+
خانه / گوناگون / اهل سنت / اگر تبلیغ ازدیاد جمعیت، به دلیل فراوانی اهل سنت است…
اگر تبلیغ ازدیاد جمعیت، به دلیل فراوانی اهل سنت است…

اگر تبلیغ ازدیاد جمعیت، به دلیل فراوانی اهل سنت است…

به قلم مدیر سایت
شایع است که بیشتر شدن جمعیت اهل سنت نسبت به جمعیت شیعه در آینده ی نزدیک، سبب شده جمهوری اسلامی برای پیشگیری از این پیشامد، به تبلیغات برای فرزند بیشتر دست بزند.

پیشنهاد
به فرض صحت سخن فوق، بهترین راه برای مغلوب نشدن جمعیت شیعه در ایران، دعوت اهل سنت به پذیرش تشیع، با دلیل و برهان است. اگر بتوانیم حقانیت عقاید شیعه را ـ که مبانی محکم تری دارد ـ به درستی تبیین کنیم، فرهیختگان آنها مذهب تشیع را خواهند پذیرفت و به دنبال آنها، مردم عوام و کم سواد، در زمان های بعد، پذیرای تشیع خواهند شد.

راهی برای تبلیغ تشیع
صدا و سیمای جمهوری اسلامی میان دو نفر از متخصص ترین شیعه و سنی، بحث آزاد و بی طرفانه در برابر دید همگان بگذارد؛ به این صورت که هرکدام از حوزه های علمیه ی شیعه و سنی، یک متخصص در بحث های اعتقادی معرفی کنند تا در برنامه های زنده و مستقیم و با رعایت نکات زیر، به بحث بپردازند:
یک) موضوع بحث، از روزهای قبل تعیین شود، تا علاوه بر بحث کنندگان، تماشاگران نیز با آمادگی، برنامه ها را دنبال کنند.
دو) موضوع هر بحث را یک بار طرف شیعه و بار دیگر طرف سنی تعیین کند.
سه) اگر بحثی پیش آمد که شرکت کنندگان، آمادگی لازم برای پاسخگویی نداشتند، به آنها فرصت داده شود تا پس از تحقیق، در جلسه ی بعدی پاسخگو باشند.
چهار) پیش بینی می شود اگر چنین برنامه ای راه اندازی شود، اهل سنت نداشتن امنیت جانی را بهانه خواهند آورد. آنان می توانند، نماینده ای ساکن در خارج از کشور را برای بحث معرفی کنند تا از طریق ویدئو کنفرانس در مباحثه شرکت کند
پنج) اگر یک طرف، حاضر نشد نماینده ای را برای بحث معرفی کند، تبلیغات گسترده برضد آن مذهب خواهد بود و صدا و سیما روی این قضیه سرمایه گذاری کند.

۴۸ نظر

  1. لطفا آقا یا خانم معتزله و دیگر سنی ها نظرشان را در مورد این پیشنهاد بگویند. سپاس

    • سلام دوست عزیز

      بحث درباره عقیده رجعت هم بحث جالبی میتواند باشد شما وسایر عزیزان شیعه معتقد هستید که بعد از فوت امام مهدی سایر ائمه به ترتیب حکومت میکنند 

      اول امام علی حکومت میکنند وبعد امام حسن وبعد امام حسین وبعد از امام سجاد وبعد امام باقر وبعد امام صادق وبعد امام موسی کاظم وبعد امام رضا وبعد امام جواد وبعد امام هادی وبعد امام حسن عسگری

      سوال من : خب چرا خداوند در زمان حیات ائمه بزرگوار شیعه به ان بزرگواران یاری نرساند تا ان بزرگواران به حکومت برسند 

      وبعد از قرنها از فوت ان بزرگواران دوباره به انها قدرت حکومت میدهد ؟

      • بنا نیست همه کارها از طریق معجزه پیش برود. معجزه رخ می دهد اما نه همیشه. اگر اینطور بگید، به پیامبر هم ایراد بگیرید که چرا در جنگ احد شکست خورد؟

        • سلام مجدد خوب شما عزیزان شیعه اعتقاد دارید که ائمه در آخر الزمان با حالت معجزه گونه 

          به قدرت میرسند 

          خب سوال من این است که از اول چرا معجزه گونه به قدرت رسیدند؟

    • با سلام لطفا عزیزان شیعه ناراحت نشوند 

      قصد جسارت ویا توهین به عقاید عزیزان وبرادران وخواهران شیعه را نداشته وندارم

      لطفا ببخشید اگر ناراحت شدید

       

  2. تجربه نشان داده که اهل سنت محال است زیر بار چنین بحث هایی با عالمان شیعه بروند!!!

