+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام حسین(ع) / مرزها را نگه داریم / هیچگاه مقام شهیدان جنگ با عراق به شهیدان کربلا نمی رسد
مرزها را نگه داریم / هیچگاه مقام شهیدان جنگ با عراق به شهیدان کربلا نمی رسد

مرزها را نگه داریم / هیچگاه مقام شهیدان جنگ با عراق به شهیدان کربلا نمی رسد

به قلم مدیر سایت
این روزها مصادف با شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران باوفایش است. آشنایی با تاریخ عاشورا به روشنی نشان می دهد که شهدای کربلا مقامی بس عظیم و دست نیافتنی دارند. شهدای عزیز ما در دوران جنگ نیز مقامی والا دارند اما مقام شهدای کربلا با شهیدان جنگ قابل مقایسه نیست. متأسفانه گاه شهدای جنگ را بگونه ای همراه شهیدان کربلا ذکر می کنند که گویا تفاوت چندانی میان آنها نیست. واعظان و مداحان عزیز باید مراقب حد و مرزها باشند.
به منظور آشنایی با شرایط حاکم در کربلا و آگاهی از اینکه یاری رساندن به امام حسین(ع) کاری بس دشوار بود، متن زیر را تقدیم می دارم.

مقام شهدای کربلا
به نظر می‏رسد اگر فضیلت شهدای کربلا صرفاً به دلیل خبر داشتن از مرگ باشد، کسانی که عملیات شهادت‏طلبانه انجام می‏دهند، باید دارای همان مقام باشند. در حالی که کسی این را نمی‏پذیرد. آگاهی از مرگ، تنها یکی از اموری است که مقام آنها را بالا برد و باید موارد دیگر را نیز جستجو کرد.
اهمیت حرکت امام تا پیش از عاشورا با عقل بشری قابل درک نبود و معلوم بود سرانجامش مرگ است. لذا شخصیتهای برجسته‏ای چون: ابن‏عباس، محمد حنفیه، جابر بن عبدالله انصاری، ابوسعید خُدری و فرزدق امام را از این قیام، باز می‏داشتند و عاقبت وخیم را گوشزد می‏کردند.
امام در مقابل سفارش آنها یا جواب نمی‏داد یا جواب او نوعاً استدلالی نبود. خلاصه‌ی برخی پاسخها چنین است: بهتر از تو می‏دانم که کشته می‏شوم؛ هرچه قضای الهی باشد محقّق می‏شود؛ برنمی‏گردم؛ اینها نامه‏هایشان است؛ حرکتم به امر خدا و رسول او است؛ به کوفیها وعده داده‏ام؛ دیگر تصمیم خود را گرفته‏ام.
پاسخهای امام نشان می‏دهد حضرت چیزی در سینه داشت که نمی‏خواست به زبان آورد یا اینکه دیگران نمی‏توانستند درک کنند. امام فلسفه‌ی قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد؛ اما برای همه قابل درک نبود حرکتی که سرانجامش مرگ خود و اصحابش است، چگونه منشأ امر به معروف و نهی از منکر می‏تواند باشد؟
با اینکه توجیه سیاسی همه‌پسند تا پیش از عاشورا وجود نداشت، امام بیعت با یزید را نپذیرفت و نه تنها جوّ جامعه با امام نبود، بلکه به عکس، این قیام، بی‏نتیجه تلقّی می‏شد.
شهدای کارزارهای دیگر، از جمله شهدای جنگ ایران و عراق، استدلال و منطق مورد پسندشان، آنان را به میدان شهادت می‏کشاند؛ اما تا پیش از عاشورا استدلال همه‏کس فهم برای این حرکت وجود نداشت بلکه به عکس، این قیام، ناموفّق و بی‌جا تلقّی می‏شد و تقریباً همه می‏دانستند که پایانش مرگ است و تبلیغاتی به نفع امام نبود. بعید است شهدای کربلا تصور می‌کردند که پس از شهادتشان این همه مورد تجلیل قرار گیرند. خفقان در آن زمان به حدی بود که شاید تصور می‌کردند کسی حتی جرأت دفن بدنهای آنها را پیدا نکند و برای همیشه فراموش شوند و حتی مورد مذمت دیگران قرار گیرند. آیا در زمان جنگ ایران و عراق چنین وضعیتی بود؟ شهیدان کربلا به دنبال فلسفه‌ی قیام نبودند بلکه تنها چیزی که آنان را به حمایت واداشت، تعبّدشان به حضرت بود. خواه خودشان درک کنند امام چه می‏کند و خواه درک نکنند و خواه جوّ موجود، قیام حضرت را تأیید کند یا نکند. اگر امام برمی‏گشت همه‌ی آنها برمی‏گشتند؛ اگر امام بیعت می‏کرد همگی بیعت می‏کردند. اگر… .
لذا تا آنجا که سخنان و رجزهای شهدای کربلا را دیده‌ام، آنها نمی‏گفتند: ما برای مبارزه با یزید یا با ظلم یا برای امر به معروف و نهی از منکر می‏جنگیم؛ بلکه می‏گفتند: ما خودمان را فدای امام می‏کنیم. چنین روحیه‏ای حتی در میان نوع اصحاب پیامبر(ص) و امام علی(ع) نبود. در جنگهای پیشین، پیامبر و امام علی اصحاب را به نبرد دعوت می‏کردند؛ اما در این قضیه نه تنها امام اصحابش را در شب عاشورا تشویق به نبرد نکرد بلکه بیعت خود را برداشت و اختیار را به آنان سپرد و شکست ظاهری را گوشزد کرد.
عقل عادی اقتضا می‏کند حال که شکست مسلّم است و دشمنان، تنها در صدد دستگیری یا شهادت امام هستند و از دست اصحاب کاری ساخته نیست و از سوی دیگر خود امام هم اجازه‌ی ترک میدان را داده، دیگر لزومی ندارد خود را به خطر بیندازند و اگر جان خود را حفظ کنند، می‌توانند راه امام را ادامه دهند. اما اصحاب توجهی به این امور نداشتند و کشته شدن را ترجیح دادند.
دو گروه از دوستداران اهل‌بیت(ع) امام را یاری نکردند: یک عده ترسوها و آنان که وابستگی مادی داشتند و گروه دیگر کسانی بودند که نه ترسو بودند و نه دلبستگی به دنیا داشتند اما اوضاع را تجزیه و تحلیل، و سبک و سنگین می‏کردند و با مصلحت‏اندیشی و با قاضی کردن کلاهشان می‏خواستند کارها را انجام دهند. کسانی به یاری امام شتافتند که اهل این حرفها نبودند. به عبارت دیگر عاشقانه و مجنون‏وار دنباله‏رو امام شدند.
جالب است یکی از اصحاب به نام ضحّاک بن عبداللّه‏ در میدان جنگ وقتی دید تنها اهل‌بیت امام و دو نفر دیگر زنده مانده‏اند، کاملاً ناامید شد و از سیدالشهدا(ع) اجازه‌ی ترک میدان گرفت. حضرت به او اجازه داد و او از میدان جنگ گریخت. شهدای کربلا می دانستند اگر هرکدامشان چنین درخواستی داشته باشند امام به آنها اجازه می‏دهد اما آنها چنین نکردند.
پس از عاشورا بود که معلوم شد امام و یارانش با شهادت خود بهترین مشعل هدایت شدند. اگر آن فداکاریها نبود، مسلماً اسلام از نظر رشد و شکوفایی در وضعیت فعلی نبود.
کسانی که می‌پندارند اگر در آن زمان زندگی می‏کردند، جزء اصحاب حضرت بودند، اگر به خوبی نکته‌ی فوق را دریابند، متوجه می‌شوند که این پندارشان نادرست است و خدا را سپاس می‌گویند که در آن زمان نبودند. چنین نیست کسی که برای امام حسین(ع) چند قطره اشک ریخت و حتی غش کرد، اگر در آن زمان بود جزء اصحاب حضرت می‌شد.
یاری نکردن عده‌ای از شیعیان در قضیه عاشورا سبب تعجب برخی در زمان ما شده است. در حالی که اگر اینان آشنایی لازم با تاریخ را داشته باشند، باید از کسانی تعجب کنند که در آن موقعیت، امام را یاری کردند.

۷ نظر

  1. با سلام سیدنا حسین رضی الله عنه  در راه رضایت الله به شهادت رسید 

    وانسان آزادیخواه وعدالت طلبی است

  2. با سلام شما گرداننده محترم سایت از کجا مطمئن هستید که هیچکدام از شهدایی( که  در راه رضایت الله تعالی از ایران دفاع کردند وبه شهادت رسیدند به اذن الله ) به مقام شهدای گرانقدر کربلا نمیرسند؟

  3. سلام. مطالب سایتتون مغرضانه است و عاری از هرگونه تحقیق علمی و دوری از تعصب است، شما به جای نقد غیر منصفانه ی دین توحیدی زرتشت، فرهنگ شرک امیز غرب را نقد کنید، که بلای خانمان سوز جامعه ی ایران است، هدف شما آنگونه پیداست تخریب هویت ملی ایران را دنبال می کنید، مطالب سایت شما آنقدر ناشیانه و غیر علمی است که بیشر به طنز علمی شبیه است تا مقاله و پژوهش علمی. انگار شما از تحقیق ها و پپژوهش های ضد ایرانی غربی از جمله فرانسوی ها استفاده می کنید و با استفاده از آرای آنها دین زرتشت را نقد می کنید، به نظر بنده شما غرب زده هستید، بروید از پژوهش های ایرانیانی که وطن خود را به افکار شرق شناسان نفروخته اند، بنگرید….. متاسفانه انگار مدیر سایت فردی غیر ایرانی است که اینگونه از فرهننگ مقدس وتوحیدی ایران باستان سخن می گوید! آیا شما خوانده اید از گاثا ها؟ اگر خوانده باشید، هر انسانی فکر می کند که که ترجمه ی تحت لفظی قران است… وای برشما چه اینقدر از قرآن بیگانه اید…. وای به حال ملت ایران که اینقدر خار شده اند که اینگونه افکار به راحتی در بین انها شایع می شود…… اهورا مزدا( الله) شما را هدایت کند. پتروت…….

  4. غلط املایی هایم را اگر متوجه شده باشید با آن سواد اندکتان ببخشید…….

  5. بسم رب الشهدا و المجاهدین

    با سلام…

    من با اساس این مطلب مخالفم. این بحث فایده ندارد و در حد ما هم نیست. ما نمی توانیم بگوییم که چه کسی از چه کسی برتر است. اینها در حد ما نیست.
    شهدای معاصر هم بینشان بزرگان بسیاری چون شهید حاج عماد مغنیه و شهید احمد القصیر و شهید حسین فهمیده و … هستند.
    فراموش نکنید که امام فرمود امت حزب الله ایران، از امت رسول الله و علی بالاتر اند.
    همچنین در احادیث داریم اجر کسانی که در غیبت امام معصوم پیرو او هستند، خیلی بیشتر است از کسانی که امام جلو چشمشان بوده….

    خلاصه بخواهم بگویم، نه شهدای معاصر اسلام و نه شهدای صدر اسلام، مقایسه ارزش آنها به هیچ وجه کار درستی نیست و ما نه علمش را داریم و نه اجازه اش را…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>