+
خانه / شخصیت ها / موبدان / اردشیر خورشیدیان / نقد هفتمین دلیل اعتبار گات ها
نقد هفتمین دلیل اعتبار گات ها

نقد هفتمین دلیل اعتبار گات ها

به قلم مدیر سایت
خلاصه ی هفتمین دلیل موبد دکتر اردشیر خورشیدیان ـ رئیس انجمن موبدان تهران ـ برای اعتبار گات ها این است که:
تا پنجاه سال پیش زرتشتی ها برای رسیدن به مقام موبدی، باید تمام اوستا را (که بخشی از آن گاتهاست) حفظ می کردند و بدین وسیله گات ها را از تحریف حفظ کرده اند.

پاسخ:
یک) موبد خورشیدیان، با استناد کدام مدرک تاریخی ادعا می کند که موبدها در صدها و هزارها سال پیش نیز اوستا را حفظ می کردند؟
دو) یک کتاب آسمانی به زبانی است که انسان های فراوان با آن زبان آشنا باشند و الا چنین کتابی لغو و بیهوده خواهد بود. گاتها که برای هدایت مردم بوده، حتما مردمان فراوان بر زبان آن تسلط داشته اند هرچند در زمان های بعد، آن زبان ترک شده باشد. پس در برهه ای از زمان، امکان دست بردن در آن بوده است.
سه) اگر ادعای حفظ کردن موبدان تا پنجاه سال قبل، درست باشد یا اینکه با این را می شده که اوستا از تحریف حفظ کرد، چرا زرتشتیان معترفند که بخش های دیگر اوستا (غیر از گات ها) تحریف شده است؟ قبول دارند که در این کتاب به دروغ سخنان بی منطق فراوان به اهورامزدا و زرتشت نسبت داده شده است. پس چرا همه قبول دارند که بخشی عظیم از اوستا از بین رفته است؟

عبارت موبد خورشیدیان
«بنا به دلایل زیر، کتاب آسمانی ما زرتشتیان، "گاتاها"، تمام و کمال به جا مانده و ذره ای از آن از بین نرفته و تحریف نشده است: …
دلیل ۷ ـ تا همین پنجاه سال پیش موبدی که می خواسته «نوزوت» شده و به مقام موبدی برسد، بایستی تمام گاتاها و حتی یسنا و بخش های بسیار زیادی از اوستا را از بر کند و با دقت و وسواس مطالب آن را یاد گرفته و به یاد بسپارد. چرا که می دانید بر اساس سنت، موبدان کار دیگری جز پاسداری از دین نداشته اند و مانند امروز نبوده که من که موبدزاده بوده و موبد شده ام، بتوانم به پیشه ای غیر از موبدی بپردازم و تمام عمر و زندگی خود را صرف نگهداری دین و ایمان خود و مردم می کرده اند و با حداقل زندگی مادی، کارشان از بامداد تا شام اوستاخوانی بوده و به گونه ای خودکار به تدریج بخش های اوستا را از بر می شده است و با وجودی که ممکن بوده، معنی این جملات را هم درک نکند، تمام آیات را اهورایی و مانتره می دانسته و تاریخ نشان می دهد که حتی روی تلفظ آن تعصب و وسواس زیادی داشته اند. چه برسد که به اینکه به کسی اجازه دهند که در آن کتاب ها دست ببرند. تازه اگر هم می خواست یا اگر حتی اکنون هم بخواهد نمی تواند مطالب کتاب گاتاها را عوض کند یا جمله ای به آن بیفزاید، مثل فارسی زبانان که کتاب های آسمانی را به زبان عربی می خوانند یا پارسی زبانانی که کتاب انجیل یا تورات را به زبان اصلی می خوانند این زبان ها را نمی دانند. چه برسد به اینکه بخواهند به زبان عربی یا عبری یا لاتین چیزی به آن به افزایند. به ویژه که گاتاها شعر است و هرگونه تغییری را کارشناسان به راحتی خواهند فهمید. حتی تا همین اواخر هم رسم بوده که هر موبدزاده ای می خواسته موبد شود، بایستی با خط خوش و با دقت بخش هایی از اوستا را به صورت کتابی بنویسد و به استاد خود پیشکش کند و….» (پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، ص ۷۳ ـ ۷۴)

شناسنامه کتاب: پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، فروهر، چاپ دوم، ۱۳۸۷.

پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ـ شناسنامهپاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ص 73پاسخ به پرسش های دینی زرتشتیان ص 74

۷ نظر

  1. به دلیل قدمت بالای کتاب اوستا و چند بار نابودی به دست اسکندر و اعراب مسلمان بعید نیست که همان دشمنان بخشهای تحریف شده ای را به آن افزوده باشند که بار عقلانی و منطقی این کتاب آسمانی را کم کرده و بتوانند فرهنگ و گفتمان دینی خویش را جایگزین آن کنند. زیرا وقتی کتابی از جهان مینوئی و پل چینود(صراط ) و دوزخ و بهشت صحبت می کند و یا از کیومرث اولین انسانی که خلق شد و با خدا صحبت کرد. و از اهریمن و دشمنیش با انسان و از اندیشه. گفتار و کردار نیک صحبت کرد. و پرهیزگاری و شوئی را برای انسان لازم دانست. و از امشاسپندان که انسان کا ملند و مقامشان از ایزدان(فرشتگان ) بالاتر است و دوازدهمین شان که از نسل آشو زرتشت است و سوشیانت می باشد ظهور خواهد کرد و اهریمن را از بین خواهد برد و زمین را پر از عدل و داد و ا شوئی خواهد کرد و ستایش اهورا مزدا را در سراسر زمین رواج خواهد داد. نمی تواند کتابی اساطیری و بی منطق باشد مگر اینکه دشمنانی نظیر اسکندر و اعراب مسلمان وقتی دیده اند که با وجود چنین گفتمان قوی نمی توانند فرهنگ و گفتمان خود را قالب کنند از طرفی دست به اوستا و موبد و آذریان سوزی زده اند و سعی در بی هویت کردن مردم ایران کرده اند و از طرفی با وارد کردن نکات انحرافی سعی در بی منطق و بی ارزش نشان دادن این کتاب آسمانی کرده اند. زیرا اعراب مسلمان در برخورد با دین الهی زرتشت حرف تازه ای برای گفتن نداشتند و از طرفی تمام قبایل وحشی عرب به جز اندکی. پس از فوت پیامبر رد اسلام کرده به همان بت پرستی سابق باز گشتند و جمع اوریشان زیر بیرق حکومت مدینه و جلوگیری از جنگهای داخلی کار دشواری بود بنابر این همانطور که پیامبر راهکار مناسب را برایشان ترسیم کرده بود باید یک دشمن خارجی می تراشیدند و جهت وحدت قبائل به او حمله می کردند. و آن کشور ایران ما بود. که می بایست به دست اعراب وحشی به ظاهر مسلمان ویران گردد. ضمنا شاهد بر جنگ فرهنگی دویست سال سلطه اجباری زبان غربی بر ابران بود که زبان رسمی و اداری و محاوره ای ایرانیان به مدت دویست سال شده بود تا اینکه یعقوب لیس صفاری این روند را معکوس کرد.

    • عامل از بین رفتن کتابهای زرتشتی ها هرکه و هرچه باشه بالاخره از بین رفته. ما هم قبول داریم آنچه بعنوان اوستا در دسته تحریف شده است و نیازی به اینهمه توضیح نداره:

      http://www.raherasti.ir/1919

      • درسته اوستا مورد تحریف قرار گرفته اما آن تحریفات مانند اسلام است و هر چقدر هم تحریف شده باشد از انجیل مسیحیان کامل تر است و بزرگترین تحریف اوستا بخش اعظمی خرافات است که در بخش وندیداد جای گرفته و این باید از بین برود من و چند پژوهشگر و محقق دنبال کامل تر کردن و بازگرداندن اوستای اصلی هستیم

  2. ضمنا در رابطه با زبان اوستا بایستی خدمتتان عرض کنم که اوستا به زبان اورامی میباشد که هنوز هم از زبانهای زنده دنیاست و در مناطق حلبچه عراق و پاوه و نو سود در ایران تکلم می شود که ریشه تمام زبانهای ایرانی و به ویژه کردی میباشد و به شدت مورد احترام مردم کرد زبان ایران و عراق در ضمن شاهنامه کردی که چند هزار سال قبل از فردوسی بزرگ وجود داشته نیز به همین زبان هورامانی میباشد. و اینکه هرچند واژگان عربی به واسطه سلطه فرهنگی مسلمانان غرب وارد این زبان اصیل شده اما هنوز هم بیش از هشتاد در صد زبان هورامی و زبان زرتشتیان ایران مشترک می باشد.

  3. پاسخ ما به دلیل هفتم موبد خورشیدیان :

    ۱. اگر موبدان اوستا را حفظ می کردند، پس چرا حجم اوستا کم شده است؟ اوستا در عصر ساسانیان و حتی تا قرن سوم هجری، چهار برابر اوستای فعلی حجم داشت.[۹] و البته روشن است که موبدان زرتشتی اوستا را در قرن سوم هجری و قبل از آن تا حد زیادی سانسور کردند.[۱۰]
    ۲. به راستی اگر موبدان زرتشتی ، گاتها را حفظ می کردند، پس چرا بخش های از بخش های گاسانیک و ستئوت یسن ، امروزه در گاتها نیست ؟ با اینکه جزو گاتها شمرده می شد. به راستی چرا گاتها تا این زیاد دچار زیاده و نقصان گردید ؟؟؟ [۱۱]
    ۳. به راستی اگر موبدان زرتشتی ، گاتها را حفظ می کردند، پس این اختلاف نسخه ها برای چیست ؟ در ادامه درباره ی اختلاف نسخه های گاتها توضیحی ارائه خواهد شد.
    ۴. اگر تلاش موبدان در راه حفظ کردن اوستا معیار شماست، خوب موبدان نمازها و دیگر بخش های اوستا را هم حفظ می کردند. در حالیکه این بخش های همواره جزو گاتها شمرده می شد. پس چرا این بخشهای اوستا ( همچون ستئوت یسنیه ، هپتین هایتی ، اهون وئیریه و … ) امروزه جزو گاتها نیست ؟ [۱۲]
    ۵. ایشان فرمودند که چون عده ای زبان متن دینی را نمی دانند، نمی توانند آن را تحریف کنند. لیکن در پاسخ ایشان باید گفت که چه بسا عده ای در زمانی که آن زبان رایج بوده متن را تغییر دادند یا به آن افزودند و کاستند. یا حتی عده ای در گوشه و کنار با اهداف خاصی آن زبان را به نسل های بعد منتقل کرده، سپس دلخواسته های خود را افزده و یا کاسته باشند.
    ۶. دیگر دلیل ایشان بر اعتبار گاتها، حفظ کردن این متن توسط موبدان است. یعنی موبدان این را از اجدادشان به ارث بردند. گرچه پاسخ این دلیل غیر علمی در شماره دو از همین گفتار داده شد اما نکته ای اضافه می گردد و آن اینکه موبدان زرتشتی بسیاری از متون همچون وندیداد را از اجداشان به ارث بردند و در راه حفظ آن بسیار کوشیدند. و البته در طول هزاران سال به صراحت آن را از سوی اهورامزدا و زرتشت می دانستند. پس چرا امروزه حاضر به پذیرش وندیداد اوستا نیستید ؟ با اینکه این دلیل شما عیناً در باره ی وندیداد صدق می کند![۱۳]
    ۷. روشن است که رفتار موبدان دلیلی علمی نیست. مانند اینکه برای حجیت و اعتبار تورات بگوییم حاخام ها چنین می گویند! گرچه می توان در مقام نقد، این مسائل را بررسی نمود لیکن ارزشی در استدلال علمی جهت اثبات اعتبار گاتها ندارند.
    ۸. ایشان در انتها فرمودند که هر گونه تغییری در متن را کارشناسان به راحتی می فهمند. و پاسخ ما به ایشان این است که اگر چنین است ، پس چرا سخن کارشناسان و اوستاشناسان بزرگی که به « زیاده و نقصان گاتها » و « عدم ارتباط گاتها با زرتشت » اذعان کرده اند را نمی پذیرید؟[۱۳]
    ۹. دیگر اینکه به موبد خورشیدیان عرض می کنیم ، شما از وضعیت موبدان در پنجاه سال پیش خبر دارید. از کجا می گویید هزار سال پیش و دوهزار سال و سه هزار سال پیش نیز همین شیوه را موبدان داشته اند؟ اثبات این ادعا غیر ممکن است. جالب آنکه نویسنده در چند سطر بعد، ضمن دلیل هشتم می نویسد: « … گاتاها که کتاب آسمانی ماست بین کتاب یسنا جا گرفت که پس از چند هزار سال، بوسیله اوستاشناسان از بقیه قسمت های یسنا شناخته شده و جدا گردید.»
    http://www.adyannet.com/fa/news/1533
    [۹]. ابراهیم پورداود ، گاتها کهن ترین بخش اوستا ، انتشارات اساطیر ، تهران ، چاپ اول ۱۳۷۸ ، ص ۴۰۶
    [۱۰]. نگاه کنید به مقاله ی : رهبران زرتشتی و تحریف عمدی اوستا
    [۱۱]. نگاه کنید به مقاله : حذف بخش عظیمی از گاتها در گذر تاریخ … و همچنین مقاله : اخراجی های گاتها !
    [۱۲]. نگاه کنید به مقاله : اخراجی های گاتها !
    [۱۳]. نگاه کنید به مقاله « نادیده گرفتن وندیداد ، خیانت به تاریخ »

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی