+
خانه / شخصیت ها / اهل بیت(ع) / امام حسین(ع) / مقام شهدای کربلا
مقام شهدای کربلا

مقام شهدای کربلا

به قلم مدیر سایت
به نظر می ‏رسد اگر فضیلت شهدای کربلا صرفاً به دلیل خبر داشتن از مرگ باشد، کسانی که عملیات شهادت‏ طلبانه انجام می‏ دهند، باید دارای همان مقام باشند. در حالی که شیعیان این را نمی‏ پذیرد. آگاهی از مرگ، تنها یکی از اموری است که مقام آنها را بالا برد و باید موارد دیگر را نیز جستجو کرد.
اهمیت حرکت امام تا پیش از عاشورا با عقل بشری قابل درک نبود و معلوم بود سرانجامش مرگ است. لذا شخصیت های برجسته‏ ای چون: ابن‏ عباس، محمد حنفیه، جابر بن عبدالله انصاری، ابوسعید خُدری و فرزدق امام را از این قیام، باز می‏ داشتند و عاقبت وخیم را گوشزد می‏ کردند.
امام در مقابل سفارش آنها یا جواب نمی‏ داد یا جواب او نوعاً استدلالی نبود. خلاصه ی برخی پاسخ ها چنین است: بهتر از تو می‏ دانم که کشته می‏ شوم؛ هرچه قضای الهی باشد محقّق می‏ شود؛ برنمی‏ گردم؛ اینها نامه‏ هایشان است؛ حرکتم به امر خدا و رسول او است؛ به کوفی ها وعده داده‏ ام؛ دیگر تصمیم خود را گرفته‏ ام.
پاسخ های امام نشان می‏ دهد حضرت چیزی در سینه داشت که نمی‏ خواست به زبان آورد یا اینکه دیگران نمی‏ توانستند درک کنند. امام فلسفه ی قیام خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد؛ اما برای همه قابل درک نبود حرکتی که سرانجامش مرگ خود و اصحابش است، چگونه منشأ امر به معروف و نهی از منکر می‏ تواند باشد؟
با اینکه توجیه سیاسی همه پسند تا پیش از عاشورا وجود نداشت، امام بیعت با یزید را نپذیرفت و نه تنها جوّ جامعه با امام نبود، بلکه به عکس، این قیام، بی‏ نتیجه تلقّی می‏ شد.
شهدای کارزارهای دیگر، از جمله شهدای جنگ ایران و عراق، استدلال و منطق مورد پسندشان، آنان را به میدان شهادت می‏ کشاند؛ اما تا پیش از عاشورا استدلال همه‏ کس فهم برای این حرکت وجود نداشت بلکه به عکس، این قیام، ناموفّق و بی‌جا تلقّی می‏ شد و تقریباً همه می‏ دانستند که پایانش مرگ است و تبلیغاتی به نفع امام نبود. بعید است شهدای کربلا تصور می کردند که پس از شهادتشان این همه مورد تجلیل قرار گیرند. خفقان در آن زمان به حدی بود که شاید تصور می کردند کسی حتی جرأت دفن بدن های آنها را پیدا نکند و برای همیشه فراموش شوند و حتی مورد مذمت دیگران قرار گیرند. شهیدان کربلا به دنبال فلسفه ی قیام نبودند بلکه تنها چیزی که آنان را به حمایت واداشت، تعبّدشان به حضرت بود. خواه خودشان درک کنند امام چه می‏ کند و خواه درک نکنند و خواه جوّ موجود، قیام حضرت را تأیید کند یا نکند. اگر امام برمی‏ گشت همه ی آنها برمی‏ گشتند؛ اگر امام بیعت می‏ کرد همگی بیعت می‏ کردند. اگر… .
لذا تا آنجا که سخنان و رجزهای شهدای کربلا را دیده ام، آنها نمی‏ گفتند: ما برای مبارزه با یزید یا با ظلم یا برای امر به معروف و نهی از منکر می‏ جنگیم؛ بلکه می‏ گفتند: ما خودمان را فدای امام می‏ کنیم. چنین روحیه‏ ای حتی در میان نوع اصحاب پیامبر(ص) و امام علی(ع) نبود. در جنگ های پیشین، پیامبر و امام علی اصحاب را به نبرد دعوت می‏ کردند؛ اما در این قضیه نه تنها امام اصحابش را در شب عاشورا تشویق به نبرد نکرد بلکه بیعت خود را برداشت و اختیار را به آنان سپرد و شکست ظاهری را گوشزد کرد.
عقل عادی اقتضا می‏ کند حال که شکست مسلّم است و دشمنان، تنها در صدد دستگیری یا شهادت امام هستند و از دست اصحاب کاری ساخته نیست و از سوی دیگر خود امام هم اجازه ی ترک میدان را داده، دیگر لزومی ندارد خود را به خطر بیندازند و اگر جان خود را حفظ کنند، می توانند راه امام را ادامه دهند. اما اصحاب توجهی به این امور نداشتند و کشته شدن را ترجیح دادند.
دو گروه از دوستداران اهل‌بیت(ع) امام را یاری نکردند: یک عده ترسوها و آنان که وابستگی مادی داشتند و گروه دیگر کسانی بودند که نه ترسو بودند و نه دلبستگی به دنیا داشتند اما اوضاع را تجزیه و تحلیل، و سبک و سنگین می‏ کردند و با مصلحت‏ اندیشی و با قاضی کردن کلاهشان می‏ خواستند کارها را انجام دهند. کسانی به یاری امام شتافتند که اهل این حرف ها نبودند. به عبارت دیگر عاشقانه و مجنون‏ وار دنباله‏ رو امام شدند.
جالب است یکی از اصحاب به نام ضحّاک بن عبداللّه‏ در میدان جنگ وقتی دید تنها اهل بیت امام و دو نفر دیگر زنده مانده‏ اند، کاملاً ناامید شد و از سیدالشهدا(ع) اجازه ی ترک میدان گرفت. حضرت به او اجازه داد و او از میدان جنگ گریخت. شهدای کربلا می دانستند اگر هرکدامشان چنین درخواستی داشته باشند امام به آنها اجازه می‏ دهد اما آنها چنین نکردند.
پس از عاشورا بود که معلوم شد امام و یارانش با شهادت خود بهترین مشعل هدایت شدند. اگر آن فداکاری ها نبود، مسلماً اسلام از نظر رشد و شکوفایی در وضعیت فعلی نبود.

۲۳ نظر

  1. شما طوری از واقف بودن امام حسین به مرگ سخن میگید انگار ایشان به قیامت اعتقاد نداشته اند ، کسی که ایمان داشته باشد بعد از مرگ به بهشت شیر و عسل و حوری میرود مرگ را چیز از دست دادنی نمیداند بلکه انرا یک موهبت میداند ، پس واقف بودن به مرگ برای انسان مذهبی دلیل اهمییت کارش نیست .
    اما اگر کسی به بهشت اعتقاد نداشته باشد و جان خود را به خاطر ازادی ، انسانیت ، شرف ، ناموس و میهن … از دست بدهد واقعا ارزشمند ترین چیزی که داشته را برای همیشه از دست داده ، زنده یاد “چه گوارا” یک نمونه نام میبرم .

    • نمیدونم منظور شما کجای این نوشته بود؟

    • چقدر نادانی و جهل! آناهید خانم این وعده ها برای آدمهایی مثل من و توست نه امام حسینی که روز نهم مهلت خواست از دشمن تا یک شب دیگه با خدا مناجات کنه، سید الشهدا (ع) به اباالفضل (ع) فرمود: (به این قوم بگو امشب را که شب عاشورا است به من مهلت بدهد براى اینکه خداى سبحان مى داند انى احب الصلوه له، که من نماز را براى رضاى خدا دوست دارم ، نماز محبوب من است ، من نماز را دوست دارم و مى خواهم از دوستم وداع کن.) امام حسین(ع) دنیا رو هم دوست داشت آره ولی نه مثل من و تو بلکه برای راز و نیاز و عشق بازی با خدا، برو دعای عرفه ی امام حسین(ع) رو بخون بعد این حرفهارو بزن، آره دوست من اینه فرق بین انسان ها، حد و اندازه ی بزرگی انسانها به اندازه ی اندیشه و تفکر آنهاست.

