+
خانه / گوناگون / در باره سایت / غلط کن مردک بی سواد! / جرم نیافتن شعری در شاهنامه!
غلط کن مردک بی سواد! / جرم نیافتن شعری در شاهنامه!

غلط کن مردک بی سواد! / جرم نیافتن شعری در شاهنامه!

به قلم مدیر سایت
بیت «چو ایران نباشد تن من مباد / بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» را در نرم افزار شاهنامه که برگرفته از چاپ مسکو و چندین شاهنامه ی معروف دیگر است، نیافتم و مطمئن شدم که از فردوسی نیست. این را در فیسبوک نوشتم بدون اظهار نظر در مورد خوبی یا بدی این شعر.
عاقلانه ترین عکس العمل این بود که اگر بازدیدکننده، این شعر را در شاهنامه یا نرم افزار آن دید، بگوید: در فلان جای شاهنامه است و حتی تصویر آن صفحه را ارسال کند. اگر او نیز نیافت، تشکر کند که چیزی از من یاد گرفته یا اینکه سکوت کند و اگر امکانات بررسی ندارد، اظهار نظر نکند.

اما بعضی پیام ها در فیسبوک

ـ غلط کن مردک بی سواد

ـ ای بی ریشه تخم عرب که نام ننگین خود را گفتکو با زرتشتیان گزارده ای. رنج خود میبری وزحمت ما می داری

ـ چشم بینا میخواهد که درهیچ تازی پرستی نیست

ـ ای بیگانه :کمی اندیشه کن که چرا این چنین بی خردانه ونا دانسته الت دست مزدوران و اشغالگران ایران شده ای وتیشه بر بن وریشه خود می زنی مزدور: هیچ فرو مایه پست ونادانی را در جهان می شناسی که پدران خود را به ریشخند بگیرد جز خود عقب مانده ات

ـ خائن طرفدار شاش شتر نوشان وعربهای موش وسوسمارخوار؛ بچه مسلمون خردباخته. همان مجاهدین از تخم ترکه تو خائن بودند مرگ بر مجاهد اسلامی از هرفرقه اش در هند ومصر وایران وفرق نمی کنه کجا ؛هرکجا پای خونریز اسلام رسیده کسی را توان حرف زدن نیست باید کشته بشود .بچه مسلمون اسلامت رو نمی شناسی

ـ هر چه گندتر است از دهان کثیف وهرزه گویاتان در می اید تا بتوانید شاید اندکی این شتاب بسوی رهایی وازادی از این روند شتاب دارش دور کند

ـ زهی خیال باطل ما جوانان بیدار شده ایران شما وخاکسترتان را به گورستان می فرستیم پاینده ایران جاوید واستوار شکوه وبزرگی اندیشه های جهان ساز اشو زرتشت

ـ این تازیان حاکم بر این سرزمین که شرف ندارن . کتاب خیام هم سانسور کردن.

ـ هزاران افسوس که هیچگاه ندانستیم چگونه از دو پهلوى هاى ایرانساز ستایش و قدردانى کنیم همه نفرینهاى افرینش به روح و روان جیمى جرک کارتر ننگین که قادسیه دوم را بنیان گذاشت و شاگرد ننگینترش خمینى انگلیسى

ـ مهم یک شعر زیبایی است که یک ایرانی درد و زجر کشیده برای کشورش که زنان و دخترانش بدست اعراب بادیه نشین مورد تجاوز و اهانت قرار گرفتند و برای سه قرن زبان مقدس پارسی ممنوع شد . و ایرانیان را عربها ی بیابانی موالی و برده خطاب می کردند. …

ـ ایرانیان تنها کشور در خاورمیانه هستند که با سه قرن شورش بر علیه اعراب دوباره فرهنگ و زبانشان را زنده کردند که تا به امروز مایه ایرانیان با غیرت هستنند، البته از قدیم باعث سرشکستگی ایرانیان خاینینی بودند که مثل شما همیشه بخاطر منافع بیگانگان بودند.

ـ برای این سرزمین خونها ریخته شده از زمان کوروش بزرگ تا جنگ با عراق برای حفظ ایرانمان جوانها دادیم ما نباید حافظان بدی باشیم. ایران وپارس زمین برای نسل اینده نگهداری ونگهبانی میکنیم. بیگانگان در ایران جایی ندارند. امریکا اسراییل انگلیس عرب وتازی وآخوندهای حاکم برایران باید دست کثیفشان را از میراث کوروش وداریوش بکشند

ـ خدا بیامرزاد فردوسی را… فردوسی از زمانی که این اشعار را سرودند همیشه مورد توجه طرفداران و منتقدان بود و حتی به مدت دویست سال اشعارش ممنوع بوده …تا آنکه در دوره صفویان که زمان اوجگیری شیعه گری و صوفیگری بود و از طرفی چون سلاطین عثمانی قدرت گرفتند، برای تشویق ایرانیان و ایرانی گری در مقابل قدرت ترکان، دوباره فردوسی بخاطر اشعار ملی گرایی مورد توجه قرار گرفتند…. و امروزه بعنوان اسطوره فرهنگ ایرانیان قابل احترامند…

ـ هر چه این آخوندها وپدران عربشون به مذاقشون خوش نیاد تحریف میکنن. البته اینها کارشون دزدیه این کارها که سهل است، بعدشم کی بهتر از روسیه که داره گازهارو مفت میبره و نفت اینهم بجاش خوش خدمتی کرده. تذکر مهم …. قرار داد ننگین ترکمن چای بپایان رسیده و مناطق واگذار شده به روسیه باید برگشت داده بشه و ضمیمه خاک ایران بشه. چه فایده که مسئولین همه فقط بفکر دزدیهای کلان و خالی کردن جیب مردم هستن و میخواهند در این مسابقه به مقام اول برسند از هیچ جنایتی هم رو گردان نیستن.

ـ این چرنداتان برای لاپوشی گندتان است از جنبش ایرانیان برای گند زدائی ۱۴۰۰ساله به وحشت افتاده اید
با‌توام :ترسان‌،وگهی‌لرزان‌شدید رسوا‌شدیدو از جنبش گندزدایی ایرانیان هراسان وگریانید

ـ دونی پسر جان تو یک ادم اسلام کوبیده وخودزنی هستی که دیگه بیش از این حیف وقتم هست که با توبسیجی مغز باخته گفتگو کنم مگر زیادی چرند سر هم کنی که با مدرک ترو به اندیشه وامیدارم تا بدانی جهل وتعصب چشم خرد تورا بسته.

ـ اخه دوست گرامی مگر اسلام چه هدیه ای به تو داده است که نگران مردنشی؟؟؟اسلام جز توحش وعقب افتادگی نتیجه وثمری داشته است

ـ حال که چی . گیریم درشاهنامه باشه یا نباشه. به تو چی می رسه؟

۴۳ نظر

  1. منم از این چیزا که میزارم فشم میدن،خالا من هیچ به اسلامم توهین میکنن
    ولی ما یاد گرفتیم حرف حق رو بزنیم حتی اگه تعدادمون۷۲نفر باشه

  2. هر موقع دیدی که دشمنت داره از درد بی سوادی میترکه بدون که کارت درست درسته

  3. یه وبلاگ گذاشتم داخل سه روز اول نزدیک هفتا فحش نصیبم شد.
    انها تعدادشون کمه اگر کاری کنند مشخصه ویک مشتشان معمولا نشانه ی خرواره ولی ما نه چون ماشالله والحمدالله زیادیم اینطوی نیست. یک مشت نشانه ی خروار نیست چون امکان سخنان زیادی از خیلی ها میره

  4. این نوع برخوردها و توهین ها فقط ثابت می کند روی مدار حق حرکت کردید. چرا که مخالفان شما اگر از سطح فرهنگ و سواد درستی بهره مند باشند که این مدلی پاسخ نمیدهند. فحش آخرین دستاویز کسی است که از درماندگی به ستوه آمده و دستش هم به جایی بند نیست!!!!!
    اتفاقا اگر طرف مقابلتان با نحوه پاسخگویی اش ثابت کرد چیزی هم بارش هست باید نگران شوید مبادا فکر و نظر شما خطا بوده باشد.

  5. اردویسر اناهیتا

    عکس العمل امروز خودتون هم بهتر ازینها نبود ، سیاوش امیرشاهی که اصلا منطق نداره ، جناب عبدالحق که فقط بلده بگه من بیطرفم و از یه طرف خودشو برای اسلام پاره میکنه …
    سطح سوادتون که بماند … ضمنا این شعر در شاهنامه هست اما به عقیده پژوهشگران الحاقی هستند و حذف شدن .

  6. اردویسر اناهیتا

    این وبسایت تا حدود زیادی معتبر هست !
    http://www.gomaneh.com/2140/ابیاتی-که-سروده-فردوسی-نیست/
    _____
    این بیت زن و اژدها هر دو در خاک به … رو باری خودم در نسخه ای از شاهنامه دیدم که از سیاوش تقل شده بود .

  7. از این جماعت بیشتر از این نباید انتظار داشت دلیلش هم نوع جمعیتی هست که به زرتشتی گری و کوروش پرستی گرایش دارن .ببخشید ولی اینها برای تبلیغ موارد مورد نظرشون از هزار جا میرن سرقت میکنن از نویسنده های مختلف از ادیان مختلف از بی دین ها از …. تا بالاخره هر جوری شده کمبود ها و ضعف های بی حد و انداره خودشون رو جبرا کنن .

  8. به نظر من این بحث فقط یک بحث تاریخ ادبیاته، دامن زدن بهش فایده نداره، اگر برای فردوسی بزرگ بود چقدر حماسی سرود،اگر هم از او نبود از ارزش شاهنامش کم نمیشه.

  9. این بیت از هرکسی است بیت بسیار خردمندانه ای است. 

  10. چی میگی؟!؟!؟؟!؟اگرتوشاهنامه نبود ارزش شاهنامه کم نمیشه!؟!؟!؟!

    اگر توشاهنامه بودهم دلیلی برارزشش نبود.
    .یعنی هرچی توشاهنامه بیاد درسته!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

  11. باستانانگرایان بیخود این را به فردوسی میچسبانند بیت
    چو ایران نباشد تن من مباد
    بدین بوم وبرزنده یک تن مباد
    متعلق به یک شاعر مسلمان ناسیونالیسم وسردبیر یک روزنامه است که مشروطه خواه بود و هنگامی که این بیترا درروزنامه چاپ کرد توسط نیروهای حکومتی ترور شد.
    این بیت رازمانی گفت که اوضاع داخلی کشور شلوغ بود. و مشروطه خواهان را بشدت سرکوب میکردند.
    دراواخر قاجاریه یا اوایل پهلوی.

  12. من به تازگی با وبلاگ شما اشنا شدم لطفا ناراحت نشوید من در یک خانواده شیعه مذهب بدنیا امدم زیاد به دین ومذهب اهمیت نمیدادم چند سال پیش با مطالعه قرآن کریم به نظر امد که این کتاب واقعا کلام خداست وبعد شروع به تحقیق در مذاهب اسلامی کردم لطفا ناراحت نشوید ولی من دیگر نتوانستم عقیده شیعه خانواده ام را قبول کنم وعقاید اهل سنت را هم نتوانستم بپذیرم پس کمی تحقیق در تاریخ مذاهب وعقاید اسلامی کردم وسنی معتزلی شدم
    به نظرم معتزله متناسب ترین گروه وگرایش در اسلام هست که با عقل سازگار هست چون عقاید سایر گروههای اهل سنت برای من قابل هضم نبود مثل اعتقاد به دیدار خداوند در قیامت و دست داشتن خدا ومخلوق نبودن خدا ویکی نبودن صفات وذات خدا که اهل سنت غیر معتزلی به ان باور دارند
    اما متاستفانه سایر اهل سنت امروز معتزله را سنی نمیدانند در حالیکه معتزله سنی است
    ومن فکر کنم تنها معتزله سنی جهان هستم

  13. اما ممکن است بگویید چرا من عقیده تشیع را ترک کردم : در اینجا ذکر چند نکته ضروری است : نکته اول : تشیع از نظر کلامی بسیار به معتزله نزدیک است وهمین عقل گرایی تشیع سبب شده که شیعیان بسیار از اهل سنت بهتر خود را با دنیای مدرن مطابقت دهند
    نکته دوم :یکی از عوامل ظهور گروههایی چون داعش وبوکو حرام وطالبان والقاعده والشباب در میان اهل سنت از بین رفتن تفکر معتزلی وعقل گرا در بین اهل سنت هست
    نکته سوم : با اینکه امروزه اهل سنت معتزله را سنی نمیدانند اما در طول تاریخ معتزله یک جریان معقول در بین اهل سنت بوده است
    نکته چهارم : ترک عقیده تشیع من هیچ دلیل سیاسی نداشته است بلکه به عقل من اگر امامت الهی حضرت امام علی وامام حسن وامام حسین وامام سجاد وامام باقر وامام صادق وامام موسی کاظم وامام رضا وامام جواد وامام تقی وامام هادی وامام حسن عسگری وامام دوازدهم شیعیان درست باشد باید حضرت محمد در خطبه ای در جلوی عموم مردم میگفتند بعد از من امام علی امام اول است وامام حسن امام دوم است وامام حسین امام سوم است وامام سجاد امام چهارم است وامام باقر امام پنجم است وامام صادق امام ششم است وامام موسی کاظم هفتم است وامام رضا هشتم است وامام جواد نهم است وامام هادی دهم است وامام حسن عسگری یازدهم است وامام مهدی دوازدهم است وصحابه مورد احترام شیعه یعنی عمار وسلمان وابوذر ومقداد روایت میکردند که حضرت محمد چونین خطبه ای را در حضور تمام مردم ایراد فرمودند در روایات شیعه هست که برای عده خاصی گفتند در صورتی که عقل من میگوید چونین نصی باید در حضور هزاران تن از مسلمانان خوانده میشد

    • گویا شما با برنامه های این سایت خیلی آشنا نیستید. کوتاه نگاری را رعایت کنید. جا داشت به همان شماره چهار بسنده می کردید.
      آن دسته از روایات از پیامبر(ص) که نام امامان در آنها آمده همانطور که در آخر گفتید برای افراد خاص گفته شده و بصورت خبرهای خصوصی نسل به نسل می گشت. اما اگر حضرت در برابر هزاران نفر این را می فرمود، جان امامان بعدی در خطر می افتاد.
      با اینکه خبر به صورت خصوصی بوده و روایات متعدد از پیامبر در نام دوازده امام داریم، نتیجه می گیریم که واقع امر این است که تعداد سخنان پیامبر در این زمینه خیلی بیشتر از اینها بوده

      • با سلام
        فرموده اید: اگر حضرت در برابر هزاران نفر این را می فرمود، جان امامان بعدی در خطر می افتاد.
        ۱) حال که به قول شما عمومی نگفته اند، مگر جان و خانواده امامان در اسایش بود؟ ما هم یک فهمی داریم. کدام امام شیعه جانش در خطر نبوده؟ پس دلیل آخوندی نیاورید!
        ۲) اگر علنی بیان می شد، مردم تکلیف شان را می دانستند که حق حاکمیت با کیست، آنطور که شما ادعای حاکمیت شان را دارید.
        ۳) اگر این امرِ ذکر نام به آینده مسلمین واقعا مربوط بوده، خصوصی گفتنش دیگر چه صیغه ایست. ناگزیر باید بفرمایید پیامبر اساسا باید قران را هم به صورت خصوصی می گفته!
        …..

        • کوتاه بنویسید

          ۱) جان امامان بیشتر در خطر می افتاد. زودتر آنها را می کشتند و چه بسا امامان بعدی بدنیا نمی آمدند. همینکه در آسایش نبودند دلیل حرف منه که نباید عمومی گفته می شد

          ۲) همیشه اینطور نیست که اگر مردم حق را تشخیص دادند بتوانند پیاده کنند. زمان صدام مردم عراق می دانستند حکومتشان برحق نیست آیا توان کنار زدن صدام را داشتند؟

          ۳) همینکه امام قبل، پیش از وفاتش امام بعدی را معرفی می کرد برای عموم بس بود. قضیه قرآن فرق می کنه. قرآن بصورت فعلی در خطر نبود

           

          • بخش مهم آن را حذف کردید؟ چون پاسخ آن ها هم به محکمی همین استدلال های فعلی تان است. به مورد هم اضافه کنید در زمان فعلی هم مردم می دانند ….. اما مگر می شود کاری کرد؟ سالهاست که حاکم شمایید، اگر راست می گویید پاسخ دهید نه حذف! هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین…
            *************
            ۴) اینکه آیا حاکمیت سیاسی حق کسی باشد، جای سوال است. دوستان سوره اعراف را بخوانید. چندین پیامبر نام برده شده، از لوط تا شعیب. همه دغدغه بیان پیام حق داشته اند و مدعی حق حاکمیت نبوده اند و تنها قصدشان اصلاح جامعه شان بود. از ۵ پیامبر بلند مرتبه هم فقط پیامبر اسلام – البته با انتخاب مستقیم مردم- و تا حدودی محدوتر حضرت موسی قدرت سیاسی داشته اند. پس طبق سنت، قدرت سیاسی ملزوم پیامبری نیست.
            حتی حضرت ابراهیم هم که ما با استناد به آیه مربوطه اش، شان امام را برتر از پیامبر می دانیم، با اینکه به مقام امامت رسید، اما قدرت سیاسی شان کجا بود؟ کجای قران خداوند برای حق گرفته شده اش نوحه سرایی کرده است؟؟؟؟؟
            ۵) جناب امیرشاهی! ولایت در زمان گذشته و حال در بین الاذهان مردم عرب زبان چه جایگاهی داشته است و با معانی گوناگون، چطور و چرا آن را به قدرت سیاسی ترجمه می کنید. پیامبر دونوع ولایت داشته اند. اول ولایت باطنی و معنوی داشتند که خدادادی بوده است و دوم ولایت به همان معنای قدرت سیاسی که مردم به ایشان داده بودند -چطور این شق آخر قابل کتمان است از سوفیست ها باید پرسی!- بنابراین ولایت معنوی و الهی که مربوط به احدیت است را پیامبر طبق فرمان الله، حق داشت که به دیگری تفویض کند اما مقامی که مردم به او عطا کرده بودند چطور قابل واگذاری به دیگری ست؟ با فرمول شیعه البته صد در صد شدنی ست.

          • از هردو کامنت شما ابتدای آن را نگه داشتم و بقیه را بدون خوندن حذف کردم. بارها گفتم که اینجا جای طولانی نوشتن نیست. می تونید در چند کامنت بنویسید

            ۴) می گید فقط پیامبراسلام مدعی حاکمیت بود. خب ما پیرو حضرت محمد ص هستیم 

            ۵) اگر مردم باید حاکم را انتخاب کنند چرا پیامبر ص حضرت علی ع را بعنوان حاکم پس از خود معرفی کرد؟ چرا ابوبکر ، عمر را بعنوان جانشین خود تعیین کرد؟

          • سلام دوست بزرگوار
            ۱) از بابت تایید کامنت ممنونم
            ۲) فرمودید: می گید فقط پیامبراسلام مدعی حاکمیت بود
            متن من مشخص هست که چه می گویم. پیامبر اسلام “مدعی” حاکمیت نبوده اند بلکه توسط مردم انتخاب شده اند و ادعایی توسط ایشان مطرح نشده بود.
            ۳) مشکل بحث اینجاست که ما می گوییم پیامبر حضرت علی را جانشین معرفی کرده اند. اما مردم که پیامبر را انتخاب کرده بودند چرا دیگر از دور انتخاب خارج می شوند؟

          • دو) پس این همه احکام اجتماعی که ایشان آورد مثل قطع دست دزد و.. برای چیست؟

            سه) چنین نبود که همه خارج شوند و چنین نبود که همه ابوبکر را تایید کرده باشند. باید بررسی کرد که چه قدرتی پشت قضیه بود که نگذاشت خواسته ی پیامبر ص عملی بشه

          • سلام و سلامتی برای تان
            امشب پس از گفتگویی مفصل با ایران دوستی افراطی به اینجا آمده ام. نکته جالب توجه در بیاناتشان این است که وقتی سوال از دوره هخامنشی می کنم برای مقابله به مثل می آیند و به اسلام و قران به اصطلاح گیر می دهند. اینجا مصداق آیه شریفه ایست که مسلمین را از بی احترامی نسبت به مقدسات و خدای دیگران منع می کند چون آنها هم همین کار را می کنند!
            اما سپاس از پاسختان. ولی به نظرم شما هم مرا ….!
            به هر حال:
            ۱) شما با بیان گزینه “دو” منظورتان چیست؟ خب طبیعی ست هنگامی که پیامبر به انتخاب اهل مدینه رئیس حکومت می شوند، باید یک سری قوانینی داشته باشند. کما اینکه تمام احکام، تاسیسی نبوده و بسیاری از انها ریشه در همان فرهنگ عرب دارند. ضمنا من در “۲″ چه گفته ام و شما چه پاسخ داده اید!
            ۲) بحث از انتخاب “همه” نیست. کمااینکه “همه” هیچگاه به یک چیز گرایش نخواهند داشت. به نظرم شما حوصله پاسخگویی ندارید البته اگر قصد “پیچاندن” نباشد!
            ایام به کام

          • ۱. من هم متوجه نشدم منظور شما از شماره یک در اینجا چیه

            ۲. اگر بحث برسر انتخاب اکثریته مگر اکثریت مردم عمر را برای حکومت انتخاب کردند؟ مگر ابوبکر نبود که عمر را بعنوان جانشین خود تعیین کرد ؟
             

          • بحث ما کلا منحرف شده- حالا یا شما منحرف ردید یا من… دقیق نمی دونم!

    • انسان عزیز تا جایی که به یاد دارم در منابع سنی هم حدیث دوازده امام با ذکر اسامی نقل شده است.
      مسئله ولایت امیرمومنان علی (ع) هم در جمع ده ها هزار نفر اعلام شد. اما آخرش چه شد ؟؟؟؟؟؟

  14. نکته قابل توجه دیگر : عدم پذیرش امامت الهی ائمه بزرگوار شیعه حمل بر جسارت نشود انها همگی از بزرگان اسلام بودند وبه نظر شخصی من امام صادق وامام رضا از بزرگان معتزله بودند چون با عقاید تجسیم بسیار مبارزه کردند خدا از تمام انها راضی باشد

    • شیعه تجسیم را قبول نداره و طبیعیه که امامان شیعه نیز با تجسیم مبارزه می کردند و این صرفا نقطه اشتراک شیعه و معتزله است نه نشانه ی معتزلی بودن.

  15. سید صادق شیرازی حرف زیبایی فرمودند ایشان میگویند:اگر کسی در ادیان ومذاهب تحقیق کند وغیر از دین مبین اسلام ومذهب تشیع اثنی عشری دین ومذهب دیگری رابرگزیند از دوحال خارج نیست:۱-یا درست تحقیق وپرس وجو نکرده ۲-ویا نفس پرستی را اتخاذ کرده هرچند بگوید دنبال حقیقت هستم.
    شیخ حسین انصاریان هم میفرمایند:درتاریخ تابه حال یک عالم شیعی اثنی عشری به دین ومکتب ومذهبی دیگر روی نیاورده درحالی که از تمام مکاتب و مذاهب وادیان دیگر درطول تاریخ به شیعی اثنی عشری و یاحتی به مکاتب دیگر رفته اند …که این نشانه ای ازحقانیت اسلام شیعی اثنی عشری است.

  16. رفتار خود شما بدتر از اینهاست من خودم تو تانگو یه بحث ساده اردم همین مسلمانان هرچی از دهنشون درومد گفتن اخرش مسدودم کردن در حالی که خدا شاهده فقط طرح سوال کردم .من مسلمان زاده ام نگین زرتشتی بود

  17. حقته
    تازه بهت تخفیف هم دادن

  18. چند وقت پبش بنده هم با مساله مشابهی مواجه شدم .حقیر مثل شما علاقمند اگاه سازی مردم به راستی و حقیقت هسنم . لذا با مدارک مستند در خصوص وجود یک امامزاده و فرزندش و داستان ماورا الطبیعه ای که برایش ساخته و هر سال میلیاردها خرجش می کنم اطلاع رسانی کردم . شما البته خوشبخت ترید چون فقط فحش خوردید ولی بنده نزدیک بود کارم به ….. بکشد . آقای محترم ایکاش کمی از همت خود را هم صرف خرافه زدایی از افکار مذهبی دین خودتان هم میکردید . وجود هزارها امامزاده قلابی و سبد قلابی و معجزات و کرامات قلابی و شیادی مذهبی لابد از نظر شما همه در راستای راه راستی است . پس اگر این رویه را داشتید حتما از شما برای این یاداوری سپاسگزاری می کنیم . اما تا آن موقع من هم پاسخ یکی از همان کامنت گزارها را به شما می دهم . گبرم که این بیت زیبا و دلنشین در شاهنامه نبود به تو چی میرسه؟

  19. با سلام. لطفا در مورد شخص سید صادق شیرازی و علمای شیعه لندن نشین بسیار احتیاط کنید. دوم جناب مدیر سایت پاسخ به گفته شما که من نیافتم ؟ خوب عزیزم به راحتی می توانید از مرکز اسناد مجلس و یا یک کارشناس معمولی ادبیات فارسی پرس و جو کنید. این که من نیافتم مثل آن است که بگویید من چون خدا را ندیدم پس … ، شما برای رسیدن به هدف به جای آنکه خود و دوستان را در تاریکی گرفتار نمایید. مثلا می توانید از وجود عزیزانی مانند دکتر الهی قمشه ای یا میر جلال الدین کزازی و اساتید دیگر زبان فارسی استفاده نمایید. بله اگر به این شیوه ابداعی شما پیش برویم می شود اینکه در قرآن کریم می خوانیم : این کتابیست که جهت هدایت شما فرستادیم. اما افراد به جای رفتن نزد کارشناسان خبره در این زمینه ، با همین من نیافتم های مغرضانه از کتابی سراسر نور ، حقیقت ، عشق و … می شوند داعش. اینکه شما نیافتید که نشد مدرک.

    • نرم افزاری که موسسه نور نشر داده از روی ده ها نسخه از شاهنامه است وقتی در آن نباشه با اطمینان میشه گفت نیست
      اگر شما این شعر را در شاهنامه دیده اید آدرسش را بدید

       

  20. بسیاری از تصوراتی که ما به عنوان یک ملت داریم در واقع افسانه ها و جعلیاتی است که طی پروژه ملت سازی و از طریق نظام های آموزشی و نهادهای فرهنگی مدرن رضاخانی، در حافظه و خاطره جمعی ما قرار گرفته است.
    مجله مهر: دکتر شهاب اسفندیاری، معاون فرهنگی سابق بنیاد فارابی، کارگردان مجموعه مستند جهان شهری ها و نویسنده کتاب سینمای ملی و جهانی شدن در صفحه گوگل پلاس خود مطلبی با عنوان «تحریفات شاهنامه» نوشته است که در ذیل می خوانید.

    *در شاهنامه واژه عربی وجود ندارد

    بسیاری از مردم بر این باورند که در شاهنامه از واژه های بیگانه و بخصوص عربی استفاده نشده است که این باوری غلط است. البته در اینکه فردوسی واژه های فارسی را به عربی ترجیح میداده شکی نیست اما در بسیاری ابیات از لغات عربی استفاده کرده که میتوان موارد زیر را مثال زد: غم، حمله، قطره، قلب، نعره، نظاره، حصار، برهان، قضا، قَدَر، ایمان، جوشن، سنان، رکاب، عنان، هزیمت، سلیح (بمعنای سلاح)، منادی، ثریا، نبات، سحاب، عقاب، فلک، درج، صف، میمنه، عجم، عجب، محضر و صلیب. بطور کلی حدود پنج درصد از واژه های به کار رفته در شاهنامه غیرفارسی هستند.

    * «بسی رنج بردم در این سال سی» ربطی به فردوسی ندارد

    بسی رنج بردم در این سال سی – عجم زنده کردم بدین پارسی. این بیت یکی از اشتباهات بسیار رایج درباره‌ی فردوسی است درحالیکه در اغلب نسخه های معتبر و قدیمی شاهنامه این بیت و ابیات ادامه اش وجود ندارد. جالب اینجاست که خیلی ها از این بیت برای اثبات اشتباه اول، یعنی عدم وجود واژه های عربی در شاهنامه استفاده میکنند حال آنکه در خود همین بیتِ مورد شک، کلمه‌ی عجم یک کلمه‌ی عربی است. این بیت آنقدر بین مردم مشهور شده که حتی بارها و بارها در رسانه های مختلف فارسی از آن استفاده میشود و کسی نیست بپرسد کجای شاهنامه و در کدام نسخه چنین بیتی نوشته شده است؟

    * شعرهایی که دوره پهلوی اضافه شد

    بسیاری از این تحریفات و جعلیات در صد سال اخیر وارد باورایرانیان شده است و در نسخه های قدیمی تر دیده نمیشود. بنظر می رسد در نتیجه‌ی تبلیغات و سیاستگزاری فرهنگ ناسیونالیسم افراطی و تاکید نژادی در دوران حکومت پهلوی ها این رویه بصورتی هدفمند اجرا شده باشد. در آن دوران انجمن ها و کتب و مقالات بسیاری درباره نژاد پارسی و ایرانی و آریایی منتشر شد که بسیاری از آنها صرفاً‌ دروغ و مجعول بود. به عنوان نمونه یک موسسه ی دولتی به نام «انجمن آثار ملی» بیش از صد جلد کتاب درباره‌ی شاهنامه چاپ کرد که در یکی از انتشارات همین انجمن تحت عنوان «یادنامه ی فردوسی» این شعر زیر آمده است:

    چو کودک لب از شیر مادر بشست / محمد رضا شاه گوید نخست
    اگر همدم شه بود فرّهی / فرح زاید از فرِّ شاهنشهی
    شهنشاه بانوی فرخ نژاد / که شاهنشهش تاج بر سر نهاد

    شاید از همین رو باشد که شاهرخ مسکوب نویسنده ی «مقدمه ای بر رستم و اسفندیار» در سال ۱۳۴۸ نوشته است: «در تاریخ سفله پرور ما بیدادی که بر فردوسی رفته است، مانند ندارد و در این جماعتِ قوادان و دلقکان با هوس های ناچیز و آرزوهای تباه، کسی را پروای کار او نیست.»

    در همین باره ملک الشعرای بهار نیز از نخستین رجال با صلاحیت ادبی بود که به این تبهکاری ها توجه و اعتراض کرد. او نوشته است: «این اواخر باز هم تصرفاتی در اشعار فردوسی شده و می شود. از قضا در نسخه ی شماره ی سوم و چهارم مجله ی آینده در صفحه ی ۱۸۲ شش بیت از شاهنامه دیدم که هرکدام را از یک جای شاهنامه برداشته اند، یک مصراع زیادی به آن افزوده و یک مصراع کاسته اند و در جراید و مدارس آن ها را می خوانند و یاد می دهند.»

    * «چو ایران نباشد تن من مباد» سروده‌ی فردوسی نیست

    بیت بسیار معروف «چو ایران نباشد تن من مباد» اساساً سروده‌ی فردوسی نیست و در نسخه های معتبری که در دسترس من بود چنین بیتی پیدا نکردم. تنها مصرع شبیه به این بیت در رزم رستم و سهراب است که فردوسی از قول هجیر به سهراب مینویسد:
    چو گودرز و هفتاد پور گزین / همه نامداران ایران زمین
    نباشد به ایران تن من مباد / چنین دارم از موبد پاک یاد

    و اما مصرع غلط و رایج «بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» کلاً در شاهنامه وجود ندارد و حتی ملک العشرای بهار هم در مقاله ای به این موضوع اشاره و اعتراض کرده است. به نظر میرسد این بیت و بخصوص مصرع دومش در راستای سیاستهای عرب ستیزی و ترویج وطن پرستی خاص دوران پهلوی باشد.

    * شعرهایی که ارتش رضا خان اضافه کرد

    این بیت «همه سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم» در جنگ علیه ایران و از زبان لشگر تورانیان خطاب به افراسیاب گفته شده است. درواقع این بیت از زبان دشمن ایرانیان است که امروزه بسیاری از شاهنامه نخوانها آن را با افتخار تکرار میکنند. دلیل آن هم سرودی است بنام «مرگ وطن» که از ابیات جسته گریخته در شاهنامه ساخته شده است بدون آنکه به مضمون و مفهوم هر بیت در داستان و مکانی کاربرد آن توجه شود. حتی بیت آخر این سرود یعنی «اگر کشت خواهی همی روزگار / چه نیکوتر از مرگ کارزار» از فردوسی نیست، سروده‌ی دقیقی است که به این سرود اضافه شده است. بعدها چند بیت پراکنده یا جعلی دیگر هم به این سرود که کار ستاد ارتش رضاشاهی بود اضافه شد و در مدرسه ها و سربازخانه ها و رادیو و تلویزیون بارها پخش شد.

    شاهنامه‌ی فردوسی در طول تاریخ بر بسیاری دیگر از بزرگان شعر و هنر و فرهنگ ایران تاثیر گذاشته و بسیاری از شعرا از قصه ها و روایات آن آگاه بودند. بطور مثال حافظ، نظامی، سعدی و بسیاری دیگر از بزرگان شعر ایران در ابیات خود از اسطوره ها و افسانه های شاهنامه استفاده کرده اند. مثلاً حافظ بارها از جام جم، جمشید و تخت شاهی وی، کیکاووس و خون سیاوش (سیاووش) و افراسیاب و حتی رستم و کیخسرو استفاده کرده است.

    من شخصاً این اشاره‌ی بسیار زیبا و غیرمستقیم حافظ به داستان بیژن و منیژه و نجات یافتن بیژن از چاه توسط رستم را خیلی دوست دارم
    سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
    شاه ترکان فارغست از حال ما، کو رستمی؟

    *ریش رستم دو شاخ نبوده است

    بسیاری از باورهای غلط درباره‌ی شخصیتهای شاهنامه هم زاییده‌ی تخیل مردم است و در شاهنامه وجود ندارد. بطور مثال ماجرای دوشاخ بودن ریش رستم را هرچه گشتم در شاهنامه پیدا نکردم. احتمالاً این موضوع از این بیت برگرفته شده:
    سرگرد دارد و ریش دوشاخ / کمربند باریک و سینه ٔ فراخ

    که حتی در لغتنامه‌ی دهخدا هم از قول فردوسی و شاهنامه عنوان شده ولیکن چنین بیتی را من در شاهنامه پیدا نکردم. مشخص هم نیست نسخه‌ی مورد استناد دهخدا کدام نسخه بوده است. اما در رستم نامه‌ی ملک الشعرای بهار بیت زیر در وصف رستم نوشته شده است
    ستبر بازو و لاغر میان و سینه فراخ / دو شاخ ریش فرو هشته تا میان رستم

    حتی داستان کلاهخود رستم که از جمجمه‌ی دیو سپید بوده است نیز در شاهنامه ذکر نشده و اصلاً در شاهنامه رستم سر ‌دیو سپید را جدا نمیکند بلکه او را چنان محکم بر زمین میکوبد که در دم جان میدهد و سپس دشنه ای در دلش فرو میبرد و جگر از تنش جدا میکند. رستم اما در نبرد با اکوان دیو است که سر از تن این دیو جدا میکند، ‌ اما باز هم راجع به اینکه جمجمه‌ی دیو را کلاهخود خود میکند در شاهنامه اشاره ای نشده است.

    * «ز گهواره تا گور دانش بجوی» سروده‌ی فردوسی نیست

    مصرع معروف «ز گهواره تا گور دانش بجوی» سروده‌ی فردوسی نیست بلکه سروده ی ابوریحان بیرونی است. اما بسیاری گمان میکنند که این بیتی از شاهنامه است. حتی در ویکیپدیای فارسی هم منبع آن را شاهنامه ذکر کرده اند.

    * شعرهایی که قبل از فردوسی برای رستم سرودند

    بیت «که رستم یلی بود از سیستان / منش کردمی رستم داستان» نیز از فردوسی نیست و در مقالات مختلف به آن اشاره شده ولی آنقدر این بیت برای مردم جا افتاده است که حتی در رسانه های معتبر هم به آن استناد میشود. اینکه الهام بخش فردوسی در خلق شخصیت رستم که بوده هنوز برای من مشخص نیست و باید در این زمینه بیشتر بخوانم اما در تاریخ باستان ایران، ‌ سپه سالار کل سپاه ساسانیان شخصی بنام رستم فرخزاد بوده است. اینکه آیا او الهام بخش شخصیت رستم در شاهنامه است را هنوز نمیدانم.

    بسیاری از داستانها، توصیفات و تخیلات مردم از شاهنامه، در واقع حاصل نقالی ها و داستان سراییهای قرنهای بعد از سرودن شاهنامه بوده است. برای دوستانی که مایل هستند متن شعر شاهنامه را همراه با قابلیت جستجوی کلمه یا بیت در اختیار داشته باشند، وبسایت گنجور را معرفی میکنم. در پایان، یادآور میشوم که من نه شاهنامه شناس و محقق و متخصص در این رشته هستم و نه ادعایی در این زمینه دارم. نکات بالا صرفاً خلاصه ای کوتاه از آنچه طی این مدت خوانده و یافته ام بود که ممکن است ناکامل، ‌ نادرست یا قابل بررسی بیشتر باشد. 

  21. اما جمع بندی : دادن فحش به شخص مدیر سایت چنان که در راه رضای خدا باشد صد در صد دارای اجر اخروییست. اما با این حال راه که برای تحقیق بسته نیست و پاسخ ما هم که وحی منزل نیست. امید آنکه در آینده نه چندان دور شاهد تحقیقاتی کامل از شما عزیزان جهت رسیدن به حقیقت باشیم. ناراحت نشوید شاید همین فردا مطلبی درج شد که کلا چهارچوب کلام را بست. مثلا آوردند که شاهنامه فردوسی به همراه پیوست های زیبای مردمی آن. قرار هم نیست جناب فردوسی همه زحمات را به تنهایی کشیده و ما فقط پز آن را بدهیم. می توان در کنار این اثر بزرگ و شگرف پیوستی به نام مردم نامه افزود تا در کنار ابیاتی چنین محکم و استوار جهانیان را آگاه نمود که راه فردوسی پاک زاد تا ابد ادامه دارد.

  22. اولا که همشون حرف های درستی زدن و شما همه ی این صفات بد رو واقعا دارین، دوما حتی اگه این شعر از فردوسی نباشه هم شعر زیبا و وطن پرستانه ای است، درود بر شاعر این شعر (فردوسی) و ننگ بر شما نویسنده این سایت

  23. این مضحک ترین اکاذیبی بود که تو این سایت خوندم فکر کنم به عقیده شما فردوسی قبل از اسلام زندگی می کرده حکیم ابوالقاسم فردوسی تمام شاهنامه را سرود به عشق این دو بیت چو ایران نباشد به عشق وطن پرستی اش فکر کنم شما حدیث حب الوطن من الایمان را نشنیده اید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>