+
خانه / اعتبار دین زرتشتی / نمادها و آیین ها / فروهر / نبود فروهر در آتشکده ‏های کهن
نبود فروهر در آتشکده ‏های کهن

نبود فروهر در آتشکده ‏های کهن

به قلم استاد یاغش کاظمی
از راه‏ های اثبات شعار دینی بودن تصویر یا سخنی، وجود آن در اماکن دینی و معابد است. مثلا «الله اکبر» و «لااله الا الله» که شعار مسلمانان است از قدیم در مساجد حک می کردند. صلیب را در کلیساهای قدیم و جدید می بینیم. اگر نقش فروهر نماد دینی زرتشتیان بوده باید از گذشته های دور در آتشکده‏ هایشان حک می کردند.
دوست محقق جناب یاغش کاظمی سالیان دراز در مورد آتشکده های ایران و حتی خارج از ایران تحقیقات فراوان داشته و تا کنون کتاب و مقاله های علمی باارزش در این زمینه به قلم آورده است. شاید هیچ آتشکده ای در ایران از بررسی‏ های او مخفی نمانده باشدد. کتاب «آتشگاه اصفهان» از او به چاپ رسیده و تألیف کتاب «چهارتاقی‏ های ایران» رو به اتمام است. لذا از او درخواست اطلاعاتی در مورد حک شدن فروهر در آتشکده‏ های کهن کردم. وی متن زیر را ارسال کرد:

سلام
نخست باید ببینیم که این نقش را تا کنون به چه نام هایی نامیده اند. برخی آنرا "فر" و "فروهر"، و برخی دیگر آنرا "اهورامزدا" خوانده اند.
ولی چون این نقش اکنون نزد ِ عموم ِ زرتشتیان ِ ایران با نام ِ "فروهر" شناخته می شود حقیر نیز هرچند که بدین نامگذاری با دلایلی که در ادامه خواهم آورد باور ندارم، ولی جهت ِ پیگیری ِ بحث نزد ِ خوانندگان، از همین نام ِ "فروهر" استفاده خواهم کرد.
تا جایی که من بررسی کرده ام، نقش فروهر در دوره ی ساسانی که اوج اقتدار ِ دستگاه ِ آتش و دین ِ زرتشتی است، نه تنها در هیچ آتشکده ای که اصلاً در هیچ بنا و کتیبه و سکه و مُهر و اثری نیامده است. پژوهشگران و زرتشتیانِ کنونی، نقش ِ مذکور را به دلخواه ِ خود از روی متن ِ "زامیاد یشت" و "فروردین یشت" ِ اَوستا ، به نشان و نماد ِ "فَرّ" و "فروهر" تفسیر کرده اند.
"زامیاد یشت" یکسره درباره ی فَرّ ِ کیانی ِ نیرومند ِ مزداآفریده است، که فروغی است که اهورامزدا در تن ِ پادشاهان ِ پیشدادی ِ ایران مانند ِ هوشنگ و تهمورث نهاده بود، ولی چون پادشاهی به جمشید رسید و او دروغ گفت، فَرّ در کالبد ِ مرغی به نام ِ مرغ ِ وارغن از تن اش برای همیشه خارج شد و …
بنابراین "فَرّ" قدرت ِ پرواز و پریدن دارد و این فَرّ در روز رستاخیز در تن ِ سوشیانت -موعود زرتشتی- و دیگر یاران ِ او خواهد بود.

