+
خانه / ایران / ایران باستان / ساسانیان / نسل کشی انوشیروان عادل!
نسل کشی انوشیروان عادل!

نسل کشی انوشیروان عادل!

تهیه: مدیر سایت
زمانی که تعدادی جوان حبشی سیف بن ذی یزن ـ دست نشانده ی ساسانیان در یمن ـ را کشتند، خبر به انو شانوشیروانیروان رسید. عکس العمل او را از کتاب «تاریخ بلعمی» می خوانیم.

«خبر به نوشروان شد، سخت تافته شد و باز وهرز را به یمن فرستاد با چهار هزار مرد و بفرمود که هرکه به یمن اندر است از حبشه همه را بکش، پیر و جوان و مرد و زن و بزرگ و خرد، و هر زنی که از حبشه بار دارد شکمش را بشکاف و فرزند بیرون آور و بکش، و هرکه اندر یمن موی بر سر او جعد است (موی فری دارد) چنانکه آن حبشیان بود و بدانی که آن از حبشیان است یا از فرزندان ایشان است همه را بکش، و هرکه دانی که اندر یمن هوای ایشان خواهد یا با ایشان میل دارد همه را بکش، تا به یمن اندر از حبشه کس نماند و نه از آن کسان که میل با ایشان کنند.
وهرز به یمن آمد و همچنین کرد و نامه کرد به نوشروان که آنچه ملک بفرمود بکردم و یمن را پاک کردم از حبشه و از نسل ایشان و از هواخواه ایشان.
انوشروان بدو نامه کرد و ملک یمن بدو داد.»

منبع: تاریخ بلعمی، ابوعلی محمد بن محمد بن بلعمی، تصحیح محمد تقی بهار (ملک الشعراء)، تهران، انتشارات زوار، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص ۷۲۱

۳۸ نظر

  1. این حرف از کجا معلوم درست باشه .بلعمی کی بوده انوشیروان کی زندگی کرده .تاره الان داعش ببین چکار کردن اعرابم دقیقا موقع حمله به ایران این کار رو کردن من بخوای هزارتا از وحشیگری مسلمانان را در طول تاریخ واست میگم .فراموش نکن اسلام دین شمشیره

  2. دست شما درد نکنه. خیلی لذت بردم. هر موقع توی سایت شما میام از خواندن سایتتون لذت می برم.

  3. سلام……..
    تمام بازدیدکنندگان محترم ومدیریت محترم سایت…..

    لطفابادیدن کردن از پست زیر اگر توانستین پاسخی برای ان بگویید …

    http://bardashtdoroghtarekh.blogfa.com/post/506

  4. گویند چنگیز چنان بر ایران یورش برد که کسی از مردان نماند .اسکندر چنان به ایران یورش برد سالها ایرانیان همانند یونانیان شدند .اعراب چنانکردند که مردم سالها مجبور به تکلم عربی بودند و هزارو چهارصد سال بعد هم مدافعین کثیری در ایران داشتند گفته شده خان قاجار کوهی از چشمان مردان کرمان ساخت و دستور داد به زنان کرمان تجاوز کنند و…………… مدیر محترم بیا داستانهای جالبتری هم هست

  5. تو ایرانی هستی ! اینقدر که تو تفرقه میندازی انگلیس موفق نبوده-کارت عالیه ادامه بده تو نابود کردن کشور و مردمت موفق میشی

  6. در متن بالا یک خط سهوا جا افتاده است :
    حبشیان مسیحی به امر امپراطور روم به یمن لشکر کشیدند و حاکم ساسانی را بر انداختند ، زرتشتیان را کشتند و حکومت مسیحی اعلام کردند . شاید برای شما و محاطب ایشان جالب باشد که فرمانده این حبشیان که بود ؟ ابرهه همانی که بعد از فتح یمن در صنعا عبادتگاهی به رسم مسیحیان ساخت و قصد ویرانی کعبه کرد . عجیب است که اقدام انوشیروان بر علیه مهاجمان حبشی به یمن را نسل کشی می خوانید !!!! نسل کشی یعنی ساکنان بومی را بکشند حال انکه حبشیان پس از فتح یمن و کشتار زرتشتیان ( یمن در ان زمان بیشترین جمعیت زردشتی را داشت در میان اعراب ) و جایگزینی حبشیان مسیحی به جای بومیان زردشتی نسل کشی واقعی را انجام داده بودند حال شما اقدامات بعدی انوشیروان را نسل کشی می خوانید ؟!!!! حمایت از ابرهه که در قرآن داستانش رفته است از سایتی که داعیه اسلام دارد ؟!!!!!
    مشروح این داستان و اسناد تاریخی اش را در وبلاگ خودم خواهد گذاشت .

    • با سلام ؛ و اما بعد :
      ممکن است برخی از روی کوربینی سعی در تحریف و جابجانشان دادن تاریخ داشته باشند اما در این سایت نه ، نمیتوانند :

      http://adyanuniv.com/zoroastrianism/1396/01/25

      http://www.adyannet.com/fa/news/2145

      دو لینک فوق تا حد زیادی شبیه هم اند .

      محمد بن عبدالمنعم حِمیَری از تاریخ نویسان اصالتاً یمنی بر اساس متون کهن تاریخی یمن، تأیید می کند که انوشیروان دستور قتل عام سیاهپوستان و حتی همه رنگین پوستان را صادر کرد … [ در حالیکه گناهکار بودن آنان ابداً ثابت نشده بود ]
      محمد بن عبد المنعم الحِمیری ، الروض المعطار فی خبر الأقطار ، ناشر: مؤسسه ناصر للثقافه ، بیروت ، چاپ دوم ۱۹۸۰ ، ص ۴۰۳ .
      لطفا دست به قلم نشوید … در وبلاگتان نیز گفتم … حرفهای شما در مجامع علمی مورد اعتبار نیست .

