا در نزد او ـ برخلاف پندار برخی از اهل تحقیق ـ تنها حربه یی برای تهدید مخالفانش نبود بلکه مخصوصاً منشأ و اساس زهد و پرهیز بود.» (بامداد اسلام، ص ۴۲)

ـ «(پیامبر در روزهای پایانی حیات) حتی در بیماری نیز از حال بینوایان غافل نبود. ثروت خود و مکنت خدیجه را پیش از این در همین راه باخته بود و آنچه نیز از سهم غنیمت و خمس به دست آورد به صدقه داده بود. با این همه پیش از بیماری وجه مختصری به عایشه داده بود تا نگاه بدارد. در بیماری از وی خواست تا آن را به محتاجان دهد. پس از آن چند لحظه بی هوش شد و در این بیماری مکرر این حالت برایش پیش می آمد. چون به هوش باز آمد از عایشه پرسید که آیا آن وجه را به محتاجان رسانیده است؟ زن گفت: هنوز نه. پیغمبر او را واداشت تا آن مال را حاضر آورد و آن را به کسانی که مستحق بودند فرستاد. پس از آن گفت: اکنون آسوده شدم از آن که شایسته نبود که پیش پروردگار خویش بروم و این اندازه مال داشته باشم.» (بامداد اسلام، ص ۵۱)

۵۲ نظر

  1. «به نام خدای یکتا؛ خدای محمد، علی و زرتشت (درود خدا بر آن‌ها باد)»

    "به دنیا بس همین یک افتخارم؛ که یک ایرانی والاتبارم

    به خون دل نیم زین زیست، شادم؛ که زرتشتی بود خون و نژادم"

    ای کاش یادمان باشد اسلام، مزدیسنا، مسیحیت و یهودیت همه و همه یک هدف داشتند: یکتاپرستی و گفتار و کردار و پندار نیک. به مدیر محترم سایت عرض می‌کنم شما که شیعه علی بن ابی‌طالب (ع) هستید، چرا مهربانی علی و وحدتی که او همیشه از آن می‌گفت را ترویج نمی‌دهید؟ چرا دل دیگر هم‌وطنانتان را می‌شکنید؟ آن هم به جرم زرتشتی‌ بودنشان؟ زرتشتی که زادگاهش همین کشوری است که خود را منصوب آن می‌دانی؟! مگر نه اینکه حضرت زرتشت (ع) جز نیک‌خواهی همانند پیامبرمان حضرت محمد (ص) و ائمه معصوم (ع) چیزی دیگری هدف داشت؟ به خدای بزرگ که خداوند یکی است و لقبش در اسلام "ارحم الراحمین" (مهربان‌ترین مهربانان) است. او محبت را دوست دارد. از تفرقه متنفر است. او بنده‌هایش را دوست دارد. ما که هستیم که دل بنده‌هایش را بشکنیم؟!

    • شما باید از بحث علمی خوشحال بشید: http://www.raherasti.ir/1948/

    • دوست عزیز ما با زرتشتیان ذاتا و علنا و عملا هیچ خصومت و دشمنی نداریم …
      الله اکبر … یک نگاه به شبکه های ماهواره ای بیندازید
      چلپاسه های ترسویی مثل بهمن مشیری و سیاوش اوستا یک سر اعتقادات ما را به سخره میگیرند و توهین میکنند با این حال آخوند شیعه توهین کردن به زرتشت و زرتشتی را حرام میداند

      بهتر نیست جای تذکر دادن به ما به سردمداران و پرچمداران قدرت طلبتان که از حرص از دست دادن قدرت با اره و تبر به ریشه ی وحدت شیعه و زرتشتی میکوبند تذکر دهید یا اینکه حساب آنان را از خود جدا کنید؟!

  2. توصیفات جناب زرینکوب تا حدود نسبتا زیادی منصفانه و واقع بینانه هست ولی خالی از اشکال نیست مخصوصا در مورد تبرئه محمد از کشتار بنی قریظه…محمد رو باید در بستر زمانی و شرایط محیطی و اجتماعی خودش مطالعه نمود و رهاورد و میراثش رو با استنتاجات و استدلالات عقلی و منطقی و اخلاقی و انسانی سنجید و پالایش کرد نه مثل اکثر مسلمانان که با یک دید دگم و معصومانه و لایتغیر محمد رو ابرمرد همه اعصار و کاینات کردن….البته شیعه که مثنوی واویلاست چون سیزده تا دیگه داده بیرون و دو تا هم تو این عصر!!!!…

    • به نظر می رسه نکته ی درستی در ذهن شماست اما در اثر خلط مبحث ، نتیجه ی نادرستی داده. سخن شما اینطور قابل اصلاحه که برخی اعمال پیامبر اسلام(ص) در بستر زمانی و شرایط محیطی و اجتماعی خاصی انجام شده که در همه ی شرایط قابل اجرا نیست و نباید انجام شود. راه حل این قضیه اینطوره که ولایت فقیه پیش بینی شده تا آن دست از دستورهای اسلامی که در شرایطی دیگر نباید اجرا شود، ولی فقیه ـ بعنوان متخصص در امور اسلامی و حاکم ـ از اجرای آنها جلوگیری می کنه مثل برده داری در این زمان و سنگسار.

  3. ممنون از پاسخ محترمانه ای که دادین…من به احترام متقابل و هم اندشی در تمام جوانب و مباحث معتقد هستم و باور دارم با تفاهم و واقع نگری بسیاری از اختلاف نظرها قابل حله با اینکه تعدادی هم ریشه در باورها و آموزه ها داره که اونم جای بحث داره….اگر توهینی به اعتقادتون کردم پوزش میخوام ولی در دیدگاه و باور من هیچ مصون و معصوم مطلق از خطاوجود نداره و همه افراد میتونند نسبت به شرایط و اوضاع زمانی و محیطی و اجتماعی خود خطا و اشتباهی رو مرتکب شوند هر چند چنین خطایی هم رخ نداده باشه باز هم چنین پتانسیلی در همه افراد هست…خوشحال میشم پاسختون رو ببینم.

    • توهینی یادم نمیاد. در مورد علما این حرف درسته اما در مورد چهارده معصوم(ع) قابل قبول نیست؛ زیرا آنان مصدر و منبع صدور حکم خدا هستند و معقول نیست خداوند دینش را از طریق افراد غیر قابل اعتماد، به اطلاع مردم برسانه و اگر احتمال خطا در آنها بدهیم به هیچ حرف آنها نمی تونیم اعتماد کنیم.

  4. این حرف که میگین اگر احتمال خطا در آنها بدهیم به هیچ حرف آنها نمی توانیم اعتماد کنیم به نظر من چندان معقول و مقبول نیست….چرا شما این احتمال نمی دهید که چهارده معصوم نخبگان و علمای زمان خود بودند و امکان اشتباه داشتند؟؟/…دو منبع جالب و سودمند در خصوص زندگی محمد و شکل گیری تشیع معرفی میکنم که بسیار حاوی نکات سودمندی هستن البته ممکنه دارای ایرادات و اشتباهاتی باشند که به نظر عادی و طبیعی هست…..کتاب بیست و سه سال اثر علی دشتی و مکتب در فرآیند تکامل اثر حسین مدرسی طباطبایی

  5. حضرت محمد(ص):
    اَلا اِنَّ خَیرَ الرِّجالِ مَن کانَ بَطىءَ الغَضَبِ سَریعَ الرِّضا؛
    بدانید که بهترین انسان ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند.

  6. قسمتی از سخنان حجت الاسلام والمسلمین حسینی قمی در برنامه سمت خدا:
    به قدری پیامبر روی فضایل اخلاقی تأکید داشت که محدودش هم نمی‌کرد. این مکارم اخلاقی را حتماً باید مسلمان و مؤمن و متدین باشد انجام بدهد. نه! می‌فرمود: تو فضایل اخلاقی را انجام بده. من فضایل اخلاقی را می‌پذیرم و می‌خرم از هرکسی که باشد. یعنی کافری باش. مشرک و یهودی و مسیحی هستی. ضد خدا هستی، باشد. تو فضایل اخلاقی را انجام بده، من از تو قبول می‌کنم. من در قیامت به تو پاداش می‌دهم.
    ادامه…

  7. بعد ایشان حدیث می‌خواند. از کافی شریف مرحوم کلینی از امام باقر (ع) نقل کرده است. فرمودند: یک مؤمنی در یک جایی زندگی می‌کرد، حاکمش حاکم اسلامی بود. کشور اسلامی بود ولی جبار بود. یک پادشاه ظالمی بود. مسلمان بود ولی ستمگر بود. این مؤمن دید زندگی در اینجا فایده ندارد. ذلیلش کردند و اذیت و تحقیرش کردند. گفت: من از اینجا فرار می‌کنم. گفت: در یک کشور غیر اسلامی بروم بهتر از اینجاست که اینقدر مرا اذیت کنند. خانه یک مشرکی رفت. اتفاقاً مشرک از او پذیرایی کرد و مهمانی کرد. وقتی مرگ این آقای مشرک که به این مؤمن خدمت کرد، فرا رسید، خداوند خطاب کرد: به عزت و جلال خودم قسم، قانون ما این است که در بهشت انسان مشرک نمی‌رود، اگر این قانون نبود من تو را به بهشت می‌بردم. ولی در همان جایی که هستی ما به آتش خطاب کردیم که به هیچ وجه حق اذیت این را نداری! آتش برای او سرد شود و خدا روزی او را می‌دهد. کسی از امام باقر سؤال کرد: برای او از کجا روزی می‌برند؟ از بهشت؟ حضرت فرمود: از هرجایی که خدا بخواهد روزی او را می‌دهد. فضایل اخلاقی از یک کافر هم باشد خدا می‌پذیرد. بهشت برای مؤمنین است و او را راه نمی‌دهند ولی در جهنم جایش امن است. پیامبر(ص) هم فضایل اخلاقی را که آورد نگفت: این فضایل اخلاقی را فقط برای مؤمن محدود می‌کنم.

  8. جعلیات زیادی در کتابهای استاد زرین کوب بعد از انقلاب شده چرا که بعید هست طوری از زندگی روزانه حرف بزند
    که گویی در آن زمان بوده و همه این ساده زیستی را دیده .
    زمانی که پیمبر اسلام یک پنجم اموال به غنیمت گرفته شده قبایل یهود را در آیات قرآن به خود اختصاص میداده ،
    دیگر سخن از ساده زیستی او بسیار دور از عقل هست …

    • پیامبر(ص) و اطرافیانش بویژه دامادش امام علی ع و دخترش (در زمان حیات پیامبر ص) در فقر شدید بسر می بردند. اگر چنین تصوری که دارید درسته باید او کاخ نشین بود در حالی که چنین نیست

      اینکه گفته میشه یک پنجم برای پیامبر ص بوده یعنی هزینه کردن آنها در اختیار او بوده. امروزه هم که علما خمس میگیرند نباید در کار شخصی خود بیشتر از حد متعارف هزینه کنند

  9. شما نظر مرا سانسور کرده اید بعد پاسخ هم میدهید ؟
    چه فایده دارد پاسخ دادن به این ادعاهای دروغینتان وقتی دست سانسورتان خوب میچرخد .
    وقتی در خود روایات اسلامی هست که هم حضرت محمد و هم دامادش بعد از به چنگ آوردن قدرت در مدینه از ثروت هنگفتی بهره مند بودند.
    صاحبان اصلی باغ بزرگ فدک چه کسانی بودند که مهریه دخترش شد ؟

    • ادامه ی نوشته ی شما بدلیل توهین آمیز بودن حذف شد اما همان مضمون را محترمانه در این پیام آوردید و حذف نشد
      در مورد فدک نیز محصولات آن را حضرت فاطمه(س) به مصرف شخصی نمی رساند و تا پایان عمر پیامبر(ص) خود و شوهرش عملا در فقر بودند

      ماجرای سه روز روزه ی این خانواده که در سوره هل اتی آمده، مربوط به پایان زندگی پیامبر ص است زیرا امام حسن و امام حسین ع در سن و سالی بودند که روزه گرفتند
      در این ماجرا می بینیم هرگاه خواستند افطار کنند فقیری آمد و افطار خود را به فقیر دادند و خود غذایی نداشتند بخورند و با گرسنگی روز بعد را روزه گرفتند…
       

    • اینکه حضرت یک پنجم غنیمت می گرفتن که دلیل بر استفاده ایشان از آن نمی شود !
      دیگه توی زندگی حضرت و معاش شون که ساده زیست بودن جایی هیچ شبهه ای نیس!حتی غربیها یهودیها ومسیحیها هم اینو تایید کردن!
      درمورد حضرت علی هم که زبان زد خاص وعام هستش که ایشان چگونه زندگی می کردن که همین طرز زندگی ایشان خیل عظیم ایرانیان رو علاقه مند ایشان کرده!
      شما اگه در مقابل شاهان وسلاطین ایران رو نگاه هی بر معاش اونها داشته باشید نیک خواهید دانس که زندگی ایسان در کمال سادگی بوده که از روز روشن تر است.

    • غنائم و آنچه در بعد جنگ بوده در بین مسلمانان تقسیم میشده بر اساس قوانین الهی هستش که می تونین فلسفه آن هارا درکتاب علل الشرائع مطالعه فرمایید

  10. جالب است بدانید اگرکمی به سیره زندگانی ائمه مراجعه کنین
    تهمت ها وشبهات شما در مرود ایشان برطرف خواهد شد!
    در استفاده داماد پیامبر همین بس که هرانچه از فدک نصیب ایشان می شد را به فقرا می دادند!
    در جود دخت پیامبر همین بس کهلباس عروسی یشان را
    به نیازمند می دهند وخیلی حوادث هایی که بامطالعه ی آن هر انسان عاقلی شیفته ایشان میشود!

  11. امام علی (علیه السلام):

    حکیم نیست آن کس که مدارا نکند با کسى که چاره اى جز مدارا کردن با او نیست.

  12. امام علی (علیه السلام):

    اِتَّقِ اللّهَ… و لا تقاتِلنَّ اِلاّ مَن قاتَلَکَ؛

    از خدا بترس؛ جز با کسى که با تو پیکار کند، پیکار نکن.»

  13. من یک سوال دارم امیدوارم که پاسخ قانع کننده ای بدید. طبق دین اسلام هدف از بعثت پیامبر هدایت مردم به سوی کارهای خوب و نهی انها از کارهای بد است. یکی از کارهای بدمردم حجاز بت پرستی بود پیامبر بت پرستان را از پرستش بت برحذر می داشت و حتی بعد از ایجاد حکومت اسلامی با بت پرستان وارد جنگ میشد و انها را مسلمان میکرد. یکی دیگر از کارهای بد انها برده داری بود چرا حضرت محمد مردم را از برده داری برحذر نداشت. چرا پیامبر این عمل زشت و غیر انسانی را حرام نکرد. میدانیم در برده داری بدترین گناهان و ظلمها انجام میگیرد. صاحب برده اختیار کشتن ، تجاوز ، شلاق زدن ، لواط با برده ، بیگاری ، و فروش برده در بازار برده فروشان مثل یک حیوان را دارد. به نظر من برده داری بدتر از بت پرستی است زیرا فرد بت پرست هنگام پرستش بت به کسی ظلم نمیکند ولی برده داری همه اش ظلم به مظلوم است.

  14. با درود: سوال من این بود که برده داری که یک عملی است که انسانهای متمدن و انساندوست انجام نمیدهند چون یک عمل غیر انسانی و ظالمانه است، چرا حضرت محمد و ائمه که باید الگو باشند برده و کنیز داشتند ؟!! میگویید اروپاییان و امریکاییان نیز برده داری میکردند. اگر انها ظلم کردند ،انها که نگفتند پیامبرند و نماینده خدا . ولی محمد میگفت من پیامبرم. لذا ما از پیامبر انتظار ظلم کردن حتی به بت پرستان را هم نداریم. من که یک مسلمان و شیعه هستم اگر ظلمی از پیامبر و ائمه به دیگران ببینم حتی اگر به غیر مسلمان هم ظلم کرده باشند اعتقادم نسبت به آنها کم میشود.

    • برده از نظر اسلام یعنی اسیر جنگی و چون آن زمان زندان با شرایط امروزی نبود، ناچار اسیران به بردگی گرفته می شدند

      باید شرایط عصر پیامبر(ص) وامامان(ع) را در نظر بگیریم. آن زمان در جاهای دیگر حتی ایران نیز برده داری مرسوم بود. چنانکه اگر دشمنان مسلمانان نیز در جنگ، مسلمانی را اسیر می گرفتند، برده اش می کردند

      آن زمان نمی شد یکباره برده داری را برچید. اسلام گام به گام با این موضوع مبارزه کرد:

      http://www.raherasti.ir/4757

  15. از کدوم گام حرف میزنید ؟
    آیا باید لا اقل پیامبر اسلام و امامان شیعه خودشان الگو میشدند و پای هیچ کنیزی
    را به زندگیشان باز نمیکردند ، تا حداقل گام اول را برداشته باشند و قوم عرب از
    آنها الگو بگیرند یا نه ؟
    حتی الله هم در آیات ۷۵ و ۷۶ سوره نحل برده زرخرید را با بنده آزاد برابر ندانسته
    و گفته خواسته من بوده که به یکی مال و روزی بدهم و کسان دیگر را در خدمت آنان قرار دهم
    و در آیه بعدی یک انسان لال را سربار صاحبش معرفی کرده ………

    • نوشته ی بنده را کامل نخوندید

      گفتم که شرایط آن زمان چنین اقتضائاتی داشت و ضمنا ولایت فقیه هم پیش بینی شده تا اگر شرایط بگونه ای بود که اجرای برده داری مصلحت نبود از آن جلوگیری کنه و لذا در جنگ با عراق، برده نگرفتیم