در روایات ِ زرتشتی آنچه مشهور به "فر ِ کیانی" است صرفاً از آن ِ خاندان ِ شاهی  است و مردم ِ عادی عموماً از آن بی بهره اند، ولی تعبیر واژه ی "فروهر" نزد ِ زرتشتیان چنین است که همانا فروغی ایزدی است که در تن ِ همه ی انسانها -خواه نیک و خواه بد- وجود دارد و در کنار ِ "جان" و "دین" و "بوی" و "روان" در شاکله ی آدمی است و هرگز آلوده نشده و پس از مرگ رو به مبدأ و خاستگاه ِ خود بالا خواهد رفت ، و نیز اینکه فروهرهای نیک ِ درگذشتگان در مواقع ِ خاصی می توانند به یاری ِ زمینیان و پرهیزگاران بشتابند
در اَوستا، زامیادیشت اختصاص به وصف ِ "فر" دارد ، و "فروردین یشت" اختصاص به وصف ِ "فروهر"
زرتشتیان در دوره های ِ اخیر این نقش را واجد ِ خصوصیات ِ دینی ِ خود یافته و بر  دیوار آتشکده ها و کتب و رسالات  دینی شان حک کرده اند، وگرنه در دوره ی ساسانی اثری از این نقش نیست، و زرتشتیگری ِ هخامنشیان نیز همچنان در پرده ی ابهام است و بر این اساس نمی توان تفسیری زرتشتی از این نقش داشت.
برخی پژوهشگران اصرار دارند که این نقش را نظر به کتیبه های ِ هخامنشی که با نام ِ "اهورامزدا" آغاز شده، نماد و نقش ِ همان خدای ِ غالب بدانند. اما می گویم که اگر این فرض را بپذیریم، خط بطلان ِ کلی بر زرتشتیگری ِ هخامنشیان کشیده ایم.
چطور می شود که این نقش ِ مقدس ِ به قول ِ اینان نماد ِ "اهورامزدا"  در دوره ی ساسانی به کلی محو و نابود شود؟ آیا "اهورامزدا" ی ِ مورد ِ باور و پرستش ِ هخامنشیان متفاوت از "اهورامزدا" ی ِ ساسانیان بوده که اجازه نداده اند سنت ِ حک کردن ِ این نقش ادامه یابد؟!
به نظرم تحریف ِ معنای ِ  این نقش به عنوان ِ یک نقش ِ مذهبی ِ زرتشتی باید نخست توسط ِ پارسیان ِ هندی انجام شده باشد، چرا که گزارش ِ سیاحان ِ اروپایی از ایران در عهد ِ صفوی نیز تا آنجا که من توضیحاتشان را درباره ی دین زرتشتی خوانده ام، سخنی از این نقش ندارد.
در عهد ِ ناصرالدین شاه قاجار، به همت ِ "مانکجی هاتریا" ، نماینده ی پارسیان ِ هندی" ، آتشکده های یزد و کرمان از نو ساخته می شود. آتشکده ی مشهور ِ فعلی ِ شهر یزد، موسوم به "آتش ورهرام" ، کمتر از یک قرن ِ پیش به هزینه ی پارسیان ِ هندی ساخته شد و نشان فروهر بر سردر ورودی اش جای گرفت، همینطور نیز "آدریان" ِ تهران و …
آمدن ِ این نقش به ایران با مفهوم ِ زرتشتی اش، احتمالاً با ساخت ِ این  آتشکده ها توسط ِ پارسیانِ هندی در ایران در  قرن ِ اخیر همراه بوده است.
برقرار باشید
ی. کاظمی

فروهر

۳ نظر

  1. آقای فاطمی، مناسب بود بعد از متن ارسالی آقای کاظمی خود شما در پایان، یک متن سه یا چهار سطری را به عنوان خلاصه یا نتیجه گیری ذکر می کردید، برای کسانی که حوصله خواندن چنین متنهایی را ندارند. البته متن مقدماتی که قبل از متن آقای کاظمی آوردید خوب است اما کافی نیست.

  2. من یه سوال داشتم معلمی داشتم که می گفت همه ما عربیم چون ادم و حوا عرب بودند نمی دونم رو چه حسابی این حرف و می زد شاید چون زبان قران عربیه ولی ادم و حوا تو تورات و انجیل هم اومده و تورات به زبان عربی نیست نظر شما چیست

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>