  7. در کامنت دیگری گفتم وقتی که کسانی از منطق و بحث علمی بازمانند چاره دیگری نیست جز توسل به دروغ و شواهدی از افرادی مانند خودشان در سایت adyannet (حکایت روباه و عضو شریفش را که شنیده اید ) . لحن این سایت همانند این دوست عزیر سرشار از توهین و تهمت است برای تلبیس دو لینک می آورد که هر دو یکی هستند و تمام مطالب این دو سایت همانند است حالا دروغها را بشمارید :
    - مدعی شده اند انوشیروان راهزنان را به یمن فرستاده سند : هیچ و ادعا کاملا جعلی است . کلمه راهزنان ایرانی به کار برده شده در متن عمق دشمنی این سایت با ایرانیان را نشان می دهد . به عمد نام سرزمین مادری اش را به کامه راهزن می آلاید . کل مطلب هم افسانه ابن اسحاق است که طبری و ابن اثیر نقل کرده اند . چرا که هیچ عاقلی به ۸۰۰ زندانی با هم اسلحه و کشتی نمی دهد و یکی از خودشان بر انها امیر نمی کند . طبری سه روایت متفاوت را به گونه خبر از این واقعه نقل می کند . در یکی سپهسالار از امیران ساسانی است و در دیگری نیز خبر از زندانیان نیست . اما این جماعت نقلی را منی پسندد که در دشمنی با ایران بیشتر به کارشان آید .
    - عنوان مطلب قتل عام سیاه پوستان است . باز هم فراموش می کند در همان زمان ایران حاکم مناطق بزرگی در غرب آفریقا بود و ایرانیان هرگز کاری با سیاهان نداشتند . دعوا و نزاع بر سر مذهب مسیحی حبشیان بود .
    - یادمان نرفته که در بحث بر سر موحد بودن اجداد نبی تاریخ طبری و ابن اثیر بد و خلاف و مربوط به سنیان و دشمنان اهل بیت بودند . اما وقتی که پای دشمنی با میهن ما ایران در بین باشد استناد به هر چیزی مجاز است مطالب نقل شده از ابن اثیر و طبری و دینوری است .. توهین ها و ادعاها همه افزوده به متن است . حکایت محمد بن عبد المنعم الحمیری جغرافیادان مغربی دربار امویان اندلس از همه جالب تر است . برای اینکه دروغها پر وپیمان تر شود او را اصالتا اهل یمن خوانده اند که این هم کذب محض است در حالیکه در مقدمه طبع همین کتاب او را متولد و اهل سبته مغرب دانسته اند .
    - همه رنگین پوستان ( یعنی مثلا انوشیروان سرخ پوستها را هم قتل عام کرده !!!!)
    - بارها ذکر شده که این جماعت غم اسلام و تشیع ندارند و همه هم و غمشان دشمنی با ایران است همان که مردمش در این سیاهه راهزن خوانده شده اند . اثبات این موضوع همین است که خاندان ذی یزن که دارای روابط نکو با عبدالمطلب و قریش بوده اند را ظالم و ابرهه و پسرش را مظلوم جلوه دهند . ذی یزن به نقل اخبار اسلامی کسی بود که پیش از اسلام به پیامبر اسلام ایمان آورد . نگاه کنید به : https://www.mashreghnews.ir/news/516110 البته در مقام تلبیس هر حرفی می شود زد که می زنند اما دشمنیشان با ایران و ایرانی را نمی توانند پنهان کنند .
    - اگر به همین تاریخ طبری مراجعه میکردند متوجه می شدند که طبق نقل طبری این پادشاه حبشه بود که فرمان قتل عام مردم یمن (بومیان ) را داد و یک سوم ایشان را کشت و یک سوم را به بردگی گرفت ( تاریخ طبری ذیل فصل حبشیان) در همین فصل پس از ذکر حادثه عام الفیل ، طبری حبشیان را بلیه نازل شده بر مردم یمن می خواند که رفع بلایشان بعد از ۷۰ سال توسط پارسیان صورت گرفت .
    خداوند ان شا الله نویسندگان مطلب و جناب آفر را با ابرهه و فرزندانش و محمد بن عبد المنعم الحِمیری و ابن اسحاق محشور بفرماید . آمین

    جناب اقای مدیر جنابعالی در پاسخ نقدهایی که به روال سایت می شد این سایت را محل مناظره در مورد مطالب مطروحه معرفی می کنید . متاسفانه اما کامنت های موافقان ۵ تا ۵ تا و کامنت های بنده به تعداد یک کامنت در روز کاهش یافته است که البته نشانگر سطح امادگی سایت برای رویارویی اندیشه هاست

    • دو سه تا از کامنتهای شما را فعلا منتشر نکردم چون مطالبی نوشته بودید که باید سر فرصت مطالعه کنم و اگر منتشر بشن پیدا کردن آنها از طریق مدیریت دشواره یا باید سرفرصت جواب میدادم
      گاهی توهین آمیز صحبت میکنید هرچند برخی توهینهای شما را نادیده می گیرم اما اینطور نیست که فقط روزی یکی از کامنتهای شما منتشر بشه

      در وبلاگ شما پیامی فرستادم

    • محمد بن عبدالمنعم حِمیَری از تاریخ نویسان اصالتاً یمنی بر اساس متون کهن تاریخی یمن، تأیید می کند که انوشیروان دستور قتل عام سیاهپوستان و حتی همه رنگین پوستان را صادر کرد … [ در حالیکه گناهکار بودن آنان ابداً ثابت نشده بود ]
      محمد بن عبد المنعم الحِمیری ، الروض المعطار فی خبر الأقطار ، ناشر: مؤسسه ناصر للثقافه ، بیروت ، چاپ دوم ۱۹۸۰ ، ص ۴۰۳ .

      هیچ منبعی برای رد این گفته فوق ارائه نکردی … استدلال بیهوده نباف … با منبعی معتبر تر این منبع فوق را رد کن . انوشیروان کم به ضرر ایرانیان هم کار نکرده است [ به گواه پروفسور کریستین سن و البته به نقل از برزویه طبیب ] … این که در فلان جا میتوانسته اما دستور قتل عام نداده است اصلا استدلال قابل قبولی نیست … عین این می ماند که کسی بگوید چون آمریکا در ایران بمب اتم نمی اندازد پس در ژاپن هم نینداخته !!! .
      تاریخ طبری کتابی روایی است و البته بسیاری از روایتهای تاریخی هم نقل نکرده و در کامنتی هم عیوب آنرا با لینکی گفته بودم .
      تاریخ را از خودت ننویس … با منبع و مدرکی معتبر ، منبع و مدرک دیگری را رد کن .

      • تمام تحریف ها و مطالب اضافه شده لینک شما در این آدرس با سند و تصویر کامل صفخات کتاب پاسخ داده شده است . کسی که می خواهد راست بگوید برای رنگ و لعاب دادن به ادعایش لازم ندارد که نویسنده ای را به دروغ اهل یمن بخواند . در آدرس زیر تصویر مقدمه کتاب که صراحتا وی را اهل مغرب و ساکن اندلس معرفی کرده آمده است . سند دیگر هم کتاب الاحاطه فی اخبار غرناطه است . سند مطلب جعلی هم تصویر این کتاب است در آدرس زیر :
        http://maidiomah.blogsky.com/1397/01/08/post-8/ آمده
        گفتم که جز مغلطه چیز دیگر در چنته ندارید چیزی از خودم در نیاورده ام . دروغهایی که به مطالب این کتابها اضافه کرده اید شرح داده ام :
        لیست ادعاهای مخالف سندهایی که در لینک سایت ادیان ذکر شده :
        - افزودن کلمه راهزن از خودشان در هیچ یک از این کتب کلمه راهزن نیامده
        - دروغ وعده انوشیروان به نقل از ابن اثیر اصل متن ابن اثیر در وبلاگ امده و چنین ادعایی در آن نیامده
        - مطلب نقل شده به عنوان کتاب تقویم التواریخ در اصل کتاب وجود ندارد و اضافه مترجم و نقل از یک دایره المعارف بی نام و نشان است
        - حذف مطالبی از نقل طبری و ابن اثیر مثلا عبارت قیام یمنیان را برای سیاه نمایی از متن نقل قول شده حذف کرده ( هر دو متن در ادرس امده )
        - ادعای یمنی بودن و استناد به متون کهن یمنی هم کذب است ( تصویر صفحه سند مورد ادعا را ببینید هیچ خبری از متون کهن یمنی نیست )
        - در مورد طبری هم گویا خود سایت ادیان نت چندان موافق نظر شما نیست :
        نقل از مطالب سایت ادیان نت : پس از اینکه حقیقت درباره تاریخ طبری از زبان مؤلف آن روشن شد، امیدواریم افراد خرده‌گیر و بهانه‌تراش دست از لجاجت بردارند و هرچه در تاریخ طبری دیدند را بدون بررسی سندی در بوق و کرنا نکنند. بلکه پیش از قضاوت، خوب درباره گزاره‌های تاریخی تحقیق و اندیشه کنند.
        - در مطلب منتشره ثابت شده که همه مطالب نقل شده از ابن اثیر و محمد بن عبد المنعم الحِمیری بدون مطلب اضافه نقل از طبری است و در کتب متعدد تاریخ عرب دهها بار تکرار شده مانند سند ابن سبا که همه این تواریخ نقل کرده اند .
        - در مورد نقل ابن کثیر و ابن اثیر و دینوری هم نگاه کنید به مطلب دیگری از سایت ادیان :
        “متأسفانه این روایت ساختگی و مجعول، بعد از طبری در کتابهای تاریخ «ابن عساکر»؛ «کامل ابن اثیر»، «البدایه والنهایه»، «تاریخ ابن خلدون» و… پخش شده، که همگی بدون تحقیق از طبری پیروی نموده و پنداشته اند که آنچه او نقل کرده همان واقعیت است، بدین ترتیب مورخان متأخر نیز، از اکاذیب محفوظ نمانده و یکی پس از دیگری این دروغها را به عنوان «روایات تاریخی» نقل نموده اند. ”
        - استناد به کریستن سن و سایر سندها هم هیچ ارزشی ندارد در کتاب کریستن سن فقط نوشته شده نوشیروان به حبشه حمله کرد . کسی در اصل این داستان شک ندارد . موضوع دروغهایی است که به آن اضافه شده که در کتاب کریستن سن نیست . این حربه شما که چیزی را مطرح می کنید و بعد برایش سندی غیر مرتبط با موضوع طرح می کنید هم از دیگر روشهای تلبیس و تحریف است . کجای کتاب کریستن سن نوشته که سیاهان را قتل عام کرد ؟!!!
        - این مغلطه که برای رد نظر طبری سندی معتبر تر از طبری پیدا کن هم از ان حرفهاست . پس بر این اساس شما بر ضد مطالب اوستا سندی به قدمت و اعتبار اوستا ندارید . پس بساط خودتان را از سفره تهمت به دین و پیامبر ایران باستان جمع کنید .

    • من تناقض در گاتها و اوستا را با متون تاریخی و کهن و نظر پروفسور کریستین سن که مورد قبول بسیاری از افراد است و البته خود اوستا و گاتها و دستور دهالا و … پیشتر اثبات کرده ام . اما نه طبری کریستین سن است و نه تاریخ طبری هم ابداً ایران در زمان ساسانیان و منبع معتبری است ، تا وقتی که کتب دیگری گفته این کتاب را تأیید کنند و یا این که حرف مورد استناد در این تاریخ آنقدر بزرگ نباشد که چیزی را تحت الشعاع قرار بدهد میتوان به آن استناد کرد . وقتی طبری روایتی به بزرگی و تواتر و موثقی غدیر را نمیگوید همین برایش بس است و کذب طبری و کتابش را اثبات کند.

      کشتن سیاه پوستان و البته رنگین پوستانی که گناه کار بودنشان ثابت نشده بود بدست انوشیروان .
      این مطلب را با منبعی موثق تر از کتابی که گفتم رد کن ، حرفی که روی آن تکیه داشته ام از ابتدا همین بود برای بقیه مطالب دو لینک تا وقتی این مسئله حل نشده ورود کردن بی فایده است ، پیامبر مدیوماه .
      من فیلم گذاشتن آن کامنت را هم بزودی نشر میدهم … من سه کامنت را تقریباً در یک زمان گذاشتم اما بعد از پخش شدن دو کامنت کامنت دیگر نه پخش شد و نه بعد از مدت زمانی حتی خبری از پخش شدن آن نبود تا وقتی که من کامنت در این سایت گذاشتم و مدیر سایت آن کامنت را پخش کردند ، فیلمی که دارم گواه این است که زمان ان کامنت تقریبا با کامنتهای دیگر یکی بوده است . بیش از اندازه دروغگو و البته جاهل و مغروری ، کسی که ترجمه دکتر پورداود را قبول نداشته و او را انگل … [ این توهینی به خودت بود و جهل و غرور و تعصب خودت را اثبات کردی چرا که دانش دکتر پورداود درباره اوستا مورد تأیید تمام زرتشتی پژوهان و اوستا پژوهان معروف است اما دانش تو در این باره حتی مورد تأیید یک باستان ستای افراطی هم که میخواهد هر طور شده کذبهای آیین زرتشت را بپوشاند نیست چون در مجامع علمی تو کجا و بنیانگذار اوستا شناسی کجا ، تو دیگر چه مغروری هستی !!] خطاب کند یعنی هیچ چیز از زبان اوستا نمیداند و نمیفهمد . البته دانشگاه های ایران اکثرا همین اند و علمی به دانشجویان یاد نمیدهند . این چنین انسانی از این دانشگاه ها بیرون بیاید جای تعجب نیست.
      در کامنتهایت توهین به علمای شیعه مشهود است برو و بازهم آنان را بخوان مگر فراموشی داری ؟… :
      معصوم سازی … [ و الله لایهدی القوم الجاهلین ]
      چقدر مهملات میگویی ؟ چند بار یک لینک را نشر میدهی ؟ آزادی بیانی که آقای فاطمی در اینجا پیاده کرده است حتی در سایتهای ضد اسلامی هم نیست و من خودم تجربه پخش نشدن کامنتهایم را دارم ، هماننده پیامبر مدیوماه به علمای شیعه و بعضا معصومین توهین میکردند اما وقتی کذب گفته شان را معلوم میکردم در سه مورد کامنت مرا پخش نکردند و من هم آن سایت پر از مزخرفات و مطالب شرک گونه را به حال خود و خدایش ابلیس وا گذاشتم .
      البته بشدت نظراتشان و شبهاتشان شبیه پیامبر مدیوماه بود اما کمی عاقل تر بودند [ تاریخ طبری و صحیح بخاری را کاملا موثق نمیدانستند ] .

      • اینها جواب دروغ یمنی بودن الحمیری است ……….. آسمان و ریسمان و من فیلم دارم و مادرم مریض بود و زمین کج بود و …..البته شما با فضاحت تمام از میدان مباحثه در حال فحاشی گریختید چیزی را وانگذاشتید . مردم را آگاه کردید که پشت هر کس که لباس پیامبر را پوشیده نماز خواندن جایز نیست .اما متعجبم از جناب مدیر :
        ربط این کامنت به مطالب این صفحه در چیست ؟ قبلا از طرف شما جهت جلوگیری از مجادله و فحاشی کنترل صورت می گرفت . قاعدتا طلبه بودن ایشان جواز فحاشیهای دایمشان نیست .

        • اصالتا یمنی بوده … این گفته سایت ادیان نت بود …. سادات هم از پدر اصالتا عرب اند …. اما بازهم استدلال پیامبر مدیوماه … .
          البته که بی مطالعه ای چون تو نتوانست گفته وی را زیر سؤال برده و رد کند .

          • در مطلب وبلاگ بیش از ده مورد نقل تحریف شده مطلب سایت ادیان و مطالب کذب این کامنت توضیح داده شده . تمام مطالب آن به نقل از یک سند یعنی طبری است . طبری هم که شما کلا کذاب و دروغگو می دانید . اما حیرت آور تر این است که در کتابهایتان سیف ابن ذی یزن را اولین باورمند به پیامبری محمد رسول خدا بدانید و از ابرهه بد بگویید و وقتی به نفعتان است موضع را عوض کرده از ابرهه و پسرش چهره یک مظلوم و کسی که به ناحق خونشان ریخته شده بسازید آن هم مستند به دعاوی طبری که در جاهای دیگر کذاب است اینجا راستگو !! .
            در کتاب حمیری ذیل نام ظفار دو سه خط خلاصه طبری را آورده که فاقد ارزش تاریخی است خودش در کتابش گفته مغربی است ولی آقای آفر به استناد سایت خیلی معتبر !!! ادیان می گوید اصالتا !! یمنی است و بر اساس متون کهن یمنی این مطالب را نوشته . حالا این متون کهن چه هستند و کجا هستند و اصلا چرا در کتاب حمیری خبری از آنها نیست را سایت ادیان از عالم غیب دریافته است . استدلال اینکه سادات هم اصالتا عرب اند اوج داستان است . قاعدتا بنده به عنوان سید زاده بر اساس ادعای شما می توانم بگویم همه سخنانم بر اساس متون کهن عربی است ؟! !!

        • من در مسلمان بودن شما هم شک دارم چه رسد به سادات بودنت … تا وقتی یقین داشته باشم محال است تو را از سادات بدانم … سادات عرب اند چون از پدر به عرب میرسند.
          اینکه بخواهی کتابی را زیر سؤال ببری باید تناقضی و یا همچین چیزی در آن باشد هماننده طبری که واقعه ای به مهمی غدیر را بیان نکرده است . من هم تاریخ طبری را کلا زیر سؤال نبردم ، مثلا بخش واقعه کربلایش تا حد زیادی درست است و میتوان به آن استناد هم کرد اما من گفتم به این تاریخ نمیتوان ۱۰۰ درصد و یا حتی ۸۰ درصد استناد کرد . در موارد اختلافی نمیتوان به این کتاب استناد کرد مگر اینکه کتابی که با آن اختلاف دارد دیگر خیلی بیهوده باشد .

          • خدا را شکر که همنشین اهریمن هستید و در بارگاه الهی جای ندارید و گرنه ادعای خدایی می کردید . بهتر است به جای توهم ترازوی اعمال الهی بودن فکری به حال غلو ها و دروغ ها و دشمنی هایی که هر روز در حق پیامبر و اهل و بیت اش کرده اید و می کنید ، بنمایید .
            البته طبری هر وقت با عقاید کفر آمیز شما موافقت داشت معتبر است و هرجا بر علیه شما بود غلط است .
            شاید مغزهای کوچک باور کنند که کسی حبشیان را قتل عام کند و بعد به دست بازماندگانشان خنجر دهد و در پس و پیش کجاوه اش بگمارد ولی عاقلان نمی پذیرند .
            ضمنا من دعوایی با طبری ندارم . اصل و کلیت داستان (جدا از جزئیات غیر منطقی اش ) سندش درست است و هیچ گونه رفتار غیر عادلانه ایرانیان در آن وجود ندارد . مشکل دشمنی شما با ایران و ایرانی ، تحریفتان در نقل طبری در پس کلماتی است که مشخص شد هیچکدام را طبری نگفته و همگی جعل کذابان و دروغگویان است مانند :
            - ادعای راهزنی ایرانیان کذب و دروغ
            - یمنی بودن حمیری کذب
            - مورخ بودن حمیری که جغرافیادان بود
            - اسناد قدیم یمن کذب
            و دستکاریهایی که در متن کتب کرده بودید مانند حذف عبارت قیام مردم یمن برای تلبیس و پوشاندن این حقیقت که حبشیان متجاوز به یمن بودند و مردم یمن به کمک سپاه ایران بر ضد ایشان قیام کردند و سزای هر متجاوز به خاک و ناموس هر کشور نیز مرگ است .
            یا پوشاندن این خقیقت که این متجاوزین حبشی ابرهه و دوستان و برادر و پسرش بودند .
            یا پوشاندن موضع قریش در این جنگ که موافق یمنی ها و ایرانیان و دشمن حبشیان بودند و شادباش گفتن عبدالمطلب پس از این جنگ که شما جنایت دانستید به پادشاه یمن و دوستی یمنی ها با پیامبر اسلام و گرویدن ایرانیان یمنی به اسلام و یاری ایشان به پیامبر در جنگ های بعدی که همه را همین طبری نقل کرده و سندش موجود است .
            شما دو لینک ارایه کردید و مدعی شدید که عین حقیقت هستند که بیش از ۱۰ دروغ و تلبیس و پوشاندن حقیقت و اهانت به سرزمینی که از پول نفت اش در حال ارتزاق هستید ، در انها کشف شد. بعد هم به جای پاسخگویی به این دروغ ها و تلبیس ها سراغ فیلم سینمایی و کامنت های صفخات دیگر و ….. رفتید .
            راستی از حمیری یمنی !!!!! چه خبر . دروغگویان زود رسوا می شوند .

            • من سندی ندیدم که ادعای آن فرد اصالتاً یمنی را رد کند .
              طبری که پنهان کار و کذاب بوده است ، از کامنت قبل :

              هماننده طبری که واقعه ای به مهمی غدیر را بیان نکرده است.

              وقتی واقعه غدیر ار نقل نمیکند یعنی پنهان کار و کذاب است.