  16. گاهی در تاریخ اسلام چیزهایی میبینیم که جای پرسش دارد. به عنوان نمونه: چرا پیامبر اسلام ازدواج همسرانش را بعد از مرگش ممنوع کرد؟ با این ممنوعیت به زنان جوانش ظلم نشد؟ مثلا عایشه در زمان فوت پیامبر کمتر از بیست سال سن داشت. هر زن جوانی ارزوی بچه دار شدن و مادر شدن دارد ولی با این قانون پیامبر ،عایشه و دیگر زنانش نتوانستند تا آخر عمر ازدواج کننند و بی شوهر ماندند.با گرایشاتی که زنان نسبت به مردان دارند ممکن بود که همسران جوان پیامبر بعد از فوتش به راه خلاف کشیده شوند. این دستور برای چه بود؟ آیا پیامبر آدم تعصبی بود و نمیتوانست تصور کند که بعد از فوتش مردان دیگری با همسرانش مخصوصا عایشه جوان و زیبا همبستر شوند؟ یا دلایل دیگری داشت؟

    • شاید پیامبر(ص) هنگام ازدواج با آنها شرط کرده که پس از من با کسی ازدواج نکنید. وقتی آنها چنین شرطی را بپذیرند، کسی به آنها ظلم نکرده

      از سوی دیگر پیامبرص احکامی اختصاصی و استثنایی داشت چنانکه خواندن نماز شب قبل از اذان صبح بر او واجب بود.

      بعضی احکام جنبه ی شخصی نداره بلکه آن فرد در مقامی است که بعضی چیزها را اقتضا میکنه. مثلا مدیری که منشی داره، این منشی بخاطر شخص او نیست بلکه بخاطر مقام مدیریت اوست

      http://www.raherasti.ir/6039

  17. هیچ سند تاریخی وجود ندارد که پیامبر هنگام ازدواج با زنانش شرط کرد که نباید بعد از فوتش با مرد دیگری ازدواج کنند.
    منع کردن ازدواج زنان پیامبر بعد فوتش با اصول علمی و استدلال عقلی و منطقی مغایرت دارد. البته اگر از نظر روانشناسی مورد مطالعه قرار گیرد دلیل آن بهتر آشکار میشود.

    • طوری سخن گفتید که گویا حتما به زنان پیامبرص که پس از ارتحال او مجاز به ازدواج نبوده اند، ظلم شده، در جواب خواستم بگم که چنین چیزی حتمی نیست چون احتمال اینکه هنگام ازدواج شرط شده باشه هست

      فقط همین نکته را نگفتم. شما به حرفهای دیگرم دقت لازم را نکردید

    • با سلام ؛ آقای پیمان شما نکات مهمی را جا انداختید :
      الف : این حکم خداوند در قرآن است و ربطی به پیامبر ندارد .
      ب : این برای فوت پیامبر اکرم (ص) است و نه طلاق ، اگر طلاق در زمان حیات پیامبر میگرفتند میتوانستند مجدد با کس دیگری ازدواج کنند .
      ج : این حکم در اواخر حیات پیامبر نیامده است که کسی فرصت نداشته باشد .
      د : همسران پیامبر لقب ام المؤمنین را داشتند و این کم لقبی نبوده است . بعبارتی دست کمی از زنان دیگر نداشتند بلکه حرمت و احترامشان بیشتر هم بوده است اما از آنطرف بعد از فوت پیامبر هم نباید ازدواج میکردند .
      در نتیجه :

      زنان پیامبر اسلام نیز کسانی بودند که همیشه افتخار می کردند که همسر رسول خدا هستند و هیچکدام از همسران آن حضرت تا پایان عمر شریف پیامبر لحظه ای از همسری با پیامبر پشیمان و ناراحت نبودند وحتی زمانی که پیامبر طبق فرمان الهی در قرآن، به همسرانش فرمود که هرکدام از شما که دوست دارید از من جدا شوید می توانید با دریافت هدیه ای از طرف من، جدا شوید وطلاق بگیرید هیچکدام از آنها راضی به جدایی و طلاق نشدند و به همسری با رسول خدا افتخار می کردند. همسران پیامبر با وجود اینکه آیه ۵۳ سوره احزاب نازل شده بود و فرمان الهی را مبنی بر اینکه هیچ کس بعد از رحلت پیامبر حق ندارد با همسران او که به عنوان (ام المومنین در آیه احزاب) از آنها یاد شده ازدواج کند، شنیده بودند با این حال هیچکدام اظهار نگرانی نکرده و درخواست جدایی با پیامبر را مطرح نکردند .

      بیشتر دقت کنید .

  18. یک سوال: ایا ازدواج پیامبر با عایشه اشتباه بود؟ با توجه به بی آبرویی که عایشه ببار آورد (یک شب تا صبح با جوانی بنام عصوان بود)که باعث شد مردم به ناموس پیامبر بد فکر کنند و پیامبر نیز برای حدود سه ماه عایشه را از خانه بیرون کرد. ونیز جنگ عایشه با امام علی خلیفه و امیر المومنین (جنگ جمل )که باعث کشته شدن تعداد زیادی از مسلمانان شد. اگرپیامبر با عایشه ازدواج نمیکرد حداقل این دو مورد پیش نمی آمد.

    • مورد اول پذیرفتنی نیست. منبع و سند آن را ذکر کنید تا بررسی بشه

      مورد دوم اتفاق افتاد. آیا اگر کسی با کسی دوستی میکنه یا ازدواج میکنه باید تا آخر عمرش را تضمین کرد که آدم خوبی باقی می مونه؟ پیامبرص زندگی عادی داشت

  19. برای مورد اول:http://rasoolnoor.com/modules.php?name=Maghaleh&pa=showpage2&pid=137
    و اما مورد دوم: ایا پیامبر هنگام ازدواج با عایشه، میدانست که عایشه با امام علی خواهد جنگید؟

    • http://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87_%D8%A7%D9%81%DA%A9 

      پیامبر ص و دیگر امامان ع مامور به ظواهر بودند

      • نکته جالبی در این متن سایت ویکی شیعه است و آن متاسفانه نمایشگر یکی از رفتارهای بعضی علما در ساخت حدیث و جعل و روایت است .
        داستان تهمت عایشه به ماریه که در کتب تفسیر شیعه امده و حتی مستند به روایات از امامان شیعه گشته .
        جاعل این روایت به شکل مرموزی قصد توهین به پیامبر را داشته :
        - توهین به پیامبر که فرزندش را از نسل دیگری بخواند
        - اینکه همسرش را متهم به رابطه با دیگری کند
        - از همه بدتر اینکه تهمت نا عدالتی در حکم به پیامبر بزند یعنی پیامبر به شهادت یک زن در مورد فردی حکم به قتل او داده و کسی را مامور اینکار کرده در حالیکه آن فرد واقعا بی گناه بوده .

        متاسفانه در کتب روایی شیعه از این نوع روایات کم نداریم .

        • از کتب یهودیان میخواهی ؟
          از مسیحیان ؟
          از زرتشتیان که از همه بیشتر است ؟
          از اهل تسنن ؟
          مسئله اینجاست که خرافات وقتی میشود خرافات وارده به یک مذهب که یا در کتاب دین باشد [ وندیداد ] یا در کتاب فقهی آن [ شایست ناشایست ] و یا مورد اجماع تمام یا اکثر بزرگان آن دین باشد [ طهارت ادرار گاو ] به این میگویند خرافات.
          چه حرف محدث نوری مبنی بر تحریفی بودن قرآن و چه این و … هیچ اعتباری نزد علمای شیعه نداشته و در قرآن هم نیست ، بعلاوه اینکه خود علمای شیعه به مخالفت و رد آن با دلایل عقلی و نقلی میپردازند و بطلان انرا اثبات کرده اند .
          این که کسی بیاید و تأسف بخورد آنهم بخاطر این روایات دست چندم که کسی هم آنرا قبول ندارد باید گفت که پس برای آیین زرتشت باید خون گریه کند .
          اگر عالمی مثل علامه حلی میگفت یا علامه طباطبایی ، در انصورت میشد حرف زد ، نه وقتی بعضا عده ای مجهول و یا بی اعتبار آمده و حرفی زدند آنوقت اینرا کسی به شیعه ربط دهد !!!! واعجبا .

          • این آدم مجهول و بی اعتبار که اقای آفر می گویند و این روایت در تفسیرش آمده کیست :
            علی بن ابراهیم قمی (متوفای ۳۰۷ق) فقیه و محدث نامی شیعه، معاصر امام هادی و امام عسکری و از مشایخ و اساتید کلینی است . به قولی نخستین نسل محدثین و فقهای شیعه و از بنیان گذاران مکتب فقهی قم در زمان امام دهم .

            استاد کلینی و کسی که طوسی در تهذیب الاحکام، علامه حلی در سعد السعود، شیخ طبرسی در اعلام الوری، ابن شهر آشوب در المناقب از این تفسیر نقل کرده‌اند .

            از قضا اکثر آن علمای معتبر از نظر شما این تفسیر از علی ابن ابراهیم می دانند و جالب است که محدث نوری و شاگردش آقا بزرگ که شما بی اعتبارش می دانید معتقدند این تفسیر به دلیل تاویل های غلو انگیزش اثری تحریف شده از علی ابن ابراهیم است .

            مشکل من هم با دین شما پیروی از همین تحریف های غلو آمیز است که امروز تبدیل به اصول اعتقادی شما شده . در حالیکه مخالفتش با قرآن واضح است ولی شما به استناد کافی و بحار الانوار و حلیه المتقین این انحرافات را باور دارید و هر روز بر حجمش اضافه می کنید .

  20. پیامبر و ائمه که مامور به ظواهر بودند و از علم غیب خود استفاده نمیکردند،پس مراجع شیعه چگونه فهمیدند که پیامبر و ائمه علم غیب داشتند؟ هیچ یک از مراجع شیعه در زمان حیات ائمه وجود نداشتند. مثلا علامه مجلسی در زمان صفویه زندگی میکرده حدود هزار سال بعد از صدر اسلام.

  21. اگر علم غیب پیامبر و ائمه برای استفاده در زندگی روزمره نیست پس از آن در چه مواردی استفاده میکردند؟

    • در مورد دقایق این بحث اطلاعات کافی ندارم و فرصت مطالعه برایم فراهم نیست. می تونید در اینترنت جستجو کنید یا از مراکز پاسخگویی بپرسید. پوزش

    • با سلام ؛ و اما بعد :
      در یکی از کامنتهایم اثبات این که ائمه (ع) علم غیب داشته اند با استناد به قرآن بیان کردم و اما :
      معصومین همیشه مأمور به ظواهر نبودند ، آنگاه که فرمان خداوند قرار گیرد مأمور به ظواهر بودند و جایی که خداوند بخواهد مأمور به استفاده از علم غیب ، عایشه مشرک و … نبود که پیامبر بخواهد فورا او را طلاق داده و … ، انحراف پیدا کرد در زمان بعد از پیامبر ، در زمان حیات پیامبر (ص) هم ایشان به زبیر بن عوام پیش بینی جنگ جمل را کرد و یا بحث شهادت امام حسین (ع) نیز ، در تاریخ طبری و در بحث واقعه کربلا میخوانیم که موقع خروج امام حسین (ع) از مکه ، ابن عباس به ایشان هشدار داده بود و هر انسان عاقلی که شواهد و حرفهای ابن عباس و … را ببیند میفهمد که احتمال خیانت کوفیان بسیار بالا بود ، نماینده دوم امام حسین (ع) هم خبری از ایشان نشد ، اما بازهم امام حسین (ع) براه خود ادامه داد ، چرا ؟ ابن عباس که دیگر علم غیب نداشت اما میدانست چه پیش می آید اما امام حسین (ع) نمیدانست ؟ خداوند در قرآن میگوید والله علیم بذات الصدور ، آنوقت به معصوم خویش نگفت چه پیش رو خواهد بود که حداقل شهید شود اما زن و بچه اش را نبرد .
      استفاده کردن از علم غیب یعنی چه ؟ یعنی بیاید و عایشه را از میان بردارد و عمر بن خطاب را نیز ؟ بنظر تو در این صورت دیگر نیازی به ظهور امام زمان (عج) است ؟ بنظر تو دیگر آزمایش انسان معنی میدهد ؟ خب چه کاری است ، آیا خداوند نمیتوانست اجازه استفاده کامل از علم غیب را به حضرت عیسی (علیه السلام) میداد تا آن حضرت از آن استفاده کرده و مانع از تحریف انجیل شود ؟ و یا برای حضرت موسی (ع) ؟ ؛ بله ، ائمه در جاهایی از این علم استفاده کرده اند اما این نباید فراموش شود که بحث اصلی امام ، حبل الله است و مردم باید خود بخواهند به این حبل الله چنگ بزنند نه بالاجبار ، اگر جنگ جمل نبود هیچ گاه بسیاری مورد آزمایش واقع نمیشدند و شاهد فوج فوج بهشت رفتن کسانی بودیم که اگر میتوانستند روبروی امام می ایستادند .

  22. فقط به پیامبران وحی نازل میشده است هیچ وقت به امامان وحی نازل نشده و گرنه به آنها نمیگفتیم امام بلکه میگفتیم پیامبر.
    امام حسین بدلیل انکه مسلم ابن عقیل نامه داد که بیا مردم کوفه با تو بیعت کردند راهی کوفه شد. هدف امام حسین تشکیل حکومت و بر اندازی یزید بود که محاسباتش اشتباه از اب درامد. عده ای اورا از رفتن به کوفه بر حذر داشتند . تشخیس انها ازتشخیس امام حسین بهتر بود. امام حسین اشتباه کرد هم خودش و هم یارانش را به کشتن داد و ناموسش را رها کرد و اسیر یک عده زناکار افتادند.

    • برای خود امام حسین(ع) هم روشن بود که پایان این حرکت، مرگ است. او با مرگ خویش، جریانی عظیم را در تشیع پایه گذاری کرد که آثار آن را تا امروز می بینیم بلکه تا قیامت ادامه دارد. در نظر یک انسان الهی، جان خود در برابر خدمت دینی بزرگ، ارزشی ندارد

      توضیح لازم را در این نوشته داده ام:

      http://www.raherasti.ir/3229

    • با سلام ؛ وحی را میتوان گفت علم غیب است ، اما علم غیب که تنها وحی نیست . من شهر علمم و علی در آن .
      من گفتم ، نماینده دوم امام حسین (ع) را در راه کوفه گرفتند و شهیدش کردند ، اما امام حسین (ع) با اینکه از او خبری نشد ولی به راه خود ادامه داد .
      اگر تاریخ را درست مطالعه کنید براحتی می فهمید که به افراد شکاکی چون سلیمان بن صرد خزاعی که در ماجرای و امثالهم ، نمیتوان کاملا اعتماد کرد . اما وقتی به امام نامه میدهند و درخواست میکنند این وظیفه امام است که بسوی آنان برود .

      علم غیب با استناد به قرآن :
      https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&mid=246103&catid=22710

      و اما برای امام حسین (ع) :
      https://makarem.ir/main.aspx?typeinfo=25&lid=0&catid=22710&mid=246567

      شرط امامت عصمت است و علم غیب داشتن معصوم چیز ناممکنی نیست .

  23. اتفاقا امام حسین نمیدانست که آخر قیامش مرگ است. امام حسین از دعوت مردم کوفه مطمئن نبود لذا برای اطمینان از وفاداری آنهامسلم را فرستاد به کوفه و زمانیکه نامه مسلم بدست امام حسین رسید و امام حسین مطمئن شد که مردم کوفه وی را میخواهند ،انوقت بود که به سمت کوفه حرکت کرد. ایا اگر مسلم مینوشت که مردم کوفه تورا نمیخواهند و یا مینوشت جو اینجا خوب نیست لذا نیا به کوفه ، ایا بازهم امام میرفت به کوفه؟ مسلما خیر نمیرفت. اگر هدف امام شهید شدن در این راه بود در ان صورت نیاز به فرستادن مسلم نبود

    • قبلا شاید بشما گفتم که امامان(ع) مامور به ظواهر بودند. درسته مسلم به امام نامه نوشت که کوفیان آمادگی دارند و بیا اما پس از مدتی کوتاه که کوفیان کنار کشیدند، دوباره به امام پیام داد که کوفیان از بیعتشان دست کشیده اند و این پیام میان راه به امام رسید اما حضرت باز هم به راه خود ادامه داد

  24. اتفاقا برعکس نظر شما، نامه دوم مسلم به دست امام حسین نرسید بلکه ماموران عبیدالله نامه رسان را دستگیر کردند در سریالی که از تلویزیون پخش شد این مورد را نشان داد. امام حسین خبر نداشت که شرایط در کوفه تغییر کرده و مردم مسلم را رها کردند. زمانی هم که در کربلا جلویش را گرفتند و از او بیعت خواستند، امام راضی به بیعت نشد و گفت بگذارید برگردم . ولی اجازه برگشت را مشروط به بیعت کردند . حتی امام حسین گفت بگذارید بروم به سرزمینی خارج از قلمرو حکومت یزید . باز هم نگذاشتند. گفتند بیعت کن بعد آزادی هرکجا که خواستی برو.. امام حسین برای شهادت نرفت به کوفه بلکه برای تشکیل حکومت رفت که نشد.

    • پیام مسلم به امام حسین ع رسید. ترجمه ی یکی از متنها را می آورم:  الأخبار الطوال: چون حسین علیه السلام به منزل زُباله رسید، فرستاده محمّد بن اشعث و عمر بن سعد با ایشان مواجه شد و پیام مسلم را که خواسته بود شرح حالش را به حسین علیه السلام گزارش دهد و پراکنده شدن کوفیان را پس از بیعتشان با او، بازگو کند، رسانْد. مسلم، این کار را از محمّد بن اشعث درخواست کرده بود.
      حسین علیه السلام چون نامه را خواند، به درستىِ آن یقین کرد و کشته شدن مسلم بن عقیل و هانى بن عروه، ایشان را ناراحت کرد. همچنین فرستاده خبر، کشته شدن قیس بن مُسهِر را که ایشان او را از مکان «بطن الرّمّه» فرستاده بود، به ایشان داد. (ص ۲۴۷)

      احتمالا آنچه را در سریال دیده اید خلط کرده اید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی