+
خانه / ایران / اسلام و ایران / فتح ایران به دست مسلمانان / کتابسوزی در ایران به دست مسلمانان
کتابسوزی در ایران به دست مسلمانان

کتابسوزی در ایران به دست مسلمانان

به قلم شهید مطهری
نبود کتابخانه ای برای آتش زدن
این پزشک محترم که مانند عده اى دیگر طوطى وار مى گویند: «فاتحین عرب کتابخانه ملى ما را آتش زدند و تمام تأسیسات علمى ما را بر باد دادند»، بهتر بود تعیین مى فرمودند که آن کتابخانه ملى در کجا بوده؟ در همدان بوده؟ در اصفهان بوده؟ در شیراز بوده؟ در آذربایجان بوده؟ در نیشابور بوده؟ در تیسفون بوده؟ در آسمان بوده؟ در زیر زمین بوده؟ در کجا بوده است؟ چگونه است که ایشان و کسانى دیگر مانند ایشان که این جمله ها را تکرار مى فرمایند، از کتابخانه اى ملى که به آتش کشیده شد اطلاع دارند اما از محل آن اطلاع ندارند؟
نه تنها در هیچ مدرکى چنین مطلبى ذکر نشده و با وجود اینکه جزئیات حوادث فتوحات اسلامى در ایران و روم ضبط شده، نامى از کتابخانه اى در ایران اعم از اینکه به آتش کشیده شده باشد و یا به آتش کشیده نشده باشد در هیچ مدرک تاریخى وجود ندارد. (ص ۳۱۱)

شعوبیگری و ثبت سوزاندن کتابخانه
در میان ایرانیان یک جریان خاص پدید آمد که ایجاب مى کرد اگر کتابسوزى در ایران رخ داده باشد حتماً ضبط شود و با آب و تاب فراوان هم ضبط شود و آن جریان شعوبیگرى است. شعوبیگرى هر چند در ابتدا یک نهضت مقدس اسلامى عدالتخواهانه و ضدتبعیض بود، ولى بعدها تبدیل شد به یک حرکت نژادپرستانه و ضدعرب. ایرانیان شعوبى مسلک، کتابها در مثالب و معایب عرب نوشتند و هرجا نقطه ضعفى از عرب سراغ داشتند با آب و تاب فراوان مى نوشتند و پخش مى کردند؛ جزئیاتى از لابلاى تاریخ پیدا مى کردند و از سیر تا پیاز فروگذار نمى کردند.
اگر عرب چنین نقطه ضعف بزرگى داشت که کتابخانه ها را آتش زده بود خصوصاً کتابخانه ایران را، محال و ممتنع بود که شعوبیه که در قرن دوم هجرى اوج گرفته بودند و بنى العباس به حکم سیاست ضداموى و ضدعربى که داشتند به آنها پروبال مى دادند درباره اش سکوت کنند، بلکه یک کلاغ را صدکلاغ کرده و جار و جنجال راه مى انداختند، و حال آنکه شعوبیه تفوّه به این مطلب نکرده اند (چیزی نگفته اند) و این خود دلیل قاطعى است بر افسانه بودن قصه کتابسوزى ایران. (ص ۳۴۹ ـ ۳۵۰)

علت از بین رفتن کتابهای ایران باستان
بدون شک در ایران ساسانى آثار علمى و ادبى کمابیش بوده است. بسیارى از آنها در دوره اسلامى به عربى ترجمه شد و باقى ماند و بدون شک بسیارى از آن آثار علمى و ادبى از بین رفته است ولى نه به علت کتابسوزى یا حادثه اى از این قبیل، بلکه به این علت طبیعى و عادى که هرگاه تحولى در فکر و اندیشه مردم پدید آید و فرهنگى به فرهنگ دیگر هجوم آورد و افکار و اذهان را متوجه خود سازد، به نحو افراط و زیانبار فرهنگ کهن مورد بى مهرى و بى توجهى واقع مى گردد و آثار علمى و ادبى متعلق به آن فرهنگ در اثر بى توجهى و بى علاقگى مردم تدریجاً از بین مى رود.
نمونه این را امروز در هجوم فرهنگ غربى به فرهنگ اسلامى مى بینیم. فرهنگ غربى در میان مردم ایران «مد» شده و فرهنگ اسلامى از «مد» افتاده است (زمان تالیف کتاب)، و به همین دلیل در حفظ و نگهدارى آنها اهتمام نمى شود. نسخه هاى با ارزشى در علوم طبیعى، ریاضى، ادبى، فلسفى، دینى در کتابخانه هاى خصوصى تا چند سال پیش موجود بوده و اکنون معلوم نیست چه شده و کجاست…
على القاعده هنگام فتح ایران کتابهایى که بعضى از آنها نفیس بوده، در کتابخانه هاى خصوصى افراد وجود داشته است و شاید تا دو سه قرن بعد از فتح ایران هم نگهدارى مى شده است، ولى بعد از فتح ایران و اسلام ایرانیان و رواج خط عربى و فراموش شدن خط پهلوى که آن کتابها به آن خط بوده است، آن کتابها براى اکثریت قریب به اتفاق مردم بلااستفاده بوده و تدریجاً از بین رفته است. اما اینکه کتابخانه یا کتابخانه هایى بوده و تأسیسات علمى وجود داشته است و اعراب فاتح هنگام فتح ایران آنها را به عمد از بین برده باشند افسانه اى بیش نیست. (ص ۳۱۲ ـ ۳۱۳)

منبع: خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، ۱۳۷۰

۳۸ نظر

  1. قبلا هم گفتم مطهری فرد افراطیه .تعجب میکنم چرا میخواهین تاریخ با شکوه مان رو نادیده بگیرین .تمام دنیا حتی با دروغ واسه خودشون تاریخ درست میکنن ولی افراد افراطی مث مطهری این جهت رو برعکس میرن حتی واقعیتها رو سعی میکنن رد کنن

    • جناب ایرانی، اگر مطهری متعصب و افراطیست! فکر کنم شما هم طوردیگری متعصب و افراطی و دگم اندیش هستید چون روال کارتان در این وبگاه این است ک به هرطریقی ک شده ساز مخالف بزنید حتی به قیمت زیرپاگذاشتن حقیقت.
      درباره افسانه کتابسوزی مورخین و محققین مطل ها نوشته اند ک در این لینک
      http://eilam.persianblog.ir/post/9/
      مطلبی از ان مطالب پرشما را اورده ایم. بخوانید و منصفانه قضاوت کنید

      • کتاب سوزی در ایران و مصر توسط مسلمان ها، دروغی بیش نیست؛ به جهت آنکه حقیقت اصلی را کتمان نموده و تصویری تاریک از اسلام در اذهان عمومی ایجاد نمایند. این دروغ توسط خودغربی ها و عوامل وابسته شان منتشر شده تا با فرافکنی واقعیتی مهم را پنهان نمایند و آنهم اینکه کشورهای غربی در طول چند قرن در کشورهای اسلامی توسط عوامل خود اقدام به خرید و یا سرقت کتب و تالیفات علما و دانشمندان اسلامی نموده اند و در اکثر شهرهای مهم اسلامی مامورینی داشتند که به این کار اقدام می کردند که بعنوان نمونه می توان به ماجرای آیت الله مرعشی نجفی اشاره کرد که با قبول نماز و روزه ی استیجاری تنها نسخه باقی مانده از یک کتاب را خرید و اجازه نداد تا آن کتاب به دست مامور انگلیسی بیفتد. هدف آنها این بود تا با این کار آن متون را ترجمه کرده و …

  2. من تمام حرفام با بی طرفی بود قبلا گفتم من مسلمان زاده هستم ولی واقعا به این نتیجه رسیدم که زرتشتیت دینش کاملتره .بعدا باز اگه اجازه بدین سر میزنم . اگه کسی از حرفام رنجیده ببخشید .بدرود

  3. استاد مطهری مستند و مستدل بحث میکنن

  4. متوهمین و دروغ باورکن ها مصاحبه دکتر محمد علی همایون کاتوزیان استاد تاریخ و ادبیات دانشگاه آکسفورد رو با رادیو فرانسه گوش کنید ایشون دروغ بودن اتش سوزی و نبود آثار مفصل علمی و مکتوب رو در ایران زرتشتی ساسانی تایید میکنند . استاد مطهری به دلیل داشتن عمامه بر سر شاید در معرض اتهام قرار بگیرن ولی دکتر کاتوزیان شیک با کراوات و ریش پروفسوری هستن و در خارجه هم اقامت دارن و…

  5. جناب آقای دکتر فاطمی
    سلام علیکم
    البته اینکه احتمالا از جانب اعراب توهین های زیادی به فرهنگ و هنر و حتی نژاد ایرانی شده است زیاد است مانند پاره کرده فرش بسیار نفیس دست بافت، همانطور که می دانید ایران باستان مهد هنرهای بسیاری بوده است مانند معماری و یا حتی موسیقی و اعراب جاهلیت بویی از هنر و فرهنگ نبرده بودند اما آیا کتابخانه ای برای آتش زدن بوده است و یا آیا با سابقه بی احترامی کردن به هنرو نژاد ایرانی این احتمال که کتابخانه نیز آتش زده شده است هست یا نه ، احتیاج به تحقیق بیشتر دارد ولی آن چیزی که مسلم است اعراب جاهلیت نژاد پرست بودند و بویی از هنر نبرده بودند

    • نخواستیم از عربهای جاهلی دفاع کنیم

    • آقای ولی الله عزیز نمیخام از اعراب جاهلی دفاع کنم، ولی اخبار تاریخی به ما میگن اعراب جاهلی از لحاظ موسیقی و شعر و آهنگ خیلی پیشرفته بودند، و خیلی از دستگاههای موسیقی ای که اکنون وجود دارد ریشه در موسیقی عرب دارد، زبان فارسی ای اکنون ایرانی ها با آن صحبت میکنند و بسیار شیرین و آهنگین است، از برکت ورود زبان عربی به ایرانه.