      در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کان جا

      سرها بریده بینی، بی جرم و بی جنایت

    • اون مفاهیمی که گفتی همشون مفاهیم درستیند این مفاهیم ریشه در فطرت انسانها داره ولی کسی که بخاطر این مفاهیم خودش رو فدا کنه کار خیلی خیلی بزرگی نکرده چون به ندای فطرتش پاسخ داده، حیوانات هم برای خودشون قلمرو دارند و اگر حیوان دیگری به قلمروشون بیاد باهش میجنگند و از اینجور مفاهیم در غریزه شون وجود داره، زمانی عمل انسان ارزش پیدا میکنه که بخاطر این مفاهیم بجنگد برای یک مفهوم بالاتره دیگه که هم اون مفاهیم توش وجود داره و هم به یک مفهوم بالاتر دیگه دست پیدا کرده اصولا محدودیت در تفکر انسان از ارزش انسان میکاهد این حیوانه که محدودیت در اندیشه داره( گرچه بعضی حیوانات هم ارزششون از بعضی انسانها بیشتره!) جنگیدن بخاطر آزادی برای آزادی یا جنگیدن بخاطر انسانیت برای انسانیت یا مفاهیم بلند دیگر انسانی نمیتونه به اندازه ی جنگیدن بخاطر آزادی برای خدا یا جنگیدن بخاطر انسانیت برای خدا و … ارزش داشته باشه، البته باید این رو هم بگم که منظورم این نیست که کسانی که بخاطر این مفاهیم فطری میجنگند انسانهای بزرگی نیستند، ولی همونطور که گفتم بزرگی انسانها به اندازه ی بزرگی فکر و اندیشه شونه، هرچه اندیشه بلندتر ارزش بالاتر.

  2. با سلام سوالاتی دارم :

    سوال اول : آیا ابوعبید مختار ثقفی در زمانی که در کوفه حاکم شد ۲خلیفه اول را لعن کرد؟

    سوال دوم : آیا ابو عبید مختار ثقفی در خطبه ای صریحا بیان کرده که  2خلیفه اول حق امام علی را غضب کرده است؟

    سوال سوم : آیا مختار در خطبه ای مطلبی ضد بانو عایشه بیان کرده است؟

    • مرزبندی اعتقادات تشیع و تسنن در آن زمان مثل امروز نبوده

      • اقای فاطمی با سلام لطفا بزرگواری کنید واین ۴ سوال را پاسخ دهید 

         

        سوال اول : آیا ابوعبید مختار ثقفی در زمانی که در کوفه حاکم شد ۲خلیفه اول را لعن کرد؟

        سوال دوم : آیا ابو عبید مختار ثقفی در خطبه ای صریحا بیان کرده که  2خلیفه اول حق امام علی را غضب کرده است؟

        سوال سوم : آیا مختار در خطبه ای مطلبی ضد بانو عایشه بیان کرده است؟

         سوال چهارم :آیا مختار در جنگهای ایران واعراب حضور داشته است ؟

        اخر پدر مختار در جنگ ایران واعراب کشته شد

         

         

    • من هم سوالاتی دارم:

      سوال اول : آیا اگر ابوعبید مختار ثقفی در زمانی که در کوفه حاکم شد ۲خلیفه اول را لعن کرد، شما هم لعن میکنی؟!!

      سوال دوم : آیا اگر ابو عبید مختار ثقفی در خطبه ای صریحا بیان کرده که  2خلیفه اول حق امام علی را غضب کرده است، شما هم قبول میکنی؟!!

      سوال سوم : آیا اگر مختار در خطبه ای مطلبی ضد بانو عایشه بیان کرده است، شما هم بیان میکنی؟!!

      • با سلام اقای ازاد اندیش من یک انسان بی طرف وغیر سیاسی هستم واهل سنت هم نیستم واین سوالات من محض دانستن است 

        من مقلد مختار هم نیستم 

        که ببینم چکار کرده است همان کار را انجام دهم 

      • با سلام آقای آزاد اندیش من جواب سوالات شما را دادم 

        شما هم لطفا جواب ۴سوال بالای من را بدهید 

        البته با سند تاریخی

        • عبدالحق جان برای من مهم نیست که مختار کی بوده یا چه تفکری داشته، همینکه مثل بلایی بر سر جنایتکاران واقعه ی کربلا نازل شد دستش درد نکنه.

  3. با سلام سوال دیگر : آیا مختار در جنگهای ایران واعراب حضور داشته است ؟

    اخر پدر مختار در جنگ ایران واعراب کشته شد
     

  4. آقای فاطمی و دوستان گرامی عظم الله اجورنا و اجورکم بمصاب الامام الحسین علیه السلام

    امام حسین میفرمایند قد رکزنی بین اثنتین السله و الذله و هیهات منا الذله (یزید ) مرا میان شمشیر و پستی و خواری قرار داده ولی هیهات محال است برای ما ذلت و خواری .
     

  5. از نظربرخی کتب تاریخی و همچنین بنده،مختار ثقفی اصولا انسان ماجراجویی بود و بسیار علاقه داشت که مانند یک قهرمان نمود پیدا کند،اینکه تصمیم گرفت انتقام خون حسین «ع» را بگیرد بیشتر از باب قهرمان ملی شدن بود،البته بخاطر انتقام ستاندن او را دوست خواهیم داشت.

  6. سلام سوالی دارم جناب آقای فاطمی من طرفدار عبدالله بن زبیر نیستم اما میخواهم ببینم دید شیعه نسبت به عبدالله بن زبیر چگونه است 

    واگر منفی است لطفا توضیح دهید  طبق گفته مرحوم حاج عباس قمی در کتاب منتهی الامال  در جلد اول  فصل ششم دختر امام حسن 

    ام الحسن با عبدالله بن زبیر ازدواج کرده است 

    مرحوم محدث قمی میفرماید 

    امّا از دختران امام حسن علیه السّلام چند تن که شوهر کردند نام بردار مى شود:
    نخستین: امّ الحسن که با زید از یک مادر بود و به حباله نکاح عبداللّه بن زبیر بن العوام درآمد و بعد از قتل عبداللّه، زید او را برداشته و به مدینه آورد؛

    http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=27641:%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B0%D9%83%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%89-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7&catid=2041&Itemid=2604

  7. با سلام به نظر من می آید ابوعبید مختار ثقفی سنی مذهب بوده است دلایل زیر دلیل این نظر من است :

    دلیل اول : پدر مختار ابوعبید جزو سرداران عربی که در جنگهای زمان خلیفه دوم در لشگر خلیفه دوم با ایرانیان جنگ کرده است 

    دلیل دوم : خواهر مختار همسر عبدالله پسر خلیفه دوم است 

    دلیل سوم : عبد الله پسر خلیفه دوم برای آزاد شدن مختار از زندان به یزید نامه نوشت 

    دلیل چهارم : یکی از همسران مختار دختر یکی از امیران در زمان معاویه بود وبعید است امیران زمان معاویه به شیعیان دختر بدهند 

    دلیل پنجم : مختار ابتدا با عبدالله بن زبیر بیعت کرد هرچند بعدها با عبدالله بن زبیر درگیر شد ولی اگر شیعه بود وبه امامت امام سجاد معتقد بود 

    با عبدالله بن زبیر بیعت نمیکرد 

    ادامه دارد 

  8. دلیل ششم :  درسند متقن وقطعی تاریخی ندیدم که ابوعبید مختار ثقفی در زمانی که در کوفه حاکم شد ۲خلیفه اول را لعن کرده باشد

    دلیل هفتم : درسند متقن وقطعی تاریخی ندیدم که ابو عبید مختار ثقفی در خطبه ای صریحا بیان کرده باشد که  2خلیفه اول حق امام علی را غضب کرده اند 

    دلیل هشتم : درسند متقن وقطعی تاریخی ندیدم مختار در خطبه ای مطلبی ضد بانو عایشه بیان کرده باشد 

    • هیچکدام از مواردی که گفتی نشان دهنده ی سنی بودن مختار نیست و قبلا هم گفتم که مرزبندی امروز میان عقاید شیعه و سنی در آن عصر نبود.

  9. دلیل نهم : در سند متقن تاریخی ندیدم که گفته شده باشد طریقه نماز خواندن مختار با اهل سنت فرق داشته باشد ویا مخالفانشان از طریقه نماز خواندنش ایراد گرفته باشند 

  10. با سلام البته دلیل طرح این موضوع مصاحبه ای از شما استاد فاطمی با خبر گزاری فارس بود که در آن شما راجع به مختار وقیامش توضیحاتی دادید ومن میدانم که شما درباره مختار تحقیقات دارید 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی