+
خانه / دروغ پراکنی / نسبت دروغ به فردوسی / چو ایران نباشد تن من مباد / پدر در پدر آریایی نژاد
نسبت دروغ به فردوسی / چو ایران نباشد تن من مباد / پدر در پدر آریایی نژاد

نسبت دروغ به فردوسی / چو ایران نباشد تن من مباد / پدر در پدر آریایی نژاد

به قلم مدیر سایت
در فضای اینترنت شاهد اشعاری وطن پرستانه، از جمله شعر زیر هستیم که به دروغ به فردوسی نسبت می دهند.
نرم افزار شاهنامه که مؤسسه نور تهیه کرده متن اصلی از شاهنامه چاپ مسکو است و اگر ابیاتی در چند شاهنامه معروف دیگر بوده که در این نسخه نیست در کروشه افزوده است. در ضمن واژه ی «آریایی» در شاهنامه وجود ندارد.
بیت های زیر در این نرم افزار نیست:

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وزآن کشور آزاد و آباد بود

نگفتند حرفی که ناید به کار
نکشتند تخمی که ناید به بار

چو مهر و وفا بود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده پاک یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریائی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدائی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار
خرد را فکندیم زین سان ز کار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آئین دیرین ما

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارج داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جائی در این خانه داشت

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

به یزدان که هرگز جهان آفرین
نه با بنده ای مهر ورزد نه کین

ز نیک و بدت هر چه آید به سر
ز خود بین و وز کرده خود شمر

از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو نا کس به دهکد خدائی کند
کشاورز باید گدائی کند

چو دانش پژوهنده بیند زیان
که بندد به دانش پژوهی میان

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از بندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم

بیاریم آن آب رفته به جوی
مگر زان بیابیم باز آب روی

شود مردمی کیش و آئین ما
نگیرد خرد خرده بر دین ما

ز فردوسی ام آمد این گفته یاد
که داد سخن را چو او کس نداد

چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

سرشت من از مهر میهن بود
من از میهن و میهن از من بود

برای آگاهی بیشتر، به مقاله ی استاد خطیبی مراجعه شود.

شاهنامه فردوسی

تدوین: اردیبهشت ۱۳۹۳

۴۸ نظر

  1. داخل شعر گفته ….همه اریایی نژاد……..
    اصلا این اصطلاح قرن هجده ۱۹ اولین بار از غربیان گفته شده…

    • آخه چرا چیزی رو که نمیدونید میگید ؟ واژه آریایی هم در سنگ نگاره های هخامنشی هست مسقسما داریوش خودش را آریایی معرفی کرده و هم در متون پهلوی حتی در اوستا که کهنتر از دیگرانست . در ریگ وداها کتاب مقدس هندوها هم هست از زمان ساسانیان به شکل ایرا به کار برده میشد که در واژه ایرانشهر که مربوط به ساسانیان هست و معنی فرمانروایی آریایی ها را دارد به ما رسیده

      • در پاسخ به mah: این هایی که گفتید درست است ولی ربطی به شاهنامه ندارد. در شاهنامه و کلا در زبان فارسی نو، واژه “آریا” هرگز به کار نرفته و این واژه در قرن نوزدهم به فارسی آمده. کسانی که این شعرها را به فردوسی نسبت می دهند این چیزها را نمی دانند و برای همین گاف می دهند

      • اطلاعاتی دارید اما ناقص و نادرست

        در کتیبه آریا به معنی نژاد نبوده و نیست
        انگار بنده بنویسم ‘ من آدمی خوب هستم’
        و یه عده بیایند و بگویند نویسنده جمله بالا از نژادی بنام نژاد ‘خوب’ هست و نژاد خوبیان در هزار دوم قبل از میلاد پا بر ایران نهادند خخخخخ

        ایران و ایرانشهر و ایرها از نظر لغوی به آریا ربطی ندارد
        به نظرات زبانشناسان علمی و په متعصب مرتجعه نمایید.

    • آخر شعر داره میگه از فردوسی این گفته یادم آمد. خوب معلومه که مال فردوسی نیست

  2. پ نه پ ،

    حتمأ اشعاری که در مدح عمر و علی و حرامزاده خطاب کردن دشمنان علی به فردوسی نسبت داده شده ، درست هستند !

  3. درود   من نمیدونم این شعر راسته یا دروغ ولی این شعرها را در لینک ویکی پدیا هستش هم حتما دروغه ؟https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87
     

  4. یک تذکر به مدیر سایت: حالا چون داخل نرم افزار نور نیست نشان دهنده جعلی بودن هم نیست.
    اما برای جعلی بودن بیت زیر:
    چو ایران نباشد تن من مباد
    بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
    می توان به دو بیتی میرزاده عشقی (شاعر وطن پرست) رجوع کرد که آن را به سخره گرفته.
    این بیت احتمالن در اوایل دوره پهلوی سروده شده.
    حتی ملک الشعرا بهار نیز به این بیت تاخته است.

  5. محمد جعفر دهقان

    کاش میفرمودید اگه شاعر شعر فردوسی نیست ،چه کسی است؟

  6. این شریعتی که اصلا ایرانی نیست نوکر اعرابه وحشی و بیابانگرده تف به وطن فروش اخه این عربایی که سوسمار و فضولات حیوانات رو میخوردن چه چهره های درخشانی داشتن بگو شریعتی وطن فروشه بی بته اصلا در شان ما نیست که تمدن هفت هزارسالمون رو با این اعراب نجس مقایسه کنین مرگ بر ایرانی ستیز

  7. دوستان عزیزم

    باید به عرضتون برسانم این اشعار که شباهت هایی به اشعار شاهنامه داره از استاد مصطفی سرخوش هست.
    کمی درباره اش مطالعه بفرمایید بد نیست.
    سپاس.

  8. این شعر در دوره ی قاجار سروده شده. من چند سال پیش که هنوز فایل های صوتی باب نشده بود, نواری رو گوش کردم که در دوران پهلوی, از یک برنامه ی رادیویی پر شده بود. در اون برنامه مجری اول به معرفی شاعر پرداخت و بعد هم چندتا شعر ازش خوند که این شعر هم بود. شوربختانه من اون نوار رو ندارم وگرنه فایلش رو واستون میگذاشتم. این رو هم بگم که اگر به نظر بعضی ها این شعر بر علیه نظام ایرانه مشکل شاعر وشعر نیست. شاید دوران ما شبیه دوران سیاه قاجار باشه.

  9. بخش عظیمی از شاهنامه در طول تاریخ حذف شده. مخصوصا بخش مربوط به حملهٔ اعراب به ایران. پس نبود شعر در شاهنامه نمی‌تونه دلیل مناسبی برای رد اون باشه. در ضمن هیچ کجای شعر از نظر وزنی و محتوایی ناسازگاری‌ای با شاهنامه نداره.

  10. به نام خدا
    ۱. شما ادعایی دارید و هیچ مدرکی نشان نداده اید که این شعر را به فردوسی نسبت داده اند فقط تصویری که عکس فردوسی رادارد که سند نمی شود من اگر شعر حافظ را با تصویر سعدی نشان دهم که منظورم نسبت دادن شعر به سعدی نیست
    ۲.از خود شعر هم کاملا آشکار و مبرهم است که شعر از فردوسی نیست در جایی که میگوید:
    (ز فردوسی ام آمد این گفته یاد
    که داد سخن را چو او کس نداد)
    چرا که فردوسی در شعر خودش نمی نویسد که از فردوسی شعری را به یاد آوردم شاعر دارد از آرایه ای استفاده میکند و قسمتی از شعر فردوسی را در شعر خود گنجانده البته من از ادبیات چیز خاصی نمی دانم و اسم آرایه را به یاد ندارم اما مطمعنم که شعر از فردوسی نیست.

    • باز هم غلط املایی شما: مبرهن، مطمئن
      ۱. کافی است در گوگل جستجو کنید و ببینید چقدر این شعر را به فردوسی بی زبان ننه مرده، نسبت می دهند
      ۲. شاعران از خود زیاد نام می برند. مگر ندیده اید که خیلی ها در پایان شعرشان، از خودشان نام می برند؟ در نرم افزار دیوان حافظ کلمه ی «حافظ» را جستجو کنید
      http://ganjoor.net/index.php?s=%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8&author=2

      • شاعران در شعر خود نام یا تخلص خود را می آورند اما هیچ وقت نمی گویند شعری از خود به یاد آوردم و شما ادعا کردید که این شعر را به فردوسی نسبت میدهند پس شما باید منبع و مدرکی را نشان دهید

        من لازم نیست چیزی را اثبات کنم فقط کافی است نشر دهم
        مبرهن را در هنگام تایپ مبرهم نوشتم چون م و ن کنار هم هستند و این زیاد در کامنت های من رخ داده است

  11. بزرگ مردی چو فردوسی به راستی دلداده اعراب بود و ۳۰ سال را صرف نوشتن کرد که دلداگی خود را به آنان اعلام کند به همین دلیل است که در شاهنامه کمتر از ۱۰۰ کلمه عربی به کار رفته است

  12. سلام و درود بر عزیزان هم وطن
    این شعر از فردوسی شاعر و ابرمرد بزرگ ایران زمین و جهان نیست ولی چیزی از ارزش سراینده کم نمیکنه.
    عزیزان بهوش باشید که اخیرا عده ای بنظرم عامدانه سعی در تخریب اشعار بزرگان دارند. و اشخاص زیادی خصوصا توی فضای مجازی ، چون قدرت تمیز عمق و زیبایی سبک اشعار بزرگان و حتی بعضا بدون تشخیص اصول و انواع و مسایل ابتدایی ؛ سریعا اونها رو انتشار میدهند. و دراین مسیر فقط شعر و شاعران بزرگ صدمه میبینه…
    حتما شما بزرگواران سعی در خنثی کردن این افعال وقیحانه( منظورم افعال عامدانه) باشید..
    سپاس
    درود بر میهن دوستان

    • بله چیزی از شاعرش کم نمی‌کنه ولی‌ این را ثابت میکنه که در تاریخ دست کاری شده یعنی‌ چیزهایی که در مدارس آموزش داده می‌شه ممکن هست دروغ باشند. دست کاری و جعل تاریخ در زمان پهلوی شروع شد و پذیرفتن این قضیه برای ما سخت است و خون جلوی چشمانمان را می‌گیرد. بزرگترین جعلی که رضا شاه به پیشنهاد سعید نفیسی کرد این بود که نام سرزمین پرشیا را به ایران تغییر داد.
      لطفا دو کامنت دیگر من را یکی‌ دربارهٔ این شعر و دیگری دربارهٔ فرق ایرانی‌ که فردوسی خود را از آن میداند و ایران رضا شاه(امروزی) که در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ نشر شد در بین همین کامنت‌ها پیدا کنید و بخوانید.

      جالبه که اگر کسی‌ از ما تعریف کنه کورکورانه قبول می‌کنیم و افتخار می‌کنیم ولی‌ اگه تعریف هایی که شده رو دروغ اعلام کنه تهمت عرب پرست و پان ترک و وطن فروش به او می‌زنیم. کسانی‌ مثل ناصر پور پیرار و دکتر مرادی قیاس آبادی:
      https://www.youtube.com/watch?v=n76D–wll1Q

      https://www.youtube.com/watch?v=jTyT646NpxQ&feature=youtu.be&t=259
      به خصوص این قسمتش که میگه ایران واقعی‌ کجاست:
      https://youtu.be/jTyT646NpxQ?t=259

  13. عذر حقیر را درخصوص اشتباهات املایی و انشایی که درنتیجه تعجیل بسیار زیاد در نگارش پیام وارد شد ، بپذیرید، عزیزان.

  14. ایران به معنی سرزمین آریایی ها

  15. دو بیت زیر به نام فردوسی سخت معروف شده است و بسیاری آن را شنیده­ اند:
    چو ایران نباشد تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
    همه سر به سر تن به کشتن دهیم/ از آن به که کشور به دشمن دهیم
    سالها پیش برای نخستین بار ملک الشعرای بهار از راز این دو بیت پرده برداشت و نوشت که این دو بیت، به این صورت سرودۀ فردوسی نیست (بهار ۱۳۴۵، ص۱۶۴-۱۶۷)….

  16. البته برای اطلاع بیشتر عزیزان باید عرض کنم که کلمه ی آریا، ریشه هایی در آلمان کنونی داره که معروفترینش همین بایرن هست که باواریا هم بهش میگن و اهالی بایرن رو هم در زبان آمانی باواریان می نامند.

  17. و البته ابیاتی از این دست که دروغی می باشد،بسیار است…از جمله:بسی رنج بردم در این سال سی/عجم زنده کردم بدین پارسی…که در همه جا هم بسیار نقل می شود!!!
    به دو دلیل این بیت از فردوسی نیست.
    ۱)سال سی اشتباه است..و فردوسی بزرگ نمی تواند چنین اشتباهی بکند…زیرا اول معدود آمده و بعد عدد!(شاید شما بگویید در شعر این امکان وجود دارد ولی چنین نیست!)
    ۲)عجم به معنای گنگ و زبان نفهم است و این لفظی بوده که عرب ها به ایرانیان اطلاق می کردند…
    و امکان ندارد که فردوسی ایرانی را با این نام بخواند

    به این دو دلیل و به نقل از استاد فریدون جنیدی(شاهنامه پروژه)این بیت افزوده است.

    • سلام.آشنایی شما با شاعری و اختیارات شاعری چقدر هست؟؟از قوافی و زبان شعر هردوره زمانی چقدر اطلاع دارید؟اینکه لقب استاد به کسی بخاطر چاپ مطلبی یا داشتن مدرکی بدن دلیل سندیت داشتن صددرصد نظر و آراء اون شخص نیست.این بیت تو تمام کتب فردوسی ثبت شده و اشکالاتی که گفتید به این بیت وارد نیست.چون زبان شعر و قواعد دستوری شعربسیارمتفاوت بانثر هست.مواردمتعدد در اشعارشاعران تمام دوران بوده و هست که برای جور بودن وزن و ردیف و قافیه جای کلمات پس و پیش شده
      تو این بیت شاعر باهوش و متبحر ،تمام خواسته ها و مقصودشو با بازی باکلمات بیان کرده.حساب کنید اگر بجای ((سال سی))میگفت((سی سال))چی بسرشعرمیومد و برا بیان مقصود این بیت باید بجای یک بیت دو الی سه بیت میگفت تا منظورش کامل برسه
      جز این روش ونگارش چه نگارش بهتری میتونسته وجود داشته باشه

  18. علاقمندان به زبان پهلوی و شاهنامه فردوسی که در تهران ساکن هستند می توانند. برای شرکت در این کلاس ها که با استادی جناب آقای فریدون جنیدی برگزار می شود،به ((بنیاد نیشابور))واقعاً در بلوار کشاورز،خیابان پور سینا مراجعه نمایند…و البته برای اطلاعات بیشتر هم از میتوانند از سایت بنیاد نیشابور استفاده کنند.پیروز باشید

  19. دوستان عزیزی که نظرشون رد نسبت این شعربه فردوسی هست چه دلایلی دارند.؟عقل سلیم بهترین معیارسنجش راست ودرستیه مطلبیه.دلایلی هست که نسبت شعربه فردوسی رو تأیید میکنه.قالب وسبک شعرکوچکترین تفاوتی با اشعارفردوسی نداره واندیشه و تفکرفردوسی هم کاملا تواین شعرنمایانه.شمایی که میگی این شعراز کس دیگس:چورممکنه چنبن شعرزیبایی رو کسی بگه و نامی از خودش بعنوان شاعرنیاره.من چون خودم دستی بقلم دارم و با جماعت شاعرهمنشین و آشنا هستم به جد میگم که اگردلیل عقلانیی برای رد نسبت این شعربه فردوسی بود کانونها ومجامع مبارزه باسرقتهای ادبی ودفاع ازسیانت نام شاعران که وجود داره تا الان این موردو همگانی کرده بودند.اگر کسانی میان و سعی تو رد این قبیل موارد(( که شاید بنوعی بویی از نقداسلام واعراب توشون هست و میشه به نظام فعلی عینیتش داد ))دارند.متعصبان به نظام و …هستند که این قبیل اشعارو درتضاد باعقایدشون میبینن و میخوان بتدریج از نام بزرگان ادبیات جداشون کنن تا راحتتربتونن اونها رو نفی و مورد انتقاد قرار بدن

    • سالها پیش، مجتبی مینوی گفت که این شعر برای فردوسی نیست

      کم نیست شعرهایی که با ارزشند اما شاعر آنها معلوم نیست

      کسی که میگه این شعر برای فردوسی است، باید دلیل بیاره که برای اوست و الا خیلی حرفهای خوب را می توان به این و آن نسبت داد

      صیانت درسته نه سیانت

  20. آنچه که ارزشمند است مغز این چکامه پارسی است که به بیماری شناسی داستان ایران زمین می پردازد، درباره چکامه سرا نیز باید به این چکامه خوب نگریست که من و تو و ما باید چکامه ایران زمین را بر پایه داده های بیگانگان بسنجیم. … بر تو ای چرخ گردون!!!

  21. با سلام و درود به مدیر محترم سایت.
    آیا میشود در مورد شعر زیر تحقیق کنید؟ لینک و سند این شعر که ثابت میکند از فردوسی هست :
    http://teca.bncf.firenze.sbn.it/ImageViewer/servlet/ImageViewer?idr=BNCF0004147894#page/445/mode/1up

    چرا تمام شهرهایی که در این شعر هست در افغانستان امروزی، تاجیکستان و ازبکستان قرار دارند؟ آیا ایرانه فردوسی همان افغانستان امروزی هست؟ چرا جغرافیا‌ی ایرانی‌ که فردوسی خود را از آن میداند با جغرافیا‌ی ایرانه ساخته ی رضا شاه(امروزی) فرق می‌کند؟

    هر آن شهر کز مرز ایران نهی/ بگو تا کنم آن ز ترکان تهی
    از ایران به کوه اندر آید نخست/ در غرچگان از بر بوم بُست
    دگر طالقان شهر تا فاریاب/ همیدون در بلخ تا اندرآب
    دگر پنجهیر و در بامیان/ سر مرز ایران و جای کیان
    دگر گوزگانان فرخنده جای/ نهادست نامش جهان کدخدای
    دگر مولیان تا در بدخشان/ همین است از این پادشاهی نشان
    فروتر دگر دشت آموی و زم/ که با شهر ختلان برآید برم
    چو شگنان و ترمذ و ویسه گرد/ بخارا و شهری که هستش به گرد
    همیدون برو تا در سغد نیز/ نجوید کسی پادشاهی به چیز
    وزان سو که شد رستم گردسوز/ سپارم به او کشور نیمروز
    ز کوه و ز هامون بخوانم سپاه/ سوی باختر برگشایم راه
    بپردازم این در هندوان/ نداریم تاریک از این پس روان
    ز کشمیر و ز کابل و قندهار / شما را بود آنهمه زین شمار
    و زان سو که لهراسب است جنگجوی/ الانان و غَر در سپارم بدوی

    شهرها و مناطقی که در این شعر به عنوان شهرها و نواحی ایران ذکر شده مانند غرچگان، بُست، طالقان، بلخ، فاریاب، کابل، قندهار، نیمروز،گوزگانان(جوزجان), بامیان، پنجهیر، اندرآب، بدخشان و … همگی در قلمرو افغانستان امروز قرار دارند.
    https://youtu.be/jTyT646NpxQ?t=259
    چرا رضا شاه به پیشنهاد سعید نفیسی نام پرشیا را به ایران تغییر داد؟
    لینک مربوط میشود به شاهنامه‌ای که اسکن شده و در اینترنت گذاشته شده است. این شاهنامه در کتابخانه‌ای ملی فلورانس در ایتالیا بیست سال پیش توسط پروفسور پیه مونتسه پیش پیدا شد:
    http://teca.bncf.firenze.sbn.it/ImageViewer/servlet/ImageViewer?idr=BNCF0004147894#page/10/mode/2up

  22. میجنگم برای وطنم و حق هموطنم

    هموطنان عزیزم ;این شعر سرودهء زنده یاد مصطفی سرخوش;هستش و اینکه ایشان شاعری ملیگرا و بسیار وطن پرست بودن;و در عصر نونزده میلادی;جزو شاعران ملیگرا و هم ردیف {عشقی;و عارف}و در عصر انها میزیسته,اغلب اشعار این وطن پرست عزیز;سرچشمه از مثنوی ;حکیم طوس فردوسی بزرگ سرچشمه;گرفته هست/همه شعرهای او از نوع مثنوی شاهنامه فردوسی بود و بیشتر آنها آکنده از تحسین احساساتی نسبت به ایران پیش از اسلام و مابقی اشعار به نقد شدید از ایران معاصر می‌پرداخت.
    از کتابهای وی می‌توان به پیک مهر (چاپ ۱۳۳۱) و آتش دل (چاپ ۱۳۳۵) و زبان اشک (۱۳۴۳) اشاره کرد.
    پاینده ایران

  23. جالب اینجاست که وقتی‌ فردوسی‌ از ایران یاد می‌کنه همه ما فکر می‌کنیم که منظور همین ایران کنونی‌ با مرزهای سیاسی کنونی‌ هست. و کسایی‌ که اصالتا فارس زبان نیستند و در نتیجه سیاست‌هایی‌ که بهشون اجازه داده نشده به زبان مادری خود درس بخونند و الان زبان مادری خود را فراموش کردند و ساکن تهران شدند و فارسی یاد گرفتند خود را وارث فردوسی و ابن سینا و مولانا و سنایی میدونند. در حالی‌ که به کسایی‌ که الان در بلخ و غزنین و بخارا هستند اجازه نمیدند به این اشخاص افتخار کنند و خونشون به جوش میاد.

    فردوسی خودش مرز‌های ایرانه زمان خودش رو تعیین کرده که اصلا با ایران کنونی‌ کاملا متفاوت هست که آقای علی‌ در کامنت بالا با ذکر شعر و مدرک نوشته ا‌ند. فردوسی در دوران سلسه سامانیان و غزنویان میزیسته که پایتخت آنها بلخ و بخارا و غزنین بوده. پس الان باید بگیم که ما جزوی‌ از اونها بودیم نه اینکه اونها جزوی‌ از ما بودند.

    ابن سینا که خودش داره میگه پدرم از مردمان بلخ بوده و از طرف دولت به مرکزیت بلخ به بخارا به ماموریت میره. ابن سینا در بخارا متولد می‌شه. در بخارا بزرگ می‌شه چند تا کتاب تالیف میکنه بعد به خوارزم میره چند تا کتاب اونجا تالیف می‌کنه و به گفته خودش اوضاع جهان دگرگون می‌شه و آواره شهر‌ها می‌شه. بعد وقتی‌ آواره می‌شه وارد شهرهایی می‌شه که در مرزهای ایران کنونی قرار دارند. ایرانی‌ که در دوران قاجار کم کم با نام ایران شناخته شد و رضا شاه پیشدستی کرد و کار را تمام کرد و نام ایران را از همسایگان قاپید. جالبه رضا شاه نام حسین آباد رو هم به زابل تغییر داد که اصلا حسین آباد دویست سال هم قدمت نداره. در حالی‌ که سیستان و زابلی که فردوسی از آن یاد می‌کنه در افغانستان کنونی‌ یا همان ایرانه فردوسی قرار دارند. حالا که خونتون به جوش اومده و عرق هم کردید به من تهمت وطن فروشی بزنید.
    مولانا که بلخی بوده و سنایی که غزنوی.

    نام ایران کنونی‌ یا ایرانه رضاشاهی غلط انداز هست و نباید الان کشوری به این نام میبود تا همه اعم از افغانستان و تاجیکستان و ترکمنستان و ازبکستان با هم به ایران زمین و افتخار افرینانش افتخار میکردیم
    ولی‌ الان ساکنین ایران با مرزهای سیاسی کنونی خودشون را صاحب همه‌چیز میدونند و سهم کشورهای همسایه غیر از توهین و تحقیر به خصوص لهجه شون چیزی دیگری نیست:
    https://youtu.be/q5pY9sk3TEA?t=105
    https://youtu.be/Z2ZcYy60ADQ?t=39
    آیا لهجه ی مولوی بلخی و سنایی غزنوی و همچنین فردوسی به ساکنین بلخ و غزنین و هرات خراسان شباهت دارد یا به لهجه داش ممدی تهرونی‌؟ تهرانی‌ که در دوران شاه عباس صفوی یعنی‌ حدود سیصد سال پیش فقط سه هزار نفر جمعیت داشته.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی