خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام علی(ع) / امام علی(ع) و فرق نگذاشتن میان عرب و ایرانی
امام علی(ع)

امام علی(ع) و فرق نگذاشتن میان عرب و ایرانی

به قلم مدیر سایت

یک) روزی عده ای از موالی (ایرانیان) نزد امام علی(ع) از عربها شکایت کردند و گفتند: رسول خدا(ص) تبعیضی میان عرب و غیر عرب در تقسیم بیت‌المال و در ازدواج قائل نبود. سلمان و بلال و صهیب را به ازدواج زنان عرب در آورد ولی امروز اعراب میان ما و خودشان تفاوت قائل هستند و می گویند: چنین نمی کنیم.
حضرت علی(ع) نزد عرب ها رفت و در این زمینه صحبت کرد اما آنان فریاد کشیدند: چنین نمی کنیم؛ چنین نمی کنیم.
علی(ع) در حالی که از این جریان خشمناک شده بود و در حالی که عبایش به زمین می کشید، میان ایرانیان آمد و گفت: ای موالی، اینان به شما مثل یهودی ها و مسیحیان نگاه می کنند. با زنان و دختران شما ازدواج می کنند اما به شما زن نمی دهند و در تقسیم اموال با شما به تساوی رفتار نمی کنند. به شما توصیه می‌کنم که بازرگانی پیشه کنید، خداوند به شما برکت خواهد داد. (کافی، چاپ اسلامیه، ج ۵، ص ۳۱۸ ـ ۳۱۹، ح ۵۹)

دو) امام علی(ع) بر منبر مشغول خطبه بود که اشعث بن قیس کندی گفت: ای امیرالمؤمنین این سرخرویان (ایرانیان) جلو روی تو بر ما غلبه کرده اند و تو جلو اینها را نمی گیری!
سپس در حالی که خشم گرفته بود گفت: امروز نشان خواهم داد که عرب چکاره است.
علی(ع) فرمود: این شکم گنده ها خودشان روزها در بستر نرم استراحت می کنند و آنها (ایرانیان) روزهای گرم بخاطر خدا فعالیت می کنند و آنگاه از من می خواهند که آنها را طرد کنم تا از ستمکاران باشم!(سفینه البحار، ماده «ولی» با تلخیص)

سه) مغیره همیشه در مقایسه میان علی و عمر می گفت: علی تمایل و مهربانی اش با موالی بیشتر بود اما عمر از آنها خوشش نمی آمد. (سفینه البحار، ماده «ولی»)
یادآوری:
به نظر می رسد اگر امام علی(ع) عربها را بر ایرانیها ترجیح می داد چنین احتمالی بود که این ترجیح بخاطر نژاد است اما ترجیح دادن ایرانیان بخاطر اعمال نیکشان بوده است و این کار کاملا معقول و پسندیده است. از اینجا معلوم می شود که ملاک برتری از نظر اسلام، نژاد نیست بلکه عملکرد افراد ملاک است.

چهار) حارث گوید: در محضر امام على بودم که دو زن نزد وى آمدند و گفتند: «اى امیرالمؤمنین! ما بینوا و مستمندیم». حضرت به مردى فرمود: «آن دو را به بازارِ ببر و براى هر یک پیمانه‏ اى خوراک و سه جامه شامل بالاپوش، روسرى، و جامه پایین تنه بخر و به هر یک صد درهم از مال من عطا کن!»
چون بازگشتند، یکى از آن دو زن گفت: «من عرب هستم و او ایرانی». [راوى‏] مى‏گوید: امام قدرى خاک از زمین برگرفت (ظاهرا دو مشت خاک برداشت) و فرمود: «من در هیچ یک از این دو براى فرزندان اسماعیل(ع) بر فرزندان اسحاق(ع) برترى نیافتم، هر چند به قدر بالِ پشه‏اى». (أنساب الأشراف، ج ۲، ص ۳۷۶  از منابع اهل سنت، با تلخیص)

متن عربی:
عن الحارث: کنتُ عِندَ عَلِیٍّ، فَأَتَتهُ امرَأَتانِ فَقالَتا: یا أمیرَ المُؤمِنینَ، إنَّنا فَقیرَتانِ مِسکینَتانِ، فَقالَ: قَد وَجَبَ حَقُّکما عَلَینا وعَلى کلِّ ذی سَعَهٍ مِنَ المُسلِمینَ إن کنتُما صادِقَتَینِ. ثُمَّ أمَرَ رَجُلًا فَقالَ: انطَلِق بِهِما إلى سوقِنا، فَاشتَرِ لِکلِّ واحِدَهٍ مِنهُما کرّا مِن طَعامٍ وثَلاثَهَ أثوابٍ فَذَکرَ رِداءً أو خِمارا وإزارا وأعطِ کلَّ واحِدَهٍ مِنهُما مِن عَطائی مِائَهَ دِرهَمٍ.
فَلَمّا وَلَّتا، سَفَرَت إحداهُما وقالَت: یا أمیرَ المُؤمِنینَ، فَضِّلنی بِما فَضَّلَک اللّهُ بِهِ وشَرَّفَک! قالَ: وبِماذا فَضَّلَنِی اللّهُ وشَرَّفَنی؟ قالَت: بِرَسولِ اللّهِ صلى‏الله‏علیه‏وآله. قالَ: صَدَقتِ، وما أنتِ؟ قالَت: أنَا امرَأَهٌ مِنَ العَرَبِ وهذِهِ مِنَ المَوالی. قالَ: فَتَناوَلَ شَیئا مِنَ الأَرضِ ثُمَّ قالَ: قَد قَرَأتُ ما بَینَ اللَّوحَینِ فَما رَأَیتُ لِوُلدِ إسماعیلَ عَلى وُلدِ إسحاقَ علیهماالسلام فَضلًا ولا جَناحَ بَعوضَهٍ!