  3. سلام استاد فاطمی اخبار مربوط به افزایش جمعیت اهل سنت وجماعت ایران از طریق افزایش زاد وولد بسیار اغراق آمیز ومبالغه آمیز است 

    مناطق سنی نشین ایران عموما مناطقی هست که از نظر اقتصادی فقیر است 

    نرخ بیکاری در بین جوانان کرد وبلوچ استانهای سیستان وبلوچستان وکردستان بسیار بالا است 

    ومعمولا خانواده های فقیر تعداد فرزندان بیشتری از خانواده های طبقه متوسط وطبقه مرفه دارند

    واگر هم تعداد بچه در خانواده های کرد وبلوچ زیاد است 

    به خاطر این است که فکر میکنند بچه بیشتر میتواند کار کند وبرای آنها درآمد کسب کند

    وهیچ ربطی به سنی بودن وسلفی بودن واینگونه قضایا ندارد

  4. شما هم اگر به خود تهران نگاه کنید تعداد بچه های پایین شهر بیشتر از بالا شهر است 

    هیچ ربطی به مذهب ندارد 

  5. سلام اما پیشنهاد شما به چند دلیل اجرایی نیست :

    اهل سنت وجماعت وشیعه دوازده امامی هرکدام دارای گرایشات وعقاید مختلفی هستند ونماینده خاصی ندارند که شخصی که می آید بتواند آنها را نمایندگی کند 

    مثلا در مناظره تلوزیونی اگر نماینده اهل سنت بیاید  کتاب  یاسر الحبیب را دستش بگیرد وبگوید این فرد یک روحانی شیعه است که در این کتاب امده است به همسر پیامبر اسلام توهین کرده واو را زنا کار خوانده وبگوید چگونه مذهبی میتواند حق باشد که همسر پیامبرش که تا آخر زندگی پیامبر همسر او بوده را زناکار میخواند 

    http://alqtrah.com/pr/question/index.php?id=180

     

    نماینده اهل تشیع میگوید ما یاسر الحیب وعقاید او را قبول نداریم 

    ذکر چند نکته : 

    نکته اول : ابتدا از تمام مسلمانان بابت ذکر حرفهای یاسر الحبیب عذر میخواهم 

    نکته دوم : من بی طرف عیر سیاسی زدن این تهمت وتوهین به همسر پیامبر اسلام رو صد درصد محکوم میکنم وبه نظر من این تهمت بی اساس است 

    نکته سوم : اکثریت علمای اهل تشیع ومردم تشیع چونین تهمتی را قبول ندارند وچونین جسارتی به همسر پیامبر اسلام را قبول ندارند

    نکته چهارم : با وجود اینکه حرفهای یاسر الحبیب رو محکوم میکنم صد درصد هم با کشتن او وحمله فیزیکی به او مخالف هستم

    نکته پنجم : این نکته را فقط آوردم تا بگویم  که  در بین شیعیان و که در بین اهل سنت  در درون خود مذاهب عقاید مختلفی در یک موضوع وجود دارد وکسی نمیتواند بیاید بگوید من نماینده کل شیعیان ویا نماینده کل اهل سنت هستم 

     

    • روشن است که وقتی میان دو متخصص سطح عالی بحث می شود، به امور زیر بنایی پرداخته می شود نه این حرفها

    • با سلام من در خانواده شیعه بزرگ شدم درست است که خانواده من اصلا مذهبی نیستند ولی به هر حال شیعه هستند ومن چونین سخنی از ایشان نشنیدم  در ضمن در فامیلهای دور ونزدیک ما هم خانواده مذهبی پیدا میشود ومن هم از انها نشنیدم که چونین سخنی بگویند

      در مدرسه ودانشگاه هم همکلاسی های مذهبی شیعه داشتم ولی چونین سخنی نشنیدم 

      کتاب های از  علمای شیعه مثل آیت الله مطهری وعلامه طباطبایی وجعفر شهیدی ومکارم شیرازی وشیخ بهایی ومحدث قمی را هم خواندم اما چونین سخنی درباره ام المومنین عایشه رضی الله عنها نشنیدم 

      وتاجایی که من میدانم شیعیان همسران انبیا را از اینگونه تهمتها به دور میدانند 

      واصلا نمیدانم این اقایی که شما اوردید چه کسی هست 

      وچکار است؟

  6. با سلام مجدد  معمولا اهل سنتی که در خارج هستند دید سلفی گرایانه دارند ووقتی بیایند میخواهند با شیعه بر سر بحث توسل بحث کنند 

    انوقت بسیاری از علمای اهل سنت داخل مثل حوزه علمیه عرفان آباد که صوفی نقشبندی است اعتراض میکند که این شخصی که از خارج امده نماینده اهل سنت نیست وما توسل رو قبول داریم 

     

     

    http://www.erfanabad.org/fa/modules/smartfaq/faq.php?faqid=5393

    و

    http://www.erfanabad.org/fa/modules/smartfaq/faq.php?faqid=4849

    و

    http://www.erfanabad.org/fa/modules/smartfaq/faq.php?faqid=4849

    • در میان صدها میلیون مسلمان حتما سنیهایی هستند که دید سلفی گرایانه ندارند.. گفتم که هرکار کنیم بهانه می آورند

      • با سلام ضمن احترام به شما وتمام برادران وخواهران اهل تشیع اگر در موضوع اصلی که باعث شد من مذهب تشیع رو ترک کنم بحث باشد بحث خوبی است 

        چرا حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم در حضور هزاران نفر از مردم نفرمودند که بعد از من امام علی امام منصوب از جانب الله است وبعد از ایشان امام حسن وبعد از ایشان امام حسین وبعد از ایشان امام سجاد وبعد از ایشان امام محمد باقر وبعد از ایشان امام جعفر صادق وبعد از ایشان امام موسی کاظم وبعد از ایشان امام رضا وبعد از ایشان امام جواد وبعد از ایشان امام هادی وبعد از ایشان امام حسن عسگری وبعد از ایشان امام مهدی

        اگر پیامبر این موضوع را واضح در جمع هزاران نفر میفرمودند 

        وما از ۴صحابی روایت داشتیم که پیامبر در جمع هزاران نفر در فلان روز چونین مطلبی فرمودند 

         

        جای هیچ شک وشبهه نیود

        وشما مذهب حق بودید 

        • پس حدیث غدیر چیه؟ البته امام علی(ع) به حدیث غدیر استناد کرده است

          • با سلام شما از هم از حضرت سلمان پارسی وهم از حضرت عمار وهم از حضرت مقداد وهم از حضرت ابوذر غفاری یعنی از هر ۴تن این صحابه بزرگوار ومورد احترام عزیزان شیعه روایاتی جداگانه بیاورید که این بزرگان فرموده باشند که : حضرت محمد در روز غدیر تک تک ائمه رو اسم آورده باشد

            وبگویند امام اول امام علی است وامام حسن پس از ایشان امام است وبعد از ایشان امام حسین وبعد از ایشان امام سجاد وبعد از ایشان امام باقر وبعد از ایشان امام صادق وبعد از ایشان امام موسی کاظم وبعد از ایشان امام رضا وبعد از ایشان امام جواد وبعد از ایشان امام هادی وبعد از ایشان امام حسن عسگری وبعد از ایشان امام مهدی امام منصوب از جانب الله است

          • چرا حرفی را که قبلا جواب دادم تکرار می کنید؟!
            روایت های متعدد از پیامبر ص نقل شده که وی نام یک یک امامان تا امام دوازدهم را برده است اما این اخبار به صورت خصوصی و از اسرار بوده و الا امامان را در همان بچگی سر به نیست می کردند.
            اینکه میگید حتما فلانی راوی حدیث باشه حرف زوریه. ممکنه او نشنیده باشه یا شنیده باشه اما جایی نگفته یا گفته اما بما نرسیده. چه ایرادی داره شخص راستگوی دیگر خبری رو نقل کنه و بپذیریم؟

          • جناب معتزله، پیامبران الهی به معرفی پیامبر بعدی خودشون میپرداختند پس این منطق شما آبکی است، وگرنه هیچ یک از پیروان ادیان نباید پیامبران بعدی را بپذیرند! با این حال احادیث فراوانی داریم از منابع اهل سنت و شیعه که پیامبر(ص) به تعداد دوازده نفر اشاره کرده است.

          • بخاری از جابر بن سمره نقل کرده که:

            پیامبر- در پاسخ سؤال- فرمود: (پس از من) دوازده امیر خواهند بود. سپس سخنی فرمود که آن را نشنیدم. پدرم گفت: رسول خدا(ص) فرمود: همه آنان از قریشند.

            مسلم نیز همین حدیث و مضامین شبیه به آن را با سندهای مختلف، هشت بار در کتاب صحیح خود نقل کرده است:

            همواره دین خدا استوار و پابرجاست، تا اینکه قیامت بر پا شود، یا دوازده نفر خلیفه برای شما وجود داشته باشند که همگی آنان از قریشند.

          • افزون بر افراد یاد شده، جمع دیگری از دانشمندان اهل سنت حدیث یاد شده و احادیث دیگر قریب به این مضمون را نقل کرده اند و همگی سند حدیث را صحیح دانسته اند.از سوی دیگر، بررسی های انجام شده نشان می دهد که رجال سند این احادیث، همگی از محدّثان و فقهای طراز اوّل عصر خود بوده اند.

            مفصل تر از اخباری که نقل شد، روایاتی است که در آنها اسامی مبارک دوازده امام از حضرت علی (ع) تا حضرت حجه بن الحسن العسکری، امام دوازدهم، مهدی منتظر(عج) نامبرده شده اند که شارح روایاتی می باشند که در آنها فقط عدد ائمه بیان شده است.

        • جناب نیاز نبود ک حتما اسم تک تک امامان اورده میشد /هرچندک درکتب خود اهل سنت هست ک ۱۲ نفر از قریش بعد از من ب خلافت میرسند/اگر واقعا کسی در واقعه غدیر ب پیامبرص ایمان داشت حضرت علی ع ک ایشان فرمودند جانشین من هستن میپذیرفتن و حضرت علی ع وصی بعد از خود را معرفی میکردند و ب همین ترتیب هر امامی  امام پس از خود را معرفی میکردند

  7. البته این صرفا دیدگاه منه.اهل سنت همیشه انحرافات خودشون را به اسم قران وپیامبر یه جورایی به نظر ثنبل وبه حق جلوه دادند!!!این به ان معنی نیست که شیعه اشکالی ندارند.

  8. در رابطه با روایت دوازده خلیفه قریش ما تنها به ذکر تحلیل و بیان منصفانه یکی از علمای بزرگ اهل سنت جناب حافظ سلیمان قندوزی اکتفا می‌کنیم که گفته است:

    احادیثی که دلالت می‌کند جانشینان پیامبر دوازده نفرند از طرق فراوان نقل شده و به حد شهرت رسیده است و با گذشت زمان دانسته شد که مقصود رسول خدا از این سخن خود، امامان دوازده‌گانه از اهل بیت و عترت اویند، زیرا نمی‌توان این حدیث را بر جانشیان پس از او از اصحابش حمل کرد، چرا که تعداد آنان از دوازده نفر کمتر است. هم‌چنین نمی‌توان آن را بر حکّام اموی تطبیق کرد، زیرا آنان از دوازده نفر بیشترند و غیر از عمر بن عبدالعزیز، همه آنان مرتکب ظلم آشکار بودند، و نیز آنان از بنی هاشم نیستند، در حالی که پیامبر(ص) فرموده است: «آنان همگی از بنی هاشم‌اند» و نمی‌توان آن را بر حکّام بنی عباس حمل کرد، زیرا تعداد آنان نیز از دوازده نفر بیشتر است، بنابر این راهی جز این نیست که بر امامان دوازده‌گانه از اهل بیت پیامبر(ص) حمل شود، چرا که آنان داناترین، بزرگوارترین و با تقواترین مردم اهل زمان خود بودند و نَسَب آنان از همه برتر بود و در نزد خدا گرامی‌تر بودند.
    بنا بر این با وجود همه ممنوعیت ها و دست بردن ها باز هم روایات دلالت آشکار دارد که جانشینان پیامبر دوازده نفرند که همگی از قریش وبنی هاشم اند وجز امامان دوازدهگانه شیعه که همگان بر علم، فضل و برتری آنان اعتراف دارند، کسی دیگر نمی تواند مصداق این احادیث باشد.

    • با سلام دوست عزیز : جناب قندوزی عالم اهل سنت کجاست ؟ شافعی مذهب است یا حنفی یا حنبلی یا مالکی؟

      این جملاتی که شما نوشتید جملات یک شیعه دوازده امامی است 

      وایشان هم نظر شخصی خودشان را بیان فرمودند 

      • گوینده ی سخن مهم نیست مهم خود سخنه، گیریم که جناب قندوزی شیعه ی دوازده امامی باشد، آیا اگر حرف منطقی و عقلایی و متین زده نباید آن را قبول کرد! دوستان همه مشاهده کنند که با چه کسی داریم بحث میکنیم، شما که فراوان دم از عقل میزنید از اصول اولیه ی بحث ناآگاهید، جناب قندوزی هم فکر کنم حنفی مذهب باشد(مهم نیست). دوست عزیز حقیقت مثل آفتاب روشنه، حالا شما نمیخواهی قبول کنی بحث جداست و به کسی ربط نداره و هر کسی رو تو گور خودش میذارند، به نظر من حجت بر همگان تمام شده و این را همه بدانیم که خداوند فردای قیامت برای حجت های تمام شده از انسان سوال میکند و آنجا دیگر بهانه های بنی اسراییلی جواب نمیدهد.

        • با سلام ببخشید دوست عزیز که احساسات شما را جریحه دار کردم 

           سخنان جناب اقای قندوزی  من را قانع نکرده است 

          • دوست عزیز بحث کاملا عقلیست و احساسات در آن جایگاهی ندارد، اگر ناراحتی ایی هم در کلام من است بخاطر اینه که حقیقت مثل آفتاب روشنه و بعضی ها نمیدانم چرا نمیخواهند قبول کنند، قضاوت را میسپاریم به ضمیرهای روشن و دل های بیدار. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

        • سلام دوست عزیز من با خودم فکر کردم که شیعیان عزیز میگویند حضرت سلمان پارسی وحضرت ابوذر وحضرت مقداد وحضرت ابوذر غفاری وحضرت عمار بن یاسر بعد از سیدنا امیر المومنین علی کرم الله وجهه بهترین اصحاب حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم هستند 

          خب من با خودم میگویم که حتما پیامبرمان در جمع هزاران نفر اسامی ائمه را فرمودند 

          وهر ۵تای این صحابه بزرگوار این احادیث را نقل کرده اند 

          • سلام گرداننده محترم سایت خب شما میفرمایید اگر اسم ائمه ذکر میشد آنها در کودکی کشته میشدند 

            خب حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم میتوانستند در جمع هزاران نفر بگویند بعد از من ۱۲ امام از آل سیدنا امیر المومنین علی (کرم الله وجهه ورضی الله عنه ) هستند 

            واسم انها را نمی آوردند 

            یعنی نمیگفتند امام چهارم امام سجاد(رضی الله عنه ) است 

            ولی میگفتند هر ۱۲ امام از آل سیدنا امیر المومنین علی کرم الله وجهه هستند 

            قطعا مخالفان نمیتوانستند همه فرزندان از ذریت سیدنا امیر المومنین علی کرم الله وجهه را قتل وعام بکنند 

            البته در جمع هزاران نفر 

            وتوسط حضرات سلمان وابوذر ومقداد وعمار 

            روایت شده باشد که حضرت محمد صلی الله علیه واله سلم 

            چونین مطلبی در جمع هزاران تن بیان کردند

          • مگر همه ی راههای اثبات حقانیت ائمه، منحصر به همین راهی است که شما میگید؟! از راه های دیگر بگونه ای بیان شده که برای شخص بی غرض و مرض اثبات میشه. بفرض اگر برای کسی اثبات نشد و به اشتباه افتاد، در قیامت عذر دارد و مجازات نمی شود البته بشرطی که تحقیق جامع کند و تعصب نداشته باشد

          • مگر همه ی خبرها به ما رسیده؟

  9. جناب آزاد اندیش خب اگر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم میفرمودند ۱۲ امیر همه از آل علی هستند ونام آنها را بیان نمیکردند (تا گرداننده محترم سایت نفرمایند که اگر اسم آنها را بیان میکردند انها کشته میشدند ) کار شما ساده تر میبود 

    یک حدیث  از کتب صحاح سته یعنی 

    صحیح بخاری-

    صحیح مسلم

    سنن ابوداود

    سنن ترمذی

    سنن نسائی

    سنن ابن ماجه

    بیاوردید که در آن حدیث حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم در جمع هزاران نفر از مردم 

    فرموده باشند که بعد از من دوازده امیر از آل علی هستند 

     

    • بخشی از احادیث کتاب اهل بیت در قرآن و حدیث با ترجمه و آدرس:

      ۹۰. جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصاریُّ: دَخَلتُ عَلى فاطِمَهَ علیهاالسلام، وبَینَ یَدَیها لَوحٌ فیهِ أسماءُ الأَوصیاءِ مِن وُلدِها، فَعَدَّدتُ اثنَی عَشَرَ، أحَدُهُمُ القائِمُ، ثَلاثَهٌ مِنهُم مُحَمَّدٌ وأربَعَهٌ مِنهُم علیٌّ «۱».
      ۹۱. جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِیُّ: لَمّا أنزَلَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ عَلى نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلى‏الله‏علیه‏وآله «یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنوا أطیعُوا اللّهَ وأطیعُوا الرَّسولَ واولِی الأَمرِ مِنکُم «۲»» قُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، عَرَفنَا اللّهَ ورَسولَهُ فَمَن اولُو الأَمرِ الَّذینَ قَرَنَ اللّهُ طاعَتَهُم بِطاعَتِکَ؟ فَقالَ صلى‏الله‏علیه‏وآله: هُم خُلَفائی یا جابِرُ، وأئِمَّهُ المُسلِمینَ [مِن‏] بَعدی، أوَّلُهُم عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ، ثُمَّ الحَسَنُ والحُسَینُ، ثُمَّ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ المَعروفُ فی التَّوراهِ ب «الباقِرِ»، وسَتُدرِکُهُ یا جابِرُ، فَإِذا لَقیتَهُ فَأَقرِئهُ مِنِّی السَّلامَ، ثُمَّ الصّادِقُ جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ موسَى بنُ جَعفَرٍ، ثُمَّ عَلِیُّ بنُ موسى، ثُمَّ مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ، ثُمَّ عَلِیُّ بنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الحَسَنُ بنُ عَلِیٍّ، ثُمَّ سَمِیّی‏
      وکَنِیّی، حُجَّهُ اللّهِ فی أرضِهِ، وبَقِیَّتُهُ فی عِبادِهِ، ابنُ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ، ذاکَ الَّذی یَفتَحُ اللّهُ تَعالى ذِکرُهُ عَلى یَدَیهِ مَشارِقَ الأَرضِ ومَغارِبَها، ذاکَ الَّذی یَغیبُ عَن شیعَتِهِ وأولِیائِهِ غَیبَهً لا یَثبُتُ فیها عَلَى القَولِ بِإِمامَتِهِ إلّا مَنِ امتَحَنَ اللّهُ قَلبَهُ للإِیمانِ «۳».
      __________________________________________________
       (۱) الفقیه: ۴/ ۱۸۰/ ۵۴۰۸، الکافی: ۱/ ۵۳۲/ ۹ وفیه «ثلاثه» بدل «أربعه»، والظاهر أنّه تصحیف من النسّاخ (انظر مرآه العقول: ۶/ ۲۲۷/ ۹)، کمال الدین: ۲۶۹/ ۱۳، وذکره أیضًا فی: ۳۱۱/ ۳، الإرشاد: ۲/ ۳۴۶، فرائد السمطین: ۲/ ۱۳۹ کلّها عن أبی الجارود عن الإمام الباقر علیه‏السلام.
       (۲) النساء: ۵۹.
       (۳) کمال الدین: ۲۵۳/ ۳، المناقب لابن شهرآشوب: ۱/ ۲۸۲، تأویل الآیات الظاهره: ۱۴۱، کفایه الأثر: ۵۳.
                          

      ۹۰. جابر بن عبداللّه انصارى: در حالى بر فاطمه علیهاالسلام وارد شدم که در پیش روى او لوحى بود حاوى اسامى اوصیاى از فرزندان او. من آنها را شمردم، دوازده تن بودند، یکى از آنها قائم بود و سه تن از آنها محمّد و چهار تن، على بودند.
      ۹۱. جابر بن عبداللّه انصارى: چون خداوند عزّوجل بر پیامبرش محمّد صلى‏الله‏علیه‏وآله آیه «اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا و رسول و اولوالامر خویش فرمان برید» را نازل فرمود، عرض کردم: یا رسول اللّه! ما خدا و رسول را شناخته‏ایم، اولوالامرى که خداوند فرمانبرى از ایشان را در کنار فرمانبرى از شما آورده کیانند؟ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله فرمود: اى جابر! آنها جانشینان من و امامان مسلمانان پس از من هستند. نخستین ایشان على بن ابى طالب است وسپس حسن وحسین و پس از او على بن الحسین و سپس محمّد بن على که در تورات به «باقر» شهرت دارد و تو اى جابر او را درک خواهى کرد، هر گاه او را دیدى سلام مرا به او برسان، سپس صادق جعفر بن محمّد سپس موسى بن جعفر، سپس على بن موسى، سپس محمّد بن على، سپس على بن محمّد، سپس حسن بن على،
      سپس همنام و هم‏کنیه من حجّت خدا در زمین و باقیمانده او در میان بندگانش، فرزند حسن بن على خواهد بود، همان که خداوندِ والانام به دست او خاور و باختر زمین را بگشاید و همان که از دیدگان شیعیان‏و اولیایش‏پنهان خواهد شد و در آن زمان جز کسى‏که خداوند دلش را براى ایمان خالص کرده کسى در اعتقاد به امامت او پایدار نخواهد ماند.
                              

      • سلام با تشکر از شما که لطف کردید ووقت گذاشتید واین احادیث را نقل فرمودید :

        اما ضمن احترام به شما یکی از دلایل ترک عقیده تشیع من همیشه این بوده است که حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم اصول دین مثل توحید ونبوت ومعاد را در جمع مردم ودر سخنرانی های عمومی بیان فرمودند 

        نه در جمع یک ویا ۲نفر از اصحاب  

        انوقت چطور میشود اصل مهمی مثل اسامی مبارک ۱۲ امام را به طور خصوصی بیان بفرمایند؟

        • اولا پیامبر حضرت علی را در جمع انبوه مردم به جانشینی معرفی کرد و او هم جانشین بعد از خود را معرفی کرد تا آخر و نیازی نبود پیامبر نام دوازده امام را برای همگان معرفی کند تا جان آنها در خطر افتد

      • با سلام مجدد اما این روایت از جابر بن عبد الله انصاری به چند دلیل عقلی دیگر  پذیرفته نیست :

        چون اگر جابر بن عبد الله انصاری رضی الله عنه اگر چونین اعتقادی داشت نباید با سیدنا ابوبکر وسیدنا عمر 

        که از دید شیعه غاصب حق سیدنا امیر المومنین علی کرم الله وجهه بودند همکاری میکردند 

        • اسناد همکاری :

          از سایت دایره المعارف اسلامی :

          در دوره خلفای راشدین ، جابر بیشتر به فعالیتهای علمی و تعلیمی می پرداخت و از امور سیاسی و نظامی دوری می جست . وی فقط در یک مأموریت جنگی شرکت کرد و آن نیز در آغاز فتوحات مسلمانان در دوره خلیفه اول بود. جابر در گزارشی ، از حضور خود در سپاه خالدبن ولید، که برای محاصره دمشق به کمک سپاه شام رفته بود، سخن گفته است ( رجوع کنید بهابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۱۰؛ ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۲) ولی معلوم نیست که آیا جابر در فتح عراق نیز همراه سپاه خالد بوده یا در منطقه دیگر به سپاه پیوسته است .

          جابر در زمان خلافت عمربن خطّاب ، عَریف بود (ذهبی ، ج ۳، ص ۱۹۴). عریف فردی از قبیله بود که خلیفه وی را به ریاست قبیله یا طایفه منصوب می کرد و او رابط خلیفه و افراد قبیله به شمار می آمد. از فعالیتهای جابر در دوران خلیفه سوم ، اطلاع چندانی در دست نیست ، تنها می دانیم در آخرین روزهای خلافت عثمان ، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، وی به فرمان خلیفه همراه پنجاه تن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان گفتگو کند و آنان را به دیار خود باز گرداند (ابن شَبّه نمیری ، ج ۳، ص ۱۱۳۴ـ۱۱۳۶؛ ابن سعد، ج ۳، قسم ۱، ص ۴۴ـ ۴۵؛ بلاذری ، ج ۵، ص ۱۹۳).

          در دوره کوتاه خلافت حضرت علی علیه السلام ، ظاهراً جابر بدون دخالت در حوادث سیاسی ، در مدینه به سر می برده است . اشاره هایی که در برخی گزارشها در باره شرکت جابر در جنگهای جمل ، صفّین و نهروان وجود دارد، چندان موثق نیست ( رجوع کنید به ابن شبه نمیری ، ج ۴، ص ۱۱۶۹؛ ابن بابویه ، ۱۴۱۴، ج ۱، ص ۲۳۲). در اواخر خلافت حضرت علی ، سپاهیان معاویه به غارت شهرها می پرداختند و از مردم به زور بیعت می گرفتند. مدینه نیز از این غارتها در امان نماند. بُسربن اَرْطاه در سال ۴۰ بر مدینه تاخت و از مردم مدینه ، از جمله قبیله بنی سَلَمه (قبیله جابر)، نیز بیعت خواست . جابر که بیعت با بُسر را گمراهی می دانست ، به خانه ام سلمه ، همسر رسول خدا، پناه برد و سرانجام مجبور شد به توصیه ام سلمه ، برای پرهیز از خونریزی ، با بسر بیعت کند (ثقفی ، ج ۲، ص ۶۰۲ـ۶۰۷؛ ابن عساکر، ج ۱۱، ص ۲۳۵).

          http://www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2.php?sid=4295

          • به فرض صحت حرف هایی که زدید، وقتی خلفا به حکومت غاصبانه رسیدند، مصلحت اسلام اقتضا می کرد که با آنها همکاری شود

        • از این بالاتر خود حضرت علی هم با ابوبکر بیعت کرد. گاهی مصلحت اسلام، اقتضائاتی دارد

  10. با سلام مجدد جناب آزاد اندیش نوشته اید :همواره دین خدا استوار و پابرجاست، تا اینکه قیامت بر پا شود، یا دوازده نفر خلیفه برای شما وجود داشته باشند که همگی آنان از قریشند.

    سوال این ۱۲ خلیفه همزمان ودر نزدیک قیامت باهم حکومت میکنند یا اینکه یکی پس از دیگری می آیند ؟

    سیدنا ابوبکر وسیدنا عمر وتمامی خلفای بنی عباس هم از قریش هستند 

     

     

    • چند روایت دیگر که نام امان(ع) در آنها آمده از کتاب اهل بیت در قرآن و حدیث:

      ۹۳. ابنُ عَبّاسٍ: قَدِمَ یَهودِیٌّ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى‏الله‏علیه‏وآله یُقالُ لَهُ نَعثَلٌ، فَقال لَهُ: یا مُحَمَّدُ، إنّی أسأَلُکَ عَن أشیاءَ تَلَجلَجُ فی صَدری إلى أن قال: أخبِرنی عَن وَصِیِّکَ مَن هُوَ؟ فَما مِن نَبِیٍّ إلّا ولَهُ وَصِیٌّ، وإنَّ نَبِیَّنا موسَى بنَ عِمرانَ أوصى إلى یوشَعَ بنِ نونٍ، فَقالَ: نَعَم، إنَّ وَصِیّی والخَلیفَهَ مِن بَعدی عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ علیه‏السلام، وبَعدَهُ سِبطایَ الحَسَنُ ثُمَّ الحُسَینُ، یَتلوهُ تِسعَهٌ مِن صُلبِ الحُسَینِ، أئِمَّهٌ أبرارٌ.
      قالَ: یا مُحَمَّدُ، فَسَمِّهِم لی، قالَ: نَعَم، إذا مَضَى الحُسَینُ فَابنُهُ عَلِیٌّ، فَإِذا مَضى عَلِیٌّ فَابنُهُ مُحَمَّدٌ، فَإِذا مَضى مُحَمَّدٌ فَابنُهُ جَعفَرٌ، فَإِذا مَضى جَعفَرٌ فَابنُهُ موسى، فَإِذا مَضى موسى فَابنُهُ عَلِیٌّ، فَإِذا مَضى عَلِىٌّ فَابنُهُ مُحَمَّدٌ، ثُمَّ ابنُهُ عَلِیٌّ، ثُمَّ ابنُهُ الحَسَنُ، ثُمَّ الحُجَّهُ ابنُ الحَسَنِ، فَهذِهِ اثنا عَشَرَ إمامًا عَدَدَ نُقَباءِ بَنی إسرائیلَ، قالَ: فَأَینَ مَکانُهُم فِی الجَنَّهِ؟ قالَ: مَعی فی دَرَجَتی «۱».
      ۹۴. النَّضرُ بنُ سُوَیدٍ عَن عَمرِو بنِ أبِی المِقدامِ: رَأَیتُ أبا عَبدِ اللّهِ علیه‏السلام یَومَ عَرَفَهَ بِالمَوقِفِ، وهُوَ یُنادی بِأَعلى صَوتِهِ: أیُّهَا النّاسُ، إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى‏الله‏علیه‏وآله کانَ الإمامَ، ثُمَّ کانَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ، ثُمَّ الحَسَنُ، ثُمَّ الحُسَینُ، ثُمَّ عَلِیُّ بنُ الحُسَینِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بنُ عَلِیٍّ علیهم‏السلام، ثُمَّ هَه، فَیُنادی ثَلاثَ مَرّاتٍ لِمَن بَینَ یَدَیهِ، وعَن یَمینِهِ، وعَن یَسارِهِ، ومِن خَلفِهِ اثنَی عَشَرَ صَوتًا.
      وقالَ عَمرٌو: فَلَمّا أتَیتُ مِنى سَأَلتُ أصحابَ العَرَبِیَّهِ عَن تَفسیرِ «هَه» فَقالوا: هَه لُغَهُ بَنی فُلانٍ: أنَا فَاسأَلونی.
      قالَ: ثُمَّ سَأَلتُ غَیرَهُم أیضًا مِن أصحابِ العَرَبِیَّهِ فَقالوا مِثلَ ذلِکَ «۲».
      __________________________________________________
       (۱) فرائد السمطین: ۲/ ۱۳۳/ ۴۳۱.
       (۲) الکافی: ۴/ ۴۶۶/ ۱۰.
                              
      ۹۳. ابن عبّاس: یک یهودى نزد پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله آمد که نعثل خوانده مى‏شد. او به پیامبر گفت: اى محمّد! مى‏خواهم پیرامون امورى از تو پرسش کنم که در سینه من خلجان دارد تا آن که گفت مرا از جانشینت آگاه کن که او کیست؟ زیرا پیامبرى نیست مگر آن که جانشینى دارد و پیامبر ما موسى بن عمران یوشع بن نون را جانشین خود قرار داد. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله فرمود: آرى، جانشین و خلیفه پس از من على بن ابى طالب علیه‏السلام است و پس از او دو نوه من حسن و سپس حسین و نُه تن از پشت حسین خواهند بود که امامانى نیک‏اند. او گفت: اى محمّد! آنها را براى من نام ببر. پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله فرمود: آرى، آن گاه که حسین راه خود را سپرد پس از او على خواهد آمد و هر گاه على رفت پس از او محمّد خواهد آمد و هر گاه محمّد رفت پس از او جعفر مى‏آید و هر گاه جعفر رفت پس او موسى خواهد آمد و هر گاه موسى رفت پس از او على مى‏آید و هر گاه على رفت پسرش محمّد بیاید و پس از او پسرش على و سپس پسرش حسن و پس از او حجه بن الحسن. اینها دوازده امام هستند به شمار نقیبان بنى اسرائیل. او گفت: جایگاه آنها در بهشت کجاست؟ پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله فرمود: با من و هم منزلت با من.
      ۹۴. نضر بن سوید به نقل از عمرو بن ابى مقدام: روز عرفه حضرت صادق علیه‏السلامرا در موقف دیدم که با رساترین صدا ندا در مى‏داد: اى مردم! پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله امام بود و سپس على بن ابى طالب و سپس حسن و سپس حسین و سپس على بن الحسین و سپس محمّد بن على و سپس «هه». او این ندا را سه بار: روبرو
      و سمت راست و چپ و پشت سرش به دوازده صدا ندا کرد.
      عمرو گفت: چون به منى آمدم از عربى دانان پیرامون واژه «هه» پرسش کردم. آنها گفتند: «هه» گویش بنى فلان است: (به مفهوم) من، پس از من بپرسید.
      او مى‏گوید: از عربى دانان دیگر پرسیدم. آنها نیز همین را گفتند.

  11. با سلام مجدد اگر حدیث اینکه ۱۲ امام همه از بنی هاشم هستند صحیح هم باشد دلیل بر امامت الهی ۱۲ امام بزرگوار شیعه نیست 

    چون حدیث گفته تا قیامت وهنوز هم قیامت نشده است  شاید تا قیامت ۱۲ نفر عادل از بنی هاشم حاکم شوند 

  12. با سلام شما عضو فیسبوک هستید یا نه ؟ من چون خلاف قانون است در فیسبوک عضو نشدم 

    ولی اتفاقی دیدم که یک شخص معتزلی در فیسبوک عضو است ودارد عقاید معتزلی را تبلیغ میکند 

    البته من مطالب او را کامل نخواندم واو عقاید من را به طور کامل بیان نمیکند ومن نمیدانم که این شخص چه عقیده سیاسی دارد وبه آن کاری ندارم 

    اما دیدم ایشان میخواهد با عزیزان شیعه هم مناظره داشته باشد

    خوب است اگر فیسبوک دارید  این مطالب را بخوانید

    https://www.facebook.com/almutazelah?fref=nf

  13. با سلام  دوست عزیز آزاد اندیش من معتزلی هستم ما معتزلی ها خیلی سخت صحت یک حدیث را قبول میکنیم وما بر خلاف اهل حدیث وبقیه اهل سنت هر حدیثی را خیلی راحت قبول نمیکنیم ما حدیثی را قبول میکنیم که  متواتر باشد واز طرق بسیار گوناگون نقل شده باشد 

    وما حدیثی را قبول میکنیم که علاوه بر شرط فوق با قرآن در تضاد نباشد

    وهمچنین با برداشت عقلی ما از قرآن  وان حدیث تضاد نباشد 

    وما در بررسی احادیث بسیار به عقل توجه میکنیم 

    واحادیثی هم که میپذیریم برداشت واستنباط عقلانی از آنها میکنیم 

    • دوست عزیز و عاقل من که اینقدر دم از عقل عقل عقل عقل عقل میزنید، که همین گفتن شما حجابی شده برایتان تا نتوانید حقیقت را ببینید، دوست من اینها فقط دلایل حدیثی بود، دلایل فراوان قرآنی و عقلی دیگر وجود دارد، و تازه دلایل حتی شهودی که نمیشود اسمش را دلیل گذاشت ولی میتواند برای هر مسلمان منصفی تلنگری باشد مثل از دنیا رفتن حضرت زهرا(س) بلافاصله بعد چند ماه از رحلت نبی مکرم اسلام و مخفی ماندن و معلوم نبودن قبر آن بانو که دختر آخرین فرستاده ی خداوند روی زمین است یا غایب شدن فرزند امام حسن عسگری(ع) از دیدگان. دوست من از ادب در کلام شما واقعا خوشم می آید و به شما بخاطر این ادب در کلام تبریک میگم، و انشاالله این ادب شما را به هدایت میکشاند و شما را به سر منزل حقیقت رهنمود میکند، و خداوند چه زیبا در ایام مانده به روز غدیر بحث هارو به این سمت سوق داد و این را همگان به فال نیک بگیریم چون همه ی ما نیازمند هدایتیم، دوست بزرگوار من اینکه شما و برادران عزیز اهل سنت حقیقت را بپذیرید افتخاری برای طرف مقابل نیست، بلکه فخر و بزرگی و احترام و سعادت برای شماست که توانستید پا روی هوای نفس خود بگذارید و در جهاد اکبر پیروز شوید و آنوقت ما باید بیاییم و پای صحبت شما بنشینیم و از شما استفاده ببریم و شما را الگوی خود قرار دهیم، و به یقین بدانید که خداوند شما را در این راه یاری خواهد کرد «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» ۷ سوره محمد(ص)

  14. برادر معتزلی اگر عقل کافی بود نیازی ب پیامبران الهی ودین نبود

  15. به نظر من  افزودن بر جمعیت کشور کار اشتباهی است. برای جمعیت فعلی نتوانستیم اشتغال ایجاد کنیم و مسکن بسازیم . آنوقت برای جمعیت بیشتر میتونیم؟ تازه با این خشکسالیها سال به سال وضعیت بی آبی وخیمتر میشه به طوری که در ۱۵ الی ۲۰ سال آینده مردم اکثر روستاها بدلیل خشک شدن چاههای عمیق، کشاورزی را رها کرده و بسوی شهرها هجوم خواهند آورد. این را هم بدانید که در بیست سال آینده مردم اکثرشهرهای ایران از بی آبی رنج خواهند برد(آب جیره بندی خواهد شد) و بدتر از این: در بیست سال آینده جنگ بر سر آب خواهد بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>