+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام علی(ع) / نادانان! / ماهی ای به نام کرکره بن صرصره بن غرغره بن دردره بن جرجره بن عرعره بن مرمره بن فرفره
نادانان! / ماهی ای به نام کرکره بن صرصره بن غرغره بن دردره بن جرجره بن عرعره بن مرمره بن فرفره

نادانان! / ماهی ای به نام کرکره بن صرصره بن غرغره بن دردره بن جرجره بن عرعره بن مرمره بن فرفره

به قلم مدیر سایت
سخنی مسخره را به عنوان حدیث در اینترنت پر کرده اند و نادان هایی با این خیال که ضعفی از اسلام یافته اند آن را با شادمانی در سایتهای گوناگون نشر داده اند. خلاصه ی آن:
امام علی(ع)در جنگ صفین ، قصد عبور از رود فرات را داشت ولی معبر معلوم نبود. از نصیر بن هلال خواست تا در کنار فرات، ماهی ای به نام کرکره را صدا کند و از او محل عبور را بپرسد.
نصیر کنار فرات آمد و فریاد برآورد: ای کرکره. هفتاد هزار ماهی سر از آب بیرون آوردند و گفتند: ما همه «کرکره» نام داریم. منظور کداممان است؟
نصیر برگشت و ماجرا را به عرض مولایش علی رسانید. فرمود: برو «کرکره بن صرصره» را بخوان. برگشت و ندا داد. این بار شصت هزار ماهی سر برآوردند که: ما «کرکره بن صرصره» هستیم.
نصیر نزد امام برگشت. امام فرمود: برو «کرکره بن صرصره بن غرغره» را بخوان. نصیر بازگشت و چنین کرد. این بار پنجاه هزار ماهی به این نام بالا آمدند.
برگشت و مولا گفت: برو «کرکره بن صرصره بن غرغره بن دردره» را بخوان.
تا اینکه در دفعه هشتم فریاد برآورد: ای «کرکره بن صرصره بن غرغره بن دردره بن جرجره بن عرعره بن مرمره بن فرفره»!
و…

توضیح:
الف) طبیعی است آنان که خود را به نادانی زده اند، نمی پرسند: چنین حدیثی در چه کتابی آمده؟ شیطان ها، کتاب ۱۱۰ جلدی بحارالانوار را معرفی می کنند بدون ذکر شماره جلد و صفحه.
به فرض که آدرس دقیق بدهند، عده ای حاضر نیستند خود کتاب را بررسی کنند که آیا در چنین آدرسی درست هست یا نه؟
ب) با نرم افزار هزاران کتاب دینی از جمله بحارالانوار و قدیمی ترین کتاب های حدیثی را جستجو کردم اما چنین روایتی را نیافتم.
ج) به فرض که چنین حدیثی وجود داشته باشد. مگر ما ادعا کردیم که همه ی احادیث درست است؟
این داستان با عقل جور در نمی آید. یک رودخانه و در وسعتی که صدا می رسد، مگر گنجایش چه تعداد ماهی را دارد که تنها پنجاه هزار ماهی نامشان «کرکره بن صرصره بن غرغره» داشته باشد؟! مثل آن بنده خدا که ادعا کرده بود: هزار احمد یک چشم کله پز در هرات زندگی می کنند!

۱۴ نظر

  1. استاد فاطمی، تاحالا ندیده بودم که اینقدر عصبانی باشی، البته حق داری که عصبانی باشی…نرود میخ آهنین در سنگ،این افراد همیشه سعی میکنند با دروغ پردازی و توهین کردن حرفای خودشون رو ثابت میکنن…درضمن کاملا مشخص هست که این حدیث جعلی و دروغین است.

  2. سلام من که نفهمیدم مشکل این حدیث چیه؟

    کجای این حدیث بد است؟

  3. اقای فاطمی «کرکرکره بن صرصرصره بن غز غز غزه »چیه دیگه؟!!!!!!!عجیبه ها!این همه «سوژه »این دوستان چرا گیر دادند به کرکرکره بن …….بهشون بگید دیگه گیر سه پیچ ندهند!اه

  4. هردینی به معجزه اعتقاد دارد 

    خب عیبش چیه؟

  5. سوال گرامی.«کرکره بن صرصره بن غزغزه»…..!حدیثه اخه؟!!!بالاخره تصمیم گرفتید در بحثها شرکت کنید؟

  6. سیاوش امیرشاهی

    آقا من وقتی این رو خوندم خنده م گرفت ! به حماقت دشمنان اسلام !

    مصطفی مه میشکافد نیمه شب        ژاژ میخاید زکینه بو لهب !

  7. خیلی هم جالبه این روایت. اشکال داره مگه !

  8. اولا که پاسخ نداده اید که بالاخره این جدیث درست است یا خیر…با مغالطه فرموده اید: مگر ما گفته ایم همه احادیث درست است؟ خوب اگر همه آنها درست نیست که چرا اشتباهات را از کتب حدیث خارج نمیکنید…مومنین به کدام حدیث رجوع کنند؟ ثالثا اگر احادیث نادرست هم داشته باشند چه کسی تصمین میدهد که احادیث مورد اطمینان شما که پایه مذهبتان را تشکیل میدهند درست باشند؟…رابعا اگر حدیث درست باشد فکر نمیکنید علی بن ابی طالب را از محمد بالاتر قرار داده اید؟ چون محمد هرگز چنین دعوی باطلی را مطرح نکرد..به عکس در آیات گفت: قل انما نا بشر مثلکم….من هم بشری هستم مثل شما….پیامبرش برای خود قائل به معجزه نبود چگونه میشود که علی پسر عمو پیامبر که اصل ماجرای اسلام است دارای قدرت فوق بشری شود؟ نمیخواهی منتشر کنی هم نکن…اما فقط کمی فکر کن ببین این دین و ایمانی که پایه زندگی ات را بر آن گذاشته ای و دیگران را هم تشویق میکنی و رگ گردنت هم برای دفاع از آن بیرون میزند چقدر باید سست پایه باشد که یک حدیث شاید جعلی پایه و اساسش را به هم بریزد…

    • حرف «ب» را بخونید

      اینکه میگیم : بعضی حدیثها درست نیستند، کجاش مغالطه س؟!

      حذف حدیثهای ضعیف از کتاب ها، خلاف امانته. ما نمی تونیم با سلیقه ی خودمون در کتابهای دیگران که سالها قبل نوشته اند دست ببریم بلکه باید آنها همچنان در اختیار باشند اما بگوییم که فلان حدیث آن کتاب، درست نیست

      برای تشیخص صحیح از غیر صحیح، تخصص خود را می طلبد

      چگونه حضرت علی ع را از پیامبر ص بالاتر برده ایم؟

    • اولا بر چه اساسی شما میگویید پیامبر اسلام معجزه نداشته؟
      شق القمر,
      صحبت کردن با حیوانات و جمادات
      از جمله شنیدن ناله نخل خشک شده ای
      که پیامبر به آن تکیه میدادند از فراق ایشان
      معراج پیامبر
      و صد البته بزرگترین معجزه تاریخ همه ی انبیا و اولیا
      یعنی قرآن مجید
      از حضرت علی(ع) و بقیه هی ائمه هم الی ماشا الله. در مورد
      درست یا جعلی بودن حدیث هم باید عرض کنم خدمت شما که کشف
      احادیث و روایات درست از نادرست خودش یک علم و تخصص جداست به نام
      علم حدیث که نیاز به سال ها تلاش و مطالعه و زهد و پارسایی دارد
      بله عزیز دین ما یک دین علمی و مبتنی بر عقل و نقل است
      روی هوا حرف زدن و برچسب اتهام به این و اون چسبوندن
      که هنر نیست اون آیه هم ادامه داره ادامش اینه که
      من هم بشری هستم مثل شما به جز این که
      بر من وحی نازل میشه.اگر اینجوریه پس
      تمام معجزات پیامبران دروغ بوده یا
      بقیه پیامبران که معجزه
      داشتند انسان
      نبوده اند
      بلکه
      فرشته بوده اند
      اصلا معجزه و کرامات داشتن نه تنها با انسان بودن تعارضی ندارد بلکه لازمه ی آن هم هست
      معجزه چیست؟
      نشانه ای از جانب پروردگار در اثبات حقانیت پیامبر و امام
      و بستن راه بهانه جویی بهانه جویان

  9. ممنون از پاسخ جامع و دندان شکن اساتید عزیز

  10. با کمی جستجو می توان حدیثی مشابه آن چه ذکر شده، در بحار الانوار و سایر منابع حدیثی شیعه یافت.
    علامه مجلسی در قسمتی از کتاب خویش، به بیان معجزاتی که در زمان جنگ صفین از امیر المومنین (علیه السلام) سر زده، پرداخته است.

    [ الباب الرابع عشر ] : باب ما ظهر من إعجازه علیه السلام فی بلاد صفین وسائر ما وقع فیها من النوادر
    بحار الأنوار، العلامه المجلسی، ج ۳۳ ص ۳۹

    ایشان ۱۲ حدیث در این باب می آورد که حدیث هشتم از آن مربوط به موضوع سوال است. همچنین در جای دیگری از بحار هم ماجرای دیگری آمده، که صاحب شبهه ظاهراً این دو را با همدیگر تلفیق نموده است!

    البته ما این حدیث را از تمام کتبی که آن را نقل کرده اند، و بنده به آن ها دسترسی داشته ام می آورم.
    قدیمی ترین کتابی که این حدیث در آن یافت می شود، کتاب مناقب ابن شهرآشوب است. البته شاذان بن جبرئیل قمی هم آن را به گونه ی دیگری نقل کرده که بعد از او تعدادی از محدثین این حدیث را از او نقل کرده اند. البته ظاهراً هر دوی این افراد این حدیث را از کتب شیخ صدوق نقل کرده اند که متاسفانه چنین حدیثی امروز در کتب موجود شیخ صدوق یافت نمی شود.

    الف) ابن شهرآشوب (۵۸۸هـ)

    وقالت الغلاه نادى علی الجمجمه ثم قال : یا جلندی ابن کراکر أین الشریعه ؟ فقال ههنا . فبنى هناک مسجدا وسمی مسجد الجمجمه وجلندی هذا ملک الحبشه صاحب الفیل الهادم للبیت أبرهه .
    وقالت أیضا : انه نادى لسمکه : یا میمونه أین الشریعه ؟ فأطلعت رأسها من الفرات وقالت : من عرف اسمی فی الماء لا تخفى علیه الشریعه .
    مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج ۲ ص ۱۶۱

    ۱- سید هاشم بحرانی (۱۱۰۷هـ)

    ۱۶۰ – ابن شهرآشوب فی المناقب : قالت الغلاه نادى [ علی ] – علیه السلام – الجمجمه : [ ثم قال : ] ( قم ) یا جلندی بن کرکر أین الشریعه ؟ فقال : ها هنا ، فبنى هناک مسجدا وسمی مسجد الجمجمه ، وجلندی هذا ملک الحبشه صاحب الفیل الهادم للبیت [ أبرهه ] .
    وقالت أیضا : إنه – علیه السلام – نادى لسمکه : یا میمونه أین الشریعه ؟ فأطلعت رأسها من الفرات وقالت : من عرف اسمی فی الماء لا تخفى علیه الشریعه .
    مدینه المعاجز، السید هاشم البحرانی، ج ۱ ص ۲۵۴ و ۲۵۵

    ۲- علامه مجلسی (۱۱۱۰هـ)

    ۲۴ – مناقب ابن شهرآشوب : …
    وقالت الغلاه : نادى علیه السلام الجمجمه ثم قال : یا جلندی بن کرکر أین الشریعه ؟ فقال : ههنا ، فبنى هناک مسجدا وسمى مسجد الجمجمه ، وجلندی هذا ملک الحبشه صاحب الفیل الهادم للبیت أبرهه .
    وقالت أیضا : إنه علیه السلام نادى لسمکه : یا میمونه أین الشریعه ؟ فأطلعت رأسها من الفرات وقالت : من عرف اسمی فی الماء لا تخفى علیه الشریعه .
    بحار الأنوار، العلامه المجلسی، ج ۴۱ ص ۲۱۱

    ب) شاذان بن جبرئیل (حدود۶۰۰هـ)

    وبالاسناد – یرفعه – إلى عمار بن یاسر ( رضی الله عنه ) قال : لما سار أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) إلى صفین ، وقف بالفرات وقال لأصحابه : أین المخاض ؟ فقالوا : أنت أعلم یا أمیر المؤمنین ، فقال لبعض أصحابه : امض إلى هذا التل ، وناد : یا جلند أین المخاض ؟ قال : فسار حتى وصل التل ، ونادى : یا جلند ؟ أین المخاض ؟ فأجابه من تحت الأرض خلق عظیم ، فبهت ولم یدر ماذا یصنع ؟ ! فأتى إلى الإمام ( علیه السلام ) فقال : یا مولای ، جاوبنی خلق کثیر فقال ( علیه السلام ) : یا قنبر ، امض وقل : یا جلند بن کرکر ، أین المخاض ؟ قال : فمضى وقال ، فکلمه واحد ، وقال : یا ویلکم ، من قد عرف اسمی واسم أبی وأنا فی هذا المکان وقد صرت ترابا ، وقد بقی قحف رأسی عظم نخر ، ولی ثلاثه آلاف سنه ، ولا یعلم أین المخاض ؟ فهو والله أعلم منی ویلکم ، ما أعمى قلوبکم ، وأضعف نفوسکم ، ویلکم أمضوا إلیه ، واتبعوه ، وأین خاض خوضوا ، فإنه أشرف الخلق بعد رسول الله ( صلى الله علیه وآله وسلم ) .
    الروضه فی فضائل أمیر المؤمنین، شاذان بن جبرئیل القمی، ص ۱۳۶ و ۱۳۷

    وبالاسناد یرفعه عن عمار بن یاسر ( رض ) أنه قال لما سار أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب ( ع ) إلى صفین وقف بالفرات وقال لأصحابه أین المخاض قالوا یا مولانا ما نعلم أین المخاض فسار حتى وصل إلى التل ونادى یا جلندی أین المخاض قال فأجابه من تحت الأرض خلق کثیر فبهت ولم یعلم ما یصنع فأتى إلى الإمام ( ع ) وقال یا مولای جاوبنی خلق کثیر فقال ( ع ) یا قنبر امض وقل یا جلندی بن کرکر أین المخاض قال فمضى قنبر وقال یا جلندی بن کرکر أین المخاض فکلمه واحد وقال ویلکم من قد عرف اسمی واسم أبى وانا فی هذا المکان قد صرت ترابا وقد بقی قحف رأسی عظما نخره رمیما ولی ثلاثه آلاف سنه ما یعلم أین المخاض فهو والله أعلم بالمخاض منى ویلکم ما أعمى قلوبکم وأضعف یقینکم ویلکم امضوا إلیه واتبعوه فأین خاض خوضوا معه فإنه أشرف الخلق على الله بعد رسول الله صلى الله علیه وآله .
    الفضائل، شاذان بن جبرئیل القمی، ص ۱۴۰

    ۱- علامه حلی (۷۲۶هـ)

    أما ظهور المعجزات فکثرتها مشهوره، و هی من وجوه: …
    سابعها: کلام الموتى له، فإنه نقل نقلا مشهورا أنه لما قصد العبور بالفرات قال لنصیر: أدن الى الجبان و ناد: یا جلندی‏ أین العبور، فنادى نصیر فکلمه جماعه من الناس فرجع إلیه علیه السلام و أخبره بالقصه، فقال له ارجع و قل، یا جلندی‏ بن کرکر این العبور، فرجع و نادى فکلمه شخص واحد فقال له: أین العبور؟ فقال المنادی: یا هذا إن صاحبک قد عرف بموضعی و لی أحقاب سنین مدفون هاهنا کیف لا یعرف العبور، فرجع الى علی علیه السلام فاخبره بذلک‏.
    و لأجل هذه القصه رجع نصیر الى الکفر و اعتقد فیه علیه السلام الالهیه، و الأخبار فی ذلک أکثر من أن تحصى.
    مناهج الیقین فی أصول الدین، العلامه حلی، ص ۴۷۱

    ۲- شیخ حر عاملی (۱۱۰۴هـ)

    ۴۷- و عن عمار بن یاسر قال: لما سار أمیر المؤمنین علیه السّلام إلى صفین، وقف بالفرات و قال لأصحابه: أین‏ المخاض‏؟ فقالوا: لا نعلم أین‏ المخاض‏، فقال لبعض أصحابه امض إلى هذا التل، و ناد یا جلند أین‏ المخاض‏؟ قال: و سار حتى وصل التل، و قال یا جلند أین‏ المخاض‏؟ فأجابه من تحت الأرض خلق کثیر، فبهت فأتى إلى الإمام و قال: یا مولای جاوبنی خلق کثیر، فقال: یا قنبر امض فناد یا جلند بن کرکر أین‏ المخاض‏؟ فمضى و قال: یا جلند بن کرکر أین‏ المخاض‏؟ قال: فکلمه واحد، فقال له من عرف اسمی و اسم أبی و أنا فی هذا المکان قد صرت ترابا و قد بقی قحف رأسی عظما نخرا ولی ثلاثه آلاف عام ما یعلم أین المخاض؟ هو و اللّه أعلم بالمخاض منی، امضوا إلیه و اتبعوه فأین خاض خوضوا معه، فإنه أشرف الخلق بعد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فأتوه فعرفهم بالمخاض‏.
    إثبات الهداه، الحر العاملی، ج‏ ۳ ص ۴۴۷

    ۳- سید هاشم بحرانی (۱۱۰۷هـ)

    الخامس والستون إحیاء الجلندی
    ۱۵۸ – البرسی : بالاسناد یرفعه عن عمار بن یاسر – رضی الله عنه – أنه قال : لما سار أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب – علیه السلام – إلى صفین وقف بالفرات ، وقال لأصحابه : أین المخاض ؟ ( قالوا : یا مولانا ما نعلم أین المخاض ) ، فقال لبعض أصحابه : امض إلى هذا التل وناد : یا جلندی أین المخاض . قال : فسار حتى وصل إلى التل . ونادى : یا جلندی ( أین المخاض ، قال ) : فأجابه من تحت الأرض خلق کثیر ، قال : فبهت ولم یعلم ما یصنع ، فأتى إلى الامام وقال ( له ) : یا مولای جاوبنی خلق کثیر . فقال – علیه السلام – : یا قنبر امض وناد : یا جلندی بن کرکر أین المخاض ، قال : [ فمضى قنبر ، وقال : یا جلندی بن کرکر أین المخاض ؟ ] فکلمه واحد وقال : ویلکم ، من [ قد ] عرف اسمی واسم ( أمی ) وأبی وأنا فی هذا المکان ، قد صرت ترابا وقد بقی قحف رأسی عظما [ نخره رمیما ] ولی ثلاثه آلاف سنه وما یعلم ( أین ) المخاض ، فهو والله ( تعالى أعلم بالمخاض منی ) ویلکم ما أعمى قلوبکم ، وأضعف یقینکم ، ویلکم امضوا [ إلیه ] واتبعوه ، فأین خاض خوضوا معه ، فإنه أشرف الخلق على الله تعالى [ بعد رسول الله ] .
    مدینه المعاجز، السید هاشم البحرانی، ج ۱ ص ۲۵۲ و ۲۵۳

    ۴- علامه مجلسی (۱۱۱۰هـ)

    ۳۸۸ – الفضائل ، الروضه : بالاسناد یرفعه إلى عمار بن یاسر رضی الله عنه قال : لما سار أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام إلى صفین وقف بالفرات وقال لأصحابه : أین المخاض . فقالوا : أنت أعلم یا أمیر المؤمنین فقال لبعض أصحابه : امض إلى هذا التل وناد یا جلند أین المخاض ؟ قال : فصار حتى وصلت تل ونادى یا جلند فأجابه من تحت الأرض خلق کثیر ! ! قال فبهت ولم یعلم ما یصنع فأتى إلى الامام وقال : یا مولای جاوبنی خلق کثیر فقال : یا قنبر امض وقل : یا جلند بن کرکر أین المخاض ؟ قال : فکلمه واحد وقال : ویلکم من عرف اسمی واسم أبی وأنا فی هذا المکان وقد بقی قحف رأسی عظم نخر رمیم ولی ثلاث آلاف سنه ما یعلم المخاض هو والله أعلم منی یا ویلکم ما أعمى قلوبکم وأضعف نفوسکم ویلکم امضوا إلیه واتبعوه فأین خاض خوضوا معه فإنه أشرف الخلق بعد رسول الله صلى الله علیه وآله .
    بحار الأنوار، العلامه المجلسی، ج ۳۳ ص ۴۵

    ۵- سید نعمت الله جزائری (۱۱۱۲هـ)

    العاشر : ما رواه الصدوق بإسناده إلى عمار بن یاسر رضی الله عنه قال : لما سار علی بن أبی طالب علیه السلام إلى صفین وقف بالفرات وقال لأصحابه : أین المخاض ؟ فقالوا : أنت أعلم یا أمیر المؤمنین ، فقال الرجل من أصحابه : إمض إلى هذا التل وناد : یا جلندا فأین المخاض ؟ قال : فسار حتى وصل التل ونادى : یا جلندا ، فأجابه من تحت الأرض خلق عظیم ، قال : فبهت ولم یعلم ماذا یصنع ، فأتى إلى أمیر المؤمنین علیه السلام فقال : جاوبنی خلق کثیر ، فقال الإمام علیه السلام : یا قنبر امض وقل : یا جلندا بن کرکر أین المخاض ؟ قال : فمضى وقال : یا جلندا بن کرکر أین المخاض ؟ فکلمه واحد وقال لهم : ویلکم من عرف اسمی واسم أبی عرف أین المخاض ، وأنا فی هذا المکان وقد بقیت ترابا وقدمت من ثلاثه آلاف سنه ، وقد عرفکم باسمی واسم أبی وهو لا یعلم أین المخاض ؟ فوالله هو أعلم بالمخاض منی ، یا ویلکم ما أعمى قلوبکم ، وأضعف یقینکم ، امضوا إلیه واتبعوه فأین خاض خوضوا معه فإنه أشرف الخلق بعد رسول الله صلى الله علیه وآله .
    الأنوار النعمانیه، السید الجزائری، ج ۱ ص ۲۷

    ۶- تبریزی انصاری (۱۳۱۰هـ)

    العاشر : ما رواه الصدوق بإسناده إلى عمار بن یاسر قال : لما سار علی بن أبی طالب ( علیه السلام ) إلى صفین ، وقف بالفرات وقال لأصحابه : أین المخاض ؟ فقالوا : أنت أعلم یا أمیر المؤمنین ، فقال ( علیه السلام ) لرجل من أصحابه : إمض إلى هذا التل وناد : یا جلندا فأین المخاض ؟ قال : فسار حتى وصل التل ونادى : یا جلندا ، فأجابه من تحت الأرض خلق عظیم ، قال : فبهت ولم یعلم ماذا یصنع ، فأتى إلى أمیر المؤمنین ( علیه السلام ) فقال : جاوبنی خلق کثیر ، فقال الإمام ( علیه السلام ) : یا قنبر امض وقل : یا جلندا بن کرکر أین المخاض ؟ قال : فمضى وقال : یا جلندا بن کرکر أین المخاض ؟ فکلمه واحد وقال لهم : ویلکم من عرف اسمی واسم أبی عرف أین المخاض ، وأنا فی هذا المکان وقد بقیت ترابا وقدمت من ثلاثه آلاف سنه ، وقد عرفکم باسمی واسم أبی وهو لا یعلم أین المخاض ؟ ! فوالله هو أعلم بالمخاض منی ، یا ویلکم ما أعمى قلوبکم ، وأضعف یقینکم ، امضوا إلیه واتبعوه فإنه المخاض ، فخوضوا فیه فإنه أشرف الخلق بعد رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) .
    اللمعه البیضاء، التبریزی الأنصاری، ص ۲۲۱

    ******
    بنا بر روایت ابن شهرآشوب، دو اتفاق رخ داده است: یکی سخن گفتن امیر المومنین (علیه السلام) با جمجمه ی “جلندی بن کرکر” و دیگری سخن گفتن با یک ماهی به نام “میمونه”.
    ما در اینجا روایت شاذان بن جبرئیل را ترجمه می کنیم.

    عمار بن یاسر می گوید: هنگامی که امیر المومنین (علیه السلام) به سوی صفین می رفت، در کنار رود فرات ایستاد و به اصحابش فرمود: راه گذر [از رودخانه] کجاست؟ آن ها گفتند: تو آگاه تری یا امیر المومنین. پس ایشان به یکی از اصحاب شان فرمودند: نزد آن تپه برو و صدا بزن: ای جلند! راه گذر کجاست؟ آن مرد رفت تا به تپه رسید و صدا زد: ای جلند! راه گذر کجاست؟ در این هنگام تعداد زیادی از زیر زمین جوابش را دادند. لذا او بهت زده شد و ندانست که باید چه کار کند. پس نزد امام آمد و گفت: ای مولای من! مردم زیادی جواب مرا دادند [چه می فرمائید؟] حضرت فرمودند: ای قنبر! برو و بگو: ای جلند بن کرکر! راه گذر کجاست؟ قنبر رفت و همین را گفت. در این هنگام یک نفر با او سخن گفت که: وای بر شما! کسی که نام من و نام پدرم را می داند، در حالی که من در این جا تبدیل به خاک شده ام، و از سرم تنها استخوان بالای دماغم باقی مانده، و سه هزار سال عمر دارم، راه گذر را نمی داند؟! به خدا قسم او از من داناتر است. قلب هایتان چه کور شده و جان هایتان چه ضعیف گشته است. وای بر شما! به سوی او بروید و از وی تبعیت کنید و از هر راهی که او رفت بروید، چرا که او برترین خلق خدا بعد از رسول اوست.
    در پایان باید عنوان کنم پیغمبر هم معجزه نداشت چه رسد به ائمه

    • بنا ندارم کامنت های طولانی را بیارم اما اگر کامنت شما را حذف می کردم تصور می شد…

      این حدیث هایی که نقل کردید با آنچه در متن اصلی سایت آمده ، تفاوت بسیار دارند. کسانی که با عربی آشنایی ندارن می تونن پاراگراف آخر را با آنچه نقل کردم مقایسه کنند. این مثل آن است که یکی بگه: فلان شخصیت تاریخی هزار انسان را در یک روز سر برید. وقتی اعتراض کنند که چنین چیزی در منابع تاریخی نیامده، دیگری بگه: شبیه آن وجود داره . در فلان کتاب آمده آن شخصیت دو تا گوسفند سر برید!  اما این کجا و آن کجا؟!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئوسرویس و تعمیر کولر گازی