              • در کتاب حمیری هم فقط در سه خط ذیل توضیح منطقه ظفار (حرف ظ) به این واقعه اشاره شده و گفته که انوشیروان و یمنی ها ، سیاهان را کشتند
                (این سند را نقل کردند که بر سیاه پوست بودن تاکید کنند ) مشخص است که حبشی ها سیاه پوست بودند . حمیری عینا متن ابن اثیر را خلاصه کرده . مشکل با متن حمیری نیست . مشکل با دروغگویی های یک سایت کذاب است که متن طبری و ابن اثیر را تحریف می کند و به دروغ حمیری را یمنی می خواند و قاعدتا دروغگویانی مثل تو هم به آن استناد می کنند . جالب است که از کتابی نقل کردی که اصلا ندیده بودی و بعد از اینکه تصاویر کتاب و دروغگوییتان در این آدرس http://maidiomah.blogsky.com/1397/01/08/post-8/
                گذاشته شد با کمال ….. بازهم حمیری را اصالتا یمنی می خوانید !!!! عجیب نیست این همه حقه بازی و دغلکاری از جماعتی که مدعی لباس پیامبر هم هستند !!!! طرف در کتابش نوشته شده که مغربی و ساکن اندلس بوده و این جماعت بدون هیچ سندی ( سایت دروغگو را سند حساب کرده !!!) او را یمنی کرده اند !!!! خوب از دروغگویان آن سایت می پرسیدی سندشان برای یمنی کردن حمیری چیست ؟

                • برای من مهم و مبحث قابل بحث کشتاری بود که انوشیروان کرد و بی گناهان را کشت .
                  ۱ : ادعای حمیری را رد کن .
                  ۲ : گناه کار بودن آن انسانهای بی گناه را اثبات کن .

                  بعد از اینها برو سر مسائل دیگر تا اینها را نتوانستی رد کنی من سر مسئله دیگری بحث نمیکنم ، کامنت مرا درست بخوان .
                  حمیری اصالتا یمنی … این بحث برای بعد از بحث فوق است .
                  آقای فاطمی من پنج کامنت گذاشته بودم اما یکی از این پنج کامنت پخش نشد ، من هم بجایش این کامنت را امروز گذاشتم.

                • تاریخ علم اثبات و …. نیست . نقل دقیق و صادقانه روایت ها بدون اضافه کردن و کم کردن چیزی و ذکر درست منابع است :
                  ۱- نقل حمیری چون اصلا سند ندارد ارزش ندارد . چرا که در همین موضوع دهها نقل با ذکر سند وجود دارد و عاقل وقتی در موضوعی سند وجود دارد سراغ نقل بدون سند نمی رود حالا مطالبش درست یا غلط موضوع عدم سندیت تاریخی است . (گفته ام که مطالب نقل اش در کلیت صحیح است موضوع شما جزئیات تقلبی است که در داستان جعل کرده اید )
                  ۲- من حقایق دیگری از این تاریخ را بیان کردم اینکه یک طرف سیف ابن ذی یزن و انوشیروان و طرف دیگر خاندان ابرهه و حبشیان بوده اند . اینکه جماعت غالی و دشمنان ایران و ایرانی حاضرند به استناد این موضوع از ابرهه دفاع کنند و او را مظلوم جلوه دهند .
                  ۳- شما در پاسخ دو لینک ارایه دادید که نه فقط پاسخ و رد مطالب من نبود که سیاهه ای از دروغ و تحریف و اهانت به ایرانیان بود پس کامنت های بعدی در اثبات دروغگویی مطالب ارایه شده شما بود نه اصل داستان که باز هم تایید می کنم کلیات اش نه اشکالی بر انوشیروان است و نه ایراد دارد .قبلا هم گفته ام که این حمله انجام شده
                  ۴- در این داستان اشغالگر حبشیان هستند و ایران بنا بر درخواست یمنیان مداخله کرده درست مثل قضیه الان سوریه طبیعی است وقتی حبشیان به کشوری یورش می برند و مردمش را
                  می کشند حقشان است که در مقابل کشته شوند . شما چرا الان مخالف کشور یهود هستید .به همین دلیل که هر اشغالگری باید تنبیه شود .
                  پس موضوع اصلا رد کردن نقل حمیری و طبری نیست موضوع دروغگویانی چون شما هستند که نصف تاریخ را می گویند و نصف دیگرش را سانسور می کنند یا تحریف می کنند( مثلا عبارت قیام مردم یمن را حذف می کنند تا جعل واقعیت کنند ) و به نقل های تاریخی از خودشان عبارت و جمله اضافه می کنند ( مثل عبارت راهزن ). پس بیهوده از موضوع فرار نکن در نوشته های من در رد اصل داستان چیزی پیدا نمی کنی و اصل داستان مورد تایید من است
                  ۵- اما اینکه در مورد بیش از ۱۱ مورد تحریف و دروغگویی سایتی که معرفی کردید و دروغگویی در یمنی کردن حمیری پاسخی ندارید گویای همه چیز است

                  پس با برگشتن سر این موضوع که نقل حمیری را رد کن فکر نکن دروغگویی و سانسور و تحریف و تقلب شما و دوستانتان در این نقل تاریخی فراموش می شود . من با نقل حمیری کاری ندارم چون مشکلی در نقل حمیری نیست مشکل دروغ هایی است که شما می گویید .

                • ادعای حمیری را رد کن ، نمیتوان همینطوری گفت که ادعای طبری معتبر تر از حمیری است ، قتل عام انسانهای بی گناه .
                  این که من بگویم اینرا قبول دارم و تو بگویی آنرا ، دیگر پس نمیتوان بحث را ادامه داد ، من حرف حمیری را قبول دارم و اشکالم به انوشیروان کشتن آن انسانهای بی گناه است .

  8. خوشحال می شوم موارد توهین مستقیم در کامنت های بنده را بیان فرمایید . قاعدتا امر به نیکی در گفتار کاری پسندیده است و اگر بنده سخن ناشایست زده ام ( که شک دارم ) قابل دفاع نیست علی الخصوص که بنده منتقد دیدگاههای شما هستم و اما متاسفانه کامنتهایی وجود دارد که سراسر توهین و تحقیر و ترور شخصیت دیگران است . بنده با انتشار این نوع کامنت ها مخالفتی ندارم . قاعدتا از کوزه همان برون تراود که در اوست ولی سطح بحث ها را به اقل کاهش می دهد .
    ضمنا من کامنتی از شما دریافت نکردم همچنین پاسخ جامع این مطلب و لینک های منتشره در تایید مطلب سایت به آدرس
    http://maidiomah.blogsky.com/1397/01/08/post-8/ علی رغم دوبار درج منتشر نشد . قاعدتا وقتی مطلبی در نقد سایت تهیه می شود و برای تهیه آن زمانی صرف می شود شایسته است که در مقام بیان ارای منتقد ارایه شود . خاصه اینکه صفحه فوق مشخصا به عنوان نقد سایت شما و جهت جلوگیری از درج کامنتهای طولانی در سایت بوده است نه محلی برای مباحثه .

  9. و اما اعمال حبشیان قبل از اینکه انوشیروان به داد مردم یمن برسد :
    پس از مرگ ابرهه بکسوم فرزندش بر تخت نشست ، نیرومند شد و حمیر وقبایل یمنرا به خواری افکند ، چون بمرد برادرش مسروق ابن ابرهه به جای او نشست ، او نیز فرمانروایی بد سیرت بود و حبشیان بر مردم یمن فراوان ستم کردند در این هنگام پسر ذی یزن بر حبشیان خروج کرد و از کسری کمک خواست ( تاریخ ابن خلدون ج ۱ ص ۶۴ )
    چون حبشیان آذار مردم یمن را از حد گذرانیدند یکی از بازماندگان سلسله اذواء بر ایشان خروج کرد ( همان ص ۶۵)
    چون پسر ذی یزن بر ملک یمن مستولی شد وفدهای عرب به تهنیت نزد او امدند چون او بود که …..و دشمنانشان را پراکنده ساخته بود …. این گروه ده تن و از جمله انها عبدالمطلب بود . ( همان ص ۶۶ و ۶۷ )
    ابن خلدون نیز در ادامه عین نقل طبری از ابن اسحاق را آورده ( از خود ابن اسحاق نقل کرده ) همان داستان حبشیان با نیزه های کوتاه !!! و فرمان قتل عام حبشیان و دارندگان موی مجعد
    کلا به غیر از ابن اسحاق کسی این نقل را نیاورده و تمام کتب تاریخ سندشان ابن اسحاق است . در کلیت هم اینکه کسری دستور قتل عام حبشیان را داده باشد خلاف عقل نیست ولی این جزئیات جعلی مانند پاره کردن شکم زنان و راهزن بودن ایرانیان و ….. همگی جعای و فاقد سند است و در تمام تواریخ بلا استثنا آمده که خود یمنی ها از کسری درخواست کمک کردند تا از ظلم و اشغال حبشی ها نجات یابند .

    اینجا باز هم سندی است که ایرانیان چنان شریف و پاک نهاد بودند که از اشغالگری و تجاوز به ملل دیگر مبرا بودند و جز برای رفع ظلم و کمک به ستمدیدگان نمی جنگیدند

    • که ایرانیان چنان شریف و پاک نهاد بودند …

      شاهانشان بخصوص همین انوشیروان ابدا نه پاک بودند [ آیین زرتشتی زمان ساسانی ] و نه شریف ، برزویه طبیب هم از او انتقاد میکند و ابدا کارهایش به نفع ایرانیان نبوده است .

      اشغالگری و تجاوز شاهان ایرانی کم نبوده است ، از کوروش [ که البته به اشغالگری بسنده میکرد ] تا تجاوز رضا شاه و محمد رضا به خود مردم ایران .

      دستور قتل عام حبشیان …

      حمیری از واژه حبشیان استفاده نکرده است .

    • اصلاح میکنم :

      حمیری از واژه حبشیان استفاده نکرده است .
      بر اثر بی احتیاطی اشتباه گفتم ، منظور را اشتباه رساندم.

      نسل کشی حبشیان ، انوشیروان حق این کار را نداشت ، ما نسل کشی نداریم که کسی بخواهد اینطور یک قوم را نسل کشی کند .

      متن کتاب حمیری :

      وآخر ملوکهم معدی کرب کان ملکه إلى أن قتلته حرابته من الحبشه أربع سنین فلما قتل بعث انوشروان وهرز فی أربعه آلاف من الفُرس لإصلاح الیمن، وأمره أن لا یبقی على أحد من بقایا الحبشه، .

      على أحد من بقایا الحبشه … یک همچین پادشاه پست و نسل کشی که خود مشرک بوده [عقاید زرتشتیان زمان ساسانی ، ثنویت و ... ] حق نداشته اینطور رفتار کند ، این فرد ابدا انسان نیست .

      • مشکل شما با این جمله است :
        ” که ایرانیان چنان شریف و پاک نهاد بودند ”

        باطن خود را دقیقا بروز دادید . مشکل شما با همین لغت “ایران ” و “ایرانی” است . واقعا ننگ اور است که کسانی چون شما نام ایرانی در شناسنامه دارید .

        خائنین به ایران و ایرانی از دشمنان ایران و ایرانی پست تر هستند و کسی که برای مادر و میهن اش احترام قایل نباشد ذره ای ارزشهای دیگر انسانی در او نیست کما اینکه ادعای دینداری شما هم غلو در مقام اهل بیت و خیانت به ایشان است .

        در مورد حمیری هم ثابت کردید که نه کتابش را خوانده اید و نه حتی فرق نقل او با سایر نقل ها را متذکر شدید . این بخش از نقل حمیری در همه کتابهای دیگر آمده . ان قسمتی که سایت ادیان پر رنگش کرده ” قتل سیاهان ” است . در اینجا هم حمیری نمی گوید که قتل سیاهان امر انوشیروان بوده در حالیکه سایر کتب صراحتا می گویند که امر کرد هرکس موی مجعد داشت را بکشند . حمیری در ادامه می گوید که وهرز همه سیاهان را کشت .

        نقل حمیری هیچ چیز اضافه بر سایر نقل ها ندارد . سند ندارد و ارزش هم ندارد چون هیچ ویژگی خاصی در آن نیست ( نه مطلب خاص و جدیدی دارد و نه سندی ) . قبلا هم گفتم نقل اش ایرادی هم از نظر من ندارد که بخواهم ردش کنم چون در نقل ابن خلدون و طبری به قیام مردم یمن اشاره شده و حبشیان متجاوز به یمن بودند و صاحبان یمن مردم یمن بودند که از انوشیروان یاری طلبیدند و انوشیروان هم بر مبنای سیاست درست اش به ایشان کمک کرد . مثل اینکه امروز هم عربستان به یمن حمله کرده و ایران در حال کمک به مردم یمن است . اگر مردم عربستان به زور زمین و ملک مردم یمن را بگیرند قاعدتا کشتن ایشان هم به دلیل تجاوز جایز است و سزای متجاوز مرگ است .

        حالا اگر شما حق را سمت ابرهه و پسرش و باطل را سمت یمنی ها و ذی یزن و سیف و عبدالمطلب و قریشی ها می داند مشکلتان در جای دیگری است .

  10. تاریخ بلعمی ترجمه ناقص و کپی برداری شده از تاریخ طبریست
    همان تاریخ طبری که در آن احادیث نسل کشی اعراب یهودی بنی قریظه
    و بنی قینقاع و بنی نضیر را بدست امام علی عادل و مسلمین صدر اسلام را قبول ندارید
    گردن زدن یهودیان بدست امام علی از زبان امام خمینی :
    https://youtu.be/C8nX-IZiWFY
    به حدی که ملاک کُشتن و یا اسیر کردن پسران یهودی رویش موی شرمگاهی آنان بوده :

    وَعَنِ أَسْلَمَ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ: «جَعَلَنِی رَسُولُ اللَّهِ – صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ – عَلَى أَسْرَى قُرَیْظَهَ، فَکُنْتُ أَنْظُرُ إِلَى فَرْجِ الْغُلَامِ،
    فَإِنْ رَأَیْتُهُ قَدْ أَنْبَتَ ضَرَبْتُ عُنُقَهُ، وَإِنْ لَمْ أَرَهُ قَدْ أَنْبَتَ جَعَلْتُهُ فِی مَغَانِمِ الْمُسْلِمِینَ».

    مسلم الانصاری گفت که رسول الله مرا بر اسیران بنی قریظه گماشت،
    پس نگاه به زیرشکم نوجوانان پسر می‌کردم، اگر می‌دیدم که موئی بر آلتش روئیده
    گردنش را میزدم و اگر نروئید بود جزء غنایم جنگی گماشته می‌شد.
    (مجمع الزوائد ​ الهیثمی ​ جلد ۶ ​ صفحه ۱۴۱ـ اعیان الشیعه ​ محسن الامین ​ جلد ۳ ​ صفحه ۳۰۳)

    • گویا شما معنای نسل کشی را نمی دانید

      • شما هم برای کار انوشیروان ، منصفانه عبارت نسل کشی را به کار نبرده اید.
        اگر امروز حبشیان به ایران حمله کنند و یک سوم ایرانیان را بکشند و یک سوم را به بردگی ببرند و بعد از ۷۰ سال با کمک یک دولت خارجی بر علیه ایشان قیام کنند و متجاوزان را بیرون بریزند و همگی را بکشند اسمش هر چیزی باشد ، نسل کشی نیست .

        محض اطلاع نسل کشی یعنی کشتار دسته جمعی ساکنان بومی یک منطقه نه متجاوزان اجنبی !!! با این تفاسیر شما اکنون باید به عمل سربازان ایرانی در سوریه هم عنوان نسل کشی بدهید یا مثلا جنگ حماس با اسراییلیان و کشتن شهرک نشین های یهودی از نظر شما نسل کشی است !!!

        • على أحد من بقایا الحبشه …
          گفته فوق از کتاب حمیری است .
          على أحد من بقایا الحبشه … بیشتر دقت کن .

          شاهانشان … من چه گفتم :
          شاهانشان …
          نقل حمیری هیچ چیز اضافه بر سایر نقل ها ندارد …
          نقل حمیری با نقلهای دیگر فرق هم دارد :
          على أحد من بقایا الحبشه …

          اگر امروز حبشیان به ایران حمله کنند و یک سوم ایرانیان را بکشند و یک سوم را به بردگی ببرند و بعد از ۷۰ سال با کمک یک دولت خارجی بر علیه ایشان قیام کنند …

          من منبع معتبری برای این حرف کذب فوق درباره یمن ندیدم .

          مشکلات شما تا حدی است که از هر کتابی هرچه را که به نفعت باشد قبول میکنی .

          شما مشکلات اساسی دارید ، یک مشرک یعنی انوشیروان آمده و دستور به نسل کشی داده . این یعنی پستی این شاه .

  11. “فلم یترک بها احد من السودان … ” بعد از علی احد من بقایا الحبشه
    خوب چون سوادت فقط سایت ادیان هست فکر کردی بقیه ننوشتن :
    نقل از طبری : ” ابن اسحاق گوید …وهرز …. وی به حبشیان بتاخت و کشتن آغاز کرد و شکم زنان می شکافت !!! تا بچگان بکشد و همه را نابود کرد جز اندکی ….” ترجمه تاریخ طبری اساطیر
    ” ابن اسحاق قال فلما انصرف وهرز إلى کسرى وملک سیفا على الیمن عدا على الحبشه فجعل یقتلها ویبقر النساء عما فی بطونها حتى إذا أفناها إلا بقایا ذلیله قلیله” ج ۱ ص ۵۶۵
    “وأمره أن لا یترک بالیمن أسود ولا ولد عربیه من أسود إلا قتله صغیرا أو کبیرا ولا یدع رجلا جعدا قططا قد شرک فیه السودان إلا قتله فاقبل وهرز حتى دخل الیمن ففعل ذلک ولم یترک بها حبشیا إلا قتله ” همان ص ۵۶۵

    “وقال وهرز: کفوا عن العرب واقتلوا السودان ولا تبقوا منهم أحدا.” ابن اثیر ج ۱ ص ۴۵۰
    “فلما بلغ ذلک کسرى بعث إلیهم وهرز فی أربعه آلاف فارس وأمره أن لا یترک بالیمن أسود ولا ولد عربیه من أسود [إلا قتله، صغیرا أو کبیرا، ولا یدع رجلا جعدا قططا قد] شرک فیه السودان إلا قتله، وأقبل حتى دخل الیمن ففعل ما أمره وکتب إلى کسرى یخبره” همان ص ۴۵۰
    “وأقام سیف على الیمن ملکا یقتل الحبشه ویبقر بطون الحبالى عن الحمل ولم یترک منهم إلا القلیل ” همان ص ۴۵۰

    نقل طبری ۵ صفحه و ابن اثیر ۳ صفحه و حمیری یک پاراگرافه کلا چیز جدیدی علاوه بر نقل ابن اسحاق نداره “ولا تبقوا منهم أحدا.” این اثیر “ولم یترک بها حبشیا إلا قتله ” طبری “وقتل الحبشه حیث کانوا” ابن خلدون

    ابن خلدون به نقل از ابن اسحاق ” (قال ابن إسحاق) ولما انصرف وهزر إلى کسرى غزا سیف على الحبشه وجعل یقتل ویبقر بطون النساء حتى إذا لم یبق الا القلیل جعلهم خولا واتخذ منهم طوابیر ” تاریخ ابن خلدون ج ۲ ص ۶۴
    “وبلغ ذلک کسرى فبعث وهزر فی أربعه آلاف من الفرس وأمره بقتل کل أسود أو منتسب إلى أسود ولو جعدا قططا ففعل وقتل الحبشه حیث کانوا ” همان ص ۶۴ و ۶۵

    و اما چرا این دوستان خطا کردند و فکر کردند حمیر از بلاد یمن است و هر حمیری همان حمیری است و هر گردی گردو است :
    همانگونه دیدیم کتاب محمد حمیری مغربی ( از علمای اموی اندلس ) کتابی اصلا در جغرافی است . کتابی که این آقایان کذاب در سایت ادیان منظورشان بوده نوشته نَشوان بن سعید حِمْیَری است به نام خلاصه السیر الجامعه لعجائب اخبار الملوک التبابعه این کتاب در مورد تاریخ یمن است و آن سندهای گمشده یمنی ها در این کتاب است نه در کتاب حمیری اموی که در کتابش می نویسد :
    “وسیف هذا هو الذی وفد علیه عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف جد رسول الله صلى الله علیه وسلم فی وجوه قریش ووجوه قبائل العرب یهنئونه بالظفر على العبید الحبشه، وما أیده الله به، فاستأذنوا بالدخول علیه”

    اما برای اینکه مشخص شود کذاب کیست ( برای بار چند دهم ) این هم سند کشتن یک سوم و اسیر کردن یک سوم مردم یمن توسط حبشیان :
    ” فلما قدم دوس ذو ثعلبان بکتاب قیصر على النجاشی صاحب الحبشه بعث معه سبعین ألفا من الحبشه وأمر علیهم رجلا منهم من أهل الحبشه یقال له أریاط وعهد إلیه إن أنت ظهرت علیهم فاقتل ثلث رجالهم واخرب ثلث بلادهم واسب ثلث نسائهم وأبنائهم فخرج أریاط ومعه جنوده وفى جنوده أبرهه الاشرم” تاریخ طبری ج ۱ ص ۵۴۶

    ” ووطئ إریاط الیمن بالحبشه فقتل ثلث رجالها وأخرب ثلث بلادها وبعث إلى النجاشی بثلث سبایاها ثم أقام بها قد ضبطها وأذلها” تاریخ طبری ج ۱ ص ۵۴۶

    “ووطئ أریاط الیمن فقتل ثلث رجالها وبعث إلى النجاشی بثلث سبایاهم ثم أقام بها وأذل أهلها.” ابن اثیر ج ۲ ص ۴۳۲ کامل فی التاریخ

    “ذَلِکَ النّجَاشِیّ وَجّهَ جَیْشًا إلَى أَبْرَهَهَ، وَعَلَیْهِمْ أریاط وأمره أن یقتل ذانواس، وَیُخَرّبَ ثُلُثَ بِلَادِهِ، وَیَقْتُلُ ثُلُثَ الرّجَالِ، وَیَسْبِی ثُلُثَ النّسَاءِ وَالذّرّیّهِ فَفَعَلَ ذَلِکَ أَبْرَهَهُ ” سهیلی الروض الانف ج ۱ ص ۲۱۹
    و اما مشکلات اساسی کذاب بودن و توهین کردن و مغلطه کردن و بی سوادی جماعتی است که دشمنیشان با ایران و ایرانی و اهل بیت و دین و اعتقادات برای طمع قدرت و شهوت و ثروت پایانی ندارد .

    • در جواب هرکس می نویسید ذیل کامنت او بنویسید تا مخاطب شما معلوم بشه

    • و بازهم از طبری … اگر این چنین بود ، حمیری باید به این واقعه اشاره میکرد …. و بازهم از طبری …. حمیری چیز اضافه ای ندارد ؟؟؟؟؟ …. همیشه به این شکل افتضاح حرف میزنی ؟ یعنی هر کتاب تاریخی که اضافه تر داشت بقیه کتب از آن نقل کردند ؟ .

      • مشکل ناقص عفل هایی مثل تو ( تو که ناقص عقل را بد و بیراه نمی دانی ) این است که چون ذر تعقل کم دارند دایم دنبال معصومین جدید میگردند به لیست معصومین ات یک اموی ناصبی به نام حمیری هم اضافه شد .
        ارزش کتابش هم : “در بسیاری از موارد هم مطالب این کتاب نقل و اقتباس‌هایی است که از «نزهه المشتاق» و یا سایر کتب صورت گرفته است. ذهن عجایب پسند مؤلف، او را به نقل بعضی شایعات زمان نیز وادار کرده است. بعضی اشتباهات جغرافیایی مؤلف هم در این اثر مشاهده می‌شود.”
        http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B6_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1_%D9%81%DB%8C_%D8%AE%D8%A8%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%A3%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)
        حداقل سایت های حوزوی رو نگاه کن ضایع نشی .

        جای این مزخرفات یک کلمه می گفتی این اموی چی گفته که ابن اسحاق نگفته و بعدش نقلش که از ابن اسحاق بیشتر به درد شما نخورده کلا تواون دو تا خط چی گفته .

        اگر هم اینها رو میگی که دروغ خودت و سایت ادیان در یمنی کردن حمیری رو بپوشونی که ….خوندی
        برو دنبال همین امویها و ابرهه . نون و آبش برای شما بیشتره مثل اینکه

        همه بد و بیراه ها به انوشیروان و همین متن مقاله بلعمی هم از طبری وبه نقل ابن اسحاق است در سایت ادیان همان را هم تحریف و جعل کرده اید . حالا طبری اخ اخ ( چشمان ضعیفتو باز کن نقل ها از طبری نیست از ابن اسحاق است در تاریخ ابن خلدون و ابن کثیر و سهیلی !!! باز کن چشتو سهیلی نوشته ! ابن اسخاق نوشته بی سواد )
        یازده مورد جعل و تزویرشما در لینک هایی که داده شده در بالا را نمی توانی با این مزخرفات بپوشانی ( لعنت خدا بر جاعلان و دروغگویان )

        • و بازهم ادعای حمیری به قوت خود باقیست و دلیلی بر رد آن ندیدم و نیست و طبری هم که … و طبری هم که …. پیشتر گفتم در تناقضات طبری خیر …. چه رسد به ابن خلدون … :
          ابن خلدون قسمت هاى قابل توجهى از تاریخ عرب را از تاریخ طبرى تلخیص کرده است، چنانکه خود در پایان جنگ جَمل مى گوید: «این بود واقعه جمل، آن سان که ما از کتاب ابو جعفر الطبرى خلاصه کردیم . ترجمه فارسى، تاریخ العبر، جلد ۱، صفحه ۶۱۱.
          ایراد دیگر ابن خلدون :
          وى معیارهاى تاریخ نگارى را که در مقدمه مطرح کرده خود در مباحث تاریخى رعایت نکرده و نتوانسته از بى دقتى هاى مورخان دیگر مصون بماند، و از این رو عملاً طرح او در این باره، در حد اصول نظرى در مقدمه باقى مانده است .
          عبد الحسین زرین کوب، تاریخ در ترازو، چاپ دوم، صفحه ۷۲

          درباره ابن خلدون فقط تاریخ مغرب آنهم بعد از پیامبر ، تا حدی مفید است بقیه کپی از طبری و کتب دیگر است پس :
          باستان ستایان هر کجا و هرچیزی را از هرجایی که به نفعشان درآید نقل میکنند .
          و روی حرف یک باستان ستا هیچ گاه اعتماد نکنید . کذاب کذاب است .

          انوشیروان مشرک که زرتشتیان ساسانی شرکشان بر هیچ کسی پوشیده نیست ، انوشیروان مشرک حق نسل کشی را نداشت . انوشیروان مشرک حق تاخت و تاز و تجاوز را نداشت ، انوشیروان مشرک حق کشتن حبشیان را نداشت …

          على أحد من بقایا الحبشه … انوشیروان مشرک حق این کار را نداشت .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار