+
خانه / قرآن و حدیث / قرآن کریم / آیا سلمان فارسی قرآن را به پیامبر یاد داد؟!
آیا سلمان فارسی قرآن را به پیامبر یاد داد؟!

آیا سلمان فارسی قرآن را به پیامبر یاد داد؟!

به قلم مدیر سایت
افشین:
قضیه ی نزول قرآن اینطوره که سلمان فارسی وقتی به ظاهر مسلمان شد هروقت محمدو تنها در جای خلوت می دید یه چیزی مثل قیف دست می گرفت و پشت اون آیات قرآنو می خوند و محمد خیال می کرد داره بهش وحی می شه. در واقع قرآن همان اعتقادات زرتشتیانه. امیدوارم درپست جداگانه توضیح بدید.

فاطمی:
پیش از بیان دلایل نادرستی این ادعا یادآور می شوم این سخن که قرآن را شخصی به پیامبر اسلام یاد داده تازگی ندارد و در زمان حیات آن حضرت نیز مطرح بود زیرا حضرت محمد(ص) سواد خواندن و نوشتن نداشت و در عین حال آیاتی در اوج فصاحت و بلاغت آورد. طبیعی بود که دشمنان اسلام در برابر این سؤال که چنین شخصی چگونه می تواند چنین آیاتی را بگوید، باید جوابی داشته باشند. جواب مشرکان این بود که شخصی عالم، این آیات را به او یاد می دهد و برای این کار، افراد گوناگون را نشان می دادند و یکی از آنها سلمان فارسی است.
جوابها به افشین عزیز:
یک) این قصه ای که در مورد سلمان گفتید، مدرک تاریخی، لازم دارد. اگر بخواهیم بی مدرک حرف بزنیم من هم می توانم خیلی نسبت ها به دیگران بدهم.

دو) نقطه‏ ی اشتراک همه کسانی که ادعا می شد، قرآن از زبان آنهاست ـ از جمله سلمان ـ غیر عرب بودن آنهاست. در حالی که کسی که در زمانهای بعد، عربی را یاد گرفته نمی تواند عبارتهایی را بگوید که فصیح ترین عرب های آن زمان بلکه در زمانهای بعد تا عصر حاضر را شگفت زده کند و نتوانند مانند آن را بگویند!
خداوند در سوره ی نحل، آیه ی ۱۰۳ همین مطلب را گوشزد کرده:
«مى‏ دانیم آنان مى‏ گویند: جز این نیست که بشرى او را تعلیم مى‏ دهد. [نه چنین نیست، زیرا] زبان کسى که این نسبت را به او مى‏ دهند عجمى است و این قرآن به زبان عربى روشن است.»
با اینکه سرنوشت سلمان پیش از اسلام آوردن او با اختلاف در منابع تاریخی آمده اما از همه ی خبرها استفاده می شود که او در بزرگسالی به مدینه آمد و کسی در این سن و سال نمی تواند زبان دیگر مخصوصا عربی را که بسیار دشوار است، در حدی یاد بگیرد که بتواند از نظر فصاحت و بلاغت سبب تحیر ادیبان شود.

سه) در منابع شما چیزی در مورد سلمان نیست و هرچه در مورد او دارید از منابع اسلامی است. منابع تاریخی اسلامی گواهی می دهند که سلمان پس از هجرت پیامبر به مدینه، به او ملحق شد یعنی در زمانی که بسیاری از آیات قرآن و احکام اسلام گفته شده بود. به عبارت دیگر پیامبر اسلام ۲۳ سال به بیان و تبلیغ اسلام پرداخت اما سلمان حدود ده سال پایانی عمر پیامبر، در مدینه به حضور آن حضرت رسید و مسلمان شد. (ر.ک: سیره ابن اسحاق (متوفای ۱۵۱ق) ج۲، ص ۶۹ و تاریخ بغداد، خطیب بغدادی (متوفای ۴۶۳ق) ج ۱، ص ۱۷۹ و …)

چهار) اگر سلمان توانایی سخن گفتن با این فصاحت و بلاغت را داشت، کتاب مشابه یا سخنان مشابه می گفت و مانند قرآن مورد توجه قرار می گرفت. حال آنکه او به عنوان شخص فصیح شناخته نشده است.

۶۱ نظر

  1. باسلام.
    پیامبر سوادخواندن ونوشتن داشت.ولی شما هم ناخواسته.بارجوع به اسرائیلیات ومجوسیاتی که وارد دین اسلام شده اند ودر تفاسیر به وفور یافت میشوند.گرفتارآمده اید.که صدالبته.عدم دانستن زبان عربی وتسلط به قرآن و تاریخ وفرهنگ وتمدن عرب جاهلیت.هرآنچه را که یهود وعرب ستیزان واسلام ستیزان بیان کرده اند بدون کوچکترین تحقیق پذیرفته اید.
    واما آیه ای که مورد استناد یهودیان ومجوسان.وآنانی که احادیث جعلی در اسلام را بوجودآوردند.
    وَمَا کُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ
    قرآن خود مفسر خود است.
    بهتر است ببینیم منظور از کتاب چیست.که بیان شده؛
    وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا ۚ مَا کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ وَلَٰکِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا ۚ وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ

    إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَاوَ مَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ

    وأنزل الله علیک الکتاب والحکمه وعلمک ما لم تکن تعلم

    نحن نقص علیک أحسن القصص بما أوحینا إلیک هذا القرآن وإن کنت من قبله لمن الغافلین

    یاأیها الناس قد جاءکم برهان من ربکم وأنزلنا إلیکم نورا مبینا

    واتبعوا النور الذی أنزل معه

    قد جاءکم من الله نور وکتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ویخرجهم من الظلمات إلى النور بإذنه ویهدیهم إلى صراط مستقیم

    فآمنوا بالله ورسوله والنور الذی أنزلنا

    مقدار کمی از آیات را آوردم.که متوجه شوید منظور از کتاب چه چیزی است.بدون ترجمه ذکر کردم.که خودتان منجد به دست بگیرید وفارق از ترجمه های مغلوط موجود.ترجمه کنید.

    وامامنظور از ذکر امی.بیسوادبودن نیست.بلکه ساکن واهل ام القری است.که منسوب به آن مکان.بیان شده.ودوم منسوب به ابراهیم نبی.یعنی احناف.که ابراهیم.امتی است به تنهایی.

    نکته:
    مشرکان اذعان به با سواد بودن پیامبر داشتند.طبق فرمایش قرآن

    وقالوا أساطیر الأولین اکتتبها فهی تملى علیه بکره وأصیلا

    مسئله ی دوم.در بیسواد بودن پیامبر.معاذ الله.نسبت دادن کار بیهوده.وغیر منطقی .به خدای عزوجل است.

    وبرای فرار از این کار.دست به دامان معجزه شدن.قائلین به بی سواد بودن پیامبر است.بدون اینکه به معنای آیه توجه شود.

    که خدای عزوجل به پیامبر عظیم الشان فرمود.

    اقرا باسم ربک الذی خلق

    یعنی بخوان.

    ونه

    یادبگیر.

    بخوان.بخوان.بخوان.یعنی در وجود پیامبر قدرت خواندن .موجود بود.

