+
خانه / گوناگون / مدیر سایت / مصاحبه ی مدیر سایت: آیا مختار اجازه نامه قیام داشت؟
مصاحبه ی مدیر سایت: آیا مختار اجازه نامه قیام داشت؟

مصاحبه ی مدیر سایت: آیا مختار اجازه نامه قیام داشت؟

منبع: سایت تبیان
اشاره:
گروه دین تبیان، همزمان با شروع پخش سریال فاخر"مختارنامه"،  بر آن شد تا از این فرصت مغتنم به منظور تحلیل ابعاد شخصیتی این چهره جنجالی تاریخ و قیام خونخواهانه وی بهره جوید.
تا کنون در نوشتارهایی چند کوشیده ایم تا پس از پخش قسمتهایی از سریال یاد شده، وقایع مربوط به آن قسمت را به تحلیل بنشینیم.در قسمت اخیر، عده ای از زعمای کوفه نسبت به ادعای مختار ثقفی مبنی بر داشتن اجازه نامه از سوی محمدبن حنفیه تشکیک کرده و به منظور کشف حقیقت، راهی مدینه شدند. در اینجا پرسش جدی این است که آیا مختار اجازه نامه قیام داشت؟ «سید حسن فاطمی موحد» محقق علوم انسانی و پژوهشگر تاریخ اسلام، در گفتگوی زیر، بدین سوال پاسخ داده اند:

* آیا قیام مورد تأیید اهل بیت (ع) است؟

سید حسن فاطمی موحد: با رجوع به منابع روایی می توان دریافت که مختار در اندیشه ائمه معصومین (ع) دارای شخصیتی مثبت بوده است. در روایات متعددی از على بن الحسین (ع) و همچنین امام باقر (ع) نقل شده است که از مختار به نیکی یاد کرده اند.

در کتاب «ذوب النضار» تألیف «ابن نما حلى» آمده است که پس از آنکه گروهى از سران شیعه براى یقین پیدا کردن به گفتار مختار مبنى بر نمایندگى از جانب محمد بن حنفیه به حضور او در مکه رسیدند، ابن حنفیه چنین گفت: «به سوی امام من و امامتان علی بن حسین بروید» آنان هنگامی که نزد امام سجاد (ع) رفتند و علت ملاقات را درباره ادعای مختار مبنی بر اجازه داشتن قیام بیان کردند و امام (ع) گفت: «ای عمو! اگر کسی برای ما قیام [و خروج] کند بر مردم است که با آن همراهی کنند و من این امر را به تو ولایت دادم پس هر کاری که اراده کردی انجام بده.» این گروه از کنار امام سجاد (ع) خارج شدند در حالی که کلام او را شنیده بودند و گفتند: «زین العابدین (ع) و محمد بن حنفیه اجازه دادند.» و به این ترتیب این زعمای شیعه کوفه دانستند که قیام مختار، قیامی برای رسیدن به مناصب دنیوی نیست و هدف او تنها خون خواهی از شهدای کربلا و دفاع از اهل بیت (ع) است.

فاطمی همچنین درباره موجه بودن چهره مختار نزد تمامی شیعیان آن دوره، که شامل امام سجاد (ع)، اهل بیت (ع)، زعما و مردم عامی می شد، ادامه داد: امام سجاد (ع) برای انتقام از خون کشته  شدگان عاشورا دست به دعا برده بود که خدا این دعا را به وسیله مختار به اجابت رسانید. امام چهارم همچنین هدایاى مختار را که نشانی از پیروزی وی بر امویان بود، می پذیرفت و بعد از جریان عاشورا که اهل بیت پیامبر (ع) چند سال در ماتم و عزا بودند، برای نخستین بار و بعد از فرستادن سر ابن زیاد، توسط مختار به مدینه نوعی شادى در این خاندان دیده شد که با پخش کردن میوه بین اهالی شهر، حنا بستن به موها توسط زنان و حتی تهیه غذای گرم در خانه و … همراه بود.
با آشکار شدن ماهیت حکومت ابن زبیر و شایسته نبودن وى در امر حکومت مردم، به نهضت مختار گرایش پیدا کردند و او را در جنگ با نمایندگان ابن زبیر در کوفه و هواداران آنها یارى دادند؛ چرا که او خود را نماینده محمد بن حنفیه معرفى کرده بود و از طرفداران اهل بیت پیامبر (ص) بود که با شعار خونخواهى امام حسین (ع) قیام خود را آغاز کرد و آن را ادامه داد

* نسبت های ناروا به مختار

با این حال اتهامات ناروایی هم در تاریخ به مختار منسوب شده که بیش تر آنان از سوی اهل تسنن مطرح شده است. از جمله اینکه وی را متهم به ادعاى نبوت و سخن گفتن با جبرئیل ـ فرشته الهی ـ کرده اند. البته از کلمات و بیانات مختار که در جاهاى مختلف ایراد و هدف و انگیزه خود را براى برپائى قیام به وضوح بیان کرده است و او را از آنچه در بعضى منابع تاریخى اهل سنت در باره مختار وجود دارد که او ادعاى نبوت داشت، مبرى مى کند. و از همه مهم تر اینکه خود را نماینده یکى از افراد اهل بیت یعنى محمد بن حنفیه معرفى کرده است و این نمایندگى، هیچ گونه سنخیتى با ادعاى نبوت ندارد و تنها با استناد به این دو دلیل می توان این ادعاها را رد کرد.

در بخشی از تاریخ به مختار لقب کذاب داده اند. این از جمله لقب هاى ناپسندى است که در بعضى منابع تاریخى اهل سنت به مختار نسبت داده شده است. مثلاً «ابن کثیر» این گونه مختار را معرفى کرده است: «و أما المختار بن عبید الثقفى الکذّاب …» «و اما مختار بن عبید ثقفی که کذاب است …» این لقب و تهمت هاى دیگر از نقشه هاى شوم بنى امیه و بیش تر در دوران آنها بوده است و ابن زیاد هنگام آزاد کردن مختار همین کلمه را در باره او به کار برد.

این مورد آن قدر شایع بوده است که امام باقر (ع) به مقابله با آن برخواسته است و فرمود: «لا تسبّوا المختار …» (به مختار دشنام ندهید). شیوع لقب «کذاب» از اینجا فهمیده مى‏شود که فرزند مختار مجبور مى شود این مسأله را از امام باقر (ع) سؤال کند تا مطلب براى او کاملاً روشن شود و بعد از شنیدن این سخن از امام پنجم، شناخت تازه ای نسبت به مختار مطرح شد. ضربه اى که بنى امیه از مختار و انقلاب او خورد و زخمى که از ناحیه او بر آنان وارد شد، معلوم بود که براى خدشه وارد کردن بر شخصیت او از هیچ امرى دریغ نمى کنند و به همین دلیل در کتاب هاى اهل سنت نه تنها به عنوان یک شخصیت ممتاز معرفى نشده است؛ بلکه مملو از این گونه تهمت ها بوده است.

* نگاهى به یک نقل در جریان سوء قصد به جان امام حسن (ع) در ساباط

در حادثه سوء قصد به امام حسن مجتبى (ع) در «ساباط» که به مجروحیت حضرت منجر شد، حضرت فرمود: «مرا به خانه سعد [عموی مختار] در مدائن ببرید.» وى از طرف حضرت امیر (ع) به استاندارى مدائن منصوب شده بود و پس از شهادت امام على (ع) نیز از طرف امام حسن (ع) در مقام خود تثبیت شد و او همچنان والى مدائن بود. در نقلى آمده است که مختار به عموى خود پیشنهاد کرد که امام حسن (ع) را به معاویه تحویل دهیم و از این رهگذر به پول و مقامى دست بیابیم و او شدیدا مورد سرزنش عمویش قرار گرفت.

آیت الله خوئى بر این مطلب نقد محکمی ارایه داده است. ایشان می گوید: «این روایت قابل اعتماد نیست؛ زیرا اولاً مرسل است و ثانیاً بر فرض صحت روایت، مختار قصد آزمایش عموى خود را داشته است که اگر خداى ناکرده چنین قصدى دارد، نسبت به حفظ جان امام چاره اى بیندیشد.» به نظر مى رسد، به جهت ارسال این روایت و اینکه این مطلب در مورد مختار، از طریق شیعه ثابت نشده و تنها از طریق منابع اهل سنت بیان شده است، مى‏توان این مطلب را در مورد مختار نپذیرفت و آن را رد کرد.

وی تأکید کرد: با توجه به اینکه دفاع شدید مختار از اهل بیت (ع) و کشتار زیادى که از قتله شهداى کربلا و دشمنى سرسختى که با بنى امیه داشت، موجب شده است که در منابع اهل سنت، بدگوئی هاى زیادى از او شود. من جمله لقب کذّاب، ادعاى نبوت و نازل شدن جبرئیل و … که ذکر آنها رفت.

از طرفى شاید یک چنین خطاى بزرگى از او سر زده باشد و این سخن نابه جا را گفته باشد، می توان تحلیل کرد که پس از مدتی از این گفته پشیمان شده و توبه کرده باشد و دفاع او از اهل بیت (ع) جبران این خطاى او بوده است و نمى توان براى تبرئه مختار، نسبتى به عموى او زد با توجه به موقعیتى که سعد نزد امام على و امام حسن علیهما السلام داشت.
با توجه به اینکه دفاع شدید مختار از اهل بیت (ع) و کشتار زیادى که از قتله شهداى کربلا و دشمنى سرسختى که با بنى امیه داشت، موجب شده است که در منابع اهل سنت، بدگوئی هاى زیادى از او شود. من جمله لقب کذّاب، ادعاى نبوت و نازل شدن جبرئیل و … که ذکر آنها رفت

* علل گرایش مردم کوفه به مختار
مختار نامه

مردم عراق، به خصوص کوفه که سالیان دراز بر آنان ستم شده بود و از ظلم و جنایت حکومت بنى امیه به ستوه آمده بودند به دنبال فرصتی برای رهایی از ظلم می گشتند.

کوفیان که حتی از حقوق اولیه مسلمانان دیگر شهرهای بلاد اسلامی برخوردار نبودند، پس از مرگ یزید، فرصت را غنیمت شمرده و شورش کردند و «عمرو بن حریث» عامل ابن زیاد را از شهر اخراج کردند.

مردم کوفه «عامر بن مسعود» را که از مخالفین حکومت ظالمانه بنى امیه بود، به جاى او نشاندند. آنان به دعوت ابن زبیر که به ضدیت با بنى امیه برخواسته بود و در مکه شورش کرده بود، پاسخ مثبت دادند و به یارى او شتافتند و به حاکمیت ابن زبیر تن دادند و او را در تسلط بر عراق کمک کردند. کوفه و بصره به حمایت از ابن زبیر برخواستند به امید آنکه عدالت نسبت به آنان اجرا شود و با جانیان کربلا مبارزه کند، اما با کمال ناباورى دیدند که ابن زبیر همان راه بنى امیه را در حق کشى نسبت به آنان پیش گرفته است.

پس مشخص شد که تمام شعارها و تظاهر ابن زبیر به زهد و بى میلى به دنیا به جز فریب و نیرنگ چیز دیگرى نبوده است و اشراف کوفه که اکثر آنان در حادثه غمبار کربلا نقش داشتند و در ریختن خون امام حسین (ع) و دیگر شهداى کربلا شریک بودند، جزو مقربان و نزدیکان حکومت قرار گرفتند و از همان نیروهاى ضدانقلاب براى مقابله با حرکت هاى انقلابى نهایت استفاده را مى‏برند.

با آشکار شدن ماهیت حکومت ابن زبیر و شایسته نبودن وى در امر حکومت مردم، به نهضت مختار گرایش پیدا کردند و او را در جنگ با نمایندگان ابن زبیر در کوفه و هواداران آنها یارى دادند؛ چرا که او خود را نماینده محمد بن حنفیه معرفى کرده بود و از طرفداران اهل بیت پیامبر (ص) بود که با شعار خونخواهى امام حسین (ع) قیام خود را آغاز کرد و آن را ادامه داد.

فرآوری: شکوری
گروه دین تبیان
متن گفتگو از خبرگزاری فارس

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>