    • آقای محمدی در بحث علمی مبالغه نکنید اینکه یک فرش رو پاره کردن دلیلی بر این نیست که همه ی همه ی اعراب از آدم تا قیامت از فرهنگ و هنر بویی نبرده باشند . پس اگر اینجور باشه خشایارشا که با وحشی گری آتن که زادگاه فلسفه و انسان مداری و دموکراسی و فخر جهان غرب تا ابد هست رو غارت کرد و آکروپلیس رو به آتش کشید باید تا روز قیامت به ما ایرانی ها توهین کنن و بگن از تمدن و علم و… بویی نبردیم ؟؟؟

      • اقای سهیل یونانیان قبل از حمله خشایارشا سارد پایتخت لیدیه مظهر علم و دانش را غارت کردند و ان را اتش زدند و او به تلافی این کار به یونان حمله کرد.

        ابتدایی ترین نکات تاریخ را باید به این ملای امل یاد بدیم!! حتی امل ها هم میدونند برای چی خشایارشا حمله کرد!!

    • محمد بن جریر طبری در تاریخ الامم والملوک ج ۳ صفحه ی ۱۲۴ مینوسد .اعراب دروازه قصر را گشودند و سعد ابی وقاص در کاخ سپید منزل گرفت و ایوان را نماز خانه کرد و تندیس های گچی را که آنجا بود به جای نهاد . این سندی بر بطلان مبالغه و اغراق شماست جناب محمدی . تازه تندیس ها و مجسمه که بسیاری از فرق اسلامی با ساختنش مخالف بودن و هستن در جنگ اعراب مسلمان کاملا سالم موندن .

  6. سلام و هزاران سلام خدمت مدیر سایت وهمه دوستانی که زحمت می کشند
    ممنون از زحماتی که برای روشنگری و بیان واقعیت های آیین زرتشتی و تاریخ قبل از اسلام و بیان صحیح و درست اسلام می کشید
    بنده به شخصه مدتی است که با سایت شما و مطالب فوق العاده شما آشنا شدم. متاسفانه قبل از آشنایی با این سایت، گرفتار دروغ ها وجعلیاتی بودم که امثال بهرام مشیری و ناصر انقطلاع در شبکه ضد ایرانی پارس . کانال وان تبلیغ میکردند شده بودم .این دشمنان ایران وتاریخ ودین مردم با نامردی هر دروغ وجعلی را به نام تاریخ ایران به خورد مردم می دهند. عرب ستیزی و اسلام ستیزی بیداد میکند در این شبکه های سلطنت طلب وهمه دیکته شده از انگلستان وامریکا برای تخریب اتحاد و باورهای مردم ایران است. متاسفانه امروز موبدان زرتشتی حقایق این ایین ضد انسانی را از مردم پنهان میکنند وچهره ای پاک و عاری از هر گونه سیاهی و خشونت از زرتشت ودینش به مخاطب ارایه میدهند و متاسفانه خیلی از کسانی که امروز دم از زرتشتیگری وباستان گرایی می زنند کوچکترین اطلاعی از زرتشت ودینش و چند قرن هخامنشی و ساسانی ندارند و نمی دانند که چه جنایتها وقتل عام هایی در دوره هخامشنی وساسانی توسط شاهان فاسد و جانی این دو سلسله خون وآتش در حق مردم رفته است نمونه کوچک این جنایتها کتیبه ضد بشری بیستون است که توسط داریوش هخامنشی شاهی که به بیماری سادیسم و جنون ادم کشی مبتلا بوده است .شریعت وقوانین زرتشتی را به یقین می توان ضد بشری و زن ستیز و… معرفی کرد .کتاب وندیداد، دینکرد وماتیگان هزار دادستان سند جنایتها وظلم هایی است که چندین قرن در حق اجداد و نیاکان ما رفته است. کتاب هایی که امروز موبدان زرتشتی خجالت می کشند از انها صحبت کنند. متاسفانه امروز تعدادی در سودای برگشت به این ایین ضد بشری و زن ستیز هستند.
    لازم شد اعلام کنم که باید دوباره اشهد لااله الاالله واشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علیا ولی الله را زمزمه کنم چون خیلی بی ادبی و ظلم کردم به دینم و یقینا خدا ورسولش واهل البیت بنده رو خواهند بخشید
    به این نتیجه رسیدم که اسلام و تشیع بهترین مدل زندگی و راه سعادت بنده و بشر امروزی است
    به این نتیجه رسیدم که اجداد و نیاکان ما اسلام را به زور سر نیزه قبول نکردند و اگر غیر این بود هیچ قوم تازه مسلمان شده ای حتی یک قدم هم نمیتوانست در سرزمین ۸۰۰۰ ساله من قدم بردارد.
    به این نتیجه رسیدم که اجداد من از قرن ها سلطه موبدان زرتشتی و اجرای شریعت ضد بشری زرتشتی نظیر ازدواج با محارم وانواع واقسام ظلم های دیگر خسته شده بودند وبه همین دلیل بود که اسلام را به عنوان ندای رهایی از چنگال موبدان ونجات از اتش و اتشکده پذیرفتند
    من یک گیلانیم عضو کوچکی از ملت ایران و افتخار میکنم که مسلمان ایرانی هستم
    اعتراف می کنم که خیلی ظلم کردم در حق برادان عرب خودم واز همه این عزیزان ان کسانی که همانند پان ایرانیست ها به گمراهی نرفته اند پوزش می طلبم
    اسلام رمز اتحاد و رهایی ماست نه ملیت وقومیت
    من گیلانیم گیلانی ایرانی

  7. کتابسوزی به صورت اساسی نمیشه انکار کرد ، احتمالا با توجه به قول ابوریحان یک سری کتاب تاریخی سوخته باشند چون تازیان به تاریخ ملل علاقه نداشتند و حتی به نیاکان خود عنوان جاهلی میدادند ، شاید مورخین قرون اولیه به این علت به کتابسوزی توسط عمر بن خطاب اشاره نکردن که خودشان به نوشتن تاریخ ایران از گلشاه یا تا یزدگرد علاقه داشتند .
    از طرفی ما میبینیم که مثلا ابن ندیم به وجود کتابخانه هایی با منابع علمی اشاره میکند که البته ارزش علمی انها نسبت به دانش قرن چهارم هجری مسلمانان خیلی کم بوده و مورد توجه قرار نمیگرفتند و به علت بلایای طبیعی از بین رفته بود .
    این تنها چیزیه که به فکر من میرسه !

  8. ۱-کتابخانه جندی شاپور. دانشگاه جندی شاپور در خوزستان دارای کتابخانه بزرگی بوده است۲- کتابخانه تیسفون پایتخت ایران ساسانی۳- کتابخانه به شاپور(نیشابور)۴- کتابخانه شهر استخر (در شمال شیراز)

  9. ■- کتاب سوزی کتابخانه های ایرانیان توسط عربها

    ●- ابن خلدون مورخ بزرگ عرب و جامعه شناس مشهور درباره سوزاندن کتابهای ایرانیان توسط مسلمانان چنین میگوید:

    ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسلط بر جهان را در بر داشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند وبه سبب استمرار پادشاهی شان علوم عقلی نزدشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود . در زمانی که ایران فتح شد کتابهای بسیاری از کتابخانه ها بدست آمد . در نتیجه سعد ابی وقاص به عمر ابن خطاب خلیفه مسلمین  نامه نوشت تا درباره کتابها تصمیم گرفته شود. عمر پاسخ داد که همه کتابها را یا در آب بریزید و یا آنکه آتش بزنید . زیرا اگر چیزهایی در آنها باشد که برای راهنمایی و هدایت انسانها باشد ، ما قرآن را که کاملترین کتابها است داریم .ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست . اگر هم گمراه کننده باشند که الله ما را ازشر آنها نجات بدهد . پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند . 

  10. جناب آقای گیلانی(من یک گیلانیم): میدانستی گیلانیها(اجداد تو) در مقابل حمله عربهای مسلمان که به ایران حمله کرده بودند و ایران را فتح کرده بودند، صد سال مقاومت کردند؟ رشته کوه البرز کمک خوبی برای مردم گیلان بود زیرا عربها عادت چنگ در کوهستان مرتفع و صعب العبور را نداشتند لذا در جنگهای کوهستانی از مردم گیلان شکست میخوردند.در نهایت ازطریق خراسان و فتح مازندران ، گیلان را فتح کردند. جناب گیلانی: فکر میکنی عربها بعد از فتح شهرهای گیلان با مردم و اموال و ناموس گیلانیها چه کردند؟ بهتره وارد جزئیات آن فاجعه نشم. فقط بدان : بفرمان مازیار دلاور مرد طبرستانی، در یک شب تمامی زنان مازندران و گیلان شوهرهای غاصب عرب خود را سر بریدند. باز هم بگو ایرانیها اسلام را بزورسرنیزه قبول نکردند.

  11. اینو من تو فیس بوک خوندم درستو غلطشو نمبدونم.

    چرا اعراب به ایرانیان عجم می گفتند ؟

    هنگامی که قتیبه ، خوارزم را فتح کرده بود ، روز سوم در میدان بزرگی برای مردم صحبت می کرد .وی دستور داد که از بین فاضلان خوارزم چهار هزار تن بیاورند .

    سرهر چهار هزارتن را در یکروز بریدند.

    واز آن روز دستور دادند تا هرکسی به زبان پارسی گویش کند ، زبانش را ببرند .

    و مردم خوارزم از ترس بریده شدن زبانشان ، از حرف زدن خودداری می کردد . به همین روی به آنها عجم یا گنگ می گفتند .

    علم و دانش در ایران باستان و تاثیر ان بر جهان – مرحوم پرویز شهریاری – ص

     

  12. سیاوش امیرشاهی

    واژه عجم مربوط به اون حادثه و بعدش نیست

    در قرآن و اشعار عربی قبل از اسلام هم این واژه (عجم) به کار میرفت.

    پس حرف او پرویز شهریاری درست نیست

    دوست عزیز

    بیشتر اینهایی که این حرفها رو میزنن در بیسوادی مطلق به سر میبرن. علاوه بر اینکه بخش زیادی از اونها بنگی و شیره ای هستند.

  13. ببخشید اگر در یک مطلب قدیمی نظر میگذارم. تازگی در شبکه ولایت که مستقیما زیر نظر حضرت ایت الله مکارم شیرازی اداره وپخش میشود کارشناس محترم در جواب یک بیننده در مورد نحوه برخورد اعراب در حمله به ایران کاما مستدل وبا تکیه بر منابع اهل سنت نه تنها کتاب سوزی بلکه سایر وحشیگریها و قتل وغارتهای سپاه اعراب را در شهرهای مختلف ثابت کرد وضمن رد ادعای حضور امام حسن وامام حسین در این حملات این رفتارها را دلیل رد ادعای اهل سنت در حمایت از لشکریان خلیفه دوم و مسالمت امیز بودن رفتار انها دانست. این شبکه وبسایتی هم بنام ولیعصر دارد که در ان بحثهای خوب ومفیدی مطرح شده است. برای مدیر محترم که ساکن قم هستند امکان تحقیق در این مورد هست چون این شبکه از قم پخش می شود و از طرفی انگ باستان پرستی لااقل به شاگردان این مرجع عالیقدر نمی چسبد.

  14. تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها //پس کتابخانه گندی شاپور چی شد ؟دوستان من اینو توی کتاب دو قرق سکوت خوانده ام و حرفهای اقای پیمان را تائید میکنم حالا شاید طی سالها پیاز داغشو زیاد کرده باشن ولی بهر حال بوده است .امپراتوری ایران بزرگترین و پیشرفته ترین کشور جهان در زمان خود بود .
     

  15. برید این کتاب ها رو بخونیدتا بفهمید این اعراب چه بلایی سرتان اوردند.
    شاید خودتان هم یکی از نسل همان هایید که اینطور با وجود اینهمه دلایل
    باز از انها حمایت میکنید
    کتاب ۲ قرن سکوت(انتشارت امیرکبیر ص ۹۵،۹۶،۹۷- انتشارت سخن ص ۱۱۵،۱۱۶،۱۱۷،۱۱۸)

    کتاب تاریخ طبری چاپ مصر (صفحه ۲۸۵،۲۸۶)

    کتاب آثارالباقیه (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)

    کتاب تاریخ بخارا چاپ تهران(صفحه ۷۵)

    کتاب عقدالفرید چاپ قاهره (جلد ۲ صفحه ۵)

    کتاب تاریخ اجتماعی ایران (جلد دوم،صفحهٔ ۵۰ )

    کتاب تذکره الشعرا (صفحهٔ ۲۶)

  16. امپراطوری عظیم هخامنشی با اون شهر عظیم پرس پولیس و سیستم آب رسانی و ساختن بناهایی عظیم که از انسان اون موقع بعید بوده وجود کارت اعتباری برای تجار و درباریان وجود چاپارهای تندرو ، هنرهای دستی بسیار ظریف و علمی ، وجود راه ، کاروانسرا بین راهی ، ابزارالات جنگی ، صنعت نساجی قوی ، قانون مدون ، حقوق ماهیانه برابر زنان و مردان ، مرخصی کار و زایمان ، آزادی مذهب و اندیشه ، فرصت برابر شغلی ، سیستم مشورت و کشورداری ، وجود فرماندهان و پادشاهان و دریاسالاران زن ،و هزاران دستاورد عملی که از تاریخ به جا مانده و پنهانم نیست همه می تونن بقایاش رو ببینن نمایانگر دانش پیشرو و علم برتر ایرانیان در جهان ان دوره بوده.
    چطور یک عقل سلیم میگه کسانی که دستاوردها و سخنانشون رو حتی کتیبه نگاری میکردن برای حفظ این علم کتابخانه و نوشتاری نداشتن!!!!!
    یعنی همه اینها رو حفظی انجام دادن؟؟؟؟؟؟
    نه تنها تازیان بلکه مغولان و رومیان هم به این خاک رحم نکردن

      • مدیر محترم :هاید ماری کخ” در فصل سوّم از کتابِ «از زبان داریوش» بحثی جالب در خصوص وضعیتِ دستمزدها در عهدِ هخامنشی بر پایه ی الواح “تختِ جمشید” دارد:
        «مزدِ کارگران عمدتاً بصورت جنسی پرداخت میشد و پایه ی اصلی محاسبه ی آن “جو”، و حداقل مزد یک مرد، ۳۰ دقه (لیتر) جو در ماه بود ـ ـ ـ ـ روزانه یک دقه.»
        ولی این، همه ی استنتاج ِ “کخ” نیست؛ و نیمه بیان کردن ِ سخن اش، مانندِ گفتن ِ “لا اله” است بدونِ ذکر ِ “الا الله”.

        “کخ” در ادامه ی پژوهش اش چنین میآوَرد:
        «به جز این ۳۰ لیتر جو در ماه (که حقوق پایه ی حداقل بود)، همه ی کارگران به عناوین و مناسبتهای گوناگون، “اضافه درآمد” داشتند ـ ـ ـ ـ بطور منظم، هر دو ماه یکبار، یک لیتر جو و نیم لیتر شراب یا آب جو برای هر نفر؛ و یک بز یا گوسفند برای هر ۳۰ نفر در ماه داده میشد. به این مقدار، باید دستمزد ویژه ای را که دیوان اداری به نام “کمک شاهانه” (عبارت از یک لیتر آردِ جوی اعلا و یا یک لیتر جوانه ی خشکِ جو در هر سه ماه + شراب ترش) به کارگران میداد، افزود. در میان “کمکهای شاهانه” گاهی به میوه هم برمیخوریم. برای نمونه شماری از کارگران، ماهانه یک لیتر انجیر و برخی یک-سوم لیتر گردو گرفته اند. علاوه بر این اضافه پرداخت های همیشگی، پرداختی وجود داشت که به آن “پیش کشی” میگفتند. مثلاً زائوها ۵ ماهِ تمام حقوق ویژه ای میگرفتند ـ ـ ـ برای نوزاد پسر، ماهانه یک کوزه ی ۱۰ لیتری شراب یا آب جو، ۲۰ لیتر جو، گندم و گاه آرد؛ و برای نوزاد دختر، نصف این مقدار پرداخت میشد. کارگران همچنین برای انجام کارهای سخت، با احتسابِ ضریبِ سختیِ کار، اضافه دستمزد دریافت میکرده اند. این پرداختها و اضافه-پرداختهای مربوطه، فقط شامل کارگران و خدمتکاران ساده ـ بدون مهارت ـ میشد و اگر کسی میتوانست مهارت خود را در کار بالا برد، میزان حقوق بیشتری دریافت میکرد؛ مثلاً در یک لوحه، کارگری ۴۰ لیتر جویِ ماهانه (به جای ۳۰ لیترِ نُرم) دریافت کرده است.
        اسناد، نشان میدهد که مرد و زن برای انجام کارهایِ واحد و یکسان، مزدی برابر میگرفته اند. از بالاترین حقوقها را بانوان مدیر و سرپرست دریافت میکرده اند ـ ـ ـ ۵۰ لیتر جو در ماه + ۳۰ لیتر شراب + یک-سوّم یک بز یا گوسفند.
        به این ترتیب، امکان طبقه-بندیِ حقوق، بسیار متنوع بود و مجموعاً میتوان چنین برداشت کرد که نظام دیوانی هخامنشی میکوشید تا هرکس به اندازه ی کاری که انجام میدهد، مزد بگیرد. حقوقهای سازمانی ِ بالاتر مشتمل بر ماهانه ۶۰ لیتر جو و ۳۰ لیتر شراب میشد. کارمندی که “پیشکار کشاورزی” نامیده شده، ماهانه ۶۰ تا ۸۰ لیتر جو + یک و نیم بز/گوسفند حقوق داشت و حقوق کارمندان سرپرست خزانه و کارمندان ناظر هر کدام ماهانه ۹۰ لیتر جو + ۶۰ لیتر شراب + سه رأس بز/گوسفند بود. در الواح، جایی هم به جیره ی ساتراپ (حاکم- استاندار) هندوستان اشاره شده ـ ـ ـ ۲۱۰۰ لیتر جویِ ماهانه + ۹۰۰ لیتر شراب. همه ی جیره ی این دست بلندپایگان و نیز کارمندان رده ی بالا، مصرف شخصی آنها نبوده است و بخشی از آن ذخیره و انبار میشده و بخشی هم در بازار به فروش میرسیده است.
        الواح “تخت جمشید” مربوط به زمان حکومت “خشیارشا” و حکومت “اردشیر اوّل”، اغلب از پرداخت نقره به کارگران (به جایِ پرداختِ حقوق بصورت جنسی) گواهی میدهد. پرداخت نقدی قطعاً مورد استقبال کارگران قرار گرفت، چون میتوانستند کالای مورد علاقه ی خود را خریداری نمایند. هر خانواده ای برای خود باغچه و زمینی داشته و محتمل است که بذر مورد نیاز برای کاشت را نیز از حکومت دریافت میکرده اند. برای نمونه، در یکی از لوح ها، قید شده که گروهی کارگر، ۹۰ لیتر بذر جو گرفته اند. اشارات زیادی در دست است که کارگران، خود نیز صاحب احشام بوده اند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه ی بز و گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره ی علوفه داده میشد. به این ترتیب، پرورش حیوانات در چارچوبی معین، بخشی از مخارج کارگران را تأمین میکرد.
        همچنین در برخی نقاط، به کارگران ناهار میدادند. مثلاً در “خزانه”، آشپزهایِ زن برای نهار کارگران، غذایِ عمومی میپختند. بنابراین غذای ِ روزانه را هم باید به میزان حقوق افزود. پیوسته کوشش میشد تا به عناوین مختلف، دریافت-کنندگانِ حداقل دستمزد، با اضافه-پرداختهایی تأمین شوند و حداقل حقوق از آنچه در بین النهرین پیش از آن پرداخت میشد، بالاتر بود. در زمان داریوش، کمکهای پراکنده ی دولتی را نیز باید بر حقوق کارگران افزود. علاوه بر حق عیال و اولاد، زندگی این خانواده ها با کاشت و برداشت، پرورش ماکیان و درچارچوبی معین، با نگهداری بز و گوسفند تأمین میشد. هزینه ی لباس هم میتوانست بر عهده ی دربار باشد. به استناد اسناد، در کارگاه های شاهی ِ “خزانه”، به جز لباس های مجلل، لباسهای کاملاً معمولی نیز دوخته میشد که به احتمال زیاد مورد مصرف کارگران و کارکنان بود.
        در کنار مردمی که در خدمت دولت بودند، بی شمار پیشه وران و بازرگانان آزاد و همچنین کشاورزان و مالکین بزرگ نیز قرار داشتند که به سهم خود از خدمتکاران خاص استفاده میکردند.»
        “از زبان داریوش”، نوشته ی “هاید ماری کخ”، ترجمه ی “پرویز رجبی”، نشر کارنگ، چاپ سیزدهم، آبان ۱۳۸۷، ص ۶۰-۷۰.

  17. اصلن حتی نیازی به تاریخ و تاریخ نویسم نیست.
    تمدنی در ایران هست و بقایاش هم خوشبختانه هست و این خودش اثبات دانش برتر ان زمان هست نسبت به بقیه دنیا.

  18. هاید ماری کخ” در فصل سوّم از کتابِ «از زبان داریوش» بحثی جالب در خصوص وضعیتِ دستمزدها در عهدِ هخامنشی بر پایه ی الواح “تختِ جمشید” دارد:
    «مزدِ کارگران عمدتاً بصورت جنسی پرداخت میشد و پایه ی اصلی محاسبه ی آن “جو”، و حداقل مزد یک مرد، ۳۰ دقه (لیتر) جو در ماه بود ـ ـ ـ ـ روزانه یک دقه.»
    ولی این، همه ی استنتاج ِ “کخ” نیست؛ و نیمه بیان کردن ِ سخن اش، مانندِ گفتن ِ “لا اله” است بدونِ ذکر ِ “الا الله”.

    “کخ” در ادامه ی پژوهش اش چنین میآوَرد:
    «به جز این ۳۰ لیتر جو در ماه (که حقوق پایه ی حداقل بود)، همه ی کارگران به عناوین و مناسبتهای گوناگون، “اضافه درآمد” داشتند ـ ـ ـ ـ بطور منظم، هر دو ماه یکبار، یک لیتر جو و نیم لیتر شراب یا آب جو برای هر نفر؛ و یک بز یا گوسفند برای هر ۳۰ نفر در ماه داده میشد. به این مقدار، باید دستمزد ویژه ای را که دیوان اداری به نام “کمک شاهانه” (عبارت از یک لیتر آردِ جوی اعلا و یا یک لیتر جوانه ی خشکِ جو در هر سه ماه + شراب ترش) به کارگران میداد، افزود. در میان “کمکهای شاهانه” گاهی به میوه هم برمیخوریم. برای نمونه شماری از کارگران، ماهانه یک لیتر انجیر و برخی یک-سوم لیتر گردو گرفته اند. علاوه بر این اضافه پرداخت های همیشگی، پرداختی وجود داشت که به آن “پیش کشی” میگفتند. مثلاً زائوها ۵ ماهِ تمام حقوق ویژه ای میگرفتند ـ ـ ـ برای نوزاد پسر، ماهانه یک کوزه ی ۱۰ لیتری شراب یا آب جو، ۲۰ لیتر جو، گندم و گاه آرد؛ و برای نوزاد دختر، نصف این مقدار پرداخت میشد. کارگران همچنین برای انجام کارهای سخت، با احتسابِ ضریبِ سختیِ کار، اضافه دستمزد دریافت میکرده اند. این پرداختها و اضافه-پرداختهای مربوطه، فقط شامل کارگران و خدمتکاران ساده ـ بدون مهارت ـ میشد و اگر کسی میتوانست مهارت خود را در کار بالا برد، میزان حقوق بیشتری دریافت میکرد؛ مثلاً در یک لوحه، کارگری ۴۰ لیتر جویِ ماهانه (به جای ۳۰ لیترِ نُرم) دریافت کرده است.
    اسناد، نشان میدهد که مرد و زن برای انجام کارهایِ واحد و یکسان، مزدی برابر میگرفته اند. از بالاترین حقوقها را بانوان مدیر و سرپرست دریافت میکرده اند ـ ـ ـ ۵۰ لیتر جو در ماه + ۳۰ لیتر شراب + یک-سوّم یک بز یا گوسفند.
    به این ترتیب، امکان طبقه-بندیِ حقوق، بسیار متنوع بود و مجموعاً میتوان چنین برداشت کرد که نظام دیوانی هخامنشی میکوشید تا هرکس به اندازه ی کاری که انجام میدهد، مزد بگیرد. حقوقهای سازمانی ِ بالاتر مشتمل بر ماهانه ۶۰ لیتر جو و ۳۰ لیتر شراب میشد. کارمندی که “پیشکار کشاورزی” نامیده شده، ماهانه ۶۰ تا ۸۰ لیتر جو + یک و نیم بز/گوسفند حقوق داشت و حقوق کارمندان سرپرست خزانه و کارمندان ناظر هر کدام ماهانه ۹۰ لیتر جو + ۶۰ لیتر شراب + سه رأس بز/گوسفند بود. در الواح، جایی هم به جیره ی ساتراپ (حاکم- استاندار) هندوستان اشاره شده ـ ـ ـ ۲۱۰۰ لیتر جویِ ماهانه + ۹۰۰ لیتر شراب. همه ی جیره ی این دست بلندپایگان و نیز کارمندان رده ی بالا، مصرف شخصی آنها نبوده است و بخشی از آن ذخیره و انبار میشده و بخشی هم در بازار به فروش میرسیده است.
    الواح “تخت جمشید” مربوط به زمان حکومت “خشیارشا” و حکومت “اردشیر اوّل”، اغلب از پرداخت نقره به کارگران (به جایِ پرداختِ حقوق بصورت جنسی) گواهی میدهد. پرداخت نقدی قطعاً مورد استقبال کارگران قرار گرفت، چون میتوانستند کالای مورد علاقه ی خود را خریداری نمایند. هر خانواده ای برای خود باغچه و زمینی داشته و محتمل است که بذر مورد نیاز برای کاشت را نیز از حکومت دریافت میکرده اند. برای نمونه، در یکی از لوح ها، قید شده که گروهی کارگر، ۹۰ لیتر بذر جو گرفته اند. اشارات زیادی در دست است که کارگران، خود نیز صاحب احشام بوده اند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه ی بز و گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره ی علوفه داده میشد. به این ترتیب، پرورش حیوانات در چارچوبی معین، بخشی از مخارج کارگران را تأمین میکرد.
    همچنین در برخی نقاط، به کارگران ناهار میدادند. مثلاً در “خزانه”، آشپزهایِ زن برای نهار کارگران، غذایِ عمومی میپختند. بنابراین غذای ِ روزانه را هم باید به میزان حقوق افزود. پیوسته کوشش میشد تا به عناوین مختلف، دریافت-کنندگانِ حداقل دستمزد، با اضافه-پرداختهایی تأمین شوند و حداقل حقوق از آنچه در بین النهرین پیش از آن پرداخت میشد، بالاتر بود. در زمان داریوش، کمکهای پراکنده ی دولتی را نیز باید بر حقوق کارگران افزود. علاوه بر حق عیال و اولاد، زندگی این خانواده ها با کاشت و برداشت، پرورش ماکیان و درچارچوبی معین، با نگهداری بز و گوسفند تأمین میشد. هزینه ی لباس هم میتوانست بر عهده ی دربار باشد. به استناد اسناد، در کارگاه های شاهی ِ “خزانه”، به جز لباس های مجلل، لباسهای کاملاً معمولی نیز دوخته میشد که به احتمال زیاد مورد مصرف کارگران و کارکنان بود.
    در کنار مردمی که در خدمت دولت بودند، بی شمار پیشه وران و بازرگانان آزاد و همچنین کشاورزان و مالکین بزرگ نیز قرار داشتند که به سهم خود از خدمتکاران خاص استفاده میکردند.»
    “از زبان داریوش”، نوشته ی “هاید ماری کخ”، ترجمه ی “پرویز رجبی”، نشر کارنگ، چاپ سیزدهم، آبان ۱۳۸۷، ص ۶۰-۷۰.

    مدیر محترم این هم همون منبع هست .
    مردم دوره هخاپنشی و ساسانی در رفاه بودن و برای همین هست که با جون و دل در ابادانی کشورشون سهیم بودن و شورش و انقلابی در کار نبود چون همه راضی و مرفه بودن.
    کوروش بزرگ سعیش بر عدالت و فرمانروایی عادلانه برای همه ادیان بود از این رو بود که بعد از این همه قرن مورد احترام همه ادیانه و این فرقش با آدمهای دیگست.
    عدالت و آزادی دستاورد بزرگ دوره فرمانروایی این پادشاه دلها بود.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

*

code

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

طراحی سایت
طراحی سایتقالب وردپرسسئوسرویس و تعمیر کولر گازی