+
خانه / گوناگون / اهل سنت / سجده بر مهر در بحث با اهل سنت / شیعه نه مهر را پرستش می کند و نه از آن حاجت می خواهد و نه مهر مورد احترام است
سجده بر مهر در بحث با اهل سنت / شیعه نه مهر را پرستش می کند و نه از آن حاجت می خواهد و نه مهر مورد احترام است

سجده بر مهر در بحث با اهل سنت / شیعه نه مهر را پرستش می کند و نه از آن حاجت می خواهد و نه مهر مورد احترام است

به قلم مدیر سایت
خدا را شاکرم که توفیق عبادت عمره را در تیرماه ۱۳۹۱ به اینجانب همراه خانواده اعطا فرمود. در آنجا بحثهایی با چند تن از وهابی ها داشتم. مناسب دانستم خلاصه ی آنها را در دو قسمت بیاورم:

گفتگو با یک روحانی برجسته
بر تابلوی بالای اتاقی کنار مسحدالنبی نوشته بود: "محل بحث" و شاید: "محل بحث های اعتقادی" یا "محل بحث دینی". در آنجا یک روحانی وهابی حدود پنجاه ساله نشسته بود. از او پرسیدم: چرا سر بر مهر گذاشتن در نماز را بت پرستی و شرک می دانید در حالی که اگر کسی بخواهد چیزی را پرستش کند آن را زیر پیشانی نمی گذارد بلکه در مقابل خود می گذارد و نیز وقتی ما سر بر مهر می گذاریم با مهر مناجات نمی کنیم و به آن نمی گوییم: ای خالق ما، ای رازق ما و…؟
جواب داد: سر بر مهر گذاشتن نه شرک است و نه بت پرستی.
گفتم: پس چرا اجازه نمی دهید شیعیان در مسجد النبی مهر بگذارد؟
جواب داد: مهر باعث کثیف شدن مسجد می شود.
گفتم: مسجد را کثیف نمی کند و نیز سجده بر مهر سنگی را نیز اجازه نمی دهند.
گفت: مهر باعث به هم خوردن صف های نماز می شود. اما اگر فرادی و به تنهایی با مهر نماز بخوانید ایراد ندارد.
او در حالی چنین گفت که اگر مأموران دولتی سعودی مهر را در ساک ایرانی ها ببینند آن را می گیرند و اصلا اجازه نمی دهند حتی فرادی کسی نماز را با مهر بخواند. دانستم که او خود را به نادانی زده و لذا بحث را ادامه ندادم.
پرسش دیگری مطرح کردم:
سلام بر پیامبر در کنار مزار او چه ایرادی دارد؟
جواب داد: اگر تنها سلام کردن باشد ایراد ندارد اما اگر سلام کردن برای کمک خواستن از پیامبر باشد شرک و حرام است بلکه فقط باید از خدا کمک خواست.
خواستم بگویم که ما پیامبر را واسطه قرار می دهیم، سخنم را قطع کرد و گفت: همین، خلاص. بحث نمی کنم.
تعجب کردم. او در حالی چنین گفت که بر تابلو نوشته بود: «محل بحث»
به او گفتم: اجازه می دهی با هم عکسی بگیریم؟
گفت: عکس گرفتن حرام است.
گفتم: پس چطور عکس های بزرگ ملک عبدالله در سطح شهر نصب است؟
گفت: نصب عکس او فایده دارد اما عکس من و تو بی فایده است.
به او نگفتم که: اگر بی فایده بود، چنین پیشنهادی نمی دادم.

فرار از بحث
در اتاقی دیگر در جوار مسجد پیامبر(ص) روحانی ای با روی باز و با صمیمیت به من گفت: سعی کنیم دنبال حق و حقیقت باشیم. من از خدا می خواهم شما چنین توفیقی داشته باشید که حرف حق را بپذیرید.
از او خواستم به داخل مسجد بیاید و در جایی خلوت باهم صحبت کنیم. او پذیرفت و آمد.
او تلاش داشت با مهربانی و محبت با من برخورد کند. مثلا گفت: اگر در اینجا کسی با شما برخورد بد داشته طبیعی است که در همه جا این افراد هستند و…
با او بحث از سجده بر مهر را پیش کشیدم. پرسیدم: چرا شما سجده بر مهر را قبول ندارید؟
جواب داد: سجده بر مهر گفته ی جعفر صادق(ع) است نه پیامبر. ما تابع پیامبر هستیم.
حدیث ثقلین از حدیث های مورد قبول اهل سنت است و در کتاب های آنها فراوان آمده و دیگر آنکه امام صادق را جزء اهل بیت پیامبر می دانند. برای او حدیث ثقلین را خواندم:
«انی تارک فیکم الثقلین: کتاب الله و عترتی اهل بیتی. ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا؛ من دو چیز گران بها در میان شما باقی می گذارم: کتاب خدا و اهل بیتم. تا وقتی که به آن دو تمسک جویید هرگز گمراه نخواهید شد.»
از آن روحانی پرسیدم: «تمسک به اهل بیت» یعنی چه؟
جواب داد: ابوطالب هم جزء اهل بیت است؛ عباس (عموی پیامبر) هم جزء اهل بیت است.
انتظار داشت بگویم که به این دلایل این دو نفر از اهل بیت نیستند و اینگونه بحث منحرف شود.
گفتم: اگر این دو نفر از اهل بیت باشند دلیل نمی شود امام صادق جزء اهل بیت نباشد. بگو: «تمسک به اهل بیت» که پیامبر به آن سفارش کرده یعنی چه؟
همین آقای مهربان، با تندی گفت: در کتاب های شیعه پر از خرافات است.
در این زمان صدای اذان مغرب بلند شد و بی خداحافظی به همان اتاق محل کارش برگشت. هرچه صدایش زدم جواب نداد.
در نماز جماعت شرکت کردم. پس از نماز سراغ او در همان اتاق اداری رفتم. به او گفتم: چرا وسط بحث رفتی؟
جواب داد: چون صدای اذان بلند شد.
البته صدای اذان بهانه بود چون بدون خداحافظی رفت و حتی نگفت: بحث را بعد از نماز ادامه می دهیم.
گفتم: حالا بگو: معنای تمسک به اهل بیت چیست؟
گفت: تو بگو یعنی چه؟
جواب دادم: تو عرب هستی؛ از من معنای آن را می پرسی؟
سپس توضیح دادم که تمسک به اهل بیت یعنی گرفتن سخن آنها و پیروی از آنها.
شخصی دیگر گفت: این روایت ضعیف است.
اما خود همان شخص به او گفت: نه، این روایت صحیح است.
در این بین حرف در حرف افتاد و جواب واقعی نگرفتم و خارج شدم.

ترجمه ای بی ربط
همان بحث سجده بر مهر را با یکی دیگر از روحانی های وهابی که بسیار مسلط بر بحث های اعتقادی بود، مطرح کردم. از او پرسیدم: تمسک به اهل بیت در این سفارش پیامبر یعنی چه؟
جواب داد: یعنی به اهل بیت احترام بگذارید.
گفتم: پیامبر می فرماید: اگر به قرآن و اهل بیت تمسک کنید گمراه نخواهید شد. صرفا احترام، انسان را از گمراهی نجات نمی دهد بلکه پیروی از آن دو است که سبب عدم گمراهی می شود.
او باز حرف خود را تکرار کرد. کسی که عبارتی به این واضحی را اینگونه معنا می کند، صلاحیت بحث نداشت. لذا در این مورد ادامه ندادم. او در ادامه با زیرکی خاص، بحث را با این سخن منحرف کرد که: از کجای این روایت استفاده می شود که امام صادق(ع) معصوم بود؟

در میان ایرانی ها
در قبرستان بقیع روحانی ای بود که به فارسی صحبت می کرد. ادعا داشت ایرانی الاصل است اما بعضی می گفتند: دروغ می گوید، افغانی است.
به او گفتم: چگونه است که شما سر بر مهر را شرک و نیز احترام و محبت به آن می دانید؟ اگر کسی بخواهد چیزی را بپرستد یا به او محبت کند آن را زیر پیشانی نمی گذارد و در ذهن ما این نیست که مهر خالق و رازق ماست.
جواب داد: وقتی محبت شدید شد آن را زیر پیشانی می گذارند.
پرسیدم: اگر شما بخواهی محبت زیاد خود را به پدرت اظهار کنی، آیا او را می خوابانی و پیشانی ات را روی او می گذاری؟
ایرانی هایی که تجمع کرده بودند، زدند زیر خنده.
ادامه دادم: اگر مهر در نظر ما خیلی احترام داشت، نجس کردن آن را حرام می دانستیم. در حالی که نجس کردن مهر ایراد ندارد.
سپس این پرسش را مطرح کردم:
اگر کسی قرآن را بر زمین گذاشته پیشانی بر آن بگذارد چه حکمی دارد؟
جواب داد: بی احترامی به قرآن و حرام است.
گفتم: چه شد که پیشانی بر مهر گذاشتن، احترام به آن است اما سجده بر قرآن بی احترامی به قرآن به شمار می رود؟
سکوت کرد.

تدوین: تیر ۱۳۹۱

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئوسرویس و تعمیر کولر گازی