    درنهایت فکر نمیکنم.شما در رشته ای مهارت داشته باشید.واز شخصی که هیچگونه ارتباطی با آن رشته داشته باشد.خواهان انجام آن مهارت باشید.
    زیرا این عمل را از حماقت میدانید وبه دور از منطق وتعقل.

    پس چگونه خدا را ازاین موارد مبری نمیدانید

    • لطفا ازین ببعد کوتاه بنویسید

    • «وَ ما کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ کِتابٍ وَ لا تَخُطُّهَ بِیَمینِکَ اِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ» (ای پیغمبر، پیش از نزول قرآن هیچ نوشته و کتابی را نمی خواندی و نوشته و کتابی را به دست خویش نمی نوشتی، اگر سابقه خواندن و نوشتن قبل از نزول قرآن در زندگانی تو می‌بود، جای آن داشت که تباه‌کاران و معاندان در نبوت تو تردید نموده،‌ و در دیگران نیز ایجاد شک و تردید نمایند، سوره عنکبوت، آیه ۴۸. یقینا این آیه بر این دلالت دارد که پیامبر(ص) قبل از بعثت نه میتوانسته بخواند و نه میتوانسته بنویسد ولی بعد از مبعوث شدن آن حضرت به پیامبری یقینا شخصی که به اسرار نهان و پیدا و اول و آخر آگاهی داشت حتما خواندن و نوشتن هم بلد بوده، شما برای ما کتاب را معنا کردی ولی تَخُطُّهُ را معنا نکردی، معنای «إقْرَءُ» در آغاز سوره عَلَق هم میتواند خواندن از روی نوشته نباشد بلکه صرفاً به معنی جاری کردن کلمات و تعبیرات بر زبان باشد.

  2. گفته شده .طرف دستش به انگور نمیرسید.میگفت…

  3. سلمان فارسی در هریک از دوره های زندگیش پیرو یک دینی بود. تا نوجوانی زرتشتی بود بعد به آیین مزدک پیوست. بعد به شام فرار کرد و مسیحی شد و سالها کشیش بود. مدتی هم برده یک یهودی در مدینه بود بعد مسلمان شد. لذا سلمان اطلاعات زیادی در باره ادیان داشت. بعد از اینکه مسلمان شد پیامبر او را به عنوان مشاور خود انتخاب کرد. سلمان منبع اطلاعات دینی خوبی برای محمد بود.سخنان قرآن نمیتواند دقیقا کلام سلمان باشد. زیرا محمد کلامی فصیحتر و شیواتر و جذابتر از کلام سلمان داشت.

  4. منظور من این است که من سخن افشین که شما نقل قول کردید که گفته آیات قرآن سخنان سلمان است را رد میکنم و سخن او درست نمی باشد.

  5. اقای فاطمی
    اگر کتاب مرحوم دکتر خنجی (سلمان فارسی ، ایرانی نژاد یا کشیش سریانی )را که تحقیق ارزشمندی در مورد سلمان است را مطالعه کنید از گفتن هر پنج نکته ای که گفتید پشیمان میشید !
    نه تنها سلمان عربی میدانست بلکه به گفته بیرونی حافظ یک نسخه از انجیل به زبان سوری بود ، او اصالتا سوری بود و فقط مدت کمی در رامهرمز یا اهواز بسر برده بود و تنها دلیل اینکه به فارسی یا ایرانی مشهور شده بود تابعیت ایرانیش بود وگرنه در زمان ساسانی اصلا مساله برای ایرانی بودن مطرح نبوده !
    باور کنید زبان قران عربی فصیح نیست و مثلا واژه «ذکی» سریانی است ، زبان قران شباهت زیادی به زبان سلمان دارد ، دلیل نزول ایه. ۱۰۲ النحل هم این بود که عرب ها گمان میکردند سلمان به پیامبر انجیل سبعین را می اموزد ، بیرونی در اثار الباقیه اشاره کرده که سلمان حافظ و املا کنند انجیل سبعین بوده که اعتقاداتی مشابه مسلمانان داشتن و به همین دلیل مسیحیان دیگر انها را ازار میدادند .

    • عربی بلد بودن غیر از عربی دانستن در سطح قرآنه

      چرا کلمه ی سریانی مثال می زنید بعضی کلمات فارسی در قرآنه. معنای فصاحت این نیست که کلمه ای غیرعربی در سخن نباشه

      مطالب دیگر بدون مدرک تاریخ و ذکر عین عبارت نمیشه روشون حساب کرد

  6. من شنیدم پسر موبدی در اصفهان بوده که فرار میکنه و…

  7. اثار الباقیه برگ ۲۳ :
    وَلَه نُسخه تُسّمی إنجیل السّبعین و یُنسَب إلی بلامس و فی صدره عن سلّام بن عبدللّه بن سلّام قد کَتَبَه من السان سلمان الفارِسی .
    البته در قران غیر از سجع و ترجیع ارایه ادبی دیگری به کار نرفته ، این سجع ها در بعضی سوره مثل سوره های کوتاه به خوبی بکار رفتن و بیشتر جاها اصلا بکار نرفتن ، تقریبا قران از هیچ قاعده ادبی پیروی نمیکنه و حتی قالبش هم مشخص نیست و شبیه نثره !تنها یک واج ارایی حافظ یا حتی دعای ندبه یا کمیل را (از لحاظ ادبی)به نود درصد ایات قران میتوان ترجیح داد :
    یا مقلب القلوب و الابصار ،حول حالنا الی احسن الحال
    نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
    ملالت علما هم ز علم بی عملست
    حالا چرا باید برای اعراب عجیب باشه که یک مرد بیسواد چنین شعر های بی ارایش و پیرایشی سروده باشد ؟ حتی اگر به فرض محال بیسواد بودن او را بپذیریم !
    یا حتی اینکه بپذیریم سرودن شعر به غیر از تسلط به قواعد ادبی و ارایه ها نیاز به سواد خواندن و نوشتن داشته باشد ؟
    مگر شاعران عرب همه سواد خواندن و نوشتن داشتن ؟
    سلمان به نقل از بیرونی یک کشیش اریوسی بود ، مذهب اریوسی شباهت زیادی به اسلام دارد ، این شباهت ها انقدر زیاد بود که اعراب را به شک انداخت که گویا پیامبر گرامی محتوای قران را از یک کشیش اریوسی به نام جبرو( سلمان )می اموزد و انرا به شعر تبدیل میکند چرا که ایشان با سلمان پیش از بعثت ارتباط دوستانه ای داشت ، همانطور که در خود سوره النحل عبارت یعلم مصداق اموختن است نه تلقین کردن .

    • کجای عبارتی که از اثارالباقیه نقل کردید نشون میده سلمان قرآن را گفته؟

      در حالی که بزرگترین ادیبان عرب، فصاحت قرآن را ستوده اند، شما که با عربی آشنایی چندانی نداری چجوری قضاوت میکنی؟!

    • سیدروح الله حسینی کابلستانی

      آقای dana! من همه کامنتهای شما را خواندم. بسیار خوب گیریم که سلمان سوری بوده و عربی می دانسته،من میخوام بپرسم خوب یعنی امروز هم بسیاری از سوری ها و عرب های دیگر بلاد بیشتر کمتر یا باندازه سلمان نمی توانن چیز بنویسن و بگن چرا اونا در همین حد قرآن (که به ادعای بی اساس شما فصاحت و بلاغت نداره) نمی تانن یک اثر جدید بیارن و چرا تحدی قرآن در آوردن یک سوره و یا ده آیه هنوز محقق نشده؟؟؟!!! مگر اینهمه دستگاه های جاسوسی و ضد اسلامی نتوانستند ۵ تا عرب در حد سلمان پیدا کنن تا لااقل ده آیه بیارن؟؟؟!! واقعا خیلی مضحک است این ادعاهای شما
      اصلا مهمتر از این من میخوام از شما بپرسم که چرا حتی یک آیه از این انجیل سبعین که ادعا میکنین نمیارین اینجا تا مشابهتش را با قرآن همه ببینیم؟؟؟!!!!
      اگر پاسخی داشتین من مهمتر از اینها هم دارم تا عرض کنم
      اگر پاسخی داشتین یا نداشتین من متعاقبا فقط تجزیه و ترکیب یا صرف فقط عبارت (سنریهم) آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم ….(الی اخر) سوره فصلت / آیه ۵۳ را میارم تا همگان بخصوص جنابعالی در حیرت صرف مقدّر مستفاد از فعل (نُریَ) که عبارتس از (مُریَ) است گردند تا همگان متوجه شوند که فصاحت و بلاغت در قرآن بهمراه منطق صرف افعالش یعنی چه، شاعران عرب دوران جاهلیت باید هم بتحدی قرآن هم به این معنا نیست که زبان شناسهای عرب و دیگر حامیان آنها بیایند و مشاعره کنن با الفاظ بازی کنن چند ده آیه یا سوره دقیق مثل قرآن بیارن تا مثلا تحدی قرآن بشکنه (همین را هم نخواهند توانست) آنچه در ژرفای این تحدی نهفته است تجلی علم و حکمت الهی نهفته در الفاظ است و آنکس خواهد توانست چنین الفاظ بقول شما نه چندان بلیغ را ردیف کند که از آن درجه بی انتهای قدرت مطلق و محیط بر همه هستی و حیات برخوردار باشد.

  8. کسی گفت من هم همانند انچه خدا فروفرستاد نازل خواهم کرد (انعام۹۳)
    احتمالا این کس مسیلمه یا نضربن حارث بوده باشد که از جمله شاعران باسواد و محترم مکه بودند ، وجود چنین ایاتی یا مثلا ایه ۲۲۴ تا ۲۲۶ سوره شعرا ثابت میکند که قران باعث جلب توجه شاعران و ادیبان عرب قرار نگرفت ، حتی در ایه ۲۲۵ سوره شعرا به صراحت گفته شده که بیشتر مردم از شاعران گمراه پیروی میکردند تا مثلا از قران و پیامبر خدا !
    یا مثلا فرقه روشنفکر معتزله معتقدند که نظم و شیوه گفتاری قران معجزه نیست و بشر بهتر از قران هم خواهد اورد ،بزرگ ترین شخصیت معتزله یعنی ابراهیم نظام دقیقا چنین اعتقادی داشت .
    واقعا غیر از سجع و ترجیع که گهگاهی رعایت شده در قران صناعت ادبی دیگری وجود ندارد و جدن باید پذیرفت که قران یک اثر ادبی نیست .
    اینکه میگید فصاحت و بلاغت دارد به گفته علما توضیح دقیق و مشخصی نداره که ما تک تک ایات بررسی کنیم که ایا واقعا مشکلی از لحاظ فصاحت و بلاغت دارد یا نه !
    شما دقیقا بگید که منظورتون از فصاحت و بلاغت چیه ؟

  9. افشین خودت از کجا این چیزا رو فهمیدی؟تو هم با یه چیزی مثل قیف امریکا وحی کرده تو گوشت؟

  10. چرا باید سلمان از زبان پیامبر عظیم الشان مطالبش رو بخاد بیان کنه درصورتی که ادمی مثل سلمان خودش جذب مسلک و روحیه به عزوجلی اعطایی محمد (ص) شده بود

  11. سلام.
    اولا قرار شد در این سایت به حرمت و احترام عزیزان از بی ادبی به هم پرهیز کنیم .
    دوما از نام بردن اشخاص پرهیز کنید. پرسش آقای افشین پرسش خیلی هاست. ایشون فقط مطرح کردن ، دلیل این همه هجمه چیه ؟
    سوم ، جناب فاطمی به خاطر مطرح شدن یک پرسش چرا عنان از کف داده و … من در پرسش دوست عزیزمان اثری از زرتشتی گری و … ندیدم که شما زرتشتی ها رو مورد هجمه ، اهانت و … قرار می دید. دوست عزیز مسلمان این راهش نیست.
    چهارم . دوستان عزیز در فضای مجازی خیلی حرف ها و … خوب و بد دیده می شه که متاسفانه بدون دلیل و مدرک معتبر ارائه می شه. خوبه عزیزانی که این پرسش ها رو مطرح می کنن که گاها با شیطنت و غرض ورزی همراه دلایل و مستندات خود رو هم ذکر کنن تا بتونیم به شیوه قضاوت بی طرفانه و کاملا علمی در موردش با هم گفت و گو کنیم.

  12. سلام.افشین گفت سلمان کی بود چرا از ایران رانده شدنظرات و حرفای زیادی شنیدم حتی حرف قرآن تمام رویدادها اتفاقات وقایع تاریخ شنیدم خوندم که الان نظر بازماندگانشون درمورد دواصل زندگانی گذشتگان وما خوب و بد هستش یکی میگه سلمان خوبه یکی میگه افشین بد هستش قرآن وقایع تاریخ به نقد برسی علما گذشته و فعلی کشیده درهزاران هزار کلمه که گفته علما یک کلمه قرآن اگه بخوای بشکافی دارای یک فلسفست ولی منشور کورش سه کلمه گفتار کردار پندار خیلی حضم این کلمه راحته گفتارکه شما برداشت درست نکردین از درک من از تاریخ چرا به اشتباه زرتشتی خطابم کردی تمام کتابهای مذهبی بخونی هرکدوم دارای یه احادیث بودن من یک آدم کر لال و کور هستم نمیتونم قرآن بخونم ببینم بشنوم ولی دستای یه آدم اگه دستامو لمس بکنه حس وحالم عوض میشه چرا میگن خداقابل دیدن نیست حرف نمیزنه صدا نداره مثل من یک حس میمونه زیباترین حس این حس کجاست خدا تو بگو .اگو منو تو احساس بکنبیم یه قلب شکشته رو با یه حرف قشنگ با یه کار خداپسند اصلا چرا میگن خداپسند یعنی خودت بپسندی عشقت بکشه به هم مهرورزی کنیم بجای خوندن هزاران کتاب خدا رو در خودمان حس کنیم چرا خدا باماست خدا تنهاست…عجولانه قضاوت نکن بزاربببنن نگن افشین بدحرف زد فقط حرف خدا را زد …

  13. سلمان فارسی، حق پژوه ایرانی و صحابی ربانی
    یا کشیش سریانی؟

    نویسنده: محمد بن عمر الکردی

    https://www.pdf-archive.com/2017/09/27/salmane-farsi-no-atheism/

  14. سلمان فراری بود و گشنه و تشنه در بیابان مانده بود
    محمد یه چوپان بود و سلمان را در بیابان یافت و بهش اب و غذا داد و پناهش داد و سلمان در قبال کمک محمد به او قول داد او را مرد مشهوری بکنه و سلمان کتابهای قبل قران را کامل مطالعه کرده بود و از انها اگاهی بسیاری داشت و اولین کاری که کرد برای محمد یک زن ثروتمند گرفت تا از ثروت ان زن استفاده کند و از قدرت حمزه عموی محمد برای مدافع و از روی دانسته های خود از کتابهای انجیلو تورات مشابه به انها یک کتاب جدید به نام قران نوشت که ان زمان زیاد هم جالب نبود با مرور زمان با اگاهی بیشتر اصلاح شد و حال شده قران و در مورد گفته هایم هیچ سندی نیست مثل فرمایش همه دوستان ولی بنظر بنده این منطقی تر است در خود قران هنوزم اشتباهات زیادی هست که در حال اصلاح هستن منتها دیگر زمانی برای اصلاح نمانده علم روز همه چیز را اشکار کرده و دیگر تاریخ انقضای ادیان به پایان رسیده البته از سازندگان این ادیان در ان زمان جاهلیت و وحشی گرایی باید سپاسگزار بود که تعصیر زیادی برای ترساندن انسانها برای بهتر زیستن بکار رفت

    • تاثیر نه تعصیر (سطر آخر)

      اگر مقاله ی بالا را خوانده بودید اینطور نمی نوشتید. سلمان پس از هجرت پیامبر ص به مدینه مسلمان شد و با پیامبر ملحق شد یعنی زمانی که بخشی از آیات نازل شده بود و سالها از ازدواج او با خدیجه گذشته بود.
      منابع گفته ی خود را ذکر کنید

  15. در خائن بودن سلمان شک نکنید ، هیچ نیازی هم به سند و مدرک نیست
    در اون حد که وجود خدا سند و مدرک نمیخواد

    و یک نکته کوچیک اینکه سلمان جدائی از آئین زرتشت ، یهودیت ، مسیحیت ، آئین بودا رو هم میدونسته

    در جواب کسانیکه میخوان نظر منو نقد و به چالش بکشونند این جواب رو میدم

    به عده ای گفتند کتاب شما دروغ میگوید
    عده گفتند اینطور نیست
    در کتاب نوشته ما دروغ نمیگوییم

  16. جناب “الف میم پاشا” کتابی که فرستادم رو بخونید جواب این شبهه ها همش توشه.
    سلمان فارسی، حق پژوه ایرانی و صحابی ربانی
    یا کشیش سریانی؟
    نویسنده: محمد بن عمر الکردی
    https://www.pdf-archive.com/2017/09/27/salmane-farsi-no-atheism

    دیگه این شبهه به تاریخ پیوست :))

  17. بنده اول یک سوال دارم ایا به وجود خدا شک دارید، اگر ندارید اصلا گیریم قران دست نوشته خود بیامبر است، خب که چه ، در قران چه چیز بدی هست که اینقدر از ان هراسانید، غیر از اینه میگه عدل، انصاف ، محبت به بدر و مادر، بخشش، گذشت، اخلاق، علم ، فکر، تدبر، یتیم، حق مظلوم، شکستن گردن طاغوت و ظالم، حوصله دو رکعت نماز خوندن ندارید هی برا خودتون بهونه بتراشید.موفق باشید

  18. سلام من یه آدم صد درصد بیطرفم و به همه ادیان هم احترام میگذارم و هیچ تعصبی هم به هیچ وجه ندارم اگر منطق قوی باشه سر فرود میارم بیش از چهل بار قرآن رو خوندم گذشته از زیبایی اهنگ کلام و قدرت آرامش بخشی کلمات ،عجایب زیادی رو در آن مشاهده کردم از جمله در سوره قیامت آیات ۳ و ۴ یک نکته ای گفته شده که نشان میده که چگونه ممکن است کسی کلامی رو به کسی بگوید و خود از معانی علمی ان بیخبر بوده و هیچ گاه در هیچ روایتی و جایی از آن ذکری نشده و کشف نشده مگر تا قرن بیستم وبه آن اشاره ای هم نشده به این مضمون: “آیا آدمی پندارد که ما دیگر ابدا استخواتهای پوسیده اورا باز جمع نمی کنیم بلی استخوانهای اوراجمع میکنیم در حالی که قادریم که سرانگشتان اورا هم منظم درست گردانیم ” که مبین تنها یک نکته است که اثر انگشت همه انسانها منحصر بفرد است .این تنها یکی از دهها ودهها مطالب علمی پیچیده ای است که نشان از اعجاز قرآن دارد اگر خواستید چندین و چند مورد عجیب تر از این را برایتان ذکر میکنم ولی مطلب به درازا میکشد .
    نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

    • آیه ۳ سوره قیامت هم میگوید « بنان »
      که بمعنای سر انگشتان میباشد ولی معجزه تراشان آنرا اثرانگشت و معجزه ترجمه میکنند
      همانطور که در سوره انفال آیه ۱۲ هم میگوید سرانگشتان ( بنان ) کافران را قطع کنید .
      اگر لا اقل اینجا هم بنان را به اثرانگشت ترجمه میکردند ، شاید بسیاری از انسانها در
      کشورهای اسلامی از داشتن انگشتان خود محروم نمی شدند …….

  19. به نظر من در طول تاریخ اشیا وکتابهای زیادی از ما توسط کشورهای پیشرفته به یغما رفته به طوری که الان با دقت به موزه های این کشورها میتوان به آن پی برد. حال آنکه اگر این کتاب اگر آنچنانکه تبلیغ میشود بود و کلید تمامی مشکلات کره زمین با آن حل میشد به خدا هیچ اثری از اون بجا نمیماند وان هم مثل بقیه چیزهای با ارزش به یغما رفته بود.

  20. الان هم کسی نمیتونه کتابی مثل غزلیات حافظ بنویسه.یعنی باید بگیم حافظ بهش وحی شده.اگه کسی میتونه مثل حافظ شعر بگه .بسم الا.به نظر میاد این دلیل قانع کننده ای نیست

    • از کجا میگی کسی نمی تونه مثل حافظ بگه؟ و چون چنین ادعایی مطرح نبوده، کسی تلاش نکرده مثل آن ، شعر بگه اما در مورد قرآن ۱۴۰۰ ساله که این ادعا مطرحه و اسلام دشمنان فراوان داشته اگر می تونستن مثلش را میگفتند و خبرش بما میرسید اما در مورد حافظ چنین انگیزه ای نبوده

      • چند نکته :
        ۱- در مورد حافظ هم مطرح بوده و خیلی ها خواستن مشابه او غزل بگن ولی نتونستن . در این مورد نظر جامع اساتید و شعرای بزرگ مطرح هست . یعنی اگر محاجه باشه بنده می تونم نظر بیش از ۱۰۰ استاد و شاعر نامدار در اینکه در سطح شعر حافظ تا امروز غزل نوشته نشده . آخرین نمونه که برای اینکار سعی کرد استاد شهریار بود . پس فقط با ابهام آفرینی نمی شه نظر داد وقتی نظر کارشناسی قوی وجود داره در موضوعی
        شاید اگر پاسخ می دادین که خود حافظ اعتراف کرده که هرچه بدیع و زیبا در شعر حافظ است هم از دولت قرآن است از این ابهام آفرینی پاسخ زیباتری بود .
        دیگر اینکه ویژگی شعر حافظ و برتری اش در یک بعد عرفانی و عاشقانه اش است و مثلا در حکمت آثاری برتر از دیوان حافظ موجود است در حالیکه قرآن هم در لفظ و هم معنا ویژه است .

        • روی چه حساب این حرفهای بی ربط را زدی ؟ آخر مگر پژوهشگر و دکترای ادبیات فارسی داری ؟
          یکجا در تاریخ طوری اظهار نظر میکنی و بعد … بعد در آیین زرتشت عین یک عالم دهر و مترجم اوستا اظهار نظر میکنی و بعد … بعد در زبان عربی و بحثهای روایتی و کلامی شیعه اظهار نظر میکنی و بعد … در آخر کار همه را دست به تو میبری .

          کدام اجماع متخصصین زبان فارسی بر این بوده که هیچ یک از شاعران فارسی زبان اشعارشان به اندازه حافظ نیستند ؟ .

  21. در متن مقاله هم موارد دو و سه نوشته شما صحیح نیست :
    ۱-بر عکس نظر شما ابن مقفع پارسی که زبان مادری اش عربی نبود کسی است که زبان عربی را قانون مند ساخت و پایه گذار نحو عربی است . اشعار و نوشته های در اوج فصاحت و بلاغت از او یادگار مانده
    ۲-این که مدعی هستید در منابع غیر اسلامی از سلمان چیزی باقی وجود ندارد هم صحیح نیست . یکی از منابع کهن زرتشتیان نامه برادر سلمان و پاسخ او در میان زرتشتیان موجود است و نسخه ۵۰۰ ساله ای از این سند وجود دارد .در مورد این اسناد سخن هست ولی به هر حال این ادعا که سندی وجود ندارد کاملا خطاست .

  22. سلام در مورد بحث سرانگشتان آقای مرشد آنقدر محو سفسطه شده اند که دقیقا گفته ما را تکرار می نمایند و جالب اینکه ان را رد میکنند.خوب بگویید اگر معجزه نبوده چرا در این آیه تاکید بر نام سرانگشتان شده ونامی از دیگر اعضای بدن نشده مبین این مطلب که این عضو بدن در مسئله تشخیص هویت افراد نقشش متمایز از اعضای دیگر است به هر حال کلام قرآن کلام سمبلیک است و همین کلام سمبلیک بوده که حتی پس از ۱۵۰۰ سال تازگی خودرا حفظ نموده است .به یکی دیگر از معجزات قران اشاره می کنم که دانشمندان اخیرا به آن پی برده اند آیا شگفت انگیزنیست که نام یکی از سوره های قرآن مجید عنکبوت است چگونه ممکن است “عرب امی” و بقول شما “سلمان معلم قرآن” که قصدش تحکم نظامی و تفوق سیاسی اجتماعی در عصر خویش بوده از اوج منبر تعلم خود را به دنیای عنکبوت برساند و نام یکی از سوره های تعلیمی خود را عنکبوت بگذارد چقدر دردناک است بی انصافی شما و نادیده گرفتن حقایقی که با کمی تامل میتوان عظمت این کتاب را درک کرد.سخن کوتاه آیا می دانستید اخیرا آمریکاییها ‍ژن عنکبوت را به یک بز منتقل نموده وبا سانتری فیوژ شیر بز و گرفتن هزاران متر تار عنکبوت لباسهایی ساختند که هیچ گلوله ای برآنها اثر نمی کرده .
    نگارمن که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

  23. سلام ببخشید قرآن که نمیگه کتابی مثل من بنویسیدو بیارید میگه یک سوره مثل این کتاب بیاریدوالله بالله خود حافظ خودش را شاگرد شاه نعمت الله ولی میداند آنجا که می گوید:
    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند

  24. درود فقط میدانم افرادی در تاریخ سعی کردند مانند قران بیاورند که کشته شدندن یا از ترس جان منصرف از این کار تصور کنید که العان شما مانند قران بیاورید ایا میتوانید ان را ارائه کنید در جا حکم مرگ بین المللی برایتان صادر میشود در هر کشوری که باشید یک روز یک موتور میاید و شما را به سرنوشت زنده یاد سعید کریمیان دچار میسازند اسلام شما هیچ جا متمدنانه بحث نکرد و جواب را با ریختن خون داد اثارش را هنوزم میبینیم اعدام های سال ۶۷ مخالفین مرتد خاندن و راحت کشتن انسانها از برکات اسلام است وقتی از معجزه حرف میزنید چرا نمیبینید که علم باستانی پیشرفت های زیادی داشت مثل احرام یا جراحی زیبایی چشم در شهر سوخته و … دلیل نمیشود هر علمی را معجزه دانست از معجزات قران چرا از تناقضات بسیار زیاد ان نام نمیبرید از زورگویی ها یش مثلا میگوید در دین اجباری نیست و جایی دیگر میگوید افرادی که از دین خارج شدند باید کشته شوند ایا خداوند متعال افکار نازیگونه داشت که اعراب را برتر میدانسته و شمشیر را به دستشان داد تا بقیه انسانها را مجوس و عجم و غیره بخوانند و بکشند بیایید خداوند را پدر بدانیم هیچگاه پدریدستور قتل فرزندش را به فرزندان دیگرش نمیدهد در جواب شاید ازحکمت ها و شرایط ها بگویید و هر جا کم بیاورید میگویید که درک و حکمت ان نزد خداست و شعور انسان به ان نمیرسد که این همان سفسطه است که برای امثال من قابل درک نیست اقایون یه سرچی بزنن میلینن افرادی هستن که مثل قران رو اورن شما نخواستین ببینین

    • شما در یک کامنت موضوعات متعدد را مطرح کردید که نمیشه به همه ی آنها پرداخت

      لطفا در هرکامنت کوتاه، یک موضوع را مطرح کنید

      اعدامهای سال ۶۷ بخاطر ارتداد نبود

  25. حضرت محمد :انچه سلمان میدانست اگرابوذرمیدانست کافرمیشد!!
    در روایتی از حضرت امام صادق(ع) رسیده است که: «لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان لقال رحم الله قاتل سلمان؛( روضه المتقین، ج ۵، ص ۴۲۵.) اگر ابوذر می دانست آنچه را که در قلب سلمان است ،می گفت :خدای قاتل سلمان را رحمت کند».
    ا واقعا سلمان چه چیزایی را میدونست ؟؟ آیا از اسراری خبر داشت که اگر ابوذر میفهمید کافر میشد و از دین اسلام بر میگشت؟

    • بعضی دانشها برای هرکسی قابل درک نیست. مثلا در همین زمان ما اگر گفته بشه: نور پیامبر اسلام ص و امام علی ع هزار سال پیش از تولد جسم آنها، آفریده شده، منکر می شوند

      سلمان هم چیزهایی می دانست که ابوذر تحمل آنها را نداشت

      • نور پیامبر اسلام ص و امام علی ع هزار سال پیش از تولد دانش نیست بلکه خرافات شیعه ست
        حتی معراج پیامبر اسلام ص هم بسیار شبیه به معراج موبدان ساسانی ارداویراف و کرتیر هست
        که بعید نیست سلمان فارسی آنرا به پیامبر اسلام یاد داده باشد ………

        • شما هم مثل ابوذر فکر می کنید چون وقتی چیزی را درک نمی کنید منکر آن می شوید. اما باید توجه داشت که اگرثابت شد سخنی از امام معصوم(ع) است، باید پذیرفت همانگونه که حرف پزشک «ماهر» را می پذیریم حتی اگر درک نکنیم که چرا چنین دستورهایی می دهد

          به صرف اینکه واقعه ای شبیه واقعه ی نادرست دیگر شد دلیل بر نادرستی واقعه ی نخست نیست و با احتمالات نمی توانچیزی را ثابت کرد

      • پولهای بیت المال خرج این اراجیف میشه؟تاسف آوره

  26. عجب استدلالی
    بیچاره آن افراد و وقت با ارزشی که صرف کتابهای شما شود
    پس شما هم درک اهمیت پرستاری آتش و رسومات دیگر زرتشتیان
    و دانشی را که پشت آنها هست را ندارید که همچین سایت و کتاب بی محتوایی براه انداخته اید .
    ظاهرا درک و فهم شما که سید هستید فقط برای توجیه دین آبا اجدادیتان خوب کار میکند ….

  27. نمیدونم اینو کی گفته:
    انسانیت خود به تنهایی دین کاملی ست.

    که البته پیروان چندانی ندارد!!!

    خیلی خوشحالم از اینکه در حد شما سواد ندارم و وقت مو یه جور دیگه ای هدر میدم.
    وخوشحال تر میشم اگه غلط های املایی مو نگیرید.روزگارتون شیک

  28. دارنده چو ترکیب طبایع آراست،
    از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست؟
    گر نیک آمد، شکستن از بهر چه بود؟
    ور نیک نیامد این صور، عیب کراست؟

  29. اما در مورد قرآن یا همون تازی نامه باید بگویم به نظر من این کتاب محصول تمامی جلسات آموزش علم و یاد دادن خواندن و نوشتن به اعراب بی سواد دوره جاهلیت هست که در کلاسهای درس خود این مطالب به آنها توسط همون تعداد کم از افراد با سواد دوره جاهلیت و به دستور محمد آموزش داده می شده و روی سنگ و برگ درخت و….نوشته می شده و سرانجام همه مطالبی که در این جلسات آموزش داده شده به صورت جلسه مشاعره و شعر خوانی و سوره خوانی آموزش الفبا و داستانهای تاریخ و فلسفه و خرافات و…. درنهایت و در سالهای بعد به شکل یک کتاب جمع آوری شده تا به نسلهای بعد هم آموزش داده بشه که از آن به نام معجزه خدا و پیغمبر یاد کردند تا بتوانند به کشورهای دیگر حمله کنند و امپراطوری اسلامی خود را توسعه بدهند و در این مورد نیز موفق بودند و هنوز هم که هنوزه بعد از ۱۴۰۰سال هنوز تاثیر جنایات آنها رو در سرزمین آریایی خود داریم می بینیم.

  30. من با نظرات حاتم کاملا موافقم.وقتی از بچگی چیزیو توی گوشت بخونن و هزاران نفر دورو ورت اونو بگن میشه اعتقادت.کاش جناب ادمین کمی حرفای ادمای دیگرو هم میخوند.اسلام ادغامی از زرتشت و یهود و مسیحیت هستش.باعت تاسف هست در کشوری که روزگاره مهد تمدن بود افرادی زندگی میکنن که اعتقاد دارن یک انسان میتونه بره توی آسمون پیغام بیاره بده به بقیه!!!واقعا خدا توان انتقال حرفاش به بشر را نداره؟،؟؟؟،؟؟؟
    ادمین عزیز،انسان ذاتا یک موجود ترسو هست که دوست داره ترسشو با اتصال به ماوراء طبیعه کمتر کنه.من به عنوان یک پزشک وقتی ۱۲ سال پزشکی خوندم همه باورهای اسلامو ناشی از اسکیزوفرنی یکسری انسان باهوش دیدم.
    من شمارو دعوت به تفکر و تعقل و کمی مطالعه میکنم.با خرافات فقط دلتون خنک میشه که همه چی اوکیه.

    • خط اول نوشته ی شما کاملا درسته
      در مورد سطر دوم پیامتان بنگرید:
      http://www.raherasti.ir/5850 

       

      در مورد اینکه میگید: آیا واقعا خدا قدرت نداره بدون پیامبر پیام بده، اگر قرار باشه اینطور حرف بزنید چه جوابی دارید به اینکه: آیا خدا قدرت نداره جلو ظلم را بگیره؟ آیا خدا قدرت نداره جلو بدیهارو بگیره؟ آیا خدا قدرت نداره انسانها را از نظر اخلاقی خوب کنه که اینهمه سفارش به خوبی می کنه و دست آخر روی خیلی ها اثر نذاره؟

       

      درسته که خیلی انسانها (که درصدشون کم نیست) هرگاه از چیزی می ترسن  به امور ماورائی ربط پیدا میکنن اما همه و همیشه اینجور نیست
      اسکیزوفرنی نوعی بیماریه که همگان میفهمن که شخص، انسان نرمالی نیست و هیچکس نه تنها جانش را  در راه کسی که دچار بیماری اسکیزوفرنی شده، فدا نمیکنه بلکه مرید او هم نمیشه. مسائل را خلط نکنید
  31. اقای سعید!معجزاتی که شما ازش نام میبرید و از بچگی در مغزت فرو کردن،توی انجیل تورات و زرتشت هم هست.در ایران باستان قبل از میلاد مسیح به متفاوت بودن خطوط انگشت و کف دست پی برده بودن.ازت خواهش میکنم یکم کتاب دیگر ادیانو بخون.کمی در مورد علوم باستان بخون.

  32. سلام جناب سینا شما که مطالعات عمیقی در تورات و انجیل و غیره دارید چرا مسئله عنکبوت را مسکوت گذاشتید آیا دراین مورد هم در کتابهای فوق سخنی به میان آمده ممنون میشویم با ذکر آیه از کتب فوق مارا از اطلاعات علمی باستانی خود سرافراز فرمایید.بگذریم در قرآن در سوره ذاریات آیه ۴۷ سخن از بسط ومنبسط شدن گیتی به میان آمده (expansion theory of universe)مسئله ای که با نام تئوری انبساط جهان تنها در دهه ۱۹۲۰ بنام قانون هابل عنوان گردید دانشمندان بزرگی همچون ارسطو گالیله جردانو برونو و حتی دانشمند بزرگی همچون اسحاق نیوتن علیرغم تمامی وسایل وادوات رصد اسمانی که داشته اندبه ذهنشان خطور نکرده و به آن پی نبرده بودند چگونه مردی امی بی سواد چوپان بیابانگردصحرانشین ۱۳۰۰ سال قبل بدون داشتن هیچگونه تلسکوپی به آن پی برده است و اصلا بیان این مسئله علمی که اخیرا توسط تلسکوپ های عظیم کشف گردیده به چه کار آدمی می آمده که بقول شما قصد تفوق سیاسی اجتماعی در زمان خودرا داشته شاید هم تلسکوپی داشته واز دید دوستان ورفقایش پنهان میداشته بیایید جناب سینا خان کمی انصاف داشته باشیم من کاری به مسائل سیاسی اجتماعی حال حاضر جامعه ندارم هرکسی در قبر خودش میخوابد ولی سعی کنید بدون تعصب حق را پیدا کنید و نیازی نیست دنباله رو احدی باشید امیدوارم از طعنه های بنده حقیر ناراحت نشده باشید درزندگی موفق باشید.

    • موسعون در آیه ۴۷ ذاریات به معنای وسعت قدرت خداوند است نه توسعه آسمان به آبات بعد توجه کنید تاکید بر قدرت خداوند و توانمندی اوست . این نظراتی که کلمات قرآن را به پدیده های علمی مدرن می چسباند را زیاد باور نکنید متون مقدس چنان از پیچیدگی برخوردار هستند که هرکسی می تواند از ظن خود هر چیزی را از این متون برداشت کند ولی قرآن خودش تفسیر خودش هست و توجه به قبل و بعد آیه نشان میدهد موسع در اینجا به معنای وسعت قدرت خداوند است .

    • ببینیم بازهم چنان تحریفی کرد که حد و نصاب ندارد :

      آیات دال بر قدرت و حکمت خداوند اند و گسترش آسمان هم نمود آن است .
      آیت الله قرائتی درباره این آیه و آیه بعدش میگوید [ که قطعا از این فرد بیشتر علم دارد ، آیا ندارد ؟ یعنی مدیوماه عالم زبان عربی و دین اسلام است ؟ ابتدا بگویید اسمش چیست تا تحقیق کنیم ] :
      نکته ها
      کلمه «أید» هم مى‌تواند جمع «ید» به معناى دست باشد، همانند آیه‌ «أَمْ لَهُمْ أَیْدٍ یَبْطِشُونَ بِها» «۱» و هم مى‌تواند مصدر، به معناى قوّت و قدرت باشد. چنانکه در قرآن از این ریشه، واژه‌هاى مختلفى به معناى تأیید آمده است، مانند: «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ» «۲»
      کلمات «فرش» و «مهد» به معناى گستردن چیزى براى استراحت است.

      پیام ها
      ۱- آسمان در حال گسترش است و این گسترش ادامه دارد. «إِنَّا لَمُوسِعُونَ»
      ۲- قانون زوجیّت در همه چیز حاکم است. مِنْ کُلِّ شَیْ‌ءٍ … زَوْجَیْنِ‌ (زایندگى و استمرار حیات و زندگى، به خاطر زوجیّت است.)
      ۳- طرح پدیده‌هاى طبیعى در قرآن، به خاطر پندآموزى و غفلت‌زدائى است. «لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»
      پانویس :
      «۱». اعراف، ۱۹۵.
      «۲». انفال، ۶۲.
      تفسیر نور(۱۰جلدى)، ج‌۹، ص: ۲۶۴

      علامه طباطبایی میگوید :
      ” وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ” از این آیه به بعد، به سیاق سابق سوره که میفرمود:” وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ…” برگشته. و کلمه” اید”، هم به معنای قدرت میآید و هم به معنای نعمت، ولی اگر به معنای قدرت باشد کلمه “موسعون” یک معنا میدهد و اگر به معنای نعمت باشد معنایی دیگر میدهد.
      بنا بر معنای اول آیه چنین میشود که: ما آسمان را با قدرتی بنا کردیم که با هیچ مقیاسی توصیف و اندازهگیری نمیشود، و ما دارای وسعتی در قدرت هستیم، که هیچ چیز آن قدرت را مبدل به عجز نمیکند.
      و بنا بر معنای دوم آیه چنین میشود که: ما آسمان را بنا کردیم در حالی که بنا کردنش مقارن با نعمتی بود که آن نعمت را با هیچ مقیاسی نمیتوان تقدیر کرد، و ما دارای نعمتی واسع هستیم، و دارای غنائی مطلق میباشیم، و خزانههای ما با اعطاء و رزق دادن پایان نمیپذیرد، و از آسمان هر که را بخواهیم و به هر جور بخواهیم رزق میدهیم.
      احتمال هم دارد که کلمه” موسعون” از این اصطلاح گرفته شده باشد که میگویند:
      ” فلان اوسع فی النفقۀ- فلانی در نفقه توسعه داد” یعنی خیلی خرج کرد، در نتیجه منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، که بحثهای ریاضی امروز هم آن را تایید میکند.
      منبع : ترجمه تفسیر المیزان ، ذیل آیه .
      کاملا واضح است که این معنا میتواند بر این آیه صدق کند و علامه هم آنرا رد نمیکند .

      — آیا شما آیت الله که نه ، حداقل به زبان عربی و روایات و … ولو آشنایی مختصری دارید یا بازهم همینطوری اظهار نظر شگرف کردید ؟ —
      چند بار بگویم : در جایی که تخصص که نه ، سر رشته ساده ای هم ندارید اظهار نظر نکنید ، بروید به همان آیین زرتشتتان بپردازید .

      آنجا که گفت :
      «متون مقدس چنان از پیچیدگی برخوردار هستند»
      چقدر این حرف آشناست ، گویا پژوهشگران آیین زرتشت آنرا میگویند و البته درباره گاتها هم معمولا بیان میکنند ؛ گاتهای نامفهوم از هم پاشیده دارای تناقض را چه به قرآن ؟ قرآن فصیح و بلیغ را با گاتهای تحریفی که زبانش منسوخ شده قیاس میکنید ؟ واعجبا ! واعجبا ! ، این قدر کمبود و فقر شدید مطالعه ؟ ، لطفا هر چیزی که میخواهید بگویید فقط ذره ای قبلش فکر کنید . البته برای ما که قرآن اینطور نیست و من جمله بالای یک میلیارد مسلمان ، گویا شما سواد عربی ندارید و یا حداقل فارسی که قرآن و ترجمه اش را بخوانید .
      آنجا که گفت :
      «این نظراتی که کلمات قرآن را به پدیده های علمی مدرن می چسباند را زیاد باور نکنید»
      ببخشید ، شما می چسبانید ؟ راستی یادم نبود که دین شما دینی تهی و پوچ است که ابدا با براهین علمی سازگار نیست ؛ اگر منظورتان ماییم که ما با دلیل و مدرک حرف میزنیم ، میتوانید با دلیل و مدرک رد کنید .

      • بر خلاف شما که از انبانی که نه دانش اوستایی و پهلوی دارد و نه دسترسی به زبان خارجه تفسیر و نظر اختراع می کنی بر علیه دین ایرانی ، نظر من متکی بر نظر کسانی بود که قطعا از جناب قرائتی عالم ترند :
        در ترجمه :
        وَ السَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ‌
        ترجمه الهی قمشه ای : و کاخ رفیع آسمان را ما به قدرت خود برافراشتیم و ماییم که مقتدریم.
        ترجمه آیتی : و آسمان را به نیرو برافراشتیم و حقا که ما تواناییم.
        خرمشاهی : و آسمان را توانمندانه برافراشتیم و ما توانمندیم‌
        استاد مجتبوی : و آسمان را به نیرو برافراشتیم و هر آینه ما تواناییم- یا گسترش‌دهنده‌ایم-.
        این در ترجمه اما در تفسیر اکثر نزدیک به اجماع اهل سنت موسعون را به توانمند و افزاینده روزی تفسیر کرده اند
        تفسیر قرطبی : (وانا لموسعون) قال ابن عباس: لقادرون.
        وقیل: أی وإنا لذو سعه، وبخلقها وخلق غیرها لا یضیق علینا شئ نریده. وقیل: أی وإنا لموسعون الرزق على خلقنا
        تفسیر روح المعانی : (وإنا لموسعون) * أی لقادرون من الوسع بمعنى الطاقه
        تفسیر کشاف زمخشری : وَالسَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ (۴۷) وَالْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ (۴۸)
        بِأَیْدٍ بقوّه. والأید والآد: القوّه. وقد آد یئید وهو أید وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ لقادرون، من الوسع وهو الطاقه. والموسع: القوى على الإنفاق. وعن الحسن: لموسعون الرزق بالمطر.
        ابن جوزی در تفسیرش همه معانی مختلف در تفاسیر ذیل کلمه موسعون را اورده که ۵ قول است :
        وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ خمسه أقوال: أحدها: لموسِعون الرِّزق بالمطر، قاله الحسن. والثانی: لموسِعون السماء، قاله ابن زید.
        والثالث: لقادرون، قاله ابن قتیبه. والرابع: لموسِعون ما بین السماء والأرض، قاله الزجاج.
        والخامس: لذو سعه لا یضیق عمّا یرید، حکاه الماوردی
        می بینید که ابن زید و الزجاج نظر شما و سه قول دیگر نظر خلاف شما را اورده اند و این داستان همانند اکاذیب شما در مورد دین زردشتی زاده شخص من نیست و متکی به نظر علما و قدما است .
        در تفسیر رازی سه وجه اورده : وسعت آسمان ، قادرون و روزی دهنده ( ص ۲۲۷ ج ۲۸ تفسیر کبیر ج ۲۸ ص ۱۸۸ )

      • ادامه …………..
        اما در لغت
        تاج العروس : و یُقَالُ: أَوْسَعَ اللَّهُ تَعالَى عَلَیْهِ‌ ، أَی: أَغْنَاهُ‌ ، کما فی الصِّحاحِ، کوَسَّعَ علیهِ‌ تَوْسِیعاً ، و هُوَ مَجازٌ، و قَوْلُه تَعالَى:
        الصحاح تاج الغه ابونصر جوهری : أَوْسَعَ الرجل؛ إذا صار ذا سَعَهٍ و غِنًى، و منه قوله تعالى: وَ السَّمٰاءَ بَنَیْنٰاهٰا بِأَیْدٍ وَ إِنّٰا لَمُوسِعُونَ، أى أغنیاء قادرون.

        وَ اَلسَّمََاءَ بَنَیْنََاهََا بِأَیْدٍ وَ إِنََّا لَمُوسِعُونَ [۵] أَی: أَغْنِیَاءُ قادِرُونَ‌

        و در تفاسیر شیعه :
        (وإنا لموسعون) *: قیل: أی لقادرون من الوسع بمعنى الطاقه تفسیر صافی از فیض کاشانی
        تفسیر جوامع الجامع : شیخ طبرسی : رفعنا بناءها. «بِأَیْدٍ» : بقوّه، و الأید و الآد: القوه. «وَ إِنََّا لَمُوسِعُونَ» : لقادرون، من الوسع و هو الطّاقه. و عن الحسن: لَمُوسِعُونَ الرزق على الخلق بالمطر
        طبرسی همین معنا را در تفسیر مجمع البیان هم بیان کرده
        تفسیر تبیان شیخ طوسی : و ‌قوله‌ «وَ إِنّا لَمُوسِعُون‌َ» ‌قیل‌ ‌فی‌ معناه‌ ثلاثه أقوال‌:

        أحدها‌-‌ ‌قال‌ الحسن‌: التوسعه ‌فی‌ الرزق‌ بالمطر‌-‌ الثانی‌-‌ ‌قال‌ ‌إبن‌ زید: بقوه و إنا لموسعون‌ السماء. الثالث‌-‌ انا لقادرون‌
        حتی علامه طباطبایی هم این احتمال را داده :
        (ومن المحتمل أن یکون (موسعون) من أوسع النفقه

        پس اگر من اظهار نظر شگرف کرده ام مشکل را در علمای خودتان بجویید که برای یک کلمه در یک آیه ۵ معنا بیان کرده اند تا زمانی مثل شمایی به هر کدام که دلتان خواست استناد کنید جالب است که همین جماعت از تفاوت ترجمه ها در گاتها ایراد می گیرند و غافل اند از اینکه همین اختلافات در قرآن هم وجود دارد .
        هر وقت شما با ته سواد فارسی که نه دانش دسترسی به متون اصلی انگلیسی و فرانسوی را دارید و تمام هنرتان بازگویی گتاب پر غلط خدمات متقابل مطهری و سایتهای حوزوی است دست از ایران و فرهنگ پر بارش برداشتید ما هم کاری به عقاید شما نخواهیم داشت اما تا ان زمان این گوی و این میدان .

        • حتمال هم دارد که کلمه” موسعون” از این اصطلاح گرفته شده باشد که میگویند:
          ” فلان اوسع فی النفقۀ- فلانی در نفقه توسعه داد” یعنی خیلی خرج کرد، در نتیجه منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، که بحثهای ریاضی امروز هم آن را تایید میکند.
          منبع : ترجمه تفسیر المیزان ، ذیل آیه .

          نفهمیدم گفته علامه طباطبایی را چطور توانستی رد کنی ؟ چطور ؟ :

          احتمال هم دارد که کلمه” موسعون” از این اصطلاح گرفته شده باشد که میگویند:
          ” فلان اوسع فی النفقۀ- فلانی در نفقه توسعه داد” یعنی خیلی خرج کرد، در نتیجه منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، که بحثهای ریاضی امروز هم آن را تایید میکند.

          علامه طباطبایی این معنا را به عنوان یکی از معنای این آیه کاملا تأیید میکند .
          یکی از معانی :
          فلان اوسع فی النفقۀ

          تابحال شده اول کامنت مرا بخوانی بعد اظهار نظر کنی ؟ بنده خدا علامه طباطبایی اینرا بیان کرده و رد هم نکرده است حواست است ؟ .
          بازهم رفتی و یکسری چیزهایی را سرهم کردی ؟ بازهم ؟ بازهم ؟ نگفتم اول مطالعه کن ؟ نقل قولهای متفاوت را آوردی که چه ؟ مگر من خودم دسترسی به اینها ندارم ؟ یکی از نقل قولهای این آیه گسترش آسمان است ، حواست کجاست ؟ کدام عالمی این معنای این آیه را رد کرده است ؟ کدام عالم ؟ .

  33. از کوزه همان طراود که در اوست ولی ظاهرا در مورد دین ما انگونه نیست ظاهرا همه چیزش مستند و خوب است ولی وقتی پای عمل میرسد همه چیز معکوس میشود ما نمی خواهیم کسی بنام دین بر ما حکومت کند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی