+
خانه / خداشناسی / ثنویت / زرتشتیان، نه دوگانه پرست بوده اند و نه هستند
زرتشتیان، نه دوگانه پرست بوده اند و نه هستند

زرتشتیان، نه دوگانه پرست بوده اند و نه هستند

به قلم مدیر سایت
به دلیل کم دقتی، می بینیم که بعضی کتاب ها و سایت ها نسبت «دوگانه پرستی» را به زرتشتیان می دهند در حالی که آنان نه در گذشته دوگانه پرست بوده اند و نه در حال حاضر. آنان قائل به دو مبدأ خیر و شر برای این عالم بودند و بعید نیست اکنون هم همین ادعا را داشته باشند یا لازمه ی حرف آنها همین است. اما هردو مبدأ خیر و شر را نمی پرستند بلکه تنها مبدأ خیر (اهورا مزدا) را پرستش می کنند. پس زرتشتیان «یگانه پرستند». ولی زرتشتی ها قائل به توحید افعالی نیستند یعنی همه چیز را آفریده ی اهورامزدا نمی دانند بلکه شروری مانند درندگان و گزندگان را آفریده ی اهریمن می دانند. شهید مطهری می گوید: «آنچه در مورد زردشت محقق است این است که به "توحید در عبادت" دعوت مى کرده است. اهورامزدا که از نظر شخص زردشت نام خداى نادیده خالق جهان و انسان است، تنها موجودى است که شایسته پرستش است. زردشت که رسماً خود را مبعوث از جانب اهورامزدا مى خوانده است مردم را از پرستش دیوها که معمول آن زمان بوده است نهى مى کرده است.» (خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۲۲۴)

۳۵ نظر

  1. در مورد آتش پرستی زرتشتیان، شیخ اشراق معتقد است که ایرانیان باستان آتش پرست نبوده اند بلکه آنها برای آتش به عنوان مظهری از مظاهر خداوند احترام قائل بوده اند. حکمای ایران باستان برای آفریدگار جهان اصطلاح نور الانوار را به کار می بردند و معتقد بودند نورالانوار دارای مظاهری در این عالم است. خورشید بارزترین مظهر آن در آسمان و آتش بارزترین مظهر آن در زمین است لذا به خورشید و آتش به عنوان مظاهر نورالانوار احترام می گذاشتند.[شاید این احترام بعدا به آتش پرستی تبدیل شد یا اینکه دیگران آتش پرستی را به آنها نسبت داده اند]

  2. مشکل اساسی عزیزان زرتشتی اینست که اسلام ومسلمانها را از سخنان کسانی میشنوند که دایما اسلام و مسلمانان را با کارهایی که اعرابی که به ایران هزارسال پیش امدند کردند مقایسه میکنند .(باید بهشون گفت شما عزیزان فرض بکنید که اصلا هیچ عربی تا حالا به ایران نیامده .انوقت با دینی بنام اسلام که معتقد است به تمام پیامبر ان مخصوصا پیامبران و پیروان ادیانی که نامشان درقران امده مثل حضرت زردشت علیه السلام و…. ایمان داشت وهمینطور با این کتاب مقدس قران کریم چه میکنید).
    همینطور مشکل مسلمانان هم اینست که زردشتیان یا مسیحیان یا یهودیان را مقایسه میکنند با اسراییل وامریکا و باستانگراها ی بیخدا .ونه باان مومنانشان که قران فرموده باید به انان احترام گذاشت .

  3. گویا گروهی از زرتشتیان در هند معروف به پارسیان، بر دوگانه پرستی تاکید دارند.

    • زرتشتیان هند هم خدای شرور را نمی پرستند. ثنوی هستند اما یکتاپرستند

      • موبدیار مهران غیبی

        به یاری هستی بخش دانا

        درود

        آقای فاطمی در این باور که دو خدای خیر و شر هستند، این دو ممکن الوجود هستند. او زروان هست که واجب الوجود است. از این روی ثنوی نیست.

        در این باور زروان نیز انسان خدای خیر را نمیپرستد با او در مبارزه با بدی همکاری میکند تا از زندگی خوبی در هر دو هستی برخوردار شود. این نیز در جای خودش باور خوب و پیشرفت دهنده ای است.

  4. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    یکم- دین زرتشتی یعنی گات ها. در گاتها تنها وتنها یک هنجار (نظم، قانون) در هستی فرمان میراند که خداوند در آغاز هستی با خرد پیشرفت دهنده (سپنتا مینو) آفریده است. در این سامانه هستی هیچ خیر یا شری وجود ندارد. همه چیز برابر با هنجار هستی است. این هنجار در زبان اوستایی «اشا وهیشتا» به معنای بهترین هنجار/نظم است. در زبان فارسی باستان (هخامنشی) به آن «ارته وهیشته» و در فارسی امروزین «اردیبهشت» میگویند.

    در گاتها تنها و تنها این انسان است که خداوند دو توانایی نیک یا بد بودن (خیر و یا شربودن) به او داده است. «سپنتا من» به معنای «منش پیشرفت دهنده یا خرد مقدس» و «اهرمن» به معنای «منش کاهنده و بازدارنده» دو نیرویی است که تنها در انسان به شکل اندیشه گفتار و کردار نیک یا بد نمایان میشود.

    پس ثنویت زرتشتی (گاتایی) تنها در انسان است. به دلیل این توانایی، آزادی و ابزارهایی که خداوند به انسان داده است، انسان مسوول کردارش است و باید پیامد آنها (بهشت یا دوزخ) را تحمل کند

     

    باور به دو مبدا خیر و شر از باورهای «آیین زروانی» است که در هنگامه هخامنشی به دست «مغان ماد» و سپس فرزاندن این مغان ماد یعنی ساسانیان رنگ زرتشتی پیدا کرد و با دین زرتشتی آمیخته شد.

    در آیین زروان نیز «واجب الوجود» یک موجود دیگر به نام «زروان» است. این زروان دو خدای نیک و بد (خیر و شر) را آفرید و مسولیت آفرینش ووو را به آنها داد. پس دو خدای نیک و بد (مبدا خیر و شر) «ممکن الوجود» هستند. از این روی به هیچ روی شرک به شمار نمی آید. حتی شرک افعالی هم نیست.
     

    • اینکه می گیم دین زرتشتی از همه لحاظ حتی در اصول کلی تحریف شده، نمونه اش را شما ذکر کردید و آن اعتراف شماست که مسئله مهم و اصولی مبدا خیر و شر را از واردات به دین زرتشتی می دانید. بنظر ما نیز چنین اعتقادی نمی تواند در یک دین الهی وجودداشته باشه هرچند ندانیم منشا آن چیست

      • موبدیار مهران غیبی

        به یاری هستی بخش دانا

        درود

        آقای فاطمی آنوقت چنین وارداتی در دین شما نیست؟

        اصل واردات است یا اصل حفظ اصل مطلب است؟

        دوم همین دو مبدا خیر وشر هم که ممکن الوجود هستند. ایرادش چیه؟ اینا که واجب الوجود نیستند که شرک به شمار بیاید.

        با این روش گفتگویی که شما پیش گرفته اید پس «فتبارک الله احسن الخالقین» اوج شرک است چون چندین خالق هست که «الله» (پناه بر خدا) نیکوترین آنهاست.

        از شما خواهش کردم درگفتگو همانگونه که از اصول مذهب شماست و همانگونه که خود ادعای آن را دارید، دادگری و راستی (عدالت و حق) را رعایت کنید. این روش شما ناپسندیده است.
         

  5. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    «پرستیدن» یک رفتار مقدس نبوده و نیست. یک رفتار انسان با انسان است. پرستیدن به معنای «پرستاری کردن، مواظبت کردن، نگهبانی کردن» یک فعل نا مقدس و یک رابطه میان کسی که پرستاری میکند و کسی که نیاز به پرستاری دارد است. نمیدانم که چگونه این اشتباه تاریخی رخ داد و چگونه این فعل نامقدس انسانی به رابطه میان انسان و خداوند دگرگون شد. تعجب میکنم که چگونه این تهمت شرک آلود به خداوند زده میشود که نیاز به پرستاری دارد و ما او را میپرستیم.

    • نخیر، بهتر است بگویید «پرستیدن» دو معنا داره: یکی همان که گفتید پرستاری کردن و دیگری به معنای عبادت است.

      بحث ما بر سر الفاظ نیست. در عربی عبادت بوده، مشابه فارسی نداشته کلمه ی «پرستش» را به کار برده اند و عبارت را اراده کرده اند
       

      • موبدیار مهران غیبی

        به یاری هستی بخش دانا

        درود

        بر عکس سخن شما، اصل معنای واژه است.

        چون وازه پرستیدن را ایرانیان بویژه ایرانیان زرتشتی بکار بردند، پس اصل با معنایی است که نزد ایرانیان بویژه ایرانیان زرتشتی دارد است. چون شما آتش پرستی ما را متهم میکنید در حالی که منظور ما از پرستیدن آن چیزی است که هزاران سال در فرهنگ ما ریشه دارد ولی شما منظورتان یک کار نادرست است که نمیدانم چرا روی داد.

         

        به هر روی پرستیدن دو معنا ندارد. یک معنا دارد و اگر شما به اشتباه آن را به جای عبادت بکار میبرید، این گناه و حق الناسی است که شما میکنید.

        • مثال: فرض کنید شخص محترمی اسمش محمده. دیگری خبر می دهد: من دست محمد را بوسیدم (منظورش همان شخص محترمه) حال آیا شما می تونید او را متهم به دروغگویی کنید چون حضرت محمد ۱۴۰۰ سال پیش بوده و چنین امکانی وجود نداره؟

          فراوان پیش می آید که یک واژه را در غیر معنای اصلی خود بکار می برند

          • موبدیار مهران غیبی

            به یاری هستی بخش دانا

            درود

            نه خیر آن شخص دروغگو نیست ولی آقای فاطمی چگونه است که همه چیز باید به سوی شما باشد؟

            خب چرا پرستیدن را با مفهومی که ما میدانیم و زبان فارسی میگوید و ریشه شناسی واژه میگوید نپذیریم و با معنی اشتباهی که شما بکار میبرید بپذیریم؟

          • اینکه کلمات را برخلاف وضع اصلی اش به کار می برند کاملا معمول است و اختصاص به فارسی نداره. مثلا می گوییم «فرودگاه» و عربها می گویند «مطار» حالا درست نیست که اشکال کنیم که ای داد ای هوار فرودگاه فقط محل فرود آمدن هواپیما نیست بلکه محل بالا رفتن آن نیز هست و نیز به عرب ها اشکال کنیم که آنجا فقط محل طیران و بالا رفتن هواپیما نیست بلکه محل پایین آمدن نیز هست

          • موبدیار مهران غیبی

            به یاری هستی بخش دانا

            درود

            آقای فاطمی در مثال فرودگاه و مطار یک نکته را در نظر نگرفته اید، این دو واژه تازه ساز هستند ولی ما با واژه پرستیدن سالها و هزاره ها زندگی کرده ایم.

            نکته دوم  که نادیده گرفته اید اینه که معنای اصلی و واقعی پرستیدن پرستاری کردن است. در حالی که شما میگویید نه پرستیدن یعنی عبد بودن و گوش به حرف کردن. خب این از زمین تا آسمان مخالف هم هستند.

            در فردوگاه دست کم فرود هواپیما و استراحت هواپیما در آشیانه که از کارکردهای فرود آمدن است، وجود دارد. حال یک کمبود برخواستن هواپیما در آن نیست.

            در ادبیات فارسی هم هرزمان میگفتند که فلانی در خانه بهمان فرود آمد، مفهوم رفتن از آن خانه هم بوده ولی به قرینه معنوی حذف شده است.

          • مثال دیگر می زنم: «شیر» را در اصل برای شیر خوردن یا شیر درنده وضع کرده اند اما در زمان های بعد برای شیر آب (که ابزاری جدید است) به کار بردند و هیچ تناسبی هم در میان نیست

  6. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    واژه «خدا» در زبان اوستایی «خئوتوذاتو» است. «خئوتو» در فارسی امروزین «خود/خویش» شده است. «ذاتو» نیز در فارسی امروزین «داد» شده است مانند دادگاه، دادگستری وووو

    واژه «خئوتو ذاتو» در چرخش زمان و مکان به «خئوذا، خذا، خذو، و خدا» دگرگون شده است. واژه «خدا» در فرهنگ و زبان پارسی تا پیش از تازیان کاربرد مقدس و آسمانی نداشت. این واژه برای مردم بکار برده میشد. مانند «کد+خدا؛ ده+خدا؛ ناو/نا+خدا» یا « یکی بر سر شاخ و بن میبرید، خداوند بستان نظر کرد و دید…»

    بدینگونه «خداپرست» یعنی مستخدمی که نیازهای خدا (ارباب) را برآورده میسازد.

  7. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    شمالگان (قطب شمال) تا نزدیکای ده هزار سال پیش فیل ماموت داشت یعنی به اندازه ای گرم و مرطوب و پر گیاه بود که میتوانست نیاز فیل ماموت به روزانه چند گیاه را برآورده سازد. سپس یخبندان آغاز میگردد. ایرانیان که در جنوب سیبری زندگی میکردند دوران خوش گرمی را «کیومرث» نامیدند. با آغاز یخبندان مرگ و میر در اثر سرما آغاز میشود که این دوران را «سیامک= سیاه شده» نامیدند. سپس از راه گدازه روان در دامنه آتشفشان (=استوره مارسیاه و اژدها) با آتش آشنا شده و زندگیشان نیک میشود که این دوران را «هوشنگ= دارای آشیانه نیک» می نامند وووو

    خب این آتش که از راه گدازه آتشفشان کشف شده و زندگی مردم را نیک کرد، اگر خاموش میشد دیگر نمیتوانستند روشنش کنند. از این روی آن را پرستیدند (پرستاری) کردند تا خاموش نشود. هرکس در خانه اش آتشش خاموش میشد، می آمد و از این آتشکده مرکزی آتش میگرفت ووو

    دو ضرب المثل «مگه اومدی آتیش ببری که شتاب داری» یا « مگه آتیش دستته که شتاب داری» از اینجا سرچشمه میگیرد. برجهایی که در آن آتش نگهداری میشد گلدسته، آتشگاه، و امروزه «مناره» نامیده میشدند.

  8. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    ایرانیان باستان «فروغ آمایش=فتوسنتز» را میشناختند. آن را در استوره (اسطوره) مهر بیان کردند.

    آنها به گرما و روشنایی خورشید «مهر» میگفتند که ذره از هستی خودش را در گیاه گذاشته و به باشندگان (موجودات) زمینی هستی می دهد. شراره آتش که همان گرما، روشنایی و رنگ خورشید را دارد، تنها چیزی است که از زمین به سوی آسمان پر میکشد. همه چیز از آسمان به زمین فرود می آید جز شراره آتش که به آسمان پر میکشد تا از دیدگاه مهرپرستان برود و به اصل خودیش یعنی خدای مهر بپیوندد. از این روی مهرپرستان همه آرزوها، هدیه ها ووو را به این شراره آتش میدادند تا به خدای مهر برساند ووووو

  9. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    در گاتها آتش در اندیشه انسان روشن شده تا در پرتو آن انسان بتواند راه درست را از نادرست برگزیند. آنچه که امروزه اندیشه روشن میگوییم در گاتها «سوچا مننگها» است. سوچا در فارسی امروزین «سوزان» شده است.

    از مصدر «سَه اُچَه» است که در فارسی امروزین «سوختن، سوزیدن، سو (سوی چراغ)» شده است. «مننگها» نیز از مصدر «منه» است که در فارسی امروزین «منیدن به معنای اندیشیدن» و منش شده است.

    قبله نماز ما روشنایی است.

  10. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    دوستان گرامی بویژه آقای فاطمی

    ما زرتشتیان به یک معنا آتش پرست هستیم چون از آتش پرستاری و مواظبت میکنیم. به یک معنا آتش پرست نیستم چون تنها و تنها هستی بخش (=اهورا) دانا (=مزدا) را آفریننده و … هستی میدانیم و تنها و تنها او را ستایش و نیایش میکنیم و اگر چیز دیگری مستاییم با این باور است که ستایش آفریده، ستایش آفریننده است.  از این روی همه اجزای هستی را میستاییم چون آفریده اوست و ستودن آفریده، ستایش آفریننده است. اگر به معنای یشتها، یسنا و گاتها توجه کنید همه این نکته هایی را که من نوشته ام خواهید یافت.

  11. با درود و سپاس فراوان از توضیحات موبدیار مهران غیبی
    و هموطنان زرتشتی

  12. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    واژه پرستیدن مصداق شتر مرغ شده است که میگویند بار ببر میگوید من مرغم. میگویند تخم بگذار (بپر) میگوید من شترم

  13. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    واژه شیر از مصدر خوردن است. و شیر به معنای خوراکی و شیر به معنای خورنده هر دو از همین ریشه هستند ولی با گذشت زمان اختلاف در گویش آنها از میان رفته و امروزه هر دو یک گونه تلفظ میشوند.

    در آغاز کار خروجی آب چه در حوضهای باستانی و چه در خروجی لوله کشیهای تازه به شکل سر شیر بود. از این روی نام شیر به این وسیله داده شد. این نامگذاری سبب جنگ وووو نشده است. سبب نشده که عده ای دیه شان ۷۰۰ درهم باشد و دیگری ۱۰۰۰۰ درهم.

    ولی واژه پرستیدن در باره خداوند است. شوخی نیست. نه شما و نه ما و نه هیچ کس دیگری حق ندارد که کوچکترین توهینی به هر شکل و به هر دلیلی به خداوند بکند.

    هنگامی که میدانیم ریشه واژه، کاربرد واژه وووو همه سندها گویای آنست که پرستیدن یعنی پرستاری کردن، آنگاه بکار بردن این واژه برای خداوند بی نیاز عین شرک و کفر است. از دید من حرام است.

  14. موبدیار مهران غیبی

    به یاری هستی بخش دانا

    درود

    آقای فاطمی

    در باره باور به دو مبدا خیر و شر

    یکم- کتاب آسمانی ما گاتهاست و هیچ زرتشتی ای نیست که این نکته را باور نداشته باشد. گاتها بدون تحریف در دست هست. و هر کس که بخواهد به آسانی و سادگی به آن دسترسی دارد. در گاتها یگانگی خداوند شاید از تعریف شما برای یگانگی خداوند عاشقانه تر و عارفانه تر است.

    دوم- دو مبدا در اصل باور زروانی هم ممکن الوجود هستند و واجب الوجود زروان است از این روی همین هم شرک نیست و توحید ناب است.

  15. موبدیار مهران غیبی

    ما که نیستیم

    ولی اگر پیشنیان شما این را میپذیرفتند آنگاه اجازه نداشتند که این همه فاجعه بر سر ایرانیان زرتشتی بیاورند وووووو

  16. موبدیار مهران غیبی

    کتابها هستند. خب بخوانید

    بندهش، مینوی خرد، دینکرد ووو اینها توضیح داده اند که زروان دو خدای خیر و شر را پدید آورده است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>