+
خانه / احکام / احکام زرتشتی / برده داری در زرتشتی / ساسانیان و برده داری، بر اساس دانشنامه جهان اسلام
ساسانیان و برده داری، بر اساس دانشنامه جهان اسلام

ساسانیان و برده داری، بر اساس دانشنامه جهان اسلام

برخی می پندارند تا پیش از ورود اسلام به ایران، برده داری در ایران نبوده. دانشنامه جهان اسلام از دائره المعارف های معتبر است که در ذیل مدخل «برده و برده داری» برده‏داری در عصرهای مختلف را مورد بررسی قرار داده است. بخشی از آن به برده داری در عصر ساسانی اختصاص دارد که عین آن را در اینجا می آوریم.

واژه ی «وَردَگ » به معنای «برده » یا «اسیر»، اولین بار در کتیبه های ساسانی قرن سوم به کار رفته است (ازجمله در کتیبه ی کردیر (کرتیر ) کعبه ی زردشت در نقش رستم ، سطرهای ۱۲ـ۱۳؛ بک ، ص ۴۲۶ـ۴۲۹).

واژه ی «وَرداز» («اسیر»)، کلمه ی مشترک میان پهلوی ساسانی و اشکانی ، در کتیبه ی شاپور اول بر دیوار کعبه ی زردشت ، با قرینه ی مشابهی دیده می شود.

منبع اصلی اطلاع درباره ی نهادهای دوره ی ساسانی ، که درباره ی وضع قانونی و اجتماعی برده ها اطلاعات باارزشی به دست می دهد، کتابِ قانون مادَیانِ هَزار دادستان ] = ماتیکان هزار داتستان : کتاب هزار قانون [ به زبان پهلوی است ، که مجموعه ای است از قضایای حقوقی که فَرُّخْ مَردِ وَهْرامان در قرن ششم میلادی آن را گرد آورده است . منابع پهلوی ، خصوصاً کتاب هشتم دینکرد ، روایتِ پهلوی ضمیمه ی دادستانِ دینیگ و ایربَدستان ، ] هیربدستان [ ، اطلاعاتی به دست می دهند که در فهم قطعات پیچیده ی مادیان درباره ی برده داری مرجوع کنید به ثر است . مجموعه ی قانونی دیگر کتاب قانون ایشوبُخت است که برای مسیحیان ایران در زمان ساسانیان تهیه شده بود (تنها نسخه ی موجود آن ، ترجمه ی سریانی از اصل فارسی است ). این کتاب ، حاوی مطالبی درباره ی موقعیت برده ها در جوامع مسیحی در ایران است .

در منابع فارسی میانه ، رایجترین عباراتِ معرّف برده عبارت اند از: «اَنشَهریگ »، به معنای تحت اللفظی «بیگانه » و «بَندَگ »، به معنای تحت اللفظی «بسته و مقیّد». اصطلاح دوم صرفاً به معنای برده (شخص غیرآزاد با حقوق قانونی و مدنی محدود، یا اصلاً فاقد آن ) نیست ، بلکه برای تمام اتباع پادشاه ، بدون درنظر گرفتن جایگاه اجتماعی آنان ، در عبارت «شاهانْشاهْ بندگ » (رعیتِ شاه شاهان ) به کار رفته است . همینطور در عبارت «آتَخْشْ بَندَگ » یا «آدوران بندگ »، بندگ (برده ) به معنای واقعی کلمه نیست ، بلکه منظور از آن فرد آزادی است که خود را وقف خدمت به یک آتشکده ی زردشتی می کند و برخلاف برده ، از حقوق کامل شهروندی بهره مند است .

واژه ی مبهم ، «تَنْ» به معنای «بدن » در مادیان برای معرفی شخصی به کار رفته است که به مدت معینی ، به عنوان وثیقه ی وام ، به طلبکار واگذار می شد و طلبکار او را مدتی مقرر در بردگی نگه می داشت و چنانچه بدهکار از پرداخت بدهی خود سر باز می زد، طلبکار می توانست او را برده کند. کاملاً روشن نیست که واژه ی «تَن » به معنای برده نیز به کار می رفته است یا نه . این که سایر اصطلاحات مبهم ، مانند «رَهیگ » به معنای «جوان مرد جوان ، خادم » (قس رهی به معنای برده در فارسی امروزی ) و «ویشگ » (مردم ، توده  b در خُتَنی ـ سکایی به?ها)، به معنای «تعلق به یک «ویس » ] =دِه [ (قس sa- ¦  معنای «خادم ، برده ») به معنای خاص برده به کار می رفته ، قطعی نیست .

مانند دیگر جوامع باستانی ، منشأ اصلی برده داری احتمالاً جنگ بوده ، چنانکه از اصطلاح بسیار رایج انشهریگ (خارجی ) آشکار است . از این گذشته ، مادیان از عوامل دیگری نیز سخن می گوید؛ مانند فروش کودکان که پدر انجام می داد (قسمت ۱،۳۳.۱۳ـ۱۷) و برده کردن افرادی که برای مدت زمان محدودی به عنوان وثیقه ی قرض به طلبکار داده شده بودند (قسمت ۱، ۵۷.۱۲ـ۵۸.۳). فرزند برده بودن نیز گاهی سبب بردگی می شد.

اگرچه برده در قانون ساسانیان عمدتاً به عنوان موضوعِ حق (مملوک ) تلقی می شد، می توانست تا حد معینی ، صاحب حق (مالک ) هم باشد. از این جنبه ، شیوه ی متداولِ قانون ساسانیان با قوانین دیگر جوامع دوران باستان تفاوت چندانی نداشت . با اینکه برده شی ء stag ¦ xwa «خواسْتگ »،شمرده می شد،استعدادهای انسانی او را، که ممیّز او از سایر اشیا و حیوانات بود، بسادگی نمی شد نادیده گرفت . چون دیگر جوامع باستانی ، برده به مقوله ی ویژه ی «دارایی زنده » تعلق داشت ، چنانکه ارسطو آن را تعریف کرده است ، و بنابراین به عنوان شخص نیز تلقی می شد. قانون ساسانیان ، صلاحیت قانونی محدودی به برده می داد، اما در همان زمان ، او را موضوع حق (مملوک ) نیز می شمرد.

مادیان ، در چندین مورد، از وضع دوگانه ی برده ، به عنوان شی ء و انسان ، سخن گفته ، و حال آنکه در موارد دیگر او را مانند یک دارایی تلقی کرده است ( رجوع کنید به قسمت ۱، ۳۹.۲ ـ ۵، ۵ ـ ۹).

انواع مختلف مالکیت برده امکان داشت : ممکن بود که برده کاملاً از آنِ یک ارباب ، یا دارایی مشترک دو یا چند نفر باشد، و هر کدام از آنها به عنوان صاحب مشترک ( § s ¦ bahr-xwe ) اجازه داشت او را براساس سهم قراردادی در اختیار داشته باشد. برده را می شد به مدت معینی به تملیک شخص دیگری درآورد. برده ها همچنین به عنوان کسانی ذکر شده اند که وضع «برده های وابسته به زمین » را داشتند، و با زمینی («دستْ کَرد»)ی که روی آن کار می کردند فروخته می شدند (قسمت ۱، ۱۸.۹ـ۱۰؛ قسمت ۲، ۱۶۰۳۶ـ۱۰۳۷). اگرچه در تمام این موارد برده به عنوان شی ء تعریف شده است ، در رفتار با این شی ء حقوق قانونی برده دار محدود بوده ?است ، زیرا برده در سطحی متفاوت از سایر اشیا یا حیوانات در مالکیت قانونی ( h ¦  § s ¦ xwe ) ارباب قرار می گرفت . قانون ساسانیان برای رفتار ظالمانه با برده و قطع عضو برده تاوانی مقرر کرده بود؛ بنابراین تا حدودی بردگان را در مقابل اقدامات مستبدانه ی مالکان حفظ می کرد (قسمت ۱، ۱.۴ـ۶). همچنین فروش برده ی زردشتی ، که قانون حق ادای فرایض مذهبی را برای او تضمین کرده بود، به یک بی دین (غیرزردشتی ) ممنوع بود. در این مورد با هر دو طرف معامله ، صاحب برده و خریدار، به عنوان دزد رفتار می شد و آنان مجازاتی را که برای دزدی («دروش »، § s ¦ dro ) در نظر گرفته شده بود، متحمل می شدند (قسمت ۱، ۱.۱۳ـ۱۵). برده ای که به کیش زردشت می گروید می توانست مالک بی دین خود را ترک کند و، پس از جبران خسارت ارباب سابقش ، «رعیتِ شاهِ شاهان » یعنی شهروند آزاد بشود. قطعه ای مهم در هیربدستان (۱۲: ۱۱ـ ۱۵) حاکی از این است که حتی وام («اَبام »)ی به این منظور، به برده اعطا شده است (احتمالاً از سوی نهادی مذهبی ).

صفات انسانی برده در دعاوی کاملاً پذیرفته می شد: او می توانست در دادگاه به عنوان شاهد، و بلکه خواهان و خوانده در دعاوی مدنی حضور یابد، خصوصاً در دعاوی راجع به مشاجراتی که بر سر تملک خود برده پیش می آمد.

ارباب می توانست به برده اش صلاحیت قانونی محدودی واگذار کند. امکان داشت صاحب برده به برده حق مصرف درآمد خودش را بدهد ( y kard ¦ a § dixs ¦ n pa § pad windis )، یعنی قطعه زمینی به او واگذار نماید و، بنابراین ، دریافت بخششهایی از نفر سوم را نیز برای او میسر کند (قسمت ۲، ۳.۶ـ۱۳). به طور طبیعی ، برده اصلاً صلاحیت انتفاع نداشت ؛ بخشش شخص سوم فقط زمانی به او می رسید که اربابش از حق مالکیت خود چشم می پوشید (قسمت ۱، ۱۰۶.۱ـ۴).

برده می توانست آزادیش را از طریق حکم قانونی آزادی بردگان به دست آورد. او می توانست به طور کامل آزاد شود یا فقط آزادی محدودی کسب کند، یعنی تا حد معینی (یک دوم ، یک سوم ، یک دهم ) آزاد شود؛ و این غالباً هنگامی بود که برده دارایی مشترک چند ارباب بود که یکی (یا بیشتر) از آنها نسبت به سهم خود، به برده آزادی می داد. اما اربابی هم که برده تماماً به او تعلق داشت ، می توانست او را به نسبت معینی آزاد کند (قسمت ۱، ۱۰۳.۴ـ۶). فرزندان برده ای نیز که به طور نسبی آزاد شده بود، به همان اندازه ی والدشان آزاد بودند (قسمت ۱، ۱.۶ـ۷). چنانکه گذشت ، برده ای که به کیش زردشت می گروید و اربابی غیرزردشتی داشت ، حق خرید آزادیش را به ابتکار خود داشت . از سوی دیگر، اگر پس از گرویدن اربابش به کیش زردشت ، او به آن آیین می گروید، حق قانونی آزاد ساختن خود را برای همیشه از دست می داد (قسمت ۱، ۱.۱۶ـ۱۷). برده پس از گرفتن جواز آزادی («آزاد هیشت »، مردی آزاد (رعیتِ شاهِ شاهان )می شد. مقامات قانونی درباره ی امکان دوباره برده کردن مردی آزاد ، عقاید متفاوتی داشتند. از نظر رَد ـ اورمزدِ قانوندان ، بازگشت به بردگی ممکن بوده است (قسمت ۱، ۲۰.۷ـ۱۰ = ۳۱.۱۵ـ۳۲.۱).

در کتاب قانون ساسانیان ، برده هایی که وقف آتشکده ی زردشتی می شدند دو گروه بودند: ۱) «اَنْشَهریگ آتَخْش »، که بنابر اطلاعات بسیار پراکنده درباره ی بردگی آتشکده ، برده به معنای واقعی کلمه بوده است ، یعنی شخصی بدون هرگونه حق قانونی (یا فقط با حقوق بسیار محدود)، که احتمالاً بیشتر در املاک آتشکده خدمت می کرده است ؛ ۲) «آتَخْش بَندَگ » یا «آدوران بَندَگ »، که شخصی آزاد، حتی از اصلی اشرافی بوده و صرفاً در معنای مجازی کلمه «برده » به شمار می آمده ، و از لحاظ مذهبی «مقید» به آتش بوده است .

یک مرد آزاد شده را نیز می شد به «آتخش ـ بندگیه » یا «آدوران بَندَگیه » داد، یعنی خدمت یک آتشکده ؛ چنین برده ای را اربابش به همین منظور آزاد می کرد. برده ای که به طور کامل آزاد نشده بود، در حدی که آزادی داشت ، فقط می توانست به عنوان یک «آتخش ـ بندگ » خدمت کند. او می توانست زن و فرزندانش را هم به خدمت آتش مقدس وقف کند (قسمت ۲، ۴۰.۳ـ۶).

منابع :

M. Back, Die sassanidischen Staatisinscriften, Acta Iranica 18, Tehran  ¦ sta ¦ n ud Nirangista ¦ n. Facsimile edition of the?and Liهge 1978; E ¦ rbad  manu TD , ed. F. M. Kotwal and J. W. Boyd, Cambridge, Mass., and London 1980; M. Macuch, Das sasanidische Rechtsbuch ،، Ma ¦ takda ¦ n-i Haza ¦ r Da ¦ tista ¦ n"" (Teil II) , Wiesbaden 1981; Ma ¦ daya ¦ n , pt.1, Mہdigہn-i- hazہr Dہtistہn , ed. J. J. Modi (facs. ed. of pt. 1, fols. 1-55), Bombay 1901; Ma ¦ daya ¦ n , pt. 2, The social code of the Parsees in Sasanian times of the Mہdigہn-i- hazہr Dہtistہn , part II, ed. T. D. Anklesaria, Bombay 1912; A. Perikhanian, "Iranian society and law," in Cambridge history of Iran , III/2, 635-640; idem, Sasanidskii § sudebnik , Erevan 1973; E. Sachau, Syrische Rechtsbدcher , III: Corpus juris des persischen Erzbischofs Jesubocht , Berlin 1914.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>