پنج) هنگام تقسیم اموال، یک زن عرب و یک زن ایرانی نزد حضرت على(ع) آمدند. امام به هر یک، بیست و پنج درهم و پیمانه‏اى خوراک داد.
زن عرب گفت: «اى امیرالمؤمنین! من زنى عرب هستم و او ایرانی!» على(ع) فرمود: «به خدا سوگند! من در این غنایم، براى فرزندان اسماعیل حقّى بیش از فرزندان اسحاق نمى‏بینم». (الغارات، ج ۱، ص ۷۰ و ر. ک: الاختصاص، ص ۱۵۱ و السنن الکبرى، ج ۶، ص ۵۶۷، ج ۱۲۹۹۰ و کنز العمّال، ج ۶، ص ۶۱۰، ح ۱۷۰۹۵، غیر از کتابهای غارات و اختصاص بقیه از منابع اهل سنت)

متن عربی:
الغارات عن أبی إسحاق الهمدانیّ: إنَّ امرَأَتَینِ أتَتا عَلِیّا(ع) عِندَ القِسمَهِ؛ إحداهُما مِنَ العَرَبِ، وَالاخرى مِنَ المَوالی، فَأَعطى کلَّ واحِدَهٍ خَمسَهً وعِشرینَ دِرهَما وکرّا مِنَ الطَّعامِ.
فَقالَتِ العَرَبِیَّهُ: یا أمیرَ المُؤمِنینَ، إنِّی امرَأَهٌ مِنَ العَرَبِ، وهذِهِ امرَأَهٌ مِنَ العَجَمِ! فَقالَ عَلِیٌّ(ع): إنّی وَاللّهِ لا أجِدُ لِبَنی إسماعیلَ فی هذَا الفَی‏ءِ فَضلًا عَلى بَنی إسحاقَ!

همچنین ببینید

احکام

تبعیض میان مسلمان و غیرمسلمان

به قلم مدیر سایت بی تردید اسلام در بخشی از احکام میان مسلمان و غیرمسلمان …

۳۰ نظر

  1. اَلسَلامُ عَلَیکَ یا أمیرَالمؤمِنینَ یا عَلیّ بنِ أبیطالِبٍ

  2. رَسُولُ اللَّهِ ص یَقُولُ فِى آخِرِ خُطْبَتِهِ طُوبَى لِمَنْ طَابَ خُلُقُهُ وَ طَهُرَتْ سَجِیَّتُهُ وَ صَلَحَتْ سَرِیرَتُهُ وَ حَسُنَتْ عـَلَانـِیـَتـُهُ وَ أَنـْفـَقَ

    الْفـَضـْلَ مـِنْ مـَالِهِ وَ أَمـْسَکَ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ
    اصول کافى ج ۳

    ترجمه روایت شریفه :
    على بن الحسین صلوات الله علیهما فرمود: رسولخدا (ص ) در آخر سخنرانى خود میفرمود: خـوشـا حـال کـسـى که خلقش

    طیب و طبعش طاهر و باطنش شایسته و آشکارش نیکو باشد، و زیادى مالش را بدهد و زیادى گفتارش را نگه دارد و از خود انصاف دهد.

  3. امام علی(ع):

    با خشم و غضب ادب کردن ممکن نیست.

    غرر الحکم

  4. جَاءَ أَعْرَابِیٌّ إِلَى النَّبِیِّ ص وَ هُوَ یُرِیدَُزَوَاتِهِ فَأَخَذَ بـِغـَرْزِ رَاحـِلَتـِهِ فـَقـَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَلِّمْنِى عَمَلًا أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّهَ فَقَالَ مَا أَحْبَبْتَ أَنْ یَأْتِیَهُ النَّاسُ إِلَیْکَ فَأْتِهِ إِلَیْهِمْ وَ مَا کَرِهْتَ أَنْ یَأْتِیَهُ النَّاسُ إِلَیْکَ فَلَا تَأْتِهِ إِلَیْهِمْ

    عـربـى خـدمـت پـیـغـمـبـر (ص ) آمـد و حـضرت بسوى جنگى میرفت ، عرب رکاب شترش را گـرفـت و گـفـت : یـا رسـول الله ! بـمـن عـمـلى آمـوز کـه موجب رفتن بهشتم شود، فرمود هـرگـونه دوست دارى مردم با تو رفتار کنند، تو با آنها رفتار کن ، و هر چه را ناخوش دارى مردم را با تو کنند، با آنها مکن.

    اصول کافى ج : ۳

  5. در حدیث اول امام علی خودش ایرانیان را با عنوان “موالی” خطاب میکند انوقت اقای فاطمی در تلاش است که بگوید امام علی بین ایرانیان و عربها تفاوتی قائل نیست ، در حدیث چهارم امام علی گمان میکند ایرانیان از فرزندان اسحاق هستند که یک خطای فاحش است واضح است که نیای ایرانیان هندواروپایی هستند و اسحاق سامی بوده است! در متن عربی خبری از کلمه ایرانی یا فارسی نیست شما کلمه موالی به ایرانی ترجمه کردید ، هر غیر عربی که میهنش به تصرف عربان در امده باشد موالی به حساب میاید و این اصطلاح هیچ اختصاصی به ایرانیان ندارد ، اما برخی بس که احساس حقارت در برابر عرب ها دارند هرجا کلمه موالی را میبینند به خود میچسبانند.

    • کاربر ارسطو
      شما چه زود نتیجه گیری می کنید !
      شما در حدیث اول به غیر از لفظ موالی ایرادی هم دیدی ؟؟؟ البته به ظن شما ایراد است !
      در مورد حدیث چهارم هم بگویم بنظر میرسد امام علی (ع) تفاوت بین فرزندان اسحاق و اسماعیل
      را به عنوان مثال بیان کردند !!!
      چون اولا تمام اعراب از نسل حصرت اسماعیل(ع) نیستند که این را خود امام علی (ع) می دانستند
      ثانیا همه ایرانی ها از نژاد آریایی نبودند ! ایرانیان منطقه بین النهرین(عراق)
      در واقع سامی نژاد بودند !
      که برای مدت طولانی تحت حاکمیت ایران قرار داشتند و همه سامی نژادها هم از
      نسل حضرت اسحاق(ع) نیستند که باز هم امام علی(ع) این نکته را میدانستند!!!

      • مدیر سایت

        اینکه میگن چه افرادی از نسل چه کسی هستن، غالبا پایه و اساسی نداره مگر شخص معصوم چیزی بگه

      • سلام‌، ماشالا در احادیث شیعه همه گمنامند و فقط یک نفر که امام علی باشه هویتش مشخصه. معلوم نیست اون موالی کی بودند و ملیتشون چی بوده ؟ اون عربها که زیر برابری با موالی نرفتن کی بودن که حکمشون حجت میان عربها بوده! جایگاه و عنوان امام علی چه بوده که موالی اورا به وساطت انتخاب کردند. همه چیز گنگ و مبهم.
        دیگه اینکه اخه کسی که موالی و زیردست بودن یک ملیت پذیرفته و خودش انها را با عنوان موالی خطاب میکنه چطور میتونه از حقوقشون دفاع کنه ؟ لابد رفته به عربها گفته ای مردم عرب این موالی بی ارزش که بنده و زیردست شما هستند را به عنوان غلام خود بپذیرید و به انها زن بدید و با انها به مساوات رفتار کنید! خب معلومه که عربها قبول نمیکنن برای خشک کردن ریشه نژاد پرستی حداقل خودت باید برتری نژادی قبول نداشته باشی ، خودت دخترتو به یکی ازون موالی بدی ،باید هنجار بشکنی ، باید تابو بشکنی که فرهنگ سازی کنی ، خودت اونها(موالی) را با خودت برابر بدونی وقتی تو به یک انسان ارزش میدی دیگران هم به او ارزش میدن ، بله فرهنگ سازی اینجوریه نه خودت نژاد پرست باشی و بخوای فرهنگ نژادپرستی برداری.

  6. مخاطب ارسطو اولا در اسلام نژادپرستی نداریم و اسلام مخالف نژاد پرستی هست
    برتری انسانها نسبت به هم در تقوای آنهاست !
    ثانیا سلمان فارسی همسرش عرب بود و در اواخر عمرش هم حاکم مداین شد
    با اینکه او عرب نبود که همه ی اینها به قول شما در جامعه عربی آن زمان تابو شکنی بود !!!
    ثالثا شما اگه خیلی زرنگی روایتی از پیامبر اسلام(ص)
    و یا حضرات اهل بیت علیهم السلام(ع) بیاور
    که فردی غیر عرب به خواستگاری دخترانشان آمده باشد
    و به او بخاطر غیر عرب بودن جواب منفی داده باشند!!!
    رابعا موالی یک طبقه اجتماعی است و نه دسته بندی نژادی !
    برده و موالی در اسلام یک طبقه شناخته شده اجتماعی است
    و دارای احکام مربوط به خود هم بودند و ربطی به نژادخاصی ندارد
    بهتر است دست از بازی کردن با کلمات بردارید !
    کدامیک از شاهان شما در قبل از اسلام دخترش را حتی به ازدواج
    یک پسر فقیر هم نژاد خودشان در آورده است ؟؟؟

    • کی گفته سلمان فارسی ایرانی بوده ؟ مگر در ایران قوم و خویشی داشته و کسی به خویشاوندی او منسوب شده ؟مگر میشه ایرانی بوده باشه و خبری از قوم و خویشانش در ایران نباشه ؟ سلمان هرجا ازو میپرسیدن پدرت کیه ؟ قوم و خویشت کیه ؟ کجایی هستی ؟ طفره میرفت و همیشه پاسخ پرت و پلا میداده ، یعنی اصلا تبار ایرانی نداشته !خوزستان مرکز پناهندگان سوری از امپراطوری بیزانس بود و فراوان اتفاق میفتاد که سوری ها در نزاع های مذهبی پناهندگی ایران میگرفتند ، او هم یک عرب سوری با پناهندگی ایران بود ، مگر در کامنت قبل نگفتید جنوب ایران پر از عرب بوده ؟ طبری هم به عنوان محقق بیطرف گفته او اهل خوزستان بوده یعنی قطعا از همان پناهندگان سوری بوده .خود سلمان به عربها گفته بود : ما نه پیش نماز شما میشویم و نه زنانتان را به زنی میگیریم(طبقات ابن سعدبرگ ۹۱)
      خب همین جمله نژادپرستیه یعنی ما ایرانی ها(اشاره به تابعیت ایرانی)لیاقت پیش نماز شدن و ازدواج با دختران شما را نداریم ، در حالی که چون خودش عرب بود هم پیش نماز عربها میشد هم زن عرب میگرفت ، دوما خب در اپارتاید غرب سیاهپوست ها هم یک طبقه اجتماعی بودند یعنی اپارتاید ربطی به نژادپرستی نداشت ؟ شما معنی موالی از لغت نامه بخونی میشه ملت غیر عربی که میهنش به تصرف عربها درامده باشد یعنی بحث نژاد و ملیت مطرحه! سوما حداقلش اینه شاهان ایرانی به عربهای جنوب که اهل سوریه بودند و وادار به کوچ اجباری شدند یا از اپراطوری بیزانس گریختند موالی و نوکر و برده نمیگفتند و محدودیتی برای حقوق اجتماعی و ازدواج برای انها بوجود نیاوردند .

  7. کاربر ارسطور خیلی جالب هست به راحتی ایرانی بودن سلمان را نفی می کنید
    ولی خیلی راحت بر اساس نظریه شخصیتان حکم به عرب بودن سلمان فارسی می دهید !!!
    تضاد در این جملات شما مشخص است !!!
    سلمان به عربها گفته ما نه پیش نماز شما می شویم؟؟؟ میشه این جمله را معنی کنید !
    خود شما میگید سلمان عرب بود پس چرا باید این جمله را در مورد اعراب بگوید !!!
    در ضمن کتاب طبقات در زمره کتب تاریخی است نه کتب حدیثی و خالی از اشکال نیست !
    بهتر است از کتب حدیثی شیعه مطلبی در مورد جناب سلمان بیاورید !
    جناب سلمان جزو معصومین نیست اما قطعا یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ اسلام است
    و آنان که با سیره سلمان فارسی آشنایی دارند میدانند این مطلبی که شما به آن استناد کردید
    با شیوه زندگی و تفکرات جناب سلمان فارسی همخوانی ندارد !
    معنی موالی را از لغت نامه بخوانم ! جالبه بدانید لفظ موالی در زمانهای مختلف تغییراتی داشته است
    قبل از فتح کشورهای غیر عرب هم لفظ موالی در میان اعراب بوده است
    و موالی عرب هم داشتیم !!! آپارتاید مربوط به زمان معاصر هست که در یک کشور مسیحی اتاق افتاد !
    ما داریم در مورد روایتی
    صحبت می کنیم که مربوط هزار و چهارصد سال قبله شما چی را با چی مقایسه می کنی!!!
    آن افرادی که شما میگی از سوریه آمده بودند به عنوان پناهنده آمدند ایران
    نیامدند اینجا که برده بشن !!! مشکل شما در بحث اینه که مقایسه هاتون با هم متناسب نیست !

  8. یک نمونه از نژاد پرستی :
    على علم منه بهم، فإن الله عز وجل لما اختار خلقه اختار ولد آدم، ثم اختار من ولد آدم العرب،
    ثم اختار العرب مضر، ثم اختار من مضر قریشا، ثم اختار من قریش هاشما،
    ثم اختار من هاشم أنا وأهل بیتی کذلک فمن أحب العرب فبحبی أحبهم،
    ومن أبغض العرب فببغضی أبغضهم

    همانا الله عزوجل ۷ آسمان را آفرید و فرزندان آدم را از میان مخلوقاتش برگزید
    و از میان فرزندان آدم، عرب را انتخاب کرد و از میان عرب مُضَر ( یکی از قبائل اصلی عرب)
    قریش را برگزید و از میان قریش، بنی هاشم را و از میان بنی هاشم مرا انتخاب نمود،
    من از میان بهترین‌ها در بهترین‌ها هستم؛ پس کسی که عرب را دوست بدارد مرا دوست داشته
    و کسی که بغض عرب را داشته باشد بغض مرا دارد.

    بحار الأنوار ،علامه المجلسی ، جلد ۳۷ ، ص ۵۳
    سیره الحلبیه ، حلبی ، جلد ۱ ، ص ۴۶

    • مخاطب زری خب حرف درستیه انسانها باید یکدیگر را دوست داشته باشند
      و دنبال پست جلوه دادن بعضی از اقوام و ساختن جک های قومیتی نباشند !
      و شعار مسخره هنر نزد ایرانیان است و یس را سر ندهند !
      مگر می شود علی (ع) را دوست داشت اما نژاد پرست بود !!!
      در مکتب امام علی(ع) نژاد پرستی وجود ندارد !
      سرکار خانم این حدیث نوعی معرفی نامه شجره نامه است !
      درضمن ترجمه فارسی آن دقیق نیست متاسفانه مخصوصا ترجمه جملات آخر آن
      لطف کنید ترجه صحیح آنها را بگذارید !!!
      دوستان دقت کنند ضمیر متصل ” هم ” در جملات آخر آمده است !

    • با سلام ؛ و اما بعد :

      ۱ : کامنت خانم زری نه از مطالعه خودشان که از سایت های ضد انقلاب است که این روایت را دال بر نژاد پرستی دانسته و بدان پرداخته اند.

      ۲ : مشابه این روایت را در جای دیگری از بحار الانوار می بینیم از جانب رسول خدا (ص) :
      تفسیر الإمام العسکری: قال رسول الله صلى الله علیه وآله: … وأما خیاره من عباده فولد آدم، وخیار من ولد آدم من اختارهم على علم بهم، فان الله عز وجل لما اختار خلقه اختار ولد آدم، ثم اختار من ولد آدم العرب ثم اختار من العرب مضر، ثم اختار من مضر قریشا، ثم اختار من قریش هاشما ثم اختار من هاشم أنا وأهل بیتی کذلک، فمن أحب العرب فبحبی أحبهم، ومن أبغض العرب فببغضی أبغضهم. … ( جلد ۹۳ ص ۳۷۳ )

      ۳ : در آدرس خانم زری هم روایت از جانب رسول خدا (ص) نقل شده است :
      ثم قال رسول الله : إن عزوجل خیارا من کل ما خلقه ، فله من البقاع خیار … من قریش هاشما ، ثم اختار من هاشم أنا وأهل بیتی کذلک فمن أحب العرب فبحبی أحبهم ، ومن أبغض العرب فببغضی أبغضهم ، وإن الله عزوجل اختار من الشهور شهر رجب وشعبان وشهر رمضان.

    • ۴ : این روایت برایم آشنا آمد چرا که پیشتر در این سایت درباره آن بحث شده است و اما :

      الف : این روایت از کتاب تفسیر منسوب به امام حسن عسکری (ع) نقل شده است که این کتاب فاقد اعتبار است ، در ابتدای روایت ( جلد ۹۳ ) در بحارالانوار دیدیم که گفته شده :
      تفسیر الإمام العسکری

      ب : ذیل این پست در سایت راه راستی : http://www.raherasti.ir/5044 درباره این روایت که از جانب خانم شبنم مطرح شده بود بحث شده بود .

      ۵ : مشابه قسمتی از این روایت را در خطبه ۹۴ نهج البلاغه می بینیم :

      فَاسْتَوْدَعَهُمْ فی أَفْضَلِ مُسْتَوْدَعٍ، وَ أَقَرَّهُمْ فِی خَیْرِ مُسْتَقَرّ، تَنَاسَخَتْهُمْ کَرَائِمُ الْأَصْلابِ إلَى مُطَهَّرَاتِ الْأَرْحَامِ؛ کُلَّمَا مَضَى مِنْهُمْ سَلَفٌ، قَامَ مِنْهُمْ بِدِینِ اللَّهِ خَلَفٌ.

      حَتَّى أَفْضَتْ کَرَامَهُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى‌ إِلَى مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله؛ فَأَخْرَجَهُ مِنْ أَفْضَلِ الْمَعَادِنِ مَنْبِتاً، وَ أَعَزِّ الْأَرُومَاتِ مَغْرِساً؛ مِنَ الشَّجَرَهِ الَّتی صَدَعَ مِنْهَا أَنْبِیَاءَهُ، وَ انْتَجَبَ مِنْهَا أُمَنَاءَهُ. عِتْرَتُهُ خَیْرُ الْعِتَرِ، وَ أُسْرَتُهُ خَیْرُ الْأُسَرِ، وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ الشَّجَرِ؛ نَبَتَتْ فِی حَرَمٍ؛ وَ بَسَقَتْ فِی کَرَمٍ؛ لَهَا فُرُوعٌ طِوَالٌ؛ وَ ثَمَرٌ لَا یُنَالُ؛ فَهُوَ إِمَامُ مَنِ اتّقَى، وَ بَصِیرَهُ مَنِ اهْتَدَى، سِرَاجٌ لَمَعَ ضَوءُهُ، وَ شِهَابٌ سَطَعَ نُورُهُ، وَ زَنْدٌ بَرَقَ لَمْعُهُ؛ سِیرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ، وَ کَلامُهُ الْفَصْلُ، وَ حُکْمُهُ الْعَدْلُ؛ أَرْسَلَهُ عَلَى حِینِ فَتْرَهٍ مِنَ الرُّسُلِ؛ وَ هَفْوَهٍ عَنِ الْعَمَلِ، وَ غَبَاوَهٍ مِنَ الْأُمَمِ.

      … تا این‌که منصب بزرگ به محمّد صلى الله علیه و آله منتهى شد، و نهاد اصلى وى را از بهترین معادن استخراج کرد، و نهال وجود او را در اصلیترین و عزیزترین سرزمینها غرس نمود، و شاخه هستى او را از همان درختى که پیامبران را از آن آفرید به وجود آورد، از همان شجره‌اى که امینان درگاه خود را از آن برگزید.

      عترت او بهترین عترتها، خاندانش بهترین خاندانها و درخت وجودش از بهترین درختان بود. در حرم امن خداوند رویید، و در آغوش خانواده کریمى بزرگ شد، شاخه‌هاى بلندى دارد که دست (فرومایگان) به میوه هاى آن نرسد. …

      مبرهن است این روایت تنها برای برگزیده بودن رسول خدا (ص) بیان شده است.

      ۶ : و اما قسمت مورد بحث آن آمدن عرب در انتهای روایت است :
      در یکی از سایتهای اهل تسنن این روایت ضعیف شمرده شده است [ این روایت در برخی منابع اهل تسنن هم آمده است ] :
      وحدیث
      ( إن الله عز وجل خلق السموات سبعا، فاختار العلیا منها فسکنها، وأسکن سائر سمواته من شاء من خلقه، وخلق الأرضین سبعا فاختار العلیا منها فأسکنها من شاء من خلقه، ثم خلق الخلق فاختار من الخلق بنی آدم واختار من بنی آدم العرب، واختار من العرب مضر، واختار من مضر قریشا، واختار من قریش بنی هاشم،
      واختارنی من بنی هاشم، فأنا من خیار إلى خیار، فمن أحب العرب فبحبی أحبهم، ومن أبغض العرب فببغضی أبغضهم )
      منکر (السلسله الضعیفه للألبانی)
      وقریب منه حدیث
      قال علیه الصلاه والسلام :
      (إن الله اختار من بنی آدم العرب واختار من العرب مضر ومن مضر قریشا واختار من قریش بنى هاشم واختارنی من بنی هاشم فأنا من خیار إلى خیار فمن أحب العرب فبحبی أحبهم ومن أبغض العرب فببغضی أبغضهم)
      ضعیف (ضعیف الجامع الصغیر للالبانی)

      https://bari9.el-emarat.com/%D8%A3%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D9%8A%D8%AB-%D8%B6%D8%B9%D9%8A%D9%81%D8%A9-%D9%81%D9%8A-%D9%81%D8%B6%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8/

    • ۷ : در کتاب ینابیع الموده نیز این روایت نقل شده است :

      و فی الشفاء: و فی حدیث‌[عن‌]ابن عمر رواه الطبرانی : انّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم قال: إنّ اللّه اختار خلقه فاختار منهم بنی آدم ثم اختار بنی آدم فاختار منهم العرب، ثم اختار العرب فاختار منهم قریشا، ثم اختار قریشا فاختار منهم بنی هاشم، ثم اختار بنی هاشم فاختارنی منهم، فلم أزل خیارا من خیار، ألا من أحب العرب فبحبی أحبّهم و من أبغض العرب فببغضی أبغضهم.

      ینابیع الموده لذو القربى؛ نویسنده : القندوزی، سلیمان بن ابراهیم؛ جلد یکم؛ صفحه شصت.

      در کتاب السیره الحلبیه؛ نویسنده : أبو الفرج الحلبی الشافعی؛ جلد یکم صفحات ۴۳ و ۴۴ میخوانیم :

      و عن ابن عمر رضی اللّه تعالى عنهما قال: قال رسول اللّه (صلى اللّه علیه و سلم): «من أحب العرب فبحبی أحبهم، و من أبغض العرب فببغضی أبغضهم».

      و عن سلمان الفارسی رضی اللّه تعالى عنه قال قال لی رسول اللّه (صلى اللّه علیه و سلم): «یا سلمان لا تبغضنی فتفارق دینک، قلت یا رسول اللّه کیف أبغضک و بک هدانی اللّه تعالى؟ قال: تبغض العرب فتبغضنی».

      و عن علی رضی اللّه تعالى عنه قال: قال لی رسول اللّه (صلى اللّه علیه و سلم): «لا یبغض العرب إلا منافق».

      و فی الترمذی عن عثمان بن عفان رضی اللّه تعالى عنهما أن رسول اللّه (صلى اللّه علیه و سلم)‌ قال: «من غش العرب لم یدخل فی شفاعتی و لم تنله مودتی» قال الترمذی: هذا حدیث غریب، و قال (صلى اللّه علیه و سلم) «ألا من أحب العرب فبحبی أحبهم، و من أبغض العرب فببغضی أبغضهم» و قال (صلى اللّه علیه و سلم): «أحبوا العرب لثلاث: لأنی عربی، و القرآن عربی، و کلام أهل الجنه عربی» و قال (صلى اللّه علیه و سلم): «إن لواء الحمد یوم القیامه بیدی و إن أقرب الخلق من لوائی یومئذ العرب» و قال (صلى اللّه علیه و سلم): «إذا ذلت العرب ذل الإسلام» و فی کلام فقهائنا: العرب أولى الأمم، لأنهم المخاطبون أولا و الدین عربی.

      با نگاه به جمیع این روایات در چند منبع آنچکه ما فهمیدیم این است که این روایت در اصل از منابع اهل تسنن بوده که به بحارالانوار و ینابیع الموده راه یافته است .

    • ۸ : درست است که کتاب ینابیع الموده از عالم حنفی اهل سنت است اما در آن از منابع شیعی هم استفاده شده است و غرض از اینکه گفتم از منابع اهل تسنن به ینابیع الموده این روایت راه پیدا کرده است این نبوده که ینابیع کتاب شیعی است بلکه این بود که این روایت از منابع شیعی به ینابیع راه پیدا نکرده است و از منابع اهل تسنن بوده است .

      ۹ : در بحار الانوار سند معتبری برای این روایت ذکر نمیشود و در بقیه منابع هم باز سند معتبری هیچکدام ذکر نمیکنند و در منابع اهل تسنن هم آنچنان که لینکش را گذاشتیم این روایت معتبر نیست . همچنین این روایت در کتب معتبر شیعی همچون اصول کافی و وسائل الشیعه و … نقل نشده است . این روایت تنها خوراک برخی رسانه های ضد انقلاب و اسلام بوده که آنها هم بدون توجه به موثق بودن آن تنها آنرا نقل کرده اند. همچنین خطبه نهج البلاغه هم تنها برگزیده بودن پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) را نشان میدهد و چیزی درباره نژاد پرستی عرب در آن نیست .

      • کمتر برا خودتون آسمون ریسمون ببافید .
        اگه از مورخین و نویسنده های خارجی مطلب بزاریم ،
        که افاضه میفرمایید ؛ اینها ضد اسلام و چنین و چنان هستن ،
        اگه از خود کتب اسلامی مطلب بزاریم که افاضه میفرمایید ؛
        این روایت یا ضعیف ست یا اصلا معتبر نیست یا مربوط به اهل سنت ست .
        حتی قادر نیستید الهی بودن قرآن و پیمبری محمد را ثابت کنید.
        اونوقت وندیداد زرتشتیان که یک کتاب کهن و متعلق به مغان مادست
        برای شما دغل بازان ، شده سند معتبر که چپ و راست ازش مطلب قیچی میکنید ؟

        • مدیر سایت

          انتقاد از وندیداد بعنوان انتقاد به زرتشتیانه نه انتقاد به دین زرتشتی. دین اصلی زرتشتی معلوم نیست چی بوده تا کسی بخواد بهش انتقادی داشته باشه

          • حرفهای ناشیانه میزنید
            دین زرتشتی معلوم نیست چی بوده
            اونوقت دین اسلام با ۷۰ فرقه متفاوت و تفاسیر مختلف از قرآن ،معلومه چی بوده ؟
            شما مسلمونا حتی نمیدونید چه کسی قرار بوده بعد از فوت پیمبرتون خلیفه بشه ؟
            یه فرقه برا خودش احادیث جعل میکنه و به خورد مردم میده که علی باید میشده
            فرقه دیگه احادیث جعل میکنه و میگه ابوبکر بر حق بوده
            و هنوز هم بعد از ۱۴۰۰ سال بخاطرش خون همدیگرو میریزید.

            • مدیر سایت

              شما که می دونی دین زرتشتی چیه، کتابی را به ما معرفی کن تا با آن، دین زرتشتی را بشناسیم. ما مسلمانها قرآن و حدیث معتبر داریم (حدیث هایی که زنجیره سند دارن و معلومه کی از کی حدیث را نقل کرده تا به معصوم ع برسه و با شرایط دیگر)
              در مورد فرقه های اسلام، بحثی کاملا تخصصی و طولانیه و باید متون را بدون تعصب بررسی کرد و پس از آن می توان به اسلام واقعی دست پیدا کرد اما برای بررسی دین زرتشتی چه چیزی را بخوانیم؟

            • ارزش معنوی یک آیین به تعداد کتابهای آن نیست ، بلکه به محتوای آنست
              همانطور که ارزش یک تُن چدن از ۱۰ گرم طلا بیشتر نیست .
              قرآنتان که یک کتاب خرافیست
              که مجموعه ایی از داستانهای مبهم توراتی و عقاید کهنه مردم بین النهرین و الهی کردنِ
              خرافات اعراب بت پرست مثل مراسم حج ، خمس ، چهار ماه حرام در سال حرف میزند .
              مطالب مدنی آنهم که از راهزنی و کشتن و تهاجم به قبایل یهود و به غنیمت گرفتن اموال و زنان میگوید .
              وقتی ریشه درخت اسلام که قرآنست ، خرافی و غیرالهی ست
              شاخ و برگ دادن به آن با روایاتی که ۲ قرن بعد از ظهور اسلام نگارش شدند ، چه ارزشی دارند ؟
              اصلا کسانی که چند سال در حوزه های پرورش آخوند ، تمامی این کتابهای حدیث و روایات
              را در مغزشان فرو میکنند و سپس سعی در انتقال آنها در بالای منبر دارند ،
              بغیر از ترویج خرافه و جهل ، چه سودی در این ۱۴۰۰ سال به ارمغان آورده اند ؟
              بقول شهید میرزا آقا خان کرمانی در سه مکتوب :
              اگر یک جلد از ۲۴ جلد کتاب بهارالانوار علامه مجلسی را در هر کشوری انتشار بدهند،
              دیگر امید نجات برای آن ملت سخت و دشوار است.

            • مدیر سایت

              کسی که بحارالانوار را بصورت بهارالانوار مینویسه، اهلیت برای بحث علمی نداره. این حرفهای گنده به او نمیاد و کپی از جاهای دیگره

  9. تورو خدا در مکتب علی زنهارو آزارو اذیت نکنید ؛
    حضرت علی به اما م حسن وصیت نمودند ؛
    زنهار مشورت با زنان نکن زیرا که رای آنها ضعیف و عزم آنها سست است
    و ایشان را پیوسته در پرده بدار و بیرون نفرست
    حلیه المتقین باب چهار فصل شش
    همچنین گفتند ؛
    مردی که کارهای او را زنی تدبیر کند ملعونست و حضرت محمد چون اراده جنگ داشتند
    با زنان خود مشورت می کردند و هر چه انها می گفتند خلاف ان عمل می کردند
    حلیه المتقین باب چهار فصل شش

    بعد از کشته شدن عثمان بن عفان در شورش سال ۳۵ هجری قمری ،
    مردم اصطخر باز تصمیم به شورش گرفتند که عبدالله بن عباس به دستور
    پسر عمویش علی بن ابی طالب، قیام مردم اصطخر ایران را در خون فرونشاند.
    کتاب تاریخ ایران کمبریج ، عبدالحسین زرین کوب جلد ۴ ، ص ۲

    • سرکار خانم زری ای کاش بجای این پیام و فرار رو به جلو و احساسی حرف زدن
      ترجمه صحیح حدیث قبلی را میگذاشتید که از شما درخواست کرده بودم !
      البته جناب آفر به جای شما زحمت کشیدند و این حدیث را کامل بررسی کردند !
      و اما حدیث اولی که گذاشتید در مورد مشورت با زنانی است
      که احساسی تصمیم میگیرند و حرف میزنند ! کلا مشورت با افرادی که بجای تصمیم
      منطقی تصمیم احساسی می گیرند انسان را گمراه خواهد کرد
      این حدیث دارای شرایط نسبیت است
      و الا مشورت با زنان مومنه و منطقی و با ایمان بسیار هم کار خوبی است !!!
      مانند همسر جناب زهیر بن قین که زنی با ایمان و منطقی بودند
      که تشویق ایشان باعث شد جناب زهیر بن قین به سپاه امام حسین(ع) بپیوندند !
      و یا مدیریت کاروان اسرای کربلا به دست حضرت زینب (س) !

    • و اما سرکار خانم زری این روایتی که در مورد سرکوب مردم اصطخر گذاشتید صحت ندارد !
      بله این داستان در کتاب تاریخ ایران کمبریج نوشته شده است
      اما منبع اصلی آن دارای سند تاریخی معتبر نمی باشد !
      می توانید به لینک زیر تشریف ببرید و مطالعه کنید که این داستان دارای سند تاریخی نیست !
      بجای ایجاد شبهه الکی برای مخاطبان این سایت بهتر است با صداقت بیشتری رفتار کنید
      و بیشتر تحقیق نمایید !

      https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa21830

    • با سلام .

      … چه بگویم که هرچه گفتیم از اصل حرف بزنید از جعلیات آنهم در فرعیات باز سخن میگویید … از گاتها برایم بگویید … گاتهایی که یعنی اصل زرتشتیان است اما تحریف و تقطیع و از هم پاشیده و بهم ریخته شده است ، اینرا من نمیگویم … از ایرانی تا مستشرق هر که گاتها را نگاه کرد فهمید و گفت … از ژان کلنز یهودی تا پورداود باستان گرا …

      در عجبم از فردی که روایتی بدون سند میگذارد که گفته با زنان مشورت نکن و آن وقت از آیینی دفاع میکند که زن را فاحشه ای پست پتیاره جهی میداند و او را از سگ ولگرد خیابان پست تر میخواند …

  10. شعار مسخره هنر نزد ایرانیان است و بس سر ندهند ؟؟؟!!!
    یکی نیست به این عرب پرست دو آتیشه بگه در همین زمان حاضر یک مخترع یا مبتکر عرب وجود ندارد و همه ی کشورهای عربی با حاکمان شکم گنده شان فقط مصرف کننده هستند و بس
    اگه پول نفت این جماعت شکم باره تمام بشه چقدر گرسنه و تشنه خواهند ماند …
    جمله ی ارزشمند هنر نزد ایرانیان است و بس را کافی است با وجود دانشمندان و مخترعان بزرگ ایرانی در بهترین شرکتهای دنیا به اثبات رساند .

    • مخاطب سپند قبلا کاربری به اسم سپند پیام میداد
      و فقط در حمایت از نظر بقیه نظر میداد و از خود نظر خاصی نداشت
      دقیقا نمونه عملی سیاهی لشگر را داشت !
      اگر شما آن سپند قبلی باشید پیشرفت بزرگی نموده اید !!!
      شما احتمالا در مورد جوامع امروزی مسلمان عرب تحقیق زیادی نکرده اید !
      و نوشته اید همه ی کشورهای عرب ! جالب است بدانید همه ی کشورهای مسلمان عرب
      نفت ندارند و کشور عرب فقر هم داریم !
      اگر ملاک شما برای جمله مسخره هنر نزد ایرانیان است و بس !
      کار در شرکتها و دانشگاه های معتبر در اروپا و آمریکا است
      کم نیستند افراد تحصیل کرده مسلمان عرب که آنها نیز در آنجا مشغول به فعالیتند !
      مانند مرحوم احمد حسن زویل که یک مسلمان مصری تبار بود و برنده جایزه نوبل شیمی شد !
      در ضمن کشور ایران از قومیتهای های گوناگونی مثل تورک،کورد،عرب،بلوچ،فارس وغیره تشکیل شده
      که اگر بخواهید ایرانیت را به معنای قومیت ایرانی در برابر قومیت عرب معنا کنید با توجه
      به این که ایران یک کشور چندقومی است کار اشتباهی و بی معنی است !
      آنچه چکیده سیستم آموزشی کاملا به قول شما ایرانی است همان سیستم آموزشی علمی
      دوره ساسانی است که آموزش و تحصیلات فقط شامل حال طبقه خاصی می شد
      و حتی نتوانست یک دانشمند معروف در سطح منطقه ای و جهانی تحویل دهد !!!
      خوشبختانه تمام دانشمندان و نوابغ ایرانی که دارای شهرت جهانی و منطقه ای هستند
      محصول دوران اسلامی ایران هستند !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code